سایر منابع:
سایر خبرها
گپی با "مهرنوش" سریال همه چیز آنجاست
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، حدیث میرامینی در سریال هایی چون دلنوازان، هویت، سراب، زن بابا، خداحافظ بچه، گل های گرمسیری و شب می گذرد ایفای نقش های متنوع را تجربه کرده است. او را این روزها در سریال تلویزیونی همه چیز آنجاست به کارگردانی شهرام شاه حسینی از شبکه سه می بینیم. او در این سریال ایفاگر نقش مهرنوش، دختر خانواده است که دختری خودسر است. نقش پدر و مادر مهرنوش را محمد
سیاست تعامل دولت تدبیر و امید فرصت مناسبی برای تحکیم روابط تهران اسلو است
، اظهار داشت: ایران و نروژ باید با ترسیم علایق مشترک زمینه همکاری های بیشتری را فراهم کنند. سفیر جدید نروژ در تهران با اشاره به وضعیت متفاوت زنان در نروژ ادامه داد: هنگام ماموریت به ایران سوال اصلی من این بود که چگونه مورد پذیرش قرار می گیرم که خوشبختانه استقبال خوبی از من شد به طوری که توصیه می کنم کشورهای دیگر نیز سفرای خانم به ایران اعزام کنند. وی تاکید کرد: طبق آماری که به دست آورده ام متوجه شدم که اکثر دانشجویان ایران خانم هستند و حتی زنان کارآفرین زیادی در ایران وجود دارد، این آمار می تواند چهره حقوق بشری مناسب تری از ایران به جهان ارائه دهد. انتهای پیام/ ...
روی کودکتان در کارهای خانه حساب کنید
ها وامی دارد: آیا فرزندم در زندگی دانشجویی یا دوران خدمت سربازی، می تواند از خودش مراقبت کرده و بدون حمایت های مستقیم خانواده، از عهده کارهایش بخوبی برآید؟ آیا دخترم در زندگی مشترک خویش می تواند یک همسر، مادر و یک زن ِ مؤثر باشد؟ آیا پسرم می تواند بدرستی کسب درآمد کرده و از عهده مدیریت مخارج خانه برآید و پشتوانه کارآمدی برای خانواده آینده خود باشد؟ اگر کودک را صرفا موظف کنید که درس
گپی با مهرانه مهین ترابی درباره نقش های متفاوت
دو پیش آورده است و به همین دلیل براحتی می توان تغییر رفتار این دو و چرخش شان را توجیه کرد و نشان داد. اما گاهی هم پیش می آید که انسان ها می دانند که رفتار اشتباهی دارند، اما به خاطر لجاجت حاضر به پذیرش آن و اصلاح خود نیستند. اتفاقا این زن اصلا لجبازی نمی کند. وقتی نوه اش را می بیند آن قدر دلش می رود که همه چیز را به دست فراموشی می سپارد. حتی عروسش هم عذرخواهی می کند برای کم
از ریاست دادگستری هشتگرد تا نویسندگی و زندگینامه محمدحسین شهریار
خودم علاقه مند بودم چاپ کردم. در عین حال در مورد شخصیت هایی که بر من تاثیر داشته و مفید بوده اند هم نوشته ام. هیچ شخصیتی را بر حسب انجام تکلیف ننوشته ام ولی شهریار و سپیده کاشانی را چون از جوانی علاقه مند بودم نوشتم. در مورد امام موسی صدر هم تحقیقات زیادی کردم و رمانی نوشتم و به خانواده ایشان دادم. خانواده شان از نظر صحت و درستی آن را تایید کردند و چاپ شد. نثر شما یک نثر بی تکلف و ساده
ما در ارائه فرهنگ در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بازنده شده ایم
به سادگی از کنار آن گذشت. از تبعات شبکه های اجتماعی موبایلی می توان به تهدید بنیان و نهاد خانواده، افزایش آمار طلاق به دنبال ارتباط در فضای مجازی میان زنان و مردان متاهل، اوج گرفتن شایعات و به دنبال آن تشویش اذهان عمومی، شکسته شدن قبح بسیاری از مسائل، ترویج ضد ارزش ها و ... اشاره کرد که اینها همه لزوم برنامه ریزی توسط مسئولان فرهنگی را دوچندان می کند اما سوال اینجاست که چرا کسی به عنوان
سوت زدن دشوارتر از شوت زدن است
؛ لازم است از حمیدرضا وجدان که زحمت فراهم کردن امکانات و مجوز برگزاری کلاس را گرفتند، تشکر کنم، زمانی که تقریبا 14 یا 15 سال داشتم به طور مستمر لیگ فوتبال شهرستان را دنبال می کردم و از همان موقع بود که به داوری علاقه پیدا کردم. فارس: صرف نظر از تشویق های خانواده مشوق اصلی شما که موجب شد به عرصه داوری فوتبال پا بگذارید چه کسی بود؟ مومنی: مشوق اصلی بنده مهدی شریفی رئیس اداره تعاون
قاضی:نظری جویباری را از در بیرون می کنند از پنجره بر می گردد!/ توفیقی گفت این آقا حق حرف زدن هم در ...
من گفت محمد، پسرم؛ تو به تمرینات اضافه شو و بیا و تلاش کن، چون امسال ما باید به خاطر مردم، استقلال را قهرمان کنیم. اما برای پیگیری کار و مسائل مالی ات باید به باشگاه بروی و در آنجا صحبت کنی. فارس: بعد از آن چه شد؟ به باشگاه رفتم و متوجه شدم که جلسه هیات مدیره است. مقابل در کامران صاحب پناه را که رییس هیات مدیره است را دیدم، ایشان گفت: این آقا (نظری) یک سری حرف ها از طرف ما به شما زده و
شعرهای فروغ با صدای الهام!
شنونده را هم جلب کند. افراد دیگری هم قبلا روی شعرهای فروغ کار کرده اند چرا فروغ را برگزیدید؟ شاید برای تان جالب باشد که بگویم اولین کسی که مجوز خوانش شعرهای فروغ را گرفت من بودم، سال 78 مجوز این کار را گرفتم و این مسئله به گذشته برمی گردد، سال 71 که برای یک پروژه دانشگاهی سراغ تحقیق شعرهای فروغ رفتم شیفته اشعار این شاعر معاصر شدم، اما می خواستم فارغ از دغدغه های مادی، حق
87درصد کودکان بدسرپرست در انتظار فرزندخواندگی
با حفظ هویت خانوادگی به متقاضی واگذار می شود. اگر کودک شرایط لازم را برای سرپرستی موقت داشته باشد این فرایند حدود 5 تا 6 ماه طول می کشد . زیرا از ابتدای درخواست تا زمان حکم دادگاه،باید چند مرحله قانونی طی شود. کارشناسان هم با خانواده متقاضی مصاحبه کنند .سپس بازدید منزل صورت می گیرد وپرونده تشکیل می دهند واین موضوع ازدومنظر بررسی می شود ابتدا از طرف مراجع قضایی وسپس مرجع دیگر بهزیستی است که باید
کارگردان ملبورن: کار سیاسی دوست ندارم!
به من می رسد، اما این فیلمنامه در آن مقطع خیلی جذبم کرد. بلافاصله با نیما تماس گرفتم و خیلی سریع به سمت شرایط تولید فیلم رفتیم. ما به سرعت خود را آماده کردیم اما اداره نظارت و ارزشیابی خیلی دیر پروانه ساخت داد و اصلا نفهمیدیم ایراد فیلمنامه چه بود. شاید تا آن زمان چنین فیلمنامه فیلم اولی و با این کیفیت به آن ها نرسیده و این موضوع برایشان عجیب بود. این مشکلات باعث تاخیر در ساخت فیلمنامه شد.
حاتم بخشی از جیب مردم برای سفارشی سازی
روز نبودن سوژه ها عنوان کرد: در حال حاضر همه چیز لحظه به لحظه درحال تغییر است؛ لذا فیلمی مربوط به چندین سال قبل نمی تواند برای مردم پرکشش باشد و مخاطب آنچنانی داشته باشد. چنین فیلم هایی در همان گام نخست که انتخاب سوژه است؛ محکوم به شکست هستند. درخشنده؛ رسالت فیلم را بیان مشکلات مردم عنوان کرد و تغییر در سوژه یابی را برای قطار از ریل خارج شده اساسی دانست: درصورتی که مسئولان ساخت فیلم
در حسرت یک نقش متفاوت مانده ام
فضاهایی به خوبی با نقش ارتباط برقرار می کنید؟ این اصلا ربط زیادی به تجربه های شخصی ندارد. یادم می آید در فیلم سینمایی دوران سربی نقش زنی را بازی می کردم که صاحب یک پسر دوازده ساله بود و طفلی هم در راه داشت، در حالی که خودم فقط 31 سالم بود. در آن فیلم و در قالب همان نقش زایمان کردم و بچه دومم را هم به دنیا آوردم. تدوینگر فیلم پرسیده بود که این خانم در زندگی واقعی اش چند تا بچه دارد و
طلاق به خاطر ارتباط پنهانی با دوست همسر
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش مرد جوان با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد . وی در خصوص علت این درخواست گفت: یک سال پیش با همسرم آشنا شدم و به خواستگاری اش رفتم و با هم ازدواج کردیم. مرد جوان ادامه داد: من خود را خوشبخت ترین مرد دنیا می دیدم تا اینکه چند وقت پیش پی به رازی بردم که خیلی مرا بهم ریخت. از آن روز به بعد زندگیم دگرگون شده و شبها اصلا
اسرار ویلای گل سرخ
زن سی و سه ، چهار ساله را داشت . خواب مثل پرنده ای که در قفس را به رویش باز گذاشته باشند از چشمانم پریده و رفته بود . خستگی را حس می کردم ، اما افکاری که در سرم بودند باعث می شدند تا چشمانم باز بمانند . از فکر بیرون رفتن هم منصرف شدم ، چون آبشار مانند پرده ای دهانه غار را پوشانده بود و اصلا حوصله خیس شدن و سرماخوردگی احتمالی را نداشتم . از طرف دیگر جایی را نمی شناختم و همین که نمی
سمیرا: دخترم سحر، مرا از پای منقل بلند کرد
پای سفره عقد همه آرزو هایم را خاک کردم و وارد خانه ای شدم که مال من نبود. تازه فهمیدم زن دوم هستم. یک زن دیگر با دو بچه هم آنجا بودند. یک اتاق مال من شد یک اتاق با یک فرش و دو پشتی قرمز. تکرار بساط و منقل زندگی ام خیلی عوض نشده بود. حالا فقط از خانه پدری به خانه شوهر رفته بودم. باز هم همان بساط بود. دود و منقل و بوی گند مواد. چیزی تغییر نکرده بود، فقط به جای غصه خوردن با مادرم
محاکمه عامل قتل پسر همسایه
همسرم مشکوک شده بودم. او تماس و پیامک های مشکوکی داشت. یک روز تلفن همراهش را بررسی کردم و متوجه شدم او با مرد غریبه ای ارتباط دارد. درباره این ارتباط پرسیدم که مدعی شد مرد غریبه را نمی شناسد و فقط به صورت تلفنی با او درددل می کرده است. وی ادامه داد: با افشای این موضوع قصد داشتم همسرم را طلاق بدهم اما به خاطر دختر دو ساله مان پشیمان شدم. روز حادثه سرزده به خانه آمدم و با کفش مردانه ای در
دوس داره رابطه برقرار کنه روش نمیشه!
خب طرف دوست دارد رابطه برقرار کند، اما خجالت می کشد، فکرش را بکنید هم دور و بر خودش پر است از آدم های متعصب و هم دور و بر طرف مقابل! خودش هم بگی نگی مغرور است و رویش نمی شود درخواست دوستی را خودش مطرح کند! به همین خاطر چند باری چشم و ابرو می آید و چراغ می دهد تا مزه دهن طرف مقابل را بفهمد! حتی می رود با یکی از دوست های طرف که کلی با او مشکل داشته، آنهم بعد یک عالمه سال، دوست می شود تا
جنایت؛ پاسخ تعرض مرد افغان به زن ایرانی
او پرسیدم این گوشی چیست؛ تو که گوشی نداشتی؛ اول گفت متعلق به خواهرش است و بعد که گوشی را دیدم فهمیدم متعلق به دوست هموطنم سعید است. خیلی ناراحت شدم محتوای پیامک هایی که درگوشی بود نشان می داد آنها مدت هاست با هم رابطه دارند و سعید عاشق زن من است.نمی توانستم این وضعیت را تحمل کنم بعد از چندروز درگیری تصمیم گرفتم زنم را طلاق بدهم؛ هرچند گلشن مدعی بود به او تجاوز شده اما حاضر نبودم دیگر زندگی با
اشتباهاتی که روابط زناشویی تان را نابود می کند!
، به کل زندگی شان تعمیم دادند. درحالی که اگر به کمک مشاور در همان روزهای اول تلاش شان را ادامه می دادند، همه چیز می توانست روال عادی اش را طی کند. می دانستید بعضی زوج های جوان با همین مشکل بعد از چند ماه سر از دادگاه خانواده درمی آورند؟ برای مقابله با این مشکل باید از این روش ها کمک بگیریم: 1- خاص باشیم: باید تلاش کنیم روش فکرمان را اصلاح کنیم. جزئی نگر باشیم و نتیجه گیری مان
پدر و مادر را به اینجا نبرید!
را به زور در هوا می چرخاند و اشاره می کند بروم کنارش. همان تخت چوبی بزرگی که جلوی در ورودی است. - اینجا چه می کنی پسرم؟نکند آمدی به پدرت سر بزنی؟ - نه امانتی آورده بودم. - پدرت زنده است؟ - نه به رحمت خدا رفته. - خدابیامرزد مادرت چطور؟ - خدا را شکر سایه اش بالای سرمان است. - تو را به خدا یک روز از خانه بیرونش نیندازید و
رپ فارسی در هزارتوی قانونی شدن
اجتماعی می شود اما این گونه موسیقایی به سرعتی که رد غرب متولد شد به دلیل مخالفت اغلب هنرمندان و حتی خانواده ها به همان سرعت نیز نابود شد اما نوجوانان به سبب ادبیان باز و بی پرده آن و به دلیل اقتضای سنی به این سبک از گفتار علاقه مند شدند و تب شدید طی یک دهه در ایران در بین فعالان این نوع رپ ایجاد شد. اسلام زاده ادامه می دهد: اما بعد از خوابیدن این تب خوشبختانه حتی در بسیاری از آثار رپ
اختلاف فرهنگی پای یک زوج جوان را به دادگاه خانواده کشاند/ زن جوان: از فحاشی پدر شوهرم می ترسم
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش زن جوان با مراجعه به شعبه 268 دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: من و شوهرم با هم اختلاف فرهنگی داریم. وقتی پوریا به خواستگاری ام آمد خانواده ام مخالف بودند و می گفتند ما اصلا شبیه هم نیستم و اختلاف فرهنگی داریم. وی ادامه داد: من تحصیلکرده بودم و پدر و مادرم همین طور اما پوریا یک خانواده معمولی داشتند و پدرش
همه همسران رؤسای جمهور ایران+عکس
اتاق کارت دارم. نگران شدم ، حدس زدم که موضوع درباره ازدواج من است. خانم جون گفت: عفت جان ! حاج آقا که به نوق رفته بود آمیرزاعلی برای پسرش اکبر از تو خواستگاری کرده است. حاج آقا هم همان جا جواب قبول داده است. خشکم زده بود، دستپاچه شدم ، نمی دانستم چه جوابی بدهم ، سپاهی از افکار پریشان به یکباره به ذهنم هجوم آورد .خانم جون حرف هایش را تکرار کرد، با دست اشاره کردم سکوت کند و خیلی خونسرد بدون ذره ای
رهبری: در آرزوی بازگشت به ایران هستم
آهنگسازی مشغول شدم و ارکسترهای کوچک مختلفی را رهبری کردم. سال بعد، آکادمی وین از من دعوت کرد که از فصل هنری جدید، به عنوان پروفسور آهنگسازی ادامه همکاری داشته باشم، که این برای من افتخار بزرگی بود، معدود اشخاصی مانند آقای احمد پژمان که در این کار وارد هستند می دانند که تدریس آهنگسازی در آکادمی وین چه افتخار بزرگی است. شاید تصور من از آینده هنری ام همان بود که در آن زمان به آن رسیده بودم! آن زمان
خداحافظی با مدیری که دو موبایل داشت/ لطفا ناقص آرزو نکنید
/> کریم خودسیانی نویسنده و مجری در ادامه روی سن آمد و گفت: من 14 سال است در رسانه ملی کار می کنم و سال گذشته بنا به اعتماد فرجی به من، آنتن زنده آن هم در لحظات عرفانی و حساس افطار به من محول شد. وی افزود: سال گذشته بیماری صعب العلاجی گرفتم و تحت درمان شدید قرار گرفتم. آن زمان به زادگاهم اصفهان برگشتم و با تمام دغدغه هایی که آقای فرجی داشت، مدام پیگیر درمان من بود. این موضوع به من درس بزرگی
بنیاد شهید ما را فراموش کرده است!
نامعلوم رها شد. در رسانه ها به دروغ منتشر کردند ما دیه گرفته ایم/فرزندم را به راهی ندادم که در قبالش دیه ای بگیرم وقتی برای اولین بار به دادگاه رفتیم فردا در رسانه ها منتشر کردند که ما دیه گرفته ایم من خیلی ناراحت شدم گفتم مگر اصلاً کسی از خانواده ما حرفی از دیه زده است که اینطور نوشته اند؟ اصلاً مگر به ما گفتند شما دیه می خواهید؟ بعد از انتشار این چیزها آمدند گفتند اگر دیه می
نقدی بر فیلم خانه پدری
غلط افراد خانواده می باشد که او دختری بدکردار است. شاید تعجیل در نمایش سکانس افتتاحیه و تاثیرگذاری آن، نتوانسته فرصتی فراهم آورد تا این دلایل تبیین گردد. حتی در ادامه فیلم نیز به این موضوع توجه کافی نمی شود و به ساختار موضوعی و هدفدار فیلم نیز لطمه می زند. همینطور است انگیزه برادر کوچک که علی رغم ناراحتی از حادثه آتی (قتل خواهر)، بدون قانع کردن تماشاگر، بدترین کار یعنی زدن ضرباتی کشنده و نهایی را
کیانوش عیاری: خانه پدری قربانی شد
جور مسائل در ذهن من جایی ندارند. این عناصر به آن تعریفی که کردید در فیلم هایم استفاده نمی شود. وقتی چیزی شکل کاربردی دارد تماشاگر متوجه این ویژگی ها نمی شود و آنها را در کالبد فیلم می بیند. برخلاف اتهام خشونت و سیاه نمایی که به فیلم زده شده به نظر فیلم اصلا از خشونت غیراخلاقی استفاده نکرده است. خشونت خانه پدری خشونت مقدسی است. سکانس شک برانگیز 10 دقیقه اول فیلم
درخواست طلاق به خاطر زندگی با خواهرزن
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش زوج جوانی به دادگاه خانواده مراجعه کردند و درخواست طلاق توافقی دادند. زن جوان در خصوص علت این درخواست به قاضی گفت: شوهرم با زندگی خواهرم در خانه ما مخالفت می کند و ما هر روز سر این مساله با هم دعوا داریم. خواهرم به دلیل اینکه در تهران دانشجو است و خانه و زندگیشان در شهرستان است مجبور تا زمانی که درس می خواند با ما زندگی کند. ولی حسین