سایر منابع:
سایر خبرها
شرایط خاص خانواده یکی از قربانیان فاجعه منا
آفتاب : به گزارش اعتماد، گوینده به نیمه لیست جان باخته ها رسیده و پشت بچه ها به حرف مدیر کاروان گرم شده بود. گوینده به نام صد و بیست و نهمین جان باخته حادثه نیز رسید اما پدر هنوز زنده بود. تنها دو اسم دیگر مانده بود تا او برای همیشه زنده باشد و بنرهای تبریک حج همچنان روی دیوار پابرجا بماند که ناگهان آسمان فرو ریخت؛ نام پدر خوانده شد: داود موسوی از کاروان 17772 . مردی که 28 سال پیش در عملیات فاو
خسرو حیدری:در به در دنبال گل زدنم که به دخترم و همسرم هدیه کنم؛نمی شود!
شاید به همین دلیل محکم او هیچگاه وارد کری خوانی ها نمی شود. حیدری می گوید مردم از بازی زیبا بیشتر لذت می برند تا کری خوانی در خارج از زمین فوتبال. بازی راه آهن و اتفاقات آن بهانه ای شد تا سراغ خسرو حیدری که امسال جزو خوب های استقلال بوده، برویم. او در لابلای مصاحبه اش گفت، دوست دارد رکورد پاس گل را در استقلال بشکند. حیدری هنوز چند سال دیگر می تواند بازی کند و بی شک با حفظ این آمادگی می تواند به
دنزل واشنگتن: برای بازی در فیلم شکوه دست به دامن اجدادم شدم/ یک شب میزبان نلسون ماندلا بودم
آمریکا عکس گرفتم. آن روز همه آنجا بودند. واشنگتن و خانواده اش در سال 1995 پس از این ضیافت، یک بار دیگر نلسون ماندلا را در آفریقای جنوبی ملاقات کردند. *بچه که بودم والدینم به ما اجازه تماشای فیلم نمی دادند _پدرم در کلیسا جایگاه بالایی داشت، مادرم نیز یک خواننده کلیسا بود. به همین خاطر هیچگاه به ما اجازه تماشای فیلم نمی دادند. تنها اجازه داشتیم فیلم های مربوط به مسیحیت
زنگ تمرینات ارکستر موسیقی ملی به صدا درآمد
تداخل با یک برنامه دیگر متاسفانه امکان حضور را نخواهم داشت. البته ما نیروهای حرفه ای و تازه نفس زیادی داریم که اجازه نمی دهند این قطار ملی از حرکت بایستد. من و فرهاد فخرالدینی دوست عمیقی با هم داریم رشید وطن دوست خواننده آذری زبان درباره حضورش در ارکستر موسیقی ملی گفت: من و فرهاد فخرالدینی دوست عمیقی با هم داریم و فخرالدینی بخاطر اینکه همشهری من و آذری زبان محسوب می شود از من به عنوان
روایتی مفصل از زندگی سیدحسن خمینی
/> بخشی از دوره نوجوانی سیدحسن در جبهه های جنگ سپری می شود. او در سال 1366، یعنی زمانی که 15 سال داشته است، راهی جبهه می شود. سیدحسن، هیچ گاه درباره جزئیات حضورش در مناطق جنگی سخنی نگفته است، فقط یک بار در گفت وگو با روزنامه اطلاعات خاطره ای از آن سال نقل می کند: وقتی به جبهه رفتم، 14، 15 سال داشتم؛ البته به صورت ناشناس اعزام شدم... در سال 66 به جبهه رفتم. در جریان این اعزام که با لشکر 17 به
زندگی خصوصی هما روستا از زبان خودش /تصاویر
موضوع باعث شد که دیگر به سمت سینما نروم، ترجیح می دهم به تئا تر بپردازم. متاسفانه طی سال های اخیر قواعد حضور در سینما تغییر کرده است و به همین خاطر، بسیاری از افرادی که دغدغه کار جدی در این عرصه داشتند ترجیح دادند سرشان را با امورات دیگر هنری گرم کنند. البته این موضوع به آن معنا نیست که من کارهایی که در سینما انجام دادم نظیر مسافران و از کرخه تا راین را دوست نداشته باشم اما خب متاسفانه
روبرتو کارلوس: عادل دوست داشت مو داشته باشم!
فوتبال برویم، اما رئیس فدراسیون فوتبال ایران قرار را از ساعت 11 به 15 موکول کرد. میشل سالگادو هم گفت بهتر است نرویم، چون ما قرار را از مدت ها پیش فیکس کرده بودیم و قرار بود ساعت 14:30 همان روز کنفرانس مطبوعاتی باشد. گفت و گو با روبرتو کارلوس درباره حضورش در ایران:فردوسی پور دوست داشت کله ام مو داشته باشد ناراحت بودید؟ میشل ناراحت بود. هم کنفرانس و هم قرار
شهادت آرزویش بود
رفت و با بچه ها فوتبال بازی می کرد و در نشست و برخاست ها اهل بگو و بخند بود و گاهی جوک تعریف می کرد. برادرم به احمد می گفت که خانمت هیچ وقت در خانه نیست و تو پیشبند می بندی و غذا درست می کنی. اصلا به ایشان بر نمی خورد. واقعا هم در غیاب من غذا درست می کرد و ظرف می شست. کاملا پشتیبان بود و من از ایشان می خواستم اگر ناراضی است به من بگوید که نروم چرا که ولایت ایشان را قبول داشتم اما می گفت برای اسلام
بالاترین "درجه" در دفاع مقدس چه بود؟
مسلح و به مدت شانزده سال به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برگزیده شد و این سمت را در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق برعهده داشت. محسن رضایی در زمان فرماندهی سپاه پاسداران، دانشگاه امام حسین، دانشگاه علوم پزشکی بقیةالله و دانشکده فرماندهی سپاه را تأسیس کرد. در سال 1368 و پس از پایان جنگ، نیز قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا در سپاه پاسداران را راه اندازی کرد. در سال 1376 با
در پایی که جا ماند می خوانیم:/ اسارت عقیده رو عوض نمی کنه، عقیده رو محکم می کنه
کند. معاون زندان که ستوان یکم بود به او گفت: انت حرس الخمینی؟ احمد سعیدی در جوابش گفت: بله من پاسدار خمینی ام! ستوان که حرف هایش را فاضل ترجمه می کرد، گفت: هنوز هم با این وضعیتی که داری به خمینی پای بندی؟ در جواب ستوان گفت: هر کس رهبر خودشو دوست داره. یعنی شما می خواید بگید صدام رو دوست ندارید، اسارت عقیده رو عوض نمی کنه، عقیده رو محکم می کنه.... رهبر معظم انقلاب درباره ی این کتاب می
برادرم به جرم تضییع بیت المال مرا به داخل هور انداخت
مدرسه لنده، روستای ایدنش درس می خواند. برای همین با بچه ها درباره انقلاب، امام خمینی (ره ) و تبعید ایشان حرف می زد و سعی می کرد آنها را با انقلاب و آرمان های امام آشنا کند. از خانواده تان فرد دیگری هم همرزم برادرتان بود؟ من 32 ماه در دفاع مقدس حضور داشتم. پدرم سن شان زیاد بود و برادر دیگرم تنها هشت سال داشت. مدت 20 ماه از این حضور را در کنار برادرم جانمحمد به کسب تجربه گذراندم
مدیریت، سخنرانی یک طرفه و حکم رانی نیست
اختراع کردند: وقتی جان کوچولو دستش را پایین می آورد، حرکت می کردند. خب، گروه هنوز اولین دور خود به دور استخر را به پایان نرسانده بود که جان کوچولو علاقه اش برای رساندن افراد به جایی مشخص را از دست داد. او فقط قدرت متوقف کردن و راه انداختن، متوقف کردن و به حرکت درآوردن را دوست داشت. من به رژه دهندگان متوقف خود می خندیدم؛ اما بعد، این قضیه مرا تکان داد: جان کوچولو هم مثل خیلی از مدیران است
بازگشت کیومرث پوراحمد، محمدعلی طالبی و کامبوزیا پرتوی به سینمای کودک
: آموزش و پرورش باید حمایت جدی تری از سینما داشته باشد و فیلم هایی ساخته شود که بچه ها والدین شان را برای تماشای آن به سینما بکشانند. مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی همچنین درباره ساخت فیلم های کودک توسط پیشکسوتان و کارگردانان مطرح سینما وعده داد: از کامبوزیا پرتوی خواستم تا کاری در سینمای کودک کلید بزند و همچنین کیومرث پوراحمد نیز مشغول ساخت اثر دیگری بود اما ازآن کار انصراف داد و قرار است به
90/ سمت فنایی خوشحالی کردم نه دایی
دعوت می شدم. پارسال بازی های خوبی کردم و اتفاق افتاده بود که در یک بازی شش تا هفت مهار داشته باشم. به هر حال به خاطر سن و سال بوده یا هر چیز دیگری دوست ندارند من در تیم ملی باشم. 90: از این که دروازه بان ذخیره هستی، فکر نمی کنی محو شوی؟ دوست نداری به تیم دیگر منتقل شوی تا بازی کنی؟ بستگی دارد، الان در حال حاضر نمی خواهم درباره این موضوع صحبت کنم. 90: برگردیم به بازی با صبا. بعد
تتلو به دید در شب آمد
خواهد بود. در هفته اول این برنامه علی کفاشیان به این گفتگوی جنجالی دعوت شد و دیالوگ های بسیار جنجالی و جالبی میان مجری و میهمان رد و بدل شد. امیر تتلو خواننده زیر زمینی نیز میهمان این هفته برنامه دید در شب بود و دیالوگ های بسیار صریحی میان رشیدپور و او رد و بدل شد. بخشی از این گفتگو را در ادامه می خوانید: برخی طرفدارانت معتقدند برای گرفتن مجوز خود را به آب و آتش می زنی. درست است؟
فتوای عجیب داعش درخصوص فاجعه منا!/ روایت حائری از یک جلسه دونفره درباره هاشمی/ مشایی سرگرم چه مسائلی شده ...
را دوست می داشت اما هر چه گفتم، آقای مصباح گفت، بحث من درباره گذشته نیست، درباره حال فعلی ایشان است، در گذشته خدماتی داشته و امروز اینطور شده است.عضو مجلس خبر گان رهبری تاکید کرد: بنده به آقای مصباح گفتم، خب، شما چرا نمی آیید با آقای هاشمی صحبت کنید، بحث کنید و حرفتان را بزنید، بازهم آقای مصباح دلایلی آورد و در نهایت من از ایشان خواستم یک جلسه خصوصی 2 نفره با آقای هاشمی را بپذیرید اما هرچه گفتم
هیچ تیمی دوست ندارد فاصله ای در بازی های لیگ برتر ایجاد شود
برنا، مصطفی قنبرپور درباره پیروزی سرخپوشان در مصاف با تراکتورسازی در گفتگو با سایت رسمی باشگاه پرسپولیس افزود: ما با توجه به پیروزی که در جام حذفی داشتیم با یک روحیه و روند خوب برای بازی در تبریز آماده شدیم. با وجود آنکه سال ها در کسب نتیجه در تبریز ناکام بودیم، در طول هفته تمام تمرکز تیم در تمرینات و آنالیزها، روی کسب پیروزی در این بازی بود. صحبت آقای برانکو قبل از بازی آن بود که بچه ها با صبر و
آکادمی خنده رامبد جوان!
من است و هیچ وقت حاضر نیستم با رفیقم به خاطر مقام کلنجار بروم. اتفاقا به او گفتم که من حاضرم به خاطر تو کنار بکشم. چون برای من رفاقت ما اولویت دارد به هر مسابقه و لیگی. مهران را خیلی دوست دارم؛ بازیگر فوق العاده ای است و بازی اش در طنز واقعا دوست داشتنی است. امیدوارم همیشه در این عرصه باشد و هیچ وقت به او بی رحمی نشود. من فکر می کنم همه این بچه ها آمده اند که بخندانند و قرار نیست رقابت
برجام مردم را به جهنم می برد/ روایت حائری از یک جلسه دو نفره درباره هاشمی/ دعوت انتخاباتی سید حسن از ...
مصباح گفتم، خب، شما چرا نمی آیید با آقای هاشمی صحبت کنید، بحث کنید و حرفتان را بزنید، بازهم آقای مصباح دلایلی آورد و در نهایت من از ایشان خواستم یک جلسه خصوصی 2 نفره با آقای هاشمی را بپذیرید اما هرچه گفتم، ایشان قبول نکرد و در نهایت مقرر شد که ایشان درباره این موضوع(جلسه با هاشمی) به من خبر دهد. به آقای مصباح گفتم، حاج آقا من دیگر درباره جلسه با آقای هاشمی با شما حرفی نخواهم زد، خبر از شما. ایشان
حرف های فوتبالی خواننده زیرزمینی: مگر علی کریمی 8 پا دارد؟! | خوردبین من را از تمرین پرسپولیس اخراج نکرد
تتلو رأی پرونده ماندن راه آهن در لیگ را حتی زودتر از کمیته انضباطی داد تا کلی جنجال تولید کند. اظهار نظرهای او درباره پرسپولیس و همین طور تلاشش برای رفتن به راه آهن، سوژه هایی بود که باعث شد تتلو در برنامه دید در شب، حرف هایی درباره فوتبال بزند. خلاصه این حرف ها را می خوانید. من از بچگی فوتبال بازی می کردم ولی وقتی وارد زمین فوتبال شدم گفتم وای چقدر بزرگ است و کی حال دارد این همه بدود
پاسخ های تتلو به رضا رشید پور
دیدم هدف اینجا نیست. هدف اصلی خیلی بالاتر از این حرف هاست. - یک بچه چهارساله به مادرش می گوید برای عمو تتلم دعا کن. _ رفته بودم خانه بخرم یک خانمی حدودا 50 ساله در را باز کرد گفت اقای تتلو من خودم یک تتلیتی هستم ! - من چند سال پیش یک آدم دیگری بودم. اما هر چه جلو رفتم خودم را درست کردم. - من اگر خارج از کشور رفتم بخاطر این بود که در ایران زندگی نداشتم
آقای محمد هاشمی! حاکمان سعودی را نمی توان تبرئه کرد
توسط عوامل آنها انجام شده و از اعضای خانواده خواستم برای رسوایی این اقلیت، از وزارت محترم اطلاعات بخواهند تا پیگیری همه جانبه ای درباره نشانی اتاق های عملیات روانی این گروه داشته باشد". این اشتباهی که شما در دوم خرداد کردید و آقای هاشمی را از خاتمی جدا کردید، این دفعه هم شما دعوا راه انداختید. همان دوم خرداد که (اصلاح طلب ها) به ما فحش دادند، ما گفتیم هدفمان مشترک است و دعوا راه
اتفاق روز | وقتی تتلو می خواست جای علی کریمی را بگیرد!
. اصلا راه اهن از من تست گرفت که اجازه نداد در تمریناتش شرکت کنم؟ باشگاه راه آهن با تیپ و ظاهر من مشکل داشت که اجازه نداد در این تیم حضور پیدا کنم . در این لحظه رضا رشیدپور مجری برنامه از تیم های لیگ برتری خواست تا از این خواننده زیرزمینی تست بگیرند تا اجازه حضورش در لیگ برتر فراهم شود. تتلو در بخش دیگری از صحبت هایش در خصوص حضورش در تمرین پرسپولیس گفت: آقای خوردبین من را اخراج نکرد. محسن
سوسک های خوبی باشیم!
نویسنده شدن را روی مغزمان نصب کند. اما او می آید، توی چشممان نگاه می کند و می گوید: زود باش الکی دروغ بگو! بعد از دروغ باید روی کاغذ با خودکار خط خطی کنیم، آن هم با چشم های بسته! کمی که چهره مان از حالت تعجب درمی آید، از توی خط خطی ها شکل های معنی داری پیدا می کنیم و با آن ها داستان می نویسیم. در جلسه ی دوم راه های پیدا کردن سوژه را به یکدیگر نشان می دهیم. بچه هایی که داستان نوشته اند، داستان
رسول جزینی: بنا برمی گردد
را از بین ببریم. حالا اگر آقای بنا برگردند چه کاری می کنند برای اینکه شرایط دوباره به قبل برگردد؟ انشاءالله که اتفاق های خوبی می افتد.همه دوست دارند که کشتی گیری مثل حمید سوریان رکورد بزند و دست نیافتنی شود.بنا علاوه بر مدیریت ارتباط خوبی هم از لحاظ عاطفی با بچه ها دارد.این بزرگترین امتیازی است که بنا دارد.بنا واقعا یک آدم خاص است و لقبی که به او داده اند برازنده اش است. مثل اینکه به بنا گفته بودند تا دو روز فرصت دارد که فکرهایش را بکند و جواب درخواست فدراسیون را بدهد. تا هشتم به او فرصت داده اند تا تصمیمش را بگیرد. ...
رضا صادقی: من خواننده ستاره ها هستم
سوزاند و من حس و حال عجیبی داشتم. به همین علت می خواستم که برای این شهیدان کاری کرده باشم، مدت ها این موضوع در ذهن من بود تا روزی که یاحا کاشانی دوست خوبم با من تماس گرفت و از ترانه جدیدش گفت. صادقی ادامه داد: من به او گفتم که دوست ندارم این کار کلیشه باشد. صرفا دنبال ایجاد خبر نیستم که بعد دیدم این ترانه از قول مادر این شهیدان است. خب خیلی از شهیدان به وطن برمی گردند و مادرانی هم دارند
پیشنهادهای بی شرمانه ترحم برانگیز
بتوانند در مدت زمان اندکی سرمایه لازم را جمع کنند خیلی زود شرکت تبلیغاتی راه می اندازند و کارشان را به عنوان مدیرعامل شروع می کنند. محمد هم یکی از سمپلرهای قدیمی گروه تبلیغاتی یک برند معروف بوده است. او بعد از سه سال فعالیت، حالا برای خودش بروبیایی دارد: من کارم را از سال 84 با سمپلری در خیابان ها شروع کردم و بعد از گذراندن تجربه شرکت در چندین نمایشگاه به عنوان سوپروایزر (سمپلر ارشد
دهه 70 جدی ترین دوره شعر ماست
اما در سال های اخیر، همزمان با حضورش در شبکه های اجتماعی، هم تولید شعرش را بالا برده هم عرضه اش را و هم شعرش از آن زبان آرکائیک متأثر از دهه 40 جدا شده. از معدود منتقدانی است که مغضوب اهل قلم نیست و در عین حال هم، مشهور است . برخلاف همسن و سالانش، در نشست های شعری- اغلب شان- حاضر است ، ولو به عنوان مستمع؛ یعنی به روز است خودش مرجع خبر است و چندان متکی نیست به کسب خبر از اینترنت. درگفت و
گفتگویی خواندنی با پدیده خندوانه
زنه دیگه! مسعودی ادامه می دهد: زمان ما دوستی ها با دعوا شروع می شد. من و احمد مهدوی از سال 64 تا 65 هر روز باهم دعوا می کردیم. یک روز در صف گوشت ایستاده بودیم و خواستیم باز دعوا کنیم که گفتم وایسا! اسم تو چیه؟ گفت احمد. گفتم اسم منم علی. از آن روز باهم دست دادیم و دوست شدیم. بچه های قدیم آدم را لو نمی دادند وقتی دلیل این همه شیطنت را می پرسم، همه اش را گردن بیش
شبنم مقدمی و برادرش و یک دنیا خاطره + تصاویر
است. شبنم مقدمی و برادرش روزگار نوجوانی و جوانی شان را با هم و در کنار هم سپری کرده اند و به گفته خودشان برای یگدیگر بهترین حامی، رفیق و تکیه گاه محسوب می شوند. پای صحبت های این خواهر و برادر دوست داشتنی نشستیم و از آنها درباره علت موفقیت آمیز بودن ارتباط شان سوال کردیم و درباره خاطرات مشترک و بامزه و جذاب شان گپ زدیم. ارتباط مان محکم و شیرین است شبنم مقدمی: من و بهنام