سایر منابع:
سایر خبرها
100 توصیه مهم رهبری به هیات های عزادارای
، چیز مهمی است. از دوران کودکی – مثلاً از سن یازده یا سیزده سالگی – که او به عنوان یک انسان خودش را درک کرد، تا آخر عمر با دشمنان خدا مشغول مبارزه بود و بالاخره در این راه هم جان داد. یک شاعر، چه قدر خوب می تواند این را بیان کند. یک گوینده، چه قدر خوب می تواند این را در ذهنها و تا آن اعماق دل مردم نفوذ بدهد.( 28 /10 /1368) عدم استفاده از مدح های بی معنا چیز دیگری که بنده در بعضی از
لطفاً به هیأت های عزاداری خیانت نکنید
عنصر محبت یک اصل اساسی و عمیق در جریان تشیع است. عنصری که بسیار در ترویج و تحکیم این مکتب اثرگذار بوده است. بدیهی است که این نوع عاطفه متکی به منطق و حقیقت است و نه عاطفه پوچ، سطحی و زودگذر. در مورد میزان اهمیت و توجه به این عنصر اشاره پیامبر به پاداش اش در برابر رسالت بسیار می تواند اهمیت این ماجرا را نشان می دهد.(1) با توجه به این امر بدیهی است که برگزاری جلسات هیئت ها، مدح و مرثیه برای اهل بیت یکی از نمونه های ابراز این نوع از محبت است. در مقابل این جریان، خدشه دار کردن این محبت به هر شکل و به هر صورتی، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت(ع) است. توجه اهل بیت به محبت و کسانی که مدح اهل بیت را می گفته اند دلیلی بر تائید این ذوات مقدس در مورد محبت و نقش آن بوده است. در دوران ائمه اطهار(ع) شاگردان آگاه و فقهای بزرگی در خدمت امام صادق(ع)، امام باقر(ع) و ائمه دیگر شرف حضور داشتند و معارف، احکام، شرایع، اخلاقیات را نقل می کردند؛ اما در کنار همه این ها، وقتی انسان با دقت به تاریخ می نگرد، در می یابد که امثال زراره و محمدبن مسلم و بزرگانی از این قبیل در دستگاه ائمه(ع) حضور دارند؛ اما امام رضا(ع) دعبل را می نوازد، امام صادق(ع) سید حمیری را مورد توجه و محبت قرار می دهد. ایام محرم و آسیب جدی برگزاری مراسم عزاداری در ایام شهادت اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از نمونه های نشان دادن عشق و عاطفه به ایشان است. در ایام محرم یکی از زمان هایی است که برگزاری مراسم ها حال و هوای دیگری می گیرد. بدیهی است که شور و شدت هیجان موجود در فضای جامعه عده ای را برای جذب بیشتر مخاطب تحریک کند. نگاه به سبک عزاداری های مردم در هر دوره ای یکی از اصول مهم است. متأسفانه استفاده از ابزار عزاداری برای تخریب وجهه شیعیان یکی از موارد دم دست و نفوذپذیر است. هرسال با شروع ایام عزاداری حضرت امام حسین(ع)، بازار برگزاری مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) نظم و انسجام خاصی پیدا می کند. حال و هوایی که فضاسازی های شهری اعم از سیاه پوش شدن کوچه و خیابان ها پیدا می کنند این حال و هوا را تقویت و غنی تر هم می کند. در این ایام برگزاری جلسات عزاداری همراه با سخنرانی و مداحی ازجمله برنامه های غیرقابل حذف از این مجموعه برنامه هاست که روایت مصائب، مشکلات و روایت ماجرای شهادت حضرت اباعبدالله(ع) ویارانش قسمت اصلی ماجرا محسوب می شود. دراین بین بعضی اوقات مشاهده می شود که سخنران یا مداح مجلس اقدام به خواندن روایت ها و نقل قول های نامعتبر و حتی غیر مستند کنند. در طول تاریخ و درگذر زمان، آسیب ها، تحریف ها و آفت هایی متوجه این فرهنگ بوده است که آن را از طراوت و تازگی و پاسخ گویی کامل و مداوم به نیازهای زمان بازداشته است. این مسئله ناشی از عوامل مختلفی بوده است که مهم ترین آن فلسفه بافی های انحرافی نسبت به قیام عاشورا بوده است. شهید مطهری یکی از کسانی بوده که در برابر این تحریف ها به خصوص در مورد شهادت حضرت اباعبدالله(ع) نوشته ها و سخنرانی های روشنگرانه ای دارند و ایشان به طور صریح در برابر این نوع از انحراف ها موضع می گرفت. حتی برخی از کتاب ها را مقدمه ساز انحراف و کج روی معرفی می کرده است. استاد در مورد تحریف لفظی عاشورا، نمونه های زیادی ارائه داده اند، برای مثال در کتاب حماسه حسینی می نویسند: در همین تهران در منزل یکی از علمای بزرگ چیزی را درباره حادثه کربلا شنیدم که در عمرم نشنیده بودم. روضه خوان گفت: بعدازاین که حضرت لیلا رفت داخل خیمه و موهایش را پریشان کرد، نذر کرد که اگر خدا؛ علی اکبر را سالم به او برگرداند... از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد! [روضه خوان] این را گفت و زد زیر آواز: (نذر علی لئن عادوا و ان رجعوا لازرعن طریق الطفت ریحانا) گشتم دیدم این طفتی که در این شعر آمده، کربلا نیست، بلکه این طفت, سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است. این داستان را خود این شخص جعل کرده است. بدیهی است که این نمونه ها آسیب پذیر مجالس اهل بیت را بالاتر می برند. اما می شود که بخشی از این آسیب ها را توسط مداحان از بین برد. معلمی مداحان مداحان اهل بیت دارای جایگاه ویژه ای هستند. در این زمینه حضرت آیت الله خامنه ای، می فرمایند: با این چشم به حرفه مداحی نگاه کنید. وقتی آنجا می ایستید برای خواندن، احساس کنید که به عنوان یک مبلّغ دین، به عنوان یک پیام آور حقائق دینی، در اثرگذارترین شکل، آنجا ایستاده اید. اگر این احساس وجود داشت، آن وقت انتخاب شعر محدودیت پیدا می کند، کیفیت ادا محدودیت پیدا می کند، انسان هایی که می خواهند این مسئولیت را انجام دهند، محدودیت پیدا می کنند؛ چاره ای هم نیست. این کار را خود شما باید انجام دهید؛ کار خود مداح است. امروز اگر چنانچه بپرسند: آقا حرفه مداحی به چی احتیاج دارد؟ یکی می خواهد مداح شود، از امروز شروع کند، چه چیزی نیاز دارد؟ دو یا سه چیز را می شمارید؛ می گویید باید صدایش خوب باشد، حافظه خوبی داشته باشد، بتواند شعر یاد بگیرد؛ البته روح هم داشته باشد. انسانی با داشتن حافظه خوب و صدای خوش، می تواند مداح شود، به نظر ما این کافی نیست. شما به مداح به چشم یک معلم نگاه کنید که می خواهد چیزی را به مستمع خود تعلیم بدهد. همه شماها این صلاحیت رادارید. هیچ کس را از این دایره نباید بیرون کرد. هر که شوق این کار را دارد، بسم الله، خیلی خوب است؛ اما صلاحیتش را در خودش به وجود بیاورد. شعری که می خوانید، شعر معرفت و آموزنده باشد. فرض بفرمایید فاطمۀ زهرا(س) را که می خواهید معرفی کنید، آن چنان معرفی کنید که یک انسان مسلمان، یک زن مسلمان، یک جوان مسلمان از آن زندگی درس بگیرد؛ در دل خود نسبت به آن مجسمه قداست ، طهارت ،حکمت، معنویت و جهاد، احساس خشوع، خضوع و وابستگی کند. این، طبیعت انسان است. ما انسان ها تابع و متمایل به کمالیم. اگر بتوانیم کمال را در خودمان ایجاد کنیم، می کنیم؛ اگرنه، آن کسی که صاحب کمال است، به طور طبیعی انسان به او گرایش دارد. این کمال را در فاطمۀ زهرا(س)، در امیرالمؤمنین(ع)، در ائمه ی اطهار(ع) برای شنونده تشریح کنیم و شنونده ما در قالب شعر، در قالب کلام موزون، و به خصوص در قالب صدای خوش و آهنگ درست و خوب، این معرفت را مثل آب زلالی که می نوشد، بنوشد و به همه اجزای بدن او برسد. این کار از خیلی گویندگان، هنرمندان و معلمان برنمی آید اما از شما برمی آید، اگر این کار را انجام دهید . داشتن الگو – بایدها و نبایدها یکی از شرایط مرثیه خوانی پایندی به اصل واقعه است و برای گریاندن مستمعین نباید از هر سخن بی اساسی استفاده کرد. بلکه سوزندان قلب محبان اهل بیت(ع) به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه توسط مداحان باید تأمین شود. باید گفت اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک آلود که اشک را به چشم می رساند و چشم را اشک بار می کند به معارف زلال است؛ البته با هنرنمائی. در همین زمینه رهبر انقلاب نقل می کنند: ما در مشهد یک منبریِ معروفی داشتیم، خدا او را رحمت کند، مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهار گریه می کردند؛ درحالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجر نمی آورم. واقعاً هم نمی آورد؛ بنده ده ها منبر از او دیده بودم. حادثه را آن چنان هنرمندانه تصویر می کرد که مجلس را منقلب می ساخت؛ بدون اینکه بگوید کشتند ، بدون اینکه بگوید تیر زدند ، بدون اینکه بگوید شمشیر چنین زدند یا خنجر چنین زدند ؛ این ها را نمی گفت. می توان با شیوه های هنرمندانه، روضه خوانی خوب کرد و گریاند. البته این را هم به شما عرض کنم؛ اینکه آقایان مداح ها، و سابق ها روضه خوان ها که ما حالا کمتر توفیق پیدا می کنیم ببینیم، اما در مواردی از افاضات مداح ها مستفیض می شویم، اصرار می کنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی می خواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه صدا، صدای این جمعیت نیست ؛ یا وقتی مردم می خواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه صلوات، صلوات این جمعیت نیست . شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دل های مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است. جلوگیری از تفرقه یکی از موارد دیگری که به نظر می رسد مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت علیهم السلام می توانند آن را کنترل کند و به نوعی آن را مدیریت کنند مسئله تفرقه و از بین بردن فتنه است. مداحان می توانند از گسترش و ایجاد فضاهای عوامانه ای در برخی محافل مذهبی جلوگیری کنند. فضایی که موجب بدبینی و تفرقه افکنی میان شیعیان و اهل سنت می شود. تفرقه ای که زمینه ساز سوءاستفاده وهابیت و صهیونیسم می شود. یکی از آسیب های جدی در روابط شیعه و سنی که استعمار و استکبار از آن سود می برد، تحریک علما و عوام اهل سنت به وسیله برخی سخنان مجالس و اقدامات نسنجیده و غیر مرتبط با سیره اهل بیت(ع) توسط برخی افراد نادان است که علیرغم نهی و هشدار علما و بزرگان به مسیر نادرست خود ادامه می دهند. اهانت های علنی و زشت و تأسف بار به برخی صحابه و خلفا و لعن برخی همسران پیامبر نه تنها با سیره ائمه هدی و علمای بزرگ تناسبی ندارد، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده وهابیت و تندروهای القاعده برای آتش افروزی و خشونت فراهم می سازد. اگرچه بانیان جدید جریانات برائتی که با پرچم تبری به میدان آمده اند، دارای ارتباطات واضح و عمیق با قدرت های استعماری به ویژه استعمار هستند، اما متأسفانه به علت عدم آگاهی برخی جوانان و مداحان، آن ها عملاً در میدان دشمن بازی کرده و هیزم آتش جنگ مذهبی را فراهم می آورند که فاتح نهایی آن اسراییل در منطقه است. بسیاری از گروهک های تندروی تکفیری که هم اکنون در عراق و سوریه و پاکستان و افغانستان مشغول فعالیت هستند، به منظور یارگیری و تحریک احساسات مردم، از نوارها، فیلم ها و سخنان مطرح شده در این مجالس استفاده می کنند و جواز قتل شیعیان را صادر می کنند. ................................ (1) قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی (سوره شوری-23) ...
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
نوبت زمزمه کرد. من گفتم: درست. اما اجر کدام یک بیشتر است؟ ابو عبد اللَّه گفت: چه مانعی دارد که انسان، هم به حج خانه خدا بیاید و هم در راه خدا صدقه بپردازد؟ (راوی میگوید) من گفتم: اگر توان مالی عمل به هر دو عبادت را نداشته باش، چه می تواند بکند؟ امام صادق، گفت: این کار که غیر ممکن نیست: مثلا هر گاه که قرار باشد ده درهم هزینه سفر کند به پنج درهم اکتفا کند و پنج درهم دیگر را در راه خدا صدقه کند و اگر
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
ضرورت و اهمیت عزاداری برای امام حسین(ع)
گریه فرشتگان هنوز ادامه دارد. بی تردید، این سخنان، نشان دهنده جایگاه والای گریستن بر شهیدان کربلا و مصایب اهل بیت(علیهم السلام)است. البته این گونه عزاداری به زمان و مکان ویژه ای محدود نمی گردد، بلکه امامان معصوم(علیهم السلام)هماره پیروان خود را به زنده نگه داشتن این سنت پسندیده، در هر شرایطی سفارش کرده اند تا فرهنگ مبارزه با ستم گران و یاد و خاطره جانبازی و رشادت همه شهیدان اسلام جاوید
آن روی سکه ذلت و نکبت
مسلمین و جهانیان در کمال امنیت و آزادی و در فضائی مملو از عزت و سربلندی و محبت و وفاق به سرزمین وحی مشرف شوند، ان شاالله . در پایان این وجیزه و بار دیگر به این ندای پیامبر گونه امام راحل عظیم الشأن نظری بیندازیم که فرمودند : " ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگاه دارید با غضب و خشم بر دشمنان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شما است." و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون ...
حضرت ابوالفضل (ع) نافذالبصیرت بود / عده ای در کشور عینکشان عینک گاردین است
نخورده بودند، اما از خوردن آب سر باز زدند؛ حضرت ابوالفضل(ع) یک انسان معمولی نبود و بنا به روایت یکی از فقهای بنی هاشم بودند و عشق به مظهر خداوند در وجودشان مشاهده شد. علم الهدی تصریح کرد: ایشان به گونه ای دلداده خدا بود که با مظهر پروردگار هماهنگ بود و آب نیاشامید و به خاطر برادر بودنشان با امام حسین (ع) آب نخوردند و همرنگی خود را با خدا نشان دادند، با این نگرش وقتی سیدالشهدا (ع) بر بالین
از عاشورا بیشتر بیاموزیم
برجسته کردن و بکار گیری آن، بسیاری از مصلحان را خلع سلاح کرده و آن ها را از مسیر راه خود برداشته اند. فرار شما از مرگ و خوش بودن شما به زندگی دنیا (که از شما جدا خواهد شد) ستمگران را بر مردم مسلط ساخته است . عافیت طلبی، فراز از آزار و اذیت ها، ترس از شکنجه و مرگ، وحشت از دست دادن موقعیت دنیوی و... که همه این عوامل در دو عامل ترس و طمع نهفته است، در طول تاریخ بسیاری از مصلحان و عالمان دین را از
رییسی:نامه رهبری درباره برجام یک منشور و فرمان است
: تمام خیزش های در مقابل ظلم در سراسر جهان برگرفته از واقعه عاشورا بوده است. امام حسین(ع) خون خود را داد که بشریت اهل تحول و تدبر شوند؛ چراکه فطرت بیدار امر به معروف و نهی از منکر را می پذیرد و با ظلم و ستم و تجاوز ضدیت دارد و در همان زمان بنی امیه بسیار تلاش کرد این فهم را بخشکاند و سوار برجهل نادان هایی شود که نهایتا در صفوف مقابل امام حسین(ع) ایستادند. دادستان کل کشور همچنین با بیان این
الزامات رهبر انقلاب در مورد برجام باید کاملا رعایت شود
دیگر با خدا راز و نیاز کند و خدا را ستایش کند. امام جمعه عسلویه خاطر نشان کرد: این اهمیت امام (ع) در کارزار جنگ برای نماز و استغفار، درسی برای ماست که امام معصوم (ع) می خواهد استغفار کند و ما باید با تاسی از این بزرگان در هر موقعیت از خدا طلب استغفار کنیم؛ عزیزان از فرصت این شب ها استفاده کنیم و به دعا و راز و نیاز بپردازیم و طلب مغفرت کنیم. هاشمی نژاد در خطبه دوم نیز به
توجه به شرایط رهبری درباره برجام یک معروف است
که برای ما مهم است با گذشته 36 - 35 سال پیام های عاشورا زنده است و باید در طول زمان به حرکت اجتماعی و سیاسی فرهنگ عاشورا عمل کنیم. دادستان کل کشور افزود: باید مسئولان ما در همه حوزه ها به پیام امام حسین(ع) و ولایتمردی حضرت ابوالفضل(ع) پافشاری کنند چراکه غدیر اگر عاشورا نداشت از دین پوسته ای بیشتر نمانده بود و اگر حضرت مهدی(عج) نبود این فراگیرشدن دین در عالم هستی وجود نداشت و ان شاء الله
بگومگوها درباره برجام را تمام کنید
، آشنایی آنها با شهادت از آشنایی طفل با سینه مادر نیز بیشتر است، آنها اهل بصیرت هستند و راهشان را درست انتخاب کرده اند. آنها راه را درست انتخاب می کنند و دشمن را به درستی می شناسند. حجت الاسلام والمسلمین خاتمی در ادامه به برخی ویژگی های حضرت ابوالفضل (ع) پرداخت و رهروی محض از حق و امام معصوم، شجاعت، غیرت دینی و جانبازی را از جمله خصوصیات ایشان دانست.
نامه رهبری در مورد برجام جان تازه ای به ملت داد
رود و اگر چشم بصیرت از انسان گرفته شود، انسان در حد یک حیوان تنزل می یابد. امام جمعه قزوین اضافه کرد: امام صادق (ع) در مورد حضرت عباس (ع) می فرماید که عموی ما عباس بسیار تیزبین بود و این یعنی واقعیت ها و حقایق را به خوبی و روشنی می دید و می فهمید. عابدینی ادامه داد: حضرت ابوالفضل (ع) اهل بصیرت بود و به موقع امام خود را شناخت و برای همکاری با امام خود نیز به موقع وارد میدان شد
جک استراو پروژه نفوذ را کلید زد/ ورود وزیر امور خارجه سابق انگلیس به سومین حرم اهل بیت(ع) همزمان با ...
مسایل مختلف که از ملی شدن صنعت نفت تا فتنه ی انگلیسی امریکایی 88ادامه داشته و خواهد داشت،سوال ما از مسوولین امر این است که چطور به این شخص که از مسببین جنگ و فتنه علیه جمهوری اسلامی و کشورهای متحد ایران است اجازه ورود دادند تا به راحتی در کوچه و خیابان های این کشور به گشت و گذار بپردازد و قدم در جایی بگذارد که متبرک است به خون شهدایی که در راه مبارزه با مستکبرین از دنیا رفته اند؟ آیا کشور انگلستان به
ابوالفضل العباس(ع) چگونه به شهادت رسید؟
شکافت و هشتاد نفر از آنان را به خاک هلاکت افکند و وارد فرات شد. فَلَمَّا أَرادَ أَنْ یَشْرَبَ غُرْفَةً مِنَ الْماءِ ذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ وَأَهْلِ بَیْتِهِ فَرَضَّ الْماءَ وَمَلَأَ الْقِرْبَةَ هنگامی که خواست مقداری آب بیاشامد تشنگی امام حسین علیه السلام و اهل بیتش را به خاطر آورد، آب را روی آب ریخت، مشکش را پر کرد. (بحارالانوار علامه مجلسی، ج 45 ص 41) آنگاه
عزادار حقیقی، ولی دم سید الشهدا(ع) است و حق انتقام گیری دارد
حقیقی همانی است که علی (ع) فرمود: اگر کسی به مقام منتظر برسد، در قیامت با من و هم درجۀ من خواهد بود. این مفهوم در زیارت عاشورا با این جمله آمده: أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَ اللَّه ؛ من می خواهم به همان مقام محمودی که شما نزد خدا دارید برسم. قطعاً اگر همین تعداد عزاداران به این مرحله برسند، تمام موانع ظهور امام زمان (عج) برطرف می شود. وی دربارۀ دیگر ویژگی
از تریبون نماز جمعه عنوان شد: نامه رهبری درباره برجام یک منشور و فرمان است
آفتاب : حجت الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی در سخنان پیش از خطبه خود در نماز جمعه این هفته تهران ضمن تسلیت به مناسبت ایام سوگواری امام حسین(ع) با تاکید بر این که عاشورا رمز تحول حیات انسان و جامعه بشری است ، افزود: تمام خیزش های در مقابل ظلم در سراسر جهان برگرفته از واقعه عاشورا بوده است. امام حسین(ع) خون خود را داد که بشریت اهل تحول و تدبر شوند؛ چراکه فطرت بیدار امر به معروف و نهی از منکر را
حجت الاسلام شهاب: امامِ حق ما را با واقعیت ها روبه رو می کند
مداران به این صفات عالیه که قرآن در مقام تشبیه بیان کرده عنایت داشته باشند تا پشت حق راه بیفتند. سکوت و کتمان حق جایز نیست. سه تعریف از علامه طباطبایی دربارۀ حق تعریف اول اولین حرفی که قرآن می زند و علامه از آن استنباط کرده، این است: حق واقعیت است. باطل است که پندار خیال است. هروقت کنار امام حق قرار گرفتی، خیالاتی نیستی و اندیشه های باطل در ذهن تو نمی آید. امامِ حق ما
عمل مثمر ثمر، عملی است که در راه خدا باشد/ نیت؛ حلقه مفقوده ماست
زیارت عاشورا می خوانم و هر بار که به مجلس امام حسین(ع) می روم، در واقع می خواهم به خدا تقرب پیدا کنم. هدف میانی ما، یعنی آن هدفی که تا قبل از رسیدن به هدف نهایی باید به آن برسیم هر لحظه و با هر عملی به خدا نزدیکتر شدن است. همۀ ما در روز قیامت برای هر لحظه ای که به سوی خدا نرفته ایم و هر قدمی که برای تقرب به خدا بر نداشته ایم، احساس خسران و پشیمانی خواهیم کرد؛ حتی اگر اهل بهشت باشیم.
زینب (س) از ولادت تا وفات/ داستان شرط ضمن عقد زینب (س) سندیت تاریخی ندارد
از ناحیه برخی اهل خطابه و روضه و مداحی و شعرا در زندگانی این بزرگواران وارد شده و گاهی محتوای شخصیتی آنها را در ذهن عوام به سمت دیگری سوق داده است. این اتفاق به ویژه درخصوص حضرت زینب خود را نشان می دهد و درباره این حضرت، بسیاری مطالب تحریف شده به خصوص در کتاب هایی که در یک قرن اخیر نوشته شده اند، وجود دارد. یعنی شاید قدمت و دیرینه این کتاب ها به صد سال هم نرسد، ولی ماجراهایی برای حضرت زینب، چه با
مسئولین مراقب نفوذهای دشمن باشند/ توجه به شرایط مقام معظم رهبری در خصوص برجام یک معروف است
روز بزرگ است. دادستان کل کشور با اشاره به این مطلب که مهمترین صفت عاشوراییان این است که بصیرت هایشان بر شمشیرهایشان حکمرانی می کند، افزود: اگر انسان ها در خودشان فطرت های بیدار را کمرنگ کنند هرچه که راه نورانی باشد باز هم آن ها راه را نمی بینند و فطرت بیدار آمر به معروف و ناهی از منکر و کسی است که به دنبال مقتدای حق راه می افتد و ایستادگی در راه هدف دارد. وی با بیان اینکه
امام حسین (ع) دریای ناپیدا کرانه است/ عاشورایی زیستن اختصاصی به سال 61 هجری ندارد
معصوم به کسی بگوید، من فدایت شوم. عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: ابوالفضل (ع)ابتدا جانباز بعد شهید شد اما دیگر شهدای کربلا بعد از شهادت قطعه قطعه شدند، اما دست راست ابوالفضل(ع) و سپس دست چپ او را بریدند و او جانباز فی سبیل الله شد. وی با بیان اینکه ابوالفضل(ع) نه تنها امید بچه ها بلکه امید حسین(ع) بود، اضافه کرد: از امام صادق (ع) روایت داریم که بلند گریه کردن در هر داغی بد است الا در
افراط و تفریط ها؛ نقشه دشمن برای نفوذ در مراسم عزای اهل بیت
روز باشد و همیشه به درد ما بخورد. لذا همین که امام المسلمین می فرمایند که امروز یک عدّه امکان دارد با الفاظی، اظهار دوستی کنند، ولی درون خودشان این طور نیست، یعنی اینها هم یاد گرفتند و از فتنه 88 تجربه حاصل کردند. شاید رهبر معظم هم بگویند، ولی این ها در وجودشان حیله و خدعه و مکر است و انسان باید هشیار باشد. بزرگان و اعاظم ما زیرک هستند و اتّفاقاً خدعه شناس هستند، ولی اهل خدعه نیستند
اباالفضل العباس عبدالصالح خدا...
پژوهشگر دینی اظهار کرد: آنچه عباس را به این درجه از بزرگی رسانده است عبودیت و بندگی خدا و اطاعت محض از خدا و رسول و استمرار این اطاعت تا آخرین لحظات عمر و در راه امام عصر خویش بوده است. این مدرس جامعه المصطفی العالمیه خاطرنشان کرد: توجه به این نکته لازم است که این جملات از لبان مبارک امام معصوم و حجت خدا صادق آل محمد صلی الله علیه وآله صادر شده است که مقام و منزلت او بسیار بیشتر از عباس
بشر برای قرارگرفتن در مسیر الهی نیازمند معرفت است
بشر از جهل او است و اگر جهل بشر برطرف شود در مسیر سیر به سوی خدا قرار خواهد گرفت. حجت الاسلام غزلاوی در ادامه با اشاره به محورهای شناخت مسیر به سوی خدا گفت: امام باقر(ع) می فرماید، انسان به حیطه و مرحله ایمان نمی رسد مگر اینکه خداشناس، پیامبر شناس و نسبت به اهل بیت و خاندان پیامبر آخرالزمان شناخت داشته باشد. وی افزود: انسان هایی که این سه نوع شناخت را در وجود خودشان ایجاد کردند
حجت الاسلام مهدی شریف : مهم ترین چیزی که مانع رسیدن ما به خدا می شود گناه است
مقام راه بدهد. اگر به این مقام برسیم آن وقت مشخص است که به حرکتمان ادامه می دهیم. مانع اول یکی از مهم ترین چیزهایی که مانع رسیدن ما به خدا می شود گناه است . لذا سیدالشهدا علیه السلام در شب عاشورا فرمودند کسی نباید حق الناس بر گردنش باشد که اگر باشد ما نمی پذیریم. بزرگ ترین شهید عالم وجود هم اگر حق الناس بر گردنش باشد، خدا از او جواب می خواهد. علی بن مهزیار اهوازی 1 19
حضرت ابوالفضل العباس(ع) نماد کامل دلدادگی در محضر خداوند متعال است
به خدا از طریق عشق و وابستگی به مقام ولایت و عصمت وجود ابوالفضل العباس(ع) است گفت: وجود مقدس سیدالشهدا(ع)، شخصیت شفاف ابوالفضل(ع) را به عنوان یک نماد پردرخشش در مقام نمایش عشق و دلدادگی به حق به نمایش گذاشتند و به مردم دنیا نمایش دادند. امام جمعه مشهد مقدس با بیان اینکه اگر انسان به حقیقتی دلداده شد که این حقیقت مثل پیچک در اطراف دل پیچید و همه خواسته ها و گرایش ها را خشکاند عشق نامیده
حضرت ابوالفضل(ع)دریای استقامت/عشق ویژه مردم لرستان به این حضرت
به این حضرت دارند بسیار پر رنگ و باشکوه است. آیت الله میرعمادی با تاکید بر اینکه شخصیت حضرت ابوالفضل(ع) شخصیتی جامع و همه جانبه است گفت: همه اقشار و نسل ها از این حضرت الگو می گیرند و بهترین منبع برای شناخت این حضرت سخنان امامان معصوم در رابطه با ایشان است. وی با بیان اینکه برجسته ترین صفات الهی که در انسان می تواند وجود داشته باشد علم، حکمت، جوانمردی، ایمان و استقامت، ادب
عاشورا رمز تحول در حیات انسان است/توجه نکردن به اوامر رهبری جزو منکرات است
است که خدایا حسین (ع) خون خود را داد تا مردم را از جهل و نادانی برهاند تا آنان اهل تدبر و تحلیل شوند و این دعا برای همه دوران ها است. وی افزود: اگر انسان های در درون خودشان فطرت های بیدار را کم سو کنند حجت خدا را نمی بینند، فطرت بیدار به دنبال امام و حجت است و با ظلم و ستم ایستادگی و مبارزه می کند. حجت الاسلام رییسی با اشاره به اینکه بنی امیه سعی کرد تا سوار بر مرکب جهل مردم شود و در مقابل حسین (ع
خون هایی که خلاف راه حسین(ع) جاری می شوند
؟! لذا معلوم است که جایی از کار می لنگد. قمه زنان به فرهنگ عاشورا خیانت می کنند وی ادامه داد: بهتر است رفتاری چون قمه زنی را با هدف قیام امام حسین(ع) تطبیق بدهیم و ببینیم این کار ما را به قرب خدا و امام معصوم(ع) می رساند یا در واقع زمینه را برای هجمه های هرچه بیشتر رسانه های معاند فراهم می کند؟! که امام رضا (ع) می فرماید: "سه گروه هستند که به ما اهل بیت(ع) ظلم کرده و حقمان را