سایر منابع:
سایر خبرها
متن کامل سخنرانی احمدی نژاد در مسجد دولت آباد شهرری
! مرور کنیم بر کردار ملت ایران. بله مشکلات بوده است، الان هم هست، برخی مشکلات قابل تحمل نیست و اگر قرار باشد کسی بتواند نقد کند یکی از کسانی که می تواند بهترین نقد را بکند، من هستم، چون من همه ایران را دیده ام، اما دهه فجر جایش نیست. این انقلاب در راستای حرکت جهانی به سوی ظهور خیلی کار کرده و هنوز هم دارد کار می کند. به خدای هر جای دنیا پا می گذاریم، حرف ها همان حرف های انقلابی شماست. می پرسیم چه
برخی خواص در مساله بنی صدر قافیه را باختند
شهید قندی چند کاندیدا مطرح بودند و این بزرگواران با افراد مختلفی صحبت کردند و به این نتیجه رسیدند که بنده را معرفی کنند و چهره هایی که انتخاب می شدند از کسانی بودند که سابقه مبارزاتی داشتند. چهره هایی که انتخاب می شدند به راه امام پایبند بودند و به انقلاب اسلامی و راه امام اعتقاد داشتند. فارس: یعنی کابینه شهید رجایی یک کابینه یکدست بود؟ نبوی : بله کابینه ایشان یکدست بود.
روایتی از رخنه آثار مخرب شبکه های اجتماعی در خانواده ها
هشداری به او داده شده بود خود را مالک دنیا می دانست. نتوانستم بی تفاوت باشم و با تمام وجودم لبخندی به صورت او پاشیدم انگار چشمان بی فروغش زیبا ترین جای زمین است و او را خواهرانه در آغوش گرفتم جوری که او حس کرد من ایمان دارم او بی گناه است سرم را به نشانه تایید تکان دادم و خیال نرگس از مصاحبه راحت شد. داخل شدم به سر و کلام سلام کردم؛ مادر نرگس اخم شدیدی بر چهره داشت! پیدا بود
جوایز جشنواره فیلم فجر نوبتی است
.... * موفقیتم را مدیون تلویزیون هستم چرا سحر قریشی در تلویزیون کم کار شده است؟ مسیر حرفه ای افراد را خدا تعیین می کند، بارها گفته ام که موفقیتم را مدیون تلویزیون هستم و حاضرم با آن همکاری کنم اما تلویزیون راغب به این موضوع نیست. من در سینما کار خود را ادامه می دهم و راضی هستم امیدوارم با کمک خدا به تلویزیون برگردم و دور ماندنم از آن دلیل خاصی ندارد. حرف پایانی... از تمام کسانی که تا به اینجا کمکم کردند تشکر می کنم و امیدوارم همه شاد و موفق باشند. منبع:باشگاه خبرنگاران ...
تلخ ترین شب یلدا + عکس
برایم سخت است که خودم یکی از آن ها شده ام. از حمید خبر داری؟ یکبار به بیمارستان آمد و گفت کمکم می کند اما دیگر خبری از وی ندارم. به خانه ات سر زدی؟ بله، از این اتاق کوچک و دلگیر خسته شده ام و خواستم در خانه خودم باشم ولی وقتی با کلی زحمت به خانه ای که حمید برایم گرفته بود رفتم متوجه شدم وی همه اثاث و لوازم خانه ام را فروخته و خانه را تحویل داده است. خانواده حمید از این اسیدپاشی خبر دارند؟ نه، چون
نگاهی به وضعیت بیکاری و آمارهای غم انگیز کار
بی خیال شوی؛ او همچون یک فروشنده دوره گرد سمج که گوشه پیراهنت را می چسبد تا آدامسی بخری، نیست. بیش از 70 سال دارد، لهجه دارد، کارت تبلیغاتی پخش می کند. از او برگه را می گیرم رد می شود، باز می گردم، نمی دانم چرا؟ مادر اهل کدام شهری؟ نام شهرش را می گوید؛ اما حالا ساکن کرج شده همراه خانواده. مرا می کشاند به گوشه خیابان تا مبادا مانع رفت و آمد رهگذران شویم. این برگه ها را به من داده اند پخش
اقبال سینماگران پس از نخستین رونمایی محمد در روز معرفی نامزدها
صداگذار برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم ***نامزدهای جایزه بهترین طراحی لباس و صحنه 1-محسن نصراللهی و رعنا امینی برای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من 2-اصغر نژاد ایمانی برای فیلم ایران برگر 3-جهانگیر میرزاجانی برای فیلم خداحافظی طولانی 4-مجید میرفخرائی برای فیلم دوران عاشقی 5-کیوان مقدم برای فیلم من دیه گو مارادونا هستم ***نامزدهای جایزه بهترین چهره
اظهارات جالب تازه مسلمان کلمبیایی
شدم یک مرد به خاطر خدا حاضر شده است خانواده اش کشته بشوند، به خاطر هدفی و علاقه ای که به خدا داشت حاضر شد این کار را انجام بدهد و وقتی فهمیدم یزید یک عده ای را که هیچ گناهی را نداشتند با لب تشنه شهید کرد این باعث شد که علاقه من به آنها بیشتر شود و اعتقاد دارم الان ما هر چیزی که در اسلام داریم به خاطر امام حسین(ع) است به قول امام خمینی(ره) این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.
بیم وامیدهای یک مادر برای جداسازی دوقلوها
تقدیر جنگیده است ادامه می دهد: دکتر علی بهادر مسئول تیم جراحی جداسازی نوزادان به هم چسبیده بیمارستان نمازی شیراز بود که بعد از معاینه به جداسازی آنها بعد از تولد امیدوارم کرد. او که چند جداسازی دو قلوهای به هم چسبیده را طی مدت اندکی با موفقیت انجام داده بود با حرف هایش به زندگی و طی کردن این دوران سخت امیدوارم کرد و گفت بعد از به دنیا آمدن باید وضعیت شان بررسی شود سپس عمل جداسازی صورت گیرد. در طول
سرداری که به خانه ای زیر پونز نقشه رضایت داد
به آنجا آمدند و چند سالی هم آنجا بودند. بعد از آن به شهرک شهید بروجردی در بزرگراه بعثت که آن هم در مناطق جنوبی تهران بود، رفتند. آنقدر خاکی و دلنشین بودند که عکسشان را در اتاقم زده ام و هر کجا می روم، انگار دارم با ایشان حرف می زنم. شما هم خوزستانی هستید؟ خیر . من بروجردی هستم... فیلمی از شهید تقوی منتشر شده بود که نشان می داد قدری لهجه عربی هم دارند...
جانبازی که 33سال نخوابیده است+عکس
حوالی شهر مشهد در روستای قرقی مردی زندگی می کند که 33 سال است چشمانش رنگ خواب را ندیده اند، تصورش برایم سخت بود، چرا که این دفعه با جانبازی روبه رو می شدم که برای دفاع از ارزش های اسلام و انقلاب نه دست و پایش نه چهره ظاهری اش بلکه رگ خوابش را می دهد تا ما امروز آرامش را احساس کنیم هر چند او دیگر آرامشی ندارد. سال ها است جنگ تمام شده و او رگ خوابش را در سنگر جا گذاشته است اما هیچ کجای دنیا رگ خواب
پناهیان: تمام اروپایی ها باید بدانند که مادر امام زمان ما یک اروپایی است
برای نوۀ وصیّ ام خواستگاری کنم حضرت نرگس خاتون در راه، داستان خودش را برای آن پیرمرد بازگو می کند و می فرماید: من از نوادگان شمعون، وصیّ حضرت عیسی(ع) هستم. و از بستگان پادشاه روم هستم. 13 ساله بودم که پادشاه روم می خواست مرا به ازدواج برادرزادۀ خودش درآورد. صحن و سرای مجللی را ترتیب داده بودند و آزین بسته بودند که این مراسم ازدواج برگزار شود. وقتی می خواستند اذکار مربوط به عقد را از کتاب
کلیدهای ماندگاری یک رابطه عاشقانه
داریم با تو صحبت کنیم، اما تو حواست به ما نیست!می خواهم از من قدردانی کنی و به جای این که مرا با آرمان های ذهنی خودتم مقایسه کنی، به خاطر وجود خودم بپذیری.می خواهم دست کم یک بار در هفته برنامه ریزی کنی تا با هم بیرون برویم، درست مثل دوره نامزدی مان! می خواهم طوری با من رفتار کنی که احساس کنم من را هم مانند خودت باهوش می دانی. مردان از همسر خود چه می خواهند؟ می
اسرار ویلای گل سرخ
دیوار باشد و مثل دفعه پیش غافلگیر نشوم . راهروی پهنی در مقابلم بود و همه جا زیر نور مشعل هایی که در ستون های چوبی جای داده بودند ، کاملا روشن بود . اگر در راهرو به راه می افتادم ، و با مریدان گارودا برخورد می کردم ، به جز آن ستون های باریک ، هیچ جایی برای پنهان شدن نداشتم و کارم هنوز شروع نشده به پایان می رسید . از طرف دیگر هر لحظه امکان داشت ، کاهنانی که از زیرزمین خارج شده بودند ، دوباره برگردند
مونتاژ سر هاشمی روی سر ،دون کارلئونه ...
گم چرا الان معلوم نیستی؟گفت: قرار نیست معلوم باشیم، ما برای خدا کار می کنیم نه شهرت.- آهان. می خوای ریا نشه دیگه؟- دقیقا.- این حقیقت داره که قصد دارین قسمت دوم و سوم این مستندتون رو هم تولید کنین؟- اگر خدا قسمت کند و توفیق تخریب در جهت اعتلای کشور دست دهد بله.- آهان. اون وقت اسمش رو چی می ذارین؟- چند تا اسم مدنظر داریم. مثلا: من هیچ کاره هستم/ the keyman rises / کلید اشرار/ پدرخوانده (به این ترتیب
حقایقی که اشرف پس از هیپنوتیزم لو داد
دکتر ژان هستم شما مرا نمی شناسید؟ اشرف: نه روانکاو: آیا در خانواده شما از اینکه زنی به شوهرش خیانت کند کاری عادی بود؟ اشرف: کار مهمی نبود. روانکاو: آیا مادر خودتان هم معشوق داشت؟ اشرف: بعد از مرگ پدرم بله، ولی این موضوع را کسی نمی دانست جز خود من… یکی از خواهران من هم معشوق داشت. روانکاو: آیا اعضای دربار با هم رابطه جنسی داشتند؟ اشرف
شهید شاه آبادی با عمل، به ما درس می دادند
مشکلاتی که به وجود می آمد و سد راه شان می شد، چگونه بود؟ حاج آقا بیشتر هدایت کننده بودند. ایشان شخصیتی بودند که جزء شخصیت های انگشت شمار محسوب می شوند؛ آدمی خاص و استثنایی بودند. به جرأت می توانم بگویم در این محله، به غیر از یک خانواده که مردش جزو افراد ساواک بود، همه اهالی، پشتیبان آقا بودند. فقط کافی بود آقا جلو بایستند؛ بقیه پشت سر ایشان بودند. شهید شاه آبادی مثل حضرت امام(ره) شجاع بودند و کاری
احمدی نژاد در صورت لجاجت استیضاح می شود
و ائتلاف بزرگ اصولگرایان را ایجاد کردند. آقای مهدوی کنی هم از اینکه اسم بنده و چند نفر دیگر در فهرست نبود اظهار تاسف کردند و آقای لاریجانی هم اساساً به بازی گرفته نشد. آقای لاریجانی نمی خواهد وحدت را بر هم زند اما نظرات ایشان تامین نشد. وی در پاسخ به این سئوال که چهره هایی مثل توکلی و نادران نیز جزو منتقدان دولت بودند، آیا با چهره های دیگر اصولگرا هم برای حضور در فهرست خود صحبت کردید؟ گفت: برخی از
ناگفته هایی از هاشمی رفسنجانی
عصر ایران: وی فارغ از این همه فشار ها -که به رغم اینکه روز به روز بر دامنه آنها افزوده می شود از اوکمتر دفاعی می شود ،با چهره بشاش و با خوش رویی تمام مرا پذیرفت. در ابتدای این دیدار وقتی به ایشان گفتم به قول طلبه ها برای من همین دیدن شما در این شرایط موضوعیت دارد حتی اگر دراین ملاقات هیچ بحثی مطرح نشود.با لحن خاص خودش که فروتنی در آن دیده می شد پاسخ داد من هم تشکر می کنم. به آقای
کنترل ورزشگاه صدهزار نفری در دست یک پرسپولیسی
/> بله، خدا را شکر راضی هستم. حقوقم را به موقع دریافت می کنم و مشکلی ندارم. *دوست ندارید باز نشسته شوید؟ دوست دارم قبل از بازنشسته شدم اینجا را آباد کنم بعد بروم. تا زمانی که توان دارم اینجا کار کرده و مواظبت می کنم. * به نظر می رسد ورزشگاه آزادی را مانند خانه ات دوست داری؟ اگر بگویم شاید اینجا را بیشتر از خانه ام دوست داشته باشم، باور نکنید.
رابطه شیطانی به قتل انجامید !
جام جم:فهمیه حاضر نیست درباره خانواده اش حرف بزند. می گوید بی گناه است: تازه اگر هم گناهکار باشم به خانواده ام ربطی ندارد. خودم مقصر هستم پس درباره خودم فقط حرف می زنم. فهمیه وقتی 16 سال بیشتر نداشت مدرسه را رها و ازدواج کرد. او می گوید: اتفاقی با جعفر آشنا و خیلی زود عاشقش شدم. او در یک اداره دولتی کارمند بود و مرد خوبی بود. دستش هم به دهانش می رسید. برای همین وقتی به خواستگاری آمد
ناگفته های خواندنی دکتر حسین مظفر از دوران اصلاحات/ بخش دوم
وزارت کشور و وزارت علوم ما در رأس بودند. معنایش این است که آقای معین و آقای موسوی لاری همان تندروهای کابینه بودند. مظفر: بله، کسانی مثل تاج زاده در وزارت کشور بساطی راه انداخته بودند و تحریک می کردند. بهانه شان هم این بود که چند دانشجو کتک خورده اند. این خیلی تحلیل سطحی است و همه ما ناراحت بودیم. در مصاحبه ای که بعدا کردم گفتم خیلی کار بدی بوده است و هر کسی دانشجویان را زده غلط کرده و
بهنام برزای: خذیراوی یک سر و گردن از من بالاتر بود، حرف هایش را گوش می کنم/در استقلال گل می زنم تا روح ...
. خدا به تو و خانواده ات صبر بدهد. بله، شنیدیم که تو خواهرت را از دست دادی و حتی گفته بودی که به خاطر او به استقلال آمدی. حتما خواهرت برای تو خیلی انگیزه ایجاد می کند، درست است؟! بله، خواهرم استقلالی بود. یک استقلالی متعصب. خواهرم با بردهای استقلال خوشحال می شد و از باخت هایش هم ناراحت. او استقلال را دوست داشت و با استقلال زندگی می کرد. درست مثل بسیاری از مردم خوزستان که
مردی درغبار
که پر بود از انواع ترشیجات و سس ! همه مغازه ها به صورت سلف سرویس از مشتریان پذیرایی می کردندو هر مغازه به علت تعداد بالای متقاضی توسط حداقل پنج نفر اداره می شد که عرب بودند. کیفیت بالا و ازدحام جمعیت بعضی از مغازه ها مانع از این می شد که به راحتی بتوانی ترشی و سس مورد علاقه ات را سلف کنی. سراغ شلوغ ترین مغازه رفتم، نان را برداشتم و مشغول پر کردن ترشی های مختلف شدم. رنگ و لعاب وسوسه
این پول ها برایم بی ارزش است
شان بازمی گرداندیم. پدرم هم بازنشسته راه آهن است و او هم بارها اموالی را هنگام کار پیدا کرده و تحویل داده بود. وضع مالی ات چطور است؟ وضع مالی من خوب نیست. تا مدتی قبل مستاجر بودم اما چندی پیش از پدرزنم زمینی به ما رسید و به کمک کمیته امداد یک اتاق در روستایمان برای خودم و خانواده ام درست کردم. همین الان هم در خانه مشکلات زیادی دارم. پسرم دندانش به سیم کشی نیاز دارد و خودم هم هرروز
مهدی پاکدل: من ابوطالبم، عاشق محمد (ص)
) بازی نمی کردم. در متن آن پیامک آمده بود: من محسن قرایی هستم، دستیار آقای مجیدی. اگر امکانش هست برای پروژه محمد(ص) با من تماس بگیرید. محسن قرایی؛ همان کسی که با افشین هاشمی فیلم خسته نباشید را ساخت؟ بله، اتفاقا وقتی با او تماس گرفتم، گفت شماره ات را از افشین گرفتم. چون افشین از دوستان صمیمی من در تئاتر است. وقتی محسن به من گفت می توانی برای تست گریم بیایی؟ از او پرسیدم مگر هنوز
ماجرای یک پیامک ویران کننده !
شان آخر هفته به همراه خانواده به خواستگاری ام می آید. با شنیدن این خبر ناراحت شدم و با مادرم جر و بحث کردم چراکه دوست داشتم با احمد که به خاطرش همه کتک ها و طعنه و کنایه ها را شنیده بودم، ازدواج کنم اماظاهرا مخالفت من بی فایده بود. بعد از چند روز عباس به همراه خانواده اش به خواستگاری من آمد و به اجبار عمه و پدر و مادرم به عقد یکدیگر در آمدیم. هیچ علاقه ای به او نداشتم و عمه
جانبازی که 33سال نخوابیده است+عکس
و از روبه رو عراقی ها مثل باران به سمت ما تیر اندازی می کردند، من یک کلاه آهنی بر سر داشتم که ترکش خوردم، در سرم احساس سوختگی داشتم یکی از همرزمانم به نام جواد قائنی دست مرا گرفت و تا آمبولانس ارتفاع 4کیلومتری تپه را رفتیم و بعد از یک ساعت بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم 7 روز در بیمارستان سبزواری اصفهان بیهوش بودم تا آنجا که به یاد دارم جزو اولین کسانی بودم که در نخستین لحظات
نزدیک تر ادای دینی است به قهرمان زندگی ام/ اجر صبرم را گرفتم
شده در فیلم است. - بله کاملا. من در واقع مثل ماکان فیلم بودم و علی برای من یک قهرمان محسوب می شد و او را همیشه ستایش می کردم. اما جدا از مساله علی، یکی دیگر از مسایلی که دوست داشتم به آن بپردازم خانواده بود. متاسفانه در چند سال اخیر همه ما با مسایلی روبرو شده ایم که بنیان خانواده ها را از هم می پاشد. انگار یادمان رفته که یک خانواده اگر گوشت هم را بخورند استخوان هم را دور نمی اندازند. بابت
سقوط آمریکا و اسرائیل را به زودی خواهیم دید
در جمهوری اسلامی بیرون بیاید و رهبر معظم انقلاب، آن را مطالعه نکرده باشند. من به عنوان کسی که سال ها بر روی زندگی ایشان کار کرده ام، قاطعانه می گویم که هیچ کسی را در جمهوری اسلامی مانند ایشان ندیده ام که در همه زمینه ها مطالعه داشته باشند، ترفندهای دشمن را دقیق مطالعه کنند و بدانند. ایشان 17 دی ماه امسال هشدار دادند که یک جریان می خواهد چهره سلطنت طلب ها را تطهیر کند؛ من اعتقاد دارم که