سایر منابع:
سایر خبرها
بنیامین، این بار روی صحنه خندوانه +عکس
باشگاه خبرنگاران: برنامه ای که مدت ها با همه حرف و حدیث ها و شایعاتی که گاه و بی گاه به پوسته اش نفوذ می کرد و پر قدرت و با عزم ویژه ای به راه خود ادامه داده بود، همزمان با آخرین قسمت از فصل دوم خود ابتدا جوان تک تک شروع به دعوت کمدین ها کرد. اولین نفر الیکا عبدالرزاقی بود که چون اجرای تئاتر داشت رفت و بعد علیرضا خمسه، جواد رضویان، علی مشهدی، رضا شفیعی جم و امیر کربلایی زاده حاضر شدند
به وعده خود برای تعامل سازنده با دنیا ، نجات اقتصاد و احیای اخلاق پایبندم
رابطه با این واقعه عمل کردند و البته پیگیری هایی نیز باقی مانده که باید ادامه دهیم، به خصوص اکنون باید از برگزاری امن و آسایش مراسم حج اطمینان حاصل شود . دکتر روحانی همچنین با بیان اینکه قبل از ورود به بحث اصلی این گفتگوی تلویزیونی می خواهم از همه آنهایی که در تحقق برجام تلاش کردند، تشکر کنم، خاطرنشان ساخت: همه ملت ایران با تلاش مستمر، ایستادگی و مقاومت در طول این 10 تا 12 سال مخصوصاً در 2
مروری بر مهمترین آثار اورهان پاموک به فارسی
استانبول؛ خاطرات و شهر را در دوران افسردگی اش نوشت و خودش می گوید: زندگی من به خاطر بسیاری مسائل در بحران بود. نمی خواهم وارد جزییات شوم؛ طلاق، مرگ پدر، مشکلات حرفه ای ام، مشکل این، مشکل آن، همه چیز بد بود. هر روز بلند می شدم و دوش آب سرد می گرفتم. به یاد می آوردم و می نوشتم. همواره به زیبایی کتاب فکر می کردم. پاموک زندگی بحرانی اش را با نوشتن آثاری بومی، متفکران و شرقی به زندگی نو تبدیل می
سفر 31 روزه دور ایران برای سلفی گرفتن
مدام برای او خرج می تراشد و او مجبور است تمام درآمد خود را صرف به ثمر رسیدن این مستند کند. خودم پیراهنم را طراحی کردم مارکوپولوی ایرانی قبل از سفر، فکر همه چیز را می کند. اول از همه یک تلفن همراه گرانقیمت می خرد که به قول خودش با آن می توان بهترین سلفی ها را گرفت. بعد از موبایل نوبت به لباس می رسد. لباسم را خودم با کمک دوستانم طراحی کردم و چون به این بیت از فردوسی علاقه داشتم
چرا استاندار ساروی نداشته ایم ؟
دانشگاه هستم. در سن 22 سالگی در سال 1380 ازدواج کردم و یک دختر 7 ساله دارم. -از چه زمانی وارد حیطه ی رسانه شدید و به فعالیت های رسانه ای روی آوردید؟ + من علاقه ی خاصی به خواندن روزنامه داشتم؛ آن هم از دوران دبیرستان. از آن دوران اکثر روزنامه ها را از همه ی طیف ها می خواندم اما برای فعالیت رسانه ای خودم از سال 1389 وارد جرگه ی خبرنگاری و رسانه شدم. -در فضای رسانه ای
برگزیدگان سومین جشن موسیقی ما؛ تقدیر از درویشی
ظریف در این فیلم گفت: متولد سال 1317 تهران هستم و و قتی که آقای خالقی هنرستان موسیقی را راه انداخت، از مقطع پنجم دبستان وارد آن شدم. تار را با موسی خان معروفی شروع کردم. همسر من هم در هنرستان شاگرد بود و نزد استاد صبا ویلن کار می کرد. بعد از دیپلم هم با هم ازدواج کردیم. آقای خالقی مثل بچه های خودشان با شاگردان هنرستان برخورد می کردند. در آن سال ها استاد تهرانی هم تنبک درس می داد و من پیش ایشان نیز
دختر شهید بابایی: دوست ندارم درباره پدرم فیلم بسازم
؛ چراکه من اصلا در رابطه با پدرم فیلم نمی سازم. راستش من از مدت ها قبل به کار بازیگری علاقه داشتم اما به مرور زمان این علاقه در من به فیلمسازی تبدیل شد، بر این اساس چندین سال پیش به آموزشگاه های فیلم سازی رفتم و دوره هاش را گذراندم تا اینکه همان موقع ساخت یک فیلم کوتاه برای جشنواره رویش به من پیشنهاد شد و این کار را پذیرفتم. آذرماه سال گذشته هم یک فیلم کوتاه با عنوان دیوار ساختم که آن زمان هیچکس مرا
بازتاب عروج قاریان ایرانی در حاشیه مسابقات/ترفند داوران هم مانع از کسب رتبه نشد
کوچکی صورت می گرفت رتبه ای را به من نمی دادند چرا که نظرات متعددی در نتیجه دخالت داده می شد. نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کشور روسیه در مورد این مسابقات عنوان کرد: در این مسابقات ملاک فقط حسن حفظ بود و البته امسال چون اکثراً بدون غلط قرائت کردند تجوید و صوت و لحن تعیین کننده شده بود، اما حسن حفظ بسیار کمک کننده بود، من از 10 نمره حسن الاداء 75/9 کسب کرده بودم و این از دید داوران نمره
به دنبال مهندسی در سیاست
دولت اصلاحات به ایشان ایراد گرفته بود. من خدمت آقای یونسی رفتم و مشکل را جویا شدم. آقای یونسی به معاملات نفتی صورت گرفته در ارومیه اشاره کرد که من گفتم کدام استاندار مرزی این کار را نکرده است؟ اینها همه از دولت مجوز داشتند، اما احمدی نژاد چیزی به حساب خود نریخته است. شاید در این سال ها خیلی افراد، احمدی نژاد را دوشیده باشند، اما ایشان چیزی برای خود برنداشته است. اما بعد ایشان به جایی رسید که حاضر
نجات زن شوهرکش از چوبه دار
گفت: من و تورج چهار سال قبل با هم ازدواج کردیم، و اوایل همه چیز خوب بود و مشکل خاصی نداشتیم، اما شوهرم حدود دو سال قبل هنگام کار دچار حادثه شد. بعد از آن به دلیل معلولیتی که برایش پیش آمده بود، نتوانست سر کار برود؛ از آن زمان به بعد به شدت بداخلاق شده بود و مرتب مرا کتک می زد. همین مسئله باعث شده بود تصمیم بگیرم از او جدا شوم. من حدود یک سال ونیم پیش به حالت قهر به خانه پدرم رفتم؛ اما تورج با طلاق
هادی ساعی: بدلکار خودم هستم
نقش خود را به طور کامل ایفا کنند اما به دلیل عدم آشنایی کامل با فنون رزمی نتوانند خیلی خوب آنچه باید را به نمایش بگذارند. اما من در چنین مواقعی کاری را انجام می دهم که سال ها به انجام آن مشغول بودم و این خیلی طبیعی تر و قابل پذیرش تر است. در واقع من در چنین صحنه هایی تخصص واقعی خودم را به معرض نمایش می گذارم و خودم بدلکار خودم هستم. هادی ساعی سال ها در عرصه ورزش بود، بعد از آن به دنیای
نفرت از زنان؛ انگیزه آدم ربای شیطان صفت
چاقو به پاهایم می زد و می گفت چشمانت را ببند و فقط سکوت کن. او بعد از لحظاتی گشتن در خیابان ها وارد پارکینگ ساختمانی شد و با تهدید چاقو مرا به داخل آپارتمان برد. به نظرم مشروبات الکلی یا مواد مصرف کرده بود چون اصلا حالت عادی نداشت و من واقعا وحشت کرده بودم. او با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. دقایقی بعد با یکی از دوستانش تماس گرفت و او را هم به خانه اش دعوت کرد. دوست او هم پس از
رزمنده ای که درجه سرلشکری خالکوبی کرده بود!
به گزارش افکارخبر ، حمید داوودآبادی نویسنده دفاع مقدس سه خاطر از سردار شهید حسین همدانی روایت کرده است که در ادامه می خوانید: دیدار اول: رزمنده ای که روی شانه اش درجه سرلشکر خالکوبی کرده بود! اصلا ندیده بودمش. هیچ شناختی هم ازش نداشتم. آخه اصلا باهاش کاری نداشتم. فقط می دونستم بعد از جنگ، مدتی فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله (ص) بوده. چون فقط زمان جنگ توی لشکر بودم و بعد از
تولد دوباره یدالله کابلی خوانساری
کوچکی متبرک به نام علی (ع) ، شیفته اش شدم. 47 سال است که در محضر او هستم. پیشانی او برای من یک محراب متبرک است. مادرم نیز شیفته او بود و به من می گفت کابلی جای برادر نداشته ات است. من خوشنویس نشدم، اما الماس های وجود او از من یک شاعر گمنام ساخت. اردلان سخنان خود را با خواندن شعری به پایان برد. سپس همسر یدالله کابلی پشت تریبون قرار گرفت و متنی را در ستایش ویژگی های شخصیتی و هنری
من دست خدا را بالاتر از قدرت ارتباطات حس کردم/ هیچ گاه به دنبال نشان دادن فقر نبودم
ماشین نمی خواهم دوست دارم کتابم را چاپ کنند. دو کتاب از مدرسه ام چاپ شده که با استقبال روبرو بوده کتاب اولم بدون خرید دولتی به چاپ ششم رسیده است. در همایشی که سخنران بودم خبرنگاری سئوال کرد دوست داری وزیر آموزش و پرورش شوی؟ گفتم نه! اما اگر وزیر آموزش و پرورش شوم نمی گذارم کتاب معلمم را یک شرکت خصوصی کشتیرانی چاپ کند! در عید نوروز که همه به دنبال تفریح و استراحت هستند من و بچه
بسیجی ای که سرهنگ ارتشی شد/ استقرار در پادگان مریم
به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس از سمنان، متن زیر حاصل گفت و گو با سرهنگ سید ابوالقاسم کریمی فرمانده تیپ 258 شهید پژوهنده ارتش می باشد. آموزش در پادگان شهید کلاهدوز سمنان سرهنگ ستاد سید ابوالقاسم کریمی هستم. سال 62 در مقطع سوم دبیرستان مشغول تحصیل بودم. آن زمان دو بار به صورت داوطلبانه و از طریق بسیج به مناطق غرب، کردستان، سردشت و جنوب کشور عازم جبهه های نبرد شدم. از افتخارات
بال های پروانه
بمانم. تا زندگی و پویایی را ارج نهم. رویداد گالری شیرین این چنین بوده و هست؛ نمایشگاهی زیبا و متعالی که در سطور بعد چیزهایی درباره اش خواهم نوشت از سرخوشی. نشانه ها وقتی وارد گالری شیرین شدم، نورپردازی مناسب، آثار شیشه گران را از حالت یک ابژه (چیزِ و شیء هنری) کاملا خارج کرده بود. با تصویری مواجه شدم که چندین بار آنها را دیده بودم اما این بار جور دیگری بود یا من جور دیگری بودم. نمی
اعدام نوعروس به جرم قتل شوهر
خواستگاری ام آمد و خانواده ام دوباره بدون موافقت من ازدواج را قبول کردند و گفتند هیچ کسی حاضر نمی شود با زنی مطلقه ازدواج کند و تو باید این شرایط را بپذیری. من دوباره پای سفره عقد نشستم اما با شوهر جدیدم هم نمی توانستم کنار بیایم و مرتب درگیری داشتیم. من او را دوست نداشتم ضمن اینکه نمی توانستم از او هم جدا شوم به همین خاطر یک روز به دوستم گفتم می خواهم شوهرم را بکشم او هم پیشنهاد داد اول بی هوشش کنم و بعد
چهره دیگری
دردآلود است و قهرمان زنش هرچند از میان خاکسترها بلند می شود اما نمی تواند همه خاکسترها را از تن بتکاند. در مصاحبه زیر با کریستین پتزولد درباره همین چیزها در این شاهکار جمع وجور صحبت کردم. فکر کنم چشمان بدون چهره برای شروعِ حرف زدن درباره فونیکس خوب باشد، چون هر دو فیلم درباره چهره زنان هستند و البته درباره تصویر کشوری در دوران جنگ؛ درباره ایده تلاش برای پیداکردن چهره ای زیبا برای چهره ای
حمیده عباسعلی در گفت وگو با متافوتبال : اگر کاراته المپیکی شود، پیشرفت چشمگیری می کند / همه به من توصیه ...
بعد خانواده به خصوص مادرم. بهترین دوست ورزشی تان؟ سمانه خوش قدم که الان علاوه بر این که دوست صمیمی ام هست حکم مربی ام را هم دارد. بهترین دوست غیر ورزشی تان؟ اکثر دوست های من ورزشی هستن. اول مهر چه حسی داشتید؟ یاد مدرسم افتادم که صبح زود بیدار می شدم و می رفتم مدرسه. آن زمان مدرسه را دوست داشتید؟ تا راهنمایی آره
روایت قاری گیلانی از فاجعه منا/فهمید ایرانی هستم بطری آب را نداد
دهد که متاسفانه آنجا ماند و از دنیا رفت. قاری گیلانی حاضر در فاجعه منا با بیان اینکه روز عاشورا در مقابل آستانه اشرفیه شرایط ازدحام جمعیت مانند منا را تجربه کردم، اظهار کرد: 10 ثانیه قبل از شروع حادثه و زیر پا ماندن، ابتدا خواستم به سمت راست بروم که صدای شیون خانمی مرا منصرف کرد. به سمت چپ حرکت کردم و منطقه روبرویم باز شد و به منفذی بین دو چادر برخورد کردم و داخل شدم. وی
شهادت فرمانده سپاه همدان به روایت سردار همدانی
، عصاها را زدم زیر بغل و دنبال ایشان، رفتم داخل سنگری که مجاور سنگر حاج همت واقع شده بود. گفتم: در خدمت ایم. دیدم می گوید: خب، چطوری آقای همدانی، وضع پایت چطور است؟ یکه خوردم که این چه سوال هایی است ایشان دارد از من می پرسد؟ آخر ما روز قبل، همدیگر را در انرژی اتمی دیده بودیم و همه ی این سوال ها را آن جا از من پرسیده بود و جواب مفصل آن ها را هم به او داده بودم. این شد که در جواب گفتم: برادر محمودزاده
تازه فهمیدم به خاطر اخلاقم به تیم ملی دعوت نمی شدم
می فرستم، پاشو بیا اینجا... رفتم ولی باز هم باورم نمی شود. دیدم خدایا چی شده... خیلی ناراحت کننده بود و باورنکردنی... پراید سواری سخت نیست؟ لذت خودش را دارد. همه می دانند من از چند سال پیش، تند تند هر دو، سه ماه یک بار ماشین عوض می کردم. آن اتفاق مال دوران جوانی بود. نه اینکه الان پیر باشم ولی خیلی پخته شدم. الان مثل یک مرد 30 ساله می فهمم. به موقعش جوانی کردن خوب بود و لذت
لمکه: بلوکه کردن پول های ایران قانونی نیست
این نقش تنها به صورت معنوی است و یا اینکه بعد مادی را هم در برمی گیرد یا نه، گفت: ما هیچ بودجه خاصی برای این کار نداریم. در اداره ای که ما در ژنو و نیویورک داریم، هیچ کدام از این مراکز بودجه شان از سازمان ملل تأمین نمی شود، حتی خود من هم هیچ گونه حقوقی از سازمان ملل دریافت نمی کنم. زمانی که 8 سال پیش بازنشسته شدم، شروع به کار کردن کردم بدون اینکه حقوقی دریافت کنم. نکته مهم این است که همکاری سازمان
کروش:فوتبال ژاپن 24 سال از ایران جلوتر است
است که او این واکنش را نشان داد: زمانی که من در ژاپن بودم بازیکنان شما تجربه بین المللی نداشتند و همه بازیکنان در لیگ ژاپن مشغول بودند، اما امروز برعکس شده و می بینیم که بیشتر بازیکنان ژاپن در تیم های اروپایی بازی می کنند.وقتی تیم ژاپن به جام جهانی رفت بازیکنانی در اختیار داشت که در لیگ های آلمان، انگلستان، ایتالیا و ... بازی می کردند به میدان رفته بودند، اما وقتی من به جام جهانی رفتم این اتفاق برعکس بود و بازیکنان من یک بازی بین المللی هم نداشتند. اگر بخواهم صادقانه نظرم را بدهم باید بگویم که فوتبال ژاپن در حال حاضر 24 سال از فوتبال ایران جلوتر است. ...
ادعای تکان دهنده دختر جوان در دادسرای جنایی
ایلخانی گفت: چند روز پیش برای خرید گوشی تلفن به موبایل فروشی در جنوب تهران رفتم. یک فروشنده در مغازه بود و بعد از معرفی گوشی ها و قابلیت های آنها مدلی را انتخاب کردم و خریدم. این فروشنده که به ظاهر شاگرد مغازه بود شماره تلفتش را به من داد و ادعا کرد اگر مشکلی با برنامه های گوشی داشتم از او کمک بگیرم. بعد از این که به خانه رفتم متوجه شدم شماره سریال گوشی با شماره سریال روی جعبه همخوانی ندارد. با شماره
برنامه جذاب خندوانه چگونه به فینال رسید؟
خندوانه در داخل هم به حدی بود که سعید حدادیان، مداح مشهور در تریبون عمومی ماه رمضان امسال به تمجید از آن پرداخت. وی در سخنانش گفت: همین آقای رامبد جوان چند سال پیش یک روز در دهه محرم اینجا بود و با ما عزاداری کرد و از دوستان بنده است. من حدود یک ماه پیش با ایشان تماس گرفتم و گفتم به نظر من تو مجاهدی در راه خدا. من چون برنامه ات را کامل ندیدم نمی توانم راجع به همه اش اظهارنظر کنم اما اینکه یک نفر
یک داستان بلند درباره دختران ایران
جهت مثبت می دهد. نویسندگان این کتاب، آن را با روحیه ی بچه های گرم هیئتی نگاشته اند و بی شمار از اصطلاحات آن ها در مکالمات کتاب بهره برده اند. البته این مکالمات، محاورات قریب به دو دهه ی پیش است و از این جهت، هم نوستالژی خوبی برای کسانی است که در اواخر دهه ی هفتاد و اوایل دهه ی هشتاد، در سن راهنمایی و دبیرستان بوده اند و هم برای جوانان امروز این امکان را فراهم می کند که با محاورات آن
ماجرای "حسینیان" و "برجام"
/> البته با این شرایطی که عرض کردم حتماً امت متدین و کسانی که برای ساختن راکتور اراک سال ها زحمت کشیده اند و با تسامح و تساهل آقایان این قلب تپنده ملت محکوم به پر شدن از بتن شد، این مجازات را با جرم متناسب می دانند. من از همه دلسوزان می خواهم که به اصل موضوع بپردازند و به این حواشی که با نیت خاص برای به تحت شعاع قرار دادن اصل موضوع برجام و ابهامات بی شمار آن شکل گرفته است، وقعی
فردوسی پور در خندوانه چه گفت؟
. چهارشنبه ها هم تا ترم پیش درگیر PHD بودم و تمام شد. هنوز آقای دکتر نیستم ولی ... بله. فردوسی پور در ادامه تاکید کرد که فوتبال در زندگی اش نقش زیادی دارد و توضیح داد: فوتبال های خارجی هم اهمیت زیادی دارند. آنها را هم می بینم و گزارش می کنم. بعد اگر دوست دارید که بدانید چقدر دیوانه ام، خواب که می بینم، درباره فوتبال است. بیشتر خواب های من فوتبالی است. لیورپول را خیلی دوست