سایر منابع:
سایر خبرها
خاطرات نمایندگان از شهادت پدر و برادر تا ساخت پل بعثت بر روی اروند
مردم مشهد به تعریف بخشی از خاطرات خود از 8 سال دفاع مقدس نشستند. افتخاری: مادرم از شهادت پدر و برادرم به زیبایی یاد می کرد در این مراسم افتخاری با ذکر خاطره ای از شهید همدانی گفت: یک بار این شهید را دیدم و با وجود آنکه در بطن جنگ سوریه بود، آرامشی همچون دریای بیکران در وجودش احساس کردم. وی با نقل خاطره ای از مادر مرحومش ادامه داد: در اوایل انقلاب به فرموده امام(ره
ماجرای خوش شانس ترین آدم دنیا +عکس
او هیچ گاه وارد مسجد روستا هم نشد. پدر و برادران ناتنی یحیی مسلمان بودند، اما او تنها فرزند ازدواج دوم پدرش بود: ازدواج پدرش با زنی مسیحی اهل سیرالئون. پدرش با خودش فکر می کرد که چه فایده ای دارد که او را به مدرسه بفرستد یا عبادت مسلمانان را به او یاد دهد. یحیی می دید که مادرش گاه گداری تصلیب می کند و همان کار را انجام می داد. او با خود فکر می کرد که صلیب از او محافظت خواهد کرد.
اشعار ورود به ماه محرم
/> ارمنی، گبر، یهودی، ز تو حاجت گیرند همه مشمول عطای تو شده یا مظلوم کیستی که همه گلها ز غمت پژمردند بلبلان نوحه سرای تو شده یا مظلوم کیستی که دل عشاق به نامت لرزد اشکشان رمز بقای تو شده یا مظلوم ناله ها سر زد و فرزند شهیدی می گفت: پدرم آه، فدای تو شده یا مظلوم تو حسینی و ظهور پسرت نزدیک است فرج او به دعای تو شده یا مظلوم
ابطال شناسنامه، ابطال زندگی
، پدربزرگش فوت می کند و مادر و نوزاد بی شناسنامه را تنها می گذارد. مادر به همراه کودک خردسال دوساله اش به عتبات در کشور عراق می روند و مادر با فرد دیگری ازدواج می کند و بنابر پیشنهاد وی شناسنامه فرزند خود را که با این کودک خردسال هم سن بوده و فوت کرده است، برای این کودک در نظر می گیرند. پدر علی با این شناسنامه بزرگ و طلبه می شود و ازدواج می کند و صاحب 11 فرزند می شود. در ابتدای دهه هفتاد
چشمم نمی بیند، اما دستم پرواز آرزوهاست
خانواده را توانستید معطوف به توانمندی هایی کنید که گاه برای یک فرد بینا نیز مسیرهایی بس مشکل و پر مانع است؟ خوب من در یک خانواده ای پویا و کاملا فعال ورزشی بزرگ شدم. پدر بزرگم بنیانگذار تنیس در ایران است. پدر و عموی من از مربیان برجسته تنیس هستند و همچنین پدرم زمانی به ساخت استودیوم های ورزشی اشتغال داشت که در حال حاضر همانطور که گفتم مربی تنیس هستند و مدیر داخلی یکی از شرکت های صنعتی است
دانشجوی شهید مجید پورمعراج
، بندگان راستین خدا را که فرزندان خلف این امت هستند و حرمت خون شهیدان را. هر چه دارم در اختیار پدرم سه سال روزه و یک سال نماز. حلالیت از تمام کسانی که به نحوی با آنها ارتباط داشته ام به خصوص مادر و پدر و خانواده ام.
مسؤولان به من گفتند شکایت از آمریکا را فراموش کن و برو به زندگی ات برس
نمی کنند، چون ترسو هستند. وزارت خارجه، سه سال و نیم، جواب پدر و مادر من را نمی داد. به مادرم می گفتند: " خانم به ما چه ربطی دارد؟ فرزند شما خودش به آن جا رفته است. " یک دفعه بعد از آمدن "سارا شورد" و آن دو نفر دیگر که در ایران دستگیر شده بودند، موضوع "شهرزاد میرقلی خان " هم مهم شد. از ماست که بر ماست. ارج و احترام ایرانی را دولت من باید برایم بخرد. آمریکا هر چه هم که وجهه ایران را خراب
از نهیب مادر شهید به مجری تا نشاط پدر پیر و مادران قد خمیده شهدا در پایان انتظار
تصویر فرزند شهیدش بود، وارد می شد و یکی از خادمان مراسم که لباس خاکی بر تن داشت نام شهید آن پدر یا مادر را می گفت و از جمع صلواتی می گرفت. آری عجب لحظات نابی بود ورود این پدران عزیز و مادران آسمانی که با قدانی خمیده یا با عصا و ویلچر، آرام آرام می آمدند و همه به احترام آنان از جای بر می خاستند. برخلاف بسیاری از همایش های معمول که ما رسانه ای ها روزانه می رویم و واقعیتش به تاخیرهای همایش
جاذبه ها و مکان های مذهبی شیراز + عکس
. دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 قمری به طول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید. حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون جمال چهره اسلام و سپهر علم وحیاء حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار
همسر آیت الله مهدوی کنی: زندگی ما عاشقانه بود
ازدواج ما، رسم بودکه با کشتی به مکه می رفتند و پدر حاج آقا و پدرم مرحوم آیت الله حاج شیخ زین العابدین سرخه ای، در کشتی با هم آشنا می شوند. سفر به مکه سه ماه طول می کشید. بسیاری از خصوصیات اخلاقی آنها شبیه هم بود. پدر حاج آقا، از بزرگان قریه کن بودند و در آن سفر شیفته منش و رفتار پدرم می شوند و از آن موقع، دوستی شان آغازمی شود. البته من خواهرهای بزرگ تر از خودم هم داشتم. خانواده ایشان ،از همان موقع
علی مشهدی از زندگی عجیب و غریبش می گوید (2)
و گفت خدایا بچه ام هرچه می خواهد به او بده و دست به خاک که می زند، طلا شود. سال 90 او را بردم مکه و تا دقیقه آخر هم نمی دانست. هیچ قدرتی بالاتر از دعای پدر و مادر نیست. شما چه خواسته ای داشتید؟ راستش من هرچه که می خواستم خدا به من داده است. امام رضا (ع) همیشه پشت من بود و دعای مادرم آن را دوقبضه کرد. ساعت 6 بعدازظهر سال 88 پدرم فوت شد. ساعت 10 شب مجید صالحی، امیر نوری، سعید
سجاد افشاریان چگونه محبوب شد؟
من به دنیا آمدم مادرم گفته بود خدایا شکرت یک طلبه به من دادی. بعدها به من گفت دوست داشتم تو باقیات صالحات شوی اما نشدی. خانواده ام به شدت مذهبی اند. پدرومادرم هر دو معلم هستند؛ مادرم مدیر و پدرم دبیر. تک فرزند هستید؟ نه. یک خواهر بزرگ تر و یک برادر کوچک تر هم دارم. عکسی که از عروسی مادرم و پدرم داریم در زمان جنگ است. مادر و پدرم در دوران جنگ در مهاباد معلم بودند. برای دل
عجیب ترین همسرکشی هایی که طی یک سال و نیم گذشته اتفاق افتاده + جدول
/> تهران/ ورامین انکار زن همسرکش در جلسه دادگاه آمنه 25 ساله به اتهام قتل شوهرش مهدی در بهمن ماه 90 دستگیر شد. او ابتدا منکر قتل شد، اما در ادامه اعتراف کرد و گفت: همسرش را در خواب با روسری خفه کرده است. او همچنین متهم به رابطه نامشروع با پسری 32 ساله به نام احمد است. دادگاه آمنه اردیبهشت 93 برگزار شد. آمنه در دادگاه راجع به ارتباطش با احمد گفت برای این که شوهرش را اذیت کند
قتل پدر معتاد با ضربه بیل
با حضور ماموران پلیس در محل حادثه دستگیر و به مقر انتظامی منتقل شد. او در همان بازجویی های ابتدایی به قتل اعتراف و انگیزه خود را آزار و اذیت خواهر و مادرش از سوی پدرش اعلام کرد و گفت: پدرم اعتیاد داشت و همیشه برای تهیه مواد و مصرف آن با خواهر و مادرم درگیر بود و آنها را آزار می داد. من وقتی این صحنه ها را می دیدم، خیلی عصبانی می شدم. او همیشه ما را کتک می زد و بدرفتاری می کرد. اعتیادش را هم کنار
نشست بررسی فقهی رفتارهای افراطی در عزاداری ها
را که فرزند برای پدر می تواند پیراهن چاک بزند را از استثنائات بدانیم همان طور که در روایت امام صادق ع وارد شده بود. یا این که یک مساله اجتماعی بدانیم که ناظر به مورد خاص است. یعنی امام ع خواستند شهادت پدرشان را پر رنگ تر جلوه دهند. جالب این است که ایشان پیراهن را چاک زده و پوشیده اند. یعنی با حالت التهاب و جزع نبوده است. تفسیر جزع در سیره و قول معصوم ع سیره عملی معصومین ع
جنگ ما را واکسینه کرد
، یعنی رفتار پدر و مادر و جوی که در خانه وجود داشت و نگاهی که هم از منظر مذهبی و هم سیاسی در منزل ما بود. سوم دبستان رفته بودم که پدرم مرا بُرد در اتاق مهمانخانه و از زیر فرش عکس امام(ره) را در آورد، اولین بار بود که اسم آیت الله خمینی را می شنیدم. توضیح داد که ایشان کیست (چون چند سال قبلش امام تبعید شده بود) و شاه کیست، حکومت چیست؟ و چه ظلمی می کند. ایشان چنین نقشی داشتند. بالاخره نقش
عمو صدام
و حزب بعث برای مبارزه با بی سوادی (و البته گسترش ایدئولوژی حزب) چنان موفق بود که عراق به الگویی برای کشورهای در حال توسعه تبدیل شد و از یونسکو جایزه گرفت. من سعی می کنم زیاد به این فکر نکنم که چطور امید و ایمان عراقی ها بر باد رفت یا چطور نسل پدر و مادرم فکر کرد که این موهبت ها، بی قیمت و منت است. پدر و مادر من در طلیعه ی این پیشرفت ها، در 1968 با هم ازدواج کردند؛ کمی بعد از
برخورد سلیقه ای با حقوق فرزندخوانده ها/تامین اجتماعی فرزندخواندگی را قبول ندارد
/> - 30 اردیبهشت 1392: شورای نگهبان همچنان بر مصوبه مجلس ایراد می گیرد و القای فرزند اصلی بودن فرزندخوانده را خلاف شرع می داند. -15 تیر 1392: کمیسیون اجتماعی با تغییراتی در ماده 22 قانون، بر درج نام پدر و مادر واقعی، زیستی، فرزندخوانده در صورت مشخص بودن تاکید می کند. - 27 شهریور 1392: در متن جایگزین برای طرح در صحن مجلس، تبصره 2 ماده 22 نیز تغییر می کند و به کودک تحت سرپرستی
علی مشهدی از زندگی عجیب و غریبش می گوید (2)
. وقتی نمازش تمام شد گریه کرد و گفت خدایا بچه ام هرچه می خواهد به او بده و دست به خاک که می زند، طلا شود. سال 90 او را بردم مکه و تا دقیقه آخر هم نمی دانست. هیچ قدرتی بالاتر از دعای پدر و مادر نیست. شما چه خواسته ای داشتید؟ راستش من هرچه که می خواستم خدا به من داده است. امام رضا (ع) همیشه پشت من بود و دعای مادرم آن را دوقبضه کرد. ساعت 6 بعدازظهر سال 88 پدرم فوت شد. ساعت 10 شب
شعرخوانی شاعران بر آستان اشک/ گنبدت دل می برد وقت ملاقاتی بده
برنامه با تاکید بر این که تمام دین و ایمان در حب خلاصه می شود، گفت: همه انسان هایی که خلق می شوند مفهوم حب اولیه را همراه دارند، مانند حب مادر به فرزند، یا فرزندان به فرزندان و غیره. اما حب شکل یافته و کامل را به گروهی می دهند که در این عالم پیرو مکتب اهل بیت (ع) باشند. وی ادامه داد: روایت داریم تمام اولیا و انبیاء را در محضر خداوند آوردند و بلاهایی را که در این عالم قرار است به سرشان بیاید
راهکارهایی برای رونق هیئت های مذهبی
های همسرداری به مردان هیئتی روشن کنیم. اگر مادر و پدر ایرانی از مشکل مدرن فرزند سالاری در خانواده رنج می برند باید بخشی از بحث های هیئتی را به شیوه صحیح تربیت فرزند از نگاه اسلامی اختصاص دهیم. دین بنا به آموزه های اسلامی برنامه عملی زندگی است. زندگی که مملو از مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی است. پس یک هیئت موفق مذهبی، باید در مسیر برپایی همه شئونات حاکمیت اسلامی، برنامه ای برای حل و
اعتیاد به مواد مخدر و ...
دارای دو همسر است که من از همسر اولم، در خانواده ای پرجمعیت با وضع مالی نسبتا خوب بزرگ شدم. پدرم تحصیلات چندانی ندارد و شغلش راننده است مادرم خانه دار و بی سواد است، پدرم همیشه بیرون از خانه آواره جاده ها و بیابان ها بود و فرصت کافی جهت توجه به نیاز های عاطفی من و خواهران و برادرانم نداشت. به دلیل شلوغی جمعیت خانواده مان در سن 15 سالگی با اصرار پدر و مادرم مجبور به ازدواج با
شهردار ورامین فرا رسیدن ماه محرم را تسلیت گفت
الله علیه روی سر ما دست کشیدند و همه خوب شدیم، اما روی سر مادر دست نکشیدند. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: چرا روی سر مادرشان دست نکشیدی؟ امام حسین سلام الله علیه فرمودند: مادر جان! او نماز نمی خواند. فرمودند: شوهرش شفای آنها را از من خواسته است، پس روی سر او هم دست بکش. پس آن حضرت روی سر مادرم دست کشیدند و او هم خوب شد.
خاستگاه وهابیت
، و عقایدش را اظهار نمود، که با مخالفت شدید بزرگان بصره مواجه شد، که در نتیجه مردم علیه او قیام نموده و او را از شهر بیرون کردند. او سپس به بغداد و کردستان و همدان و اصفهان روانه شد و سرانجام به زادگاه خویش برگشت .او در زمان حیات پدرش جرأت اظهار عقائد خویش را نداشت ولی پس از آن که پدر او در سال 1153 درگذشت محیط را برای اظهار عقاید خویش مساعد یافت و مردم را به آیین جدید خود فراخواند ولی اعتراض
از شعرهای طنزی که جدی نیست تا شاعری که مناسبتی شعر نمی گوید
، آن طرف از مصیبت آباد است آی تهران! تناور غم گین، پس کجای تو بهجت آباد است؟ *انتخاب اسم از برنامه راه شب رادیو شاعر بعدی، بهروز آورزمان بود که در جمع متولدین این ماه حاضر شده بود. وی در مورد انتخاب اسم خود توضیح داد: اسم من را مادرم انتخاب کرده است. مادر من، برنامه راه شب را از رادیو گوش می کرد و از هر اسمی که خوشاش می آمد، آن را در لیستی که قرار بود اسامی ما از آن
قتل پدر با بیل بخاطر اعتیاد و آزار و اذیت
بازجویی ها با اعتراف به جرم خود به ماموران گفت: پدرم اعتیاد داشت و مرتب من و خواهر و مادرم را اذیت می کرد. او همیشه ما را کتک می زد. تا اینکه روز حادثه هم به خاطر اینکه تحت تاثیر مواد مخدر حال طبیعی نداشت با مادر و خواهرم درگیر شد و آنها را کتک زد. من که به شدت عصبانی شده بودم، دسته بیلی که در حیاط بود را برداشتم و ضربه ای به سر پدرم زدم. با اعترافات این پسر پرونده وی پس از بازسازی صحنه
بر بلندای ایثار
شدید . تلفن قطع می شود و همین که می خواهیم صحبت هایمان با وهب همدانی را ادامه دهیم خبر می دهند که سردار دهقان وزیر دفاع وارد خانه شدند. مصاحبه متوقف می شود. بازدید سرزده 10نفر در اتاق هستند و جوان ترهای فامیل هم کار آشپزخانه و پذیرایی از مهمان ها را برعهده دارند. سردار دهقان با تیم همراهش وارد خانه می شود. برای شادی اموات، به خصوص شهیدبزرگوار حاج حسین همدانی بخوانید الفاتحه
یک کلام... آبرو
تو می دانی که من کنایه ها را می شنوم اما خم به آبرو نمی آورم، غصه های مردم را گوش می دهم و غصه های خودم را در گلو حبس می کنم. تو می دانی که تا کنون سختی ها را به جان خریده ام و آهی از سر نارضایتی نکشیده ام. خدایا تو همه اینها را می دانی پس خودت به من بگو که دیگر چه کنم؟ گاهی اشک می ریزد، گاهی شکوه می کند و گاهی هم از خدا راهکار می خواهد. دلش می خواهد به روزهای کودکی برگردد؛ به آن روزهایی که پدر
حاشیه نگاری از مراسمی متفاوت در پایتخت
لحظاتی تصور کردم که اینجا حسینیه حاج همت دوکوهه هست یا شایدم حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) طلائیه... از نهیب مادر شهید به مجری تا نشاط پدر پیر و مادران قد خمیده شهدا در پایان انتظار خلاصه همان ابتدا، این آراستگی، دل مرا ربود و حال و هوای قلب و جانم را شهدایی کرد به ویژه آنکه هر لحظه از درب کوچک خانه، پدر پیری یا مادر سالخورده ای با قاب عکسی که در دست داشت و حکایت از تصویر فرزند شهیدش
آیت الله صدیقی: رستگاری ما تنها در اطاعت از ولایت است
آدم بکشد چه برسد به اینکه پدر و مادر را جلوی فرزند، یا فرزند را جلوی والدینش سر ببرد. این داعشی ها انسان نیستند چون قلب ندارند. احسان به والدین از هر خیری بالاتر است، آن ها تکیه گاه هستند باید در مقابلشان صبر پیشه کرد حتی در مواردی که واقعا حق با فرزندان است. دشمن برای همه کمین می سازد. در خود قرآن آمده که حتما شما دشمن دارید ولی سرتان را خم نکنید که هر چه دارید از شما بگیرند