سایر منابع:
سایر خبرها
چون بیرون نشست خصم آمد دست آن دلدار بست رفت از جور کسان بر بام قصر کوفیان را شد تمام آن روز نصر سر بریدند از رسول شاه دین سر به بام افتاد و پیکر بر زمین سر به سوی شام رفت و تن به خاک گفت با او آسمان روحی فِداک (محمد سهرابی) تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست بین این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست هیچ کس نیست که سرگرم
الدنیا و باع حظّه بالارذل الادنی و شری آخرته بالثمن الاوکس و تغطرس و تردّی فی هواه ، ( زیارت اربعین ) برق زرق و زر به اعین شد حجاب مستشان بنمود دنیا چون شراب تیر حرص و آز ، دل آماج کرد خانه ایمان و دین تاراج کرد مست دنیا را هوا اندر سراست مست جاه از مست صهبا بدتر است هر که شد از جام منصب باده نوش بامداد حشر می آید به هوش پای کوبد بر سر عقل و
نیکویی و احترام یادکرده و در مقابل افکار قبلی ایستاده است. حافظ در این مبارزه به کسی رحم نمی کند. شیخ، مفتی، قاضی و محتسب همه از کنایات و اشعار وی آسیب می بینند. می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را وی باده نوشی را برتر از زهدفروشی ریاکاران می داند: باده نوشی که در
شیرین نداند و از او مدد نخواسته و با تفالی هم که شده لختی آرام نگرفته باشد؟ داریوش شایگان در کتاب 5 اقلیم حضور می نویسد: 5 شاعر بزرگ ایران، همچنان در تمام شئون زندگی ایرانیان حضور دارند و از فردوسی، خیام، مولانا، سعدی و حافظ نام می برد و به همین خاطر این 5 نام را همواره حاضر و نه تنها شاعر دانسته و درباره اقلیم حضور آنان نوشته است. عصر ایران درباره حافظ نوشت:اغراق نیست اگر
// فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت // من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست // پرده ای بر سر صد عیب نهان می پوشم من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم // چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق // شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم او همواره بر لزوم عیب پوشی تاکید
گرفتن در مسیرِ خلوص نیت (پرهیز از ریاکاری) یا به قول حافظ، شراب و میخانه، می توانند به این ندای درونی برسند. اکنون می توان مفهوم بیت زیر را بهتر دریافت: دلم ز صومعه بگرفت و خرقه ی سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا؟ در مقابل، حافظ بر این باور بود که انسان هایی که ادعای غیب گویی دارند و خود را دارای کراماتی متفاوت از دیگران می پندارند، صادق نیستند. ابیات زیر، شاهدی بر این
است که علمای بزرگ شیعه همواره برای شخصیت حافظ و عرفان او اهمیت و ارزش بسیار قائل بوده اند. به عنوان مثال، شهید مطهری در اوج مبارزات انقلابی که تمام علما و انقلابیون هم و غمشان مسائل مربوط به انقلاب بود ناگهان می آید و در مورد حافظ سخن می گوید، 5 جلسه کنفرانس و سخنرانی می کند تا شخصیت حقیقی حافظ را به درستی تبیین کند چرا که در آن ایام شخص ماتریالیستی به نام احمد شاملو کتاب دیوان حافظ را به قلم خودش
مدعی و نامحرم بهتر آن است که از راز میان عاشق و معشوق و اسرار عشق بی خبر بمانند، زیرا خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست، بنابر این مصلحت نیست راز مجلس رندان از پرده برون افتد. با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی به مستوران مگو اسرار مستی حدیث جان مپرس از نقش دیوار حافظ با توجه به روایت " ساعتی اندیشیدن بهتر از هفتاد سال عبادت است
شرط مزد مکن/ که خواجه خود روش بنده پروری داند . این جامعه شناس در ادامه سخنان خود، بیان کرد: شمس الدین در قیاس با مصلح الدین و جلال الدین و غیره تداعی کننده نور و اشراق و از این رو نوربخشی به دین است. محمد نامی است که اکثر شعرا و عرفای ایرانی مسلمان، بیش از سایر نام ها داشته اند و این نام نشانه متدین بودن خانواده نامدار است. وی، با اذعان اینکه حافظ در قیاس با سعدی، فردوسی و
می کند؛ زاهد، صوفی، محتسب و مفتی. او می گوید: می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب/ چون نیک بنگری همه تزویر می کنند . در آخر باید بگویم که حافظ با به کارگیری سمبل های می و مطرب و معشوق و مینا به مخاطب خود مثبت اندیشی با مکانیزم عشق ورزی و شادمان زیستی می آموزد. او می گوید: از چهار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک/ امن و شراب بی غش معشوق و جای خالی . مشاهیر ایرانی از مهمترین منابع قدرت نرم ما
/> این قصه از ابتدا همین بود راه تو ندارد انتها های گشته سخنم تمام و نا گشت یک ذره ز حق تو ادا های بخش بعدی اولین شب شعر آئینی بر آستان اشک با شعر خوانی سیامک رجاور برگزار شد و او اشعاری را خواند: لحظه راز و نیازست خدا می داند سر این قصه درازست خدا می داند در این میکده بازست، خدا می داند ساقی اش بنده