سایر منابع:
سایر خبرها
روزان نحوه مدیریت بحران مسئولان در فاجعه منا را بررسی می کند؛ اطلاع رسانی حادثه منا به سبک جهان سوم
بتواند پیگیری کند. به سایت های خبری و تلویزیون که اخبار را منتشر می کردند زنگ می زدیم و هیچکس جواب نمی داد. به همه جا تلفن زدیم. نمی دانستم می شود از طریق خود حج و زیارت هم پیگیری کرد. البته فایده ای هم نداشت. دیروز آنجا هم رفتم و سر زدم اما اطلاعاتشان از ما و رسانه ها هم کمتر بود. -تا قبل از مراجعه حضوری شما کسی از حج و زیارت یا از کاروان پدر با شما تماس گرفته تا شما را از وضعیت آنها
محمد هاشمی و ناگفته هایش از جنگ در صداوسیما
مارکسیستی است. معمولا از این دست انتقادها وجود داشت و همان طور که گفتم طیف منتقدان ما گسترده بود. به جز این گونه انتقادها دیگر با چه نوع انتقادهایی روبه رو بودید؟ من خاطره ای را برای شما بازگو می کنم تا خودتان حدیث مفصل بخوانید. یادم هست یک بار دو تن از نمایندگان مجلس به دیدن آیت الله خامنه ای که آن زمان رییس جمهور بودند، رفته بودند و ما هم گروهی را اعزام کردیم تا خبر و گزارش آن
گفت وگو با بهروز شعیبی/ بچه مسلمان همه فیلم ها و بچه مثبت سینما
نمی کردم و ترجیح می دادم کاری اصلی خودم یعنی کارگردانی را انجام بدهم. بنابراین نکته ای که شما می گویید کاملا درست است برای اینکه انتخاب تنهایی لیلا کاملا برایم با محاسبه بود. قصه خوبی داشت و پرسوناژ خوبی بود و من می دانستم که این عشق جواب می دهد و یک تجربه اینچنینی قبلا داشتم از جمله طلا و مس . عشق های صادقانه بعد از ازدواج یا عشق های ایرانی از جنس سنت ایرانی همیشه جواب می دهد. هنوز هم که هنوز
پیغام صدام برای مذاکره را در جلسه خصوصی به امام گفتم
همین طور. من در اسفند 58 به ایران بازگشتم و طبیعتا به دفتر امام رفتم که مرحوم حاج احمد آقا آمدند و پیشنهاد دادند که من مسوولیت روزنامه اطلاعات را بپذیرم که اطاعت کردم و از اردیبهشت 59 تا به حال در روزنامه اطلاعات هستم. در آن زمان شما احتمال حمله اینچنینی عراق به ایران و آغاز یک جنگ هشت ساله را می دادید؟ یا اینکه هشداری در این مورد به امام داده بودید؟ بله، من پیش بینی می کردم
گفتگوی مفصل باشگاه خبرنگاران جوان با حاج صادق آهنگران؛ لقب بلبل خمینی (ره) را رادیو عراق به من داد
عنوان مداح در سطح کشور مشهور کرد (ای شهیدان به خون غلطان خوزستان دورد ) بود. درواقع این نوحه را در جماران، در محضر امام (ره) خواندم و تا چهار روز آن را از تلوزیون پخش میکردند و فضا هم آن موقع آماده بود و جا افتادیم. *استاد شما در مداحی چه کسی بود ؟ من 2 تا استاد داشتم. یکی حاج حبیب الله معلم که شعر (ای لشکر صاحب زمان آماده باش) را سرود و یکی دیگر از استادانم پدر شهیدی بود که امروز
گفت وگو با شهرام و حافظ ناظری/ عاشق بودیم و عاشقانه کار کردیم
صورت داشتن ویژگی هایی که مدنظرم است، آن را می پذیرم. شما در خانواده ای بزرگ شده اید که موسیقی و بخصوص موسیقی سنتی در آن جریان داشته و به نوعی این هنر سینه به سینه منتقل شده است؛ اما به یکباره از پدر به پسر رسیده و بعد از آن به شما، اما بعد از شما اتفاق تازه ای می افتد و تعلیم و تربیت فرزندتان شامل تغییراتی می شود که با فاصله ای محسوس از موسیقی سنتی ادامه پیدا می کند. شما این تغییر خط
دو چشم صدام را در کربلای3 کور کردیم
از اصفهان هماهنگ کرد و برای لشکر حمام عمومی و خصوصی زدند. باید به نیروها از لحاظ روحی رسیدگی کرد. شهید خرازی گاهی دستشویی ها را خودش تمیز می کرد. همه این برنامه ها را این مجاهد عارف انجام می داد. مدیریت یک لشکر با اختلاف سلایق خیلی سخت است. وقتی شهید خرازی فرمانده قرارگاه فتح بود، من دوبار استعفا دادم. ایشان در جواب استعفایم خیلی عارفانه جواب داد: برادر استعفای شما استعفا از اسلام است، کار برای
خاطرات پروین از مامان نصرت و جام هایش با پرسپولیس
به گزارش تابناک ورزشی، علی پروین با اشاره به خاطرات مادر و پدرش اظهار کرد: الان هم هر چهارشنبه می رویم بهشت زهرا و یک مقدار ازش (از مادر) گلایه می کنیم و یک مقدار هم می گوییم ما را دعا کن. هر چه داریم از پدر و مادر داریم. وی درباره اینکه بهترین کادو را به چه کسی می دهد افزود: خب اول خانممان. تمام زحمات ما و بچه ها گردن او بوده. لیدای ما در سنگاپور به دنیا آمد. سال 58 در سنگاپور بازی
مورد عجیب خانمِ آقایِ گل
شهرخبر : نیلوفر اردلان، هافبک 30 ساله تیم ملی فوتبال زنان ایران که به همراه این تیم برای حضور در جام ملت های آسیا تمرین می کرد، این مسابقات را از دست داد. قاب اول: من و زندگی 29 ساله ام که تصمیم به ازدواج می گیرم. رو به روی مردی که قرار است همسر آینده ام باشد، نشسته ام و درباره حقوق قانونی مان صحبت می کنیم. قرار گذاشته ایم که همه چیز به دور از تجملات برگزار شود. با ذوق و شوق
نهنگ سفید
رگه های سفید میانسالی را زیر روسری پنهان می کند و ادامه ماجرا: با برادر کوچک ترم توی راه بازگشت از تهران به شهرمان بودیم. اون سال ها همه اتوبوس های اون مسیر تو رستوران قافلان کوه نگه می داشتن برای شام. خیلی شلوغ بود. اون گوشه موشه ها یه میز خالی پیدا کردیم و نشستیم. هنوز بساط شام رو نچیده بودیم که یه پسر جوونی اومد و اجازه خواست بشینه پای میز ما. بعدِ احوال پرسی ازم پرسید به جز کتابای درسی، کتاب
مرا بکشید اما چادر از سرم بر ندارید
وجو کرد، در نهایت هم خبر شهادت پدر و مادرم را در روزنامه دیدند و متوجه شهادت آنها شدند. زمانی که پدر و مادرم به شهادت رسیدند، مأموران رژیم من را به عنوان فرزند یک خانواده معتاد به پرورشگاه سپردند و بعد از پنج ماه من را از پرورشگاه به خانه آوردند. بعدها من هم تلاش کردم که آنچه از پدر و مادر و شهدای خانواده مان می دانم به فرزندانم منتقل کنم. به نظر شما از عمده ترین ویژگی های مادرتان که
جوان ترین جانباز دفاع مقدس +تصاویر
: خب برو تعجب کردم، گفتم: برو؟ جداً برم؟ ، گفت: گریه نکن پسر، برو ، گفتم: پس چرا شما آمدی دنبالم؟ در جواب گفت: آمدم بهت پول بدم، پول داری که داری اعزام می شی؟ ، گفتم: نه ، دو تا 10 تومانی از جیبش درآورد و گفت: برو پسر، دیگه گریه نکن . وقتی همه دیدند که حاجی کلامی با نوه اش چنین برخوردی کرد، شعار الله اکبر سر دادند و دیگر هیچ پدر و مادری جلوی بچه اش را نگرفت. همه می گفتند حاجی
همسر شهید لشکری از دیدار با همسرش پس از 18 سال اسارت می گوید
چسباندم به گوشم. صدایش خیلی عوض شده بود. لهجه داشت، لهجه ی عربی! هجده سال بود که دوست داشتم صدایش را بشنوم. شب ها و روزها از دلتنگی شنیدن صدایش گریه کرده بودم اما حالا زبانم قفل شده بود. چندبار گفت: الو... الو... بالاخره گفتم: الو. گفت: سلام حاج خانم. گفتم: سلام حسین جان! حالت خوبه؟ خدا رو شکر خوبم. تو چطوری؟ الحمدلله خیلی خوبم، بهتر از قبل هستم
AEPI فرقه شرک آمیز فضای مجازی
ابزاری برای ایجاد تغییرات اجتماعی ستود. او یکی از دلایل بازدید خود را از فیس بوک، ملاقات با پسر خوب یهودی ، مارک زاکربرگ دانست. وی در مصاحبه زنده با فیس بوک در پاسخ یکی از مهندسان فیس بوک که پرسید فیس بوک برای ارتقای صلح در خاورمیانه چه کاری می تواند انجام دهد، گفت: شما می توانید مردم را قانع کنید که هیچ دلیلی برای تنفر وجود ندارد. مارک زاکربرگ شخصاً در برنامه های مرتبط با اسرائیل از
مویه شعر در غم منا
/> شاعر: منصور نظری می سرایم از غم و درد مِنا - شیعه را آن غِصّۀِ درد آشنا عاشقان را دیدۀِ مانده به راه - غِصّۀِ گم گشتن یوسف به چاه می سرایم در تب دلواپسی - عاشقان را مثنویِ بی کسی دیده های منتظر بر راه را - حُرم آتش، بر لبانِ آه را از عراق و از یمن تا از دمشق - دم به دم افزون تر آید شورِ عشق عرشیان و فرشیان بی تاب او - از حجاز آید شمیمِ ناب او سُرمه
اینجا معراج است؛ آغازی برای عزیمت
کاج ها اما سراب... سراب پرفریب... . قابل شمارش نیست اگر ایستاده باشی و ناشیانه بخواهی بشمری. چند نفر؟ چند صد نفر؟ چند هزار نفر؟... در فاصله هر 10 سنگ و هر 50 سنگ، در فاصله هر 10 حجله و هر 50 حجله، غریبه ای بر سر مزار شهیدی نشسته. مادر نیست. پدر نیست. جوانی است، زنی، مردی، که هیچ نسبتی با شهید در خاک خفته ندارد. آمده که از هیاهوی شهر خاکستری گرفتار در روزمرّگی ها و غربت آشنایی ها و دورویی نام ها
علت تماس 30 باره ظریف با معاونش؟/ مداحان مجالس ترحیم راه ورود به مجلس!/ گزینه های احمدی نژادی ها برای ...
ادعایی نداشت فرزند شهیدی که بنا به وصیت پدر هرگز عضو خانواده شهدا نشده بود و در گمنامی فقط خدمت رو به عنوان رسالتش پذیرفته بود علیرغم پیشنهادات فراوان در کشور ماند و دلیل نرفتن رو عشق به مردمش عنوان کرد. نظر خاتمی در باره سرلیستی ناطق در جبهه اصلاحات محمدرضا خاتمی فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: “محمدرضا خاتمی” در گفت وگو با باشگاه خبر نگاران جوان، درمورد روند شکل گیری ائتلاف اصلاح
شهیدی که در خواب از حادثه منا خبر داد
شما شهید شده؟ حاج منصور آقا جواب میده: بله! روحانی کاروان میگه: اسم شهیدتون عباسه؟ حاج منصور باز میگه: یکی از دو شهیدمون عباسه. روحانی میگه: من که از پدر شهید بودن شما خبر نداشتم؛ اسم شهیدتون رو هم نمی دونستم. شهید شما به خوابم آمد و گفت اسم من عباس فخارنیاست. بروید پدر من رو توی کاروان پیدا کنید و بهش بگویید چون قلب اش مشکل داره، امشب به مشعر و فردا به منیٰ نرود! پدر
اشک می ریخت و می گفت" از این عملیات زنده بر نمیگردم"
؟ تا این که پس از حرف هایی این طرف و آن طرف، گفتند محمود در جبهه شهید شده است. گفت وگویم با حاج آقا موسوی تمام می شود و از آن ها خداحافظی می کنم. از در خانه که بیرون می آیم لحظه ای احساس می کنم من هم یکی از آن هایی هستم که قرار است خبر شهادت سیدمحمود را به پدرش بدهم... اما نمی دانم خبر شهادت یک فرزند را به پدر چگونه باید داد... . منبع: ویژه نامه سند برادری/روزنامه خراسان
معرفی هارلی دیویدسون Iron 883 +تصاویر
/> با این که Iron 883 از یک گیربکس پنج سرعته استفاده می کند اما از آنجایی که کمربند انتقال نیروی انجین به چرخ عقب، تقویت شده است شما در انتقال نیروی پیشرانه این موتورسیکلت هیچ ضعفی را نسبت به پسر عموهای 6 سرعته اش، حس نخواهید کرد. ضمن آنکه بر خلاف دیگر اسپورتسترها این موتورسیکلت دارای یک لایه لاستیکی فشرده است که مانند یک عایق عمل کرده و از انتقال لرزش حاصل از کار انجین به بدنه موتورسیکلت و راکب
3توصیه اقتصادی عسگراولادی به دولت
، اما هنوز نتیجه گیری نهایی صورت نگرفته است. این آمدورفت هایی هم که صورت می گیرد، آمد و رفت گول زننده ای است و آمد و رفت مفیدی نیست. * منظور شما از آمد و رفت، سرمایه گذاران خارجی هستند؟ بله، سرمایه گذاران خارجی فقط می آیند ببینند که چه خبر است. هیچ سرمایه گذاری نیامده که حرف سرمایه گذاری بزند. من به دولت هم گفته ام و به اتاق های بازرگانی نیز هشدار می دهم که در شرایط کنونی خطر
همه چیز این روزها منا...
معلوم می شود . خوابم نمی برد امشب . می چرخم رو این پهلو و آن پهلو . پلک هایم را می بندم .باز می کنم . آب می خورم . صدای اذان می آید ٬ دلم یک طوری می شود .خوابم نمی آید هنوز . هی فکر می کنم به دو روز دیگر .هی فکر می کنم به آن همه راه رفتن ٬ هی فکر می کنم به سرنوشت منصور... نویسنده: ندا ( محبوبه ) رسولی
شعر و سبک ویژه شب هشتم ماه محرم
... لب بر دو لب خشک تو با گریه نهادم ای لاله ی پرپر، مظلوم علی اکبر با زمزمه ی العطشت حاصل من سوخت من بر تو و عباس به حال دل من سوخت ای لاله ی پرپر، مظلوم علی اکبر افسوس که جز پاره ی دل لاله ندارم تا روی تن غرقه به خونت بگذارم ای لاله ی پرپر، مظلوم علی اکبر مگذار که این قوم به من راه ببندند بر گریه ی من بر سر نعش تو بخندند ای لاله ی پرپر، مظلوم علی اکبر تو سوره ی نوری ز چه رو نقش زمینی از چیست که دیگر به کنارم ننشینی ای لاله ی پرپر، مظلوم علی اکبر ...
همه حاشیه های منصور ارضی در روز عرفه
حاج منصور ارضی، 62 ساله محل تولد نازی آباد تهران واعظ و مداح مشهور پایتخت؛ تا قبل از سال 72، بیشتر مردم او را در هیأت رزمندگان اسلام می شناختند و محله شوش و بعضاً شاه عبدالعظیم حسنی؛ همان سال 72 و در سفرش به حج آن کار زیبای مدینه شهر پیغمبر را پشت درهای بسته قبرستان بقیع اجرا کرد که با استقبال عجیب مردم مواجه شد و رسانه ملی هم بعد ها بار ها این اجرای زیبا را پخش کرد تا پدیده حاج منصور ارضی به وقوع بپیوند و همه از وی به عنوان بلبل شهدای جبهه های حق یاد کنند. اما طی این سال ها دیگر خبری از مداحی های پرشور حاج منصور نیست. چراکه این سال ها اغلب مردم وی را به خاطر اظهار نظرهای سیاسی و جنجال برانگیزش می شناسند. ...
روایت زندگی سیدحسن از کودکی تا حضور جدی در سیاست/ خمینی ِنسل سوم
منصوب گشته ام و لیکن از آنجا که اعتبار همه امور را بنا به فتوای امام راحل به مقام شامخ ولایت می دانم... لذا از محضر مبارک حضرتعالی تقاضا می کنم در صورت صلاحدید، وصیت آن عزیز سفرکرده را تنفیذ فرمایید. فرزند کوچک شما، سیدحسن خمینی . مقام معظم رهبری هم در پاسخ به این نامه چنین جواب می دهند: با طلب رحمت و مغفرت برای پدر گرامی شما و برادر عزیز ما مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سیداحمدآقا طاب ثراه
علت تماس 30 باره ظریف با معاونش؟/ مداحان مجالس ترحیم راه ورود به مجلس!/ گزینه های احمدی نژادی ها برای ...
اندرکاران آن پروژه عظیم، از نخبگان علمی و مهندسی کشور بود و در 15 سالگی وارد دانشگاه شد و نفر اول مقطع دکترا در اکادمی علوم مسکو بود. دکتر رحمانی در کنار مقالات متعدد در اکثر پروژه های مهم کشور مثل تونلتوحید و تونلنیایش و پلصدر و اتوبان امام علی پروژهای ملی مسکن و ،،، نقش کلیدی ایفا کرده بود و هرگز ادعایی نداشت فرزند شهیدی که بنا به وصیت پدر هرگز عضو خانواده شهدا نشده بود و در گمنامی فقط خدمت رو به
چهره ها در شبکه های اجتماعی (162)
سوار بر یک رویای گران قیمت. پولاد جان رویای "گران قیمت" شما، رویای "محال" اکثر جوانان ما است. مونا فرجاد و گلاب آدینه در یک مراسم. آیا شما هم مانند من از عبارت در یک مراسم متنفر شده اید؟! برخی چالش ها از ابتدا اشتباه بوده اند، چون باعث ایجاد فضایی شدند که ما را با ریسک مواجهه با چنین صحنه هایی رو به رو کرده است! لیلا خانم اوتادی، با شما هستیم! امیر یگانه از شجاعتش
فیلمسازی بعد از کار در معدن سخت ترین کارهاست!
نداشته دقیق معلوم نیست پدر و مادر این افراد چه کسی است من توضیح دادم که فایده این کار این است که زمانیکه این افراد شناسنامه داشته باشند تعلق خاطر به سرزمینشان دارند و به او گفته می شود که ایران کشور او است. او الان نمی تواند سربازی برود ولی اگر سربازی برود یک ایرانی متعهد می شود که خوشبختانه تا به امروز توانستیم برای بسیاری از این افراد شناسنامه بگیریم. تا آن موقع به این موضوع فکر نکرده بودند.
شبی که پای خندوانه گریه کردم...
/> مقداد : جماعت! یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن/ برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدن... گفت و گو با مخاطبان برنامه دوشنبه خندوانه/ یک برنامه تکان دهنده! آذر صدارت - قاسم فرودی، فرزند کوچک شهید مهدی فرودی که هیچ وقت فرصت چشیدن طعم شیرین حضور پدر را نداشته است، درباره برنامه متفاوت خندوانه به زندگی سلام می گوید: من خودم فرهنگی و برنامه سازم و از شرایط دشوار ساختِ چنین برنامه ای آگاهم
سالمندی در ایران به کجا خواهد رفت؟
است. این را بخش بخش می کند و می گوید. انگشتش را نیز به نشانه تاکید تکان می دهد. شخص دیگری است که در گوشه ای از پارک لاله تهران روی چمن ها به استراحت مشغول است. وی در جواب اینکه شغل شما چیست؟ می گوید: آواره! و ادامه می دهد: کارگر هستم و هشت فرزند دارم. یکی از پسرانم بیماری قلبی دارد و با مراجعه به بیمارستان وقتی با هزینه 15 میلیونی آن مواجه شدم، چاره ای جز به خانه بردن فرزندم نداشتم. آواره ام! این هم