سایر منابع:
سایر خبرها
متن ترانه مشترک مجیداخشابی و رامبدجوان
سرنوشت همه دنیا می دونن به چشمای تو وابسته ام تو این عشقو شروع کردی منم تا آخرش هستم تو این حال خوشم انگار تو با تقدیر همدستی به سمت غصه می رفتم با لبخند راهمو بستی یه احساس عجیبی به تو دارم یه حسی بیشتر از یه عشق ساده همه چی از نگاهت شروع شد
دومین جایزه ادبی ارومیه، نفرات برتر خود را شناخت
کدام یک از داوران عزیز در عرصه ی ادبیات داستانی نام و نشانی -نه حتی در کشور- که در این شهر دارند؟ ناشناس- آقا قلیزاده قبول کنید که این راه و رسم برگزاری جایزه ادبی نیست. ناشناس- من نمی دونم واقعا چه دلیلی داره وقتی از عهده ی برگزاری جایزه به صورت شهری بر نمیان اون رو استانی می کنند و بعد هم خبر میدن که می خوان منطقه ای کنن. با کدوم بودجه؟اون هم توی این همه بخش تورکی و فارسی و
توصیه کار عملگی برای رئیس جمهور/ بوی مناظره جلیلی و ظریف می آید/ درخواست غرضی برای رفتن 50 نفر روی مین/ ...
صفحه ی اینستاگرامش منتشر کرد: میگن تو برنامه ی خندوانه به ما مثکه بی احترامی شده توسط یه آقایی به اسم ژوژولو !! والا من اون برنامرو تا حالا ندیدم و این آقارم نمیشناسم اما چیزایی که الان راجبش فهمیدم اینجوریه که میخوان یه کاری کنن که مردم بخندن !! خوب اگه با بی احترامی به ما مردم میخندن بذار بخندن دمشونم گرم شکایتی ندارم ،حساس نشین ، بذارین زندگیشونو بکنن به نظرم خوشحال کردن و خندوندن مردم کار
تندیس 86 ساله خدمت/ مصیب لاکتراش قدیمی ترین خبرنگار بالاجاده
قاطعی بود به اسم سروان حامد. فرستاد دنبالم که ببینه موضوع چیه؟ درجه دار بالاجاده اومد و بهم گفت سروان حامد میخواد باهات صحبت کنه، گفتم باشه خودم فردا صبح میام.صبح رفتم ژاندارمری بندرشاه سابق(بندرترکمن).سروان حامد تو سالن با دو نفر داشت صحبت می کرد یهو دیدم یه چک خوابوند تو گوش یکی از اونها، بطوری که پرت شد و سرش خورد به دیوار، بعد به اون یکی دیگه فحشی دادی و گفت اینو تنبیه کردم حالا تو هم شکایتتو پس
گفتگو با پدیده خندوانه+عکس
دستش. به خاطر از نزدیک دیدن رضا عطاران حسابی هیجان زده بودم. حالا به رضا می گویم آن روز چقدر از دیدنت خوشحال و هیجانی بودم اما الان اصلا حسابت هم نمی کنم.(خنده) بعد هم همکاری ام با بچه ها ادامه پیدا کرد. اسمم که داخل تیتراژ رفت، حسابی کیف کردم. اگر سربازی نمی رفتم، نویسنده نمی شدم خاطرات علی مسعودی از دوران سربازی باعث شهرتش شده است آنقدر که خودش می گوید اگر سربازی
طرح جدید خودروسازان برای فروش
ارزند. جنس بد و گران ارزانی تولید کننده و وارد کننده اش. والسلام پول ندارن که سود بدن. اگه اسم بنویسید بعدش به جای سود پول میگن بیاین ماشین را ببرید و زیر نرخ باید بفروشید یه سیلو دارم مدل هفتادوشش که هفت هشت ساله دارمش الحمدالله رنگ تعمیرگاه ندیده بعد اینهمه مدت تیغه برف پاکنش خراب شد و رفتم یه جفت تیغه پرایدی گرفتم و عوض کردم گفتم رفت کمه کم سه چهار سال راحت شدم خدا وکیلی
فرهنگ در رسانه
آقایی به اسم ژوژولو !! والا من اون برنامه رو تا حالا ندیدم و این آقارم نمی شناسم اما چیزایی که الان راجع بهش فهمیدم اینجوریه که میخوان یه کاری کنن که مردم بخندن !! خب اگه با بی احترامی به ما مردم می خندن بذار بخندن . دمشونم گرم .شکایتی ندارم ،حساس نشین ، بذارین زندگیشونو بکنن به نظرم خوشحال کردن و خندوندن مردم کار مقدسیه البته اگه به خاطر نفع شخصی نباشه * واکنش رضایا به شوخی امیرمهدی ژوله
طلبه شهیدی که مجوز جبهه اش را از امام(ره) گرفت
بعد از دیپلم، دروس حوزه را شروع کرد و در آزمون سراسری 1364 هم رتبه 19 آورد و در رشته حقوق قبول شد و به پردیس دانشگاه تهران در قم رفت. بعد از مدتی من در سفری به قم، سری هم به او زدم. آن جا متوجه شدم که راضی نیست. می گفت: در دانشگاه چیز زیادی از اساتید یاد نمی گیرم و غالبا مطالب را بلدم. بعد از مدتی داستان جدی شد و قاطع گفت: نمی خواهم بمانم. من برای پیگیری این قضیه رفتم قم. مشخص شد که
90/ یاریار: در اتاق سالگادو و کارلوس سوسک پیدا شد، فرار کردند!
زمانی که تیم ستارگان وارد تهران شد من در شبانه روز روی هم 3 ساعت خواب نداشتم. 90: پس گردنی به کارلوس هم سوژه شد. پس گردنی در کار نبود، کارلوس همیشه خندان است و وقتی می خواست از پله ها بالا برود 4 تا از هواداران می خواستند او را در آغوش بگیرند که یکی از آنها ناخواسته دستش به کمر کارلوس نه گردنش برخورد کرد. تازه خود کارلوس برگشت و دوباره خندید و اصلاً ناراحت نشد. همانطور که گفتم و
غافلگیری عجیب خندوانه با دعواهای سیاسی
کمدین در این دو تصویر که در کمتر از یک دقیقه گرفته شده نگاه کنید. ابتدا ژوله در صدر قرار دارد و بعد حیایی صدرنشین می شود. اما فاز غافلگیرکننده این مسابقه جمعه شب گذشته اتفاق افتاد؛ جایی که امیرمهدی ژوله و امین حیایی در دور دوم این رقابت رو در روی هم قرار گرفتند؛ قرعه ای که کمی ناعادلانه به نظر می رسید و خیلی ها دلشان می خواست هر دوی این ها تا مراحل نهایی بالا بیایند، چه اینکه
تجمع کارگران ماشین سازی اراک مقابل مجلس
افتضاح پایین ه بابا این خودرو ها رو با قیمتی که اگه به مردم ایران بدن ___ ایرانی ها جشن می گیرن gt;gt;gt; میدن عراق و افغانستان (دو کشور جنگ زده) پس می فرستن..... حالا شما برای ما مشوق با غیرت ها شدی شما اگه وقت کردی کلات رو بزار بالاتر ....... هموطن شاغل در خودرو سازی ها، کارگر، کارشناس و کارمند . میدونید به تعداد اون پیچهایی که بخاطر بیحوصلگی نبستید چند خانواده عزادار شدن
خندیدن مردم هم سیاسی است!
را نشان داد و در صفحه مجازی اش نوشت: میگن تو برنامه ای به اسم خندوانه به ما مثکه بی احترامی شده توسط یه آقایی به اسم ژوژولو !! والا من اون برنامه رو تا حالا ندیدم و این آقارم نمی شناسم اما چیزایی که الان راجع بهش فهمیدم اینجوریه که میخوان یه کاری کنن که مردم بخندن !! خب اگه با بی احترامی به ما مردم می خندن بذار بخندن . دمشونم گرم .شکایتی ندارم ،حساس نشین ، بذارین زندگیشونو بکنن به نظرم خوشحال
حال و روز این روزهای بازار خودرو
روزهای پاییزی، امسال زودهنگام از راه رسیده اند. سفرهای تابستانی به روزهای پایانی رسیده است و جاده ها به زودی، آرامش پاییزی را احساس می کنند. در این میان، بازار خودرو هم که اوضاع و احوال متفاوتی از سال های قبل را تجربه کرده است، شاید دیگر به این راحتی ها رونق به این بازار حالا حالاها باز نگردد. تجربه همه ساله هم این را نشان می دهد که بعد از اتمام فصل سفرها، بازار به آرامشی رو می آورد که تجدیدقوایی
مراقب خودروسازان باشید
سواد عزیز یادم رفت بهت بگم که اگه اقتصاد بلد بودی، در حد فندق میدونستی که چون تورم بالاست و نرخ ارز تقریبا ثابته و ریسک کشور کم شده، همه علاقه دارن تو ایران سرمایه بیارن فرض کن از اونور پولهای با بهره زیر 5 درصد رو بیارن و اینور از این تورم سود ببرن. واسه همینه که اینقدر کشورهای دیگه علاقه به سرمایه گذاری دارن. این بازی در نهایت دودش به چشم مردم میره و باعث بیکاری خیل
اخبار ویژه روزنامه های یکشنبه 29 شهریور
. این خواننده زیرزمینی امیر دیوا معروف به امیر تتلو ساعتی پس از اجرای امیر مهدی ژوله در برنامه خندوانه با انتشار پستی نسبت به اجرای این کمدین واکنش نشان داد و متن زیر را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد: میگن تو برنامه خندوانه به ما مثکه بی احترامی شده توسط یه آقایی به اسم ژوژولو !! والا من اون برنامرو تا حالا ندیدم و این آقارم نمی شناسم اما چیزایی که الان راجبش فهمیدم اینجوریه که میخوان یه کاری کنن که
خبر ویژه های روزنامه های 29 شهریور
. ماجرای بازداشت کفاشیان! شنیده شد که 4 سال بعد از ماجرای بازداشت یک روزه رئیس فدراسیون فوتبال،علی کفاشیان حالا در این باره سخن گفته است. خبرآنلاین نوشت؛ کفاشیان درباره ابهامات مالی که سبب شد، به دادسرای ویژه کارکنان دولت در زندان اوین برود و یک صبح تا شب، همان جا بماند توضیح داده است. او قبل از آن روز پر خبر که گیرکردنش در دادسرا را به همراه داشت، درحاشیه اجلاس ای اف سی در
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (95)
/> 15- در تاریخ تنقلات همه جور آدمی داشتیم از آدم نابغه های که بستنی رو اختراع کرد تا اون آدم نادونی که تخمه ژاپنی رو به آجیل اضافه کرد. 16- این عذاب وجدان گرفتن ها در روزای آخر تعطیلات کاملا نرمال و از علائم سلامتی دانشجویان و دانش آموزان است. 17- رفتم کله پزی به یارو می گم زبون دارین؟ گفت نه فقط تو داری. ما با آرنجمون حرف می زنیم! 18- بچه که بودیم همش اون خانوم مجری
اروپا نمی روم فعلا در استقلال بازی می کنم و می مانم
طریق آقای مایلی کهن به فوتبال حرفه ای معرفی شده ام. قبل از آن در جوانان و امیدهای پرسپولیس بازی می کردم ولی سرباز شدم و به تیم نیروی مقاومت رفتم. بعد از اینکه سربازی ام تمام شد، 8 ماه از قراردادم با پرسپولیس مانده بود که آن اتفاق ها افتاد و من به صبا رفتم. * از اینکه تماشاگران به تو القابی می دهند چه حسی داری؟ - از همان روز اولی که به تمرینات استقلال آمده ام به من لقب پوگبا
اتاق فکر کمپین خودرو!
مشکل با خودرو دارند یا منافقند یا خائن یا مخالف دولت تا حالا عزیزی رو در پراید له شده دیدی تا کی به نفع سرمایه داران بی درد قلم می زنید بترسید آقا دلت خوشه ها، سیاسی بازیارو جمع کنید، من تازه ازدواج کردم احتیاج شدید به ماشین دارم، با 10 تومنی که دارم نمیتونم یه ماشین آشغال میشه گرفت که باید خرجش کنم، اونم توو این اوضاع بیکاری، یکم به فکر مردم و جوانان مملکتتون باشین، با غیرت و متعهد
توصیه کار عملگی برای رئیس جمهور/ بوی مناظره جلیلی و ظریف می آید/ درخواست غرضی برای رفتن 50 نفر روی مین/ ...
منتشر کرد: میگن تو برنامه ی خندوانه به ما مثکه بی احترامی شده توسط یه آقایی به اسم ژوژولو !! والا من اون برنامرو تا حالا ندیدم و این آقارم نمیشناسم اما چیزایی که الان راجبش فهمیدم اینجوریه که میخوان یه کاری کنن که مردم بخندن !! خوب اگه با بی احترامی به ما مردم میخندن بذار بخندن دمشونم گرم شکایتی ندارم ،حساس نشین ، بذارین زندگیشونو بکنن به نظرم خوشحال کردن و خندوندن مردم کار مقدسیه البته اگه به
این بار برنده خندوانه حیایی یا ژوله؟
فوتبالیست می شدم،البته نه از آن حسابی ها و آموزش دیده ها، بلکه از آن هایی که پول می دهند تیم می خرند، پول می دهند داور می خرند و... ، چون فوتبالیست شدن تو اینجا خداروشکر کاری ندارد، برعکس همه جای دنیا که اگر حتی مسی هم باشی باید سرشب توپت رو جمع کنی و بخوابی، اینجا طرف تازه ساعت 2 شب توی یکی از باغچه های اطراف تهرون،کنار همدمشه! حالا همدمش کیه؟! در اینجا بود که ژوله از جیبش شلنگ قلیانی
واکنش تتلو به شوخی با نامش در خندوانه
ژوله در برنامه ی خندوانه با انتشار پستی نسبت به اجرای این کمدین واکنش نشان داد. امیر تتلو من زیر را در صفحه ی اینستاگرامش منتشر کرد: میگن تو برنامه ی خندوانه به ما مثکه بی احترامی شده توسط یه آقایی به اسم ژوژولو !! والا من اون برنامرو تا حالا ندیدم و این آقارم نمیشناسم اما چیزایی که الان راجبش فهمیدم اینجوریه که میخوان یه کاری کنن که مردم بخندن !! خوب اگه با بی احترامی به ما مردم میخندن
حمله تند پیشکسوت پرسپولیس به کمدین خندوانه/اسم همدم شما را نمی آورم
اون گفت نود در صد فوتبالیست ها قلیونی هستند نقل قول 2015-09-19 23:03 +77 [16] mosi4 ما متاسفیم که بازیکنای نالایقی مثل شما دورانی تو پرسپولیس بازی کردن و ما رو زجر دادن! واقعا تو اون دوران افت تیم تو دهه 80 همزمان با اوج گرفتن مشکلات مدیریتی و ... چه نابغه هایی مفت مفت اومدن پرسپولیس!! نقل قول 2015-09-19 22:26 +95 [15] سامان متاسفانه امین حیایی
تتلو و رضایا به ژوله پاسخ دادند
نیز با انتشار پستی نظر خود را در این باره اعلام کرد. اما با لحنی متفاوت نسبت به تتلو. تتلو در پستی که در ایسنتاگرامش منتشر کرده بود از بی احترامی به خودش حرف زده و نوشته بود: میگن تو برنامه ی خندوانه به ما مثکه بی احترامی شده توسط یه آقایی به اسم ژوژولو !! والا من اون برنامرو تا حالا ندیدم و این آقارم نمیشناسم اما چیزایی که الان راجبش فهمیدم اینجوریه که میخوان یه کاری کنن که
کیف های قدیمی
توی نمایشگاه می چرخیدیم یاد روز اول مدرسه خودم افتادم شب قبل مامانم که بهش میگفتیم خانجون یه پیراهن بزرگ رو از صندوق در آورد و گفت: آهان، این به درد تو میخوره. خیلی تعجب کردم، چون سه تای من توی اون پیراهن جا میشد. بعدم به بابام نگاه کرد و گفت: ببین حاجی چه خوب مونده! چقدر محسن پوشیدش، چقدرم سعید میپوشه. بعدم رو به من کرد و گفت: الان برات درستش میکنم. به خیال خودم فکر کردم حتماً میخواد تنگش کنه و
2 پیش بینی مسکنی یک مقام دولتی
خریدار خواهد داشت. آره منم که دارم نزول قیمتها رو هرروزه رصد می کنم موافق ساخت و ساز هستم چون یه نوساز زیر 2 تومن در سعادت آباد خواهم خرید .حالا دلال جان هی دیسلایک کن جونت درآد. اره افرین نخرید التماستونم مثل سال88و91خواهیم دید هر که تو این مملکت با هر دولتی ها کاری کرد وسرمایه گذاری کرد مثل بورس سرش میاد حالا بسم اله
خاطره یک خادم امام رضا از قهر و آشتی یک زوج جوان!
داره دوما مگه تو نمی گی که از دلتنگی به او زنگ می زنی قهر کردن دلت را گشاد می کنه؟ اگه تو واقعا عاشق زنت باشی با جواب نشنیدن از تلفن باید مصرتر در زنگ زدن شوی نه قهر کردن وبد خلقی کمی فکر کرد و همانجا گوشی اش را برداشت و به زنش زنگ زد و منم با خریدهایم به خانه برگشتم ولی در بین راه همه اش به این فکر بودم که تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی بره. در طول روز تلفن خدا چند بار برای
گفتگو با شهرام قائدی بعد از کاهش وزن (عکس)
مدرسه پسرانه بود. آن روز کاری برای بابا پیش آمد و مجبور شد جلوی مدرسه پسرانه پارک کند. مدرسه تعطیل شد و پسرها می آمدند بیرون. بابا سریع رفت پایین و زیر فرمان پنهان شد که او را نبینند. من هم سریع رفتم پایین. بابا گفت: تو دیگه برای چی اومدی؟ من هم گفتم آخه من خیلی به تو شبیه هستم. شغل آبرومند و توجه مردم سارینا: بارها پیش آمده که بابا یک ساعت وقت پیدا کرده که مثلا من را به پارک
عکس:همراه با سام درخشانی و همسرش در بزرگراه صدر!
به گزارش "توریسم آنلاین" او که به تازگی ازدواج کرده سلفی جدیدی با همسرش گرفته و همراه با نوشته و یا در اصل خاطره ای آن را منتشر کرده است. درخشانی نوشته:"امشب وقتی از خونه یکی از دوستام که خیلی واسم عزیزه و مثله برادرم میمونه داشتیم برمیگشتیم،، نمیدونم چرا ؟؟؟!!!!.....داشتم به این فکر میکردم که دوست داشتم مثل الان زنمو، دوست داشتم؟(احساس خوشبختی) یا اینکه بجای این ماشینی که زیر پامه،یه
مگر آمانو همان بان کی مون نیست؟
بپرسم گزارش های آژانس رو با چه فونتی می خوان تایپ کنن. گفتم: خب؛ دیگه چه سوالی دارید؟ یکی دیگر از انتهای جمعیت گفت: انتخابات نزدیکه، می خوایم یه عکس سلفی باهاش بگیریم ببریم ولایتمون که همشهری ها دور بعد هم به ما رأی بدن. خندیدم و گفتم: باشه، حالا به جواد میگم برید باهاش صحبت کنید. کوچک زاده با ناراحتی و استیصال گفت: نهههه! ظریف نه! تو رو خدا! به عراقچی بگید! گفتم: چه فرقی می کنه؟ گفت: بابا ظریف