سایر منابع:
سایر خبرها
شفاه: به دنبال بیانیه سیاسی نبودیم/ سلیمانی: جسارت نویسنده و کارگردان لکه را تحسین کردم
جوان است، عنوان کرد: سال 89 مسئولیت انجمن سینماگران جوان تهران را بر عهده گرفتم، چند سال بعد مسئولیت خانه فیلم داستانی را بر عهده داشتم و امروز هم در باشگاه فیلم سوره حوزه هنری با فیلمسازان جوان و بچه مسلمانی مواجه هستیم که علاقه مندند فیلم بسازند و مستعد هستند. افرادی که پیشینه هنری داشته باشند و برای فیلمسازی مستعد باشند و در عین حال به لحاظ اطلاعات دینی خود را به روز نگه داشته باشند و به هوش و
کارگردان ملبورن: کار سیاسی دوست ندارم!
از خاطراتم برمی گردد؛ شش هفت سال پیش با دوستان مان که بیشتر زوج های جوان بودند، سفری داشتیم. در میان همسفران زوجی هم بودند که بچه کوچکی داشتند. یکی از روزها، همه به پیاده روی رفتند اما من حوصله نداشتم. خانه ماندم و از بچه که خواب بود، نگهداری کردم. اما بعد از چند ساعت نگران شدم که چرا این بچه بیدار نمی شود.سر و صدا کردم و خوشبختانه بیدار شد، اما این نگرانی از آن زمان در ذهنم بود و رهایم نمی کرد
کتاب های ترجمه سیدمهدی شجاعی در فهرست لاک پشت پرنده/غلبه آثار ترجمه بر تألیف
/> دوستان عزیز، بچه ها، بزرگترها سلام چقدر خوشحالم که شما آن جایید یعنی همین جا که الان نشسته یا سر پا ایستاده اید، و چه قدر افسوس می خورم که من نمی توانم پیش شما باشم تا از نگاه های پرمهرتان برای روزهای پی درپی شادی ذخیره کنم. کاش می شد بر بال های یک لاکپشت پرنده یا لااقل پا به پای یک خرگوش دونده به جمع شما بیایم. با خودم گفتم برای جبران این غیبت کم و بیش موجه
طالب لو:من از جنس پرسپولیس نیستم
استقلالی ات طی این چند روز که با این تیم تمرین کردی با تو چگونه بوده است؟ - عالی و فوق العاده بود. هواداران استقلال هم لطف داشتند و استقبال خوبی از من کردند و خوشحالم در روزهای سخت به تیم محبوبم برگشتم که کمک کنم. به حرف و حدیث ها هم کاری ندارم و آمدم هرچه دارم برای استقلال بگذارم. * لابد می دانی که قلعه نویی خیلی به محسن فروزان اعتقاد دارد. نمی ترسی مثل رافائل داسیلوای برزیلی
شیعه واقعی کیست؟
هاشم محترم باشد، چنان که او را بر افراد مسن حتی امراء و وزراء و منشیان نیز برتری می دادند. روزی من بالای سر پدرم ایستاده بودم؛ آن روز پدرم برای دیدار با مردم نشسته بود. یکی از حاجبان وارد شد و گفت: این الرضا در بیرون در ایستاده است. پدرم با صدای بلندی گفت: او را اجازه ورود بدهید و آن حضرت وارد شد. وقتی پدرم او را دید چند قدم به سوی او رفت، کاری که ندیده بودم با کسی جز امرا و ولات عهد
ویژگی شیعیان ازدیدگاه امام عسکری(ع)
ناگهان دیدند جوانی آمد و دامن جعفر را گرفت و او را از کنار پدرش دور کرد و بر پدرش نماز خواند و مردم نیز با او خواندند و جعفر مبهوت و حیران مانده بود و نمی توانست حرف بزند. وقتی که از نماز بر پدرش فارغ شد از میان مردم بیرون آمد و رفت و ناپدید شد و نفهمیدند که از کدام سو رفت. بعد از اقامه نماز بر پیکر حضرت، امام حسن عسکری (ع) در همان خانه ای که در سامرا پدرش در آن دفن شده بود دفن شد.
ذبح سینما برای مخالفت با دولت / نظرخواهی از 23 چهره سینمایی فرهنگی درباره اکران فیلم کیانوش عیاری
نه ربطی به سینما دارد و نه مردم. کسانی که با اکران نشدن فیلم موافق اند، اغلب آن را ندیده اند و در اصل خانه پدری وسیله ای است برای فشار آوردن روی یک گروه. فرج الله سلحشور کارگردان خیر - فیلم راندیدم فقط شنیده ام که کار خوبی نیست. آنتونیا شرکا منتقد بله موافق اکران مثل همه کسانی که به سینما علاقه مندند امید ما
امام حسن عسکری(ع)، حافظ تمامیت دین اسلام/ ماجرای دیگ یمنی و مهر امامت
مسأله ارتباط مشکلی جز کنترل سیستماتیک توسط متولیان شبکه وجود ندارد، در زمان امام عسکری(ع) امام برای حفظ پیروان از لو رفتن در دستگاه مخوف عباسیان و نظامیان عباسی در گستره قلمرو وسیع شگردهای بی مانندی داشت، ارسال پیک ها و پیامک ها استتار شده در لابه لای ابزاری چون چوب[13] و در لفاف دست فروشی با و پیروان خود ارتباط برقرار می ساخت و از این رهگذر مشکلات آنان را برطرف می کرد، در این زمینه به عنوان نمونه
یک عمر زندگی در سایه تاوان اشتباه دیگران
ها بی دغدغه بازی می کنند، آرزو می کنم همیشه کودک بمانند و یا دنیا برایشان مثل این خانه باشد. جایی که هیچ کس نه آنها را قضاوت می کند و درگوشی درباره آنها حرف می زند و نه حتی دست ترحم برسرشان می کشد بلکه به عنوان یک انسان عادی با آنها برخورد می شود. خانم یاسفرد می گوید: در مرکز ما بودجه دولتی نیست و اینجا حدود چهل سال پیش در اثر وقف یک خانم بزرگوار به این کار اختصاص یافته، و چون ایشان طبق وصیتشان
روایت واقعی تسنیم از شیار 143 و سوژه ای که ماندگار شد
است که تا گفتم خبرنگارم، بدون اینکه منتظر سوالات من باشد شروع به صحبت کرد و گفت: در این چند مدت آنقدر خبرنگار به خانه ام آمده که سوالات شان را از بر شده ام، با دستان استخوانی و لاغرش هم زمان با ریختن چای برای من، شروع به گفتن سرنوشت خود و پسرش محمد جعفر کرد. استکان چای را جلو من گذاشت و گفت: محمد کلاس 12 می خواند، هجده روز از مدرسه رفتنش نگذشته بود که رفتن به جبهه هوایی اش کرد، مدام با
در پاساژ علاءالدین خبری از تخلیه و تخریب نیست!
اول دفتری شیشه یی وجود دارد که گفته می شود دفتر مدیریت پاساژ است. مرد جوانی با کتی مشکی پشت میزی نشسته و چند جوان دیگر در سالن چند متری کوچک لابی مدیریت پاساژ جا خوش کرده اند. وقتی از مرد منشی درخواست دیدن مدیر پاساژ را می کنم، داخل اتاق مدیر می شود و در را می بندد. درهمین حال یکی از دو آژیرنصب شده روی سقف اتاق روشن می شود. یکی از افراد داخل لابی به سرعت بلند می شود و کلیدی را برمی دارد و از
عنایتی: آبی پوش شدنم طلسم شده بود
. اتفاقاتی که رقم زدند، تودهنی محکمی به خودشان بود و این را از آن بالایی دارند. واقعاً خداوند بزرگ است و جواب نامردی ها را می دهد. او به رضا عنایتی عزت داد اما دست برخی ها را رو کرد. پرونده استقلالی شدن تو در تمام سال های اخیر مطرح می شد اما تا به امسال در حد حرف می ماند و اجرایی نمی شد. این برای خودم هم یک علامت سؤال بود؛ استقلالی شدن من به هزار و یک دلیل تا به امروز عقب افتاد
غوغا در میدان مین
رساندیم. بسطام خانی با اینکه درون خون دست و پا میزد به ما روحیه میداد و با خنده می گفت: برادرها...چیزی نشده. هوا خیلی سرد بود، به طوری که در آن چند دقیقه که با ما صحبت می کرد بخار از دهانش خارج می شد.تمام محتویات بدنش بیرون ریخته بود.بچه ها کمک کردند تا نیمه بالایی تنش را از میدان مین بیرون بیاوریم. بسطام خانی با حالت التماس فریاد زد: برادرها من را رها کنید. تو را به خدا کمک کنید من را سمت
غروب خورشید سامرا
) آغاز شد. امام هادی(ع) درباره ی فرزندش امام حسن عسکری(ع) می فرماید: فرزندم ابو محمد، اصیل ترین چهره ی خاندان نبوت و استوارترین حجت(خدا) است. او بزرگِ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام به سوی او بازمی گردد. صقر بن ابی دُلف می گوید از امام هادی(ع) شنیدم که فرمود: امام بعد از من، حسن است و بعد از حسن، پسرش قائم است، کسی که زمین را پر از قسط و عدل می کند، همانطور که از جور
پیشوایی که آثار مهم تفسیر قرآن بر جای گذاشت/ صورت وسیرت امام یازدهم
صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی (کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا. شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن. جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد. معتمد گفت: بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنید و کودک را
در حسرت یک نقش متفاوت مانده ام
فضاهایی به خوبی با نقش ارتباط برقرار می کنید؟ این اصلا ربط زیادی به تجربه های شخصی ندارد. یادم می آید در فیلم سینمایی دوران سربی نقش زنی را بازی می کردم که صاحب یک پسر دوازده ساله بود و طفلی هم در راه داشت، در حالی که خودم فقط 31 سالم بود. در آن فیلم و در قالب همان نقش زایمان کردم و بچه دومم را هم به دنیا آوردم. تدوینگر فیلم پرسیده بود که این خانم در زندگی واقعی اش چند تا بچه دارد و
کشف کامبیز درمبخش در بستر بیماری
ریه هایش آب آورده، به سختی حرف می زند و پس از گفتن چند جمله به سرفه می افتد. او یکی از هنرمندان خودآموخته ی این سرزمین است که یک روز وقتی کنار خیابان کارهایش را می فروخت، توسط کامبیز درمبخش کشف شد و کارهایش در گالری ها و نمایشگاه های معرفی شدند. به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی ایسنا، حسن حاضرمشار یکی از هنرمندانی است که با عنوان خودآموخته شناخته می شود. آذرماه امسال بود که آخرین آثار
تدبیر رهبر انقلاب برای بازسازی بم
پیمانکار قوی خارجی قرارداد بسته شود و هرکدام ساخت چند هزار خانه را برعهده بگیرند. در بم، مردم همه چیز خود را از دست دادند. زندگی خود را از دست دادند. نه فقط اموال، که پدر، مادر، خواهر و برادر خود را از دست دادند. مردم بسیار غم زده و داغدار بودند. به این دلیل، عده ای موافق آوردن پیمانکار بودند، زیرا توانایی کارفرما بودن را در این مردم غم زده نمی دیدند. در ظاهر نیز حق با آنها بود. بنیاد مسکن
اسرار ویلای گل سرخ
طور بگم ، یه جورایی دست و پا گیره - از حالا تقسیم کار می کنیم ، من مواظب راه و دوروبرمون هستم ، تو هم شیش دونگ حواست متوجه اون باشه . تو تجربه جنگ رو داری مگه نه ؟ - اما اونجا کار من مواظبت از دخترا نبود ! ناراحت نمی شی چیزی بپرسم - نه بپرس - دلیل پیر نشدن شما چند نفر چیه ؟ فقط توی چهره روهید خدا بیامرز می شد گذشتن اون هم سال رو دید . - من
روایت حضور مقام معظم رهبری در منازل شهدا
برای رفتن هم از پدر و مادر شهید اجازه می خواهند: خیلی خب، مرخص فرمودید. کسی دوست ندارد این مجلس تمام شود، اما چاره ای نیست، عکس شهدا را از مقابل آقا بر می دارند، ایشان هم عصایشان را بر می دارند و بر می خیزند، چند نفر از آقایان و مخصوصاً جوان ها جلو می آیند تا دست آقا را ببوسند. و بالاخره حضرت آقا خانة شهیدان میرزایی را ترک می کنند. حضور آقا نسبتاً کوتاه بود، اما به اندازة سال ها بار و
سفر هفتگی برخی آقازاده ها به انگلیس
برای اغتشاش فرستادند. سردار نقدی علت وجود امنیت و آرامش در کشور را نبود سفارت آمریکا و انگلیس در ایران دانست و گفت: این حرف درستی است که آنان گفتند خدا هم ایرانی است چرا در این غائله سنگینی که به راه انداختند دست خدا را دیدند. وی ادامه داد: آنان جبهه ای درست کردند که اغلب سران قوا بعد از انقلاب در آن قرار داشتند و بسیاری از شخصیت ها، وزرا و مسئولان رده بالا وجود داشتند که از
کرامات امام عسکری(ع)
زندگی به سر می بردم و می ترسیم که کارم به رسوایی کشد، امام (ع) در پاسخ من نوشت: مژده باد تو را که از طرف خدای متعال بی نیازی برایت مقدر شده است، پسر عمومیت، یحیی بن حمزه از دنیا رفت و صد هزار درهم از او بجا مانده و جز تو وارثی ندارد و بزودی آن مبلغ به دست تو خواهد رسید، پس شکر خدا را به جای آور و مقتصد باشد و از اسراف بپرهیز. همان طور که امام (ع) فرموده بود پس از چند روز خیر مرگ پسر
ماجرای زد و خورد مکی و مصدق+عکس
کردند مکی متخصص از اکثریت انداختن مجلس بوده است. حسین مکی چهار روز در مخالفت قرارداد گس گلشاییان صحبت کرد و نگذاشت این قرارداد تصویب شود تا زمانی که مهلت مجلس به اتمام رسید. حسین مکی نشسته نفر اول در ردیف سوم فلورا لویس می گفت: بیش از هر زمان دیگر باید گفت مکی در سیاست فقط شجاعت و عمل را اصل می داند بزرگترین اسلحه مکی نطق و بیان اوست در موقع صحبت به قدری تند و مهیج صحبت می
سمیرا: دخترم سحر، مرا از پای منقل بلند کرد
پای سفره عقد همه آرزو هایم را خاک کردم و وارد خانه ای شدم که مال من نبود. تازه فهمیدم زن دوم هستم. یک زن دیگر با دو بچه هم آنجا بودند. یک اتاق مال من شد یک اتاق با یک فرش و دو پشتی قرمز. تکرار بساط و منقل زندگی ام خیلی عوض نشده بود. حالا فقط از خانه پدری به خانه شوهر رفته بودم. باز هم همان بساط بود. دود و منقل و بوی گند مواد. چیزی تغییر نکرده بود، فقط به جای غصه خوردن با مادرم
9 دی یک فصل نه یک روز/ منطقه یورو در آستانه انفجار اقتصادی
اعتراضات گسترده ملی و بین المللی نشان داده مردم این کشور دست از حمایت خود از شخصیت های مستقل بر نخواهد داشت و با اعتراضات گسترده خود ثابت کرده اند که هیچگونه تعرضی را به رهبران خود نمی پذیرند. مردم و گروه های سیاسی بحرین با خروش چند روزه خود ثابت کردند شیخ علی سلمان به عنوان شخصیتی مردمی و مدافع حقوق همه مردم و رهبری فراجناحی که صرفاً آنها را به حفظ وحدت ملی و فعالیت های مسالمت آمیز
آیا ما شیعه ایم یا محبّ اهلبیتیم؟!
این روش من است متهمی را که دستگیر می کنم پنجاه تازیانه می زنم تا تنبیه او باشد و بعد از آن جرم بزرگتری مرتکب نشود- او به من گفت: از خدا بترس و کاری که باعث خشم خداوند می شود انجام نده، من به راستی از شیعیان علی بن ابی طالب و شیعه این امام بزرگوار پدر کسی که به امر خدا قیام می کند می باشم. من از او دست برداشتم و گفتم: تو را نزد امام(ع) می برم، اگر آن حضرت گفته ات را تصدیق کرد که از
باباشمل در 7 پرده
. چاپ می شد. در این نشریه هر فرد مهم و هر وزارتخانه ای نام مخصوصی داشت که هم وزن و هم قافیه با نام اصلی آن بود.اما مهمترین ابتکار آنها این بود که حد قابل قبول انتقاد را در جامعه بالا بردند. از این رو باباشمل به اقتضای زمان یک نشریه صد در صد سیاسی بود و فقط از رجال طراز اول مانند نخست وزیر، هیات وزیران و نمایندگان رده بالای مجلس و احزاب بزرگ انتقاد می کرد. باباشمل به دنبال گرانی نان و گوشت و
گپی با مهرانه مهین ترابی درباره نقش های متفاوت
نیست که بتوان درباره اش حرف زد. کارگردان مورد علاقه تان؟ نمی دانم. سیروس مقدم نمی تواند باشد؟ شما سابقه چندین همکاری را با این کارگردان دارید؟ نه، فعلا کارگردان مورد علاقه ندارم. فقط پنج، شش روز سر سریال بانویی دیگر بودم، بچه های نسبتا بد را هم چهار، پنج روزه تمام کردم. فقط در سریال نرگس به صورت بلندمدت با آقای مقدم کار کردم. با این حال، کارگردان مورد
چهره ها در شبکه های اجتماعی (59)
این عکس را می اندازنند. عکس جدید اندیشه فولادوند همراه با یکی دو بیت از اشعار خودش که در کتابی با نام شلیک کن رفیق منتشر شده است. ترکیبِ سایه قطره های باران با صورتِ امیر آقایی این سلفی خلاقانه را به وجود آورده است. البته نمی توان از تاثیر سر تراشیده امیر در خلق این اثر هنری به سادگی چشم پوشی کرد! آخرین نقاشی پارسا پیروز فر. چند روز پیش "جشن اسم" باران
جنایت؛ پاسخ تعرض مرد افغان به زن ایرانی
مرد دیگری در آن خانه هستند. بعد فهمیدم آن مرد پسرعموی سعید است. آنها به زور به من تجاوز کردند. سعید گفت عاشق من شده است و از آنجایی که می دانسته شوهرم را دوست دارم و از او دست نمی کشم دست به چنین کاری زده است. وقتی اعتراض کردم و گفتم شکایت می کنم و موضوع را به شهداد می گویم، گفت با این کار حکم مرگ خودت را امضا می کنی. در این صورت می گویم تو خودت خواستی با من رابطه داشته باشی. من بچه