سایر منابع:
سایر خبرها
مرد: زنم را چنان زدم که روی قوطی های رب و کمپوت افتاد و مرد
آزار می داد. وی افزود: شب حادثه میوه و رب و کمپوت خریده بودم که به خانه رفتم فرزندم گریه می کرد اما همسرم اصلا توجهی نمی کرد به او گفتم بچه را نگهدار! ولی او باز هم عکس العملی نشان نداد من که ناراحت شده بودم میوه ها و قوطی های رب و کمپوت را روی زمین انداختم و سیلی به گوش او زدم وقتی بلند شد سیلی دیگر را طوری زدم که روی قوطی های رب و کمپوت افتاد و دیگر حرکتی نکرد. به خانواده ام پیامک دادم که چنین اتفاقی افتاده اما آن ها نیز پاسخ مرا ندادند تا این که مجبور شدم خودم به خانه پدرم بروم و ماجرا را توضیح بدهم پس از آن نیز به منزل آمدیم و ماجرا را به پلیس اطلاع دادیم. ...
اسرار ویلای گل سرخ
باشی ، چون بعد از جنگ معلوم نیست که چند نفر از این جماعت باز هم بتونن همدیگه رو ببینن . از این که مجبور بودم بعد از آن شستشوی نیم بند باز هم همان لباس های سابق را بپوشم ، احساس خوبی نداشتم . مریدان داکشا همه از زن و مرد لباس های رنگارنگ پوشیده بودند . لباس و آرایش ساتی و رادا هم به شکل عجیب و فریبنده ای چشم ها را خیره می کرد و تنها من بودم که در آن جمع لباسی شبیه به پوشش شکارچی ها به تن
آفتی که خاندان پهلوی را نابود کرد
دختران ایران را در ابتدای جوانی لایق ازدواج نمی دانست او ابتدا با شاهزاده فوزیه ی مصری ازدواج کرد و سپس تصمیم گرفت با گابریلا دختر پادشاه برکنار شده ی ایتالیا ازدواج کند. در دربار نیز تمام فشار بر این بود که اعلی حضرت زن خارجی بگیرند ، اما موضوع با مخالفت آیت الله بروجردی خاتمه یافت.[23] شاه حتی در بیماری های پیش پا افتاده مانند دندان درد از پزشکان ایرانی استفاده نمی کرد و برایش از سوییس
مهدی پاکدل: من ابوطالبم، عاشق محمد (ص)
پیدا کردیم. بعد از آن طی چند روز همه مراحل پیوستن به پروژه مثل عقد قرارداد را انجام دادیم و شروع به تمرین کردیم. این قضیه مربوط به چه سالی است؟ اردیبهشت 90. چون دقیقا یادم است اسفند 89 ازدواج کردم و بعد تا اردیبهشت بیکار بودم. با خودم می گفتم خدایا من در این موقعیت ازدواج کردم و هیچ کار خاصی هم نیست که انجام دهم. در شرایطی که یک ذره به هم ریخته بودم، با پیشنهاد تست و بازی در
ماجرای یک پیامک ویران کننده !
را تحمل کنم برای همین بنای ناسازگاری گذاشتم و بهانه جویی و بد اخلاقی را به حدی رساندم که مجبور شد طلاقم دهد. برای اینکه با بهروز ازدواج کنم جگر گوشه ام که حالا دیگر موجودی اضافه و مزاحم آزادی هایم بود را به عباس سپردم و بعد از بخشیدن مهریه از عباس جدا شدم با چشمانی اشک آلود به خدا واگذارم کرد و من سرمست از آزادی و وصال بهروز چشمانم را روی حقیقت بسته بودم. پدر و مادرم مرا از خود راندند
معروفترین داعشی ها؛ از بدنساز آمریکایی تا دختران فیسبوکی +تصاویر
داوطلبانه به ایدئولوژی داعش می گرایند، از انگیز ۀ بالایی برخوردارند و قادر به انجام وحشیانه ترین ترورها هستند.افراطیونی که زندگی به سبک غربی را رها کرده و برای کشتن انسان ها به سوریه یا عراق گسیل می شوند، چه کسانی هستند؟"من ماه ها با این سؤال درگیر بودم تا اینکه خدا همان جوابی را که بدان نیاز داشتم، به من داد. خدایا، تو مرا به نزد این ها آوردی! (به داعش)"این جمله را "دان مورگان" (Don Morgan) 44 ساله
زندگی مقام معظم رهبری و همسرشان + تصاویر
و من ابتدا خیلی ناراحت و آزرده خاطر شدم اما ایشان آنقدر درباره درگیری، خطرات و مشکلاتش و وظیفه همه افراد در این رابطه صحبت فرمودند که کاملا مرا قانع کردند. ایشان این مطلب را درست همان روزی که امام خمینی دوباره بازداشت شدند و ایشان را از قم به تهران آورده و سپس به ترکیه تبعید کردند، مطرح کردند. مقام معظم رهبری درباره همراهی همسرشان با ایشان در آن سال های پر از مشغله و دردسر می گویند: هیچ وقت اظهار
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/6
آن وقت داستان و شخصیت پردازی مثل فیلم سرگیجه آلفرد هیچکاک می شود و این درست نبود. به نظر من اسکاتی در فیلم سرگیجه دیوانه است چون می خواهد زن را آن طور که خودش دوست دارد با همان لباس و رنگ مو بازسازی کند اما چیزی که نمی داند این است که اصلا این دو زن یکی هستند. میترا حجار هم راغب بود که هر دو نقش را بازی کند اما به نظر من این فیلم داستان مردی است که دارد با عشقی زندگی می کند اما رفته رفته
خاطرات دمیرتاش؛ فقر، پ.ک.ک و نمایندگی مجلس
کوه پیوسته ام آمده بودند. به من گفتند دنبال صلاح الدین دمیرتاش هستیم . به آنان گفتم: خودم هستم . فوراً بیرون رفتند. در زمان کوتاهی همراه صدها پلیس به محله ریختند. مرا دستگیر کردند. 15 روز بازداشت بودم. در آن 15 روز مدام تحت بازجویی قرار داشتم. هر بار اسمم را می پرسیدند و جواب می دادم صلاح الدین دمیرتاشٍ. قبول نمی کردند دوباره بازجویی ها شروع می شد. من، خودم را در 15 روز توانستم ثابت کنم.
"هسته های مقاومت" چگونه در ارتش شاهنشاهی شکل گرفت
1342 تحت تاثیر مبارزات حضرت امام قرار داشتم و در گروه سیاسی مذهبی دکتر فضل الله صلواتی فعال بودم و در حال و هوای فکری آن ایام، دانشکده افسری را انتخاب کردم. ابتدا به اردوگاه اقدسیه رفتیم و بعد سپری کردن یک دوره دوماهه "رزم انفرادی"، به شهر بازگشتیم و دروس دانشگاهی مان شامل ریاضیات، فیزیک، شیمی و دروس اختصاصی نظامی مانند نقشه خوانی و نقشه برداری که در نظام اهمیت خاص خودش را دارد آغاز شد
این قاتل حتی به سن قانونی نرسیده بود
دامادمان گم شده است هر روز به او سر می زدم تا اینکه متوجه بوی تعفن از خانه اش شدم. چندبار از او سوال کردم این بو چیست جوابی قانع کننده نداد تا اینکه متوجه شدم بو از باغچه می آید وقتی باغچه را کندم جسد دامادم را آنجا پیدا کردم با مریم در این باره حرف زدم و او به من گفت با شوهرش دعوا کرده و او را به قتل رسانده است.وقتی مریم بازداشت شد، گفته های پدرش را تایید کرد. او گفت: 14ساله بودم که با اصرار پدرم به
ظریف : مادرم تمام شماره تلفن های مرا معدوم کرد
. خانواده شان نیز سنتی و مذهبی هستند. ما در مجموع خانواده مرفهی بودیم و وضع مالی مادر و پدرم خوب بود. هنوز از قبل آن هاست که زندگی می کنم و منزل و زندگی من از اموالی است که پدرم برایم به ارث گذاشته و یا مادرم به من بخشیده است. خانه اول این خانواده بین خیابان کاشان و خیابان کمالی، پشت باغ شاه سابق بود. خانه ای بزرگ و قدیمی که تا فوت پدر ظریف این خانواده در همین خانه ساکن بودند اما بعد از فوت پدر در سال 63
بررسی پرونده غم انگیز یک نوزاد
به گزارش پایگاه 598، به نقل از ایران، اگر پدر و مادر امیر از هم جدا نمی شدند، اگر پدر حمید فوت نمی شد، اگر مادر حضانت بچه ها را قبول می کرد و آنها مجبور نبودند تنها زندگی کنند، اگر خواهر حمید مجبور نمی شد بعد از ازدواج، برادرش را تنها بگذارد، اگر حمید از نوجوانی به کشیدن حشیش روی نمی آورد، اگر آن تصادف اتفاق نمی افتاد و حمید مجبور نمی شد برای گذراندن دوران نقاهت در خانه خاله اش بماند، اگر
ما به انقلاب بدهکاریم
محمدی به او گفت این برادر جواد منصوری است. او هم یک سری حرفای بی ربط و اهانت ها یی کرد و گفت آن یکی برادرش را هم باید بگیریم اینها همه شان مشکل دارند. که اتفاقا آن یکی برادرم احمد آقا ازدواج کرده بود و بچه دار شده بود و سرش به کار خودش بود. البته برای دانش آموزان جلسات قرآن و تفسیر قران گذاشته بود. من پیغام فرستادم که منوچهری چنین حرفی زده و مواظب خودت باش. این ها مدام می گفتند ما برای چی گرفتیمت
خدا کند مادرزنم نفهمد آدم ربایی کرده ام
زمین و گاوداری داریم. او همیشه از من می خواست در شرکت او کار کنم اما من مغرور بودم و می خواستم برای خودم کار کنم. خدا رو شکر وضع مالی ام خوب است و تقریبا هر دو ماه ماشینم را تغییر می دهم و با ضررهای 50 یا 60 میلیونی آن مشکلی ندارم. قبل از دستگیری یک خودرو بی.ام.و داشتم. سعید را برای رو کم کنی خودش و پدر طلافروشش ربودم. می دانی چه حکمی در انتظارت است؟ فکر کنم ده تا 15سال حبس. قصدم آدم ربایی نبود و می خواستم او را گوشمالی بدهم. اگر مادرزنم بفهمد که دستگیر شده ام زندگی ام را خراب می کند. اخبار حوادث - جام جم ...
نگاهی بر کتاب شاه بی شین
عصبانی می شود و بد و بیراه می گوید. مثل همیشه خودش را با شاهان قاجار مقایسه می کند و کاری ندارد که در ممالک اروپایی چه می گذرد. از نظر او، تا هنگامی که مردم این کشور متمدن نشده اند نباید به آن ها آزادی داد. وقتی که این حرف ها را از زبان پدرت می شنوی، تعجب می کنی که چرا با این همه تغییرات که در کشور به وجود آورده، خودش ذره ای تغییر نکرده است؟ واقعیتی که آن را از بزرگترین تناقض های پدر تاجدارت می دانی
ماجرای یک دبستانی انقلابی
مقیم تهران با پدر من ارتباط داشتند و پدرم منبری آنها بود. این طور نبود که برای اولین بار به تهران بیاید. ایشان هم قبول کردند و من یادم است که اوایل سال هشتم دبیرستان بودم که پدرم به تهران آمد و من پیش خانواده مادری بودم و ادامه تحصیل دادم در قم و وقتی سال تحصیلی تمام شد من هم به تهران آمدم. * آن اتفاقاتی که در سال 42 در قم افتاد، شما خاطره ای از آن روزها دارید؟ کاملا جلسات
ازشکایت احمدی نژادیها از یکدیگر و تهدید امریکا از سوی ایران تا شکستن سکوت 50روزه رییس بورس و پرونده ضرب ...
به دنبال توافق با ایران بر سر برنامه هسته ای هستند. به نظر می رسد که مقصر در این بحران بوجود آمده، نه اسرائیل است و نه نتانیاهو، نه اوباما است و نه آمریکا، بلکه مقصر آیت الله های ایران هستند که باعث اختلاف میان آمریکا و اسرائیل شده اند. ***شناسایی محل سوزاندن خلبان اردنی مطبوعات و کاربران شبکه های اجتماعی محلی را که خلبان اردنی در آن به دست عناصر داعش سوزانده شد
اردن از جنوب، ترکیه از شمال؛ اسد باز هم باید بجنگد
معاذ الکساسبه ، سپس ایجاد راهبرد جدید در داخل ائتلاف (صد داعش) به ریاست آمریکا برای نابود کردن داعش و پایان دادن به وجود آن در کوتاه ترین زمان ممکن است، چیزی است که دولت (اردن) در حال حاضر به آن می اندیشد. ارتش اردن اعلام کرد: عملیاتی که نیروی هوایی این کشور علیه مواضع داعش انجام داد، سرآغاز سلسله عملیات های گسترده علیه این تروریست هاست. منابع نظامی اردن اعلام کردند: در چند
روایت زن سوری از ازدواج اجباری با یک داعشی
از این که اشک می ریزد ، عذرخواهی می کند. زن سوری مصاحبه شونده ادامه داد: من حتی تا این لحظه هم نتوانسته ام آنچه را که بر من گذشته است، درک کنم. من واقعا نابود شدم. خبرنگار سی ان ان گفت: زمانی که داعش وارد شهرمحل اقامت حنان در سوریه شده بود، هرکسی که مشکوک به نبرد با داعش بود بازداشت می شد. حنان گفت: در میان کسانی که بازداشت شدند، پدرم هم بازداشت شد و علت ازدواج من