سایر منابع:
سایر خبرها
تبعیض بین فرزندان عامل قتل شد
او می خواست انتخاب کردم. اما بعد از اینکه قبول شدم برای اینکه به حرف آن ها گوش ندهم به دانشگاه نرفتم. سال بعد دوباره در کنکور شرکت کردم و رشته ای را که می خواستم انتخاب کردم. شقایق هیچ وقت با من مشکلی نداشت و حتی بیشتر اوقات که با مادر و پدر بحثم می شد طرف من را می گرفت که از شدت دعوا بکاهد، ولی نمی دانست همین کارهایش من را عصبانی می کند. ترم چهار دانشگاه بودم که با همسرم آشنا شدم و
نکاتی برای والدین: کارهایی که هرگز نباید در رسانه های اجتماعی انجام دهید
طرف قضیه نگاه نمی کنیم که این عکس ها و مطالب را برای چه کسانی به اشتراک می گذاریم. در صورتیکه با همین عکسها دیگران می توانند در برخی گروههای مجازی ما را شرمسار کنند و در کل امروزه می توان با عکس کودکانمان در آینده آنان را دچار مشکلات عدیده کرد. مشکلاتی که از طرف مزاحمین سایبری یا کسانی که از پارامترهای شبکه شما استفاده می کنند. ما مطمئنا قرارداد استفاده از این خدمات را امضا
رامین پرچمی: در اوین مدعیان آزادی اندیشه را آدم هایی متعصب دیدم
از دوستانم را گرفت و به او آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا و بعد کم کم داستان زیاد شد که مگر می شود بدون قصد و نیت این کار را کرده باشی. به آنها که دستگیرم کردند حق می دهم وی خاطرنشان می کند: الان که فکر می کنم یک بخشی به آنها حق می دهم چون همان شب بی بی سی اعلام می کند که فلانی دستگیر شد و فردایش یک نفر امضایی که از من
اکبر عبدی: بعد از آمدن روحانی وضعیت اقتصادی بدتر شد
مردم هستند و باید مورد حمایت قرار گیرند و جایی که من بودم جایی دعوا و انتقاد نبود . رشید پور : شما به احمدی نژاد رای داده بودید؟ من هیچ وقت به هیچ کس رای ندادم ،فقط یکبار با مادرم در انتخابات مجلس و قبلتر در رای گیری جمهوری اسلامی رای دادم . رشید پور: شما در برنامه خندوانه به ریس جمهور فعلی انتقاد کردید؟ آن بیشتر یک شوخی بود که باید از دهان من در میامد چون
متن نامه بابک زنجانی به نمایندگان
به او یاد داده اند کار کن در چهارچوب و اگر حق کسی را از بین ببری و دزدی کنی و غیره ... مورد محاکمه قرار می گیری ولی به او نمی توانند بگویند در نظام اقتصادی کشور اخلال کردی و این حرف بسیار خنده دار است که یک شخص بتواند یک نظام را مورد اخلال قرار دهد! پس این یعنی یک سری دستگاه و مسئول وجود دارند که از مسئولیت خود به دورند و باید در خود عیب را پیدا کرد. شما در چین که به عنوان بزرگ ترین کشور مبارزه با
خطر سوختن دانش آموزان در 40 درصد مدارس خراسان شمالی / مردمی که از ترس سگ ها از خانه خارج نمی شوند / طرح ...
احمدی نژاد از محورهای مهم مورد بحث در این جلسه بوده است. شکاف بین دو طیف مطرح اصلاحات در تبریز اصلاح طلبان حضور جدی خود در میدان انتخابات مجلس دهم را آغاز نموده اند . به همین منظور ماه قبل بود که با حضور مرتضی حاجی در 17 شهریور امسال در تبریز برگزار گردید با اشاره به محور بودن خاتمی در فعالیتهای انتخاباتی آتی، تلاش برای انسجام بیشتر نیروها را خواستار شد. اما رسانه
گفتگو با بازیگر دستگیرشده در حوادث 88
اش از وادی سینما و بازگشت خود بیان می کند: در آن مدت سراغ کسی نمی رفتم و طبیعتا کسی هم سراغ من نمی آمد. خیلی از دوستان سابق را در همین مدت اخیر دیده ام. با لعیا زنگنه بعد از 20 سال دو هفته قبل صحبت کردم. آن زمان بچه اش کوچک بود و در بغل من اما الان همان بچه دخترخانمی شده که او را با یک غریبه اشتباه می گیرم. اگر آن طرف می رفتم یکی مثل اندی می شدم یا داوود بهبودی وی که اخیرا با
یک فیلم آبادانی با چاشنی ویکتور هوگو
فقط به خاطر این که شب ها می نشستم و فیلم های شبکه دو کویت را می دیدم و صبح ها زنگ اول نمی توانستم مدرسه بروم . چون آنها یک ساعت و نیم با ما توفیر داشتند و ساعت ده آنها می شد یازده و نیم ما . یکی از فیلم هایی که در آن دوره خیلی روی ما تاثیر گذاشت فیلم سکوت بره ها بود . زبان مان هم به واسطه همین فیلم دیدن ها خیلی خوب شده بود چون فیلم ها زیرنویس عربی بود و با زبان انگلیسی پخش می شد و ما مجبور بودیم
آنچه می ببینی و قضاوت می کنی همه واقعیت نیست
امنیتی را به وجود می آورد که دست وپای ما را می بندد و ذهن ها را بسته و بسته تر می کند. و فیلمساز سعی می کند به طرف قصه مطمئن تری برود که اگر مثلاً زمینی برای ساخت فیلمش فروخت به هر حال بتواند با همان فیلم هم سرمایه اش را برگرداند . و این قصه مطمئن تر، گاهی از دغدغه های فیلم ساز فاصله خواهد گرفت و به دلیل عدم امنیت حرفه ای ، فضای بسته ای که سلیقه های مختلف در راس گروه های نظارتی در طول سال ها به وجود
از عمار یاسر حس خوبی گرفتم
خودم فکر کردم که چون این افراد خیلی به این حرفه علاقه دارند، ممکن است ناراحت شوندو بروند و یک فکرهایی بکنند، برای همین سعی کردم دیگر از هیچکس تست نگیرم. خود شخص باید بتواند تشخیص بدهدکه آقا من این صرف علاقه را در این حرفه، کنار بگذارم ، بعدا به چه نتیجه ای خواهم رسید؟ آیا حرفی برای گفتن دارم؟ این قضاوت در مورد خود، خیلی مهم است. می گویند: اول خودت را قضاوت کن و بعد برو سراغ دیگران. نهایتا خواستم
حزب جمهوری اسلامی معبد شهید بهشتی بود
خلق شکل می گیرد. هرچند ایشان در مورد صداقت بنیانگذاران آن سازمان شک ندارد، اما درباره ایدئولوژی آن ها نقد دارد. شهید بهشتی چون انسانی واقع بین است و می داند که حرکت های اجتماعی خالی از اشکال نیستند، اما به هر حال بعد از وقایع سال 54، مانند بسیاری دیگر از حامیان و همراهان سازمان، نسبت به جهت گیری های آن ها دیدی منفی پیدا می کند. ایشان در همان ایام ارتباط هایی را با هیات های موتلفه اسلامی داشت و پس
ناگفته های جنجالی و دیپلماتیک صادق خرازی
/> - من و آقایان دکتر ظریف، دکتر روانچی و دکتر خوشرو در سازمان ملل همکار بودیم. مسئولیت کمیته بخش اول سازمان ملل (خلع سلاح و شیمیایی) را برعهده داشتم که حوزه مورد علاقه من بود. مسئولیت امور ایرانیان و مسلمانان در آمریکا را هم برعهده گرفتم. در سازمان ملل کارنامه مثبتی از خودم به جا گذاشتم. - هنوز بعضی داوری های شیرین را درباره خودم می بینم که مربوط به سال های 59 و 60 است.
ماهواره را باید ممنوع می کردیم
مطرح است و در آن باز هم مجازات هایی برای استفاده از ماهواره لحاظ شده به تنهایی مؤثر نخواهد بود. خاموشی معتقد است که گروه های فشار آن دهه و نطق خطیبان جمعه در ورود مجلس به موضوع مبارزه با ماهواره تاثیرگذار بوده است. *** آقای خاموشی ! بر خلاف صبغه شما که اقتصادی است می خواهیم گریزی به حضورتان در مجلس چهارم بزنیم و گپ وگفتی فرهنگی با شما داشته باشیم . دهه 60 و سال های اول بعد از
اصرار کردم در اصفهان حکومت تشکیل دهیم
معذورم، چون در اینجا همراهی دارم. سرهنگ ضرغام با تعجب پرسید: کیست؟ کجا است؟ من که کسی را نمی بینم. جریان را برای او تعریف کردم. با همان قیافه بهت زده خنده بلندی سر دارد و گفت: مرحمت آقا زیاد. پس معلوم می شود چهار ساعت تمام است که اجل دور سر من پر می زد... گفتم: چاره ای جز این احتیاط نداشتم. خودش به طرف تخته سنگ رفت و مهدیقلی را صدا زد. مهدیقلی تفنگ به دست جلو آمد و خطاب به من گفت: ارباب خدا
ملکم و براون؛ نقش روزنامه قانون در بیداری ایرانیان
، و از همه مهم تر اثر مشترک آن دو، هشت بهشت بود که میرزا آقاخان و روحی آن را از روی تقریرات میرزا جواد کربلایی نوشته بودند. ارتباط میرزا آقاخان با ملکم و دریافت شماره های قانون، که در پخش و حتی فرستادن آن به ایران فوق العاده ساعی بود، تقریباً تا شماره بیستم، توسط براون انجام می شد. میرزا آقاخان در نامه های اولیه اش همان تقاضایی را که از براون کرده است از ملکم هم می کند: اگر منت فرموده
خاطرات گلشائیان از قراردادی که بدون اطلاع احمدشاه بسته شد
وزارت دادگستری منصوب کرد اما پس از آن اقبال چندانی برای در اختیار گرفتن مسئولیت های دولتی مهم نیافت تا اینکه در سال 1369 در تهران درگذشت. خاطرات گلشائیان، شرح وقایع مهم تاریخ معاصر ایران است؛ از آن جمله رخدادهای عصر پهلوی اول. تاریخ ایرانی فرازی از خاطرات او را انتخاب کرده که به مخالفت احمدشاه با قرارداد 1919، انقراض سلطنت قاجار و برآمدن رضاشاه پهلوی می پردازد. ***
علیزاده طباطبایی: نصف بودجه کشور صرف جنگ می شد
. چون اول جنگ را که بررسی می کردیم اینطور بود. من دقیقاً خاطرم هست مرحوم شهید فکوری که فرماندهٔ نیروی هوایی بود و بعد از قضایای سال 60 برکنار شد و در ستاد مشترک بود. یک روز در همان تاریخ آمده بود پیش من و درد دل می کرد، می گفت: آقای طباطبایی، یک روز من 17 هواپیما از دست دادم و این تصمیم خودم بود. من آن روز اهواز بودم و در جریان بودم، آقای غرضی استاندار بود. خوزستان. بله
همه مقصرند به جز مربیان
او ربطی ندارد. وی در مورد اینکه آیا واقعا 500 میلیون به باشگاه تخفیف داده تا نویدکیا بازگردد، گفت: بحث کم کردن قرارداد اصلا ربطی به نویدکیا نداشته است. من مصاحبه کردم و همان اول فصل قراردادم را کم کردم. اصل این موضوع اشتباه است. بازیکن نمی تواند به کار مربی وارد شود و من هم آدمی نیستم که اجازه این کار را بدهم. همان موقع که مشکل اقتصادی به وجود آمد من همان ابتدای فصل قراردادم را کم کردم
اولین شهید روحانی دفاع مقدس که بود؟
مردم شرمنده شویم . نزدیکی های مقر گروه الله اکبر (مدرسه استثنایی سابق و بنیاد شهید کنونی) چند نفر سرباز دیدیم. اول خیال کردیم ایرانی هستند بلافاصله به من ایست دادند و به عربی گفتند: قف ! فریاد زدم: اینها عراقی هستند . شیخ گفت : با سرعت برو ! ... پدال گاز را فشار دادم. عقربه سرعت روی 90 کیلومتر بود، که ما را به رگبار بستند . چند گلوله به گردن
از به تصرف درآوردن واحد مخابرات دشمن تا دادن گراهای اشتباه
کردیم، آنها با دیدن ما خوشحال شدند، چون توان حرکت نداشتند، قرار شد دو طرف تخت های شان را بگیریم و با همان وضعیت آنها را به عقب ببریم. تخت ها را که بلند کردیم صدایی به گوش مان رسید: الموت لصدام، الموت لصدام... دو نفر عراقی زیر تخت مخفی شده بودند و طول مدتی که دوستان مجروح مان در آن جا بودند، تکانی نخوردند و با گرسنگی و تشنگی آن زیر به سر بردند. * یک جمع گرسنه و تشنه
گفتگو با بازیگر دستگیرشده در پی حوادث 88
از دوستانم را گرفت و به او آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا و بعد کم کم داستان زیاد شد که مگر می شود بدون قصد و نیت این کار را کرده باشی. به آنها که دستگیرم کردند حق می دهم وی خاطرنشان می کند: الان که فکر می کنم یک بخشی به آنها حق می دهم چون همان شب بی بی سی اعلام می کند که فلانی دستگیر شد و فردایش یک نفر امضایی که از من
از رژه علنی داعش در خیابان و احتمال آشتی ایران و عربستان تا ممنوعیت آرایش ویژه محرم و وعده دروغ اوباما
ده سال را تکذیب میکنم تا شاید خودم آرام شوم از ازدواج های شش ماه یک بارم تا ممنوع الکاری در شرایطی که فقط روزی 6 ساعت بیدارم و مابقی درگیر فیلمبرداریم تا ورودم به سینما از طرف x و حواشی دیگرم فقط آقایون خبرگزاری ها که اکثرا هم معتبر ترینید....با کدام دین و ایمان و باورتان به زندگی من حمله ور شده اید؟؟؟؟یک لحظه چشم بر هم بگذارید و فکر کنید به مادرتان ،خواهرتان ،همسرتان و ناموستان چون من
سید حسن نصرالله در شب اول محرم چه گفت؟
توجه قرار گیرد، همواره زمانی که انتفاضه ای یا خیزشی مردمی بزرگی در داخل فلسطین روی می داد، در تعامل با این انتفاضه یا خیزش بزرگ مردمی در فلسطین در جهان عرب یا به صورت کلی در جهان، بین دو حد و مرز با آن تعامل می کردند، یک گروه برای کاستن این مبارزه و خیزش اقدام می کرد و گروهی دیگر خواستار افزایش این مبارزه و خیزش بودند، هر دو گروه کارشان اشتباه است، در بحث کاستن این بود که در منابر مردمی و از طرف
...و حالا گفتگوی مفصل تازه آقای دیوید گیلمور در "کافه سینما"/ به مناسبت عرضه کاور استاد، از "بیتلز"/ ...
برای خودش پر رمز و راز می داند. او با همان خونسردی ذاتی اش توضیح می دهد: "من از اول تا الان در مورد حالت روحی و روانی ام اشتباه کردم. یک روز فکر می کردم که فرمولش رو پیدا کردم و می دونم که چه جوری باید کارم رو انجام بدم ولی واقعا اینطوری نبود. هر بار وضع فرق می کنه. هنوز نمی دونم چه جوری باید یک آلبوم رو ضبط کنم." رویکرد حسی و آرام دیوید گیلمور را می توان در اوایل دوران موسیقیایی اش در
رونمایی از نامه زنجانی به نمایندگان مجلس+تصویر
فکر و تدبیر، بلکه با مطالعه و تحقیق. آقایان محترم، من همه اموالم مربوط به قبل از سال 1391 است، در صورتی که وزارت نفت برج 3/1391 با مجموعه من فعالیت کرده و هیچ وقت روند کار از آینده به گذشته نمی رود. آقایان محترم، در هیچ جای دنیا وکلای مجلس به دولت ها اجازه نمی دهند مردم کشور را به جرم اخلال در نظم اقتصادی بازداشت کنند، چون که مردم که قدرتی را برای اخلال کردن ندارند و وسیله
کلنگ زنی با22کلنگ برای محکم کاری!/الهام چرخنده: می توانستم جای گوگوش را بگیرم/مخالفت آیت الله جنتی با ...
ادامه داد: پنج شش سال پیش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان مختلفی هم سراغ من آمدند و پیشنهاد حضور به عنوان نقش اول سریالی که مضمونش مربوط به یک خانم مانکن و چند نفر مرد عاشق و شیفته او بود را دادند و گفتند 5-6 میلیارد به تو می دهیم و بدون شک هر بازیگر دیگری بود؛ قبول می کرد.چرخنده افزود: موقعیتی که من داشتم و می توانستم در بهترین سالن های خارج از کشور کنسرت بگذارم و بروم جای کسانی چون گوگوش بنشینم را
بنگر: باید با اختلاف 3 گل می بردیم
اخراج رضا نورمحمدی هم گفت: به نظر من او نباید اخراج می شد. بنگر در رابطه با هانی نوروزی گفت: هانی در آکادمی فرشاد پیوس است و اگر بودجه باشگاه تامین شود قرار است قرارداد هادی تجدید شود. در فوتبال بی سر و سامان ایران که کسی برای کسی قدمی بر نمی دارد اگر همین کار را هم پرسپولیس و طاهری انجام دهد بزرگ ترین کار را انجام داده است. به هر حال امیدوارم روح هادی همیشه شاد باشد. ما هنوز غصه دار او هستیم و من دیشب فقط یک ساعت خوابیدم.
بدون زمین های خاکی ، فوتبال هم نابود شد
در کنار آموزش مسائل فنی در دستور کار قرار بگیرد؛ اینکه بازیکن طوری تربیت شود که وقتی فوتبالیست بزرگی شد، حرمت ها را حفظ کند، احترام کوچک تر و بزرگ تر را نگه دارد و اگر در آینده یک میلیارد قرارداد بست شعور عقلی بالایی داشته باشد که بداند چگونه رفتار کند . ما الان پول به بازیکن می دهیم و زندگی اش و خودش نابود می شوند، چون آن بازیکن نه ظرفیت این رقم پول را داشته و نه می توانسته آن را بنویسد، نه
بهنوش بختیاری:این نفرت انگیز ترین کار دنیاست!
شلوغی داشته و بزرگ یک خانواده باشم که البته فکر می کنم در حد رویا بماند، دیگری اینکه روزی یک موسسه بزرگ خیریه داشته باشم که پشت و پناهی برای افرادی که گرفتاری مالی دارند، باشد چون خودم آنقدر بی پولی کشیده ام که فکر می کنم بزرگترین مشکل آدم ها بجز سلامتی مشکلات مالی است. دیگری این است که دلم می خواهد مسیر بازیگری ام را تغییر بدهم و در نقش های جدی تر ایفای نقش کنم و بازیگر بین المللی تری شوم
سازگار وژولیده وصرافان ودین پرور وانسانی وموید وحسان وسهرابی وشفق ودیگرشاعران وسوم محرم
/> کافی ست زیر لب پدرت را صدا کنی کافی ست یک دو بار بگویی گرسنه ام یا ناله ای به خاطر زنجیرِ پا کنی اصلاً نه ، بی بهانه زدن عادت همه ست حرف گرسنگی نزدم باز هم زدند دیدم که بر لبان تو می خورد پشت هم چوب تری که قبل لبت بر سرم زدند آن قدر پیش طفل تو خیرات ریختند نان های خشک خانه یشان هم تمام شد امروز هم به نیّت تفریح آمدند عمه کجاست