سایر منابع:
سایر خبرها
اهدای سلول های چشم همسرم هم افاقه نکرد
رزمندگان هم می توانند به عملیاتی در غرب کشور اعزام شوند آنجا بود که تصمیم گرفتم به غرب کشور اعزام شوم و اینجا بود که دیگر تا آخر جنگ تسویه نکردم و اعزام اولی ماندم. یوسفی خاطرنشان می کند: حتی زمانی که مسئول تخریب بودم همه می گفتند شما بار اولی هستید و مسئول تخریب شدید، من تا پایان جنگ در جبهه حضور داشتم و تا سال 70 اهواز بودم و در آنجا مانند دوران جنگ تحمیلی خط داشتیم. این
بانوی امدادگر و پرستار دفاع مقدس
دست داده، برای من که یک خانم بودم سنگین بود. اما جنگ بود و باید همه چیز را می پذیرفتیم. پشت دیوار جبهه ها، ما تلاش بانوانی را می بینیم که نقش مهمی در دفاع مقدس ایفا کرده اند؛ با این وجود که زن ها از لحاظ روحی شکننده تر از مردها هستند. کمی از اقدامات بانوان بگویید. دو گروه در جنگ حضور داشتند که خیلی موفق بودند. یکی سنگر سازان بی سنگر که بچه های جهادی بودند و دوم، خانم ها. از
از قافله شهدا جا ماندیم اما یادشان تا ابد در خاطر ماست
جهاد و ورزش در حالی که چوب راکت را به مچ دستش می بندد تا بتواند تعادل حرکت آن را محکم در دستش حفظ کند. در مسابقات رسمی داخلی و بین المللی شرکت کرده و با کسب مدال های خوش رنگ کشوری و آسیایی برای مملکت و هم شهریانش افتخارات بزرگی را به ارمغان آورده است. به مناسبت هفته دفاع مقدس به سراغ علی رنجبر رفتیم و با وی گفت وگویی داشتیم که در زیر می خوانید: فارس: از دوران آغاز
پشت پرده حواشی برنامه خندوانه چیست؟!
حمایت کنین و به اشتباه همراه تحلیلهای غلط و توهین های آزاردهنده نشین رامبد جوان، امین حیایی و امیرمهدی ژوله هرکدام در پست هایی جداگانه پس از اعلام نتیجه نهایی با انتشار تصاویری از خود به یکدیگر تبریک گفتند و از مردم بخاطر حضور پر هیجانشان تشکر کردند تا موج پر حاشیه ای که شروع شده بود بعد از سه روز به پایان برسد. امین حیایی بعد از اعلام نتایج نوشت: سلام به همه
ماجرای نبرد ایران و آمریکا در خلیج فارس
، مؤلفه های برترساز هم وجود دارد که می تواند کسری های این دو مؤلفه را برطرف کند. یعنی ما در مقایسه نه تانکمان، نه توپمان، نه هواپیما و نه نیروی انسانی مان به اندازه آن ها نبود و از همه نظر آن ها برتری داشتند و دیگران هم کمک شان می کردند. اما به نظر من مؤلفه برترساز، ولایتمداری، ایثارگری، شهادت طلبی بود که طبق آن مردم و جوانان و نیروهای مسلح ،جنگ را به عنوان یک تکلیف برای خودشان می دانستند. امام می
سنت شکنی و ناهنجاری به سبک خندوانه!
در چهره این جانبازان به ندرت دیده می شود. شاید رامبد جوان هم باید محتاطانه تر رفتار می کرد و فقط جانبازانی را دعوت می کرد که چشم و ذهن مردم با آن ها آشناست. کسانی که روی ویلچر می نشینند یا ماسک اکسیژن به همراه دارند. یا مثلا سراغ آسایشگاهی در تهران می رفت که دیدار با جانبازان آن برای همه هنرمندان، مسئولین و چره های فرهیخته کشور مرسوم شده است و هر از گاهی وقتی کسی تصمیم می گیرد به دیدار جانبازان
پدر، مادر و پسری که نوبتی جبهه می رفتند!/ بی بی شیمیایی شد!
، صدایش بلرزد و گاهی هم آرام اشک بریزد. خودش بی مقدمه شروع می کند از شهیدمحسن جلادتی یا به قول خودش عباس می گوید: من به عباس خیلی وابسته بودم؛ اما او خیلی زود عاشق جبهه و شهادت شد. هنوز 15 سالش نشده بود که پایش به جبهه باز شد. گاهی وقت ها صبح از خواب بلند می شدم و از دخترم سراغ عباس را می گرفتم و دخترم می گفت مامان داداش رفت. پیشانی ات را هم بوسید و رفت. نفهمیدی؟ از وقتی که او می رفت حالم بد بود و تب
هر میدانی برای سپاه مثل کیسه بوکس بود/ من نخستین بار نام خودم را در رادیو عراق شنیدم
، در بغداد احساس می کرد تهدیدهای ناشی از موج انقلاب اسلامی همه جا را فرو می شکند، و کشورهای منطقه و فرامنطقه، حمله او را به اشکال مختلف تأیید می کردند. به همین دلیل، این الفاظ را به کار می گرفت. رشید: این الفاظ را از کجا می آورد؟ الفاظی، مانند جبههِ شرقی و ویرانی دروازه های شرق، الفاظ جالبی است. شمخانی: آن زمان، این الفاظ را به کار می برد و می گفت عراق مدافع جبههِ شرقی اعراب
هفته دفاع مقدس و زنان حماسه آفرین این مرز و بوم
کفن و دفن شهدا، امدادگری، زخم بندی، حمل مجروحان، تعمیر و آماده سازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات است و قسمت سوم مربوط به ازدواج خانم حسینی و زندگی شخصی وی است. این کتاب همچنین مورد توجه مقام معظم رهبری بوده و ایشان درباره ی این کتاب می فرماید: کتاب دا که حقاً و انصافاً کتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی است، مربوط به بخش کوچکی از وقایع جنگ تحمیلی است و این نشان می دهد که
روایت رزمنده 13 ساله دفاع مقدس از تعویض کلاس درس با جبهه
تلویزیونی که عمل نمی کرد آن شب به صورت معجزه آسایی با نخستین جرقه عمل کرد، با مقاومت خوب بچه ها، قله را نجات دادیم، ساعت چهار صبح بود که گردان جندالله به کمک ما آمد و وقتی دیدند قله را حفظ کردیم، خوشحال شدند. * ورود به جبهه جنوب وقتی شهریور ماه سال 64 به مرخصی آمدید، دوباره چه زمانی به جبهه برگشتید؟ 13 شهریور ماه سال 64 بود که برای نخستین بار به مرخصی آمدم و دوباره 13
آخرین نفری بودم که حاج همت را پیش از شهادت بوسیدم/ فکر کردند زنده نمی مانم، خبر شهادتم را دادند!
/> برادرانم در جبهه حضور داشتند و من نیز شوق زیادی برای رفتن داشتم. 16 ساله بودم که برای اعزام اقدام کردم. شناسنامه ام را دستکاری و امضای پدرم را نیز جعل کردم. در ابتدا به دلیل جثه ی ریزم قبول نمی کردند؛ اما از آنجایی که مسئول اعزام مرحوم چیذری بود و با من و برادرانم آشنا بود، اسمم را در لیست اعزام نوشت. در سال 61 ابتدا برای گذراندن دوره آموزشی به پادگان امام حسین(ع) رفتیم. دوره آموزشی فشرده و
حال کمند امیرسلیمانی خوب است/نفیسه روشن در روز پائیزی/لهراسبی عازم کنسرت/عکس زیبای رامبد جوان
و دوست داشتنی و خلاقه و از همه مهم تر تونسته از حریفی قدرتمند و محبوب به اسم امین حیایی رد بشه پ.ن چهارم: خسته نباشید اصلی رو میگم به رامبد و همه گروه خندوانه که موفق شدن این همه هیجان و انرژی و لذت رو به جامعه بدن که به نظرم خیلی کار ارزشمندیه پ.ن پنجم: خیلی خوشحالم که الان دو تا فیلمنامه نویس داریم در چهار نفر نهایی و امیدوارم سجاد هم بهشون اضافه بشه که باعث بشه که تهیه کنندگان و
(تصاویر) رونمایی از بال های خیس درمیان اشکهای هنرمندان
نکنیم. برخی اصطلاحات هستند که مربوط به دفاع مقدس می شوند و در استفاده از آنها دقت نمی شود. بازیگر نقش تقی در سریال پایتخت گفت: من سه سال با گروه پایتخت کار کردم و شاید هیچ کدام از بچه ها متوجه نشدند که من یک نظامی بودم. الان هم حرف من این است اگر قرار است چیزی را برای نسل جوان مان تعریف کنیم درست تعریف کنیم که برایشان قابل باور باشد. من اولین بار که به جبهه رفتم سال 1360 بود که بچه
شهید همت در سپاه مظلوم بود
کنند. از طرف دیگر یکسری از بچه های خالص سپاه بابت طراحی عملیات حرف داشتند. حسین الله اکرم، سعید قاسمی، کاظم رستگار، احمد غلامی و بچه هایی که عملیاتی بودند، می گفتند: چرا در جنوب عملیات می کنید؟ بیایید همه توان مان را در غرب کشور بگذاریم و سریع به بغداد برسیم. به نظر شما این نظریه درست بود؟ از نظر عقلی درست بود، اما ما امکانات این کار را نداشتیم. ما می دانستیم دو ابرقدرت جهان
فرهنگ در رسانه
مردم درخواست می شد به دیدن جدایی بروند. اتفاقی که دوقطبی را در سینما رقم زد با وجود آنکه اخراجی ها باز هم عنوان پرفروش ترین فیلم سال را به دست آورد اما دن کیشوت های دنیای مجازی هنوز هم به دنبال میدان نبردی تازه بودند، نبردی که این بار در شبکه نسیم که شبکه نشاط و سرگرمی مردم ایران است برای آنها مهیا شد! حتی ابراز تأسف رامبد جوان از اینگونه برخورد ها نیز باعث نشد آنها از تلاش خود برای سیاسی کردن ماجرا
اشک و شرمندگی/ واکنش کاربران خبرآنلاین به حضور جانبازان اعصاب و روان در تلویزیون
خبرآنلاین پیرامون این برنامه منتشر شد از این قاعده مستثنی نبود. سخنان رامبد جوان درباره جانبازان یکی از این خبرها بود که واکنش هایی در بین کاربران خبرآنلاین داشت. ( اینجا ) در واکنش به این خبر یکی از کاربران خبرآنلاین به نام هاشم نوشت : بهترین برنامه خندوانه، اشک را مهمان چشمانم کرد . رامبد متشکرم . جواد هم گفت : امشب حسابی بغض کردم و نازنین هم نوشت : امشب به اندازه تمام خنده های برنامه های
گفت وگویی با پدیده خندوانه
ریخت! آقای مسعودی می گوید آن دوران همه چیز با کتک شروع می شد. اگر کسی می خواست با کسی دوست شود، تا یک مدت حسابی کتک کاری می کردند. تمام سیستم های تربیتی نیز کتک کاری داشت. زمان ما تربیت با کتک شروع می شد. مثل الان نبود که با بچه گفتگو کنند و قانعش کنند تا کاری را انجام ندهد. کتک حرف اول و آخر را در تربیت می زد. اما شیوه مادر من فلفل قرمز بود. مثلا فکر کنید درماه اگر مادر من می رفت 2 کیلو
تنها پسرم را خودم به جبهه فرستادم/ عاشقانه های من و اصغر تمام نشدنی است/ آرزویم دیدار با مقام معظم رهبری ...
را به خانه می رساند. دوران ابتدایی و راهنمایی اش را تمام کرده بود که جنگ شروع شد. همه ی فکر و ذکرش جبهه و مسجد بود و کمتر می شد او را در خانه پیدا کرد. اگر هم فراغتی پیدا می کرد برای بچه های کوچک اسلحه اسباب بازی درست و می کرد و سعی می کرد بیشتر با بچه ها باشد. تازه 18 سالش شده بود که رضایت نامه اش را امضا کردم. به پدرش گفتم که اصغر می خواهد به جبهه برود ولی ایشان باور نکرد