سایر منابع:
سایر خبرها
ذبح حیا در مقابل آتش هوس/+ 18
برای ماندن در شهر خودشان نداشته است. شبانه به سمت شهری دیگر راهی می شود. در این شهر با مرد متاهلی به نام حمید آشنا می شود و بعد از ادواج موقت با او باردار می شود. حمید به سقط جنین اصرار دارد اما فریبا زیر بار نمی رود و از دست حمید فرار می کند. خانه ای برای خودش اجاره می کند و تا به دنیا آمدن کودک همان جا می ماند. از قضا یکی از همسایه ها از همان واسطه ها بوده است. زیر پایش می نشیند که با یک بچه سر چه
ناشنیده هایی از طلایه دار مقاومت و آزادی
آیا در منزل و در حوزه خصوصی هم این روال تداوم داشت؟ مثلا درباره ازدواج دختران شان چگونه نظر می دادند؟ به عهده خودتان می گذاشتند یا تحمیل می کردند؟ می خواهیم بدانیم کسی که در جامعه به آزاداندیشی شهره بوده در منزل هم همین مشی را دنبال می کرده؟ در هیچ موضوعی دیکتاتور نبودند. درباره ازدواج ما هم همین گونه بود. البته برای خود معیارهایی داشتند. می گفتند اگر خود بچه ها بخواهند من حرفی ندارم ولی
ماجرای تلخ 5 روز گروگانگیری زهرا بدیهی در بناب +عکس
او و خانواده اش از دستگاه قضایی، محاکمه و مجازات هرچه زودتر آدم ربایان است ادامه می دهد : پس از این ماجرا، نه تنها ما بلکه همه مردم شهر شوکه شدند. خیلی از مردم با حضور در مساجد برای اینکه دخترم سالم به خانه برگردد دعا کرده بودند و حتی مسئولان مدرسه دخترم، همراه بچه ها راهی مسجد شده بودند تا برای بازگشت او دعا کنند. برای همین وقتی خبر مرگ دخترم را شنیدیم، همه ما شوکه شدیم. زهرا دختر خوش قلب و مهربانی بود. او دختر دومم بود و حالا تنها خواسته ما محاکمه هر چه زودتر عاملان این جنایت است.
بخش های خواندنی کتاب دختر شینا
دیدم. کار سختی داشت. اوایل انقلاب بود. اوج خرابکاری منافقین و تروریست ها. صمد با فعالیت های گوهک ها مبارزه می کرد. کار خطرناکی بود. یک ماه که گذشت، تیمور، برادر صمد آمد پیش ما که درس بخواند. قایش مدرسه راهنمایی نداشت. به همین خاطر صمد تیمور را آورد پیش خودمان. حالا واقعا کارم زیاد شده بود. زحمت بچه ها، مهمان داری و کارهای روزانه خسته ام می کرد. آن روز صمد برای ناهار به خانه
بزرگترین ارتش دنیا با سلاح هسته و بزرگترین زرادخانه شیمیایی/ کره شمالی ها چطور مجوز ازدواج می گیرند؟/ ...
1984. مادرش او را از کودکی ستاره صبح خطاب می کرد. مردم کره شمالی تقریباً تا دو - سه سال مانده به مرگ کیم جونگ ایل شناختی از پسرش کیم جونگ اون نداشتند. او سومین پسر کیم جونگ ایل است و تا سال 1998 با نام مستعار در مدرسه ای انگلیسی زبان در برن سوئیس تحصیل می کرد. بسیاری از تحلیل گران که زندگی شخصی کیم جونگ اون را مطالعه می کنند، معتقدند که مدل موی او به این دلیل انتخاب شده تا او هرچه بیشتر به
وقتی مجاهدین خلق آیت الله طالقانی را تهدید به ترور کردند
کرد: نفت باید از ید قدرت اجنبی آزاد شود. در انتخابات هم مجدد ایشان فتوا داد که هم منتخبین و هم عامه مردم در انتخابات شرکت کنند. شخصیت دوم آیت الله شیخ محمد تقی بافقی بود. او معلم اخلاق و عرفان بود که آقای طالقانی مدتی درس در پیش او خوانده بود. در قضیه رفتن همسر و دختران رضاشاه به حرم حضرت معصومه(س)؛ نام آیت الله بافقی به زبان ها افتاد. خُب خانواده رضاشاه در آن سفر به قم و زیارت حضرت
فقر فرهنگی روستاهای خاتم و چشم انتظاری برای برنامه ریزی مسئولین
/> با یکی از اهالی روستا به گفتگو نشستیم و در خصوص اوضاع و احوال مردم این منطقه به گفتگو پرداختیم. این خانم نیز از شدت فقر و بیکاری به شدت گله کرد و گفت: ما در این راستاها حتی از ابتدایی ترین امکانات محرومیم و فرزندان خود را به سختی به درس خواندن تشویق می کنیم و بیشتر از همان آغاز کودکی به کار کردن مجبور می کنیم. دلیل این اجبار نیز عدم وجود آموزش و پرورش و کلاس درس است.
180 دقیقه با پیامبر مهربانی ها/ صحنه هایی که اشک را جاری می کند
آنجایی آغاز می شود که سپاه ابرهه برای نابودی خانه خدا به مکه عزیمت می کند. تحسین بیینده بر نمایش حمله ابرهه به مکه و نابودی شان توسط ابابیل مخاطب در همان ابتدای فیلم با صحنه ها و جلوه های تأثیرگذاری رو به رو می شود که نشان از عظمت این پروژه دارد؛ آنجا که خبر می رسد فیل سواران ابرهه به مکه نزدیک می شوند و مردم از ترس حمله آنان خانه و زندگی خود را رها کرده و سعی می کنند خود را به خارج
اردوهای جهادی تجلی گاه سازندگی/رفع محرومیت در روستاهای کردستان
خیبرروستای شوراب خان مشغول تعمیر میزها و صندلی ها و عده ای هم در داخل مدرسه در حال رنگ کردن راهرو و کلاس های درس بودند. رضا فتحی دانشجوی رشته تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قروه که به گفته خود کارساختمان سازی در قروه را رها کرده و به این اردوها پیوسته بود به خبرنگار مهر گفت: برای دومین سال است که در این اردوها شرکت می کنم و واقعا از کار برای مردم محروم منطقه لذت می برم و اگر عمری
گل سازی و نقاشی روی پارچه در دماوند
عرضه می کنیم. آنجا بسته بندی می شود. در آنجا آقایان هم این کار را انجام می دهند. جدیداً از چسب لحیم کاری استفاده می کنند که من خودم باید دوره اش را ببینم. مشکلات شما چیست؟ در حال حاضر مشکل اصلی ساختمان فنی و حرفه ای است. اگر جای جدید برویم خیلی خوب می شود. چون تقاضای ثبت نام زیاد است، از تهران و رودهن هم می آیند. مشکل دیگر تهیه مواد اولیه است که بچه ها می خواهند ما آن را در
این اعتیاد ترک ندارد!
. صحنه عجیبی است. این همه پسر بچه که معلوم است همه شان زیر 20 سال سن دارند این ساعت روز زیر آفتابی که هر کسی بیشتر از سه دقیقه زیر آن بماند داغ می کند بی کمترین ناراحتی زیر آفتاب دراز کشیده اند در حالی که هیچ کدامشان در این دنیا نیستند. کسرا به این صحنه می خندد و با صدای بلند یکی از پسرها را خطاب قرار داده و می گوید: ما همگی بچه مدرسه ای هستیم. در یک مدرسه و در یک کلاس درس می خوانیم. چند سالی بود
بنیاد در آینه مطبوعات
ساعته نگهبانی بدهیم. جای وحشتناکی نبود تا اینکه یک روز به یکی از دبیرستان های سنندج به نام دبیرستان شهید ناصر رن جآوری رفتم. نامه از دبیرستانم در کاشمر گرفته بودم تا برای درس ریاضی ام که امتحانش مانده بود، امتحان بدهم. بعداز بازگشت متوجه شدم روستا کمی آشفته و به هم ریخته شده است. نیروهای کومله به مردم روستا حمله کرده بودند و درگیری شدیدی به وجود آمده بود. تا روز بعد، دائم صدای تیراندازی به گوش می
خبر درباره محرومیت های کفتار دره دماوند تایید شد/ خبرنگاران، محرومیت زدائی در اندیشه امام خمینی(ره) را ...
به گزارش سرویس اجتماعی آفتاب ری، به نقل از پایگاه خبری تارود ، رسانه هایی که سعی در وارونه جلوه دادن حقیقت داشتند، بر این نکته تاکید داشتند که کفتار دره از لحاظ تقسیمات کشوری روستا نمی باشد و این افراد انسان های اولیه نیز نمی باشند. در حالی که روستا در تعریف لغوی و بنابر فرهنگ لغت عبارت از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانواده که در اراضی به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد بیشتر آنان از طریق کشاورزی حاصل می شود و مقصود خبرنگار لزوما از آور
بعد از یک سال 30 هزار تومان جمع کردم تا دو دندانم را بکشم/ غروب چشمان شیدا پشت ابرهای آستیگماتیسم + ...
چهار به سمت مدارس، مساجد و خانه های بهداشت سه روستا شتافتیم، عده ای با ماشین رفتند، روستا مانند سونای خشک بود و کولر کوچک ما از کولر بودنش فقط ژست گرفتن به سبک وسایل سرمایشی را بلد بود، جهادی ها مشغول تمیز کردن مسجد بودند که دختربچه های روستایی با حیا و خجالت وارد شدند، کار که تمام شد آزاده مونوپادش را آتش کرد و از بچه های روستا عکس با طعم سیب و هلو گرفت، دانشجوها برای نظافت مدرسه رفتند من نیز کنار
من مادر هستم...
قابل شود که البته تا نه سالگی نقاشی فوق العاده ای داشت و او را به کلاس می بردم، درس هایش هم همیشه در مدرسه اول بود اما افسوس... . وی گفت: زندگی مشترک ما ده سال بود و وقتی برای بار دوم باردار شدم و بچه ام سقط شد و برای مراقبت در خانه مادرم بودم، همسرم کلید خانه را به بهانه ای از من گرفت و بعد از آن دختر 9 ساله ام را نمی آورد که ببینم و در نهایت یک دعوای بی خودی با خانواده ام درست کرد و
بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم در راه بازار نشر
/> در بخشی از کتاب می خوانیم: نمی دانم این زن و شوهرها چطور از عهده این همه چیز برمی آیند، هر شب چند ساعت وقت صرف می کنند تا بچه هایشان را ببرند به رختخواب و برایشان از روی کتاب، قصه بچه گربه های بی تربیت و فُک های یونیفرم پوش بخوانند و بعد اگر بچه دوباره دستور داد دوباره از اول شروع کنند به خواندن. در خانه ی ما پدر و مادرمان ما را فقط با دو کلمه می گذاشتند توی رختخواب خفه شو. این آخرین چیزی بود که
وحید جلیلوند در مصاحبه با هافینگتون پست: با انصافم و تلخ
بتوانند از طریق سینما، هنر، فرهنگ، معماری و ورزش کنار هم باشند، همیشه می توانند زمینه های مشترکی پیدا کنند. ورزش هم می تواند وحدت بخش باشد. * شما آهنگساز هم هستید؟ - سه تار و دف می زنم که نوعی درامز است، یک ساز دایره ای که به دست می گیرید و می نوازید. بیست سال است دف می زنم. وقتی جوان تر بودم درس هم می دادم. سه تار را دوست دارم و وقتی تنها هستم برای خودم بزنم. * نخستین
روستاهایی که به دست آقای مهندس آباد می شود
می زنند و سایر بچه ها وارد گروه های عمران و معماری می شوند. گروه اول کسانی می شوند که مسئول رسیدگی به امور برق خانه ها و مساجد و مدارس هستند. اعضای این گروه حتی برای رفع مشکلات مربوط به آبدهی قنات ها، موتورآب ها و سیستم مکانیکی و ماشینی کشاورزان مشغول کار می شوند. در مقابل اعضای گروه دوم فعالیت های عمرانی و ساخت و ساز انجام می دهند؛ خانه می سازند، سرویس بهداشتی و حمام تکمیل می کنند، مدرسه بازسازی
گفتگو با مسعود فراستی خیلی سخت است
دلخور باشه؟ از نزدیکان کسی نیست اما شاید در بین دیگران کسانی باشند. برخی از هنرمندان تیپ های عجیبی می زنند نظرتان چیست؟ من نظری درباره دیگران ندارم و خودم به شخصه از 30 سال پیش ریش داشتم و به من هم خیلی میاد و کاری به دیگران ندارم. دوران مدرسه هم انتقاد می کردی؟ در دوران دبستان خیی مودب و شاگرد اول بودم، اما در دوره دبیرستان خیلی شر بودم و از
کودکی که برای ساخت مدرسه دست به کلنگ شد+عکس
هدیه عمرشان در راه بود. و هنگامی که کانکس و یا به قول بچه های روستا “مدرسه شان” رسید، شادی کنان به استقبال آن رفته و ابراز خوشحالی می کردند. و این چنین بود که بچه های روستا از تلاش مسئولان در جهت رفع مشکلات شان خوشحال و از آنها تقدیر و تشکر کردند. انتهای پیام/فارس
همه حاشیه های تمام نشدنی پیکه
روزنامه مادریدی آ اس از فرصت استفاده کرده و در گزارشی حرکات جنجالی این بازیکن را یکی یکی برشمرده ؛ از پرت کردن آب دهان به نماینده تیم ملی کشور در جشن قهرمانی جام جهانی 2010 گرفته تا توهینی که در بازی برگشت سوپرجام اسپانیا به داور کرد و به خاطرش از حضور در 4 بازی محروم شد... جام جهانی 2010 اولین حرکت جنجالی پیکه در تیم ملی اسپانیا بعد از قهرمانی در جام جهانی آفریقای جنوبی اتفاق افتاد. در جریان جشن قهرمانی در حالی که ماتادورها سوار بر اتوبوس
کار، سهم کودکان آجرپزی/ جای توپ آجر به دستم دادند
/> نزدیک تر می روم، پسرکی با فرغون قراضه ای مشغول جابه جایی خاک و آجر است، همین که مرا می بیند با خنده و شیطنت بچه گانه دوان دوان به سمتم می دود. سنش نباید بیشتر از 9 سال باشد اما دستانش 70 سالگی را فریاد می زند. کودک قصه ما صورت آفتاب سوخته و مهربانی دارد، وقتی می خندد سختی های زندگی در بین چروک های صورتش موج می زند و برایت از کودکی نداشته اش شیرین زبانی می کند... دنیای پر از
آیا موبایل می تواند همراه کودک باشد
به گزارش پایگاه خبری پلیس، در جامعه ای زندگی می کنیم که مملو از ابزارهای ارتباطی است، صرف نظر از خوب و بد بودن گستردگی ارتباطات، این وسایل در سنین پایین هم استفاده زیادی دارند که از جمله آنها می توان به تلفن همراه اشاره کرد. اصل مهم در این میان میزان نیاز کودکان به این ابزار است؛ اینکه واقعا به چنین وسیله ای نیاز دارند یا تنها می خواهند به عنوان یک کالای لوکس از آن استفاده کنند یا
لب هایی که می بینند
کردیم و مدرسه استثنایی در شهرمان وجود نداشت. به همین دلیل خانه مان را ترک کردیم و به سقز آمدیم تا من ادامه تحصیل دهم اما هیچ مدرسه ای مرا ثبت نام نکردند، حتی مدارس استثنایی. می گفتند باید با نوار کاست درس بخوانی چون دست نداری تا خط بریل را بخوانی. درس خواندن با کاست هم نیاز به حضور در کلاس درس ندارد و باید در خانه این کار را انجام دهی. درس خواندن با کاست موفقیت آمیز بود؟ هر چه
علی زندوکیلی اهل خاطره بازی است
. یکی از بچه ها که محمدرضا نام داشت مسوولیت آشپزی را بر عهده داشت و به نوعی مادر خانه بود. دیگری، کار نظافت را انجام می داد و... من هم مسوولیت خرید را بر عهده داشتم. البته گاهی هم پیش می آمد که به محتویات یخچال برای شام و ناهار اکتفا می کردیم. یادم است یک هفته نان و پنیر و مربای به که از شیراز برای مان فرستاده شده بود خوردیم. واقعا بعد از هفت روز شبیه مربای به و پنیر شده بودیم. (باخنده)
مثنوی اشک و آتش
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ، و به نقل از خبرنگار پیک هشترود ، به مناسبت شهادت جان سوز ریهام دوابشه مادر نوزاد فلسطینی که توسط صهیونیست ها زنده سوزانده شد،مثنوی اشک و آتش به این شهیدۀِ مظلوم و نوزاد شهیدش علی دوابشه تقدیم می گردد . کربلا برپا دوباره از تو عشق – اشک و آتش، قصۀِ سوگ است و عشق سینه ها می سوزد از داغی گِران – بسته بارِغم به محمل ساربان آتش اندر
برای شمس که جلال خورشیدش بود
ماه 1340 فرصت جبران و قصورخدمات فرزندی را از من گرفته بود. جلال، در سال 1348 از بین رفت، بطور مشکوکی و در اسالم گیلان، آن سال دوست قدیمی ام، دکتر رضا ثقفی[برادر خانم حضرت امام] که خیلی به من لطف داشت، تنهایم نمی گذاشت و دائم یا خانه من بود یا من خانه او بودم. حاج احمد آقا را، امّا یادم نیست بارِ اول در تهران دیدم یا در شمال!؟ اما، بنظرم، اول بار، ایشان را در منزل دایی شان، دکتر ثقفی
باز هم خبر تارود درباره کفتار دره دماوند تایید شد/ خبرنگاران، محرومیت زدائی در اندیشه امام خمینی(ره) را ...
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تارود ، رسانه هایی که سعی در وارونه جلوه دادن حقیقت داشتند، بر این نکته تاکید داشتند که کفتار دره از لحاظ تقسیمات کشوری روستا نمی باشد و این افراد انسان های اولیه نیز نمی باشند. در حالی که روستا در تعریف لغوی و بنابر فرهنگ لغت عبارت از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانواده که در اراضی به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد بیشتر آنان از طریق کشاورزی حاصل می شود و مقصود خبرنگار لزوما از آ
سینما از دوربینِ زنان
در سینما ندیده بودیم اش؛ سال گذشته بار دیگر نوستالژی بچه های دهه شصت را روی پرده نقره ای آورد و عروسک های او بار دیگر سر زبان ها افتادند. پوران درخشنده؛ که در تلویزیون ساخت فیلم های مستند را پیگیری می کرد اولین فیلم بلند خود به نام رابطه را در سال 65 می سازد. و یک سال بعد پرنده کوچک خوشبختی را کارگردانی می کند. عبور از غبار و زمان از دست رفته تولیدات سال 68 اند که در ادامه تکیه درخشنده
عدم آشنایی جوانان با حوزه علمیه مشکل ساز شده است/ والدین دلیل ناآشنایی جوانان با فرهنگ دینی هستند
که در دوره ای پدرو مادرها به فکر غذا و کار بچه ها هستنداما به فکر دین آنها نیستند و الان متاسفانه این گونه شده است بعضی از خانواده هابیش از حد به درس و مدرسه فرزندانشان اهمیت میدهند ولی به فکر آشنایی آنهابا دین و روحانیت نیستند و فرزندانشان راکنترل نمیکنند و وسایلی مانند اینترنت رابدون کنترل و نظارت در اختیار آنها قرارمیدهند. وی ادامه داد: دلیل آشنا نبودن جوانان با مسایل و فرایض دینی و