سایر منابع:
سایر خبرها
جنجال های زوج جوان بر سر رفتن به سربازی
مرد جوان پس از رفتن به سربازی، راهی دادگاه خانواده شد تا برای همیشه از همسرش جدا شود. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی پیش از اینکه ازدواج کنم به همسرم گفتم که من سربازی نرفته ام و بعد از ازدواج باید به سربازی بروم. ولی از وقتی ازدواج کردیم و من به سربازی رفته ام او مرتب غر می زند و زندگی را
قتل خواهر به دلیل سوءظن
. برای اینکه جلوی او را بگیریم، شوهرش دادیم. محمد جوان خوبی بود و سعی داشت خواهرم را خوشبخت کند؛ اما مینا همچنان به رفتارهای بدی که داشت ادامه داد. کم کم زمزمه هایی درباره روابط او شروع شد و سر این موضوع با شوهرش اختلاف پیدا کرد و مدتی خانه را ترک کرد. او نه به خانه ما آمد و نه خانه شوهرش بود بعد از مدتی دوباره به خانه شوهرش برگشت؛ اما حرف و حدیث همچنان پشت سر او زیاد بود. من هم عصبانی شدم و به
جزئیات آزار توریست فرانسوی توسط 4 مرد افغان
زمینه را آغاز کردند. در جریان تحقیقات از توریست 23 ساله تبعه فرانسه، مشخص شد او از کوهنوردان حرفه ای بوده که 14 شهریور امسال از طریق مرز ارمنستان وارد ایران شده بود. شاکی به ماموران گفت: کوه های ایران را در اینترنت دیده بودم و علاقه زیادی به کوهنوردی در تهران داشتم. در حال کوهنوردی در منطقه فرحزاد بودم که چهار مرد جوان سد راهم شده و با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند.
از رنگ خون خدا عکاسی کردم/ استرس چاپ عکسم داشت دیوانه ام می کرد
آنجا با وساطت شوهر خواهرم استخدام شده بودم بولتنی آماده شود و سروناز پهلوی دختر برادر شاه که رییس ما بود از من خواست این کار را انجام دهم. خانم فرزاد که بعد از سروناز مدیر دیگر ما بود مرا به دست براهیمی سپرد و گفت می خواهیم از ساسان ما یک عکاس خوب بسازی و انصافا هم خیلی چیزها از او آموختم. بعد یک دوربین مامیا برایم گرفتن که هنوز هم مشابه آن را ندیدم، فیلم پولاروید می خورد. با
برانکو:تمامی اشتباه های داوری علیه پرسپولیس اتفاقی نیست.
کنم. من آماده ام دانش و تجربه خودم را به فوتبال ایران بفروشم و از همین طریق برای فوتبال ایران مفید باشم. همین کار را همه مربیان ایران انجام می دهند. آن ها هم در ازای کاری که انجام می دهند پول می گیرند. فکر نمی کنم دریافت حق و حقوق چیز عجیبی باشد. همانطور که گفتم اگر به خاطر پول به ایران آمده بودم، می توانستم به خاطر شرایطی که در پرداختی ها به وجود آمده خیلی راحت از باشگاه جدا شوم به تیم ملی کرواسی
جوانان ایرانی که با افغانی ها ازدواج می کنند
علاقه خود و همسرش می گوید: علاقه ای که بین من و شوهرم وجود داشت ما را به ازدواج باهم ترغیب کرد . همچنین این حکایت را پسری از ایران بازگو می کند . حمید 26 ساله دانشجو درباره علاقه بین دو طرف می گوید: من و همسرم در دانشگاه باهم آشنا شدیم و به هم علاقمند شدیم و همین عاملی شد که برای ازدواج با او به خانواده ام اصرار کنم . * اختلافات خانوادگی ایجاد می شود زمانی
سرنوشت پرونده کی روش چه می شود؟
: من از کمیته اخلاق رفته ام و دلیلی هم ندارد که دیگر در مورد آن فکر کنم. با این حال قرار نیست برای همیشه از فوتبال جدا شوم. من فوتبال را دوست دارم و آماده ام که هر زمان نیازی به من بود به آن خدمت کنم. او در پاسخ به این سوال که آیا از کفاشیان به خاطر این اتفاقات ناراحت است یا نه هم گفت: هرگز ناراحت نیستم. دلیل ندارد چون من استعفا داده ام و ایشان هم پذیرفته است بخواهم از او ناراحت باشم. من
تمایل 48 درصدی دختران جوان برای همسر دوم شدن!
نمی خواهم همسرم زن دیگری داشته باشد. مشکلات مالی امانم را بریده است راحله دختری 31 ساله است و شرایط مالی زندگی اش مناسب نیست. مدتی در یکی از شرکت های خصوصی مشغول به کار بوده اما کارش را از دست داده است و 5 سال است بیکار شده است. او می گوید پدرم معتاد است و همین موضوع باعث شده تا من برخی از خواستگارانم را به خانه راه ندهم. متاسفانه نگاه معنادار فامیل و آشنایان آزارم
آقای رئیس جمهور! به مسؤولان بگویید هوای ما را داشته باشند
جنگ جهانی دوم مدالهایی داده اند که مردم آنها را بشناسند و برایشان احترام خاصی قایل هستند، طوری که من مرتبه اول تصور کردم با ژنرالهای آلمان روبه رو شده ام! این جانباز در مورد هزینه های درمان می گوید: خود من به خاطر وضعیت شیمیایی اگر زیاد صحبت کنم دچار کمبود اکسیژن می شوم و باید به بیمارستان بروم. حدود 150 تومان هزینه کرده ام تا دستگاهی ( pulse oxsimetry ) تهیه کنم که این را
روایت زنان از جنگ، آغاز یک جریان ادبی است
همسرشان را از دست داده اند، پنج بچه داشته اند که همه اینها خردسال بودند. همه این مسایل توجه مرا به زندگی این زن جلب کرد و حس کردم ویژگی های لازم را برای نوشتن دارد، سرانجام قرار گفت وگو با ایشان گذاشته شد و نوشتن خاطرات خانم محمدی کنعان شکل گرفت. و خود ایشان اثر را ندیدند؟ - نه متأسفانه، چندماه بعد از آخرین گفت وگو با ایشان، فوت کردند و به رحمت خدا رفتند. وقتی این اتفاق رخ داد
90/ سرباز واقعی تراکتور هستم فقط در برجک نگهبانی نمی دهم
شرایطی که توانسته گلر با تجربه و کاپیتان فصل قبل صبا یعنی مهرداد طهماسبی را نیمکت نشین کند. اخباری هر چقدر در زمین پرتحرک، جسور و بلند پرواز است بیرون زمین آرام است و کم حاشیه! او جمعه به همراه اکبر کریمی همکارمان به دفتر 90 آمد، نیم ساعتی میهمان ما شد و از همه چیز حرف زد. 90: از ابتدای فصل شروع کنیم گویا با مجید جلالی به مشکل خورده بودی و ظاهراً دوست نداشت از سایپا جدا شوی. درست است؟
علت ابتلای زنان اروپایی به سندروم داعش دوستی چیست؟
از نظر این زن جوان بریتانیایی بهترین انتخاب همان پیوستن به گروه خونریز و تروریستی داعش است و آرمان های داعش والاترین آرمان های جهان به شمار می رود و به همین خاطر باید خود را وقف این گروه کند! ام خطاب از زمان پیوستن به داعش همواره خاطرات و تجربیات و مشاهدات خود را در شبکه های مختلف اجتماعی مختلف و همین طور در وبلاگ خود منتشر و به نوعی دیگر همفکرانش در سراسر جهان را نیز به پیوستن به داعش ترغیب می کند. وی همین چندی پیش متوجه
مرد هوسران گرفتار زن رزمی کار شد
راننده درگیر بود و با باز کردن در خودرو سعی داشت خودش را به پایین پرت کند که راننده کنترل خودرواش را از دست داد و پراید چند بار به دور خودش چرخید و بعد از تصادف با چند خودروی دیگر متوقف شد. من همسرم را که دچار جراحت شده بود به بیمارستان منتقل کردم. زن جوان بعد از بهبودی در تحقیقات پلیسی گفت: روز حادثه کنار خیابان منتظر تاکسی بودم تا به مغازه شوهرم در بلوار گلها بروم، پرایدی با دو مسافر
فرهنگ در رسانه
به سر کار آماده می شوم و پیامکی کوتاه هم برای رامبد جوان می فرستم: می خواستم درباره حواشی اخیر خندوانه با هم صحبت کنیم . پاسخ جوان مثبت است. صدای رامبد جوان از آن سوی خط، قدری نامفهوم به نظر می رسد. صدای بوق و همهمه خیابان مانع از شنیدن صدایش می شود. جوان در حال رانندگی است؛ اما صدایش مثل همیشه پرانرژی. گفت وگویی را که چندی قبل با هم داشته ایم به یاد می آورد. می گوید باید درباره چی با
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
همانند برگهای درخت فرو می ریزد و در منظر لطف خدایند تا از یکدیگر جدا شوند. (16) محبت و عاطفه نسبت به خانواده محبت و عاطفه نسبت به فرزندان و اعضای خانواده در اوج رعایت ارزشهای دینی و الهی، چیزی است که تنها در مکتب اهل بیت به صحیحترین شکل آن دیده می شود. کسانی که از مکتب اهل بیت (علیه السّلام) دور مانده اند، چه آنان که اصولا پایبند به دین نیستند و چه آنان که دین را از طریق غیر
سهم زنان از جنگ
زبان ها و نگاه ها خیلی آزاردهنده بود، اما به هرحال گذشت. بعد از مدتی رفتم خانه مادرم و تا پنج سالگی با زینب- دخترم- آنجا زندگی می کردم. من حقوق محمد را می گرفتم و خانواده هم درآمد داشتند، اما بالاخره خانه کوچک بود و کمی سخت بود. دخترم هم داشت بزرگ می شد و وقتی بچه های دیگر را می دید بهانه می گرفت که چرا ما یک خانه جدا نداریم. این بود که تصمیم گرفتم از خانواده خودم جدا شوم و مستقل زندگی کنم.
گفتگو با خانواده هایی که در سیل عزادار شدند
در چشم های من بیاید. از گل نازک تر به من نمی گفت اما حالا او را از دست داده ام. سرپناهم را از دست داده ام و نمی دانم باید بدون محمد چطور بچه هایم را بزرگ کنم. آن شب وقتی محمد به بیرون از خانه رفت، یکی دو ساعت بعد، باران شدیدی شروع به باریدن کرد. دخترم گفت مامان دارد باران می بارد. من هم گفتم در را ببند و بیا داخل اما نمی دانستم که در آن لحظات شوهرم در حال جان دادن است. زن جوان
نمادهای افتخار ما سرداران و نام آوران شهیدند نه عاشق پیشه گان آواره
خیرو...است . بالاگریوه ضمن قدردانی ازحساسیت و غیرت نگارنده مطلب فوق نسبت به هویت تاریخی و سابقه کهن و افتخارآمیز مردم پلدختر اما براین عقیده ایم که : علیرغم پربودن دست ما از مفاخر و سمبل های ارزشمندوگرانسنگی که برای تاریخ، دین، قومیت، هویت ، کرامت و بزررگمنشی این مردم درتاریخ این سرزمین ماندگارشده و برگ های زرینی برتارک تاریخ کشور ایران هستند به کدام دلیل بایستی دست به دامان سمبل نماهائی
اشعار ویژه شهادت حضرت مسلم (س)
زینب *** دارم امید که کار تو به اینجا نکشد میکشم داغ تو تا اهل تو آن را نکشد کار زینب به تماشا،به تماشا نکشد یا برای سر تو کار به دعوا نکشد وای از چشم چرانها زینب *** کوفه آخر ته گودال مرا گیر انداخت دست گرمی به سویم حرمله هم تیر انداخت به زمین ضربه ی نامرد کمانگیر انداخت بعد بر
التماس های زن جوان برای جدا نشدن از شوهرش
زن جوان زمانی که دید شوهرش قصد دارد او را طلاق دهد در دادگاه التماس کرد تا شاید مانع تصمیم شوهرش شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش زوج جوانی به دادگاه خانواده مراجعه کردند و درخواست طلاق دادند. زن جوان به قاضی گفت: آقای قاضی من و شوهرم زندگی خیلی خوبی داشتیم. همیشه به شوهرم محبت می کردم و او هم به اندازه کافی مهربان بود و همیشه به من لطف داشت. اما به طور ناگهانی رفتارش عوض
پسر اسیدپاش با حکم دادگاه آزاد شد!
ساعت 2 بامداد روز دوم اردیبهشت ماه سال 93 پسر جوان، زمانی که قصد داشت به خانه اش در کیانشهر برود، موتورسوار ناشناس او را صدا زد. پسر جوان درست وقتی که سرش را برگرداند، در یک لحظه سوزش شدیدی روی صورتش احساس کرد. او مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود و حتی نمی دانست که چه کسی دست به این کار وحشتناک زده است. موتورسوار که کلاه کاسکت روی سرش داشت، پس از ریختن اسید، بلافاصله فرار کرد. بعد از این حادثه، خیلی
رنگ باختن ازدواج در سایه خلأهای قانونی طلاق
خبرنامه دانشجویان ایران: مشکلات شاخ و دم داری نیستند که از کرات دیگری به زمین آمده باشند، اینها مشکلات زنانی هستند که می خواهند جدا شوند، البته عجیب است که در قانونی که در این موارد حق را به زنان داده در همان قانون نیز حق طلاق را از زن گرفته. به گزارش فارس، پله های دادگاه را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد جای دوری نیست همین دادگاه خانواده ی خودمان در خیابان نزدیک... دست و
همه چیز از مصرف شیشه شروع شد
برایم زن بگیرند. اما به حرفم گوش نمی دادند و هر بار سر همین با هم جروبحث می کردیم. آیا فردی را برای ازدواج در نظر داشتی؟ نه، به خانواده ام می گفتم هرکسی را خودشان در نظر دارند برایم بگیرند، خانواده ها تصمیم اشتباه نمی گیرند. چرا برای سرقت سراغ دختران می رفتی و چرا از پسران جوان زورگیری نمی کردی؟ چون با دختران خوب نبودم همان طور که گفتم این کار را با دختر موردعلاقه ام شروع
واژگونی خونبار اتوبوس مسافربری در پایتخت/خلافکار مخوف پایتخت، مامور پلیس آگاهی شد!!!/توریست فرانسوی در ...
... کشف جسد پسرناشناس در پیاده رو کشف جسد پسرناشناس در پیاده رو تیم جنایی را در برابر معمای جدیدی قرار داد. تایید حکم قصاص قاتل زن مطلقه پسر جوانی که زن مطلقه را به قتل رسانده بود، به زودی اعدام می شود. التماس های زن جوان برای جدا نشدن از شوهرش زن جوان زمانیکه دید شوهرش قصد دارد او را طلاق دهد در دادگاه التماس کرد تا شاید مانع تصمیم شوهرش شود. همسرم از خانه قهر کرده و با دوستانش زندگی می کند مرد جوان زمانیکه دید همسرش بعد از قهر، فرزندشان را به شهرستان برد، راهی دادگاه خانواده شد تا درخواست طلاق بدهد. انتهای پیام/ ...
خروج از کشور زنان ورزشکار مثل سربازها باشد
هویت انسانی آنها به رسمیت شناخته نمی شود. این قانون و بسیاری دیگر از قوانین مربوط به حقوق خانواده باید متناسب با شرایط و نیازهای جامعه تغییر کند، اما با توجه به شرایط قانون گذاری در کشور، چنین تغییری به سادگی به دست نمی آید. یکی از راه حل ها استفاده از شروط ضمن عقد است که به زن اجازه می دهد از طرف مرد تمام کارهای لازم را برای گرفتن پاسپورت و خروج از کشور به کرات انجام دهد. هر چند با این
گزارشی از جلسه نقد و بررسی فیلم دلتنگی های عاشقانه + عکس
کار، از سوی انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس حضور داشتند و ضمن صحبت درباره فیلم دلتنگی های عاشقانه به پاسخ گویی به پرسش های حاضران پرداختند. رضا اعظمیان: وجود عشق واقعی میان شخصیت ها مرا جذب این داستان کرد رضا اعظمیان کارگردان فیلم دلتنگی های عاشقانه در خصوص چگونگی ساخته شدن این فیلم گفت: بعد از فضایی که پس از ساخته شدن فیلم قبلی ام برای من به وجود آمده بود تصمیم داشتم که با
مرد جوان در دادگاه خانواده: همسرم از خانه قهر کرده و با دوستانش زندگی می کند
شنیدم آنقدر عصبانی شدم که شبانه پیش همسرم به شهرستان رفتم و دخترم را به تهران آوردم. بعد از آن هم تصمیم گرفتم به دادگاه خانواده بیایم تا درخواست طلاق بدهم و برای همیشه از این زن جدا شوم. بعد از صحبت های این مرد قاضی همسرش را هم به دادگاه احضار کرد تا صحبت هایش را بشنود. گروه خبری : اجتماعی منبع : آخرین ویرایش : 1394/06/30 -- 16:22:43 نویسنده : روزنامه بیرجند امروز تعداد بازدید : 70
رئیس خانه مداحان : چرا تلویزیون اول سراغ هلالی می رود؟
گویش با "محمود کریمی" بعد از تیراندازی معروف حرف زد و گفت که تیراندازی کار کریمی نبوده و نوجوان همراه او دست به اسلحه شده است. رییس خانه مداحان البته دل پری هم از مداحان جوان با سبک های جدید مداحی داشت. از کسانی که قلاده به گردن می اندازند وبه لطف صدا و سیما معروف شده اند در حالی که حتی فرق رباعی و دوبیتی را هم نمی دانند. طاهری درباره ورود مداحان به سیاست هم حرف های زیادی داشت
کارگردان کلیپ انرژی هسته ای امیر تتلو چه کسی بود ؟ متن گفتگو و عکس امیر تتلو و خواهرانش
نشان دادم، می رفتم پیش کارگردان ها و آنها هم برای اینکه پول مرا بگیرند، هندونه زیربغلم می گذاشتند. آنها نمی گفتند که این دوربین چیه؟ مثلا وقتی رفتم پیش یکی از کارگردان ها به اسم کوجی می گفتم برای پشت صحنه ساخت موزیک ویدئو می خواهم و باهاش حرف می زدم. نقش خواننده را بازی می کردم. این هم برای خودش داستانی بود ولی خیلی ها شاکی شدند. چند قسمت بود؟ 13 قسمت
وقت شناسی به سبک آقازاده داغدار!
: مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصحیت می کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می شوم اثر نمی کند. با بعضی از علمای بزرگ صحبت کردم، فرمود دست نگه دار شاید به راه بیاید. دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی کنم و حرف های نامناسب او را بر نمی تابم. ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل