سایر منابع:
سایر خبرها
اندوه ماندگار منا به روایت شاهدان عینی + عکس
متوفیان کاروان قاریان) با موج جمعیت دور شد. در آن لحظات به هر سمتی که نگاه می کردم بوی مرگ می آمد، چند بار بار شهادتین و انا لله و انا الیه راجعون را هم زمزمه کردم. اما یک لحظه تصمیم گرفتم به سمت نرده ها بروم، با یک حرکت و پس از جا گذاشتن دمپایی و بیرون آوردن حوله بالاتنه احرام، خودم را به نرده ها رساندم، همه تلاشم بر این بود که زیر دست و پا له نشوم چون یک لحظه غفلت برابر بود با له شدن زیر
محاکمه دوباره مرد اعدامی به اتهام قتل
مقتول هیچ چیز به یاد ندارم، چون خودم به شدت آسیب دیدم و بیهوش شدم. اینکه چه کسانی درگیر شدند و چه وسیله ای دست شان بود را به یاد ندارم، تاجایی که خودم می دانم من تی داشتم و اعتراف می کنم با آن ضرباتی به مقتول زدم؛ اما یادم نمی آید با شیشه ضربه ای به او زده باشم . قضات با پایان جلسه رسیدگی برای تصمیم گیری درباره پرونده مرد اعدامی وارد شور شدند.
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید. و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود. مقام معظم رهبری: حالا هر سال، عمره نروید در همین رابطه حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی نیز در تاریخ 30 /11/ 1385در دیدار مسئولان و دست اندرکاران اجرای سیاست های کلی اصل 44 در مورد عمره مفرده اظهار نظری به شرح زیر کرده اند: "اگر از من سؤال کنند
مشروح محاکمه حسین تاجمیر ریاحی از رهبران حمله به آمل در بهمن 1360
که طبیعتاً در برگیرنده همه این موارد است ، البته به عنوان دفاع از خودم ... آیت الله گیلانی : نه آنچه که شما می توانید شرعاً درباره آن صحبت کنید ، جرائمی است که به خود شما اسناد داده می شود . شما وکیل دیگران نیستید . شما می توانید در مورد این جرائمی که خوانده شد توجیهی ، تحلیلی ، تبرئه ای ارائه کنید . واقعاً تاریخچه ای که خوانده شد درباره تشکیلات این گروه بود که بعداً در تاریخ
خاطرات یک عاقد از ازدواج های عجیب
وب سایت طوری شد که مخاطب توانست ارتباط برقرار کند. سبک نوشتاری سایت هم شیوه خاصی بود. انتهای هر پست یک خط تجربیات یا نتیجه گیری من به عنوان عاقد بود که که گاهی هم طنز بود یا لحن سوالی داشت. گاهی هم تجربیاتم را برای دیگران در این قسمت می نوشتم. بعدتر تصمیم گرفتم این خاطرات را که حدود 170 داستان بود جمع آوری کنم و با تصویرسازی یک سری از داستانها آنها در یک کتاب قرار دهم که حالا چندماهی است که منتشر
سخنگوی کمیسیون برجام:اصلاح طلبان مجلس در اقلیتند و نظرشان هیچ جا اعمال نمی شود
دست تهیه است. تاریخ اجرای برجام 26 مهرماه است. در همین مدت امکان دارد طرح رد برجام، آماده و اعلام شود؟ بله ممکن است. شما هم امضا می کنید؟ شما چه کار به من دارید؟ بعد گفته می شود که سخنگوی کمیسیون برجام چه گفته و چه گفته. شما به عنوان آقای نقوی حسینی از جایگاه حقیقی خودتان، ایده طرح برجام را امضا می کنید؟ اجازه دهید من طرح را ببینم و بخوانم بعد از آن نظر خودم را
بی بی حاضر؛ هنرمندی که مادرانه هایش را گره می زند
قدم بردارم می خواهم بیوفتم و الان این دست و چشم برایم کار می کنند، تا نشستم هر کاری از دستم بر بیاید انجام میدهم. همه زحمت هایم گردن پسرم افتاده و از خدا می خواهم که عاقبت شما و این پسرم را به خیر کند، خیلی پسر خوب و زحمت کشی است. فکر ساختن این عروسک ها از کجا به ذهن شما می آید؟ از کوچکی این عروسک ها را درست می کردم. شخصیت های داستان هایم توی ذهنم شکل می گیرند و من
نود سنجی
مسابقه هلند و اسپانیا جذب کنند که در نوع خودش اتفاق جالب توجهی بود. وقتی صدای اعتراض گزارشگران هم بلند می شود این روزها وجه مشترک بسیاری از برنامه های ورزشی تلویزیون، برگزاری مسابقات پیام کوتاه است. اوضاع در این مورد طوری شده که انگار هیچ برنامه ای را نمی توان بدون چنین مسابقاتی روی آنتن برد. این موضوع هم در شبکه ورزش و هم در شبکه سوم سیما به طور وسیع دیده می شود. شاید برای شما هم
بازجویم بدون مقدمه پرسید نادر کیست؟
که دنبال چیزی می گردد و آن را نمی یابد، ناراضی و ناراحت بودند. با خودم گفتم: من که یک پاسدار معمولی هستم. حتما به دنبال نادر یا بیژن می گردند. حدود نصف روز آنجا بودم. سپس مرا روی برانکارد خواباندند و داخل هلی کوپتری گذاشتند و بردند. در هلی کوپتر باز بود. سرتا سر وجودم را ترس فرا گرفت. با خود فکر کردم حتما چون چهره ام را دیده اند و دانسته اند به دردشان نمی خورم، حالا می
درباره سینمای ایران نظری ندارم
فیلم های تاریخ سینمای ایران کشف کردم این بود که دیدم از بدو انقلاب تا امروز، چهار یا پنج کارگردان هستند که از تمام امکانات دولتی و غیردولتی استفاده کرده اند و فیلم ساخته اند، پس خیالم راحت شد و مطمئن شدم که قرار نیست ما کار کنیم. ساخت این مستند درباره تاریخ سینما به من این آگاهی را داد که دیگر اینجا خودم را معطل نکنم چون قرار نیست اینجا کار کنم. مثلا برای ساخت مسیر معکوس سال ها در زمان احمدی نژاد
تنهایی، از مهم ترین مسائل سالمندان است
مادر وصل اند. الان بیشتر خانواده های جدید که شکل آنها هسته ای به نظر می رسد، هسته ایِ پیوسته اند؛ مثلا فرض کنید دختر و پسر وقتی ازدواج می کنند، اگر فرزندی بیاورند، وقتی هر دو سر کار هستند، در بسیاری موارد برای نگهداری از کودک، وابسته به خانواده خودشان هستند؛ این یعنی هسته ایِ پیوسته اند. حالا در نظر بگیرید در این خانواده هسته ایِ پیوسته، به تدریج سالمندی هم وارد شود. نه مرد در خانه حضور دارد و نه
یک غصه پر قصه
همه برای کسی که کار اداری دارد دل می سوزانند. به او قوت قلب می دهند و از خدا طلب صبر برایش می کنند. معمولا خسته برمی گردد و اگر کار اداری اش در همان خیز اول انجام شده باشد، جشن و سرور برپا می کند. دیده شده که حتی نذر هم کرده اند. چرا می گویم دیده شده؟ من خودم یکی از کسانی هستم که برای انجام کار اداری ام نذر کرده ام. سه ماه است که می روم و می آیم. پرونده ام در یک سازمان گم شده و برای پیداکردنش
موسیقی کلاسیک ایرانی بر پایه تک نوازی
مقداری اعتمادبه نفسم را از دست دهم چون کلاس و معلمی ندیده و بیشتر به صورت تجربی کار کرده بودم و احساس می کردم ضعیف تر از کسانی هستم که مثلا 10، 12 سال به کلاس رفته بودند. اما به این نیت نزدشان رفتم اگر به کلاس هایشان راه پیدا نکردم، حداقل بتوانم ایشان را ببینم. آن موقع مربی ژیمناستیک بودم و طبعا مقداری دست هایم نسبت به الان پینه بسته بود چون با بارفیکس و پارالل و... کار می کردم. ایشان وقتی دست
از هشت سال هادی تا هشت سال محمود/ خون بهای شهرت!
امیدوارم پرسپولیس به جایگاه واقعی اش برگردد. عجب نگاه سخاوتمندانه ای! فقط این وسط انگار یک اشتباه کوچک رخ داده است. ظاهرا آرزو کردن و رویا بافتن باید کار آدم هایی باشد که هیچ سلاح دیگری در اختیار ندارند و فقط همین کار از دست شان برمی آید، نه یکی مثل محمود احمدی نژاد که خودش هشت سال همه کاره مملکت و طبعا پرسپولیس و استقلال بوده است. در این سال ها خیلی از هواداران هم مثل هادی دچار ایست قلبی شدند و نفس
اونی که می شنوید، اونی نیست که می شنوید!
شویم می بینیم که شدنی نیست، شما تصور کنید یک مسئول کله گنده با معاونان و بادیگاردهایش زیرپای شما باشند؛ یا از آن بالا می افتید و با خاک یکسان می شوید، یا خاک برسر می شوید. من شبیه مدیر قبلی نیستم: هروقت کف و سوتتان تمام شد، مطمئن شدید که اطرافیان تان هم دیگر هورا نمی کشند... خوب دقت کنید ببینید دقیقا چیِ طرف تان شبیه مدیر قبلی نیست. می باشد: این همان هست است که یعنی کتابی شده. منتها
ماجرای آزادی 4 پاسدار پس از 10 روز اسارت بر روی ناوهواپیمابر آمریکا
محبت با من رفتار می کنند. همان پزشک گفت: مسئولان شما منتظرتان هستند. - باور نمی کنیم. - نه، این حرفها را نزنید. همین الان خودتان می بینید. شما فقط چند دقیقه در قرنطینه می روید و مداوایی روی شما انجام می شود و سپس تحویل ایرانیان داده می شوید. در طول 10 روز که در ناو آمریکایی ها بودیم، به جز آبمیوه و گاهی کیک چیز دیگری به ما ندادند، اما عمانی ها غذای مفصلی آوردند و گفتند: بخورید؛ باید تقویت شوید
سریال های جدید شبکه سه کدامند؟
سوم سرزمین کهن بازیگرانی چون شهاب حسینی، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن، حسین محجوب و... بازی می کنند. پخش فصل اول سرزمین کهن بهمن سال 92 از شبکه سه آغاز شد که بعد از به نمایش درآمدن چند قسمت متوقف و قرار شد بعد از اعمال اصلاحات لازم این سریال بار دیگر پخش شود. این سریال داستان زندگی مردی به نام رهی را از سال 1320 تا 1357 روایت می کند. ژوله و مهران مدیری در حاشیه
از نوجوانی به فیلم سازی علاقه داشتم
را بهمن نورایی بیدخت برعهده داشت. * * * شما پیش از این جایزه ی بهترین کارگردانی را از بیست و پنجمین دوره ی جشنواره به دست آورده بودید و حالا به عنوان داور بخش بین الملل، این جا هستید. زمانی که باخبر شدید پروانه ی زرین جشنواره را به دست آورده اید، چه احساسی داشتید؟ راستش خیلی جا خوردم و غافلگیر شدم، چون اصلاً خبر نداشتم که فیلمم در بخش رقابتی این جشنواره است. درواقع
داستان توسعه سرفس بوک در مایکروسافت از زبان سازندگانش
گرفته ولی با هم می تواند به شکل های مختلف مورد استفاده قرار گیرد؛ چه به عنوان یک PC قدرتمند و چه به عنوان یک تبلت مستقل. البته در این میان اهالی ردموند باید از ویندوز 10 تشکر کنند که قابلیت توسعه چنین محصولی را فراهم آورده. دستگاه را که در دستتان گرفته و نگاهی خریدارانه به سر تا پایش بیاندازید، با محصولی رو به رو می شوید که حس گران قیمت و مرغوب بودن را با تمام وجودش به شما القا می کند
گفتگوی آزاده نامداری بعد از ازدواج مجددش/تصاویر
، نقاط مثبتش را به او یادآوری کنیم. تشعشع انرژی های مثبتمان به همدیگر به خوب شدن حال عمومی جامعه خیلی کمک می کند. چون همه ما به انرژی مثبت یکدیگر نیازمندیم. به عنوان یک مجری محبوب در برنامه هایی که در تلویزیون اجرا کردید چقدر سعی کردید این ویژگی مثبت اندیشی را پیاده کنید؟ من 11 سال در تلویزیون کار کردم. در طول این مدت 8 سال به طور مداوم آنتن روتین داشتم. در این برنامه ها که هم
گل محمدی: نوروزی مثل برادرم بود
خوبی نداشتید، درست است؟ فقط حال من خراب نبود، بلکه حال فوتبال ایران خراب بود. واقعاً انگار من یک برادر را از دست دادم و فراموش کردن این اتفاق خیلی سخت است. دو سال در نفت و پرسپولیس با هادی کار کردم و نظر شخصی من این است که این اتفاق حق نوروزی نبود. به هر حال حکمت خدا این طور بود و او درحالی که به اوج فوتبال رسیده بود و لذت می برد، از دنیا رفت. آیا در ذهن شما از نوروزی نکته
دو جانباز، دو ماجرا از چادرنشینی تا کفاشی!
/> آقای جانباز از زندگی در چادر می گوید داستان اول مربوط به یک جانباز 50 درصد است، او برای این که صدایش را به گوش مسئولان بنیادشهید برساند، 8روز با خانواده اش روبه روی ساختمان بنیادشهید و امور ایثارگران چادر زد. اما انگار صدایش به جایی نرسید. احتمالا همه کسانی که هر روز از نزدیکی ساختمان بنیادشهید و امور ایثارگران رد می شدند با خانواده ای مواجه شدند که در نزدیکی این ساختمان چادر
جنگ نیابتی فدراسیون بسکتبال با وزارت ورزش برسر تعیین مقصر ناکامی تیم ملی
. همان روزها گفتیم و نوشتیم که آقایان دست بجنبانید، ما المپیک داریم، سال حساسی است، بازیکنانی داریم که آرزوی رفتن به المپیک را دارند اما شما هر بار که ما را دیدید لبخندی زدید و در کمال آرامش گفتید عجله نکنید به موقع انتخابات بسکتبال برگزار خواهد شد. حتی یکبار برگشتید خیلی خونسرد گفتید شما چرا انقدر نگرانید؟ کمی آرام باشید هیچ اتفاقی برای بسکتبال نمی افتد! حتما اینها را یادتان نیست اما ما یادمان است
ابراهیم حاتمی کیا، بزرگترین هنرمند جمهوری اسلامی؟
این پیش فرض مهم که حافظ امنیت ملی برای ابراهیم حاتمی کیا و نظام، امثال عباس فیلم آژانس شیشه ای هستند و نه بی بی سی و سی ان ان و روشنفکرانی که نتیجه بهترین فیلم های عمر را رقم می زنند. به شرط این که دست خونین حاج کاظم روی گردن عباس، وقتی بنشیند که جانی برای در آغوش کشیدن سال جدید باشد. جانی که در جواب سال نوت مبارک عباس بگوید سال نوی شما مبارک حاج کاظم . چاقو، چه خودانگیخته و چه ناخواسته حق ندارد دسته خودش را ببرد.
چرا فیلم های کمال تبریزی سانسور شد؟
دارد. در آن فیلم شما به سراغ موضوعی چالش برانگیز رفته بودید که با زبان طنز خیلی مسائل را به چالش می کشید. اما حالا نه از آن موضوعات چالشی خبری هست نه کاراکترهای کامل و مشخصی در فیلم وجود دارند. می توان گفت کاریکاتوری از آنچه از قبل بود در این فیلم وجود دارد. اتفاقا چند وقت پیش، پهلوی کسی بودم که این حذفیات را انجام داده بود و خودش گفت که انگار خیلی زیاده روی کردیم. من هم گفتم، مطمئن باشی
شی نورانی رویت شده در تالش موشک شلیک شده روسیه به سمت داعش بود؟!/ هدیه زیبایی که رویای یک فرشته را محقق ...
به بالای طاقچه مسجد رفت تا سیم های پشت بلندگو را امتحان کند. بله ! مشکل همان جا بود و این همه قطع و وصل ها از همان جا آب می خورد. اما داستان بلندگو پایان نداشت زیرا با برداشتن دست متولی بلندگو دوباره قطع می شد. او این عمل را چند بار تکرار کرد اما نتیجه نگرفت و همین امر سبب شد تا وی مجبور شود برای حفظ آبرو همان جا بالای طاقچه مسجد بماند تا سخنرانی پایان یابد! امام جمعه که تا
آیا فقط می توان به ظواهر آیات اکتفا کرد؟
شما مرتد هستید!؟ باید به آن ها گفت: بله، درست است، ما مرتدیم! چون چیزی نمی فهمیم و حرف هایم باید جمع بشود. البته بنده که واقعاً چیزی نفهمیدم و فرمایشات آن اعاظم را محضر مبارکتان عرض می کنم امّا آیا نستجیربالله آن اعاظم که تأییدیه از آقاجانمان گرفته اند، آن ها که بدن مقدّسشان را زیر پای امیرالمؤمنین، علم مطلق پروردگار عالم بردند و ...؛ مرتد و کافرند؟ یادتان نرود، عرض کردم بعد از این که
... و هادی ستاره شد
هم. حالا پسر برای خود مردی شده و باید خانه بچرخاند، از همین 10 سالگی با همه سختی ها. دختر هم باید تا روز اول مدرسه ، تا روز جشن تکلیف ، تا روزخواستگاری و بله برون و ... هر روز و هرروز طعم جدیدی از بدون پدر بودن را تجربه کند.زندگی هر دوشان دست خانم مادر است. اینجا اسم خاص معنی ندارد . قصه همه دختر و پسرها به اینجا که می رسد مثل هم است. این بار حالا شما قصه بچه های هادی را خواندید؛ پسری که هانی است
دلخوری بنا از دختر 23 ساله خارج نشین اش
محمد بنا انگار از دخترش مریم دلخور است و می گوید او فقط موقعی یاد پدرش می افتد که پول بخواهد. به گزارش تابناک ورزشی، سرمربی نامدار تیم ملی کشتی فرنگی در گفت و گویی با یک روزنامه غیرورزشی، از زندگی شخصی اش سخن گفته است. از برهه ای در زندگی اش که سال های رفتن از ایران است. سال های پردردی که دوستانش می گویند برایش خیلی سخت گذشته اما بعد از 15 سال ماندن ، به ایران برگشت و هنوز یاد آن خاطره
مجیدی مرا با سینمای ایران آشنا کرد
وقتی 11ساله بود نوازندگی را نزد یکی از دوستان نزدیک پدرش به طور حرفه ای آموخت. خیلی زود و در همان نوجوانی کار با آهنگسازهای مختلف هندی را شروع کرد. در سال 1984 میلادی، وقتی که 17 سال داشت به دین اسلام مشرف شد و در 23سالگی نام خود را از دیلیپ کومار به الله رکها رحمان به معنی در امان خدا تغییر داد. او از دهه ی 90 میلادی علاقه ی خاصی به ساخت موسیقی فیلم پیدا کرد و کم کم آوازه ی موسیقی هایش از هند هم