سایر منابع:
سایر خبرها
باشکوه ترین ضربه متقابل مردم ایران به دشمنان در راهپیمایی فجر 37
انگلیسی نوشته شده من عاشق محمدم . *ماکت پهپاد RQ 170 ایرانی در دست راهپیمایان تهرانی ماکت های پهپاد آرکیو 170 ایرانی میان راهپیمایی کنندگان تهرانی توزیع شد. بر روی این ماکت جمله ای از امام خمینی (ره) آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و جمله ای از مقام معظم رهبری ما جهاد با صهیونیست ها را واجب می دانیم نقش بسته است. پهپاد آرکیو 170 آمریکایی از پیشرفته ترین
نامه ای که شهیدمنتظری به تاریخ نوشت
را از دست دادم و سه دفعه به بیمارستان سازمان با آن سختی ها که داشت، مراجعتم دادند و هر دفعه قدری دوا به اینجانب می دادند و سرانجام نتیجه ای نگرفته و برای آخرین بار که رجوع نمودم، آقای دکتر امام بدون معاینه گفتند: به گوش شما هیچ عارضه ای وارد نشده و هیچ نقیصه ای در بر ندارد. اینجانب هم در حالی که گوشم درد می کرد و آن طور که باید بشنود نمی شنید، مأیوسانه به زندان برگشتم. به طور جد می توانم
سرانجام ندا کوچولو به آسمان پر کشید
گفتند به دلیل این که ازدواج کرده ام و سنم کم است نمی توانم حضانت بچه را برعهده بگیرم. با این حال همیشه به فکر فرزندم بودم و حتی چند روز مانده به جشن 2 سالگی اش از برادرشوهرم خواستم دخترم را برای چند روز به من بدهد تا برایش تولد بگیرم، اما قبول نکرد. تا این که چند ماه بعد همسر برادرشوهرم از نگهداری دخترم سر باز زد و او را تحویل برادر دیگر شوهرم دادند. مدتی از این موضوع گذشته بود که تازه
شکنجه های بی رحمانه ساواک؛ از آپولو هوا کردن شکنجه گران تا کشیدن ناخن با انبردست
ایران(بازداشتگاه کمیته مشترک) لیستی از شیوه های شکنجه های ساواک را منتشر کرده است که بدین شرح است: آخور بند، دست را از کتف بیرون کشیدن، فشار آوردن بر چشم ها تا این که به شدت دردناک می شود، آپولو، آزار دادن بچه های شیر خواره برای گرفتن اقرار از مادر و پدر، آویزان کردن، آویزان کردن صلیبی، اجبار متهم به ایستادن بر روی گونی خیس با پای لخت و مجروح پشت در اتاق شکنجه، اجبار متهم به ایستادن رو
بهت زندانبانان در برابر سلول پر ستاره
بودم، جدا شوم. بعد از سال ها وقتی برای نخستین بار از من دعوت کردند تا برای بازدید از موزه عبرت بیایم با دیدن اتاق های بازجویی ناگهان همه آن روزهای سیاه مقابل چشمانم مجسم شد. صدای ضجه های کسانی که شکنجه می شدند و خنده های مستانه بازجوها را هیچ گاه فراموش نمی کنم. نخستین بار که به اینجا آمدم شوکه شدم تا چند ماه حال مساعدی نداشتم و دائم به آن روزها فکر می کردم و اشک می ریختم. فکر می کنم
عالم بزرگ افغانستانی: حضور در صحنه مثبت و آگاهانه رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران است
! ترس از رژیم و ترس از نظام نداشت و ترسی هم از شکست نداشت چون وظیفه را انجام می داد. خود ایشان هم چند بار فرموده بود که ما به تکلیف عمل می کنیم، تکلیف مان را انجام می دهیم اینکه نتیجه چه می شود دست خداست. این هم یک نکته بسیار مهم بود که امام شجاعت داشت. نکته دیگر این بود که امام تکلیف گرا بود، یعنی به تعبیر جدّ بزرگوارش رسول اکرم(ص) اگر خورشید را در کف دست راستش می گذاشتند و ماه را کف دست
روایتی از دیدار شهید ستاری با رهبری
هم داشته باشم. اما هر روز تنور انقلاب داغ تر می شد و فضا ملتهب تر، این التهاب را از حال و روز منصور می فهمیدم، تا اینکه امام برگشت و مدتی بعد نیروی هوایی شلوغ شد. منصور چند روزی خانه نیامد. هیچ خبری ازش نداشتم. همه می گفتند شاید او را گرفته اند. من با اینکه حامله بودم، با ترس و نگرانی و در میان آن همه شلوغی هر چه در خانه پیدا می کردم برای کمک به زخمی ها می دادم: پارچه، غذا و لباس. همه را می گفتم
آقای گودرزی شما هم به پرسپولیس گل زده اید!
چند مسئولان وزارت ورزش گفتند که شرطی برای دادن پول به پرسپولیس نگذاشته اند. با این حال از یک منبع آگاه در وزارت ورزش شنیدیم که علی دایی حتی در تماسی تلفنی با یکی از مسئولان وزارت ورزش با او بگو مگو داشته است و به این فرد گفته است: تو که عددی نیستی! خادم هم عددی نیست من اگر می خواستم می توانستم جای گنده تون بنشینم! * دایی به سود خودش تصمیم گرفت علی دایی که به خوبی از اختلافش با
روایت ماجرای 12 شبانه روز شکنجه در قتلگاه شیراز
احمد من روحانی شود وی افزود: یک سال بعد از این ماجرا پدرم به رحمت خدا رفت و من ماندم و یک عائله سنگین؛ از طرفی هم بسیار به ادامه دادن راه پدر و کسوت روحانیت علاقه داشتم؛ این آرزوی پدرم هم بود؛ یک بار همراه ایشان در یکی از جلسات وعظ شان شرکت کردم پدرم بعد از پایان سخنرانی گفت "مردم دست های تان را بالا بیاورید یک دعایی کنم و شما آمین بگویید "؛ و بعد گفت "خدایا این احمد من روحانی شود "؛ و
امان از دست این قمی ها!/گفتگوی خواندنی با "مرگ بر شاه" قمی!+عکس
ساواک دستگیر کرد پشت کمرش را با اتوی داغ سوزاندند که چرا در تظاهرات شرکت می کنید،آیت الله سعیدی پدر بزرگوار امام جمعه قم زیر شکنجه های رژیم شاه شهید شد،بعد از انقلاب که مردم وارد زندان اوین شدن به تلی از ناخن هایی کشیده شده برخورد کردند این دموکراسی بود که آمریکا برای شاه تعریف می کرد،توصیه می کنم همه جوانان از موزه عبرت حتی برای یکبار هم که شده دیدن کنند. شیخ علی اوسطی از مبارزان به نام
حرف های صریح صادق خرازی در باره انتخابات88،احمدی نژاد، سیدمحمدخاتمی،اشتباهات اصلاح طلبان، حصر و...
دلش اینها نیست. یک بار نگفت که انتخابات را باید باطل کرد. آقای خاتمی دوست داشت با ادبیات دیگری مواجهه شود. من خودم یکی از کسانی بودم که نقش پررنگی در رای دادن آقای خاتمی داشتم و ایشان را تشویق کردم که در انتخابات مجلس نهم شرکت کند. بعد از آن، اهانت های زیادی به من شد. خیلی ها می گفتند که آقای خاتمی پایان یافته ولی ایشان با رایی که در انتخابات سال1390 دادند، سند حیات اصلاح طلبی را تثبیت کردند.
روایت یک فصل ناتمام
را کنار خودم بیاورم. سه روز از این ماجرا می گذرد تا اینکه مبارزان بازمی گردند. یکی از آنها می پرسد آیا می خواهد که دایی را ببیند یا نه؟ من را به اتاقی بردند که بمب هایشان را می ساختند. دایی کف اتاق غرق خون بود. من برای نخستین بار صورتش را دیدم. جای یک گلوله را روی پیشانی اش داشت. مرده بود. آنها از من پرسیدند آیا می خواهم خونش را بو کنم. آنها می گفتند خون شهدا بوی خوبی می دهد. کنارش زانو زدم. خونش
از مهمانی شکنجه و سیلی تا فحش و لگد برای درخواست غذا
نماز شکسته کنم. یادم نیست بالاخره چه کردم. نماز را بدون اینکه بتوانم قبله را تشخیص دهم، خواندم. غروب هم یک ظرف غذا به عنوان شام آوردند. یک ساعت گذشته بود که آمدند عقبم؛ نگهبان در بند را با آن صدای قیژ رعب آورش باز کرد و داد زد: محمد یوسف. لباس زندان را روی سرم کشید تا اطراف را نبینم. شنیده بودم هر چه زندانی را به طبقه بالاتری ببرند، جرمش سنگین تر است. فکر می کردم مرا هم به همان طبقه اول ببرند
امام جمعه موقت قزوین: اعلامیه های امام خمینی(ره) را در قسمت جلوی عبایم جاسازی می کردم
قزوین می آمدم. در اتوبوس به نظرم رسید که صلواتی از جمع برای امام بگیرم. ممکن بود تا بگویم برای سلامتی... یک ساواکی بگوید بنشین سر جایت. هنوز شعار دادن به طور عمومی آزاد نبود. با کلی مقدمه و تعریف، هرچه در وصف امام بلد بودم با صدای رسا گفتم، بعد گفتم صلوات. فکر می کردم شاید کسی تحویل نگیرد، ولی دیدم همه با صدای بلند و محکم سه بار صلوات فرستادند. کتاب تحریرالوسیله امام بسیار
معرفی و بررسی کتاب شکنجه گران می گویند
که چرا شما زندانی شده اید کاری نداشته باشیم و شرط دوم آن است که گزارش خود را فقط به شاه ارائه کنیم و آن چه را در زندان ها دیده ایم با هیچ کس در میان نگذاریم. می گفتند البته ما می رویم و پس از چند ماه بازمی گردیم تا نتیجه پیشنهادات خود را ارزیابی کنیم، اگر به پیشنهادات عمل نشده باشد اجازه اعلام در سطح محدود را داریم ولی اگر انجام گرفته یا در حال انجام باشد چنین اجازه ای نداریم..." در این
توکلی: گروه منحرفی در دولت به دنبال تسخیر مجلس اند
توانیم بپذیریم. نمایندگان عضو کمیسیون گفتند که باید نزد رئیس جمهور برویم تا او را راضی کنیم. اما بنده گفتم که اگر شما می خواهید بروید که او شما را قانع کند، و بعد بخواهید مصوبات کمیسیون را عوض کنید این غیر قانونی است و من در این صورت نمی آیم، اما اگر می خواهید او را قانع کنید، کار خوبی است و آنها پاسخ دادند که باید برویم و مذاکره کنیم تا شاید هر دو نظر رای بیاورد، لذا من هم نرفتم. رئیس جمهور
اولین فرمانده سپاه: نمی دانم ادعای آقای هاشمی بر چه اساسی بود
سال های 54 به بعد که تعداد مذهبی های زندان که خیلی زیاد بود اما با این وجود انقلاب نیامد بین نیروها خط کشی بکند، در یک مصاحبه با حضرت امام(ره) در پاریس ایشان فرموده بودند: "همه می توانند درجمهوری اسلامی زندگی کنند می توانند فعالیت کنند می توانند نظرات خودشان را بدهند اما همه باید تابع قانون باشند اما همه باید تابع قانون باشند" اگر 98 درصد از مردم آمدند و گفتند ما جمهوری اسلامی می خواهیم اینها
گفتگو با مجری معروف تلویزیون: خانه ام را رهن دادم با پولش ماشین خریدم!
حال این شایعات می تواند برای شخصیت حقیقی و حقوقی شما آسیب زا و تهدیدکننده باشد. یک فرد رسانه ای و اساسا یک رسانه مقابل شایعه سازی چه باید بکند و به عنوان کسی که سال ها سابقه رسانه ای داشته اید و درمعرض انواع شایعات هم قرارگرفتید این شایعات چرا و چگونه شکل می گیرد؟ واقعیت این است که به طور عام یک اتفاق در فضای رسانه ای ما رخ داده ، به این معنی که مسائلی با عنوان خبر وقتی جنبه منفی پیدا می کند
مهدی پاکدل: من ابوطالبم، عاشق محمد (ص)
کار انتخاب بازیگران فیلم ادامه دارد؟ گفت بله، هنوز بازیگر نقش اصلی کار، ابوطالب را پیدا نکرده ایم. (می خندد) به او گفتم یک بار دیگر بگو. برای نقش ابوطالب؟ نقش اصلی؟ گفت آره. گفتم آره، با کمال میل. فردا صبح رفتم و یک تست یک ساعته را زیر نظر آقای جیانتو دروسی، طراح گریم انجام دادم. وقتی آقایان مجید مجیدی (کارگردان) و رضا میرکریمی (مشاور کارگردان) مرا با آن گریم، لباس و هیبت دیدند، گفتند خودش است و
سقوط آمریکا و اسرائیل را به زودی خواهیم دید
یادآوری که مقام معظم رهبری مانند امام (ره)، مجری احکام اسلامی است و به صورت تکلیف محور حرکت می کند و اگر بحثی نیز در رابطه با حمایت از ملت و کشوری دیده ایم، بر اساس تکلیف بوده است. در واقع اگر در هر حرکتی که رخ می دهد؛ بر حسب ظاهر چیزی دست ما را نگیرد، همین که یک ملت از زیر سلطه طاغوت رها شود، بزرگترین بهره است؛ رهبر انقلاب در مدیریتشان به این مسئله توجه می کنند. به عنوان مثال، نگاه این است که
روایت کمتر شنیده شده دوست صمیمی فرزند امام خمینی(ره)
شروع شد و جلسات در منزل امام برگزار می شد من در کنار احمد آقا بودم. شما تنها دوستی بودید که بعد از تصرف خانه احمد آقا را تنها نگذاشتید؟ وقتی امنیتی ها آمدند و منزل امام را اشغال کردند همبازیان و دوستان احمد آقا از رفت و آمد با او ترسیدند و دیگر به منزل امام نیامدند. احساس وظیفه کردم تا در کنار احمد آقا باشم و بعد از تبعید امام و حاج خانم به احمد اقا نزدیک تر شدم. در ابتدا
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/6
حضور معاون رییس جمهور در اکران شیفت شب ، صحبت های محمد احسانی درباره توجه ویژه به امید در فیلم های امسال، نگاهی به برنامه روز هشتم جشنواره فیلم فجر در کاخ جشنواره، اعلام نتایج نظرسنجی مردمی در هفتمین روز از جشنواره فجر، حضور 90 هزار نفر در پنج روز در سینماهای مردمی، نشست رسانه ای فیلم های سینمایی شرفناز ، مزار شریف ، پدر آن دیگری ، آزادی مشروط و شیفت شب ، اعلام زمان اولین اکران فیلم محمد رسول الله ، حبت های عباس غزالی بازیگر فیلم سینمایی اعترافات ذهن خطرناک من ، سانس فوق العاده رخ دیوانه در سه سینما، گفت و گویی صمیمی با محمدرضا فروتن که خود را شاگرد اول روانشانسی می داند، اظهارات کمال تبریزی درباره طعم شیرین خیال ، فیلمی درباره محیط زیست و گلایه از سهل انگاری مسئولین جشنواره که باعث خروج این فیلم از آرای مردمی شد، آغاز اکران فیلم سینمایی لامپ صد از روز جمعه، توضیحات رضا کریمی درباره تگرگ و آفتاب ، گفت و گویی مفصل با فرزاد موتمن کارگردان فیلم خداحافظی و درنهایت نگاهی به حواشی برگزاری جشنواره در روز هفتم سرخط مهمترین اخبار امروز را به خود اختصاص می دهد. ...
افشاگری های زنان جداشده ازفساد اخلاقی سران منافقین
سازمان مجاهدین خلق: "در زمستان سال 1998 در جلسه ای که مریم رجوی آن را برگزار کرد دعوت شدیم و به ما گفتند که باید استحمام کنید تا کاملا تمیز باشید و باید همه لباس ها و روسری های شما جدید و تمیز باشد چرا که این جلسه، حوض شورای رهبری است و باید در آن حوض رقص رهایی اجرا کرد! خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق حالت عجیبی به من دست داد و ترس و دلهره و فشار روانی