سایر خبرها
رئیس خانه مداحان : چرا تلویزیون اول سراغ هلالی می رود؟
عنوان شغل انتخاب شده. بعضی از دوستان همکار ما در واقع شغل شان مداحی است. اعتقاد و باورشان هم این است که اگر به عنوان شغل به آن نگاه کنیم، با یک دست ده هندوانه بلند نمی کنیم و می توانیم سراغ ظرایف و دقایق مهم این کار رفته و از صفر تا صد آن را می آموزیم. این به تعبیر آن دوستان ما خیلی خوب است. اما نوع دیگر شامل آن دسته از مداحانی است که مداحی می کنند اما مداح رسمی نیستند. اینها
حاشیه های خواندنی از دیدار رهبر جانباز با فرزندان جانبازش
باشد. وارد حسینیه که میشوم یک ربعی به ساعت ده صبح مانده هنوز. جانبازها دور تا دور نشسته... نه، نشسته و دراز کشیده اند! خانواده هایشان کمی آنطرف تر روی زمین نشسته اند. با چند تایشان گپ میزنم. بیشترشان برای بار اول است می آیند دیدار آقا. بعضی ها در سفرهای استانی ملاقات داشته اند. یکی شان که دو چشم و دو دست ندارد، می گوید که در دیداری نامه ای نوشته بودم برای آقا و توی جیبم بود. موقع روبوسی به آقا گفتم
وام 325 میلیون دلاری نگرفته ام/درخواست اعاده حیثیت دارم
/> نوشته اند "مبلغ 325 میلیون دلار وام دولت ایران به ترکمنستان را من خوردم و فرار کردم" شما که با یک تماس تلفنی می توانستید احراز کنید که این وام حتی یک دلارش محقق نشد و بعد سه سال مذاکره، به دوران تنگنای ارزی و بانکی برخورد کرد و ایران دلاری هم به ترکمنستان نداد، پس من دست در کدام صندوق برده ام که رانت و دزدی و کلاهبرداری باشد. من اولین ایرانی بودم که حدود 30 سال پیش وقتی که
دلهره مجید مجیدی هنگام تماشای فیلم محمد رسول الله از سوی رهبر انقلاب
انجام دادن کارهای ویژه نهایی روی فیلم، فیلم را آماده کردیم که حضرت آقا ببینند و اگر اصلاحاتی و نظراتی که لازم است را بگویند، تا انجام دهیم. بعد از نماز مغرب و عشاء بود که برای نمایش به حسینیه امام خمینی(ره) رفتیم. در آنجا دوستان گفتند 3ساعت و 20 دقیقه زمان طولانی ای است و به خصوص که از عمل جراحی ایشان زمان زیادی نگذشته بود و دوران نقاهت را می گذراندند. قرار شد که با حضرت آقا مطرح کنیم که
خلاقیت و ابتکار عمل در روابط انسانی هشت سال دفاع مقدس
همدیگر بوده و هست . انشاا... توجه نمودن به مشکلات نیروهای تحت امر و گوش کردن به درد دل آنها نمونه های خلاقیت و ابتکار دستم از قبل مجروح شده و هنوز التیام نیافته بود، برای شستن لباس مشکل داشتم . به همین جهت از دوستانم کمک می گرفتم . روزی در همان ایام مشغول شستن لباس هایم بودم که آقای عرب (از فرماندهان ) با موتور رسیدند. می دانست مجروحم . از موتور پیاده شد و مرا از سر تشت لباس بلند کرد. هرچه مخالفت می
پس از درگذشت دختر شینا 6 ماه بیمار شدم/ می گفت نمی خواستم حرف بزنم
نویسنده دختر شینا گفت: خانم محمدی کنعان پس از اتمام مصاحبه گفتند، سال ها سکوت کرده بودم و نمی خواستم سخنی بگویم. به نقل از فارس، بهناز ضرابی زاده نویسنده کتاب دختر شینا از کتاب دختر شینا و نحوه کتاب شدن آن سخن گفت. وی به مصاحبه های این کتاب اشاره کرد و گفت: در طول 6 ماه بیش از 30 ساعت مصاحبه با خانم محمدی کنعان انجام دادم که بعد از پایان مصاحبه ها نگارش متن کتاب را شروع کردم
مهدی باقربیگی، شبیه مجید دهه شصتی ها نیست
شهرداری کار می کردم و به کارش آشنا بودم، به همین دلیل تصمیم گرفتم از این طریق خدمتی به مردم شهر اصفهان کنم. زمانی هم که کاندیدا شدم، فقط به این نیت بود که خودم را تست بزنم تا ببینم چقدر می توانم از عهده انتخابات بربیایم. ژاکت فراموش نشدنی یکی از اتفاقات جالب دوران کودکی ام به نوروز برمی گردد. آن زمان دو ماه قبل از عید لباس را می خریدیم و دل مان نمی آمد دست به آن بزنیم و این دو
واکنش پیشکسوت پرسپولیس به عمدی باختن استقلالی ها!
پژمان جمشیدی پیشکسوت فوتبال و هنرمند کشورمان توضیحاتی درباره فیلم مستند "من ناصر حجازی هستم" ارایه کرده است. به گزارش بانک ورزش، جمشیدی در صفحه اجتماعی اش نوشت: شنبه شبی که گذشت به دعوت آتیلا حجازی عزیز به اکران فیلم مستند (من ناصر حجازی هستم) دعوت شدم و به خاطر ارادتی که به ایشون و خانواده محترمشون داشتم و دارم در مراسم حاضر شدم. دوست داشتم اینجا نظرم رو در مورد این فیلم که بسیار هم
بازیکن پرسپولیس : وقتی مصدوم شدم 20 دقیقه گریه کردم
. من خوشبختانه پیش وجدان خودم راحت بودم که همه تلاشم را کردم و با سهل انگاری مصدوم نشدم. بعد از اینکه دو هفته بازی نکردم شرایطم ایده آل شد اما این موضوع برایم پیش آمد و بازی را از دست دادم. با این همه خدا را شکر می کنم که پرسپولیس بازی را برد و این نشان می دهد من بدشانس نیستم چرا که دیروز همه خوشحال شدیم. من می دانم که مصدومیت جزئی از فوتبال است و شک نکنید که با قدرت دوباره برمی گردم.
رقص عاشقانه یک شهید لابه لای حجله های اروند
: در عملیات رمضان خط شکن بودم که با اصابت گلوله مستقیم دشمن مجروح شدم، شلیک خمپاره و توپ و تیربار لحظه ای قطع نمی شد و این برای من که به شدت دچار خونریزی شده بودم، عذاب آور بود، نمی دانستم باید چه کار کنم، در آن شرایط متوجه کانالی شدم و هر چه در توان داشتم جمع کرده و خودم را به داخل کانال رساندم. زمان می گذشت اما هیچ کس متوجه حضور من نشد، دوست داشتم آنقدر توانایی داشتم که بتوانم بار
گفت وگو با علی مشهدی پدیده خندوانه
! مادرم توی دهانم فلفل می ریخت! آقای مسعودی می گوید آن دوران همه چیز با کتک شروع می شد. اگر کسی می خواست با کسی دوست شود، تا یک مدت حسابی کتک کاری می کردند. تمام سیستم های تربیتی نیز کتک کاری داشت. زمان ما تربیت با کتک شروع می شد. مثل الان نبود که با بچه گفتگو کنند و قانعش کنند تا کاری را انجام ندهد. کتک حرف اول و آخر را در تربیت می زد. اما شیوه مادر من فلفل قرمز بود. مثلا فکر
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
. غریبه ها هم که درکی نداشتند. خودم هم نمی دانستم درست چه مشکلی دارم. چیزی نبود که به کسی نشان بدهی. حتی دکترها هم نمی دانستند. من فقط یک سال در همدان پیش پزشکی رفتم که سیتی اسکن انجام داد. او یک گواهی نوشت که من بر اثر موج انفجار دچار عوارض پی.تی.اس.دی(p.t.s.d) یعنی نوعی از اختلال روانی شده ام. او درد مرا می دانست. هیچ چیز دست خودم نیست. وقتی بر اثر موج گرفتگی اتفاقی می افتد بعدش ناراحت هم می شوم
رضاییان: چرا در آزادی سرمان را می برند؟
تمرین با درد بازی کردیم. از خودم راضی نبودم با زور آمپول. میخواستم درخواست تعویض کنم اما با توجه به اینکه دیدم همه با مصدومیت از زمین خارج می شوند نتوانستم. وی ادامه داد: مویرگ سینه ام پاره شده بود و برای پاس دادن هم به مشکل خورده بودم و درد شدیدی تحمل می کردم. خودم از بازی ام راضی نیستم و انتظار ندارم کسی از آن راضی باشد اما تمام بازیکنان می دانند با چه شرایطی در زمین حاضر بودم و امیدوارم
دردی که تا استخوان امیر محمد را می سوزاند
هزار تومان است. او افزود: بعد از اینکه امیر محمد به دنیا آمد و ما فرزندمان را در کیسه ای از پوست دیدیم خیلی ترسیدیم ولی بعد از آن برای درمانش هرچه از دستمان بر آمد انجام دادیم. سال های اول ماشین و بعد خانه ام را برای درمان امیر محمد فروختم و پولش را خرج دوا و دکتر او کردیم ولی بعد از مدتی پول هایمان تمام شد و مجبور شدیم هر ماه از کسی مقداری پول قرض بگیریم حالا کرایه خانه هم بر دوشمان سنگینی
حاتمی: داوران بازی های پرسپولیس مشکل داشتند که محروم می شوند
/> وی در خصوص مصدومیتش در این بازی خاطرنشان کرد: بار اول دست بازیکن ملوان به چشم من خورد که باعث شد از زمین برای لحظاتی بیرون بیاییم اما در مرتبه دوم وقتی چرخیدم همسترینگم درد گرفت و باعث شد از زمین بیرون بروم. هنوز شدت مصدومیتم مشخص نیست اما چون برای بازی با تراکتورسازی محروم بودم نمی توانستم جمعه برای پرسپولیس بازی کنم. مدافع تیم پرسپولیس درباره عملکرد محمد انصاری در پست دفاع چپ
شماره 9 پرسپولیس 9 بازی 9 گل عاشق عدد 9 !
از اخراج من پرسپولیس برنده از زمین خارج شد وگرنه هرگز خودم را نمی بخشیدم. هواداران پرسپولیس مطمئن باشند غیبت من در بازی مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی احساس نمی شود چون همبازیانم چنین اجازه ای نمی دهند و با ارائه یک نمایش خوب به مرحله نیمه نهایی صعود خواهند کرد. مهاجم گلزن پرسپولیس در پایان افزود: از طرفداران پرسپولیس که پس از اخراج مرا تشویق کردند تشکر می کنم. آنها ثابت کردند بامعرفت ترین تماشاگران دنیا هستند.
آغوش باز خانواده ایرانی برای کالاهای وطنی
بعد اجازه ورود به این مکان را نداشت. مسئول برگزاری نمایشگاه زنان و تولید ملی تأکید کرد: اگر به شعار سال که مقام معظم رهبری فرموده اند توجه و عمل کنیم و هم دلی، هم زبانی و هم افزایی داشته باشیم، با وجود قابلیت صادر شدن تقریباً تمام تولیداتی که در همین دوره از نمایشگاه قرار دارند، می توانیم فرصت ورود به بازار جهانی را برای آنها به وجود آوریم. وی قرار گرفتن تولیدکنندگان داخلی در
منصوریان: پوست فوتبال امارات را می کنم!
اماراتی ها بود که پرچم عربستان را بالا بردند. من پارسال همه اماراتی ها را زدم. خیلی زمان دارم و قول می دهم که پوست فوتبال شان را می کنم. او درباره بالا رفتن پرچم عربستان در کنار پرچم امارات قبل از بازی توضیح می دهد: من حاضر بودم 28 سال فوتبالم را بدهم ولی پرچم عربستان و امارات جلوی چشمم بالا نرود. وقتی این صحنه را دیدم گفتم خدایا تمام عقبه فوتبال من را بگیر ولی برنده این بازی باشم. حاضر بودم تمام
نامه آیت الله خامنه ای برای ما، یادآور نامه امام به گورباچف بود
الله خامنه ای بگویم که وقتی ایران بودم، توانستم 3 بار در محضر ایشان حاضر شوم. البته امکان صحبت خصوصی و مستقیم با ایشان نداشتم. یک بار آن در مراسم سالروز رحلت امام خمینی(ره) بوده است. یک بار در همایش بیداری اسلامی ایشان را دیدم و یک بار هم در یک جمع دیگر. من با بخش زیادی از دیدگاه های ایشان آشنایی دارم. یکی از آن ها همین پیام یا نامه شان به جوانان غرب بود. مدتی پیش این پیام را خودم ترجمه کردم. این
نگاه چرکی که چشم دیدن شادی سالم ایران را ندارد
کردم حال آن که او فقط مانند تماشاگری نبوده که چشمش را بسته و از تیمش حمایت کرده بلکه به مثابه یک رهبر تماشاگران (لیدر) عمل کرده که هم چشمم را بسته و همزمان دهان گشوده و تیم رقیب را با شعارها و الفاظی نوازش کرده که بهتر است انسان نشنود و گوشش را هم بگیرد. 2- کاسبان فتنه ی شبه روشنفکر: در ادبیات سیاسی مخصوصا از سال 90 به بعد، عبارتی به نام کاسبان فتنه ابداع شد که نگارنده برای اولین بار
اورهان پاموک: روابط انسانی از دست رفته است
جایزه داستانی در جشنواره فیلم آنتالیا را دیدم، یک داستان تاریخی نوشتم. 23 سالم بود که از طریق رادیو فهمیدم رتبه سوم را به دست آورده ام. آن ها برایم یک بلیت هواپیما برای آنتالیا فرستادند. قرار بود چند روز در آنتالیا بمانم و خیلی از این بابت خوشحال بودم. به آن جا رفتم اما اردال اوز میان چند نویسنده ای که ملاقات کردم، نبود. آن ها مرا دوست بورخس صدا می زدند. ما هفته خیلی خوبی را با هم گذراندیم و درست بعد
حبابه والبیه؛ زنی وارسته در میان شاگردان امام باقر علیه السلام
بدنم لکه های پیسی به وجود آمده است. در آن حال امام حسین علیه السلام دست خود را به وسیله پارچه ای روی آن موضع گذاشت و دعایی را زمزمه کرد و سپس دست خود را برداشت؛ درحالی که از آن بیماری اثری به جای نمانده بود. (17) در روایت دیگری در کتاب طب الائمه از داود رقی نقل شده است: من در خدمت حضرت امام جعفرصادق علیه السلام بودم که حبابه والبیه وارد شد و مسائل مختلفی از حلال و حرام از حضرت سؤال کرد
با کاندیداشدن حداکثری اصلاح طلبان موافق نیستم،چون حساسیت ایجادمی کند
مسائل دور هم جمع می شدند. در آنجا این افراد به اتفاق طومار امضا کردند و مهر زدند که من استاندار بشوم. من خودم در خواب هم نمی دیدم که چنین اتفاقی بیفتد. این طومار به دست مسئولان وزارت کشور رسید. آنها هم با من مصاحبه کردند و دیدند من مدیر خوبی هستم و مرا قبول کردند. بعد از دوره اول استانداری، در وزارت صنایع سنگین که تازه تاسیس بود مشغول به کار شدم، در آنجا من کار صنعتی نمی کردم. کار من
سریع تر از یک زیرنویس تلویزیون دویدم
علی ملاقلی پور، فرزند رسول ملاقلی پور، فیلم اولی و کارگردان مستعد جوان سینمای ایران زیاد روبه راه نیست، می گوید با جیمی جامپ شدنش شاید فیلم آخری شود. از اینکه سانس های نمایش فیلمش را کم کرده اند آشفته است و حالا می گوید با رفتن در خیابان و تبلیغ فیلمش با تی شرت قندون جهیزیه و ماندن میان مردم و توضیح دادن به آنها حالش را خوب می کند. پس از حواشی که برای فیلمش پیش آمد و پریدن وسط زمین فوتبال در مسابقه ستارگان قدیمی ایران و جهان، عده ای با او همراه شدند و عده ای هم نسبت به این حرکت فیلمساز جوان خُرده گرفتند. ...
گفتگوی منتشر نشده از آیت الله خزعلی
یاد خزعلی می افتم، ولی با رهبری ایشان موافق نبودم، چون ایشان را آدم ساده ای می دانستم که زود تحت تأثیر قرار می گرفت. به همین دلیل هم موقعی که برای رهبری ایشان رأی گیری شد، من، آقای جوادی آملی و چند نفر دیگر رأی منفی دادیم. همیشه به سلامت نفس آقای خامنه ای و سوابق ارزشمند ایشان اعتقاد داشتم. الان هم که سال ها گذشته است و با عبور کشور از بحران های خطرناکی چون فتنه 88 که انصافاً با مدیریت هوشمندانه ایشان جمع شد، بیش از پیش معتقدم انتخاب درست و به جایی بود. حضور ایشان در جایگاه رهبری همواره به من آرامش خاطر داده و مرا از سرنوشت این انقلاب مطمئن کرده است. ...
پرورش بلدرچین با کمترین امکانات در شهرستان سیروان
میرزابیگی اقدامات قابل توجه ی انجام دهد. پرورش بلدرچین یکی از صدها طرحی است که در عرصه اقتصاد مقاومتی مورد استقبال قرار گرفته است و برای اولین بار این فعال اقتصاد مقاومتی توانسته است پرورش بلدرچین را در شهرستان سیروان راه اندازی کند. عین الله وفایی، مجری طرح بلدرچین در گفتگو با سیروان نوین گفت: از یک سال گذشته با حمایت بسیج سازندگی سپاه ناحیه سیروان فعالیت خود را در عرصه
اخلاق امام محمد باقر علیه السلام
/> این موضوع نمود فراوانی در رفتار امام باقرعلیه السلام دارد، ابی عبیده می گوید: من (در سفری) با امام محمد باقرعلیه السلام هم کجاوه بودم. نخست من سوار می شدم و سپس او سوار می شد و به محض سوار شدن سلام و احوال پرسی می کرد؛ درست مانند کسی که مدت هاست دوست خود را ندیده، سپس دست می داد و مصافحه می کرد... آن حضرت در این باره فرمود: هرگاه دو مؤمن به هم برسند و با هم دست بدهند و حال یکدیگر را بپرسند
والیبال ما منطق ندارد!
از اول بدانیم که قرار است بحث کارشناسی کنیم. الان بحث مان انتقاد نیست و می خواهیم نتایج تیم ملی والیبال را به چالش بکشیم. بهنام محمودی: اصلاً اسم کاری که می کنیم را نباید بگذاریم انتقاد. ما اینجاییم تا نکاتی را از سر دلسوزی برای بهتر شدن وضعیت والیبال کشور بگوییم. قطعاً دل ما خیلی بیشتر از گروهی از این آقایان به والیبال چسبیده، برای تیم ملی کشورمان می سوزد. نه فقط من که بهروز عطایی هم سال ها عضو تیم ملی کشورمان بوده و اصلاً این طور نیست که بخواهد تیم ملی کشورش را در کوران یک سری مسابقه تخریب کند. روی بورس بودن والیبال برای ...
دختری که شانس المپیکی شدن دارد:دروازه بان می شدم کسی جرات نداشت به من گل بزند!
می توانم. آن روزها به این فکر کردی که کلا دو را کنار بگذاری؟ اولش آره. آن لحظه ای که من نتوانستم رکورد لازم را به دست بیاورم واقعا همه چیز برایم تمام شده بود و فکر می کردم چرا نشد؟ من همه عمر و زندگیم را گذاشته ام و اصلا ما مثل افراد عادی زندگی نمی کنیم. من دخترهای همسن خودم را می دیدم همه اش تفریح و گردش، من این چیزها را نداشتم. مثلا امسال که آسیب دیدم و نمی توانستم تمرین کنم
گفت وشنود منتشر نشده با آیت الله خزعلی
تصمیم گرفتند در مشهد بمانند، اما جدم به بروجرد برگشت. در سال 1327 ازدواج کردم و صاحب 9 فرزند شدیم که بزرگ ترین آنها، حسین در جریان تظاهرات منجر به پیروزی انقلاب به شهادت رسید. بنده یک سال در محضرآیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی در مشهد تلمذ کردم. صرف و نحو و مکاسب و کفایه را در مشهد خواندم و بعد چون دیدم به محتوا و غنای درسی بیشتری نیاز دارم به قم رفتم. در قم مدتی با یکی از دوستان همخانه بودم و بعد خودم