سایر منابع:
سایر خبرها
شاهد زنده از وقایع انقلاب در قم می گوید؛ از فیگارو تا بی بی سی
می دهد و می گوید خدا لعنتشان کند مردم را اسیر کردند یادم نمی رود پسری 15 ساله را چطور سیاه و کبود کردند و به زور تو چهارمردان با ماشین بردند. آن روز ها حاج آقا مصطفی پسر بزرگ امام را هم به شهادت رسانده بودند اما مرم جرات نداشتند حرفی بزنند، یادم نمی رود سه روز در مسجد اعظم برای حاج آقا مصطفی مراسم گرفته بودند اما مردم عنوان نمی کردند که مراسم برای چیست، بعد سه روز وقتی که اسم حاج آقا
شهیدی که گلزارش دریاست، پدری که به آرزویش نرسید
بودی که فرزندم را از من گرفتی؟ خواهر شهید ناخدایکم محمدابراهیم همتی ادامه داد: خانه پدری مان یک استخر داشت که برادرم در زمان حیاتش از آن استفاده می کرد، 14 سال پس از شهادتش دل مان نمی آمد استخر را پر از آب کنیم. پدر شهید همتی به آرزویش نرسید خواهر شهید همتی با بیان این که پدرم به این که فرزندش در اولین روزهای جنگ تحمیلی در بزرگ ترین عملیات دریایی به مقام شهادت نائل
احمدی نژاد: بعد از هدفمندی همه شدند ارباب، دولت شد نوکر!
تیترآنلاین:روز چهارشنبه گردهمایی شوراهای راهبردی استان ها در محل مجلس شورای اسلامی قدیم برگزار شد، این مراسم که از ساعت هشت صبح تا 6 بعد از ظهر ادامه پیدا کرد سخنرانان متعددی داشت، مشایی مسئول دفتر رئیس جمهور، دکتر ابوالحسن فقیه رئیس سازمان هلال احمر، آیت الله حائری شیرازی استاد اخلاق دولت، دکتر فاضلی رئیس سازمان هوایی کشور و در نهایت دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب کشورمان در این مراسم سخنرانی
همه همسران رؤسای جمهور ایران +عکس
دهم با زنان که به مناسبت های مختلف برگزار می شد حضور پیدا می کرد. احمدی نژاد نیز در تعدادی از این دیدارها در تقدیر از مادر و همسرش سخنانی را بیان می کرد. او در همایش پنج هزار نفری بانوی بصیر که در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد در مورد تعامل خود و همسرش گفت: من بقیه مردها را نمی دانم ، اما بنده اگر یک روز همسر خود را نبینم می میرم. حاضرم همه این دنیا را برای دیدن لبخند مادر و همسرم بدهم. اعظم فراحی
برای پیدا شدن مائده کوچولو به ما کمک کنید و مژدگانی 200 میلیونی بگیرید+ عکس
سال تحصیلی از مدرسه به ما خبر دادند باید فرزندانمان را برای آشنایی با کتاب های سال تحصیلی جدید چند روزی به مدرسه بفرستیم. کلاس هایشان از ساعت 8صبح شروع می شد تا 10:30 طول می کشید. هر روز خودم مائده را تا مدرسه می رساندم و بعد از تمام شدن کلاسش نیز دنبالش می رفتم و با مائده به خانه برمی گشتیم. روزی که دخترم ناپدید شد نیز خودم مائده را تا مدرسه رساندم جلوی در مدرسه من را بغل کرد و بوسید این آخرین
سرانجام ندا کوچولو به آسمان پر کشید
متولد شد و تا یک سال هم نزد مادرش بود تا اینکه پدرزن برادرم بعد از مراسم سالگرد دامادش از ما خواست تکلیف ندا را مشخص کنیم. ما هم به اداره سرپرستی دادگستری رفتیم که قاضی دادگاه گفت بچه تا 7 سالگی باید نزد مادرش بماند. اما چند ماه بعد مادر و پدربزرگ ندا، او را به خانه ام آوردند. پس از آن دادگاه پدرم را سرپرست قانونی ندا دانست اما پدرم به علت کهولت سن قادر به نگهداری از بچه نبود بنابر این از سر
پایان وحشتناک یک زندگی جهنمی
دلیل وقتی حالش بهتر شد به خانه اش رفت و بعد هم از خانه چند بار به من زنگ زد و از جزییات ماجرا سوال کرد. زن جوان ادامه داد: مادر پسر فوت شده برایم تعریف کرد که پسر و عروسم باهم نمی سازند و قصد جداشدن دارند. من هم در خانه بودم اما وقتی بین پسرم و خانواده همسرش بگومگو شد پسرم از من خواست برای نماز به مسجد بروم تا نماز بخوانم اما الان که نماز خوانده و می خواستم به خانه باز کردم، متوجه شدم خانه
اظهارات فریدالدین حداد عادل پیرامون سید مجتبی خامنه ای
خانم ها با دیدن ایشان منقلب شدند و گریه کردند. شما تصور کنید خانمی که آمده عروسی و بعد اشک بریزد چه وضع بدی در چهره او پیدا می شود. بعد از عروسی به یکی از محارم گفتم چرا چهره ات اینطور شده است؟ گفت آقا را دیدیم گریه کردیم. آن روز کف خانه فرش ماشینی بود. روز بعد که خانم من هم حضور داشت گفتم چطور بود؟ گفت موکت بود. یعنی همان یک شب خانه رهبری مملکت فرش ماشینی پهن بود. از آن سال تا به حال
جزئیات حادثه جشن خاله شادونه از زبان مادر یک دختر بچه نجات یافته
در بیمارستان حتی تخت خالی پیدا نمی شد. چون حالمان خوب نبود به زنجان منتقل شدیم دخترم تا دیروز - جمعه - توی کما بود و علائم حیاتی نداشت و ساعت 6 صبح جمعه بود که به صورت معجزه آسایی چشم هایش را باز کرد. این مادر 27 ساله در ادامه گفت: من از ناحیه کمر آسیب دیده ام و پایم هم شکسته است اما از این که خداوند دخترم را به من برگرداند خدا را شکر می کنم و در عین حال برای خانواده هایی که بچه هاشان را از دست
نکات مهم در مورد بلوغ جنسی دختر
از محل خارج شدن این جسم کوچک، مانند جای زخم، خونریزی ایجاد می شود. در سال های بعد، زمانی که او بزرگتر شد، یک یا چند عدد از این اجسام کوچک تبدیل به کودک شده و او مادر خواهد شد. اتفاقات حواشی را بگویید برای فرزندتان توضیح دهید که عادت ماهانه هر ماه یک بار در هر بار در روز مشخصی اتفاق می افتد؛ برای مثال اگر او برای اولین بار در روز بیستم ماه عادت شود، ماه بعد نیز در همان تاریخ
گفت وگوی جالب و خواندنی با جوان ترین پدربزرگ ایران!
پسرش بود اما چون خودش این کار را در نوجوانی انجام داده بود، با وجود همه توصیه هایش نتوانست مانع ازدواج زودهنگام پسرش شود: من تنها 16 سال داشتم که به خواستگاری همسرم رفتم اما پدرم وقتی ازدواج کرد 13 ساله بود، برای همین با یادآوری این نکته به پدرم و جلب اعتماد او، با همسرم ازدواج کردم. پدرم دوست من است آقا مرتضی و همسرش حالا بعد از هفت سال زندگی مشترکشان صاحب سه فرزند شده اند که یکی از آنها قرار است
باور معجزه
حمید بود. من پنج شش سال داشتم و جمشید گویی هفده هجده سال. در بحبوحه حماسه فتح خرمشهر، حمید به شهادت رسیده بود و هنوز خانواده اش از پرواز فرزند رشیدشان بی خبر بودند. در کوچه هیاهویی برپا بود و ... ابتدای صبح، پدر و مادر را از شهادت حمید مطلع کردند و بعد از یک شوک کوتاه فریاد مصیبتشان به آسمان بلند شد. به یاد دارم، به یاد دارم جمشید تازه از خواب بیدار شده بود و در آن بحبوحه آغاز عزا
جزئیات اسارت مردان هوسران در دخمه پنهان
جنایت برساند پس از تجسس های گسترده و در حالی که مشخص شد یکی از بیماران مشخصات جعلی ای در کارت پرونده نوشته است به بن بست خورد تا اینکه فرضیه ای مبنی بر دخالت شوهر هاله، در قتل زن باردارش مطرح شد. شهرام با دستور قاضی حسین کوه کمره ای بازداشت شد و در بازجویی ها گفت: من و همسرم در این مطب با هم کار می کردیم، روزهای زوج چون در درمانگاهی بودم هاله تنها می ماند، روز جنایت همسرم را به مطب رساندم و خودم نیز
مردان شلخته ترند یا زنان؟
تنهایی نمی توانند پیدا کنند. دسته دیگر هم افرادی هستند که اجازه می دهند چند روز خانه یا اتاقشان به هم ریخته و نامرتب باشد و بعد از چند روز همه آن به هم ریختگی ها را تمیز و مرتب می کنند.اما بهتر است بدانید بدترین نوع شلختگی، متعلق به افرادی است که بهداشت شخصی خود را رعایت نمی کنند. کاهش روابط اجتماعی برایش مهم نیست به طور منظم و زود به زود به حمام برود و خود را نظافت کند، بوی
عراقی ها برای سرش جایزه گذاشتند
ماندگار و فراموش ناشدنی خلق کرد. این مجاهد بی باک سرانجام در هفدهم آذر 59 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در پیشگاه حضرت حق "روسفید" شد. به بهانه سی و چهارمین سالگرد شهادت او، فصل هایی از زندگی بلند شاهرخ را دو باره مرور می کنیم. فصل کودکی اولین روز زمستان بود. سرما داشت بیداد می کرد، اما در خانه صدرالدین از سوز و سرما خبری نبود، چون صاحب یک پسر کاکل زری شده بود. تولد
ویژگی های اخلاقی شهدای هسته ای برای جوانان تبیین شود
بود و لحظه ای از آرمان های انقلاب عدول نکرد. جوانان امروز باید با ویژگی های مصطفی بیشتر آشنا شوند. مادر شهید احمدی روشن گفت: بعد از غنی سازی 3.5 درصد مصطفی جزو چند نفری بود که شروع به فعالیت کرد و برای صنعتی شدن این علم تلاش های بسیار زیادی کرد. مصطفی بسیار مظلومانه به شهادت رسید و این موضوع برای من بسیار سخت است. سالاری افزود: اگر مصطفی زنده بود باز هم از جوانان این ملت می
40 روز بعد از سقوط مرگبار آنتونوف 140
پیش می گیرم، شهری که 36 سال پیش، 9000 نفر از 13 هزار جمعیتش را یکباره از دست داده و حدود چهل روز پیش، با سانحه سقوط سوگوار شده است. خرده روایت ها در قطار همسفرانم در کوپه یک مادر و فرزند کوچک و یک زوج جوان هستند. اول با زوج جوان هم کلام می شوم؛ لهجه ندارند و معلوم است سال هاست از وطن دورند، اما برای یک عروسی، سفر چهارده ساعته را به جان خریده اند و البته تلویزیون بزرگی هم خریده اند تا برای مادر آقا
از شرکت در کلاس های قرآن رهبر معظم انقلاب تا حضور در تیم محافظ رئیس جمهور
بسیار باخدا، باایمانی بود که از اخلاق خوبی برخوردار بود، حلال و حرام را مراعات می کرد و همیشه کمک حال پدر و مادر بود. در زمان رفتن به جبهه گفت که رفتن با خودم است اما برگشتنم با خدا است و در مرحله سوم اعزام بعد از گذشت 3 روز به شهادت رسید. عباس چیذری، برادر شهید با تکمیل صحبت های مادر، درباره نحوه اعزام حسن به جبهه ها گفت: حسن متولد 20 اردیبهشت سال 41 بود؛ در حالی که مرحله دوم عملیات بیت
نقدی بر فیلم "ابوزینب"
آن ها خانه به خانه به دنبالش می گردند تا هویت او را شناسایی کنند و تنها کسی که ابوزینب را می شناسد، مادرش است. حتی زمانی که او عملیات استشهادی بزرگی را طرح ریزی و اجرا می کند، چگونگی اجرا و هویت کسی که این عملیات شهادت طلبانه را انجام داده بود، تا چندین سال به عنوان معما باقی ماند تا این که سید حسن نصرالله؛ دبیرکل حزب الله لبنان، که در آن زمان از رهبران حزب الله بود، در سال 2000 میلادی بعد از گذشت
خاطرات جالب و خواندنی گل آقا از شهید رجایی
رجائی پیش از انقلاب خود شخصا مایحتاج خانه اش را می خرید و به منزل حمل می کرد برای همه یک امر عادی بود. اما بعد از انقلاب با فاصله کمی که از دوره طاغوت و جلال و جبروت زمامدارانشان داشتیم برای ما باور کردنی نبود که همان خلوص و مردمی بودن شهید رجائی را در پست های مهم وزارت نخست وزیری یا ریاست جمهوری دوباره مشاهده کنیم.یک روز وقتی رجائی نخست وزیر را دیدم که مانند همان معلم ساده سال های پیشین کیسه
دختر جوان؛ قربانی بی پولی
افتادم. با دختر جوان که آشنا شدم، متوجه شدم طلای زیادی دارد. با خودم گفتم مدتی با این دختر ارتباط برقرار می کنم و بعد هم طلاهایش را می دزدم و حداقل برای مدتی پول دارم. از ابتدا فقط برای اینکه بتوانم پول هایش را سرقت کنم با او دوست شدم. در این مدت فهمیدم این دختر به جز من با افراد دیگری هم ارتباط داشته است. متهم درباره روز حادثه گفت: آن روز با فرشته تماس گرفتم و گفتم می خواهم در خانه
بهت زندانبانان در برابر سلول پر ستاره
/> شکنجه و بازجویی ساعت یک بامداد اول آذرماه سال 53 نیروهای ساواک برای بازداشت این مبارز 15 ساله خیابان و اطراف منزل را محاصره کرده و وارد خانه شدند. حمیده نانکلی از روزی که وارد بازداشتگاه مخوف کمیته مشترک ضدخرابکاری شد این گونه می گوید: ساعت یک نیمه شب 8 مأمور ساواک با دو خودرو آمدند. البته برای من این رفتار آنها عادی بود و بعد از ماجرای برادرم انتظار داشتیم آنها دوباره به خانه ما بیایند
شهادت به هنگام مداوای مجروحان!
- فرزند پنجمم - که آن موقع در بخش فنی خط شکن در جبهه ها مشغول بود اتفاقی افتاده است ولی بعد متوجه شدم سید حمید به شهادت رسیده است. فقط از خدا صبر می خواستم پدر شهید حمید می گوید: وقتی خبر شهادت فرزندم را شنیدم در آن لحظات متوجه نمی شدم به من چه می گویند! من فقط از خدا صبر می خواستم. وی ادامه می دهد: برای من این طور تعریف می کردند که 26 بهمن سال 1364 پسرم مثل روزهای
مادرشهید: با ایران بازی نکنید! +تصاویر
سفر در ایران بودیم و این خبر برای ما بسیار شوک آور بود. او یک دانشمند و پر از آرزو بود و دوست داریم بدانیم که چه حمایت هایی از شما بعد از این حادثه شده است؟ و ما می دانیم که دانشمندان هسته ای شما همواره تهدید می شوند. کاشانی گفت: ما بزرگترین حمایت را در این چند سال از مردم دریافت کرده ایم. ظرف سه سال پس از شهادت او، هنوز یادش زنده است و این بزرگترین حمایتی است که ما از مردم خودمان داشتیم
درخواست طلاق برای تغییر چهره
آمده بود اما به دلیل این که برادرش به مسافرت خارج از کشور رفته بود چند روزی میهمان خانه ماشد.چند روزی که مبینا در خانه ما بود همه چیز حال و هوای دیگری داشت همه شاد و خوشحال بودیم. زیرا پس از فوت پدرم مدت ها بود که شادی را در چهره مادر و خواهرم ندیده بودم. همان موقع بود که احساس کردم حس عجیبی به مبینا دارم. مادرم که به خوبی مرا می شناخت به رفتارهایم مشکوک شده بود. با این حال چند روز بعد مبینا به
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/9
الهی او توسط پروردگار چنان رقم می خورد که از روم به سامرا رود و بعد از گرویدن به اسلام به عنوان مادر امام زمان حضرت مهدی موعود (عج) در تاریخ مسلمانان شناخته شود. دقیقا این داستان جذاب و منبعث از تاریخ حقیقی که برای مسلمانان به ویژه شیعیان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تنها به سبب استفاده نکردن از تکنیک های مدرن و به روز ساخت آثار انیمیشن تنها در بحث تکنیکی با آسیب مواجه بود و به
عالم بزرگ افغانستانی: حضور در صحنه مثبت و آگاهانه رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران است
! ترس از رژیم و ترس از نظام نداشت و ترسی هم از شکست نداشت چون وظیفه را انجام می داد. خود ایشان هم چند بار فرموده بود که ما به تکلیف عمل می کنیم، تکلیف مان را انجام می دهیم اینکه نتیجه چه می شود دست خداست. این هم یک نکته بسیار مهم بود که امام شجاعت داشت. نکته دیگر این بود که امام تکلیف گرا بود، یعنی به تعبیر جدّ بزرگوارش رسول اکرم(ص) اگر خورشید را در کف دست راستش می گذاشتند و ماه را کف دست
حاج حسن شاطری بانی اصلی جلسات روضه و توسل
اسلامی ایران بود از دمشق به سمت مرز لبنان حرکت کردیم. شهید شاطری هم کار خودشان را دقیقا یک روز بعد از جنگ 33 روزه شروع کردند. در این مدت که جنگ شروع شده بود نگرانی ای که داشتیم این بود تکلیف این خیل جمعیت بی خانمان چیست؟ چون اسرائیلی ها اقدام به تخریب گسترده می کردند. فرقی که جنگ 2006 با جنگ 1996 داشت این بود که در سال 1996 نقطه ای می زدند، ولی در جنگ 2006 در یک دقیقه ساختمان های 15 طبقه
فوتبالیست جوان به 4 بیمار زندگی بخشید
سال ها بود که فوتبال بازی می کرد و هر هفته برای تمرین به باشگاهی در یکی از محله های کرج می رفت. صبح روز جمعه هفدهم بهمن امسال پس از بازی با دو پسرش کسرای هفت ساله و کهبود هجده ماهه، ساک ورزشی اش را برداشت تا همراه برادرش راهی باشگاه شود. آن روز حس غریبی داشت، چند بار پسرانش را بوسید و به آنها قول داد زودتر به خانه بازگردد و با آنها بازی کند. یک ساعتی از تمرین و بازی نگذشته بود که در سرش درد عجیبی
داستان های خواندنی؛ خوش اقبال
، پس خیال کرده اید که چی؟ انسان آفریننده ی خوشبختی خود است. اگر بخواهید شما هم می توانید خوشبخت شوید ، اما نمی خواهید ، لجوجانه از خوشبختی احتراز می کنید. اینهم شد حرف؟ آخر چه جوری؟ خیلی ساده . طبیعت مقرر کرده است که هر انسانی باید در دوره ی معینی یک کسی را دوست داشته باشد. همین که این دوران شروع می شود انسان باید با همه ی وجودش عشق بورزد ولی شماها از فرمان طبیعت سرپیچی می