سایر منابع:
سایر خبرها
کارگردان کلیپ انرژی هسته ای امیر تتلو چه کسی بود ؟ متن گفتگو و عکس امیر تتلو و خواهرانش
اینکه من یک سال بعد به ایران رفتم و گذرمان به هم خورد و یادی از قدیم کردیم. بعد مستند از زیرزمین تا بام تهران را ساختیم که خیلی دیده شد؛ حتی بیشتر از ذره بین. وقتی دو نفر کاری را انجام می دهند و به موفقیت می رسند باعث می شود رابطه کاری آنها محکم تر شود. برای ما هم وقتی مصاحبه ذره بین موفق شد، باعث شد کار بعدی را انجام دهیم که بیشتر موفق شدیم. یک بار امیر به خانه من آمد و گفت دوست دارم یک موزیک ویدئو
رهبرمعظم انقلاب درپاسخ به گلایه جانباز طبسی از الحاق طبس به خراسان جنوبی: من هم ته دلم راضی نبودم
می گویند: چفیه چه قابل شما رو داره... جانباز بعدی می گوید: 32 سال من آرزو داشتم ببینمتون.. -آخی... این بی سعادتی ماهاس نتونیم بعد از 30 سال شماها رو زیارت کنیم... یکی از جانبازها از دیدار سال 63 خود با آقا کد می دهد: تو همین آسایشگاه میرداماد... رییس جمهور بودید، تشریف آوردید... یکی از بچه ها گفت می خوایم خصوصی عکس بندازیم... یکی دیگر می گوید: من همیشه میگم ما تو
واکنش پیشکسوت پرسپولیس به عمدی باختن استقلالی ها!
فوتبالیست و هیچ انسانی بزنم و در صلاحیت من نیست که راجبه این موضوع نظر بدم، اما اتفاقات اون دیدار غیر عادی بود. منظورم این بود که عقب افتادن ما با سه گل در ابتدا و بعد تغییر نتیجه به نفع ما با نتیجه 4-3 اتفاق عجیبی بود که رقم خورد. حالا این که کم فروشی صورت گرفته یا خیر باید از بازیکنان آن زمان استقلال پرسید اما من هیچوقت به خودم اجازه نمیدم همچین تهمتی به کسی بزنم یا انسانی رو اینچنین قضاوت کنم
گفت وگو با علی مشهدی پدیده خندوانه
داشتنی و بزرگمرد بود. یک روز من را صدا زد و گفت یک نصیحتی بکنم؟ گفتم بفرمایید. گفت تا زمانی که بهت نیاز داشته باشند و تخصص داشته باشی به خاطر مهارتت، شر بازی های تو را تحمل می کنند. اما اگر آدم عادی باشی این خبرها نیست. پس برو یک چیزی یادبگیر. آن موقع ها ماشین نویسی بلد بودن خیلی مهم بود. من هم رفتم یاد گرفتم و یک بار که خیلی احتیاج به ماشین نویس بود من گفتم یک چیزهایی بلدم و بعد از انجام آن کار 5 روز
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
حسابی خسته بودم. پشت بی سیم به فرمانده مان گفتم خودم او را عقب می آورم. یک مسیر طولانی ای را باید طی می کردم. روز بود هوا روشن شده بود. عراقی ها هم چون می دانستند غواص شان رفته و برنگشته، منتظر بودند و شروع کردند به تیراندازی. آنجا هم سنگر خاصی نداشتیم. کانال هایی بود که بعضی ارتفاعش 30 و بعضی جاهای دیگر 40 سانت بود به محض اینکه می زدند باید سریع در کانال می خوابیدی تا ترکش از رویت بگذرد.
هم دلی جانبازان با آقای جانباز
. آقا هم می گویند که سلامِ ایشان را هم به ایلامی ها برسانند. نفرِ بعدی مانند همه کسانی که چشمان شان نمِ دیدار را به خود گرفته به گریه می افتد؛ دستِ راستش را که از آرنج قطع شده از زیرِ عبا روی قبای طوسی آقا می گذارد و سیر گریه می کند و فرمانده هان ارتش و سپاه و ناجا هم چشم شان رو به سرخی است. آقا به پسرِ کوچکی اشاره می کنند که یکی دو ساله به نظر می آید. این کوچولو مالِ شماست؟ و بعد می
شکل گیری شخصیت جناب خان در کوچه مروارید و ماحصل پیشنهاد های محمد بحرانی بود
/> دقیقا چند ساله هستید و چقدر با رامبد اختلاف سن دارید؟ بزرگی و کوچیکی مهم نیست که! مهم اینه که مُو رامبد رو مثل برادر خودُم دوست دارُم. نظر شما راجع به رامبد جوان؟ رامبُد!!! رامبد خیلی مشتی هست و خیلی مرد هستش. رامبد رو عین برادر دوست دارُم و خیلی خیلی باهاش حال می کنُم. رامبد از جونش برای مردم مایه می ذاره. دمش گرم! چرا اینقدر به اسم رامبد گیر می
واکنش مکانی به اتفاقات بازی با ملوان + عکس
دیگن) اومدن اینجا بر علیه سوشا موضع گرفتن ولی دوستان مگه سوشا به خاطر دعوا یا به قول شما نخود هر آش شدن کارت گرفت؟ توپ سمت بالای زمین ما بود که داور چهارم با داور صحبت کرد گفت به سوشا کارت بده و داور کارت داد و بعد از اینکه کارتو گرفت تازه وارد دعوا شد و به سمت داور چهارم رفت و گفت من چی گفتم که میگی بهم کارت بده؟ خواهشم اینه شما دیگه راه امثال ممد مایلی معلوم و الحال و کاشانی جیره
3 پیشنهاد برای پایان کمپین تحریم خودرو
اگر اصلاح صنعت خودرو رو می خواهیم باید اعتراضات ادامه یابد . نتیجه استخدام های سفارشی و مدیران سیاسی چیزی جز این نیست آقا ما نفهمیدیم پس چجوریه که واسه تویوتا یا فولکس یا هیوندا یا اپل با اون قیمت کارگر که چند برابر قیمت کارگر تو ایرانه میصرفه که ماشین روز دنیا رو 30 یا 40 ملیون تومان بفروشه اما واسه گرگهای صنعت خودرو مونتاژ کنی ما نمیصرفه؟؟؟ متاسفم ..برای آقایونی که خود را به
معرفی نرم افزارهایی با موضوع فرهنگ شهادت
گروه فرهنگ و مقاومت فرهنگ نیوز : نرم افزارهای موبایلی به سرعت در حال گسترش هستند و استفاده از آن ها روز به روز رو به افزایش است. در این مطلب قصد داریم تعدادی از نرم افزارهای موبایلی با موضوع فرهنگ ایثار و شهادت را به مخاطبان معرفی کنیم. نام محصول : صیاد دلها توضیحات: امیر سپهبد علی صیاد شیرازی، بزرگ مرد جبهه و جنگ، مرد روزهای حماسه و خون، فرمانده ای که عارف بود و مومن و برای
رجوی می گفت: زن ناموس تو نیست، من ناموس توام / ماجرای طلاق های ایدئولوژیک در ساختار گروهک منافقین/ زن ها ...
ای. این انقلاب نفی مالکیت زن است. زنهایتان مال شما نیستند و زنها هم بدانند که شوهرانشان مال آنها نیستند، همه مال رهبری هستند. باید عشقها نثار من و مریم شوند. روی تابلو عکسی کشیده بود باشکم گنده، قد کوتاه، سرطاس و زشت به نام آقاجمال و آقاجمال مظهر شکم گندگی و زشتی بود. زنان را بلند می کرد و می گفت: من می خواهم تو را به آقا جمال شوهر بدهم. باید خود را راضی کنی. زنی را بلند کرد و می گفت
خاطرات یک عضو جدا شده از منافقین
من عشق بورزند و سینه ها باید برای من بتپد. در این نشست ها مسعود یک سینی برداشت و حلقه ها را جمع آ وری کرد و گفت: همه زنها به مردها حرامند و تا سرنگونی رژیم هیچ کس حق ندارد زن خود را ملاقات کند حتی در ایران هم نمی َشود به زنانتان رجوع کنید و از همین حالا باید آنها را سه طلاقه کنید. او مردی به نام م – ع را بلند کرد و گفت : تو باید عشق همسرت را از دل بیرون کنی، زن ناموس تو نیست، من ناموس
حاج حمید مشوق من در فعالیت های هنری بود + گزارش تصویری
چگونه بود؟ نسبت به محل زندگی خانواده پدری من بسیار محیط بسته تری بود. چند روز از آغاز زندگی می گذشت که حاج حمید گفت بیا به مسجد برویم تا تو را به چند نفر از آشنایان معرفی کنم. از حرف او تعجب کردم، چون مسجد روستا جایی برای نماز خواندن زن ها نداشت. ابتدا تصور کردم می خواهد مرا به همسران دوستانش معرفی کند. به مسجد رفتیم. آن جا دو تا از دوستانش بودند. من را به آن ها معرفی کرد و گفت: همسرم
وصیت نامه اش با یا علی اکبر لیلا آغاز شد و شهادتش را هم از امام رضا(ع) گرفت
از ته دلت راضی هستی؟ دوست دارم خودت تا جمع دوستانی که بنای رفتن دارند، من را ببری. گفتم چشم. قرارشان دم عوارضی بود و تا آن جا او را بردم، آنجا ماشین ایستاده بود. نزدیکی مسجد عوارضی ایستاده بودیم. گفت بابا من یکسال است که حواسم جمع نیست؛ دانشگاه هم که می روم فکرم جای دیگری است. شما از ته دل اجازه می دهی من به حرم حضرت زینب(س) بروم و دلم تسکین پیدا کند، دفعه بعد اگر نخواستید نمی روم؟ مخالفتی نکردم
می گفت ان شاءالله در میدان جهاد می میرم/ به آقا گفتم همه دلتنگی ها با دیدار شما محو شد
بیکار نبوده و آخرین تیرش هم به سمت دشمن اصابت می کند و لحظه آخر جای خشابش را می خواهد که عکس خانواده اش را در آن نگهداری می کرده و با ذکر یالثارات الحسین و ذکر یا زهرا(س) و یا حسین(ع) به شهادت می رسد. به آقا گفتم همه این دلتنگی ها با دیدار شما محو شد قشنگ ترین خاطره شما بعد از شهادت شهید نوروزی چه بود؟ قبل از به دنیا آمدن محمد هادی به زیارت امام رضا(ع) رفتیم. از امام
همسرم به تماشای فیلم های مستهجن معتاد شده است!!
پرسود فیلم های مستهجن را با وجود همه ممنوعیت های قانونی، عرفی و دینی کشورمان به برخی خانه ها باز کرده و با وجود هشدارهایی که کارشناسان سلامت خانواده مطرح می کنند، این فیلم ها هر روز بیشتر از قبل سلامت جنسی خانواده ها را تهدید می کنند. دکتر فاطمه رنجبر، روانپزشک معتقد است پناه بردن به فیلم های مستهچن نه تنها کمکی به گرم شدن رابطه زناشویی شما و همسرتان نمی کند بلکه با معتاد کردن همسرتان به
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
: من نیز به او کار داشتم. آنگاه پیش رفت، سلام کرد و نشست و گفت: آیا اجازه می دهید مطالبی را از شما بپرسم؟ امام باقر (علیه السّلام) فرمود: آری بپرس! (6) طاووس یمانی سؤالهایش را مطرح کرد و امام (علیه السّلام) به او پاسخ بایسته را ارائه داد. ابو حمزه ثمالی نیز می گوید: در مسجد رسول خدا نشسته بودم که مردی پیش آمد، سلام کرد و گفت: تو کیستی؟ به او گفتم: مردی از اهل کوفه ام. چه می خواهی و در
سود یا نیاسود
آقای یکی یدونه - یه بچه!... وقتی حسودی اش بشه، چی میشه؟! حالا اگه دختر باشه که دیگه خیلی چی میشه؟! مثلا یه عروسک! تو دست دختر همسایه. حتی اگر به پدرش نگه که برام بخر، تا آخر عمر هم که باهاش صحبت کنی، اون عروسکه تو دلش مونده. حالا اگر براش خریده باشن، چی؟ تا آخر عمر راجع بهش حرف می زنه که یه عروسکی بود چنین و چنان، بابام برام خریدش. از اون به بعد بود که طعم پدر داشتن رو چشیدم! پسرا هم
شهید همت در سپاه مظلوم بود
چکیده شهید همت در سپاه مظلوم بود : وقتی به آرامی بندهای کفشش را باز می کند، انگار دارد با بندهای پوتینش ور می رود. خیلی آرام و دقیق حرف می زند. خیلی از نقل قول ها و خاطرات را بخوبی به یاد دارد، آنجاهایی هم که شک دارد، قید تردید را می آورد. قرار مصاحبه مان در دفتر کارش در طبقه هفتم ساختمان شمالی مجلس شورای اسلامی است. یک اتاق با سه میز که یکی از آنها مربوط به سردار کوثری است. روی میزش
فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان
که این کلمه شعر را سست نکند و به اصطلاح شعر لق نشود . ( و در جایی اضافه می کند ) من به چند چیز پایبندم . یکی وزن . من شعر بدون وزن یا غیر موزون را شعر نمی دانم ، که نثر بسیار زیبایی می دانم . سر این هم جنگ و بحثی ندارم . این را بارها گفتم این سه سطر را ، یک جوانی سال ها پیش برای من فرستاد در مجله روشنفکر چاپش کردم . نمی دانم شما اسمش را شنیده اید ، علی اشعری می گوید: ستاره ای از دور
پیش بینی وضعیت ساخت وساز در نیمه دوم سال
به خاطر اینکه بدون کاروتلاش و با دلالی قیمت مسکن رو بالا ببری و به زندگی انگلی ادامه بدی ؟ خوب عزیزم خیلی کوته فکریه قیمت بره بالاتر (درصورت محال ) رکود عمیق تر میشه . اگه هم امکان افزایش قیمت هست بدو برو بخر پس چرا همش تو این سایتها پلاسی و خب دروغ کپی پیست می کنی بهزاد دلال. برو رو 96 و 97 خود بهزاد توی کامنتهای مسخرش بغل 94 سال 95 رو هم چند روزه اضافه کرده . تازه برید تو آرشیو اخبار
عرض کردم، مشکل شما در دست بررسی هست
من چند وقتیه دو سه تا سوال مشخص از مدیر یکی از این شرکت های اینترنتی دارم. آقا از روزی که گفتم چند تا سوال دارم، اوه اوه، باورتون نمی شه طرف یا تو جلسه بوده، یا در حال ارایه پاورپوینت، یا در حال رانندگی، یا توی سفر، یا روی صندلی آرایشگاه یا پیامک داده می بخشید من در حال ماهیگیری هستم و موبایلم رو با خودم نبردم! بعد تو همین حین هر روز یه مصاحبه بلند بالا ازش تو انواع و اقسام رسانه ها می
تهاجم فرهنگی خطرناکی با تزریق مالی وسیع در حال وقوع است
کشورهای مستقل بویژه جمهوری اسلامی ایران دارد. استاد شهریاز زرشناس کتابها و مقالات متعددی درباره تعامل غربی ها با ایران قبل و بعد از انقلاب نوشته و امروز نیز با رصد جریانهای سیاسی، فرهنگی کشور بازگو کننده حضور خطرناک جریان نئولیبرالی در دولت یازدهم است که امروز با حضور گسترده در عرصه اقتصاد و فرهنگ زمینه نفوذ آمریکا به کشور را فراهم کرده است. زرشناس در این گفتگو با بازخوانی رفتار آمریکا در قبال چین
ماجرای عجیب تاکسی خطی
و شروع به نوشتن کرد. آقای راننده که دید فضا سنگین شده، یکهو گفت: حرف سیاسی مثل تب خاله و دهان به دهان منتقل میشه. تو بگیری معلوم میشه فردا کی ازت گرفته. حالا فردا میگن ما با کی دهان به دهان شده بودیم. مسافر عقبی خنده کرد و من هم گفتم دهان به دهان را خوب آمدی. راننده تو نخ مسافر عقبی بود و گفت: اینکه چیزی نیست. یکی از مسئولان گفته: یه قانونی باید تصویب شه که رئیس جمهورهای ایران عملگی کنند . و قاه
اسیدپاشی به چهره اقتصاد ایران
سخن می گویم و دارم ریشه یابی می کنم که چرا بعد از توافق اتمی، قیمت ها در بورس سهام حتی برای چند روز هم جهش نکرد و چرا مردم برای خرید سهام یا فروش دلار و سکه به بازارها هجوم نبردند. آقای روحانی، کجایید؟ مردم می گویند چرا غیر از موضوع تفاهم اتمی، جای دیگری پیدایتان نیست؟ دو سال است ما منتظر شماییم. نمی خواهید با ما سخن بگویید؟ نمی خواهید از ما بپرسید با آن که چند ماه قبلش به شما رای داده
شهیدی که لباس دامادی اش را بخشید
می کردم و می دانستم که شب آخری است که باهم هستیم؛ با دلی شکسته می گفتم: من بعد از تو چه کنم؟ او گفت: پس خدا را فراموش کردی؟ خدایی که ما را آفریده و ما را بهم رسانده؛ بعد از من خدا نگهدار شماست و بعد شروع کرد از مقاومت و رسالت زنان صدر اسلام صحبت کردن. از حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) برای من حرف زد؛ تا صبح آرامتر شدم. صبح آن روز مانند همیشه باهم صبحانه خوردیم؛ می دانستم که او دیگر برنمی
مغالطه لجاجت ورزی در مواجهه با معصومان (ع)
با ما موافق نباشی ما با تو دشمنی می کنیم. این جمله نشان می دهد که آنان بدون وارد شدن در بحث و گوش سپردن به سخنان و ادلّه طرف مقابل، از پیش موضع خود را مشخص کرده و قصد تغییر در مواضعشان را ندارند. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز بعد از استدلال و رد ادعای هریک از آنها فرمود: امیدوارم با قلب پاک و راه انصاف در گفتار و عقیده تان فکر کنید، تا خداوند متعال حقیقت را به شما بنمایاند. این بیانات پیامبر صلی
نامعادله لغو تحریم و قیمت مسکن
نشه"!؟ از طرفی چون تجربه خرید و فروش ملک داشتند شاید میخواهند به آگاه کردن و فریب نخوردن مالکین یا کسانی که یک سرمایه ای دارند و در توهم ارزان شدن خانه فرصت رو از دست میدهند کمک کنند؟ اما نکته جالبتر و شیرینتر کسانی هستند که حرف از ارزان شدن خانه میزنند آیا این افراد پولش را دارند و میخواهند خانه بخرند؟ یعنی مثلا تصور کنید چند صد میلیون داره اما منتظره با این حرفها قیمت مسکن پایین بیاد بعد
فکر می کردند سیروس ذکا ء جعلی است
بلژیک و سپس به تایلند، تا اینکه انقلاب شد. پس از انقلاب، هر روز بعدازظهرها برای تربیت کادر مترجم در وزارت خارجه تدریس می کردم تا اینکه در سال 1373 بازنشسته شدم. زنده یاد مرتضی کیوان، که نامه نگاری های شان با مرحوم مصطفی فرزانه چند سال پیش در ایران منتشر شد، در یکی از این نامه ها ذکر خیری هم از شما می کند. به هر حال آن طورکه گفتید، وسوسه غرب آندره مالرو اولین کتابی بود که ترجمه کردید؛ کتابی که
عوالم فمینیستی
واسشون جور می کنی؟ اصلا نظرت چیه از فردا بری روی موضوعات زیر کار کنی: - در نوشابه خیلی سفته و زور خانم ها به باز کردن اون نمیرسه. از حالا به بعد باید نوشابه کوچک رو تو کاسه و نوشابه خونواده رو تو تشت به مردم بدن که نیازی به زور زدن نداشته باشه. - پارک دوبل جنایتی تاریخی علیه زنان بوده که خشونت مردانه در تمام مراحل اون مخصوصا اون مرحله که همزمان باید فرمونو بپیچونی، دنده عقب بری و عقبو