سایر منابع:
سایر خبرها
گفت وگوی خواندنی با علی مشهدی پدیده خندوانه
پسرها می زد. برای همین من برادر ندارم. پدرم نمی گذاشت شب ها تشک بیندازم! پدر آقای مشهدی همیشه دوست داشت پسرش پزشک شود. برای همین اصرار کرد که او رشته تجربی را بخواند اما این اصرار هیچ فایده ای نداشت او می گوید : آنقدر مردود و مردود و مردود شدم که آخرش پدرم با پای خودش رفت دفترچه سربازی گرفت تا من سربازی بروم. من کلا از درس بدم می آمد. همین الان هم اگر شما یک چیزی دست به من
گفتگوی جنجالی کفاشیان با رضا رشید پور
، ایشان زود می رود توی جواب دادن و شکایت کردن. رشیدپور: آیا در اطرافیان شما کسی هست که به خبرنگاران بگوید فلان و بهمان می کنم و داخل گونی ات می کنم و تهدید کند و با این ادبیات حرف بزند؟ کفاشیان: ولله نه، الان دیگر نیست. البته می گویند شکایت می کنیم و اینها. ما هر چه شکایت هم می کنیم اثری ندارد و آن طرف کار خودش را انجام می دهد. رشیدپور: چون قدرت رسانه و روزنامه بالاست
صداقت و عنایت آمریکایی بازخوانی تاریخ بود
می کند و هم سپاه که البته سپاه خیلی کمتر. ولی با این وجود خیلی از عملکرد شهرداری دفاع می کنید. من الان نماینده شهرداری نیستم چون شما گفتید مجبور شدم جواب بدهم. در مورد بیلبوردها آقای عیازی به شما انتقاد داشت. به نظر می رسد یک مقدار تکلیف شما مشخص نیست که بالاخره باید با چه کسی هماهنگ باشید. وظیفه ما مشخص است. ما باید با مجموعه سازمان بسیج طبق قانون
یک حکم اعدام هم ندادم
پشت تیربرق قایم شدم. سه ، چهار دقیقه با آجر صحبت کرد، بعد آجر را بوسید. من نتوانستم خود را کنترل کنم و پرسیدم داشتی با آجر حرف می زدی؟ مگر آجر هم شعور دارد؟ گفت برای تو نه. گفتم مگر آجر احساس دارد؟ گفت برای تو نه. این خانه معشوق من است که بعدها هم با آن دختر ازدواج کردند. اسلحه برای شما این حکم را داشت؟ بله، برای من این ابزار دفاع از هویت ملی یک ملت بود. نه خودم، من خودم مهم نبودم. اگر
هادی غفاری: یک حکم اعدام هم ندادم
خیابان ولیعصر شدم، مردم دنبال من آمدند و سد را شکستند. چون من با سرعت با فیات وارد خیابان شدم، با سرعت تمام به وسط جمعیت زدم. همه گریختند. چهار هزار نفر مسلح از ما چهار نفر فرار کردند. بالاتر از میدان ولیعصر یک خوابگاه بود که بسیاری از افراد مسلح به آنجا گریختند. ما در را بستیم. به بچه های دادستانی اوین زنگ زدیم. آمدند و تمام. نقش شما در جمع کردن اوضاع چقدر است؟ همه
کفاشیان: پسرم بنز دارد نه مازراتی/ تاج کارگزار باند اصفهانی هاست/ سفارش به داور بازی تراکتور
از او شکایت کرد. ایا از اطرافیان شما کسی هست که به خبرنگارها بگوید فلان می کنم و.. بحث گونی و اینها ؟ کسی با این ادبیات صحبت می کند؟ نه. الان نه.. ممکن است بگویند شکایت می کنند اما با این ادبیات صحبت نمی کنند. البته ما هر چه شکایت می کنیم اثری ندارد انها کار خود را می کنند. بله چون قدرت رسانه بالاست. قدرت روزنامه ها بالاست درست است. و
چگونه با ورشکستگی و بیکاری همسرمان برخورد کنیم؟
برای تسویه حساب به امور مالی شرکت مراجعه کند. همسرم مات و مبهوت و شوک زده به خانه آمد، تا او را دیدم نگران احوالش شدم و شروع کردم به سوال پیچ کردنش، هر چقدر از او سوال می کردم، او پاسخ نمی داد و از گفتن حقیقت طفره می رفت. پنج روزی خانه بود بدون آن که سرکار برود یا حرفی از اخراجش بزند تا این که روز ششم بغض گلویش ترکید و گفت: نمی دانم چه کنم؟ از این به بعد چگونه باید هزینه های زندگی را تامین کنم و از
گفتگو با شهرام قائدی بعد از کاهش وزن (عکس)
گرفتار شهرام: در هر صنفی می تواند پیش بیاید که گاهی اوقات مادرمان به ما زنگ می زند و گله می کند که یه زنگ نباید به من بزنی؟! و شما هم در جواب می گویید که گرفتارم . در حالی که هر فردی در مدت زمانی که سر کار است، به فرض از شش صبح تا هشت شب، محال است دقایقی را برای یک تلفن یک دقیقه ای پیدا نکند. سر هر کاری که باشیم زمان ناهار، استراحت و. . . داریم ولی در واقع این گرفتاری، یک گرفتاری فکری
عکس:همراه با سام درخشانی و همسرش در بزرگراه صدر!
ماشینِ اخرین مدل میلیاردی زیرِ پام بود؟؟؟!!!!(پول) که یهو عسل گفت نیگاه کن بغیرِ ما هیچ ماشینی تو صدر نیست( یکی از شولوغترین بزرگراههای تهران)...عجیب بود ولی راست میگفت...خیلی باحال بود تا چشم کار میکرد یدونه ماشینم نبود،، منم جوگیر شدمُ گازشو گرفتم که یهو یکی از این عکاسای بیکار بزرگراه عکسمونو گرفتُ.. مام کلی خندیدیم و حال کردیم و از خودمون عکس گرفتیم... بعد جواب سئوالمو گرفتم
به نخبگان خیلی راحت جواب نه می دهند/یک نخبه هیچ چیز جز احترام و شایسته سالاری نمی خواهد
نکردند دکتر رضایی تو که مانده ای، برای خدمتگزاری، توقعت چیست؟ اصلا می خواهی برای این جامعه چه کار کنی؟ می دانم اگر این سوال هایی که شما به عنوان خبرنگار می پرسی، پرسیده می شد، الان پاسخهایی که داده می شد خیلی کمک کننده بود. هیچ نخبه ای نمی گفت من دنبال ماشین آنچنانی ام و فلان خانه را می خواهم. خود من فقط یک پاسخ می دادم : فضایی برای خدمت بهتر، فضایی که هم به سلامت جسمی افراد بنگرد و هم به سلامت
آیا کفاشیان در وزارت اطلاعات کار کرده است؟
/> کفاشیان: نشریه بود؟ حالا هر چه بود باید خدمت شما بگویم که باید اول سوالهای شما را بشنوم بعد بگویم که سخت بوده یا نه رشیدپور: الان تیمی شامل یک پزشک، یک متخصص فرکانس صوتی، یک رفتار بدن شناس در استودیو مشغول رصد کردن رفتار شما هستند و زیر همین قاب به بینندگان مان نشان می دهند که شخصیت شما سبز، زرد، قرمز یا نارنجی است. کفاشیان:روانشناس هم در بین شان هست؟ رشیدپور: بله
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (94)
فن داریم به اسم بُزکِش که در کمال تعجب فحش نیست. 5. شخصیتی که در دوران تحصیل هیچ وقت چهره اش دیده نشد: الان میخواد بازرس از آموزش و پرورش بیاد! 6. یه شیشه سیرترشی شش ساله داریم. سال دیگه که هفت سالش شد می خوایم بفرستیمش مدرسه. 7. فرهنگ متفاوت زندگی شهری و روستایی باعث نمی شود که پشت اتصال شلنگ آب زیر دستشویی هر خانه ای یک اسکاچ کهنه نباشد. 8. اعتراف می
شکنجه روی ریگهای داغ در ظهر عاشورا
ها را می زد و به عناوین مختلف اذیت می کرد. از نظر اخلاقی و همه چیز این آقا فاسد بود. خلاصه ما یک بار با او سر مسائلی درگیر شدیم و من را پیش عراقی ها بردند و این بهروز یک سری صحبت کرد که این آقا در آسایشگاه مُخل نظم است و فلان است. خلاصه یک دست کتک سفت به من زدند. دو نفر از بچه های خوی بودندکه این ها همسن و سال های خود من بودند واین دو نفر همیشه با هم بودند. بهروز این دو نفر را
شلیک خونین برای فرار از زندان شوهر بدبین
به قدری به هم نزدیک بودند که نمی شد فرار کرد. روی زمین نشستم و به دیوار تکیه دادم، زیر تخت یک لوله را دیدم، وقتی آن را بیرون کشیدم دیدم که تفنگ شکاری علی است! آن را برداشتم گلوله داشت، چند باری دیده بودم چگونه شلیک می کند، لباس هایم را پوشیدم مقداری پول در جیب هایم بود می توانستم تا خانه پدرم بروم. منتظر شدم علی بیاید. زیر تخت پنهان شدم.وقتی آمد، دنبالم می گشت و عصبانی بود. سراغ کمد
درآمد ماهیانه یک زن خیابانی از تن فروشی (+18)
. حمید به سقط جنین اصرار دارد اما فریبا زیر بار نمی رود و از دست حمید فرار می کند. خانه ای برای خودش اجاره می کند و تا به دنیا آمدن کودک همان جا می ماند. از قضا یکی از همسایه ها از همان واسطه ها بوده است. زیر پایش می نشیند که با یک بچه سر چه کاری می خواهی بروی؟ خرجت را از کجا در می آوری؟ و این آغاز ورود فریبا به این کار می شود. سه ماه بعد از تولد نوزاد است که حمید، فریبا را پیدا می کند. وقتی از کار
ماری جوانا و افزایش اندازه ارگان های جنسی/ غذاهای چرب عامل عفونت ریه؟!
امپول پینی سیلین و کلی مسکن و انتی بیوتیک مصرف میکردم.الانم تو رژیمم . پاسخ: حمید سهراب پور/ متخصص داخلی افزایش آنزیم کبد علل مختلفی دارد برای بررسی به پزشک مراجعه کنید، برای کبد چرب باید تحت درمان و رژیم خاصی باشید. سوال : من به تازگی ازدواج کردم و قبل از ازدواج هم رابطه ی جنسی نداشتم بعد از اولین نزدیکی متوجه شدم که پرده بکارت ندارم و دهانه ی واژنم گشاد بود بطوری که