چهارشنبه ۲۷ خردادساعت ۱۶:۰۴Jun 2026 17
جستجوی پیشرفته
الف ۱۳۹۴/۰۶/۲۸ - ۱۲:۱۷

من رحیمه 13 سالگی ازدواج کردم

در خانه باز است، خانه ای در یکی از محلات شلوغ جنوب تهران. قدم به درون خانه که می گذارم، بوی تندی مشامم را پر می کند، بویی که شبیه بوی خانه نیست. خانه، اتاق اتاق است. هر اتاقی از آنِ یک خانواده. پرده سیاه اتاق را کنار می زنیم و با اجازه صاحب خانه وارد می شویم. صاحب خانه، دخترکی سیه چرده است، نشسته پای منقل، کنار کودک دو ماهه اش. ما را که می بیند، نه هول می شود، نه از جایش تکان می خورد. همان جا، نشسته، سلام و علیکی می کند و تعارف به نشستن. ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)