سایر منابع:
سایر خبرها
12 کتاب برای روزهای عزای حسینی
حُر بن یزید ریاحی ، روایت غلام عبیدالله بن زیاد و... است. اگرچه روایت کتاب سرانجام همان حادثة عظیم کربلا را بازنمایی می کند و همه آن ها از همان واقعه کربلا سخن می گویند، ولی از زاویه و نظر خود و نه همچون مقاتل از زبان یک راوی دانای کل. این رویکرد، علاوه بر جان بخشی به شخصیت های فراموش شده تاریخ، به معنای نگاه به واقعه عاشورا از زاویه ای تاکنون دیده نشده است. جزئیات و ظرایفی از آن نقل شده که تاکنون
سیدالشهدا برای جلوگیری از نزول عذاب خون خود و فرزندانشان را به آسمان پاشید
؛ زمانی که سالار شهیدان می خواست حضرت علی اکبر(ع) را روانه میدان کند، رو به آسمان کردند و گفتند، خدایا تو ببین که جانم بر لبم آمد تا این جوان را بزرگ کنم و حالا دارم او را روانه میدان جنگ می کنم. حجت الاسلام عالمی افزود: حضرت علی اکبر(ع) بعد از مدتی از میدان جنگ به نزد پدر برگشت و به امام حسین(ع) فرمود، پدر جان تشنه ام و عطش دارم؛ این فرموده حضرت علی اکبر(ع) با آگاهی از این مطلب بود که در
در "روز هشتم" محرم بر امام حسین(ع) چه گذشت؟
بن حجاج گفت: به خدا سوگند در حالی که حسین و یارانش تشنه کامند هرگز به تنهایی آب ننوشم. سپاهیان عمر و بن حجّاج متوجه همراهان نافع بن هلال شدند، و عمروبن حجّاج گفت: آنها نباید از این آب بنوشند، ما را برای همین جهت در این مکان گمارده اند. در حالی که سپاهیان عمرو بن حجاج نزدیک تر می شدند، عباس بن علی به پیادگان دستور داد تا مشکها را پر کنند، و پیادگان نیز طبق دستور عمل کردند، و
وقایع روز هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
خیمه زن ها آمد و نُه گام به سوی قبله پیمود و آن جا را کند و چشمه آب شیرینی جوشید و همه اصحاب نوشیدند و مشک ها را پر کردند و آن چشمه فرو رفت و اثرش نهان گردید. این خبر به ابن زیاد رسید. پس پیکی به سوی عمر بن سعد فرستاد و برای او چنین نوشت: به من خبر رسیده حسین چاه می کند و خود و اصحابش آب می نوشند، چون نامه ام به تو رسید ملتفت باش و تا توانی نگذار که آن ها چاه بکنند و آبی بنوشند، بر آنها تنگ بگیر
اگر تربت سیدالشهداء شفا میدهد، چه نیاز است به دکتر و دوا؟!
صاحب جواهر در کتاب جواهر الکلام، جلد 36، صفحه 358 به این مطلب اشاره کرده و بیان می کند روایت در این زمینه مستفیذ یا متواتر است، تصریح کرد: شیخ عاملی نیز در کتاب فصول مهمه ، باب یازدهم با عنوان "إنّ تربت الحسینیه شفا من کل داء" در این خصوص روایاتی آورده است. حجت الاسلام عباسی ادامه داد: همچنین، در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه، ص 748 سعد ابن سعد روایت می کند از امام موسی بن جعفر (ع) از
اهانت عبدالله بن حصین و دیگران به امام(ع)
/> اما بعد، بین آب و حسین و یارانش حایلی قرار بده که حتی قطره ای از آن ننوشند همانطور که با آن با تقوای پرهیزگار مظلوم، امیرالمؤمنین عثمان بن عفان چنین کردند. وقتی نامه ابن زیاد به عمر سعد رسید، عمرو بن حجاج را خواست و با 500 سوار به سوی شریعه فرات گسیل داشت تا مانع دسترسی سپاه امام به آب شوند. به این ترتیب سپاه حسین بن علی (ع) تشنه ماندند. *اهانت عبدالله بن حصین و دیگران
مردم شخص امام حسین(ع) را دوست داشتند، اما نسبت به تمدن او بغض داشتند
نکنید، و غارت نکنید. حتی دو روز قبل از عاشورا می گفت: من می ترسم این ابن زیاد مرا به قتل حسین(ع) وادار کند. (فَلَمَّا وَرَدَ الْجَوَابُ عَلَی عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ قَالَ قَدْ خَشِیتُ أَنْ لَا یَقْبَلَ ابْنُ زِیَادٍ الْعَافِیَة؛ ارشاد مفید/2/86 و فَأَقْبَلَ شِمْرُ بْنُ ذِی الْجَوْشَنِ بِکِتَابِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ زِیَادٍ إِلَی عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ فَلَمَّا قَدِمَ عَلَیْهِ وَ قَرَأَهُ، قَالَ لَهُ عُمَرُ
فرهنگ در رسانه
خواهند کرد. نماینده مرکز جامعه المصطفی العالمیه نیز ضمن ارائه گزارشی از برنامه های این مرکز در آموزش زبان فارسی به اتباع خارجی گفت: این مرکز تا کنون به بیش از 50 هزار نفر زبان فارسی را آموزش داده است و لازم است نگاه ویژه ای به موضوع آموزش زبان و ادبیات فارسی به خارجیان داشته باشیم. در این جلسه دکتر یاحقی عضو حقیقی بنیاد سعدی نیز با بیان اینکه خوشبختانه امروز نیاز به فراگیری زبان
عاشورا؛ روزی به بلندای تاریخ
یارانش را تشنه لب از دم شمشیر بگذرانند و محترم ترین و معتبرترین بانوان درگاه خدا را اسیر سازند. گروه ابن سعد و شمر و سنان و خولی و یزید و ابن زیاد را طمع به جوایز و پست و مقام و یا بیم از یزید و ابن زیاد به کربلا کشانیده بود و گروه حسین علیه السلام و حزب خدا به شوق درک درجات عالیه، دفاع از نوامیس دین و حرم نبوت و ولایت در آن میدان آزمایش، حاضر شده بودند. سعادتمندان و شقاوتمندان
وقایع روز هفتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
) فرمود: بار خدایا! او را از تشنگی بکش و هرگز او را نیامرز. حمید بن مسلم نقل می کند: به خدا پس از آن او را در بیماری اش عیادت کردم، بدان خدا که جز او معبودی نیست، او آب می نوشید تا به گلویش می رسید، قی می کرد و فریاد العطش می کشید و باز آب می نوشید و سیراب نمی شد و به همین حال بود تا جانش در آمد. ابن زیاد به عمر بن سعد نوشت: "نگذارید حتی یک قطره آب هم به آن ها برسد" رسیدن مسلم بن
روضه عطش؛ از کربلای سال 61 تا منای 1436
گروه دین مشرق - یکی از آزمون های سخت کربلا، آزمون عطش و تشنگی بود. سه روز قبل از شهادت امام حسین (ع) در روز هفتم محرّم دستوری از عبیداللَّه بن زیاد از این قرار به عمر بن سعد ابلاغ شد که: بین حسین و آب فاصله انداز و مگذار که قطره ای از آن بنوشند و این عمل را نوعی انتقام در مقابل بستن آب بر عثمان تلقی کرد. ابن سعد به مجرد دریافت این دستور، عمرو بن حجاج را با پانصد سوار، مأمور مراقبت از
عاشورا؛محور وحدت در جهان اسلام
/ خبر جاء و لا وحی نزل ؛ بنی هاشم با سلطنت بازی کردند، وگرنه هیچ خبری نیامده و نه خبری نازل گشته است![16] ب-3) واقعه ی حرّه و قتل عام اهل سنت توسط یزید مسلم بن عقبه به امر یزید وقتی به مدینه رسید، سه شبانه روز اهل شهر و مجاورین قبر پیامبر (ص) را قتل عام نمود. سبط ابن جوزی در این باره به نقل از کتاب الحرّه ابوالحسن مدائنی از زهری نقل می کند: کشته شدگان روز حرّه هفتصد نفر از
ممنوعیت استفاده از نهر فرات برای کاروان امام حسین(ع) به دستور عمر بن سعد (61ق)
حسین و آب فرات را فاصله بیاندازید و اجازه ندهید وی از آن آب استفاده کند، همان طوری که آن ها عثمان بن عفان را ازآب منع نمودند. ابن سعد بلافاصله عمروبن حجاج زبیدی را با پانصد سوار، مأموریت داد تا مانع استفاده ی امام حسین(ع) و یارانش از آب فرات گردند. این واقعه ی ناجوانمردانه، سه روز پیش از شهادت امام حسین(ع) بود. البته حضرت اباالفضل العباس(ع) از سیاهی شب استفاده می کرد و برای خیمه ها آب می آورد و حضرت
یزید با الگوی مسیحی یهودی پرورش یافت
حکومت ننگین خودش به مدینه ریختند، مسجد النبی پر از خون شد! این ها درد است، در تاریخ نوشته اند: در مسجد النبی در خانه خدا به زنان تجاوز شد و مردان را گرفتند و گفتند: بیعت شما به مملوک بودن شماست، باید مملوک یزید باشید و این را اعلام کنید. لذا مهر درست کردند و پشت گردنشان زدند. عرض شد وقتی مسرف، عبدالله بن ربیعه (فرزندزاده ام سلمه، همسر پیغمبر اکرم، محمّد مصطفی(ص)) را گرفت و گفت
گردن زدن مرد شامی برای وادار کردن مردم کوفه به جنگ با امام/ وقایع روز هفتم محرم
از بیت المال قطع می شود.) یزیدبن معاویه برای تأمین هزینه ی نظامی چهار هزار دینار و دویست هزار درهم برای عبیدالله فرستاد. مردم در گروه های سیصد و چهار صد نفری اعزام می شدند. این افراد از نخیله اعزام می شدند. ابن زیاد بیست و پنج هزار نفر را تجهیز کرد که عبارت بودند از: 1. حرّبن یزید ریاحی از قادسیه با 1000 نفر 2. کعب بن طلحه 3000 نفر 3. عمربن سعد 4000
امروز راه فرات برکاروان امام حسین(ع) بسته شد
هجری قمری عبیدالله زیاد نامه ای به عمر سعد فرستاد و به او دستور داد تا راه فرات را بر حسین(ع) و یارانش ببندند، و اجازه نوشیدن حتی قطره ای آب را به امام و یارانش ندهند. (بحارالانوار،ج44،ص386) عمرسعد نیز فوراً عمروبن حجاج را با پانصد سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد تا مانع دسترسی امام حسین(ع) و یارانش به آب شوند. در این روز مردی به نام عبدالله بن حصین ازدی فریاد برآورد: ای حسین !به خدا سوگند دیگر
منتهی الامال کتابی از شیخ عباس قمی
گونه آلایش تزلزل در ساخت وجودش راه نداشت و با این حال می زد و می کُشت ، و هنگامی که اَبطال رِجال بر او حمله می کردند چنان بر ایشان می تاخت که ایشان چون گلّه گرگ دیده می رمیدند و از پیش روی آن فرزند شیر خدا می گریختند، دیگر باره لشکر گرد هم در می آمدند و آن سی هزار نفر پشت با هم می دادند و حاضر به جنگ او می شدند، پس آن حضرت بر آن لشکر انبوه حمله می افکند که مانند جَراد مُنْتَشر از پیش او متفرّق و
هفتم محرم؛ بستن آب به روی سپاه امام حسین(ع)
گفت وگو کردند. "خولی بن یزید" اصبحی چون عداوت شدیدی با امام (ع) داشت ماجرا را به ابن زیاد گزارش داد و نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد. 2- منع آب از امام حسین(ع) در این روز آب را بر اهل سپاه سید الشهدا (ع) بستند، چراکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که: "نگذارید حتی یک قطره آب هم به آن ها برسد" بدین
امروز برای دروغ های کربلا باید گریست/ عزای جدیدی که در گذشته نبوده
، همه قبل از امام حسین علیه السلام و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد به شهادت رسیده اند. حضرت رقیه سلام الله علیها نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است. اشتباه دوم: باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی علیه السلام و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد
یزیدیان در روز عاشورا، چهره بشری را تا ابد سیاه کرده است
رساندند به سوی خیمه ها هجوم بردند و هرکدام بر دیگری پیش گرفت. زنان را از خیمه ها بیرون کردند و خیمه ها را آتش زدند و تمام اموال حرم اهل بیت(س) را به یغما بردند. بنابر به نقل سید بن طاووس در لهوف در لحظات شهادت سیدالشهداء(ع) غبار شدید توأم با تاریکی و طوفان سرخ فام آسمان کربلا و اطراف را فرا گرفت. سپاه ابن سعد وحشت کردند و گمان نمودند بر آنها عذاب نازل شده است(15). جنایتی دیگر بعد از
روز هفتم ماه محرم بر امام حسین و یاران ایشان چگونه گذشت؟
بن حصین ازدی فریاد برآورد: ای حسین !به خدا سوگند دیگر قطره ای از آب را نخواهی نوشید تا از عطش جان دهی. امام حسین (ع) فرمودند :خدایا او را از تشنگی بکُش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار مده! حمیدبن مسلم ( ازجمله کسانیکه درلشکر عمرسعد بود و پاره ای از وقایع عاشورا را از او نقل کرده اند) می گوید: قسم به آن خدایی که جز او پروردگاری نیست، دیدم که عبدالله حصین آنقدر آب می نوشید که شکمش بالا
دور اندیشی و تدبیر امام حسین (ع) در شب عاشورا
، یارانش را در خیمه ای بزرگ گرد آورد و برای آنان خطبه ای خواند و در بخشی از آن فرمود: اما بعد، من یارانی باوفا تر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکار تر و به حقیقت نزدیک تر از خویشاوندان خود نمی شناسم، خدا شما را از جهت من، پاداش نیک عطا فرماید. یاران من! بدانید یک امشب، بیشتر در این جهان به سر نخواهیم کرد و فردا از دست این مردم، جان به سلامت نخواهیم برد. من به شما اجازه می دهم که همگی
چرا امام حسین(ع) آب را ذخیره سازی نکرد؟
با پانصد نفر سواره مأمور کرد تا مانع برداشتن آب از فرات شوند تا مبادا قطره ای از آب بخورند. و شخصی به نام عبد الله بن ابی حصین الأزدی به امام حسین می گوید: یا حسین، ... به خدا سوگند از این آب نمی خوری تا تشنگی از دنیا بروی که امام (علیه السلام) او را نفرین کرد.”[1] با توجه به این که کربلا در نزدیکی رود فرات نیست بلکه به طور مستقیم حدود پانزده کیلومتر با هم فاصله دارند، بله نهر کوچکی از
تاریخ کربلا را می خوانیم که دیگر کربلایی تکرار نشود
بنی هاشم، به ظاهر، فامیل هم محسوب می شوند. معاویه، فرزند ابی سفیان بن صخر بن حرب ابن امیّه ابن عبدشمس ابن عبدمناف است. همان طور که بیان شد، منظور از وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ که در آیه 60 سوره اسراء بیان شده، همین بنی امیّه هستند و منظور از انتهای آن آیه که می فرماید: وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانَاً کَبِیرَاً ، یعنی یزید آن ها طغیانش بسیار زیاد است
از آب هم دریغ کردند کوفیان...
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در هفتمین روز محرم سال 61 هجری با اتفاقات جدیدی رقم خورد به گونه ای که در این روز عبیدالله بن زیاد طی نامه ای که به عمربن سعد می نویسد و دستور می دهد تا با سپاهیان خود بین امام حسین(ع) و آب فرات فاصله بیندازد و اجازه نوشیدن حتی قطره ای آب به آن ها را ندهد. عمربن سعد نیز بعد از دریافت این دستور، عمربن حجاج را با 500 سوار در کنار
جماعتی نمازگزار که با باطن قبله سر جنگ دارند/ امام حسین(ع) اتمام حجت می کند
نشناسد. اما از یک سوی... این جذبه شیطانی آمیخته با خوف! نخست عمربن سعد دل به محال سپرده است که شاید بتواند دنیا و آخرت را با هم جمع کند و این توهّم شیطانی همه آن کسانی است که دین را می خواهند اما نه به آن بها که دل از دنیا ببرند . آنان با خدا مکر می ورزند و مکر شب و روز نیز با آنان همراه می شود... اما مگر می توان با خود مکر کرد؟ پس باید زبان صدق آن مذکِّر درونی را هم برید تا در این عشرتکده غفلت
سرمقاله روزنامه های صبح ایران
جست: قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاء و با ترویج حکومت جبری خویش می گفت خدا خواسته است حکومت دست ما باشد! علامه امینی در جلد 13 الغدیر (ترجمه فارسی) داستانی را چنین نقل می کند: مردی به نام ابواسحاق می گوید شمر بن ذی الجوشن با ما نماز می گذاشت و سپس دعا می کرد خدایا ما را ببخش. گفتند خدا چگونه تو را بیامرزد؟ گفت وای بر تو پس من چه کنم
علی اکبر (ع) در مقاتل
تحفظنی فی رسول اللّه . ای ابن سعد! خدا پیوند خویشاوندی ات را قطع کند که پیوند خویشاوندی مرا بریدی و حرمت خویشاوندی ام با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را زیر پا نهادی . به مجرّد این که علی اکبر علیه السّلام از پدر اجازه میدان گرفت با خواندن این رجز بر سپاه دشمن تاخت: أنا علیّ بن الحسین بن علیّ نحن و بیت اللّه أولی بالنبی و اللّه لا یحکم
عبادت عاشقانه و نیایش عارفانه
حالات نماز، اول قیام و بعد سجده است اما در این آیه شریفه مشاهده می کنیم که اول سجده بعد قیام آمده است. شاید نکته آن همین باشد که باید از سجده که اوج بندگی و زیباترین حالت ارتباط بنده با خدا است به حالت قیام و جنبش درآمد و از سجده حق و سفر و سیر معنوی الی الحق به تعبیر اهل عرفان سوغات تعهد و شناخت جامعه و سیر الی الخلق را به همراه آورد. در نهضت کربلا عبادت و سلوک ، در حضرت اباعبدالله(ع) و یاران
آیا امام حسین(ع) با ابن سعد مذاکره کرد؟!
عَسکَرِکَ با تو سخنی دارم ، امشب میان دو لشکر به دیدارم بیا. عمربن سعد با بیست سواره آمد محضر امام حسین وحضرت به جزء برادرش عباس علیه السلام و پسرش علی اکبر به تمام اصحابشان دستور دادند تا بروند،آنوقت امام علیه السلام خطاب به عمربن سعد فرمود: ابن سعد! وای برتو! آیا از خدائی که بازگشت به سوی اوست نمی ترسی؟! آیا با من که خود می شناسی کیستم می جنگی؟!اینان را رهاکن و