سایر منابع:
سایر خبرها
انفجار هتل بورلی هاوس اولین لبیک به حکم امام+عکس
انقلاب از افتخارات او بود. این امام دوست داشتنی، خمینی بزرگ که رحمت و رضوان خدا بر او باد... آری، آسمان هنوز برای این رهبر مخلص اشک می ریزد. ملائکه در سوگ این امام ضجه و فریاد می کنند... هرگز تو را فراموش نخواهیم کرد... همانا خورشید در آن روز خجالت زده شد و طلوع نکرد؛ ماه نیز ذوب خواهد شد، هیچکس زندگی نخواهد کرد. هرگز هیچکس نخواهد خندید... هرگز روزهای
فرهاد یک جنتلمن واقعی بود
می شنوند وبخشی از حافظه شنیداری جامعه ما را تشکیل می دهند ، این روزها در سکوت و گوشه خانه همچنان پرکار است و حرف های بسیاری دارد. سعید دبیری در چه محیط و خانواده ای رشد کرد و چه زمان موسیقی را شناخت؟ ما خانواده پر تعدادی بودیم و کودکی من در محله جوادیه در جنوب تهران گذشت ، پدرم از روحانیون سرشناس آن زمان بود و در دانشگاه تهران الهیات تدریس می کرد وهمیشه دوست داشت من داروساز بشم
معلم شهیدم! راه تو درس ما شد(حدیث دشت عشق)
/> سرانجام در نهم آذر سال 1360 در منطقه بستان به شهادت رسید. پیکر مطهرش را بنا به وصیت خودش در گلزار شهدای شیخان قم به خاک سپردند. فرازی از وصیت نامه شهید: مگر شهید حسن مهجور آن دوست 16 ساله من و شهید احمد کوچکی آن چریک 75 ساله چه تقصیری داشتند؟ گناه آنان این بود که در مقابل کافران به دفاع پرداختند. مگر خون من از آن ها رنگین تر است؟ من هم می روم تا به امید خدا در بهشت به شهدا بپیوندم.
برگی از بوستان معارف امام هادی(ع)
بریم و پاکت را با محتوایش پس می فرستد. (حکایت ها و هدایت ها ص 242) امام باقر(ع) فرمود: روزی عثمان دویست دینار برای ابوذر فرستاد و گفت: به او سلام برسانید و بگویید این پول را صرف احتیاجات خود کند و از حلال بودن آن مطمئن باشد زیرا از مال شخصی خودم است و به حرام آمیخته نشده است. ابوذر گفت: من به چنین مالی احتیاج ندارم. زیرا اکنون بی نیازترین مردم هستم. گفتند: در خانه تو چیزی نمی بینیم که باعث بی
شهرام و حافظ ناظری:عاشق بودیم و عاشقانه کارکردیم
اشعار سیاوش کسرایی به نام دانه های باران را برای فیلم ایران برگر کار کردم، عده ای با همین مضمون باران کلی کار منتشر کردند. یکی از کارهایی که واقعاً آدم را ناراحت می کند تقلید و هرج و مرج های اینچنینی است که هر کسی هر کاری دوست دارد برای خودش می کند و بدون اینکه اجازه ای از مؤلف یا خالق اثر هم داشته باشد، از آثار سوء استفاده می کند. یادم نمی آید که در طول عمرم نه دنبال کسی رفته و نه دست به چنین
روایتی از آخرین لحظات قاری بین المللی جان باخته ایرانی در منا
گوشمان رسید. الان پنج نفر از بیست نفر قاریان بعثه مفقود شده اند که دو نفر به شهادت رسیده اند. ما الان چند مجروح هم داریم. * خاطره ای از محسن حسنی کارگر برایمان تعریف کنید. شاکرنژاد: من فقط در یک جمله می توانم بگویم محسن خیلی پسر متین و کم حرفی بود. شخصیت روحانی خیلی خوبی داشت. متواضع و مودب بود. حواسش به کلامش و صحبت و رفتارش با مردم بود. در بحث تلاوت قرآن مستعد بود و الان
زنان، نیمه پنهان حماسه ها/ امروز همه ما باید راوی دفاع مقدس باشیم
تر بود اما به من خیلی احترام می گذاشت و در کارها با هم مشورت می کردیم، یک روز صبح به او گفتم الان کم کم سنت رسیده به 23، 24 سال و بالاخره جنگ هم تمام می شود و تو باید ازدواج کنی و... ولی جوابش این بود که تا زمانی که جنگ تمام نشود ازدواج نمی کنم . دکتر رحمانی با بیان اینکه ما نمی دانستیم که جنگ قرار است چند سال طول بکشد وهیچ کس هم فکر نمی کرد قطعنامه 598 مطرح شود و امام خمینی رحمة الله
ناگفته هایی از سقوط C130 حامل فرماندهان ارتش و سپاه
حصر آبادان انجام شده بود. شب آمدم گردان. روحش شاد، شهید همتیان افسر عملیات بود که برنامه ها را ابلاغ می کرد. خواستم بروم منزل که گفت فردا به تو نیاز داریم. گفتم من 6 روز پرواز داشتم، فردا می خواهم استراحت کنم. اصرار کرد و گفت که نفر کم داریم. گفتم راستش را بخواهید فردا سالگرد ازدواج من است. من هیچ وقت به شما نه نگفتم و حتی پروازهایم را هم جابجا نکردم ولی این بار می
در نظام جمهوری اسلامی همه چیز وابسته به رای مردم است
که قبلا هم گفته ام امام عظیم الشان تنها 3 ماه بعد از آتش بس به من فرمودند آن موقع گفتم جام زهر ولی الان که می بینم کشور در مسیر بازسازی و توسعه قرار گرفته این جام از هر شهدی برایم شیرین تر شده است. هاشمی افزود: آن موقع 40 هزار سرباز ما در اردوگاه های عراق زندانی بودند که خم به ابرو نیاوردند و حتی بیشتر از رزمندگانمان خون به دل صدام کردند ولی جنگ پایان یافت و سرافرازانه به وطن برگشتند
ویژه نامه میلاد امام هادی علیه السلام ؛ مولودی، زندگینامه و تصاویر
ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ، سلام بر تو ای ابا الحسن علی بن محمّد، امام پاک و راهنما و نور تابان و رحمت و برکات خدا بر تو باد، سلام بر تو ای برگزیده خدا، سلام بر تو ای سرّ خدا، سلام بر تو ای ریسمان خدا، سلام بر تو ای خاندان خدا، سلام بر تو ای منتخب خدا، سلام بر تو ای برگزیده خدا، سلام بر تو ای امین خدا، سلام بر تو ای حق خدا، سلام بر تو ای حبیب خدا، سلام بر تو ای نور نورها، سلام بر تو ای
این شهید یک دست خوب حاجت می دهد
فرزندشان استقامت کنند خداوند کریم اجری عظیم (بهشت) نصیبشان می کند. شما خوب می دانید که شهید عزادار نمی خواهد، رهرو می خواهد. برادرم شما هم با قلم و قدم و زبانتان پشتیبان انقلاب و امام عزیز باشید. مادر عزیزم به مادران بگو همانطور که من رهرو خون ؟؟؟ مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب (س) را بدهید که تحمل 72 تن شهید را نمود. پدر و مادر
بهروز شعیبی/ بچه مسلمان همه فیلم ها و بچه مثبت سینما
سعید ابراهیمی فر که قرار بود در آن کار بازی کنم و همان جا آقای ابراهیمی فر پرسید تو می خواهی توی گروه کارگردانی بیایی؟ من هم از خدا خواسته گفتم بله و بعد از آن به جای بازی به طور جدی فقط دستیاری کردم و با فاصله گهگداری بازی می کردم. تا طلا و مس که دوباره بازیگری جدی تر شد، ولی دستیاری و کارگردانی در این سال ها کار اصلی من بوده است، کاری که در آن مداومت داشتم. لیلا، نخستین کار تلویزیونی
سقوط سعود
مرکزی شبه جزیره است و در همسایگی حجاز قرار دارد. محمد بن عبد الو هاب از اهالی نجد بود که از آغاز جوانی به مطالعات دینی و علمی پرداخت وضمن سفر به بغداد، بصره و دمشق تحت تاثیر آموزش های ابن تیمیه فقیه و محدث و متکلم حنبلی قرار گرفت که مخالف آزاد اندیشی و خواهان بازگشت به سنت های صدر اسلام بود و بیش از همه با عقاید شیعه مخالف بود و کتب نهاج السنه و زیارة القبور رادر رد عقاید تشیع نگاشت. عبدالو هاب
گودرزی: گاهی درکامنت ها تهدید می شوم
داشتند. در سخنرانی اخیر با دانشجویان هم که بحث مبارزه با استکبار و روشنگری داشتند فرمودند به قالب های جدید روی بیاورید که یکی از آن کاریکاتور است. حتماً استفاده کنید، زیرا خیلی تاثیرگذاراست. آثار کدام یک از کاریکاتوریست ها را بیشتر می پسندید؟ از بعد از فتنه خیلی از هنرمندان کاریکاتوریست را شناختم که خیلی خوب فعالیت داشتند مانند سجاد جعفری که خیلی قوی وارد شد یا محمدعلی رجبی، محمد
نقشه جامع فرهنگ دینی برای حضور در کشورهای خارجی نداریم/ عوامل موفقیت در عرصه تبلیغ بین الملل
شود. چون در آن جا کاری صورت نگرفته است که بخواهیم مقایسه کنیم و البته سیره تبلیغی حضرت نبی اکرم(ص) نیز همین طور بوده است که پس از دعوت جامعه خویش، سفیران و مبلغانی را به سایر بلاد گسیل داشتند. رسا منظور شما از مبلغ فاضل چه فردی است؟ یعنی دین شناس باشد. ما نمی گوییم حتما مجتهد باشد، ولی باید دین را به طور مبنایی فهمیده باشد، خودساخته و مقاوم باشد، مردم را دوست داشته باشد و
دیدار با همسر پس از 18 سال اسارت
عربی! هجده سال بود که دوست داشتم صدایش را بشنوم. شب ها و روزها از دلتنگی شنیدن صدایش گریه کرده بودم اما حالا زبانم قفل شده بود. چندبار گفت: الو... الو... بالاخره گفتم: الو. گفت: سلام حاج خانم. گفتم: سلام حسین جان! حالت خوبه؟ خدا رو شکر خوبم. تو چطوری؟ الحمدلله خیلی خوبم، بهتر از قبل هستم. گریه می کنی؟ نه! پس چرا صدات این قدر گرفته و ضعیفه؟ نه... نه
پیام خصوصی صدام به امام چه بود؟
جلسه ای بود که یک رییس جمهور با یک سفیر می توانست داشته باشد. این جلسه نزدیک به دو ساعت به طول انجامید و این دو ساعت با توضیحات حسن البکر و درددل های او همراه بود. من هم توضیحاتی داشتم و گفتم که خاطرم هست در دورانی که در عراق بودیم مسوولان امنیتی شما کتاب فلسفتنای آیت الله سید محمد باقر صدر را در اختیار ما قرار می دادید و معلوم بود که شما از افکار فلسفی آیت الله صدر استقبال می کنید و به این دلیل که
حاج محمد طاهری فکر کرد شهید شده ام/آقا شعرم را اصلاح کردند
عشق به مدح و ستایشگری در شما شکل گرفت؟ پاسخ به این سؤال مرا یاد آن فرموده امام رضا(علیه السلام) به دعبل خزاعی می اندازد که فرمودند: یا دعبل! فانت ناصرنا و مادحنا! ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت. یعنی مداح و شاعر اهل بیت(علیهم السلام) یاری کننده ما هستند. این را امام رضایی می فرمایند که خودش همه عالم را با یک گردش چشم، می گرداند. آن وقت به مداح اهل بیت می فرمایند که تو یاری کننده ما
اهمیت خاک در سلامت انسانها
دشوارتر گردد. هر مورچه ای که می میرد، زمین داغدار میشود و تب می کند تا شاید ما قانون را جدی بگیریم. بیایید مواظب هر حرکت خود باشیم. بیایید مواظب خاک باشیم. بیایید مواظب خودمان باشیم. مواظب فرزندانمان باشیم. نمی دانم آیا یک از هزار این حکایت دراز را گفتم یا نه. من فراخور بضاعت دانش خویش و مجال این مقال گفتم، "تو خود حدیث مفصل بخوان زین مجمل". به امید روزهای خوبی که از پس آشتی با طبیعت در انتظار ماست.
ندا آل السیف: از خادمان حسین (ع) یاد بگیرید
کاروان های حج داشته ام، اما باید گفت در مکه از خدمات رایگان زائران پیاده راه نجف تا کربلا و ارائه غذا و اقامت و خدمات بهداشتی رایگان و ماساژ پاهای آنها و واکس زدن به کفش های آنها خبری نیست. من در مکه تنها چیزی که دید ام بشکه آبی است که گاهی در راه منا به چشم می خورد و اصلا نمی توان این دو سفر را با هم مقایسه کرد. زائر کربلا کجا زائر مکه کجا! در راه کربلا مردم به خاطر تشرف به نوکری امام حسین(ع) به تو
در جنگ با دشمن ننگه که سازش کرد + صوت
، محمد صادق محمد شاهی، مجتبی رنجبر، کامیاب، نمازی، طرحان. همچنین دو نفر از اعضای گروه که در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل بودند به نام های اعتصامی و کریمی به جبهه اعزام شدند و هر دو به شهادت رسیدند. سال 1366 به یک باره قطعه ای با عنوان قصه بابا که با مصرع مادر برام قصه بگو ، نزد مردم شناخته و مشهور شد به صورت سرود با صدای پسربچه ای که با همراهی گروه کر اجرا شده بود، تمام کشور را
گواهی رسول خدا بر عصمت فاطمه (س)
که مثل ماه درخشنده و نورانی بود. و زهرا نیز بعد از او پاک زیست و با مصونیت تمام دو نور دیده ی پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله را تحویل داد و چون از امام صادق علیه السلام پرسیدند: چه کسی فاطمه علیهاالسلام را غسل داد؟ آن حضرت با استناد به معصوم بودن فاطمه علیهاالسلام فرمودند: غسلها امیرالمؤمنین لانها کانت صدیقه، و لم یکن لیغسلها الا صدیق(7) امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را غسل
نوجوانی که 6 ماه با شهیدهمت زندگی کرد
تهران رساندم. آن زمان قطار تا قبل از ایستگاه دورود می رفت و بعد از آن ممنوع بود. چون خانه پدربزرگم دزفول بود شناخت کاملی از منطقه داشتم برای همین خودم را به دوکوهه رساندم. آن سالها هنوز سپاه و بسیج و عوامل جنگ سازماندهی منسجمی نداشتند برای همین بسیجی هایی که سال 59، 60 یا 61 جبهه بودند مشکل مدارک و اسناد حضور در جنگ دارند. به شهید همت گفتم: برو بابا تو هم مثل بقیه هستی! در مدت 6
ملوانان ایرانی، اسیر دزدان دریایی
پر از میهمان راهی کنارک می شویم تا به خانه پیرمردی برویم که شاید این روزها جزو یکی از خوشحال ترین اهالی بندر کنارک باشد. سراغ خانه پیربخش شاهمرادی یک یاز صیادان قدیمی کنارکی را که از مردم شهر بگیری تو را راهنمایی می کنند. این روزها در خانه پیربخش باز است و میهمان های زیادی برای تبریک به خاطر بازگشت برادر، پسر، داماد و دیگر اقوام او که از چنگ دزدان دریایی جان سالم به در برده
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (171)
چهارشنبه پنجشنبه دوست داشتی خوردی؟ مامانت اینا پُرت کردن! 12. یکی از بزرگترین شانس هایی که تو زندگیم اوردم اینه که اونایی که ازم آدرس پرسیدنو دوباره ندیدم. 13. مردم شیلی که تو خواب غلت میخورن، صبحا پا میشن میبینن تو آرژانتینَن. #هار 14. کاش لاک پشت بودم و موقع اسباب کشی میرفتم تو لاک و تا مستقر شدن در مکان بعدی بیرن نمیومدم. 15. چجوری سرِ صحبتو با کسی که
چهار پاداش بزرگ پیامبر(ص) در برابر یک عمل ساده
وآله در خصوص تاثیر صدقه و صله رحم بر طول عمر فرمودند: انَّ الصَّدَقَةَ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ تَعْمُرانِ الدِّیارَ، وَ تَزیدانِ فِی الْاعْمارِ. انفاق در راه خدا و صله رحم خانه ها را آباد و عمرها را طولانی می کند.؛ هر کس برای من یک چیز را ضمانت کند، من چهار چیز برای او ضمانت می کنم، صله رحم کند تا: 1- خداوند او را دوست بدارد، 2- روزی اش را توسعه دهد، 3- عمرش را زیاد کند، 4- و او را به بهشت وارد کند. (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 354)
آخرین نفری که حاج همت را بوسید، کیست؟ +عکس
مسئول نانوایی پادگان شد به سربازان مرخصی می داد! گردان ضدزره تیپ نینوا متشکل از دو گردان ادوات سنگین و سبک در سقز مستقر شده بود. ادوات سنگین شامل خمپاره 120، خمپاره 81 ، خمپاره 107 و ادوات سبک شامل خمپاره 60 و گردان ضدزره نیز شامل مالیکوتکا و تاو می شد. من فرمانده گردان ادوات سنگین بودم. گاهی تعداد نیروها به 2 الی 3 هزار نفر هم می رسید و با کمبود غذا و نان مواجه می شدیم. وسایل نانوایی در
غنچه های نشکفته مان پرپرشد
محسن می گوید: یادم است وقتی قرائت محسن را برای اولین بار شنیدم، به او گفتم تو یکی از نخبگان ما خواهی شد و من نفس راحتی خواهم کشید. محسن مثل غنچه ای بود که هنوز به رشد نرسیده بود، پرپر شد. در مسابقات مالزی با پنج امتیاز بالاتر از امتیازی که من به او دادم، مقام اول را گرفت. هیچ جور نمی توانستند حذفش کنند. همین جمله را بگویم که او در اوج رفت. محمدجواد پناهی طوسی دیگر قاری بین المللی قرآن
طلاب درس خارج معمم شوند، همه جا هم معمم باشند و نترسند
دارند. بارها گفتیم ایمان یک عمل ارادی جوانحی است؛ یعنی درونی است؛ ولی آثارش در جوارح پیدا می شود، در ظاهر پیدا می شود، در رفتارها پیدا می شود. آن کسی که در خلوت رفتارهایی دارد که آن رفتارها حاکی از ایمان او است، خدا می فرماید همان معیار است نه آن که در جلوت و در مقابل دیگران است. حکایت همان داستان است که طرف رفت جایی، غذای مختصری خورد و نماز مفصلی خواند، وقتی رسید به خانه شان گفت غذا بیاورید! ما
شیطنتی که باعث سوختن ریش فرمانده شد/ سرباز عراقی موقع دستگیری من گفت: طفل/ با جعل شناسنامه به جبهه رفتم/ ...
می گفت: طفل. من این را می فهمیدم که به من می گفت تو خیلی بچه تر از آنی هستی که به جبهه بیایی. برای آن متوجه شدم این از آن عراقی هایی نیست که من را آنجا بکشد و می دانستم که سعی در حفظ جان من دارد و در عوض یک نفر در کنارش است که بدش هم نمی آید من را بکشد؛ آدم باید یک نویسنده باشد و نگاه تیزی داشته باشد تا بتواند اتفاقات را درست و ریز ترسیم کند. خدا را شکر یکی از دلایلی که باعث شد کتاب آن 23 نفر مورد