سایر منابع:
سایر خبرها
درخشان: این 3 بازیکن در اختیار کمیته انضباطی باشگاه قرار می گیرند/به نژادفلاح خوشامد می گویم
بوده یا اینکه برای دورهمی کنار یکدیگر جمع شدند، تصریح کرد: ما جلسه کمیته فنی داشتیم. وی در رابطه با اینکه به او اولتیماتوم داده شد،گفت: خدا شاهد است هیچ بحثی در این رابطه مطرح نشد. افرادی که فوتبال رامی شناسند وقتی بازی های ما را نگاه می کنند کیفیت فنی تیم را متوجه می شوند. شما ببینید ما 90 دقیقه روی دروازه ملوان حمله کردیم. در صحنه پنالتی قبل از اینکه به توپ ضربه زده شود مازیار زارع 3
تشویقی از امیرالمؤمنین(ع) برای آیت الله نهاوندی
را بزرگ داشتی، پس تو را بزرگ داشتم! این قضیه را من از آقای نهاوندی شنیدم و وقتی آن را خدمت آقای بروجردی نقل کردم، اشک از چشمان او سرازیر شد.(1) *دفاع از حقوق اهل کتاب یکی از کلیمیان نهاوند نقل کرده است: چندین سال پیش عده ای از متعصبین ناآگاه قصد بر هم زدن یکی از مراسم مذهبی ما را داشتند، وقتی این حمله در حال شکل گیری بود، چاره ای جز این ندیدیم که جریان را به اطلاع مرحوم شیخ
مردی بعد از 20 سال حبس بیگناه شناخته شد!
دوباره به آنها زنگ زدم دلتنگ بودم و می خواستم دائم از وضعیت شان با خبر شوم ولی هرچه تماس می گرفتم این بار کسی جواب نداد و تلفن همراهشان خاموش بود. چون پسرم دانشجوی حسابداری گناباد بود می گفت در بعضی مناطق نقاط کور است وتلفن همراه آنتن نمی دهد. به همین خاطر سعی کردم دلهره را از خودم دور کنم ولی همچنان بی قرار و ناآرام بودم. تا ساعت 12 شب بارها با تلفن همسر و دامادم تماس می گرفتم ولی باز هم تلفن خاموش
اقبال سینماگران پس از نخستین رونمایی محمد در روز معرفی نامزدها
وجود صدور پروانه ساخت فیلم را شروع کنند، اما باز هم مانع آغاز ساخت این فیلم می شدند و ما مجبور بودیم تا عوامل را دوباره به خانه های خود بفرستیم آن هم در شرایطی که اکثر اهالی سینما بیکار شده بودند. متاسفانه یک عده با سلیقه شخصی در کرسی های خاص نشسته و مانع برخی از فعالیت های هنری می شدند، مساله ای که همچنان ادامه دارد. در حال حاضر هم به شکل های دیگر می بینیم، به عنوان مثال یک فیلم ساخته
قتل زن باردار مقابل چشمان فرزندانش با ضربات چاقو
نداده است اما وقتی با سوالات تخصصی قاضی ویژه قتل عمد روبه رو شد به ناچار حقیقت ماجرا را بیان کرد و گفت: چاقویی را از روی گاز منزل آن ها برداشتم و در یک لحظه ضربه ای به شکم زن 25 ساله زدم. زن در حالی که ناله می کرد از فرزندانش خواست تا همسایگان را خبر کند و من در حالی که 2 ضربه دیگر هم به پشت او وارد می کردم به طرف حیاط دویدم و 2 دختر خردسال را که وحشت زده گریه می کردند به داخل اتاق کشیدم. آن ها
کیف 200میلیون تومانی امانت بود
را برداشتم و بدون اینکه داخلش را ببینم در کوپه میهمانداران گذاشتم و بقیه کارهایم را انجام دادم. بازبینی که تمام شد سراغ کیف رفتم و در آن را باز کردم و تازه فهمیدم داخلش چیست.داخل کیف چه بود؟120 سکه بهار آزادی، 53 دستبند و چهار قطعه طلای آب شده که ظاهرا در کل 200 میلیون تومان ارزش داشت.فکر نکردی کیف را برای خودت برداری؟حتی یک لحظه هم به این فکر نکردم. آن کیف پیش من امانت بود.صاحب کیف چطور پیدا شد
"نباید دیپلمات ها را محدود کنیم"
برای ما ضرری ندارد بلکه نفع هم دارد و طرف مقابل نیز به آن اذعان می کند. شاید شنیده باشید که در سال های اخیر ادبیاتی در کشور تولید شده که چقدر شما از ائدولوژک صحبت می کنید و منافع ملی را توجه نمی کنید و... این متن نشان می دهد که داشتن ایدئولوژی که اتفاقا جمهوری اسلامی نیز آن را دارد، در راستای منافع ملی کشور است. اگر قرار است که یک حکومت مستقل در ایران وجود داشته باشد و پیام این استقلال برای مردم دنیا
مرگ، پایان نگاه هوس آلود مرد دعا نویس
دعانویس افغانی شوم وقتی او به طرفم حمله کرد ناگهان فکری به ذهنم رسید بلافاصله به داخل دستشویی رفتم و قوطی اسید را که برای باز کردن دستشویی خریده بودم داخل آفتابه ریختم و به داخل اتاق برگشتم او از جایش بلند شد که ناگهان اسید را به صورتش پاشیدم او فریاد زد و با من درگیر شد در همین هنگام پایش به پرده گیر کرد و به زمین افتاد من که ترسیده بودم چکش را برداشتم و با آن چند ضربه به سرش زدم در حالی که خون از سر
زخمی عمیق به نام زندان زنان ...
متفاوت است.این مدرس قالی بافی اضافه می کند: گاهی اوقات که برخی از زندانیان با فرزندانشان تلفنی صحبت می کنند، گریه ام می گیرد چون پنهان کردن حس مادری و بیان آن تنها در پشت تلفن بسیار دردناک است.یکی دیگر از مسئولان این ندامتگاه در پاسخ به این پرسش که آیا زنان زندانی با فرزندانشان ملاقات حضوری دارند، می گوید: بله، این اتفاق قطعا رخ می دهد و زندانیان می توانند با فرزندانشان ملاقات داشته باشند. ما هر روز
وزارت ورزش "روحانی" با پرسپولیس چه کرد؟
استراحت مطلق و دست های باز برای خرید هر بازیکنی اما باز هم خریدهای اول فصل را بهانه کرد. خرید های تو بدترین خریدهای تاریخ پرسپولیس بوده است. دستمریزاد. آن همه درخشش در دوران بازیگریت را نیز کمرنگ کردی. *** مدیرعاملان پرسپولیس را چه کسانی تعیین می کنند؟ این مدیران از کجا می آیند؟ چرا از زمانی که فوتبال ما سیاسی شد پرسپولیس دیگر رنگ خوشی ندید و استقلال بهترین دورانش را استارت زد
محاکمه امین 5 سی سی به اتهام قتل
روزنامه فروشی بودم که مقتول من را صدا کرد وقتی پیش او رفتم بدون اینکه حرفی بزند، سیلی محکمی به صورتم زد من هم کنترلم را از دست داده و با چاقویی که به همراه داشتم 5 ضربه به گردن، دست و کتف او زدم. میرفیاض یک میله آهنی برداشت و به تعقیب من پرداخت که پس از طی مسافتی به علت شدت خونریزی روی زمین افتاد. شب از طریق یکی از دوستانم متوجه مرگ مرد دکه دار شدم. به همین خاطر صبح با مراجعه به کلانتری خود را معرفی
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/8
نگاهی به نامزدهای سی و سومین جشنواره فیلم فجر، نگاهی به برنامه اکران فیلم ها در روز نهم جشنواره، ادامه صدرنشینی رخ دیوانه ، عصر یخبندان و کوچه بی نام در جدول بهترین فیلم از نگاه مردم، رونمایی از فیلم محمد(ص) ، برگزاری نشست رسانه فیلم های سینمایی نزدیک تر ، دریا و ماهی پرنده و در دنیای تو ساعت چند است؟ ، انتقادات کارگردان جامه دران از رویکرد دولت دهم، حضور احتمال باران اسیدی و خداحافظی طولانی در روز پنجم محفل سینما انقلاب، صحبت های ابوالحسن داوودی درخصوص انگیزه ساخت رخ دیوانه ، خبری درخصوص این که بلیت سینماها روز 22 بهمن نیم بهاست، صحبت های فریدون صدیقی درباره حضورش در سینما، گفت و گویی صمیمی با سحر قریشی بازیگر دو فیلم شیفت شب و این سیب هم برای تو ، صحبت های نظام الدین کیایی درخصوص صدابرداری رخ دیوانه ، گفت و گو با مصطفی احمدی کارگردان جوان نزدیکتر ، نگاهی به نمایش دو فیلم ایران برگز و روباه در کاخ جشنواره، اظهارات کامبوزیا پرتوی درباره مدیریت سینما، گفت و گویی صمیمی با مجید مجیدی که معتقد است همان مجیدی آواز گنجشک ها است، گلایه حامد عنقا درخصوص بی توجهی به نویسندگان سینم و درنهایت گلایه سعید راد درباره سطح نازل آثار جشنواره سرخط مهمترین اخبار امروز جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داد. ...
پناهیان: اروپایی ها بدانند؛ مادر امام زمان ما اروپایی است
) هم در پشت پرده، حاضر هستند. حضرت به من فرمود: می خواهم یک مأموریتِ بسیار مهم و خطیر به تو بدهم. آیا حاضری این مأموریت را انجام دهی؟ گفتم: بله آقای من. حضرت به من فرمود: به بغداد برو. در آنجا با کشتی، یک گروه از کنیزان را می آورند. وقتی آنها را آوردند، ابتدا جلو نمی روی. یک کنیزی در بین آنها هست که حجاب کاملی دارد، از پشت پردۀ نازکی که روی صورتش انداخته است، نگاه می کند. او حاضر نمی شود
ناگفته هایی از واقعه "سیاهکل"
رساند. بالاخره صادقی رئیس پاسگاه برای اینکه نشان دهد یک کار بزرگی در منطقه انجام داده با یک درجه دار و یک گروهبان هادی بنده خدا را به لاهیجان بردند. وقتی رفتند من نشستم پشت صندلی خدمات روزانه. آقای اکبر وحدتی رئیس خانه انصاف لیش بالای سر من بود و آقای شفیعی کدخدای محل هم بود. در حال صحبت درباره جریان هادی بنده خدا بودیم که ناگهان دیدیم پایین پاسگاه شلوغ شده است. از بالا دیدیم که سرباز
خوردبین: احتیاج به یک برد داریم تا فشارهای موجود را پشت سر بگذاریم / نتیجه نگیری همه چیز زیر سؤال می رود
ما فوتبال خوبی بازی می کند. مشکل ما گل نشدن فرصت هاست و من اسمش را بدشانسی می گذارم. بی سابقه بود که ما اینقدر حمله کنیم اما بازی را ببازیم. ما احتیاج به یک برد داریم تا این فشارها را پشت سر بگذاریم و تیم روی روال بیفتد. پرسپولیس در بازی با ملوان بسیار حمله کرد و در منطقه دفاع حریف حضور مداوم داشت اما مشکل در خلق موقعیت، تادئو را با انتقادهای دوباره روبه رو کرد. سرپرست سرخپوشان در این
مطهری: باز هم می خواهم ستاره باشم
که زد گفت: یکی از گل ها که پاس تو عمق بوعذار بود که من با گلر سایپا تک به تک شدم، دومی را هم که با ضربه سر زدم و خدا را شکر کمی فشار از روی دروازه ما برداشته شد، در ضمن من یک پنالتی هم برای تیمم گرفتم. او که برای اولین بار با گلزنی مقابل استقلال در فوتبال ایران چهره شد ادامه می دهد: آقای منصوریان از من در دقایق خوبی بازی گرفته و من هم تا آنجا که توانسته ام وظیفه خودم را انجام داده ام و
فرزاد حسنی از حاشیه دور شده؟
روزنامه اعتماد - نگار حسینی: فرزاد حسنی سالی پرحاشیه را به لحاظ زندگی شخصی اش پشت سر گذاشت و بارها تیتر یک رسانه های مختلف شد. هر چند که موضع او در مقابل همه این جنجال و حاشیه ها سکوت بود و ترجیح داد روی جمله معروفش مبنی بر اینکه با اخلاق ها فریاد نمی زنند بماند و حرفی پیرامون مسائل شخصی زندگی اش مطرح نکند. اما این روزها حسنی بار دیگر در صدر خبرها قرار گرفت منتها این بار این توجهات به
تفکیک انقلابی بودن و عقلانیت ظلم است
چندان برای نبوی دلچسب نبود و همین امر هم موجب شد تا وی عطای وزارت را به لقایش ببخشد و استعفا دهد. وی نماینده مردم تهران در دوره های چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی بود و از اواخر دوره پنجم به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد و هم اکنون نیز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. با اینکه سابقه دوستی نبوی و حجاریان به دوران قبل از انقلاب باز می گردد و آنان با یکدیگر سوابق مبارزاتی قبل از
فراخوان برای سرکار گذاشتن یک اصلاح طلب بیکار
مردم کِی مِخِم بفهمِم که نبایِست اتفاقایِ خوبی که تو مملکتِما میفته رِ با شادی کِردَنایِ غیرمتعارف، بِرِیِ باقیِ هموطنانا تلخ کُنِم؟ ***شرق: مساله تک حزبی و تک سلولی آمبولانس را دور میدان پاستور نگه داشتم و برانکارد را برداشتم و بدوبدو رفتم هیات دولت و اوه پسر، دیدم دولت کمرش گرفته است. گفتم: ظریف بازی در نیاورید. شما که مذاکره پذاکره ندارید با کسی. پتو را باز کنید ببینم از دور کمرتان.دولت گفت: ما
مرجع تصمیم گیری جریان اصلاحات از دید کمالی
راجع به خودم و حزب اسلامی کار صحبت می کنم ما در حزبی که هستیم با هیچ گروهی مخالف وجودی نیستیم البته افکارمان با همه گروههای دیگر متفاوت است شما فرض کنید الان بروید در سایر نقاط جهان ببینید چه مجموعه هایی وجود دارد پشت سر هم دیگر NGO هایی شکل گرفته که از این طریق مردم را در اداره سرنوشت خودشان مشارکت دهند و این خیلی مهم است ولی ما اینجا هر کسی می خواهد حرف بزند می گوییم نه تو حرف نزن. من
روایت تکان دهنده یک زن از مخوف ترین زندان پهلوی / به محض ورود به زندان یک دست لباس خونی تنم کردند / یک ...
اتاق می شد ، مشت ولگد و باتوم و ضربه ای به وی می زد. شکنجه ها از زبان سرکار خانم غفاری : آرش از شکنجه گران معروف ساواک موی سرمن را دور دست خود می پیچید و من را در اتاق می چرخاند. بارها سرمن رابه پله می کوبید. یک روز که بسیار مورد ضرب و شتم قرار گرفتم ، آرش روی هر دو پای من ایستاد (او این کار را می کرد تا پاهای من باد نکند و باز هم تاب و توان شکنجه را
ناکارآمدی قدرت نظامی پهلوی در فرآیند انقلاب اسلامی
، فرمانده زمینی گرفته، همه شان. هر چه می گفت مثل بره گوش می کردند. یکبار دهنشان را باز نکردند که بگویند اشتباه است. یک بار نرفتند یک حرف حسابی بزنند. این (شاه) اصلا نمی دانست؛ البته من خودم رفتم دوره ستاد زمینی را دیدم و خب چون دوره ی ستاد هوایی هم دیده بودم، تمام توجهم را صرف کردم تا این کار را یاد بگیرم. این مساله درگیر شدن در خیابان و نمی دانم و این کارها را اینها بلد نبودند. آن وقت او رفته بود
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
وقتی به خانه رسیدیم گفتم من بیرون کار دارم، الان بر می گردم و قبل از اینکه موأخذه شوم از پدر و مادر دور شدم. نمی توانستم محیط خانه و نگاههای پرسش گر پدر و مادر را تحمل کنم. می خواستم زمانی به خانه برگردم که آنها خواب باشند. اصلاً انگار تحمل هیچکس را نداشتم. سرمای دو نم پائیزی کمی اذیتم می کرد ولی حتی حاضر نبودم به خانه بروم و یک ژاکت تو دل باز بپوشم. با همان پیراهن آستین کوتاه شروع به قدم زدن در
نزاع مرگبار به خاطر انگشتر سرقتی
چیزی که دست ما بود چوبی بود که من با آن از برادرم دفاع کردم و یک ضربه به شعبان زدم تا برادرم را نجات بدهم او پایش شکسته بود و قرار بود عملش کنند که کشته شد.سپس به دستور قاضی عزیزمحمدی- رییس دادگاه- متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد. شعبان اتهام قتل را قبول نکرد و گفت: من و مقتول با هم درگیر شدیم اما فقط دو ضربه به دستش زدم و ضربات دیگر کار من نبود. افراد دیگری هم در آن درگیری بودند. اعترافاتی که
برنده ها، بازنده ها، اعداد و رکوردهای هفته نوزدهم لیگ برتر
فنی اش را ثابت کرد. ملوان او هیچ شباهتی به تیم افتان و خیزان نیم فصل اول ندارد. مازیار زارع: کدام شان؟ کسی که با پیراهن شماره 9 در میانه زمین، جولان می داد، توپ می گرفت و گل حساس بازی را ساخت یا دروازه بانی که یک پنالتی گرفت، یک شوت از راه دور را مهار کرد و نشان داد چقدر خوب دفع توپ را بلد است؟ هر دو لیاقت حضور در این جمع را دارند. پدیده: بردن تراکتورسازی در تبریز یک طرف و زدن 3 گل به
شهباززاده: عاشق گل زدن هستم
فوتبال ایران لیگ برتر - سجاد شهباززاده باز برای استقلال گل زد، گل سه امتیازی. او با زدن این گل یک قدم دیگر به ادینهوی برزیلی نزدیک شد! باز استقلال با گل تو برد! استقلال با تلاش همه بچه ها به پیروزی رسید و این حاصل کار گروهی بود نه یک نفر، من هم مثل همه بچه ها تلاش می کنم تا برای استقلال مهره ای مثمر ثمر باشم، اینکه ما بردیم مهم است. گل ثانیه های پایانی لذت
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
پیدا کنند که مشکلات همه آسان شود. نزدیکی های ساعت 3 عصر بود که پدرم را از دور تشخیص دادم. به طرف من می آمد محکم حرکت می کرد و پیدا بود رفتنش نتیجه داشته است. به من که رسید گفت باید خودمان را به خانه برسانیم، مادرت را برداریم و به محضر دکتر سه چهاری برویم؛ ولی نه تو برو مادرت را بردار و با یک تاکسی به خیابان قبله دعا روبروی مقبره ابو مسعود بیا دفتر دکتر سه چهاری آنجاست. سجل های من و مادرت و خودت
واکنش دروازه بان استقلال به اتفاقات قبل از بازی با پیکان
جاگیری آقای حق وردی خوب بود و خطا گرفت. هرچند اعتقاد دارم که سعید دقیقی بعد از سوت آقای حق وردی که همه ما بازیکنان ایستاده بودیم و منتظر تصمیم داور شدیم ضربه را به سمت دروازه زد. دیروز در حالی برای استقلال بازی کردی که مربیان اعلام کرده بودند به سیستم چرخشی اعتقادی ندارند. بله من هم شنیده بودم که کادر فنی اعلام کرده بود در تیم ما سیستم چرخشی وجود ندارد اما قطعا آنها نسبت به شرایط
من خطابم به گشت ارشاد شهر کی ِف است!
قاطعانه ایستادند و از آقای قالیباف حمایت کردند. این یعنی مجلس زیر بار حرف زور نمی رود.- چرا این یولیا تیموشنکو با آن وضع ظاهری نامناسب باید آزاد شود در حالی که این همه جوان بیکار در کشور داریم؟ (در این لحظه مشاور بنده کاغذی به بنده داد که نوشته بود حاج آقا تیمو شنکو سیاست مدار اهل کشور اوکراین است. من هم پشت کاغذ نوشتم به تو ربطی ندارد احمق و به او دادم) بله عرض می کردم... من خطابم به گشت ارشاد شهر کی
بدون تهذیب نفس، توحید و ولایت در خطرند/بی عفتی های جامعه از کجا نشأت می گیرند
. با عصایی که دستشان بود، او را به پشت انداختند و فرمودند: کعب بن سور! دیدی تیری که می خواستی به پیشانی من بخورد، به پیشانی تو خورد و به درک واصل شدی؟! کعب بن سور یک عمر در ولایت و یک عمر در عبادت بود؛ اما رذالت داشت و حسادت داشت. از همین جمله فهمیده می شود که وقتی امیرالمؤمنین سلام الله علیه به کوفه و بصره آمدند، شخصیّتش مقداری ضربه خورد و حسادتش گل کرد و دید شمع در مقابل برق نمی تواند