سایر منابع:
سایر خبرها
خاطرات یک عاقد از ازدواج های عجیب
وب سایت طوری شد که مخاطب توانست ارتباط برقرار کند. سبک نوشتاری سایت هم شیوه خاصی بود. انتهای هر پست یک خط تجربیات یا نتیجه گیری من به عنوان عاقد بود که که گاهی هم طنز بود یا لحن سوالی داشت. گاهی هم تجربیاتم را برای دیگران در این قسمت می نوشتم. بعدتر تصمیم گرفتم این خاطرات را که حدود 170 داستان بود جمع آوری کنم و با تصویرسازی یک سری از داستانها آنها در یک کتاب قرار دهم که حالا چندماهی است که منتشر
سخنگوی کمیسیون برجام:اصلاح طلبان مجلس در اقلیتند و نظرشان هیچ جا اعمال نمی شود
دست تهیه است. تاریخ اجرای برجام 26 مهرماه است. در همین مدت امکان دارد طرح رد برجام، آماده و اعلام شود؟ بله ممکن است. شما هم امضا می کنید؟ شما چه کار به من دارید؟ بعد گفته می شود که سخنگوی کمیسیون برجام چه گفته و چه گفته. شما به عنوان آقای نقوی حسینی از جایگاه حقیقی خودتان، ایده طرح برجام را امضا می کنید؟ اجازه دهید من طرح را ببینم و بخوانم بعد از آن نظر خودم را
بی بی حاضر؛ هنرمندی که مادرانه هایش را گره می زند
قدم بردارم می خواهم بیوفتم و الان این دست و چشم برایم کار می کنند، تا نشستم هر کاری از دستم بر بیاید انجام میدهم. همه زحمت هایم گردن پسرم افتاده و از خدا می خواهم که عاقبت شما و این پسرم را به خیر کند، خیلی پسر خوب و زحمت کشی است. فکر ساختن این عروسک ها از کجا به ذهن شما می آید؟ از کوچکی این عروسک ها را درست می کردم. شخصیت های داستان هایم توی ذهنم شکل می گیرند و من
مشروح محاکمه حسین تاجمیر ریاحی از رهبران حمله به آمل در بهمن 1360
و شما کجا ؟ حالا شما در مقابل این آبا فرزند از دست داده و این مادران پسر از دست داده که با نهایت همت و رشادت ، خم به ابروی همتشان نمی آید قرار دارید . در روزنامه ها خوانده اید و یا در رسانه ها شنیده اید که فردی چهار پسر شهید داده ، حالا هم اظهار خجالت می کند که کاش باز پسر داشتم . من خجالت زده ام که دیگر اولاد ندارم به جبهه بفرستم . ظاهراً این در تاریخ بی نظیر است . خواستم جنایات اینها
نود سنجی
مسابقه هلند و اسپانیا جذب کنند که در نوع خودش اتفاق جالب توجهی بود. وقتی صدای اعتراض گزارشگران هم بلند می شود این روزها وجه مشترک بسیاری از برنامه های ورزشی تلویزیون، برگزاری مسابقات پیام کوتاه است. اوضاع در این مورد طوری شده که انگار هیچ برنامه ای را نمی توان بدون چنین مسابقاتی روی آنتن برد. این موضوع هم در شبکه ورزش و هم در شبکه سوم سیما به طور وسیع دیده می شود. شاید برای شما هم
تنهایی، از مهم ترین مسائل سالمندان است
مادر وصل اند. الان بیشتر خانواده های جدید که شکل آنها هسته ای به نظر می رسد، هسته ایِ پیوسته اند؛ مثلا فرض کنید دختر و پسر وقتی ازدواج می کنند، اگر فرزندی بیاورند، وقتی هر دو سر کار هستند، در بسیاری موارد برای نگهداری از کودک، وابسته به خانواده خودشان هستند؛ این یعنی هسته ایِ پیوسته اند. حالا در نظر بگیرید در این خانواده هسته ایِ پیوسته، به تدریج سالمندی هم وارد شود. نه مرد در خانه حضور دارد و نه
از هشت سال هادی تا هشت سال محمود/ خون بهای شهرت!
امیدوارم پرسپولیس به جایگاه واقعی اش برگردد. عجب نگاه سخاوتمندانه ای! فقط این وسط انگار یک اشتباه کوچک رخ داده است. ظاهرا آرزو کردن و رویا بافتن باید کار آدم هایی باشد که هیچ سلاح دیگری در اختیار ندارند و فقط همین کار از دست شان برمی آید، نه یکی مثل محمود احمدی نژاد که خودش هشت سال همه کاره مملکت و طبعا پرسپولیس و استقلال بوده است. در این سال ها خیلی از هواداران هم مثل هادی دچار ایست قلبی شدند و نفس
ماجرای آزادی 4 پاسدار پس از 10 روز اسارت بر روی ناوهواپیمابر آمریکا
را با چشمان باز به سالن خیلی بزرگی انتقال دادند. سالن پر بود از آدم هایی با لباس نظامی و لباس شخصی. کلی خبرنگار و فیلمبردار هم جمع شده بودند. معلوم بود آنها را از کشورهای مختلف به آنجا آورده بودند. خبر نگاران پرسیدند: شما می دانید الان کجا هستید؟ - نه! - به چه دلیل از کشور خودتان آمده اید و با کشتی ها و هلی کوپترهای آمریکا درگیر شده اید؟ - نمی دانم؛ اما هر کشوری با کشور دیگری جنگ داشته باشد، این
سریال های جدید شبکه سه کدامند؟
سوم سرزمین کهن بازیگرانی چون شهاب حسینی، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن، حسین محجوب و... بازی می کنند. پخش فصل اول سرزمین کهن بهمن سال 92 از شبکه سه آغاز شد که بعد از به نمایش درآمدن چند قسمت متوقف و قرار شد بعد از اعمال اصلاحات لازم این سریال بار دیگر پخش شود. این سریال داستان زندگی مردی به نام رهی را از سال 1320 تا 1357 روایت می کند. ژوله و مهران مدیری در حاشیه
از نوجوانی به فیلم سازی علاقه داشتم
را بهمن نورایی بیدخت برعهده داشت. * * * شما پیش از این جایزه ی بهترین کارگردانی را از بیست و پنجمین دوره ی جشنواره به دست آورده بودید و حالا به عنوان داور بخش بین الملل، این جا هستید. زمانی که باخبر شدید پروانه ی زرین جشنواره را به دست آورده اید، چه احساسی داشتید؟ راستش خیلی جا خوردم و غافلگیر شدم، چون اصلاً خبر نداشتم که فیلمم در بخش رقابتی این جشنواره است. درواقع
داستان توسعه سرفس بوک در مایکروسافت از زبان سازندگانش
گرفته ولی با هم می تواند به شکل های مختلف مورد استفاده قرار گیرد؛ چه به عنوان یک PC قدرتمند و چه به عنوان یک تبلت مستقل. البته در این میان اهالی ردموند باید از ویندوز 10 تشکر کنند که قابلیت توسعه چنین محصولی را فراهم آورده. دستگاه را که در دستتان گرفته و نگاهی خریدارانه به سر تا پایش بیاندازید، با محصولی رو به رو می شوید که حس گران قیمت و مرغوب بودن را با تمام وجودش به شما القا می کند
گل محمدی: نوروزی مثل برادرم بود
خوبی نداشتید، درست است؟ فقط حال من خراب نبود، بلکه حال فوتبال ایران خراب بود. واقعاً انگار من یک برادر را از دست دادم و فراموش کردن این اتفاق خیلی سخت است. دو سال در نفت و پرسپولیس با هادی کار کردم و نظر شخصی من این است که این اتفاق حق نوروزی نبود. به هر حال حکمت خدا این طور بود و او درحالی که به اوج فوتبال رسیده بود و لذت می برد، از دنیا رفت. آیا در ذهن شما از نوروزی نکته
منصوریان توضیح می دهد؛ نقش وزیر نفت در سرمربیگری پرویز مظلومی در استقلال
، اگر نه که در نفت بمانم. ولی یک عده می گفتند منصوریان با دست پس می زند و با پا پیش می کشد و خودش دوست دارد در نفت بماند. (خنده) یعنی چی؟ من اگر نمی خواستم بروم که 3 بار با افشارزاده جلسه نمی گذاشتم. شما الان نگاه نکنید که یک عده می خواهند با حرف هایشان من را خراب کنند و می گویند منصوریان نخواست به استقلال برود. من می خواستم اما نتوانستم. البته یک عده می گویند انگار یک
دو جانباز، دو ماجرا از چادرنشینی تا کفاشی!
/> آقای جانباز از زندگی در چادر می گوید داستان اول مربوط به یک جانباز 50 درصد است، او برای این که صدایش را به گوش مسئولان بنیادشهید برساند، 8روز با خانواده اش روبه روی ساختمان بنیادشهید و امور ایثارگران چادر زد. اما انگار صدایش به جایی نرسید. احتمالا همه کسانی که هر روز از نزدیکی ساختمان بنیادشهید و امور ایثارگران رد می شدند با خانواده ای مواجه شدند که در نزدیکی این ساختمان چادر
جنگ نیابتی فدراسیون بسکتبال با وزارت ورزش برسر تعیین مقصر ناکامی تیم ملی
. همان روزها گفتیم و نوشتیم که آقایان دست بجنبانید، ما المپیک داریم، سال حساسی است، بازیکنانی داریم که آرزوی رفتن به المپیک را دارند اما شما هر بار که ما را دیدید لبخندی زدید و در کمال آرامش گفتید عجله نکنید به موقع انتخابات بسکتبال برگزار خواهد شد. حتی یکبار برگشتید خیلی خونسرد گفتید شما چرا انقدر نگرانید؟ کمی آرام باشید هیچ اتفاقی برای بسکتبال نمی افتد! حتما اینها را یادتان نیست اما ما یادمان است
ابراهیم حاتمی کیا، بزرگترین هنرمند جمهوری اسلامی؟
این پیش فرض مهم که حافظ امنیت ملی برای ابراهیم حاتمی کیا و نظام، امثال عباس فیلم آژانس شیشه ای هستند و نه بی بی سی و سی ان ان و روشنفکرانی که نتیجه بهترین فیلم های عمر را رقم می زنند. به شرط این که دست خونین حاج کاظم روی گردن عباس، وقتی بنشیند که جانی برای در آغوش کشیدن سال جدید باشد. جانی که در جواب سال نوت مبارک عباس بگوید سال نوی شما مبارک حاج کاظم . چاقو، چه خودانگیخته و چه ناخواسته حق ندارد دسته خودش را ببرد.
چرا فیلم های کمال تبریزی سانسور شد؟
دارد. در آن فیلم شما به سراغ موضوعی چالش برانگیز رفته بودید که با زبان طنز خیلی مسائل را به چالش می کشید. اما حالا نه از آن موضوعات چالشی خبری هست نه کاراکترهای کامل و مشخصی در فیلم وجود دارند. می توان گفت کاریکاتوری از آنچه از قبل بود در این فیلم وجود دارد. اتفاقا چند وقت پیش، پهلوی کسی بودم که این حذفیات را انجام داده بود و خودش گفت که انگار خیلی زیاده روی کردیم. من هم گفتم، مطمئن باشی
شی نورانی رویت شده در تالش موشک شلیک شده روسیه به سمت داعش بود؟!/ هدیه زیبایی که رویای یک فرشته را محقق ...
به بالای طاقچه مسجد رفت تا سیم های پشت بلندگو را امتحان کند. بله ! مشکل همان جا بود و این همه قطع و وصل ها از همان جا آب می خورد. اما داستان بلندگو پایان نداشت زیرا با برداشتن دست متولی بلندگو دوباره قطع می شد. او این عمل را چند بار تکرار کرد اما نتیجه نگرفت و همین امر سبب شد تا وی مجبور شود برای حفظ آبرو همان جا بالای طاقچه مسجد بماند تا سخنرانی پایان یابد! امام جمعه که تا
... و هادی ستاره شد
هم. حالا پسر برای خود مردی شده و باید خانه بچرخاند، از همین 10 سالگی با همه سختی ها. دختر هم باید تا روز اول مدرسه ، تا روز جشن تکلیف ، تا روزخواستگاری و بله برون و ... هر روز و هرروز طعم جدیدی از بدون پدر بودن را تجربه کند.زندگی هر دوشان دست خانم مادر است. اینجا اسم خاص معنی ندارد . قصه همه دختر و پسرها به اینجا که می رسد مثل هم است. این بار حالا شما قصه بچه های هادی را خواندید؛ پسری که هانی است
دلخوری بنا از دختر 23 ساله خارج نشین اش
محمد بنا انگار از دخترش مریم دلخور است و می گوید او فقط موقعی یاد پدرش می افتد که پول بخواهد. به گزارش تابناک ورزشی، سرمربی نامدار تیم ملی کشتی فرنگی در گفت و گویی با یک روزنامه غیرورزشی، از زندگی شخصی اش سخن گفته است. از برهه ای در زندگی اش که سال های رفتن از ایران است. سال های پردردی که دوستانش می گویند برایش خیلی سخت گذشته اما بعد از 15 سال ماندن ، به ایران برگشت و هنوز یاد آن خاطره
مجیدی مرا با سینمای ایران آشنا کرد
وقتی 11ساله بود نوازندگی را نزد یکی از دوستان نزدیک پدرش به طور حرفه ای آموخت. خیلی زود و در همان نوجوانی کار با آهنگسازهای مختلف هندی را شروع کرد. در سال 1984 میلادی، وقتی که 17 سال داشت به دین اسلام مشرف شد و در 23سالگی نام خود را از دیلیپ کومار به الله رکها رحمان به معنی در امان خدا تغییر داد. او از دهه ی 90 میلادی علاقه ی خاصی به ساخت موسیقی فیلم پیدا کرد و کم کم آوازه ی موسیقی هایش از هند هم
مادر بزرگ 90 ساله عروسک ساز
زمانی یادش رفت از بین نروند. اما خدا روشکر همه را به خوبی به خاطر دارد. من الان بازیگر تئاتر هستم همیشه وقتی می پرسند از چه کسی تاثیر گرفتی می گویم مادربزرگم همیشه الهام بخش من بوده است. چون ذهنیت من را با قصه هایش جوری پرورش داده که در کارم خیلی موثر بوده است. به شوهرم گفتم اگر بمیری هیچ وقت شوهر نمی کنم وقتی از همسرش می پرسم می گوید که 40 سال پیش فوت کرده است. برای همین شیطنت
گزارش از جوان ایرانی که در کالیفرنیا به قتل رسید
نام عدالت برای شایان در فضای مجازی تشکیل شد تا ایرانی های بیشتری به این کمپین بپیوندند. هفت صبح در هفته گذشته در گزارشی با عنوان عدالت برای شایان به بررسی ابعاد همه این ماجرا پرداخت. در گزارش امروز هفت صبح با پدر شایان و وکیل های او به صورت اختصاصی گفت وگو کردیم تا از جزئیات ماجرا اطلاعات بیشتری به دست بیاوریم. آن ها به کمک همه ما ایرانی ها نیاز دارند تا امضاها بیشتر و بیشتر شود و دادستانی
بازی های استقلال را به خاطر میثم مجیدی تماشا می کنم | به داور گفتم سن مارکار بالاست، گل من را ندیده! | ...
ابومسلم پرسید توپ گل شد و مارکار جواب داد نه! گفتم آقای داور آقامارکار سنش بالاست شاید خوب ندیده! داور خنده اش گرفت و مارکار هم می خندید بابت اینکه گل من به آن سادگی سوخت شد. بازی استقلال و شموشک یادت هست. جواد زرینچه با دروازه بان تک به تک شد و تو را صدا کرد تا گل بزنی و اصطلاحاً پایت به گل باز شود؟ (خنده) همان توپ گل نشد! انگار بختم برای گل زدن در آن سال بسته شده بود. شما رسانه ها هم
سخنان شرک آلود
اختیار دارید جهان ها خلق کنید و بر ابعادی سایه بگسترانید که هرگز تصورش را نداشتید و به زودی یقین حاصل می کنید که دارای قدرتی خدایی هستید. آن زمان که شما این گونه خدا شدید می خواهید بدانید با من چه خواهید کرد؟ شاید اگر همه داستان را اگر بدانید برای من عاشق گریه کنید! برخی از شما پس از کسب اطمینان از قدرت خدایی خود و احساس بی نیازی نسبت به من خواهید گفت حالا که خدا هستیم و بی نیاز به او
المان و نماد مادر در ارومیه نادیده گرفته شده است
بزرگ چندین سال است که به المانها و نمادهای شهر خود توجه کرده و بهره مند شده اند که جلوه ای خاص به آن شهرها بخشیده است و جا دارد مسئولین محترم شهر ما نیز به این زمینه توجه بیشتری داشته باشند. *شما پیشنهاد خاصی نیز دارید؟ به نظر من سازمان شهرداری و زیباسازی بایستی از هنرمندانی که در این زمینه فعالیت می کنند همکاری کرده و حمایت نمایند تا با بهره گیری از این هنر خاص برای شهرمان
این حاجی برای نجات سایر حجاج جانش را فدا کرد / مراقب باشید آسانسورهای مسکن مهر سقوط نکند! / یونسکو به ...
پارلمانی رییس جمهور پیشین یک کرسی تبریز در مجلس برای قریب به دو سال خالی ماند، بار دیگر سودای رقابت انتخاباتی و حضور در مجلس را دارد. محمدحسین فرهنگی که از سوی حجت الاسلام تقوی مسئول هماهنگی اصولگرایان به عنوان هماهنگ کننده اصولگرایان در استان معرفی شد، دیگر عضو این لیست است. او سه دوره متوالی نمایندگی حوزه انتخابیه تبریز، آذرشهر و اسکو را بر عهده داشته و در صورت انتخاب در دوره آتی، با رکورد
چیزی را بگویید که جذب رزومه تان شوند
رفع مشکلات تعداد زیادی از مشتریان، طرح ایده ای فوق العاده یا ابداع روشی تازه که باعث صرفه جویی در وقت و هزینه ها می شود؛ انجام داده باشند، در قید کردن آن موفقیت کاری در رزومه شان، غالب اوقات مرددند برای اینکه تصور می کنند رئیسشان نیز می تواند ادعای انجام آن کار را داشته باشد. رئیس پیشینتان را فراموش کن. این رزومه شما است. امروز هم یک روز تازه است، اگر می توانید داستان خودتان را بگویید که چگونه آمدید، دیدید و فتح کردید2 را بگویید، بگویید! رئیس پیشین شما می تواند داستان خودش را بگوید. الان نوبت شما است! ...
مأموریت ما رساندن 25 وصیتنامه پس از 30سال بی خبری است
...> وصیتنامه شما دست ما هست و ما می خواهیم آن را به شما بفروشیم. هر چند بفروشید می خرم. ما این وصیتنامه را می دهیم به شما ببین. وصیتنامه را که باز می کند امضای خودش را پای نوشته ها و شعر ها می بیند و بی درنگ فریاد می زند این امضای من است. تاریخ 19 دی ماه 1365. این دستخط من است. این شعر را هم که از روی دست شهدا تقلب کردم. محمد بختیاری می گوید: این وصیتنامه از دسته چک سفیدامضا هم برای من بیشتر ارزش دارد و اینگونه بعد از 29 سال محمد بختیاری بار دیگر وصیتنامه اش را می خواند. *روزنامه جوان منبع: مشرق + 2 - 1 ...
اخبار حوادث روی صحنه تئاتر آمد
داشت در نمایش هم عنوان شود. داستان شهلا تا ابد برای همه آدم ها یک سؤال باقی می ماند چون در نهایت برای خیلی ها سؤال برانگیز بود که این زن به راستی قاتل بود یا نه. من بیشتر سعی کردم به جای پاسخ دادن به این مسئله بار دیگر پرسش را مطرح کنم بدون هیچ گونه جانبداری. داستان سوم؟ داستان سوم هم یکی از پرونده های دفاع مشروع سرشناس دهه 80 بود که در آن خانمی در یکی از جزایر جنوبی کشور در حالی