سایر خبرها
همه همسران رؤسای جمهور ایران +عکس
پیوندی) انجام شد پنج فرزند (سه دختر و دو پسر) است.صاحبه که داغدار فوت نابهنگام یکی از پسرانش است، در طول این سال ها بیشتر در قالب یک بانوی خانه دار نقش ایفا کرده؛ چنانچه در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، خانواده روحانی نیز در کنار خانواده های جلیلی و ولایتی از حضور در برنامه تلویزیونی خانواده های کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری که قرار بود برای اولین بار از شبکه 2 سیما پخش شود استقبال
اگر شاهنشاه دستش را دراز کرد زانو بزنید!
او پذیرایی کردم و بعد به کاخ نیاوران رفتم. در اتاق انتظار هر چه نشستم، احضار نشدم و ساعت شرفیابی گذشت. پیامبی برای جناب آقای علم فرستادم که اگر شاهنشاه امروز فرصت ندارند، اجازه بفرمایند به ستاد برگردم، چون کار زیاد است. آقای علم مرا دعوت کردند که به دفترشان بروم. با توجه به سوابق ممتد خانوادگی و ادب جبلی ایشان، مرا با خوشرویی پذیرفتند و پس از تعارفات مقدماتی و صرف چای، گفتند: آیا راست است که شما
تجاوز جنسی وحشیانه عضو ارشد کمیته رهبری کومله به یک زن
سوی یکی از مسؤلین جانی به نام بهرام رضائی به اطاقش دعوت شدم و یک لیوان شربت مخلوط به قرص (والیوم) تعارف کرد و من هم از روی بی اطلاعی شربت را خوردم که بعد از مدتی کمی والیوم کار خودش را کرد و خوابم برد و بعدها مورد هجوم تعرض جنسی خواسته های شیطانی بهرام رضائی شدم و برای مدتی و ناخواسته در تصاحب بهرام بودم. و این شیوه عملکرد هر روز مرا به نوعی تعذیب می داد.البته جهت محض اطلاع شما تنها من نبودم که
گپی با ماه چهره خلیلی، بازیگر سریال گذر از رنج ها
. با جلو رفتن قصه شخصیت ها بیشتر جان می گیرند و مشخص می شود که چرا رفتارهای کتایون با زیر دستانش ارباب و رعیتی نیست. پدر کتایون تحصیلکرده بوده، بنابراین کتایون اعتقادی به زور گفتن و فلک کردن کسی ندارد. از طرف دیگر شما رفتارهای مرجان را می بینید که چطور با دنیا حرف می زند و به او می گوید که باید هر روز همه کارهای خانه را انجام بدهد و حق هم ندارد برای دیدن خانواده اش به روستا برود، اما بر عکس کتایون
گفت و گو با عامل قتل جنجالی دختر دانشجو در پل مدیریت
، کینه بدی از وی به دل گرفتم تا اینکه چند روز پیش تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم، می خواستم انتقام بگیرم، وقتی دانشگاه تعطیل شد با موتور آنها را تعقیب کردم، صورتم را پوشاندم تا کسی مرا شناسایی نکند و بعد از قتل می خواستم فرار کنم که دستگیر شدم. گفت وگو با عامل قتل جنجالی چهره اش شکسته و ناراحت است، باور نمی کنی این پسر جوان بتواند جنایتی رقم بزند که فیلم آن وحشت به جان هر
کسی که انقلاب را در شرایط دوقطبی هدایت کرد هرگز کانالیزه نمی شود
های فدایی خلق، سال 54-55 تمام شدند؛ یعنی هیچ اثری از آنها باقی نبود. فارس: در چه شرایطی این اتفاق افتاد و انحراف ایدئولوژیک آنها چقدر موثر بود؟ نبوی : بله یکی به دلیل انحراف فکری و دیگری به خاطر نفوذی که ساواک در آنها کرد و شقه شقه و دچار انشعاب شدند و ساواک کاملا بر آنها مسلط شد چراکه در آنها نفوذ کرده بود بنابراین شما در سال 55 دیگر اثری از مبارزات مسلحانه نمی دیدید و رژیم و
دزدان سیاه کار گرفتار شدند
کردیم و بعد هم در مسیر جیبش را می زدیم. چرا طعمه های خود را از افراد سالمند انتخاب می کردید؟ چون سرقت از آنها راحت تر بود و معمولاً افراد سالخورده زودتر به ما اعتماد می کردند تا افراد جوان. گفته بودید از پلاک های سرقتی استفاده می کردید؟ بله، ما تعداد زیادی پلاک سرقتی داشتیم که هر روز پلاک خودرو را تعویض می کردیم تا شناسایی نشویم اما بار آخر هنگام سرقت پلیس
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم آلبالو و باقالی
با هم کار می کردیم، من هم به عنوان بازیگر فاصله ای میان خودمان ایجاد کنم تا تفاوت داشته باشیم زیرا حتی در ارتفاع پست هم روحیات حاج کاظم وجود داشت. *بحث حضور شما در فیلم چ هم مطرح بود. - بله! با من در این مورد تماس گرفتند ولی شرایط من برای بازی در این فیلم مهیا نبود. بنابراین هیچ اتفاقی میان ما نیفتاده است و اگر بدانیم کاری وجود داشته باشد که بتوانیم انجام دهیم، حتما این کار
شوهرم بعد از اعدام زنده شد، میخواهند دوباره قصاصش کنند
قتل توضیح بده، ظاهرا قتل به خاطر تو اتفاق افتاد؟ بله درست است. شوهرم با پسرعمه اش مینی بوس شریکی خریده بودند و کار می کردند. مقتول هر روز وقت و بی وقت به خانه ما می آمد. یک روز به او گفتم این رفت وآمدها برای چیست. تو با شوهرم کار داری چرا وقتی او نیست به خانه ما می آیی؟ گفت همانطور که در ماشین با او شریک هستم تو را هم می خواهم با او شریک باشم. من قبول نکردم و خیلی ناراحت شدم، با این حال دست بردار
بهت زندانبانان در برابر سلول پر ستاره
بودم، جدا شوم. بعد از سال ها وقتی برای نخستین بار از من دعوت کردند تا برای بازدید از موزه عبرت بیایم با دیدن اتاق های بازجویی ناگهان همه آن روزهای سیاه مقابل چشمانم مجسم شد. صدای ضجه های کسانی که شکنجه می شدند و خنده های مستانه بازجوها را هیچ گاه فراموش نمی کنم. نخستین بار که به اینجا آمدم شوکه شدم تا چند ماه حال مساعدی نداشتم و دائم به آن روزها فکر می کردم و اشک می ریختم. فکر می کنم
ناگفته های خواندنی دکتر حسین مظفر از دوران اصلاحات/بخش سوم
آنجا هم قبولم داشتند و خدا توفیق داد و کارهای خوبی را هم در آنجا انجام دادم. گفتم: آقای خاتمی! اگر می خواهی برای این مرا برداری، من هرگز به آنجا نمی آیم . البته عمد داشتم که اینجا را بپرسد چرا؟ پرسید: چرا؟ جواب دادم: برای اینکه می خواهم بدانم چرا نباید در آموزش و پرورش باشم؟ می خواهم دلیل شما را بدانم . هی تاکید کرد که رای نمی آوری و بنیاد شهید هم مهم است. گفتم: آقای خاتمی! می خواهی تصمیم بگیری، من
درخواست طلاق برای تغییر چهره
به 2 بار اعدام این متهم بود اما 4 نفر دیگر، قائل به این مسئله نبودند و نظر به تبرئه وی از اتهام تجاوز به عنف داشتند؛ اما در نهایت متهم این پرونده با نظر 3 نفر از مستشاران، تبرئه شد.منبع:خراسان --------------------------------- طلاق به خاطر سریال های فارسی وان تماشای سریال از شبکه ماهواره ای فارسی وان ، موجب بروز اختلاف بین یک زوج جوان شد؛ تا جایی که این زوج با حضور در دادگاه خانواده، دادخواست
ایران برگر به همه یاد داد گره به ابرو انداختن و عبوس بودن، هنر نیست
داشت و بار طنز آن کمتر بود، همچنین زبان لری آن باعث شد من بیشتر او را دوست داشته باشم. اگر پدرتان کارگردان نبودند شما بازیگر می شدید؟ واقعا نمی دانم، از زمانی که به دنیا آمدم پدرم فیلمنامه نویس و کارگردان بود و با بازیگران ارتباط نزدیکی داشتیم، شاید اگر پدرم کارگردان نبود هرگز به این راه کشیده نمی شدم! اولویت اول زندگیتان چیست؟ فیلمنامه نویسی و بازیگری
آخرین بخش از پرونده پزشکی 410صفحه ای اشرف/هزینه سنگین پهلوی برای خرید و معدوم سازی این سند رسوایی+تصاویر
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از " ره به ری " : در گزارش های قبل بخش هایی تکان دهنده از پرونده پزشکی اشرف را بررسی کردیم. در این بخش ، آخرین قسمت افشا شده از پرونده 410 صفحه ای پزشکی اشرف پهلوی را برای شما مخاطبین عزیز در نظر گرفته ایم. همان طور که اشاره شد ، اشرف جمعا 14 روز در کیلینیک پروفسور ژولیوس در المان تحت درمان بود که ماحصل آن پرونده ای 410 صفحه ای برگرفته از 22 ساعت روانکاوی اشرف توسط دو روانکاو و 58 ساعت تلاش پزشکان برجس
دولت برای اربعین دست به کار شود
به گزارش شیعه نیوز ، ای کاش می شد که هر روزِ کشورمان، ایام اربعین باشد، روزهایی که مردمی در انتظار گرفتن ویزا برای رفتن به زیارت، شوق داشتند، مردمی هم با پاهای خسته قدم در راهی منتهی به کشتی نجات عالم می گذاشتند و مردمی هم با اخلاص تمام خود را وقف خدمت به این زائران می کردند؛ دیگر نیازی نبود برای اینکه سالمندی تکریم شود، بخشنامه، دستور از بالا و تبلیغات شود، این فرهنگ با خود همه اینها را به سوغات
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/9
نگاهی به نامزدهای بخش های مختلف و رقابت نزدیک رییسیان ، داودی و توکلی برای سیمرغ های جشنواره فجر، رقابت نزدیک رییسیان ، داودی و توکلی برای سیمرغ های جشنواره فجر، رونمایی محمد(ص) شاهکار سینمای ایران، نگاهی به برنامه دهمین و آخرین روز جشنواره فیلم فجر در کاخ جشنواره، اعلام نتیجه 312 نوبت رای گیری از تماشاگران فیلم فجر، برگزاری نشست رسانه فیلم های جامه دران ، ایران برگر ، ابوزینب ، مادر قلب اتمی و انیمیشن شاهزاده روم در کاخ جشنواره، گفت و گویی با علی اکبر ثقفی تهیه کننده فیلم ناموفق مردی که اسب شد ، گفت و گو با ابوالحسن داوودی کارگردان فیلم موفق رخ دیوانه ، افتتاح پردیس سینمایی فولادشهر در اردیبهشت 94، صحبت های منوچهر شهسواری تهیه کننده مزار شریف و مصطفی احمدی کارگردان جوان فیلم نزدیکتر ، اظهارات حبیب الله کاسه ساز درخصوص موفقیت گیشه سال آتی به دلیل فیلم های هنر و تجربه ، گفت و گویی صمیمی با رضا صادقی بازیگر جوان دوران عاشقی ، توضیحات ابراهیم حقیقی درخصوص اهمیت پوسترهای سینمایی، گلایه های ثریا قاسمی از بی توجهی به پیشکسوتان سینما، حمایت مجتبی راعی از فیلم مزار شریف ، گفت و گویی صمیمانه با رویا تیموریان و احتمال همکاری با تلویزیون، نگاهی به فیلم سینمایی موفق من دیه گو مارادونا هستم و درنهایت نگاهی به مهمترین حواشی روز نهم جشنواره فیلم فجر، سرخط مهمترین اخبار روز نهم جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داد. ...
متن، صوت و فیلم سخنرانی امام خمینی در 12 بهمن 57
وکلا. شما الان اطلاع دارید که در این مجلسی که حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید که در تهران سکنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می کنم که آیا این وکلائی که در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید اکثر این مردم می شناسند این افرادی را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس
بوسه زندان بان به دستان آیت الله طالقانی
مطالب استفاده کرد. من احساساتی شدم و دست ایشان را بوسیدم و بوسیدن رئیس زندان بر دست آیت الله مانند بمب سر و صدا کرد. از دیگر کارهای که به عنوان رئیس زندان انجام می دادم این بود در ایام عید به بچه کوچک های زندانیان سیاسی و غیر سیاسی اجازه می دادم. روز عید تا عصر نزد پدرشان در زندان بمانند. حتی الان زندانیان سابق که زنده هستند مرا می بینند گرم مرا می پذیرند. چون انسانی رفتار می کردم. قدرت
مسئولیت موردعلاقه آقا در مدرسه علوی
. *خودنمایی کمونیست ها بیستم بهمن، غرق در کارهای خود بود که آقای اسد الله بادامچیان سر رسید و گفت:...آن بیرون کمونیست ها در حال دو قطبی کردن کارگرها هستند تا میان صفوف مردم بلوا ایجاد کنند؛ خطرناک است!... ... ساعتی بعد شخص دیگری آمد و همین موضوع را باز گفت و بر خطیر بودن آن پای فشرد. نگران شدم... گفتم کار دارم نمی توانم آن را رها کنم. اما خواستم مشغول شوم که نگرانی اجازه نداد
حیوانات به شفاخانه آناهیتا پناه می برند/ مهربان بودن سخت نیست
طور مثال اگر سگی را مراقبت کند و کسی پیدا شود که آن را بخواهد به رایگان در اختیار مردم قرار می دهد. * تمام کارهای این فیلم تقریبا توسط خود شما انجام شده است فکر نمی کنید این مساله به فیلم ضربه بزند؟ -بله تهیه کنندگی، کارگردانی و تصویربرداری این فیلم با خود من بود و البته این کمک می کرد که همانطور که می خواستم کارم با واسطه های کمتر انجام شود و من مستقیما سوژه را در برابر
گفتگو با مهتاب کرامتی، پرکارترین بازیگر زن جشنواره
شده نقشی نبوده که جای کار زیادی داشته باشد و من را راضی کند که در این مواقع جواب منفی می دهم. با توجه به همه این دلایلی که گفتم حتی اگر به قول شما وسط کار درباره نتیجه نهایی شک و تردید به سراغم بیاید ولی ذره ای از انرژی و انگیزه من برای ارایه بهترین کاری که می توانم جلوی دوربین انجام دهم کم نمی شود. این یعنی در هر شرایطی وقتی حضور در کاری را قبول کردم حداقل در حوزه خودم تمام سعی ام را می
بیوگرافی و عکس شیده معاونی (مجری کودک)
تا سال 92 که بازنشسته شدم. آشنایی شما باهمسرتان چگونه بود؟ *ازدواج من سنتی بود ، خانواده ها باهم آشنا بودند. اول دختر دایی من عروس این خانواده شد و بعد من به عنوان عروس دوم به این ترتیب با دختر دایی ام جاری شدیم . اداره ی زندگی خانوادگی با اشتغال و نوع کار شما ، مشکلی ایجاد نمی کرد؟ *من واقعا جا دارد اول تشکر کنم از مادر عزیزم و پدرم که در قید حیات نیستند
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
گفت ناراحت نشو من و پدرم تمام دیشب را در فکر تو بودیم و باور کن اگر می توانستیم تو را بی خبر نمی گذاشتیم حالا هم می دانستیم که تو یا پدرت امروز به اینجا می آیید که من و پدرم را به بهانه یک امر پزشکی به اینجا آمدیم. کمال من دیشب حدود ساعت 11 شب حضور ترا، صدای نفس های ترا، در پشت دیوارهای کنسولگری حس می کردم. گفتم اتفاقاً در همان زمان من پشت در شرقی بن بست مرده شورها عطر گل های امین الدوله را استشمام
نگاهی به نقش امین فقهی امام خمینی(ره) در پیروزی و تداوم انقلاب
واجب است انجام دهیم، امام(ره) فرمودند: بله همین طور است، بعد گفتند، شما تا به حال شده مطلبی گفته باشید و ما به آن عمل نکرده باشیم؛ امام(ره) با لحنی بزرگوارنه، می گویند: آقای فاضل اگر درباره حوزه مطلبی باشد، به شما خواهم گفت؛ نه به کسی دیگر، شما را به اندازه مصطفی دوست دارم، من شما را بزرگ کرده ام ، امام(ره) به ایشان اعتماد داشت و متعقد بود مرحوم والد می تواند در حوزه سکان فقاهت را به دست گیرد
محجوب: بسیاری به کتاب های چاپ شده اطمینان کافی ندارند/ ماجرای درخواست حسین نصر از دفتر فرح برای جلوگیری ...
در این زمان سود شرکت بیشتر از زمان فعالیت آن شده بود. جریان وساطت دکتر حسین نصر درباره انحلال شرکت چه بود؟ حسین نصر، رئیس دفتر فرح از شاگردان شهید مطهری بود که با او ارتباط داشت. شهید مطهری برای جلوگیری از انحلال شرکت به نصر متوسل می شود و او هم این موضوع را در دفتر فرح بیان می کند تا این که یک بار مرا از اداره ساواک فراخواندند و گفتند: اگر ما اجازه فعالیت مجدد به شما بدهیم
استخاره کردم که از ساواک بروم
سطحی نبودیم که بتوانیم با دکتر صحبت کنیم و ای کاش صحبت می کردیم و اگر صحبت می کردیم شاید الان جزو این جمعیت بودم. ایشان فقط شنیدم یک صحبتی کرد و گفت من وظیفه ای داشتم و می خواستم یک رنسانس مذهبی در ایران به وجود بیاورم و من فکر می کنم در کار خودشان موفق شدند. تهرانی گفت: ای کاش من با یک چنین اندیشمندانی از طریق کتاب هایشان آشنا می شدم ولی گذشته گذشت و ما غیر از سرافکندگی و شرمندگی چیزی برایمان باقی
فرماندهان ارتش پس از انقلاب چگونه انتخاب می شدند
بودید؟ من به محافظان مسلح گفته بودم از اقامتگاه حضرت امام برای کمک آمده و وارد دفتر تیمسار شده بودم.وقتی وضعیت را چنین دیدم گفتم تا چند دقیقه دیگر فرمانده لشگر خدمت شما معرفی می شود، تیمسار مرا تا آن موقع نمی شناخت. لباس نظامی نداشتم، چند روز نخوابیده و اصلاح هم نکرده بودم. من هم شکل چریک های محافظ اتاق تیمسار شده بودم.گفت شما کی و از چه گروهی هستید؟گفتم سرگرد شریف النسب هستم از گروهی
خاطرات چهره ها از روزهای پرهیجان انقلاب
که خودشان در کوران حوادث حضور داشته اند. مردم، اصلی ترین محرک انقلاب ها هستند. آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود، اگر مردم همراه انقلاب نباشند، هیچ کشوری به انقلاب نمی رسد. اینجا گوشه ای از خاطرات مردم انقلابی را می خوانید. کسانی که آن موقع اسم و رسمی نداشتند اما خیلی هایشان امروز حسابی صاحب نامند. یوسف کلاهدوز (افسر ارتش/ قائم مقام سپاه پاسداران) 20 و 21 بهمن
امان از دست این قمی ها!/گفتگوی خواندنی با "مرگ بر شاه" قمی!+عکس
انقلابی پیروز شدند. ثامن: چرا لقب "مرگ بر شاه" را به شما دادند؟ الماسی : در جریان آگاه سازی من تصمیم گرفتم هر کلمه ای که بر زبانم جاری می شود یک مرگ بر شاه هم در کنار آن اضافه کنم می خواستم نشان دهم که مردم شاه را نمی خواهند هر چه می گفتم باید بقیه در جواب مرگ بر شاه می گفتند؛ به دوستانمان می رسیدم می گفتیم سلام علیک مرگ بر شاه، حال شما خوب است مرگ بر شاه، روز چهار الی پنج ساعت
زندان قبل انقلاب دانشگاه ما شد
او به عنوان یکی از شاهدان عینی فعالیت های مبارزان پیش از انقلاب بار ها در مقابل عکاس ها و فیلمبردار ها و خبرنگاران قرار گرفته و روایتگر آن روزهای تلخ و شیرین شده است. خودش می گوید 20 ساله به زندان رفته و 34 ساله از آن رها شده است. با این حال زمانی هم که از بند سیاسی حرف می زند انگار دارد خاطرات دانشگاهش را مرور می کند. حضور در کنار چهره های سر شناسی مانند شهیدان رجایی، باهنر، بهشتی، آیت الله