سایر منابع:
سایر خبرها
با بهنام صفوی، از 15 سالگی تا امروز
دوست داشته اند، لطف خدا بوده است. فکر می کنم هنر اشاره ای است که خدا لطف کرده و به بنده هایش می دهد. همه این عنایت خدا را در زمینه های گوناگون دارند ولی موسیقی ابعادی دارد که خیلی لطیف است و در عین حال خیلی وسیع و من به شخصه خیلی راضی هستم و اگر دوباره به اول برگردم باز هم همین راه را ادامه می دهم. پیشنهادهای سینمایی در این چند سال، پیشنهاد بازیگری زیاد داشتم. اگر فیلمنامه خوبی
تصویب برجام پایان و فرجام کار نیست/ نماز تجمیعی ظهر عاشورا یک ضرورت است
به شهدا و موضع جمهوری اسلامی ایران را به دشمنان نشان می دهد. وی با اشاره به فاجعه منا، گفت: فاجعه منا غم و غصه دل های ما را زیاد کرد، در حرم امن الهی در روز عید قربان در لباس احرام در آن هوای گرم، عده ای زیر دست و پا له شدند و عده ای از تشنگی جان خود را از دست دادند، خدا آل سعود را لعنت کند و انتقام این مظلومان را از آن ظالمان بگیرد. خطیب موقت نماز جمعه تهران با بیان اینکه
این دل شده هیأت اباعبدالله(29)/از فکر بوسه صرفنظر می کنم پدر
/> حالا که آمدی دگر از پیش مان نرو خورشید شام تار خرابه بمان،نرو دیگر بس است بی تو سفر،جان به لب شدم دق می کنم اگر بروی مهربان،نرو با کل شهر جان خودت قهر کرده ام ازبس که طعنه خورده ام از این وآن نرو با دختران شهر چقدر از تو گفته ام میخواستم تو را ببرم پیش شان نرو این شامیان به من چقدَر حرف بد زدند اصلا
علل ناکامی تیم ملی از زبان شهرام محمودی
/> بهنام برادرتان هم مثل اینکه از بچه های تیم ملی انتقاد کرده بود که در طول جام جهانی مدام وقتشان را در صفحات مجازی می گذراندند. نه، تکذیب کرد. مثل اینکه سایت ها بد نوشته بودند. ظاهرا شما هم از انتقاد برادرتان ناراحت شده بودید؟ بله، ببینید بهنام برادر بزرگ تر من است؛ احترامش واجب است. اولا که او کلا این حرف ها را تکذیب کرد . در ثانی من فکر می کنم زندگی شخصی هر کسی
توصیه آیت الله مهدوی کنی به مجری معروف
اتفاق افتاد و عده ای دانشجو حدود 40-50 نفر به خدمت ایشان رفتند، بعضی از بچه ها احساسی شدند، شعر گفتند، بعضی از بچه ها مدح ادبی کردند، و ایشان هم این گونه شروع کردند که: خب بله، بسیار خب، شما لطف دارید! من چه بگویم؟ بعد گفتند: که ولی شما قدر خودتان را بدانید، برای شما خرج شده که این شده اید، شما سرمایه اجتماعی دارید، قدر این را بدانید. من هم از شما، پدر و مادرتان، مردم و حتی رهبری هم چیزی نمی خواهم
بل بل زبان به گرگان می رود
گروه ورزش باشگاه خبرنگاران جوان- باز چه شده؟ ولمان نمی کنی تو یکی؟ خب مسافرت است دیگر. چطور؟ نه جانم، نه عزیز دل چه کسی گفته مسافرت موسم دارد؟ تابستان تمام شده که شده! عشقمان کشیده در خزان بزنیم به کوه و جاده، اشکالی دارد؟ مسافرت است دیگر، فصل نمی شناسد، هر وقت دل مان خواست مسافر می شویم. چرا؟ چند بار بگویم؟ آب و هوای شمال خوب است می رویم برای سلامتی و انبساط خاطر سری به خطه سرسبز
خلاصه کتاب مهتاب خیّن خاطرات شفاهی سردار همدانی
؟ قربانی را باید دربست بدهی به پیشگاه خدا! آقا، ما را می بینی؟ خیال می کردیم ایشان اگر موضوع را بشنود، ما را تکه تکه می کند، در عوض می دیدیم این طور با صلابت و محکم دارد برادرش را سرزنش می کند! بعد هم به او گفت: آیا تو مسلمانی؟! چی داری می گویی؟ به خاطر جنازه بچه ام، یک جوان ناقص شده! قربانی ای بوده که در راه خدا دادم، حتی اگر الان هم جسد او را بیاورند، من نمی خواهم. او را به راه خدا دادم.
شرط افشارزاده برای جدایی ستاره ناراضی استقلال از این تیم
شده است تا به یک تیم خارجی برود. اول اینکه تا حالا او به طور رسمی از استقلال خواهان جدایی نشده است و دوم اینکه پیشنهادات خارجی شهباززاده که از آن حرف می زنید و در مطبوعات مطرح شده است به دست باشگاه استقلال نرسیده، اجازه بدهید اول پیشنهادات او برسد بعد تصمیم بگیرم. * اگر رسید اجازه جدایی را به این بازیکن می دهید؟ شهباززاده یکی از بازیکنان خوب و تأثیرگذار استقلال است و
اشعار ویژه شب پنجم محرم الحرام _ حضرت عبدالله بن الحسن (ع)
همه سو خورده، سنان از پهلو لشکری زخم به جان و تنِ او افتاده پاره شد بندِ دلش از تهِ دل آه کشید سایه ی تیغ به گودیِ گلو افتاده شمرها نقشه کشیدند که حالا چه کنند دید تا قرعه به پیچاندۀ مو افتاده خویش را در وسطِ معرکه انداخت و بعد در شبِ گریه حماسی غزلی ساخت و بعد سنگ دل تیغ کشیدی که سرش را بِبَری؟ هر
می گویند کیمیا سریالی تکراری و کلیشه ای است
به گزارش ستاره ها، او مدتی از حیطه بازیگری فاصله گرفت و پس از مدتی با بازی در سریال های تلویزیونی سرزمین کهن و کیمیا به دنیای بازیگری بازگشت. او دو سال مشغول بازی در سریال سرزمین کهن به کارگردانی کمال تبریزی بود و بعد از توقف در پخش این سریال، مشغول بازی در سریال کیمیا به کارگردانی جواد افشار شد. وی اکنون بازیگر نقش کیوان در سریال کیمیا است. او در این سریال با طیف وسیعی از بازیگران با
اشعار ویژه شب چهارم محرم - ابناء الزینب
از تو گرفتارترم تو خریداری و من از تو خریدارترم من که از نرگس چشمان تو بیمارترم به خدا از همه غیر از تو جگردار ترم امتحان کن که ببینی چه قدر حساسم به خداوند قسم شیرتر از عباسم بگذارم بروی، باز شود حنجر تو؟! یا به دست لبه ای کند بیفتد سر تو جان انگشت تو افتد پی انگشتر تو می شود جان خودت گفت به من
دختران مجرد! این کارها را بکنید
حال دختران قدیم، تکلیف شان معلوم بود، توقع پدر و مادر ازشان معلوم بود. حالا چی؟ وقتی در سن مهیج هجده-بیست سالگی هستی و خواستگار هم داری پدر و مادر می گویند باید درس بخوانی. چند سال بعد که یک دختر تحصیل کرده شده ای و دیگر سنت بالاتر رفته آنقدر ها خواستگار نداری. این موقع است که پدر و مادر به تأخیر افتادن ازدواجت را پای خودت می گذارند و خودشان را کاملا کنار می کشند، قضیه به همین جا ختم نمی شود و
علی مشهدی و زندگی عجیب و غریبش (2)
تنم چیزی نداشتم. رفتم حرم امام رضا(ع) و جلوی پنجره فولاد ایستادم. پشتم را چسباندم به پنجره فولاد و گفتم یا امام رضا خدا که دست همه بنده هایش را می گیرد، تو پشت من باش و ضامن من شو که خدا خواسته های مرا بدهد. بدون غلو از آن سال به بعد ماجرای زندگی من عوض شد. این را به همه می گویم که اگر در اوج دلشکستگی از امام رضا (ع) بخواهید، به شما می دهد چون خیلی ها را دیدم و حتی در مورد خودم. داریوش
مرثیه عاشورایی علی معلم منتشر شد
عقیق : به مناسبت آغاز ایام عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) و شهدای کربلا، مرثیه ای عاشورایی از استاد محمدعلی معلم دامغانی منتشر شد. قصه باغ جنت و حورا، آدم و روح و نوح تا موسی، یوشع و کارزار باعورا، عیسی و احمد و علی و حسن و ماجرای حسین و عاشورا؛ کربلای است هر کجای زمین از تو فریاد ای خدای زمین چشمه و چشم و شبنم و باران گریه کردیم ما برای زمین
احمدی نژاد یک استقلالی دوآتیشه است و از برد برابر پرسپولیس کیف می کرد
روز نو : محمد رویانیان یکی از کسانی بود که برخلاف خیلی ها بعد از فوت نوروزی نه مصاحبه کرد و نه جلوی دوربین رفت. او که از این اتفاق ناراحت بود، حرف های متفاوتی نسبت به دیگران در خصوص خانواده نوروزی و آینده شان، مطرح کرد. رویانیان در خصوص حضور ناگهانی احمدی نژاد در مراسم ختم نوروزی اظهارنظر کرد که در ادامه می خوانید: * پرسپولیس طی دو سال گذشته روزگار خوشی نداشته
آبروی همسرتان را حفظ کنید!
مشکل را حل کنید. مطرح کردن اینگونه مسائل با خانواده خودتان یا همسرتان و سرزنش کردن آنها حس اعتماد همسرتان را نسبت به شما در شرایطی که نیاز است به شما تکیه کند از بین می برد. اگر همسرتان درباره او حرفی زد عصبانی نشوید. اجازه بدهید احساسش را بیان کند. سریع در مقابل حرف های او جبهه نگیرید و از کوره در نروید. اصلا شوهرتان را تحقیر نکنید. تحقیر کردن او در این زمینه و در چنین شرایطی فقط شما
چهار زنی که امام حسین (ع) از آنان استمداد طلبیدند/ نقش رقیه؛ همسر مسلم (ع) در کربلا
". بعضی منابع، او را اولین شهید کربلا دانسته اند و برخی نیز گفته اند بعد از علی اکبر علیه السلام، دومین شهید بوده است. حتی زمانی که امام حسین علیه اسلام بیعت خود را از یارانشان برداشتند، یکی از کسانی که به حرف آمد و سخنانی ایراد کرد همه را تکان داد، او بود که گفت: "من جانم را فدای تو می کنم، ای حسین!، خون ام را به پای تو می ریزم، ولی از غیرت و حمیت خود دست برنمی دارم!" این جوان در 26 سالگی شهید شد و
فیلم های سینمایی تلویزیون در آخر هفته
به گزارش نماینده فیلم های سینمایی و تلویزیونی و انیمیشن والدین گرفتار ، عصر بارانی ، راه ، آقای 3000 ، کارلیتوس ، در جستجوی خانه ، پلیس اجباری ، رنگ خدا ، یاد آوری کامل ، شمارش معکوس مرگ ، سرقت ادبی ، غذای دریایی ، امی و غازهای وحشی ، در دل طبیعت ، ریشه در آسمان ، راز ، یوز ، پسر فضایی ، راز پنهان ، آخرین مسافر ، ماه جبین ، دو برادر ، بازگشت به زمین ، گویی ، زنده باد ، آنسوی مه ، شرافت سامورایی و
این دل شده هیأت اباعبدالله(28)/شال و لباس مشکی مارا بیاورید
/> زینب برای او "نمازِ صبحِ بالاسر” نوشت حبُّ الحسین نعمتی ، قبرُ الحسین قبلتی این جمله را هر نوکری در قلب خود با زر نوشت من زاره فی کربلا زار العلیّ فی عرشه این را همان اول خدا در عرش بر سردر نوشت حُبُّ الحسینِ جُنَّنی عابس بیان کرده ولی بر چوب محمل خواهرش این جمله را با سر نوشت می گفت زینب از فراز تل برادر جان ببین
طنز؛ مشکل زود عاشقی!
فهمیدند و زنگ مدرسه را طوری تنظیم کردند که اول دخترها تعطیل شوند و بروند خانه و ناهارشان را بخورند و باد گلوی شان را بزنند، بعد زنگ تعطیلی پسرها بخورد. آنقدر خجالتی بار آمده بودیم که روی مان نمی شد به جنس مخالف نگاه کنیم. یک جورهایی روی جنس خودمان تعصب داشتیم و مثل شعار ایرانی، جنس ایرانی بخر عمل می کردیم. حالا گاهی هم از دست مان درمی رفت و چشم مان می خورد به طرف ولی مثل این بی جنبه های
اشعار شب دوم محرم؛ ورود به کربلا
کند جان و تن را کربلا احیا کند گر سلامت رفت، از آتش خلیل نور ثار الله شد او را دلیل کربلا، قربانگه ذبح عظیم عرش رحمان را صراط مستقیم گر خدا خواهی، برو این راه را کن زیارت کوی ثار الله را شد ز عاشورای او یک اربعین قتلگاهش را به چشم دل ببین ماه، اینجا، واله و سرگشته است و آن شهاب ثاقب از خود رفته است
ماجرای کاشته زدن های مهدی مهدوی کیا با کاپیتان فقید پرسپولیس
باعث شد خدا را شکر سال بعد ضربات کاشته هادی خیلی خوب شود و سال بعد از آن تمرینات، کلی پاس گل از همین طریق ساخت. * ویژگی خاص هادی چه بود؟ هادی واقعاً مردم دار، بی حاشیه و دوست داشتنی بود و بدون غرور فقط دنبال کار خودش بود و به بهترین شکل سالم زندگی می کرد، خدا بیامرزدش و روحش شاد. * پرسپولیس روز جمعه با صبای علی دایی در ورزشگاه آزادی بازی دارد فکر می کنید بعد از
پیش دستی در مقابل دشمن شرط موفقیت یک رسانه است
تنهایی می رود اما هیچ کس به او حتی نگاه چپ نمی کند. این استاد حوزه با بیان اینکه این امنیت دارای دلیل و برهان است گفت: اولیای خدا می گویند انسان هایی به مقام انسان پی می برند که در بستر اخلاق رشد کرده باشند، کسی که متخلق به اخلاق الهی شود می داند که ملاک مادیات نیست، وقتی انسان تصور کند عزت در دنیا طلبی است بنابراین به دنبال ثروت اندوزی می رود و طبیعی ا ست که در چنین شرایطی دزدی، جنایت و
مقتل نویسی که آوازه شهرتش همه گیر نشد
. پدرش عطر فروش بوده و از این رو لقبش معطر شده است. سید حسن معطر در جامعه مداحان از اعتبار بالایی برخوردار است. همه کسانی که روضه خوان اهل بیت (ع)هستند او را به ادب و اخلاص کلامش می شناسند. این پیر غلام تا کلاس چهارم ابتدایی درس خواند. بعد مدرسه را رها کرد و شاگرد یک آجیل فروش شد. از همان نوجوانی علاقه خاصی به حضور در محافل مذهبی داشت. اینکه چطور شد لباس مداحی را به تن کرد را اینگونه پاسخ می دهد
بازیکن جوان پرسپولیس از تقابل با علی دایی می گوید
خاصی نبود... * راستی خبرداری که احتمال دارد محمد نوری از قطر به ایران برگردد؟ خدا کند این اتفاق بیفتد و محمد نوری برگردد. من وقتی می خواستم به پرسپولیس بیایم به او زنگ زدم که گفت در تیم می ماند اما رفت! خودم به شخصه خیلی روی پاس های محمد نوری حساب باز کرده بودم. ما در تیم مهره ای نداریم که بتواند توپ پخش کند. خیلی خوب می شود اگر محمد برگردد. * جمعه با صبای قم تیم سابق خودت بازی
مداحی، مقتل و اشعار اول محرم
شهادت رسیدند و اجساد مطهرشان در کنار آن دو قهرمان رشید به خاک سپرده شد و در روز نهم ذیحجه،کربلای کوچکی در کوفه بر پا شد و یادشان به جاودانگی پیوست. سخنان امام حسین(ع) پس از شهادت آن بزرگان، نشانه موقعیت والا و وظیفه شناسی و عمل به تعهد و رسالت از سوی مسلم بود. ایشان درباره مسلم، فرمود: خدا مسلم را رحمت کند که او به رحمت و رضوان خدا شتافت و تکلیفش را ادا نمود و آنچه به دوش ماست مانده
بنیاد در آینه مطبوعات
آسمان بلند کرد و خدا را شکر گفت. آرزوی دیگرش هم سفر به کربلا بود که نصیب جسم خاکیاش نشد. همواره می گفت بعد از ازدواج، اول بچه، بعد کربلا، بعد هم شهادت. می گفتم اینگونه حرف نزن. می گفت: ما کارهایمان برای خداست و در نهایت هم به آرزوی شهادتش رسید. او ادامه می دهد: شهدا جای خودشان را گرفتند و رفتند، انشاءا... ما بتوانیم رهرو خوبی برایشان باشیم و راهشان را ادامه دهیم. با وضعی که امروز در مملکت
منصور علیمرادی نویسنده کرمانی : فتح قلعه زنگیان در داستان
سالها دیده می شود، مثل: نام دیگر جک باد است/ نام دیگر جک ماه است ...، منظور در این جا چه بوده؟ به نام خدا. در داستان آخر این مجموعه، یعنی شام آخر شهرزاد من می خواستم از همه ی ژانرها به نوعی استفاده کنم و همه ی این قطعه ها، یعنی زبان آرکائیک، زبان امروزی، طنز، ترانه، و...در یک سازه ی داستانی با هم چفت و بست پیدا کنند، داستان به نوعی نقیضه هایی هم بر فرم های داستان های امروز ی ما هست. از طرفی
رضازاده چشم نداشت غیر از خودش کسی را ببیند
توانست در آمریکا طلا بگیرد اما حالا باید فقط در اردو باشد و برای خودش تمرین کند. فکر می کنید چرا این اتفاق ها افتاده است؟ خبر که دارید به غیر از سهراب 13، 14 وزنه بردار دیگر هم بازنشسته شده اند. بله، سعید سیار یکی از آنهاست که شاگرد خودم بوده است. شک نکنید این کارها از روی ناآگاهی انجام شده است. من درست نیست خیلی از مسائل را باز کنم، اگر حرفی بزنم برای وزنه برداری بد می شود. شاید هم
جستارهایی در پیشینه علمی و عملی آیت الله مهدوی کنی
در این مدرسه درس می خوانند، باید تا سه ساعت بعد از غروب آفتاب همچنان مشغول تحصیل و مطالعه در مدرسه باشند تا شهریه شان حلال باشد، به همین دلیل هر دو در مدرسه مروی می ماندیم. حجره ایشان چند حجره با حجره من فاصله داشت. بعد با هم بیرون می آمدیم و تا خیابان سیروس قدم می زدیم. ایشان به منزلشان می رفتند و من هم به منزلمان می رفتم. در سال های بعد هم همکاری هایی مثل تدریس در دانشگاه و مدرسه مروی و جلسات و