سایر منابع:
سایر خبرها
شلواری که به درد دستگیره می خورد/ دیپلماسی دستشویی در جنگ تحمیلی/آغوش گرم آمریکا بوی سیلی می دهد
باختیم! با تبر این سروهای سبز را انداختیم! باز هم ناراحت و افسرده مثل دور قبل آن طرف تر هم رقیب از شوق می کوبد به طبل! باز هم افسوس و آه و ناله و افسردگی می شود تکرار، شرم و شِکوِه و سرخوردگی بی تفاوت گر شویم اینگونه می گردد رفیق! کاسه های بخت ما وارونه می گردد رفیق! بخت و تخت و کام و ناکامی ما در دست ماست
شاعری در خانه همه
را به پایتخت های خود دعوت کردند. اواخر زندگی لسان الغیب با حمله امیر تیمور همزمان بود و مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 هجری قمری روی داده است. حافظ به گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و باصفاست علاقه مند بود و به همین دلیل او را در این محل به خاک سپردند. عبدالحسین زرین کوب در مقاله ای درباره حافظ می نویسد: شعر حافظ سروده عشق و بی خودی است و شاعر جز با عشق و بی خودی نمی تواند اندوه
وصیتنامه شهید مرسل محمدی
چند روز، ماه، نیز بنشینم باز وقت پیدا نمی کنم، دفترها را پر کنم. ولی چه کنم. الهی! تو خود درد دل و سوز و گداز همه رزمندگان اسلام را می دانی. شبهای جمعه، دوشنبه، با کمال خضوع و خشوع تمام، در یک جا جمع می شوند و در تاریکی شب حال پیدا می کنند و با عاشق خود صحبت می کنند و به یاد شهیدان شان می افتند. آخر دوستان ما لیاقت پیدا می کنند و به جوار الله می روند و پیش حسین می روند و ما می مانیم و جامعه.
مانده سرداری به جا از عهدِ عشق - آورندش بر سَرِ دست از دمشق
دل درویش او اذن رفتن کربلایت داده او - باده از جام بلایت داده او اَشتَرِ حیدر مرو، با او بمان - قلب او مشکن، امیرِ مهربان نورِ چشمانِ سلیمانی مرو - ای علی را هِمَّت ثانی مرو ای همیشه یاور و یار ولی -دل پریشان تر مکن سید علی می روی بی ما چه خوش بر کویِ عشق - ای فدا جان کرده بر، بانویِ عشق کربلا را عاشقِ پیرانه سر - کربلا گر می روی ما را
فرصت ها و تهدیدهای تذکره ملی در افغانستان
بخشیدن هرچه بیشتر چیرگی قومیت پشتون بر دیگر اقوام و تلاش دولت پشتون تبار اشرف غنی بر پشتونیزه کردن کشور می دانند. به باور این ها، پشتون ها اکنون از تشکیل کشوری مستقل به نام پشتونستان نومید شده اند و می کوشند تا با تعمیم دادن هویت افغان به همه مردم افغانستان، واژه افغان را بر همگان بنامند و رفته رفته، پایه های حاکمیت قوم افغان، در دنیای معاصر را تحکیم بخشند. عبدالرشید دوستوم، ازبک تبار، رهبر و بنیان
اشعار و سبک های محرم الحرام 1437 +اجرای صوتی
عاشورائیم آخرش آقا نورِ دیده می کشد ما را روضۀ آن سر بریده می کشد م ارا داغِ آن محنت کشیده می کشد ما را ناله ی آن قد خمیده می کشد ما را نالۀ دلها نوحۀ زهرا آه و واویلا دل به لطف آل طاها بستیم عهدِ خود را با ولی نشکستیم پا رکابِ انقلاب و اسلام یاور و یار ِ ولایت هستیم آرزوی ما بود عبدِ خدا باشیم جانفدای عشقِ مصباحُ الهدی باشیم
محمد(ص)؛ آمیزه ای از نور و آب و گلها
فیلم ابوسفیان با خشم فریاد می کشد: می شود دل را از ایمانش سرشار کرد اما خدای این مردم (بت پرست) را نباید آشفت. که با پاسخ قاطع مواجه می شود و بیننده در می یابد که نمی توان هم مؤمن به خدای یگانه بود و هم کاری به کار بتها و خدایانِ صاحبان زر و زور و تزویر نداشت. این نگاه در چند جای دیگر فیلم نیز به چشم می خورد. اما در هر صورت، فیلم بیشتر مربوط به دوران پیش از پیامبری محمد ص است و وجه مهربانی و رحمانی
حسین باهر: حافظ خاتم الشعرا و تداعی کننده نور و اشراق است
حافظ عمدتاً به دلیل حافظ قرآن بودنش بوده است، و خود نیز می فرماید: عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ/ قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت . باهر توضیح داد: آن گونه که از غزلیات حافظ برمی آید، حافظ از علوم و معارف ادبی، اخلاقی و عرفانی زمان خود آگاهی داشته و همچون زنبور عسل از گرده های آن ها برخوردار شده و عسل ابیاتش را آفریده است. خودش می فرماید: این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد/ اجر
آشنایی با شهدای کربلا در روز عاشورا
آنان را خواست و بعد از استمالت و دل جویی از آنان، ترتیب بازگشت شان را به مدینه فراهم کرد.192 در جمع بندی این چند گزارش باید گفت که گزارش های اقامت یک ماه و نیز 45روز از قوت چندانی برخوردار نیست، چون قائلان به آن متفرد هستند، اما وجه جمع بین عزاداری سه روز زنان خاندان معاویه و سوگواری 7 روز اهل بیت(علیهم السلام) این است که چون زنان خاندان معاویه عزاداری اهل بیت را مشاهده کرده و به حقانیت
دوم خرداد حماسه بود، نه فتنه !
عصر ایران- سرلشکر عزیر جعفری، فرمانده محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخیرا طی سخنانی از چهار فتنه بزرگ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران که توسط آمریکایی ها و همکارانشان در داخل طراحی شد بود، سخن گفته و آنها را این گونه شمرده است: جنگ تحمیلی هشت ساله، دوم خرداد، فتنه هشت ماهه سال 88 و فتنه بزرگ هسته ای. به نظر می رسد ایشان در خصوص حماسه بزرگ دوم خرداد که نمونه ای بارز از مردم سالاری دینی بوده است
برای حاجیان در قربانگاه عشق
و هرچه عیش و نوش است بر ایشان حرام نموده، حال چه بعدی است که آتش عشقش چنان افروخته شود که دلدادگان کوی خویش را از هوا و نفس نیز برحذر داشته و این چنین بساط رحل قرب خویش را فراهم نموده باشد؟! اگر چنین است پس راه راستان منا، از آن شما مستانی است که دل در کف محبوب نهاده و جان خویش را، جرعه ای برای عیش و مستی یار، تحفه داده اید. آری تقدیم نمود جانتان در قربانگاه عشق، فتح الفتوح ریاضت و
منشور مداحی از منظر رهبر معظم انقلاب
از اصحاب بزرگوار خودش نمی کند؛ چرا؟ به خاطر تبیین. چون این ها در یک جا حرفی زدند و نکته ای را روشن کردند که مثل خورشیدی بر ذهن ها و دل ها تابیده و حقیقتی را برای مردم روشن کرده است. - این که فرمودند: من قال فینا شعراً و بکی أو أبکی وجب له الجنّة - کسی شعری درباره ی ما بگوید و چشمی را بگریاند، بهشت بر او واجب می شود - معنایش چیست؟ معنایش این است که بهشت را ارزان کرده اند؟ بهشتی که این
ای کاش این داستان تخیلی بود!
نظرها و بحث های علمی و تخصصی، راه حلی را تهیه و ارائه می کند. ا ین سند می رسد به دست یک جمع محدود از مدیران که احتمالاً هیچکدام در کل عمر خود حتی یک مقاله چند صفحه ای در آن زمینه نخوانده اند. اما اعضای آن جمع محدود با اتکا به حس ششم بی همتای خود و با اعتماد به نفس کامل، آن سند را پاره کرده و دور میریزند. آنگاه خودشان از روی عشق به خدمت، فی البداهه دست به قلم می شوند و چند خطی مرقوم می دارند
خطبه های نماز جمعه دابودشت
اساسی ایفا می کند. (بقره، آیه 233 و نیز لقمان، آیه 14) البته هر یک از این آیات نیاز به تفسیر دارد که واگذار می کنم به اهل فن چون مباحث زیادی است که باید مطرح بشود ما اهمیت صحه گذاشتن و مبانی تربیتی فرزندان را می توان در شأن نزول سوره هل اتی در چنین روزی پیدا کرد: حسن و حسین علیهما السلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد. یکی از
جرقه ساخت محمد(ص) را رهبرانقلاب در مجیدی روشن کرد
پیشنهاد نمی کردند؛ اینها همه بچه های بعد از انقلاب هستند؛ یعنی شناخت، علاقه و عشق آنها ته نشین شده و جزو وجودشان شده و در هر کدامشان به یک نوعی بروز می کند؛ اما به لحاظ تخصصی و کار حرفه ای، آقای مجیدی از بین اینها بهترین است؛ علاوه بر اینکه درباره سینمای کودک هم بیشتر کار کرده است. و بعد شما به سراغ شرکت سینمایی نور تابان رفتید؛ معمولا سازمان سینمایی ایران و دیگر نهادهای فرهنگی دولتی زیر
بحرانی به نام حکومت های محلی عربی
اسراییل نمی بینند. بحران و راه مقابله با آن: با وجود نتایجی که یوسف جبارین(پژوهش گر) از نظرسنجی هایی که انجام داده، گرفته و به این رسیده است که 55 درصد شهروندان عرب اسراییل، اعتماد بسیار اندکی به حکومت های محلی عربی دارند،(26) اما شهروندان عرب برای پیشرفت، راهی جز بازگشت به این حکومت ها ندارند زیرا همین حکومت ها هستند که منبع مالی برای رشد در زمینه های مختلف به شمار می روند. سیاست های
ماه به خون نشسته در وصف سردار حسین همدانی
ها قرارَش، غرقابِ خون شُدن بود – او که لباسِ رزمَش، بر پیکرش کفن بود بودش قرارِ مستی، با لاله هایِ عاشق – داغِ ولا گذارد، بر سینه چون شقایق آن رهسپارِ کویِ عشق و شهادت و شور – بر ناغۀِ غریبی، بربسته محملِ نور لب تشنۀِ شرابِ، نابِ خُمِ ولایت -نوشیده زان شرابُ و، مست آمده به غایت پا را نهاده مستی، در کربلایِ هستی – نوشیده جرعه جرعه، از بادۀ الستی سردار با بصیرت، ای پیرِ
تک تیراندازی که شبکه های اجتماعی را تسخیر کرد
خان و خان زاده گرفت این نوجوان یتیم خدا جوی در15 سالگی بعد از طی طریق کوه و دشت تنها به اصفهان رسید وبعد از مدتی کار و تلاش تشکیل خانواده داد ودر سن 27سالگی اقوامش را که در کودکی گم کرده بود پیدا کرد. وبالاخره منزل و مغازه ای با شغل لباس فروشی در حوالی مسجد باباعلی عسگر اصفهان تهیه کرد ومرتبا وعاشقانه در خانه خدا حضور یافت و ازنیایش با رب البیت و تماس با روحانیون سیری نپذیرفت ، عشق به
پیر پرنیان اندیش و چکامه سرای معاصر
. سایه و دیگر هنرمندان همکار وی سازمان یافتند و در جریان انقلاب با استفاده از اشعار و تصنیف های ً سایه ً و دیگران و با بازخوانی تصنیف های حماسی پیشینیان شور و اشتیاق آفریدند که یکی از نقطه های عطف موسیقی ایرانی است همانند تصنیف ایران ای سرای امید ، از خون جوانان وطن لاله دمیده ، ژاله خون شد ، ای شهید و.... ایران ای سرای امید بربامت سپیده دمید بنگر کزین ره پر خون خورشیدی خسته رسید
ای تعزیه داران! به ادب بنشینید
/> تکبیر بگو، ز هر چه شر عریان شو در مجلس روضه ابا عبدالله( ع ) از جامه شهرت، ای پسر! عریان شو 11 سوگند به عشق، کربلا بازی نیست آیینه دلبری و غمّازی نیست بشکن بُت نَفسِ شِمر خود را ای مرد! جایی که به نَفسِ خود بپردازی نیست 12 چون کوفه، وجودی عافیت اندیشی جز خویش، به قبله ای نمی اندیشی معنای حسین را نمی فهمی تو
شیرین ترین و پرکاربردترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی (الف)
شد و آرامش برقرار گردید. آب در هاونگ کوبیدن کار عبث و بیهوده انجام دادن. آبی ازش گرم نمی شه نفعی از او نمی رسد. آتش اول خودش را می سوزاند ضرر کار بد اول به خود شخص می رسد، ظلم ظالم اول به خودش بر می گردد. آتش بیار معرکه دو به هم زن، فتنه انگیز. آتش زیر خاکستر فتنه ای که فعلا و ظاهراً خاموش
رباعی های رضا اسماعیلی رنگ عاشورایی گرفت/ ای تعزیه داران ! به ادب بنشینید
، جزء دین نیست (2) این خوانش و رقص، در خور آیین نیست عریان شدن و حسین را سین گفتن ای مرثیه خوان! عشق حسینی این نیست 2 در سوگ، به روی و سر زدن کافی نیست مظلوم حسین بی کفن ... ، کافی نیست(3) باید نگریستن بیاموزی مرد بر کرب و بلا، گریستن کافی نیست 3 ای تعزیه داران! به ادب بنشینید بیدار و امین و حق طلب بنشینید بر زخم دل
صلح حدیبیه بر پایه حکمت و از جنس عبادت بود نه از سر بیم و ترس از کدخدا/ با ژست سیاستمداری گرفتن هیچ ...
اکرم مشرف شد. همه اینها پس از مذاکره با فرستاده خدا، مقهور و مبهوت عظمت اسلام و رهبر عالیقدر اسلام می شدند و هر کدام به دنبال راهی برای صلح با آن حضرت بودند. اما طاغوت قریش ابوسفیان فرصت را برای انتقام مناسب می دید، فتنه انگیزی می کرد و پیوسته مترصد بهانه ای برای شعله ور ساختن جنگ با مسلمانان بود. قنبری تاکید کرد: جنگ افروزی و سنگینی فضای ارعاب و تهدید باعث نشد که تدابیر و دیپلماسی
آیت الله معرفت باب اجتهاد در تفسیر را همانند اجتهاد در فقه گشود/ دوراندیشی ستودنی
تفسیر اثری جامع به نظر می رسد ایشان چند هدف را در کنار هم پیگیری کردند: 1- بالا بردن سهم روایات اهل بیت در منایع روایی تفسیر در مطالعه مجامع روایی سنیان چون صحیح بخاری ، مسلم، و دیگر کتب حدیثی و به تبع آن تفاسیر روایی چون جامع البیان، ابن کثیر، الدر المنثور شاهد ناچیز بودن روایات معصومان بلکه فقدان روایات از خاندان عترت مگر به طور پراکنده وبسیار اندک ازامیر مؤمنان ،امام حسن و
هیچ کس اینجا غریبه نیست
دیدار کردم. زیاد دور نیست. روزی که وعده ماهانه شان بود در ساختمان قدیمی خیابان تیردوقلوی میدان خراسان؛ خانه پدری خانم حاج یوسفی که محلی است برای قرار آنهایی که تحت پوشش موعود هستند. هرکدام کارتی دارند و اسم شان در دفترچه ای ثبت شده است. رخت و لباس شان را از میان لباس های نو و کهنه ای که خیران آورده اند، جدا می کنند و یک بسته مواد غذایی تحویل می گیرند. کمک کوچکی که اندک مجالی به آنها می دهد برای کمی
نفسِ دعا عین اجابت است
. گاهی از سر عشق و احساس عظمت الهی مدهوش و از خود بی خود می شدند و بسیاری از فیوضات الهی و نفحات رحمانی را از طریق دعا و نیایش از پروردگارشان می گرفتند. علت جریان این مضامین زیبا و حقایق عالیه بر زبان شان و پیدایش حالت عرفان و عشق مقدس و سوزان در مقام دعا این بود که آنان خدا را خوب می شناختند. با عظمت او خوب آشنا بودند و این شناخت و معرفت، مضامین عالیه را بر دل آنان می افکند و از درون شان می جوشاند
صیانت از کرامت انسانی حتی پس از مرگ
فقهی، به جایگاه والایی در جامعه دست می یابند و می توانند مقامات عالی دینی و سیاسی را احراز نمایند. شخص معصوم، که از حیث فضایل و کرامت، در اوج کرامت انسانی است، تنها مرجع مردم در امور دینی و دنیای آنهاست. ازاین رو، اطاعت از ایشان به عنوان امام یا نبی به طور مطلق واجب می باشد و سایر انسان ها موظفند بی چون و چرا، جان، مال و عرضشان را در اختیار ایشان قرار دهند: أطِیعُواْ اللّهَ وَأطِیعُواْ الرَّسُولَ
بازی های ویدیویی، ابزار سیاسی و تزریق کننده فرهنگی
ار46 که سردسته آن ها سلیمان نام داشت مظنون است (البته پی ال ار به نوعی نماد پژاک است که خود امریکا از حامیان این گروه تروریستی به شمار می آید) و بلک برن برای رفع اتهام از خود به خاطرات خویش در نه ماه گذشته برمی گردد. بازی شما را به نه ماه قبل در ماموریتی برای پیداکردن سربازان گمشده امریکایی به کردستان عراق می برد که ناگهان زلزله ای رخ می دهد و بلک برن در زیر آوار گیر می کند. در همین حین بلک برن
یک نکته تفسیری؛ایمان به غیب
آوردیم چون ایمان در دل های شما وارد نشده است. 2- هر چند لغت غیب از نظر معنی عمومیت دارد و شامل هر چیزی است که از دید انسان پنهان است ولی مراد از غیب در آیه شریفه. الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ غیب هائی است که ایمان به آنها مورد تکلیف قرار گرفته و اعتقاد و باور داشتن آنها سبب ارزش انسان و مایه فضیلت و موجب فلاح و نجات است، چون خدا، پیامبران، فرشتگان، کتاب های آسمانی که پیش از
از اقتدار روزافزون یک انقلاب تا روزهای پایانی یک رئیس جمهور(پاورقی)
ندارد! هیچوقت نامه ای در راه نیست، هیچ معلوم نیست مادرش و ماری هنوز در کلبه باشند. کاش ماری نمی لنگید! لااقل این طور یکی از همان مردهای بخت برگشته معدن در خانه را می زد، بیچاره خواهرم! بیچاره مادرم! در پاییز، 1975 آلن شیفته ماجراجویی در نیروی دریایی اسم می نویسد. شاید جنگی هم در منطقه شد، آن وقت می شوم سرجوخه! دوستش تونی با زیرکی خاصی می گوید: فکر می کردم تو خیلی چیزها