سایر منابع:
سایر خبرها
پرواز عاشقانه بهروز، 42 روز قبل از بهروزیِ وطن بود
یحیی سر می زدم و ساعت ها اشک می ریختم. آن قدر که مجبور شدم چشم هایم را عمل کنم. پدرش هم دست کمی از من نداشت او هم عاشق بهروز کوچکمان بود و دوری از بهروز برایش طاقت فرسا بود. هر روز به خیابان می رفت و دوستان بهروز را می دید که شعار می دادند بهروز شهید آییم به سویت، مادر ندیده روی تو پدر ندیده داغ تو و بهروزم فریاد می زد بگو مرگ بر شاه. این کار آنقدر ادامه داشت تا شاه رفت و مردم جشن پیروزی انقلاب
نگاهی بر کتاب شاه بی شین
خرداد سال 42- چه بسا در زمان بسته شدن نطفه من توی پشه بند- در گوش مادرم نجوا کرده بود: باید این خانه را کوبید و از نو ساخت. روزی دیگر، پدرم را در حال حرف زدن با روحانی تبعیدی شهر دیده بودند که به او قول داده بود یک نفر را می فرستد تا شاه توت خشکیده حیاطشان را از ریشه دربیاورد. پدر من، که حالا در تمام گزارش ها اسمش سوژه بود، در ساعت شش و نیم صبح یک روز جمعه پائیزی، موقع کیسه کشیدن در حمام عمومی
آنها فقر را دریبل زدند
است. ریبری که سال 2006 به دین اسلام گروید، در محله های کلیمی نشین و البته فقیر این شهر کوچک بزرگ شد. زمانی که ریبری فقط دو سال داشت به همراه خانواده اش یک سانحه رانندگی وحشتناک را در همین شهر تجربه کرد. ریبری دو ساله و معصوم در پی آن حادثه دچار آسیب دیدگی وحشتناکی از ناحیه صورت شد به طوری که صورت این کودک خردسال بیش از صد بخیه خورد، بخیه هایی که جایشان هنوز هم در چهره ریبری سی و دو ساله دیده می شود
ناکارآمدی پهلوی، ثمره فساد در هم تنیده جنسی، مالی، سیاسی و اخلاقی و شخصیتی/ از قمار و رقص و شراب گرفته ...
خود باقی گذاشته است، به مواد مخدر معتاد بوده است . محمودرضا نیز به تریاک معتاد شده بود. البته محمدرضا نیز وارث خوبی برای پدر بود؛ گرچه در اوایل جوانی معتاد نشد و فقط بعضی شب ها بساط تریاک پهن می کرد و با معشوقه هایش بستی می زد، ولی همنشینی با رفیق بد او را معتاد کرد. محمدرضا اواخر سال 1355 به بعد که درد ناشی از سرطان به او فشار می آورد، به توصیه ی دولو به تریاک روی آورد . [29] از سوی
شبیه دلقک های سیرک هستم!
خانواده فقیری هستیم. پدر و مادرم در مازندران سریدار یک ویلا هستند. 3 خواهرم شوهر کرده اند که آن بیچاره ها هم دارند با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می کنند. خانه شان در همین محله است اما برای اینکه از بدبختی های یکدیگر باخبر نشویم کمتر به هم سر می زنیم. به قول خواهر بزرگ ترم بهتر است هر کدام مان به درد خودمان بمیریم! خودم هم که اینجا زندگی می کنم. دارید خودتان می بینید. در یک اتاق 9متری با زندگی
نمونه هایی از تجاوز جنسی مسعود رجوی
منجر به پاره شدن لب ها و خونریزی شدید شد بی آنکه این خونریزی پانسمان و یا بخیه زده شود و آثار این پارگی هنوز بر لبانم مشخص است. در یکی دیگر از روزها فاطمه خردمند همچون حیوان درنده به قصد شکستن دستم به من حمله کرد به طوری که به شکل دیوانه وار دستانم را می پیچید تا آن را بشکند اما موفق به این کار نشد چون من محکم او را به عقب هول دادم . فقط عصب دست راست مرا مورد اصابت قرار داد به طوری که
از نامه ایوبی به جشنواره برلین تا طالبانی خواندن حمله به مطهری
هفتمین روز جشنواره فیلم فجر با نمایش پنج اثر سینمایی در بخش های رقابتی سودای سیمرغ، نگاه نو، هنر و تجربه و مستند و یک اثر در بخش خارج از مسابقه همراه است اما شاید مهم ترین اتفاق امروز نمایش فیلم مزارشریف به عنوان گران ترین فیلم حاضر در بخش رقابتی این دوره از جشنواره باشد؛ فیلمی که انتظار می رفت کیفیتی متناسب با هزینه های داشته باشد اما اکران این فیلم بیش از آنکه در معرض توجه قرار بگیرد، با گفته های کارگردانش در نشست خبری، با ابعاد تازه ای مواجه شد و رنگ س
حکم پرونده جنجالی قتل های محفلی کرمان صادر شد
با او در پارک نشاط قرار گذاشتم و وقتی به آنجا رفتم 5 مامور من را دستگیر کردند. او ادامه داد: آنها ابتدا مرا کتک زدند و بعد به دستهایم دستبند زدند و داخل یک ماشین پیکان انداختند. ساعتی بعد مرا به خانه ای بردند و از من بازجویی کردند. بعد از 24 ساعت هم آزادم کردند. ماموران در ادامه تحقیقات متوجه شدند تلفن همراه محمدرضا دست افرادی قرار دارد و همچنان فعال است ؛ لذا با صدور نیابت به دادگستری تهران فهرست
گزارش تکان دهنده از تجاوز راننده آژانس به دختر 6 ساله !
روز بیشتر مشهود بود گفت: تا این که در 18 بهمن ماه سال گذشته در حالی که ساعتی از مراجعه فرشته به منزل می گذشت با تلفن همراه راننده جنایتکار تماس گرفتم و از او در مورد تاخیر سوال پرسیدم که وی ترافیک و پنچری لاستیک را علت این تاخیر عنوان کرد. مادر این دختر قربانی کودک آزاری، در ادامه اظهارات خود با بیان اینکه در هنگام تحویل فرشته دریافتم که این کودک شش ساله نمی تواند به درستی قدم بردارد گفت
روایتی از سرگذشت افسران رژیم پهلوی در عزلت ؛از سرداری تا سرباری
توجیهش آن بود که همان گونه که پدر فروغی، یعنی محمدعلی فروغی، با اقناع سفرای روس و انگلیس تاج شاهی را بر سر محمدرضا شاه گذاشته بود، پسر او هم می تواند فرزند محمدرضا شاه را به سلطنت برساند. بدین ترتیب فروغی و شاهپور بهرامی به جمع یاران رضا پیوستند، و همراه آنان سیروس پرتوی هم به اصرار زن احمد اویسی به این مجموعه افزوده شد. محمود فروغی از دیپلمات های قدیمی و محترم وزارت امور خارجه بود، و پیش
ماجرای یک دبستانی انقلابی
مقیم تهران با پدر من ارتباط داشتند و پدرم منبری آنها بود. این طور نبود که برای اولین بار به تهران بیاید. ایشان هم قبول کردند و من یادم است که اوایل سال هشتم دبیرستان بودم که پدرم به تهران آمد و من پیش خانواده مادری بودم و ادامه تحصیل دادم در قم و وقتی سال تحصیلی تمام شد من هم به تهران آمدم. * آن اتفاقاتی که در سال 42 در قم افتاد، شما خاطره ای از آن روزها دارید؟ کاملا جلسات
ازشکایت احمدی نژادیها از یکدیگر و تهدید امریکا از سوی ایران تا شکستن سکوت 50روزه رییس بورس و پرونده ضرب ...
: او بعد از دیدن عکس ها دیگر با من صحبت نمی کرد. پدرم از کار من بسیار ناراحت بود و خود را عذاب می داد. او ادامه داد: زمانی که پدرم متوجه شد چه کاری انجام داده ام، خود را از بقیه مردم جدا کرد و دیگر با کسی رفت و آمد نمی کرد. همچنین او تلاش می کرد تا من را نیز از بقیه خانواده جدا کند. من گمان می کردم او فقط از کار من عصبی و ناراحت است، اما هرگز انتظار این را نداشتم که پدرم دست به خودکشی
نیمکت خونین
بررسی ابعاد پنهان یک پرونده جنایی محمد چندضربه به در کلاس زد و از معلم اجازه ورود خواست. معلم اجازه نداد، اما محمد داخل رفت. این رفتار او با واکنش تند معلم همراه شد. پسر دانش آموز کارد میوه خوری در جیب داشت، آن را بیرون کشید و یک ضربه به گردن معلم زد. خون از گردن محسن خشخاشی فواره زد. گچ در دست دبیر فیزیک رنگ سرخ گرفت. دانش آموزان دیگر که از دیدن این صحنه ترسیده بودند
در این محله پایتخت کودکان عروس می شوند
ازدواج، تنها رفتن به خانه ی شوهر را به ارث برده است و دیگر هیچ. صدف دخترک دیگری است که به جمع ما می پیوندد. کمتر از 12 سال دارد و خواندن و نوشتن را در خانه ایرانی یادگرفته است. پدر و مادرش زود ازدواج کرده بودند و در نهایت به خاطر اعتیاد پدر، از هم جدا شده اند. صدف مانده و برادر سه ساله و پدر بی خبر از دنیا و خمار شیشه .نگاه معصومانه اش را که حکایت از دردی دارد که یک تنه به دوش می کشد، به زمین می
جزئیات مرگ چهار عضو یک خانواده
اتفاق پدر همسرش و خواهر همسرش به صورت صحیح و سالم به سر کار می روند. وی افزود: در حوالی ساعت 10 صبح 29 خردادماه خانم خانه "کلثوم پ " ضمن تماس تلفنی با همسر خود مبنی بر مسمومیت فرزندانش، بلافاصله مهدی رئیسی نژاد یک ساله، فاطمه رئیسی نژاد 6 ساله و علیرضا رئیسی نژاد 6 ساله که حالت تهوع و استفراق داشتند به بیمارستان خاتم الانبیاء انتقال و پس از انجام مداوا و سیر مراحل درمانی حال بیماران خوب و از
برسد به دست آقای احمدی نژاد
دهد. گفتم من مشکل مالی دارم 900تا تک تومانی تو جیبمه، بچه شهرستانم. حاج آقا گفت بدهید به حاج آقا حسینی بعد که رفت، حاج آقا حسینی گفت بیخود کردین اومدین،چرا اومدین. من از الموت قزوین اومدم، من سر کار دچار حادثه شدم. هشت ساله ازکارافتاده ام. تحت پوشش کمیته امداد بودم، قطع کردن. مدارکش هم همرامه گفتند سنت پایین است. رفتم کمیسیون پزشکی گفتن چون یک نفر آمده که پا نداشته تحت پوشش نرفته، تو
اینجا زنی در انتظار معجزه است+عکس
کنی؟ طاهره وقتی شنید مهمان ناخوانده پشت در، با اسم مستعار صدایش می کند خیال کرد حتما باید یکی از آشناها باشد. نگار جان! در را باز می کنی؟ چهره طاهره برای آخرین بار در قاب آیینه ظاهر شد. دست برد زیر خرمن موهای بلند و فندقی اش که جمع شان کند اما غریبه امان نمی داد همچنان در می زد. نگار ! نگار! پانیذ هم همان وقت به صدای در از خواب بیدار شد. دخترک 2 سال و 6 ماهه بود. طاهره آه می کشد: دخترم
افشاگری بزرگ طایفه ریگی ها درایران
؛ آزاد پسر مندوس خان، مندوس خان فرزند نورمحمد خان و نوه غلامعلی خان است. بنده نیز فرزند مهرالله هستم. پدر بزرگم تاج محمد است و او نیز پسر محمدرضا و نوه غلامعلی خان است. یعنی نفر پنجم اجداد ما به یک نفر می رسد. ناگفته نماند که مادر مندوس خان از ریگی های پاکستان است. یعنی یک ریشه عبدالمالک از ریگی های پاکستان است؟ بله، همین طور است. پدر مالک آدم ساده زیست و نگهبان اداره کل تعاون
دروغ های مرگبار
. او حتی می گفت هر مشکلی که داشته باشم در حل آن کمکم می کند.دخترت چند سال دارد؟ یکسال و چهار ماه دارد اما وقتی که یاسمن او را دید و این حرف ها را به من زد دخترم هشت ماهه بود.در تمام این مدت چطور با یاسمن ملاقات می کردی؟ معمولا در میدان رسالت با هم قرار می گذاشتیم و من با ماشین دنبالش می رفتم. او با مترو می آمد.آیا هیچ وقت او را به خانه شان نرساندی تا نشانی واقعی اش را بفهمی؟ نه معمولا بعد از ملاقات
ماهی ها یکی یکی مردند و از داداش رضا خبری نشد
شد و چند ماه بعد خود نیز آسمانی شد. کنعان هم این بار نه ریسه بسته بود و نه شادمانی می کرد. معراج الشهدا اشک بود و پایان اندوه فراقی 5 ساله و آغاز حسرتی ابدی... رضا و پرندگان مهاجر آبجی مریم می گوید: لحظه آخری که با پدر سوار موتور شد تا به جبهه برود برای همه ما دست تکان داد، نگاهش آنقدر خاص بود که همه گفتیم این رضا دیگر برگشتنی نیست. حتی مرخصی هم نیامد. فقط دوبار تلفن زد. برای
مردی که از خانه های مردم فیلمبرداری می کرد !
. سراسیمه از خانه خارج شده و به تعقیب او پرداختم ولی مرد غریبه در تاریکی شب ناپدید شد. مرد شاکی ادامه داد: شب حادثه هم با شنیدن صدای کمک خواهی همسایه ها از آپارتمان خارج شدم و مردی را در حال فرار دیدم که مشخصات ظاهری اش با همان مردی که چند شب پیش از تراس خانه ام فرار کرده بود، مطابقت داشت. در حالی که تحقیقات در این رابطه ادامه داشت، زنی همراه 2 دخترش با حضور در کلانتری از متهم بازداشت شده شکایت کردند
من دیه گو مارادونا هستم ، حال تماشاگران را بهتر کرد
ششمین روز جشنواره فیلم فجر در شرایطی امروز با نمایش دو مستند آغاز می شود که رقابت بر سر سیمرغ بلورین آرای مردمی به شدت نزدیک است، به گونه ای که جایگاه ها مکرراً تغییر می کند و پس از آنکه عصر یخبندان روز گذشته صدرنشین آرای مردمی شد، با رسیدن شمار آرای مردمی به بیش از 41 هزار رأی، رخ دیوانه دوباره صدرنشین آرای مردمی شد. به گزارش تابناک ، روز ششم از سی و سومین جشنواره فیلم فجر به ر
مردی پس از آگاهی از باردار شدن همسرش، فاجعه به بار آورد
فرزندشان را به بیمارستان منتقل کردند، اما کودک صدمه چندانی ندید.آنچه باعث شگفتی پزشکان شده است این است که در این حادثه کسی کشته نشده است اما پزشکان شدت سوختگی زن و شوهر را شدید توصیف کردند و هر دو آن ها پس از عمل جراحی تحت نظر قرار گرفتند.اطلاعات پلیس حاکی است مرد چینی دارای سوابق روانی است و یک بار شبانه قصد کشتن پدر و مادر خود را داشته است. گردآوری : گروه خبر برگزیده ها www.mtcm.ir/news منبع: iran
زنان را زنانه ندیدیم
بگویم اگر من احساس می کردم این موضوعِ گسترده نیست هرگز آن را نمی ساختم، این موضوع 18 سال من را دنبال کرد، هر سال به دنبال من آمد تا اینکه 3 سال پیش ساخته شد. بعد از فیلم هیس من حدود هزار ایمیل از افرادی که چنان حادثه ای برایشان پیش آمده است دریافت کردم. من برای ساخت این فیلم با بیش از 700 نفر مصاحبه کردم، چون برای خودم معیاری دارم که مبتنی بر نمونه گیری از افراد جامعه اس؛ آنقدر آمار این
بازداشت برخی از مسئولان شهرداری قم به خاطر مرگ دختر بچه 4 ساله
پنج شنبه شب هفته گذشته (5 تیرماه 93)، دختر بچه ای 4 سال و نیمه به نام "خانم فاطمه امینی"، در یکی از بوستان های کوچک، ما بین میدان روح الله قم و مسجد سلماسی این شهر، به علت برق گرفتگی ناشی از اتصالات تیر چراغ برق، از دنیا می رود.به گفته "حجت الاسلام امین امینی" پدر روحانی این دختر فوت شده که از شهرداری قم شکایت کرده، "تا کنون شهردار منطقه، رئیس فضای سبز شهرداری و رئیس اداره برق منطقه مربوطه
حادثه هولناک از زبان قربانی اسید پاشی
شبکه خبری تابناک:دختر 21 ساله شامگاه چهارشنبه شب – 1 تیر – مقابل خانه شان در خیابان کارگر جنوبی هدف اسیدپاشی قرار گرفت. المیرا که در بیمارستان بستری است گفت: حدود یک سال قبل برای کار به یک مغازه مانتوفروشی در خیابان جمهوری رفته بودم. با آنکه خانواده ام تمایل زیادی به کار کردن من نداشتند اما خودم دلم می خواست کار نیمه وقت داشته باشم تا هم بتوانم برای کنکور و ورود به دانشگاه درس بخوانم و
عروس مدرسه زینبیه میانه که بود؟
شهادت دخترم او را در خواب دیدم، بسیار شاد بود، سرود می خواند و پایکوبی می کرد. این همه خوشحالی تو برای چیست؟ فردا در مدرسه جشن داریم، می خواهیم با بچه های مدرسه سرود شهادت بخوانیم. در تمام طول روز به خوابی که دیده بودم فکر می کردم، دلم بد جوری شور می زد، اصلاً دست و دلم به کار نمی رفت، هنگام ظهر برای استراحت دست از کار کشیدم، ساعت 2 بعد از ظهر بود که از رادیو خبر
پیش قراولانی خاموش در بستر انقلاب/ از کفش هایی پاره تا حضور ساواک در جلسه تفسیر قرآن
/> کفش هایمان پاره می شد شریعتی در گفت و گویی صمیمانه با خبرگزاری ایکنا، با اشاره به آغاز فعالیت های انقلابی خود در سال 1342، گفت: فعالیت های انقلابی من به همراه تعدادی از بانوان انقلابی در مشهد از سال 1342 آغاز شد. حرکت زنان در راهپیمایی های عظیمی که در شهر مشهد و در ایام انقلاب برگزار می شد، بسیار قابل توجه بود و زنان حضور پررنگی در این اجتماعات داشتند. وی ادامه داد: خراسان
عامل قتل مادر و فرزند پای چوبه دار
طلاهای او را سرقت کرده بود. در ادامه تحقیقات چند بار پدر خانواده به عنوان مظنون دستگیر شد که در بازجویی ها منکر قتل همسر و فرزندش شد اما 6 سال پس از این جنایت در تاریخ 20 مهر سال 90 لب به اعتراف گشود و به قتل هسمر و دخترش اعتراف کرد.او درباره انگیزه اش گفت: شب حادثه همسرم می خواست به خانه پدرش برود که سر این موضوع با همدیگر بحث کرده و من با ضربه چاقو او را کشتم. در این لحظه دخترم از خواب بیدار شد
جشن میلاد حضرت عبدالقادر گیلانی در مسجد جامع سنندج برگزار شد
بخشیده بود تا جای که دیگر هیچ کجای مسجد و حتی حیاط و پشت بامها نیز جای خالی نمانده بود و تا پاسی از شب ادامه داشت. گفتنی است حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی در سال 470 هجری قمری درسرزمین گیلان واقع در شمال ایران از پدر و مادری متدین متولد شد. پدرش "ابوصالح موسی جنگی دوز" نام داشت و نسب پاکش به امام حسن ابن علی ابن ابیطالب(ع) می رسید و مادرش نیز "امه الجبار فاطمه خیرالنساء" دختر