سایر منابع:
سایر خبرها
افشاگری رحیمی علیه احمدی نژاد
من حکمی صادر کردید و با حفظ سمت به عنوان معاون حقوقی منصوب نمودید که خلاف مقررات بود. چاره ای نداشتم جز آنکه از دیوان محاسبات استعفا بدهم و به همین خاطر باعث رنجش برخی از دوستان قدیمی و صمیمی ام شدم و آغاز رنجش ها هم از همان جا شروع شد. به دولت آمدم و آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و در انجام وظایف محوله به ویژه ترمیم روابط دولت و مجلس کوتاهی نکردم. در اواخر دولت نهم بود که به
عامل جنایت پل مدیریت اعدام شد
...:ظهر چهارشنبه 15 تیرماه دختری دانشجو به نام مهسا پس از رد درخواست رابطه دوستی با همکلاسی اش به نام کوشا مورد حمله وی قرار گرفت و با ضربات متعدد چاقو از پای درآمد. لحظاتی پس از وقوع این جنایت، کوشا توسط شاهدان حاضر و پلیس در صحنه دستگیر شد. این متهم در تمام مراحل رسیدگی، به جنایت ارتکابی اعتراف کرد و نهایتا از سوی دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شد که این حکم پس از تایید از سوی دیوان عالی کشور بامداد سه شنبه امروز در میان جمعی از مردم تهران و خانواده اولیای دم در محل حادثه به مرحله اجرا درآمد. ...
سرنوشت یک زن کارگر کر و لال و آرزوهایش/ نان شب، شرمنده کارگران/وزیر از مشکل کارگر چه می داند؟
گرفته در گزارش فعلی، سیاست های اجرایی دولت در بخش اقتصاد منجر به افزایش هزینه تولید، نارضایتی کارگر، کاهش تولید، بهره وری پایین، افزایش واسطه گری و تمایل به سپرده گذاری در سپرده های بانکی معاف از مالیات به دلیل روند روبه رشد واردات از مجاری رسمی و غیررسمی شده است. * اجاره خانه 350 هزار تومانی و معیشت خانواده 3 نفره با 800 هزار تومان حقوق پس از عزیمت به سمت میدان بهارستان تهران
انفجار جمعیت در اکران عصر یخبندان در برج میلاد
در پاسخ به این پرسش که فیلم شباهت هایی به فیلم سینمایی جهنم در اقیانوس آرام به کارگردانی برومن دارد، گفت: این موضوع درست است. اما من بعد از اینکه فیلم نامه بدون مرز را نوشته بودم، به توصیه یکی از دوستان فیلم آقای برومن را دیدم و من هم متوجه تشابهاتی شدم. درست است این دو فیلم ظرف های مشابهی دارند، اما محتوای این دو با هم فرق می کند و من به دنبال تاثیر جنگ در زندگی خودمان بودم و چقدر این موضوع می
زورگیری از خانم جوان و تلاش برای آزار و اذیت
دوازدهم دی ماه خانم جوانی با حالتی مضطرب و لباس های پاره به کلانتری 166 لشگرک مراجعه و به مأموران گفت: در سه راه افسریه به عنوان مسافر سوار یک دستگاه پراید سفید رنگ شدم اما ناگهان راننده تغییر مسیر داد و با تهدید چاقو و ضرب و شتم اقدام به سرقت وجه نقد، طلا و جواهرات و مدارک شناسایی من کرد و زمانیکه قصد داشت تا مرا مورد آزار و اذیت قرار دهد خودم را از ماشین به بیرون پرتاب کرده و از دست او فرار
حادثه هولناک از زبان قربانی اسید پاشی
.... رفتارش هم غیرعادی و ظاهرش بشدت به هم ریخته بود. به همین خاطر پس از رفتن او دخترم را به سختی سرزنش کرده و گفتم: این پسر از هیچ نظر مناسب تو و خانواده ما نیست. بعد هم از او خواستم هر چه سریع تر این ارتباط را قطع کند. اما هرگز تصور نمی کردم تا این حد بیمار باشد و چنین بلایی سر دخترم و زندگی ما بیاورد. امیدوارم پلیس و دستگاه قضایی با این جنایتکاران برخورد کند و مجازات سختی برایشان در نظر بگیرد تا درس عبرتی برای آنها و افرادی شود که چنین تصورات شیطانی در ذهن دارند. گفتنی است با گذشت هفت روز از این ماجرای هولناک ردیابی های پلیسی برای دستگیری متهم فراری همچنان ادامه دارد. ...
پاسخ به 5 پرسش حقوقی
و با توجه به شهادت شهود و وضع مالی جدید شما قاضی تصمیم گیری می کند. این موضوع در صورتی که وضع مالی شما خوب شود هم صدق می کند و در این صورت همسرتان می تواند درخواست افزایش اقساط یا گرفتن مهریه به صورت یکجا را مطرح کند. طلاق غیابی همسرم به دلیل کارش سالی یک بار به خانه می آید. من هم در خانه پدرم زندگی می کنم. از این وضع خسته شدم. آیا می توانم درخواست طلاق غیابی بدهم؟
حمید حامی دیگه بی خیال مافیا شده!
من مجبور شدم اسم و قطعه ای که از سروده های اهورا ایمان بود را حذف کنم. یعنی حاضر نشدم قطعه اهورا ایمان بدون نام او در آلبوم قرار بگیرد و گرفتن مجوز اشعار به تنهایی دو سال زمان برد و حدود یک سال و نیم زمان برای گرفتن مجوز موسیقی صرف کردم. در تمام این مدت نیز مشغول ضبط، میکس و مسترینگ آلبوم بودم که خدا را شکر از میکس و مستر آلبوم مثل همیشه راضی بودم. چون خیلی سخت کوشم و روی میکس و مستر وسواس دارم
به نام اعتدال علی(ع) را خانه نشین کردند
به گزارش فرهنگ نیوز، شیخ جعفر شجونی متولد سال 1311 در فومن است. وی در طول سال های پیش از انقلاب یکی از چهره های مهم در مبارزه با رژیم پهلوی محسوب می شده و چندین مرتبه نیز از سوی ساواک و شهربانی دستگیر و روانه زندان شده است. او درخاطراتش درخصوص دستگیری توسط عوامل رژیم می نویسد: در سال 1352 چند وقتی بود که از طرف رژیم شاه به خاطر سخنرانی ها و مطالبی که در منبرهایم طرح می کردم ممنوع المنبر شده بودم
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
، راضی است یا آن را بیشتر می پسندد؟ گفت: در این باره باید مقدمه ای بگویم. وقتی در روستا زندگی می کردم عاشق تعزیه و نمایش های روستائیان بودم. اغلب هم با بچه ها تعزیه خوانی به راه می انداختیم و من نقش شمر را بازی می کردم؛ برخلاف پدرم که گویا هنگام جوانی و سلامتی علی اکبر خان تعزیه ها بوده است. پس از آن به تئاتر و سینما بسیار علاقه مند شدم و به تشویق مجید محسنی که آن زمان به کرمان آمده بود، راهی
کیارستمی به مرادی کرمانی چه می گوید؟
در روستا زندگی می کردم عاشق تعزیه و نمایش های روستاییان بودم. اغلب هم با بچه ها تعزیه خوانی به راه می انداختیم و من نقش شمر را بازی می کردم؛ برخلاف پدرم که گویا هنگام جوانی و سلامتی علی اکبر خان تعزیه ها بوده. پس از آن به تئاتر و سینما بسیار علاقه مند شدم و به تشویق مجید محسنی که آن زمان به کرمان آمده بود راهی تهران شدم که تئاتر بخوانم و بازیگر شوم. به مدرسه هنرهای دراماتیک هم رفتم و در آنجا با
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
، راضی است یا آن را بیشتر می پسندد؟ گفت: در این باره باید مقدمه ای بگویم. وقتی در روستا زندگی می کردم عاشق تعزیه و نمایش های روستائیان بودم. اغلب هم با بچه ها تعزیه خوانی به راه می انداختیم و من نقش شمر را بازی می کردم؛ برخلاف پدرم که گویا هنگام جوانی و سلامتی علی اکبر خان تعزیه ها بوده است. پس از آن به تئاتر و سینما بسیار علاقه مند شدم و به تشویق مجید محسنی که آن زمان به کرمان آمده بود، راهی
کیف قاپ عاشق خروس در بند مردم
بچه محلمان است کیف قاپی می کنم. روز حادثه هم او موفق به فرار شد اما من گرفتار شدم. مأموران پلیس در تلاشند تا همدست متهم را بازداشت کنند. خودت را معرفی کن؟ مجید هستم 25 ساله. به چی مشهوری؟ بین دوستانم به مجید جیجی مشهور هستم. چرا به این اسم شهرت داری؟ از دوران بچگی به جوجه و مرغ و خروس علاقه مند بودم. به طوریکه همیشه جوجه و خروس داشتم و با آنها سرگرم بودم
از پخش اعلامیه تا دیدار با امام خمینی(ره)
و شوهرم) علیه رژیم شاهنشاهی کارهایی انجام می دادیم و بیشتر وقت ها ساواک به منزل پدرم برای بازدید می آمدند. وی افزود: یک روز که شوهرم برای ماموریت رفته بود من خانه مادرم بودم و به برادر کوچک ترم گفتم: بیا باهم به خانه مان برویم و برگردیم، وارد خانه که شدم چند دقیقه ای طول نکشید که زنگ خانه به صدا درآمد. این بانوی مبارز انقلابی با چهره ای آشفته ادامه داد: درب خانه را باز کردم و دیدم
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)
داشتند و پدرم منبری آنها بود. این طور نبود که برای اولین بار به تهران بیاید. ایشان هم قبول کردند و من یادم است که اوایل سال هشتم دبیرستان بودم که پدرم به تهران آمد و من پیش خانواده مادری بودم و ادامه تحصیل دادم در قم و وقتی سال تحصیلی تمام شد من هم به تهران آمدم. * آن اتفاقاتی که در سال 42 در قم افتاد، شما خاطره ای از آن روزها دارید؟ کاملا جلسات خصوصی پدرم با دوستانشان را به یاد
لبخند به زندگی پای چوبه دار
دانم او چرا چنین کاری کرد. محمود که فراری شده بود، چندماه بعد از ارتکاب جنایت بازداشت شد و به قتل اقرار کرد. او گفت: روز حادثه فهمیدم چند نفر برادرم را کتک زده اند، آنها در تماس تلفنی با من برای دعوای مجدد در پارک قرار گذاشتند به همین دلیل چاقویی برداشتم و سر قرار رفتم، اما آنها با دیدن چاقو فرار کردند، در آن هنگام چشمم به دوپسر افتاد که روی نیمکت نشسته بودند و البته در درگیری نقشی نداشتند به یکی
پدر صنعت ایران چرا موفق شد؟/ راهی به طول 60 سال
مهندس بازرگان بودم و دیدگاه های ملاطفت آمیز اسلامی ایشان بر من تاثیر داشت. در سال پایانی تحصیل دانشگاهی محسن خلیلی کودتای 28 مرداد سر گرفت: چون در فعالیت های اجتماعی مشارکت سنگین داشتم، برخی از امتحاناتم را به شهریور موکول می کردم. در امیر آباد، کوی دانشجویان با دوستانم درس می خواندم که صدای توپ های متعددی بلند شد و دود از تهران برخاست. نگران کودتا شدم. خود را پیاده از امیر آباد به خانه
من دیه گو مارادونا هستم ، حال تماشاگران را بهتر کرد
. اوایل تابستان امسال وقتی داشتم فیلمنامه خمسه خمسه را می نوشتم، محمد پیرهادی تماس گرفت و گفت اگر طرح یا داستانی با زمینه جاسوسی و درباره ترور دانشمندان هسته ای دارم یا می توانم بنویسم بگویم تا شاید بتوانیم با هم کار کنیم. من که بعد از روز شیطان فیلم جاسوسی نساخته بودم و دلم لک زده بود، فورا بله را گفتم و مشغول جستجو در طرح ها و خلاصه داستان هایی شدم که از سال ها پیش در ذهن داشتم. یک طرح
"صد سال تنهایی" چگونه توسط بهمن فرزانه ترجمه شد؟
با زنده یاد بهمن فرزانه چنین گفت: در سال 49 یا 50 بود که فرزانه چاپ و نشر ترجمه کتاب من میکل آنژ پیکرتراش را که مجموعه ای از نامه های میکل آنژ بود، به مؤسسه امیرکبیر متعلق به پدرم واگذار کردند. این کتاب با معیارهای آن روزگار در هیأتی مقبول و شکیل منتشر شد و باب مکاتبه مرا با آقای فرزانه باز کرد. در آن ایام من بیست و یکی دو سال بیشتر نداشتم و تازه نرم نرم سررشته تولید و ویرایش مؤسسه امیر کبیر را
روزی که وزیر نفت ایران تا پای مرگ رفت
برویم زیر میز. ما هم رفتیم.در این لحظه خیلی ترسیده بودی؟راستش بله، اما وقتی فهمیدم کار کارلوس است احساس کردم افتاده ام دست کسی که می خواسته مرا بکشد. 47 ساعت مهمان کارلوس بودم و از همان لحظه اول گفت که مرا خواهد کشت. اما می دانی، یک چیزی درون انسان هست که در وضعیت به شدت بحرانی باعث می شود قوی تر از همیشه باشی. نزدیک های ساعت چهار بود که خودش آمد و گفت یک یادداشت سیاسی خطاب به دولت اتریش بنویس و اگر
مرگ مرموز بعد از ملاقات با مرد غریبه
سمیرا همسر مقتول با مردی به نام علی رابطه داشت و شوهرش هم در جریان این رابطه قرار گرفته بود. با به دست آمدن این اطلاعات سمیرا بازداشت شد و اعتراف کرد روز حادثه شوهرش با علی قرار داشت. نماینده دادستان ادامه داد: ماموران در ادامه علی را شناسایی و بازداشت کردند. علی در ابتدا مقاومت کرد اما بعد از انجام بازجویی های متعدد لب به اعتراف گشود و گفت اتهامم را قبول دارم، من با کاظم درگیر شدم و به خاطر ترس با
عامل قتل مادر و فرزند پای چوبه دار
طلاهای او را سرقت کرده بود. در ادامه تحقیقات چند بار پدر خانواده به عنوان مظنون دستگیر شد که در بازجویی ها منکر قتل همسر و فرزندش شد اما 6 سال پس از این جنایت در تاریخ 20 مهر سال 90 لب به اعتراف گشود و به قتل هسمر و دخترش اعتراف کرد.او درباره انگیزه اش گفت: شب حادثه همسرم می خواست به خانه پدرش برود که سر این موضوع با همدیگر بحث کرده و من با ضربه چاقو او را کشتم. در این لحظه دخترم از خواب بیدار شد
دختر طراح را از چوبه دار نجات دهید
قرار ملاقات داشت. به این ترتیب ریحانه بازداشت شد و به قتل محمدرضا با واردکردن ضربه چاقو به کمر او اعتراف کرد.متهم مدعی شد روز حادثه برای تغییر کاربری منزل مقتول به مطب، به خانه وی رفت و مشغول بررسی آنجا بود اما در نهایت به خاطر دفاع از خود مجبور به واردآوردن ضربات چاقو به پزشک میانسال شد و او را به قتل رساند. ریحانه ادعای دفاع مشروع را در دادگاه نیز مطرح کرد اما قضات رسیدگی کننده به این پرونده این
مادر آمنه: بیمارستان مطهری در نابینایی چشم چپ آمنه مقصر بود
فارس : مادر آمنه بهرامی که از چهره اش می توان درد و رنجی که کشیده مشاهده کرد در بازدید از خبرگزاری فارس به همراه آمنه دختر خود درد دل خود را بازگو کرد. * شما به عنوان خانواده آمنه قطعاً سختی های زیادی را متحمل شده اید. می شود بگویید که بیشترین سختی در کدام بخش از زندگی بود؟ + به عنوان مادر آمنه، بسیار دچار استرس بودم که امیدوارم هیچ مادری سختی که من متحمل شدم را تجربه نکند
دستگیری مادر کودک آزار در شهریار
بروم.این کودک افزود: از وقتی پدرم فوت کرد اخلاق مامانم بد شد. اجازه بازی کردن با دوستانم را به من نمی دهد. فقط حق داشتم به مدرسه بروم. اگر کمی دیر به خانه می آمدم با زنجیر و کابل کتکم می زد و با بستن دست و پایم با زنجیر ساعت ها مرا در اتاق زندانی می کرد. روز حادثه نیز به سختی توانستم خودم را به گوشی تلفن برسانم و شماره پلیس را بگیرم و کمک بخواهم.بازپرس پرونده وقتی حرف های حسین را شنید از مادر او
روایت سیما از سوءتفاهمی که زیبایی اش را سوزاند
شوهرش ازدواج کنم اما این حرف ها یک شایعه بیشتر نبود که هنوز نمی دانم منشأ آن کجاست؟! حتی عباس از من کوچکتر بود و 23 سال داشت. پری سیما هربار که زنگ می زد تهدیدم می کرد مرا خواهد کشت. از صحبت های بی پایه و اساسش خسته شده بودم. همیشه تلفن را قطع می کردم یا مادر و برادرم با او صحبت می کردند تا او را از این اشتباه درآورند ولی او گوشش بدهکار نبود.سیما ادامه داد: من نامزد داشتم و پری سیما از این ماجرا
پدرکشی برای نجات مادر!
به گزارش سرویس حوادث خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بنابر اعلام پلیس محلی فلوریدا، این پسر به همراه خانواده اش به پیک نیک رفته بودند اما با شروع درگیری میان پدر و مادرش، مجبور شد برای حفاظت از جان مادرش دست به این اقدام بزند.این پسر به نیروهای پلیس فلوریدا گفت: پدرم قصد داشت مادرم را مورد ضرب و شتم قرار دهد و از آنجایی که طاقت نداشتم مادرم در این وضعیت باشد به سرعت اسلحه ای را برداشتم و به سمت
آخوندها از مریخ نیامده اند و نامه یک دختر حزب اللهی به روحانی
بسم الله الرحمن الرحیم آقای روحانی سلام می خواهم امروز به بهانه صحبت هایتان در چهارمین جشنواره فناوری اطلاعات یک انشای سرگشاده بنویسم !آقای روحانی آن روزها که من خیلی خیلی کوچولو بودم ویدئو نداشتیم اما همسایه ها و بعضی اقوام مان داشتند وقتی می رفتیم خانه شان توی تلوزیون می دیدیم چند تا زن و مرد دارند با هم می رقصندو آواز می خوانند، چون مامان گفته بود این کار گناه دارد هروقت می دیدم چشم هایم را می
چرا کار به همسرکشی می رسد؟
با وجود یک فرزند در خانواده، شوهر با ضربات متعدد چاقو از پشت سر همسرش را به قتل رسانده است.وی ادامه داد: قاتل انگیزه این قتل را شرایط اقتصادی حاکم بر خانواده، بیکاری و توقعات مالی همسرش می داند.شعبانی افزود: ندامت و پشیمانی بعد از ارتکاب قتل بلافاصله سراغ قاتل آمده و وی در حالی که همواره اشک می ریزد خواستار قصاص خویش و پیوستن به همسرش است.وی گفت: این موضوع حکایت از نبود کنترل در هنگام عصبانیت از
یک شب اسارت دختر جوان در بیابان!
زدن نداشت پیدا کردند و بلافاصله وی را به بیمارستان انتقال دادند. نقشه شوم دختر جوان بعد از درمان اولیه مقابل ماموران پلیس قرار گرفت تا آنچه را که برایش اتفاق افتاده بود توضیح دهد. او گفت: روز حادثه وقتی کنار خیابان ایستاده بودم تا به دیدن دوستانم بروم، خودروی پرایدی که یک سرنشین داشت مقابلم توقف کرد. من هم به تصور اینکه راننده آن مسافرکش عادی است، سوار ماشین شدم و به سمت یکی از