سایر منابع:
سایر خبرها
موضع آیت الله طالقانی نسبت به استکبارستیزی
بوده در آن جنبه ضعیف بوده است؛ حالا ما اصراری نداریم ثابت کنیم، چیزی است که خودمان می دانیم. چنین سندی الان موجود است؟ طالقانی: سندش یکبار در دادگاه سال 42 ارائه شد، آن موقع می گفتند یک مجتهد را نمی شود محاکمه کرد به خاطر همین من یادم است عمویم به منزل مان آمد، نامه مرحوم حاج شیخ عبدالکریم را به دادگاه ارائه داد، منتها باز هم دادگاه او را محاکمه کرد. یک جاهایی در کتاب هایی چاپ
روایت سردار جلالی از سرزمین مجاهدت های خاموش
بود. برای ما هم تجربه ای بود، چون آن جور جاها را ندیده بودیم. رفتیم و دیدیم خیلی از همسایگان در زندان هستند. یک شب قبل از انقلاب داشتم در شهر اعلامیه پخش می کردم که یکمرتبه یکی در خانه شان را باز کرد و چسبید و لباسم را گرفت. از دستش فرار کردم تا یکی دو کوچه هم دنبالم آمد. بعد رفتم لباس هایم را عوض کردم و برگشتم. بعد در زندان اوین دیدم آنجاست. ما را دید و شناخت و ما هم به روی خودمان
کارشناسان جهان نظامی مبهوت تاکتیک های نظامی ایران/خیالی پوشالی ای که کار دست دشمن داد
شده بود. این دژ، دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار می کرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شکل احداث، که قطر هر یک به 300 الی 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر می رسید. در پشت مواقع هلالی، برای تردد و استقرار تانک، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانک می توانست با استقرار روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد.
با گذشت 30 سال از جنگ، صدای توپخانه را هنوز در سرم احساس می کنم
در پی درگیری با منافقین در عملیات مرصاد حضور داشته ام . وی با بیان اینکه در جبهه خانواده من اطلاع زیادی از من نداشته اند گفت: بدلیل عدم وجود وسایل ارتباطی و شرایط سخت کرمانشاه و جبهه، خانواده ام چند ماه از من اطلاعی نداشتند که بعد از بازگشت به شهرم متوجه شدم آنها برای من مراسم ختم گرفته اند و حدود یکماه نیز به عزا نشسته بودند که فامیل و آشنایان جهت عرض تسلیت مکررا به خانواده ام مراجعه
از آرپی جی زنی های فرمانده لشکر تا دارویی که نباید تجویز می شد
ترسیدم ولی وقتی دستور حرکت صادر شد، دیگر هیچ ترسی در من وجود نداشت. به جایی رسیدیم که یک پیچ داشت، وقتی از پیچ رد شدیم انگار وارد کمین دشمن شدیم، از هر طرف به سمت ما شلیک می شد، یک لحظه آتش خاموش نمی شد، شهید زمانی دستور داد هر طور شده خود را به بالای قله برسانیم، من به اتفاق یکی از بچه ها به هر زحمتی بود خودمان را به بالای قله رساندیم، در آن لحظه احساس می کردم که چند گلوله خورده ام
بهروز شعیبی: چون تجربه آخرین بازیگری ام بیشتر نزدیک بوده و بیشتر در ذهنم است تا کارگردانی
پرسوناژ می گذارند. به نظرم روابط انسانی مهم ترین چیز است و فکر می کنم در هر ژانری هم بخواهم کار کنم باز اولویت همین روابط بین آدم هاست. آیا روبه روی نقدی که به کارهایت می شود موضع می گیری؟ یا بهتر است بپرسم نخستین منتقدت کیست؟ نه، موضع نمی گیرم. اتفاقا دو، سه تا دوست خوب دارم از جمله همسرم که اینها منتقدان تند و تیزی هستند. یعنی حرف هایی می زنند که من گاهی اوقات ناراحت می شوم ولی
واهمه صهیونیست ها از موفقیت عملیات والفجر هشت
امکانات، برای سد کردن راه دشمن و باز پس گرفتن اهداف قبلی، زیر امر سپاه هفتم وارد عمل شود. در این روز، ستاد عملیات جنوب در پی تصمیمی عجولانه تیپ 3 نیروی مخصوص و تیپ 4 پیاده را وارد عمل کرد و در بدترین موضع دفاعی قرار داد. این 2 تیپ برای جلوگیری و سد کردن تک نیروهای خودی در دو طرف جاده استراتژیک گسترش یافتند؛ اما با اجرای آتش موثر توپخانه خودی، در نخستین روز، حدود 30درصد تلفات جانی را متحمل شدند. در همین
دستم به ضریح نرسیده، امام رضا(ع) شفایم داد
کیسه سنگر بود که یک دفعه روی خاک ها غلتیدم. با انفجار گلوله دشمن، یک ترکش بزرگ به سرم خورده بود. ایوب الهی از دوستانم شهید شده بود که از داخل آب خارجش کردند. دو نفر دیگر هم زخمی شدند که خودشان از آب بیرون آمدند. فرماندهمان هم مجروح شده بود. ما چهار نفر پلاک شناسایی نداشتیم وقتی که ترکش خوردم همان اول تکلمم قطع شد و مرا با قایق به پشت جبهه منتقل کردند. راننده قایق بعد از جنگ کتابی تحت عنوان بلوا
ناگفته های شهادت چند فرمانده ارتش وسپاه
ربع بعد گفتند ماموریت انجام می شود اما چند دقیقه بعد باز هم کنسل شد. گفتند قرار است یک هواپیما از شیراز بیاید و ماموریت به آنها واگذار شده است. همان موقع در اداره، همهمه زیاد بود و شایع شده بود که لیستی برای تعدیل نیرو تهیه شده است. تعجب کردم و مشکوک شدم که نکند اسم ما هم در لیست باشد. زنگ زدم و پرسیدم. گفتند نه اسم شما نیست. چند دقیقه بعد، از ستاد نیرو تماس گرفتند و
سقوط سعود!
حمل و نقل کالا و محموله های نظامی مورد نیاز ارتش عراق، در اختیار کامل این کشور قرار داد و آواکس های امریکایی مستقر در عربستان، اطلاعات نظامی جمع آوری شده را در اختیار عراق قرار می دادند. عربستان همچنین روزانه 280 هزار بشکه نفت، از منطقه بی طرف میان خود و عراق استخراج کرده، به حساب عراق می فروخت. این کشورهمچنین روزانه 350 تا 500 هزار بشکه نفت عراق را از خاک خود و ازطریق خط لوله ای جدید التأسیس، به