سایر منابع:
سایر خبرها
روایت از صلح تا قیام در بزرگترین تعزیه میدانی کشور
تعزیه صحرا رود فسا که بزرگترین مراسم در نوع خود در کشور به حساب می آید با حضور انبوه عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) برگزار شد و ده ها هزار نفر از شهرهای مختلف استان فارس از نزدیک تعزیه "از صلح تا قیام" حول محور امام حسن مجتبی(ع) و عبداله ابن حسن را مشاهده کردند.
رژیم صهیونیستی با اقامه نماز جمعه فلسطینیان در مسجد الاقصی موافقت کرد
به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم، رژیم صهیونیستی در حالی این تصمیم را اتخاذ کرد که با فشارهای بین المللی روز افزون برای خاموش کردن آتش بحرانی که بیم آن می رود به انتفاضه فلسطینی جدیدی تبدیل شود، مواجه است. نظامیان رژیم صهیونیستی در هفته های اخیر مانع ورود نمازگزاران فلسطینی زیر 50 سال به مسجد الاقصی شدند. نشست چهار جانبه با حضور جان کری و سرگیی لاوروف وزیران امور خارجه آمریکا و روسیه، فدریکا
حضور وزیر آموزش و پرورش در یزد و ارائه چند پیشنهاد(1نظر)
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد نویسنده این سطور متنی را که در حضور وزیر آموزش و پرورش و نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و عده ای از پیشکسوتان فرهنگی و مدیران و معاونان ادارات آموزش و پرورش بعداز ظهر روز شنبه 28/6/94 قرائت نمود عیناً در این ستون درج می نماید. بسم الله الرحمن الرحیم سلام و ادای احترام به خانم ها و آقایان حاضر در جلسه و با عرض خیرمقدم خدمت مقام عالی وزارت و همراهان عزیز و ارجمندشان و دیگر میهمانان عزیز. وظیفه می دانم به مناسبت 31 شهریور ماه آغاز دوران 8 ساله دفاع مقدس، گرامی بدارم یاد و خاطره شهیدان والامقام، آزادگان و ایثارگران به ویژه معلمان و دانش آموزان شهید و خانواده های معظم آنان اسوه های صبر و مقاومت که آسایش و امنیت این سرزمین اسلامی را مدیون فداکاری های آنان هستیم. حقیر در نظر دارد در این جلسه از خصوصیت کمتر گفته شده شهید بزرگوار محمدعلی رجایی یعنی از آزاداندیشی آن بزرگ مرد یاد کند. در سال 1358روزی با حضور مدیران و معاونان وزارتخانه جلسه ای برگزار شده بود تا پیرامون مطالب کتاب های درسی بحث و تبادل نظر شود. شهیدرجایی اظهار داشت اگر می خواهید این امر تحقق یابد بروید با متخصصان هر رشته مذاکره و از آنها دعوت کنید همکاری نمایند، وجهی هم برای اینکار اختصاص دهید. ایشان نام چند نفر از جمله مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب را ذکر کردند. اما بعدها دیده شد در کتابهای درسی مقالات، عکس ها و نام بزرگانی که نه تنها از یاوران انقلاب بلکه از کسانی بودند که در پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقش اساسی داشتند حذف کردند تا جایی که نوبت به حذف شعر مفسر بزرگ جهان تشیع علامه بزرگوار سیدمحمدحسین طباطبایی مولف تفسیر ارزشمند المیزان رسید. شعری با عنوان کیش مهر و با مطلع: همی گویم و گفته ام بارها – بود کیش من مهر دلدارها... اما آنچه حذف گردیده است: گره را ز راز جهان باز کن / که آسان کند باده، دشوارها جزافسون وافسانه نبود جهان / که بستند چشم خشایارها مرحوم علامه طباطبایی ترک زبان و استاد مسلم ادبیات عرب بودند به غیر از کلمه حلاج که آن هم اسم خاص بوده لغت عربی در آن شعر استفاده نشده اما به دست مولفان به تیغ سانسور گرفتار شده است. چه زیباست که تصمیم گیرندگان و نویسندگان کتب درسی در رشته های اجتماعی و ادبی و غیره به این نکته تاریخی توجه می نمودند که ابوالاسود دوئلی از حضرت علی بن ابیطالب(ع) پرسید: ای امام! بزرگترین شاعر عرب کیست؟حضرت فرمودند شاعران در یک وادی روشنی نتاخته اند تا پایان کار معلوم شود و اگر ناچار باید داوری کرد، پس پادشاه گمراهان بزرگترین شاعر عرب است.(حکمت 455 نهج البلاغه). مظهر عدل و عدالت به امرؤالقیس اشاره می فرماید که بیشتر اشعار او در وصف شراب، معشوق، مجالس لهو و لعب، زیبائی های اندام اسب و امثال آن بوده و در دوران جاهلیت به وی لقب ضلیل داده بودند. جناب آقای دکتر فانی از جنابعالی درخواست می گردد ترتیبی داده شود تا برق و آب و گاز هیچ یک از مدارس در سراسر ایران قطع نگردد و در این راه استانداران محترم به کمک طلبیده شوند. دیدیم با نبودن وسایل استاندارد گرمایش و سرمایش در آموزشگاه ها ضررهای مادی و خسارات جانی جبران ناپذیری تاکنون به بار آمده است. از جمله اثراتی که بر این امور و نظایر آن مترتب می باشد سوژه ای است که به دست مخالفان نظام و حتی عده ای از موافقان حکومت داده می شود تا با تمسک به ضرب المثل چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است بعضی از سیاست های نظام مانند کمک به دیگر کشورهای مسلمان منطقه یا آمریکای لاتین یا بعضی از کشورهای آفریقایی را مورد ایراد و انتقاد قرار دهند. پیشنهاد می نماید در تحقق خواسته های فرهنگیان شاغل تلاش های همه جانبه صورت پذیرد و دولتمردان و مسئولان ذی ربط کوشش کنند ظلم مضاعفی را که سال هاست بازنشستگان فرهنگی بویژه بازنشستگان قبل از سال 1379در زمینه تبعیضات موجود در دریافت حقوق ماهیانه، تحمل می نمایند بر طرف گردد یا حداقل کاهش یابد. از دیدارتان با خانواده های معلمان زندانی سپاسگزاری می گردد همانگونه که در مصاحبه با خبرگزاری مهر اظهار داشته اید در حدود اختیارات قانونی برای پیگیری مشکلات معلمان از جمله معلمان زندانی تلاش خواهید نمود که این عنایت و توجه با عملکرد پیشینیان شما که حاضر نبودند اعضای کانون صنفی معلمان را به اصطلاح به حضور بپذیرند قابل مقایسه نیست. یکی از وعده های جناب دکتر حسن روحانی قبل از خرداد 92 همانا تلاش برای رفع حصر معترضان به انتخابات 88 بود بدان امید که در این زمینه اقدامات لازم معمول گردد و به نتیجه مطلوب هم برسد. تشکر از دولت تدبیر و امید که اعلام کرد بگذارید معلمان و کارگران خواسته های خودشان را بیان کنند و در یزد نیز از جناب آقای استاندار محترم و جناب آقای دکتر طالبی معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری و جناب آقای احمد شیرزاد مدیر کل آموزش و پرورش بار دیگر تشکر می کنم که طی جلسات متعدد خواسته های به حق فرهنگیان اعم از شاغل و بازنشسته را شنیدند و از امنیتی کردن فضا جلوگیری نمودند و سپاس از معلمان آگاه و نکته سنج یزدی که با صراحت در تجمع های گوناگون اظهار داشتند: برای احقاق حق معلمان و جلوگیری از تضییع حقوق آنان کوشش می کنند اما در روزهای رسمی مدرسه و کلاس را ترک نمی کنند. باشد که در پی سفر وزیر محترم آموزش و پرورش به یزد تصمیماتی به نفع فرهنگیان محترم اعم از شاغل و بازنشسته و دانش پژوهان یزدی اتخاذ گردد. ضمناً از طرف 4600 نفر سهامدار شرکت های فرهنگیان یزد از جنابعالی دعوت می نمایم در سفر بعدی از مجتمع آموزشی حضرت مجتبی(ع) و یکی از پروژه های در دست اقدام شرکت بازدید فرمائید تا به خواست ایزد یکتا جنابعالی هشتمین وزیر دولت جمهوری اسلامی ایران باشید که از تعاونی فرهنگیان یزد دیدن می نمائید. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی وما رستگار بر محمد و آل محمد صلوات در آن نشست عده ای از پیشکسوتان و فرهنگیان درخواست ها، پیشنهادها و نقطه نظرات خود را بیان نمودند جناب آقای غلامعلی سفید استاندار اسبق اظهار داشت: با تشکر از وزیر محترم به خاطر کارهایشان، از نظر سفر به استان ها و جلسه با معلمان و حضور در جمع فرهنگیان و به ویژه ملاقات با خانواده زندانیان و تلاش در جهت آزادی آنان که کار ارزشمندی است، متاسفانه دعا برای زندانیان و حمایت برای آزادی اسیران در قاموس بعضی منکر تلقی می شود. درباره آموزش و پرورش می توان مسائل مختلفی را مطرح نمود ولی تحت دو عنوان مطالب کلی را عرض می کنم. 1- عدالت آموزشی 2- نوسازی اموزش و پرورش درباره عدالت آموزشی باید مهمترین مسئله را وضعیت معیشتی معلمان عنوان کرد پس از آن نگاه یکسان به همه معلمین و دانش آموزان و تامین و توزیع امکانات مناسب برای همه آموزشگاه ها. در رابطه با مدارس خاص تنوع آنها کاهش یابد و با اجرای قانون و پرداخت بخشی از هزینه ها توسط دولت امکان حضور بیشتر دانش آموزان در مدارس غیردولتی فراهم گردد. قانون اینگونه مدارس که در مجلس شورای اسلامی مصوب شده اجرایی گردد و معلمین مدارس غیردولتی در خدمات رفاهی و ادامه تحصیل و آموزش های ضمن خدمت مورد حمایت قرار گیرند. به مدارس مناطق و استان ها در زمینه های مختلف به ویژه محتوای دروس، شروع و خاتمه کار مدارس، زمان های تعطیلی و ساعات آموزشی و... اختیارات بیشتر داده شود. به تشکل های موجود فرهنگیان و ایجاد تشکل فراگیر با انتخابات آزاد برای مشارکت در امور مختلف از جمله مسائل معیشتی، مدیریتی عنایت ویژه ای مبذول گردد. در پایان باید تاکید کرد علیرغم همه مشکلات مانده از سال های پیش از قبیل استخدام های فراوان، وجود نیروی انسانی مازاد، بدهی ها و... اما نقشه راه تا حدی مشخص شده و تدوین سند تحول، زمینه بعضی اقدامات اساسی را فراهم نموده است که باید از این فرصت ها استفاده نمود. جلسه بعد از سخنان مقام عالی وزارت و پاسخگویی به بعضی از مطالب و پرسش های مطرح شده با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد پایان یافت. مدیر مسئول ...
مکاتبه افشاگرانه و کوبنده امام حسین علیه السلام با معاویه
مروان بن حکم که در مدینه عامل و فرماندار معاویه بود، برای معاویه نوشت: عمرو بن عثمان می گوید: رجال عراق و بزرگان حجاز نزد حسین ابن علی رفت و آمد می کنند و از قیام حسین نمی توان در امان بود. من در این باره تحقیق کرده ام و این طور فهمیده ام که حسین فعلا در صدد مقام خلافت نیست ولی از اینکه مبادا بعدا فکر خلافت به سرش بزند مطمئن نیستم. اکنون تو نظر خود را برای من بنویس، و السّلام. معاویه در جوابش نوشت: نامه تو رسید و از مندرجاتش که در باره حسین بود اطلاع حاصل شد. مبادا درباره هیچ موضوعی متعرض حسین شوی. مادامی که حسین کاری با تو نداشته باشد تو نیز او را به حال خود بگذار. زیرا ما تا هنگامی که حسین به بیعت ما وفا کند(صلح امام حسن علیه السلام) و با پادشاهی ما مخالفت نکند، متعرض وی نخواهیم شد. مادامی که حسین مزاحم تو نشود تو خویش را از او پنهان بدار، و السّلام. *** سپس معاویه نامه ای برای امام حسین علیه السّلام نوشت که مضمون آن این بود: اموری در مورد تو به من رسیده است، اگر سخنانی که درباره تو گفته شده حقیقت داشته باشد، گمان می کنم به صلاح تو باشد که از آن کارها خود داری کنی. اگر این سخنانی که در مورد تو به گوش من رسیده باطل باشد که حتما هم باطل است، زیرا تو از این گونه سخنان برکناری، نفس خود را موعظه کن! متوجه خود باش! به عهد و پیمان خود وفا کن! زیرا اگر تو منکر من شوی من نیز منکر تو خواهم شد. اگر تو نسبت به من مکر و حیله کنی من هم در مورد تو این کار را خواهم کرد. بترس از اینکه ما بین این امت اختلاف ایجاد کنی و ایشان را به دست خود دچار فتنه و آشوب نمایی. تو که از بی وفایی این مردم خبر داری و آنان را امتحان کرده ای، پس مراقب خود و دین خود و امت محمّد باش! مبادا افراد سفیه و نادان تو را آلت دست قرار دهند. *** هنگامی که این نامه معاویه به امام حسین علیه السّلام رسید، در جوابش نوشت: نامه تو به من رسید، نوشته بودی: اخباری از من به تو رسیده که از آن ها بیزاری و من به نظر تو به غیر آن امور سزاوارم. کارهای نیک را نمی توان جز با راهنمایی و توفیق خدا انجام داد. اما اینکه نوشته بودی اخباری از من به تو رسیده است. این گونه سخنان را افراد سخن چین و متملق و فتنه انگیز برای تو گفته اند، زیرا من تصمیم به جنگ و مخالفت با تو ندارم. ولی به خدا قسم در عین حال من از اینکه با تو مبارزه نکنم می ترسم و گمان نمی کنم که خدا راضی باشد، من از جنگیدن با تو دست بردارم و عذر مرا در مورد ترک مبارزه با تو و این گروه ملحد که حزبی ستمکار و دوستان شیاطین هستند، بپذیرد. آیا تو همان معاویه ای نیستی که حجر ابن عدی را به همراه آن افرادی که اهل نماز و عبادت بوده و با ظلم و بدعت مخالف بودند و در راه خدا از هیچ گونه ملامتی باک نداشتند، شهید کردی؟ تو آنان را با ظلم و دشمنی در حالی کشتی که پیمان های محکمی با ایشان بسته بودی و امان های کامل به آنان داده بودی که ایشان را به خاطر حوادث قبلی که بین تو و آنان رخ داده بود و بغض و کینه ای که از ایشان در دل داشتی، مؤاخذه نکنی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که عمرو بن حمق را شهید کردی؟ در حالی که وی از اصحاب پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله به شمار می رفت و رنگش از کثرت عبادت زرد شده بود؟ تو این جنایت را وقتی انجام دادی که به وی امان داده بودی، تو عهد و پیمان و اطمینانی از طرف خدا به او داده بودی که اگر آن ها را به یک پرنده می دادی از سر کوه به نزد تو فرود می آمد. سپس او را با نامردی شهید نمودی و جرات پیدا کردی و با عهد و پیمان خدای تعالی مخالفت کرده و آن تعهد را ناچیز شمرده و نادیده گرفتی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که زنازاده ای چون زیاد را بر عراق و بصره مسلط کردی تا دست و پاهای مردم را قطع نماید، چشم های آنان را از کاسه درآورد، ایشان را بر فراز شاخه های درخت خرما به دار بزند. گویا، تو از این امت نیستی و آنان هم از تو نیستند. آیا تو همان معاویه ای نیستی که یار قبیله حضرمی ها بودی و زیاد بن سمیه برای تو نوشت: قبیله حضرمی ها متدین به دین حضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام هستند و تو در جوابش نوشتی: هر کس را که به دین علی است به قتل برسان. زیاد به دستور تو آنان را شهید و مثله نمود، و حال آنکه به خدا قسم، دین علی همان دینی است که تو و پدرت به واسطه شمشیر آن مسلمان شدید. به واسطه دین علی است که تو در مقام خلافت آن جلوس کرده ای. اگر دین علی نبود، شرافت و شخصیت تو و پدرت همان مسافرت زمستانی و تابستانی بود که از مکه به شام می کردید و بدین وسیله خویش را از گرسنگی و بی نوایی نجات می دادید. اما اینکه نوشته بودی: من به خودم و دین حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و امت آن بزرگوار نظری کنم و از تفرقه این امت و اینکه به وسیله من دچار فتنه گردند بپرهیزم، من برای این امت فتنه ای بزرگ تر از این نمی بینم که تو خلیفه آنان باشی. من نظری را برای خودم و دینم و امت حضرت محمّد بهتر از این نمی بینم که با تو بجنگم؛ اگر من با تو جهاد کنم، قربهً الی اللّه تعالی جهاد می کنم و اگر جهاد با تو را ترک کنم، باید برای این گناه از پروردگارم طلب مغفرت کرده و از او بخواهم که مرا هدایت کند. اما اینکه نوشته بودی: اگر من منکر تو گردم تو نیز منکر من خواهی شد، تو هر مکر و حیله ای که به نظرت می رسد درباره من به کار ببر. من امیدوارم که مکر و حیله تو به من ضرری نخواهد رسانید. و ضرر آن برای تو از همه بیشتر خواهد بود، زیرا تو بر اسب جهالت خویش سوار و بر شکستن عهد و پیمان خویشتن حریص شده ای! به جان خودم قسم که تو به هیچ شرطی وفا و عمل ننموده ای! زیرا عهد و پیمان خود را شکستی و آن افرادی را که با آنان صلح نمودی بعد از آن همه قسم هایی که خوردی و تعهدهایی که کردی و اطمینان هایی که دادی شهید نمودی! تو آنان را بدون اینکه با کسی بجنگند شهید کردی، تو ایشان را بدین علت کشتی که فضایل و مناقب ما را نقل می کردند و حق ما را بزرگ می داشتند. ای معاویه! مواظب باش که از تو قصاص خواهد شد و یقین داشته باش که حساب تو را خواهند رسید. بدان! خدای تعالی نامه اعمالی ترتیب داده که هیچ گناه کبیره و صغیره ای نیست مگر اینکه آن را به حساب خواهد آورد. خدا این جنایات تو را فراموش نخواهد کرد. جنایاتی که به مردم ظنین می شوی، به دوستان خدا تهمت می زنی و آنان را می کشی، دوستان خدا را از خانه هاشان به دیار غربت تبعید می کنی، مردم را مجبور می کنی با پسرت که کودکی است نورس و شراب خوار و سگ باز بیعت کنند، من تو را این گونه می بینم که خود را دچار زیان خواهی کرد، و دین خود را از دست خواهی داد، با رعیت خویش حقه بازی خواهی نمود، در امانت خود خیانت خواهی کرد، گوش به سخن شخص سفیه و نادان می دهی و افراد پرهیزکار را به خاطر این گونه تبهکاران دچار ترس می کنی، و السّلام. *** هنگامی که معاویه نامه امام حسین علیه السّلام را خواند گفت: حقیقتاً که در سینه حسین بغض و کینه ای است که من آن را نمی شناسم! یزید به معاویه گفت: جوابی برای حسین بنویس که خود را کوچک ببیند و در این نامه حسین را از کارهای بدی که پدرش انجام داد آگاه کن. در همین موقع بود که عبد اللّه ابن عمرو بن عاص وارد شد. معاویه به او گفت: نامه ای را که حسین نوشته دیدی؟ گفت: مگر چه نوشته؟ وقتی معاویه آن نامه را برایش خواند، عبد اللّه به معاویه گفت: چه مانعی دارد تو جوابی برای حسین بنویسی که باعث شود به چشم حقارت به خود بنگرد؟ عبد اللّه این سخن را برای خوش آمد معاویه گفت. یزید به معاویه گفت: اکنون نظر من چطور است؟ معاویه خندید و به عبد اللّه گفت: یزید هم همین عقیده تو را دارد. عبد اللّه گفت: عقیده یزید صحیح است. معاویه گفت: نظر هر دوی شما خطا است. به نظر شما اگر من بخواهم عیوب علی را بگویم، مثلا چه می توانم بگویم؟ شخصی مثل من نباید عیبی را بگوید که در وجود کسی نباشد، یا اینکه نداند چه عیبی در وجود او است. اگر من عیب شخصی را بگویم که مردم آن را نمی دانند، باکی برای صاحب آن نخواهد بود و مردم به آن عیب اهمیتی نمی دهند، بلکه آن را تکذیب می کنند. من چگونه عیب حسین را بگویم، در صورتی که به خدا قسم عیبی در وجود او نیست. نظر من این بود که نامه ای به حسین بنویسم و او را تهدید کنم. سپس نظر خود را عوض کرده و تصمیم گرفتم که با وی لجاجت نکنم. (منبع: بحار الانوار ج 44 ص 212 به نقل از رجال کشّی) ...
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
شده و مراسم عظیم حج واجب را تعطیل نماید. و این اشتیاق سعودی ها در عدم حضور مسلمانان ایران را می توان به وضوح در اعمال و رفتار و سخنان مسوولین و مقامات دینی و سیاسی کشور عربستان و پادشاهی آل سعود، مشاهده کرد. به راستی آیا ما نیز باید همچون آل سعود از مساله تعطیلی حج واجب، تبعیت کنیم؟ 12٫ ایرانیان در سال هزاران میلیارد، هزینه مسافرت به چند کشور توریستی از جمله ترکیه، مالزی، تایلند و
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
لیست نهایی کاندیداهای هفتمین دوره هیات مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان استان یزد (اصلاحیه) (9 نظر)
ارشد 329 رضا مرشد عمران صنعتی شریف 1383 دکترا 330 علیرضا مسلمان یزدی عمران آزادکرمان 1384 کارشناسی ارشد 331 محمد حسن میرجلیلی عمران دانشگاه یزد 1376 کارشناسی 332 محبوبه نواب زاده شهربابکی عمران دانشگاه یزد 1375 کارشناسی 333 سیدابوالفضل هاشمی
جنایت و فاجعه ای با این وسعت و درخواست مجازات مسببان(1نظر)
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد مادران و پدرانی چشم انتظار و نگران نور چشمان خویش بودند. فرزندانی در اضطراب و ناراحتی که آیا هنگام رمی جمرات مادران و پدرانشان در حادثه شدیداً تاسف بار منا در چه وضعیتی به سر می برند. عروس و دامادهایی که مدتها خود و خانواده هایشان احساس خوشحالی می کردند که به مکه مشرف می شوند اعمال حج را به جا می آورند ماه عسل را در جوار کعبه معظمه و مدینه منوره می گذرانند و زندگی شیرین و با دوامی را بعد از بازگشت به شهر و دیارشان سپری می کنند اما در روز عید قربان تمام اقوام و بستگان آنها با دیدن صحنه هایی شدیداً ترسناک و دلهره آور که اندام هر انسانی را از هر قوم و دین و آئین به لرزه در می آورد نگران بودند که عروس و دامادشان به چه سرنوشتی دچار شده اند؟ مردم کشورهای مختلف همه گوش به زنگ و در پی کسب خبر از راه های گوناگون بودند که بر آشنایان و دوستان و همسایگان و فامیل آنها چه گذشته است؟ مردم از روحانی محله، خدمه کاروان، مجری صدا و سیما، گوینده رادیو، مغازه دار کوچه و خیابان، کارگر کارخانه، سر دسته هیات و سینه زن محل، مدیر اداره و سازمان محل کار، خطیب ساکن در کوچه، استاد، معلم و مدرس دانشگاه، حافظ و قاری ممتاز قرآن، رفیق صمیمی و همکار ، دانشجوی همکلاسی و دوست همراه و همگام دانشگاهی و... سراغ می گرفتند، با تلفن و یا حضوری و یا با پیغام دادن، از این و آن می پرسیدند آیا خبری دارید، چه بر سر آنها آمده است؟ چه سخت است بر مسلمانان این مرزوبوم که هنوز داغ بیش از یک هزار شهید و مجروح سال 1366 مکه را در سینه ها دارند و بتوانند بنا بر اعلام خبرگزاری ها تا این تاریخ، شهادت یا مفقود شدن حدود 480 نفر از هموطنان خود را تحمل کنند که بار سفر برای زیارت حرمین شریفین بسته بودند و با هزار امید به آینده می خواستند با حج مقبول و درخواست رحمت از پروردگار متعال از آن مکان مقدس به دیار خود باز گردند و به زندگی خویش ادامه دهند؟ پروردگارا این چه فاجعه ای است که در اثر ناتوانی و سوء مدیریت اداره کنندگان سرزمین وحی به وقوع پیوسته است مگر نباید پاسخگو باشند؟ چرا به پرسش ها و ابهامات جواب نمی دهند؟ اگر اخبار بعضی از خبرگزاری ها درست باشد که راه را به خاطر عبور محمد پسر ملک سلمان و جانشین ولیعهد عربستان بسته باشند یا زائران کشورهای آفریقایی را مسئول فاجعه دردناک و کشته شدن بیش از دو هزار حاجی در منا بدانند یا اختلافات داخلی شاهزادگان باعث بی توجهی مدیریت آن شهر و سرزمین مقدس شده است که در نهایت منجر به جنایت بزرگ در روز عید قربان گردیده یا خستگی حجاج و گرمی هوا و هر موضوع دیگری را بخواهند دلیل این فاجعه بدانند، بر بی کفایتی و ناتوانی اداره کنندگان مراسم در آن سرزمین سرپوش نمی گذارد چه دردآور است که بعد از این پیش آمد بسیار تاسف بار و ناگوار که قلب مسلمانان در سراسر جهان را جریحه دار نموده است افرادی مسئولیت فاجعه ای با این وسعت را به گردن دیگر زائران بیندازند. یا وزیر بهداشت عربستان ازدحام جمعیت و پای بند نبودن حجاج به دستورات داده شده را باعث بروز این فاجعه یا دیگری این جنایت را منتسب به قضا و قدر بداند؟ ناگوارتر این که بعضی از خبرگزاری های عربی و غربی که با دلارهای بادآورده نفتی و درآمدهای حاصل از محل سفر زائران به مکه و مدینه تغذیه می شوند، مرتب در پی برنامه ریزی و مصاحبه با این و آن و تبرئه حاکمان عربستان می باشند. آیت ا... لطف ا... صافی گلپایگانی اظهار می دارد: بی شک وقوع چنین حوادث دردناکی، تکلیف را برای امّت اسلامی زیادتر نموده که باید با تدبیر و مدیریت صحیح و هماهنگی کامل از تکرار چنین وقایع ناگواری جلوگیری نموده و راه را برای انجام مناسک حج در خانه امن الهی که قبله مسلمانان و کعبه آمال چند میلیارد مسلمان می باشد فراهم نمایند. 1 آیت ا... عبدا... جوادی آملی از مراجع تقلید در پیامی به مناسبت حادثه منا ضمن عرض تسلیت به خانواده های جان باختگان این رخداد تلخ را نتیجه بی تدبیری و سوء مدیریت مسئولان عربستانی می داند و می نویسد: سانحه سنگین و رنج بار سرزمین وحی را به محضر حضرت بقیه ا... ارواحنا فداه، تسلیت عرض نموده و غفران الهی را برای ضیوف الرحمانی که رحلت نموده اند مسالت می نماییم. آنچه بر اندوهباری این رخداد تلخ و سوگ اسفبار می افزاید، بی تدبیری و سوء مدیریت مسوولان سرزمین وحی است؛ اینان که نان قداست آن بلد امین را به بهای نا امنی می خورند، نه پاسخی درپیشگاه صاحب آن سرزمین یعنی خدای سبحان دارند و نه جوابی در برابر مسلمانان جهان بویژه خانواده های معزز جانباختگان. اگر سازمان های حقوق بشر تحت اسارت استکبار جهانی نبودند فریاد حق طلبانه آن نهاد، هم اکنون به گوش می رسید و اگر جوامع بین الملل از نفوذ استثمار آزاد بودند، هم اکنون مسئولان بی تدبیر عربستان را به محاکمه فرا می خواندند؛ تنها چاره صیانت از حقوق مردم، بیداری خود آنهاست. 2 دادستان کل کشور ضمن محکومیت حادثه منا تصریح می کند: این مساله به عنوان یک بی کفایتی یا بی تدبیری نباید مطرح باشد، بلکه به عنوان یک جنایت علیه زائران و مهمانانی است که حکومت سعودی موظف بود جان و سلامت آن ها را تضمین کند. وی گفت: مهمانان در هر کشوری طبق میثاق های بین المللی باید در بلد امن باشند، مکه و مدینه ارتباط به یک جریان خاصی ندارد و متعلق به همه مسلمانان عالم است، خصوصا در مناسک حج این مساله بیشتر خود را نشان می دهد. در ایام زیارتی امام رضا (ع) و یا ایام عید طبق آمار رسیده بیش از 10 میلیون زائر به مشهد مقدس سفر می کنند و هیچ حادثه ای اتفاق نمی افتد. دادستان کل کشور عنوان کرد: بستن راه بر مردم به دلیل عبور یکی از مقامات سعودی (وزیر دفاع) کاملا قابل بررسی است. به عنوان دادستانی از دولت و دادستان عربستان می خواهیم فقط مامورین دم دستی را مورد محاکمه قرار ندهند، بلکه جرمی را که دولتمردان عربستان در این خصوص مرتکب شده اند را مورد رسیدگی و محاکمه قرار دهند. وی تصریح کرد: به عنوان دادستانی از دادگاه های بین المللی خواهیم خواست که این جنایت آل سعود مورد رسیدگی قرار گیرد و اگر دولت عربستان به این قضیه رسیدگی نکند، کارآمدی و مدیریت آل سعود را زیر سئوال برده است. رئیسی همچنین گفت: برای همه مسلمانان روشن شده که دولت عربستان حادثه مسجدالحرام و سقوط جرثقیل را که منجر به شهادت صدها نفر شده، توجیه کرد، اما حادثه دوم قطعا عمدی بوده است. بستن راه در هجوم جمعیت به خاطر عبور شاهزاده از احتمال وقوع یک حادثه خبر می داده است و حادثه منا کاملا قابل پیش بینی و پیشگیری بوده است. دادستان کل کشور در پایان تاکید کرد: باید این مساله را با دادستان های کشورهای اسلامی رایزنی کنیم و با یک نگاه مشترک به لحاظ حقوق بین المللی این قضیه کاملا قابل رسیدگی است... 3 آرزوی مردم مومن و صبور این است که فقیهان، دانشمندان، خطبا، صاحبان تریبون های رسمی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فعالان سیاسی از هر دسته و انجمن و حزب، مقامات قضایی، مسئولان وزارت امور خارجه و کلیه دولتمردان عمق فاجعه قربانگاه سال 1394 مکه را نه تنها زنده نگهدارند بلکه با تدبیر در مجامع مختلف و در اجلاس های جهانی که با حضور اندیشمندان اسلامی برگزار می گردد درخواست نمایند چاره ا ی بیندیشند که مسئولان این فاجعه و جنایت از هر قوم و قبیله و خاندان و دسته و گروهی هستند به مردم جهان شناسانده و قانونی و شرعی محاکمه و مجازات شوند. تنها تبریک گفتن در مرگ یک حاکم و پادشاه و شعار مرگ بر آل سعود و نظایر آن چاره ساز نیست، نباید کم کم مساله ای با این ابعاد وسیع و فاجعه آمیز فراموش گردد مگر آن که مسئولیت را به عهده بگیرند و عذرخواهی کنند و مدیران ذی ربط با شرکت در جوامع اسلامی و بین المللی در این زمینه پیگیری های لازم را بنمایند. همگان در نظر مجسم نمایند زنانی که در فرودگاه جسد همسرانشان را تحویل می گیرند، حالت پدران و مادرانی که پای هواپیما فرزندان کفن کرده خود را در آغوش می کشند، وضعیت روحی افراد که در این فاجعه اقوام، بستگان، همسایگان و دوستان خود را از دست داده و مردم محله و شهری که با چاپ اطلاعیه و نصب پارچه و بنر و اظهار تسلیت به یاران و آشنایان به استقبال کشته شدگان هم شهری خود آمده اند که غریبانه در روز عید قربان به علت ناتوانی و سهل انگاری عده ای که بر سرزمین مقدس مکه و مدینه مسلط بودند، جان به جان آفرین تسلیم کرده اند. چهره های مجروحان و زخمی هایی که در جاده های منا بی یار و یاور ساعت ها افتاده بودند و ماموران حاضر در آن منطقه به امدادگران اجازه نمی دادند حتی آب به آنها بدهند تا حداقل تشنگی آنها رفع گردد. خبرنگاری گزارش می دهد پیکر یکی از ایرانیانی که از ساعت 10 صبح میان کشته شدگان افتاده بود ساعت 4 بعدازظهر بر اثر پاشیدن آب توسط آب پاش که به صورت او پاشیده شده بود به هوش آمد و توانست خود را از میان جنازه ها بیرون بکشد و به مقر ایرانی ها برساند.!! 4 تلاش دکتر حسن روحانی و دولت یازدهم و دیگر روسای قوا و مسئولان نهادها و سازمان ها برای روشن شدن ابعاد این جنایت و فاجعه عظیم تا حدی می تواند مرهمی بر آلام مردم ایران زمین باشد. شجاعت و شهامت و پایداری ایثارگران و آزادگان و جانبازان و معلولانی که در اثر بی توجهی حاکمان بر مکه و منا همراه با گروه کثیری از زائران ایرانی و دیگر کشورها در سال 1394 مظلومانه در آن سرزمین مقدس به دیار معبود شتافتند در ذهن و خاطره این امت و تاریخ مملکت باقی خواهد ماند. چون این صحنه های تلخ و رنج آور بنا نیست از ذهن و یاد و خاطره ملت مسلمان، زدوده شود. به راستی باید مسوولان در مراجع بین المللی رنج نامه ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران را با جدیت اعلام کنند نه به صورت یک موج که پس از مدتی فروکش کند و از یادها برود بلکه به صورت یک جریان پایدار و دایمی آن هم نه با شعار و تظاهر که با استناد به موارد متقن و شواهد محکم و استدلال محکمه پسند تا اداره کنندگان حرمین شریفین در محاکم قضایی جهان برای داوری خوانده شوند و مقصرین به مردم ومسلمانان جهان معرفی گردند و به سزای اعمال خود برسند. هفته نامه آیینه یزد در نهایت تاسف و تاثر این ضایعه دردناک و اندوهبار که منجر به کشته شدن بیش از چهار هزار نفر از حجاج شده است را به تمامی ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران تسلیت می گوید و از درگاه خداوند رحمان برای قربانیان منا همجواری با انبیاء و اولیای الهی را مسالت می نماید و برای بازماندگان و بستگان همه جان باختگان از پیشگاه حضرت احدیت صبر و شکیبایی تمنا دارد. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- خبرگزاری ایسنا، 4/7/94 2- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/94 3- روزنامه ایران، 4/7/94 4- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/ ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
انتظار مردم از نماینده مجلس رعایت ادب و نزاکت است
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بهرام بیرانوند نماینده بروجرد درخواست تذکر داشت، چون تذکرش مربوط به دستور کار نبود، تریبونش روشن نشد. او اما عصبانی تر از آن بود که تا زمان فرا رسیدن تذکرات شفاهی تحمل کند؛ سر و صدایی راه انداخت و تعابیر دور از نزاکت و اخلاق علیه محمدجواد ظریف به کار برد و گفت: ظریف غلط اضافی کرده که با اوباما دست داده. همهمه ای در مجلس به پا خواست به همراه دو دو و چهار چهار گفتن ها در موافقت و مخالفت. همراهان سیاسی او در مجلس از این بیان توهین آمیز حمایت و بسیاری دیگر اظهار مخالفت کردند. در نهایت تریبونش روشن شد تا تذکرش را بدهد. او با انتقاد از ظریف بابت دست دادن با رئیس جمهوری امریکا گفت: دقیقاً زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفته یا مفقود شده اند، ظریف وزیر امور خارجه به صورت تصادفی خود را به اوباما رسانده است. ملت رشید ایران سال هاست که تاوان رفتار استکباری شیطان بزرگ را می دهد و هنوز بسیاری از شهیدان ما به خانه بازنگشته اند. امریکا قصد ریشه کنی ملت ایران را دارد. در میانه تذکرش البته ابوترابی فرد که در غیاب لاریجانی ریاست جلسه را برعهده داشت، ناراحت شد و تریبونش را قطع کرد و از همکاران خود در هیأت رئیسه خواست دستور بعدی را اعلام کنند. اما گویی در بین برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس هم تمایل برای ادامه نطق این عضو پایداری زیاد بود. آنها تعلل کردند و سپس دوباره تریبون باز شد که بیرانوند از غیرت ظریف انتقاد کرد و گفت: وزیر امور خارجه با چه اجازه ای این کار را کرده است. اگر ظریف اندازه جوجه خروس غیرت می داشت، این کار را نمی کرد. گرچه ابوترابی فرد نائب رییس مجلس که در آن روز ریاست جلسه را به عهده داشت پاسخی قابل تأمل به این تذکر خارج از عرف داد و گفت: باید در سخن گفتن در مورد وزیر خارجه به عنوان یک مقام مسئول، ادبیات رعایت شود، احساس غیرت دینی و دفاع از انقلاب و رهبری و خون شهدا در افرادی مانند آقای ظریف از بنده کمتر نیست، حال ممکن است براساس تصمیمی اقدامی کرده باشند که این اقدام شان مورد نقد بنده، شما و بسیاری از دوستان باشد، اما بنا نیست که یک انسان و افرادی که در تاریخ زندگی شان در خدمت انقلاب، امام و رهبری بوده اند، ما آنها را با ادبیاتی که شایسته نیست، نقد کنیم. 1 در اصول 67 و 76 و 84 قانون جمهوری اسلامی آمده است مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید و در ابتدای ورود به مجلس سوگند یاد می کند در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت کند. بدون شک یکی از مصادیق تقوی برای نمایندگان مجلس این است که هنگام تذکر و نطق پیش از دستور و یا ارائه پیشنهاد و نظر و روبرو شدن با مردم و شرکت در مجامع و مراسم نه تنها به رییس جمهور و وزرا و دیگر دولتمردان بلکه به افراد عادی و معمولی اهانت نکنند بلکه هنگام سخن گفتن قول سدید را فراموش ننمایند و بر اعصاب خود مسلط باشند و با آرامش و متانت حرف بزنند چون مردم دنیا بعد از هر جمله و عبارتی که به کار می برند اظهارنظر و تجزیه و تحلیل می کنند علاوه بر آن شرعاً و قانوناً باید پاسخگوی سخنان خود باشند. حجت الاسلام محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه خواستار ورود دادستان به ماجرای توهین به محمدجواد ظریف در جلسه علنی مجلس شد و گفت: دادستان کل کشور باید این اقدام را به طور جدی پیگیری و به آن ورود پیدا کند. با توجه به اعتمادی که مقام معظم رهبری به تیم مذاکره کننده دارد، این قبیل رفتارها تشویش اذهان عمومی است و باید قوه قضائیه وارد عمل شود و با آن برخورد کند. وی افزود: از زمانی که دکتر روحانی در آن انتخابات تاریخ ساز به پیروزی رسیدند، بعضی از افراطیون که در آن انتخابات از جانب مردم ناکام شدند اقدام به سلسله حرکت هایی می کنند که صرفا به جهت زیر سوال بردن عملکرد مطلوب دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده بالاخص آقای ظریف بوده و متأسفانه چیز جدیدی نیست. غرویان ادامه داد: اگر دست دادن آقای ظریف و اوباما بدون برنامه ریزی باشد، برخورد آقای ظریف کاملاً منطبق بر فقه اسلامی است چرا که رعایت ادب، از بدیهیات دین است. 2 اگر این گونه سخن گفتن را دلیل سرخوردگی عده ای از اقلیت مخالف بدانیم، یا بگوییم می خواهند با این ادبیات موهن و سخیف عقده گشایی کنند در صورتی که هر دانش آموز دبستانی آن را دور از نزاکت و اخلاق اسلامی می داند، یا به خیال خود بخواهند رقیب را از میدان بدر کنند، به عنوان نمونه روزی جلسه سخنرانی یادگار امام، ریاست مجلس، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و عده ای از فعالان سیاسی، استادان دانشگاه و مقامات روحانی را به هم می زنند یا به اتومبیل آنها حمله می کنند یا با کمال تاسف آنان را مورد دشنام و ضرب و شتم قرار می دهند و یا به عنوان خائن خطاب می کنند یا به خانواده بعضی از فقها و مراجع و پیشقراولان انقلاب و مبارزان سیاسی اهانت می کنند حتی از تریبون های رسمی با عباراتی زشت آنها را مورد عتاب قرار می دهند باید بدانند اکثریت مردم جامعه و شهروندان جواب همه این بد اخلاقی های سیاسی را در اسفندماه 94 به پای صندوق های رای خواهند داد آن گونه که در خرداد 92 حضورشان حماسه سیاسی آفرید. بزرگان دین آداب سخن گفتن را به ما آموخته اند و نه تنها اهانت کردن به برادر مومن بلکه توهین به دیگران را نهی نموده اند. حضرت امام علی(ع) در جنگ صفین شنیدند که یارانشان شامیان را دشنام می دهند فرمودند: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را تعریف، و حالات آنان را بازگو می کردید به سخن راست نزدیک تر، و عذر پذیرتر بود، خوب بود بجای دشنام آنان می گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده به حق باز گردند. 3 روزی حضرت امیرمومنان(ع) بر منبر بود مردی آمد و سئوال کرد، حضرت علی(ع) بالبداهه جواب دادند، یکی از خوارج از بین مردم فریاد زد: خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است دیگران خواستند متعرضش شوند اما حضرت علی(ع) فرمود: رهایش کنید او به من تنها فحش داد. 4 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) به نمایندگان مجلس توصیه می فرمایند در نطق های پیش از دستور در ادای کلمات دقت نمایند تا به مسلمانی بلکه به انسانی توهین نشود. اعضای مجلس محترم شورای اسلامی بحمداللّه تعالی در دوره دوم نیز اشخاص محترمی هستند که با تعهد و جدیت خود می توانند خط مشی دولت را هر چه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده ای از آقایان، که شک در خدمتگزاری شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاری های بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارند که در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرت های بزرگ و کوچک و کارشکنی های مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته های مختلف است، نمی توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقه شخصی اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایی ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفی گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیون ها بویژه کمیسیون های مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد. و چون مسئله اسلام و حکومت الهی در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللی وارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند؛ و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجز است. حضرات وکلای محترم که بحمداللّه به جمهوری اسلامی تعهد دارند، در نطق های قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت ادای آن باشند، که خدای نخواسته به مسلمانی بلکه انسانی توهین نشود و شخصیتی ساقط نگردد و کسی مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خدای نخواسته انتقامجویی لازم است و مفید و موجب رشد و تعالی است. 5 نکته قابل تذکر اینکه در مجلس شورا توسط یکی از نمایندگان به بالاترین مقام دیپلماسی کشور، وزیر امور خارجه اهانت و در تاریخ مملکت ثبت و ضبط گردیده و برای همیشه باقی خواهد ماند عموم مردم اذعان دارند جملات و عبارات زشت و ناپسندی که از تریبون و بلندگوی مجلس در آن روز پخش و به سراسر جهان مخابره گردید دور از عرف و اخلاق اسلامی بوده که توهین کننده به هر دلیل مرتکب این امر شده و مناسب است از آن مکان و بر روی همان صندلی و با استفاده از بلندگوی مجلس به اشتباه خویش اقرار و از وزیر امور خارجه عذرخواهی کند که این روش به صلاح و صواب نزدیک تر است و نگرانی مردم دلاور و شهید پرور خطه لرستان و عموم شهروندان بروجردی کاهش می یابد بویژه سرزمینی که مهد پرورش مراجع بزرگ جهان تشیع و فقها و علمای اندیشمند، استادان معروف و مشهور دانشگاه های بزرگ کشور، محققان توانا و شاعران زبردست و ایثارگران و آزادگان می باشد. مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 9/7/94 2- روزنامه آرمان، 11/7/94 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، خطبه 206، صفحه 305 4- جاذبه و دافعه علی(ع) ، شهید مطهری، صفحه 144 5- صحیفه امام خمینی(ره) ، جلد 19، صفحه 153 ...
بی نظمی و بی برنامگی در مراسم تشییع پیکر حاج حسن دانش
می توان با کمی دلسوزی و هماهنگی، مراسم های اینچنینی را به بهترین شکل برگزار کرد تا خاطره شکوه مراسم در حافظه مردم و رسانه ها به شکلی مطلوب ثبت و ضبط شود. پی کر مطهر حاج حسن دانش، دیروز تشییع و به خاک سپرده شد. استقبال مردمی از این شهید قرانی، بسیار باشکوه و باصلابت بود، به نحوی که مشخص می شد مردم وفادار شهر، برای قاری ممتاز شهرشان احترام بسیاری قائل اند؛ و از سوی دیگر تنفر آحاد ملت از سعودی های خبیث به نمایش گذاشته شد. اما پیرامون مراسم تشییع نکاتی وجود دارد که به اختصار به برخی از آنها اشاره می شود: 1. بلندگو: در طی مسیر تشییع، پوشش صدایی به هیچ وجه مطلوب نبود. به نحوی که مردم به طور خودجوش و به دلیل اینکه صدایی جهت هدایت شعارها وجود نداشت، شروع به شعار دادن کرده بودند. این بی نظمی در حالیست که خیابان قیام برای مراسم مختلف، مجهز به سیستم صوتی می باشد و تنها یک همکاری و هماهنگی کوچک نیاز داشت تا صدای برنامه شعارها به نحوی مطلوب پیاده شود. 2. نماز: برنامه نماز و بی نظمی در مراسم نیازی به نوشتن ندارد و کسانی که در مراسم حضور داشتند، به خوبی مشکلات مراسم را لمس کرده اند. جای سوال است که وقتی می توان با چند نیروی انتظاماتی مراسم را به نحوی شکیل و منظم برگزار کرد، چرا باید اینقدر آشفته پیشرفت. 3. گوینده: در طی مسیر، صدای گوینده بسیار بد به گوش حاضرین می رسید و بخش اعظم جمعیت همان صدای کم را هم نداشتند. بنابراین با توجه به شور و حالی که در بین حضار وجود داشت، هر قسمتی از جمعیت بطور خودجوش شروع به شعار دادن یا صلوات فرستادن می کرد. طبیعی است که در شرایطی اینچنینی، نا هماهنگی هم فراوان باشد؛ به عنوان نمونه در بخشی از مراسم، شخصی از میان جمعیت برای سلامتی (!) مرحوم حاج حسن دانش از اطرافیانش صلوات گرفت! 4. حال مراسم: واقعیت اینست که مردم بسیار با ذوق و حال در مراسم اینچنینی حاضر می شوند، اما بی ذوقی و بی حالی از برگزار کنندگان به خیل جمعیت منتقل می شود. حال باید پرسید وقتی که می توان به سادگی و با چند هماهنگی ساده مراسم را به بهترین نحو برگزار کرد، چرا سهل انگاری و بی توجهی می شود. 5. صدا و سیما: باید از اقدام صدا و سیما، و مسئولین آن تشکر کرد که ضمن پوشش زنده مراسم تشییع، برنامه های جنبی باشکوهی در شأن مرحوم حاج حسن دانش پخش کردند. نماهنگ های سوزناک و تاثیر گذار، پخش کلیپ هایی از مرحوم دانش، و همچنین پخش تلاوت هایی از این استاد ارزنده یزدی از بخش های مختلف برنامه صدا و سیمای یزد (شبکه تابان) بود. و کلام آخر اینکه می توان با کمی دلسوزی و هماهنگی، مراسم های اینچنینی را به بهترین شکل برگزار کرد تا خاطره شکوه مراسم در حافظه مردم و رسانه ها به شکلی مطلوب ثبت و ضبط شود. در انتها ضمن تقدیر و تشکر از برگزار کنندگان، عرض می کنیم که این چند خط، نقدی دلسوزانه بود تا انشاء الله به حکم وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْری تَنْفَعُ الْمُؤْمِنینَ مفید فایده بیافتد. احمد طحانی ...
نگاهی به تاریخچه پیدایش هیئت های عزاداری
.... [4] این مراسم و عزاداری در زمان آل بویه فقط روز عاشورا بوده و تا انقراض این سلسله هر سال، تکرار می شده است. در زمان صفویان نیز از آنجایی که مذهب رسمی، شیعه دوازده امامی بوده است، مراسم عزاداری در ماه محرم و روز عاشورا انجام می گرفته و همراه با قمه زنی بوده است. تاورنیر، سیاح و سفرنامه نویس اروپایی در حضور شاه سلیمان ناظر مراسم سوگواری ماه محرم بوده و می نویسد: شاه سلیمان در
اساتید دانشگاه های ایران برای توسعه پایدار بوکان هم اندیشی کردند
پذیری و بهبود فضای کسب و کار و دکتر محمد قسیم عثمانی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی مقاله ای با عنوان توسعه اقتصادی پایدار بوکان یک هدف سخت اما دست یافتنی و حسن عبدی دانشجوی دکتری علوم اقتصاد (اقتصاد سنجی) و دارنده چندین مقاله علمی – پژوهشی مقاله ای با عنوان شناسایی فرصتهای سرمایه گذاری در بخش صنعت بوکان ارائه کردند. در پانل دوم، دکتر محمد حاجی رحیمی استادیار دانشگاه کردستان مقاله ای با عنوان
منظومه شمسی یا شنائی در بحر عرفان و طریقت موکریان/ عمر فاروقی
مراجعه به این اثر نفیس آثاری زیبا و پرسوز و گداز عارفانه و عشق الهیات از بزرگانی چون ملا صالح حریق، حاج سید محمد سعید نورانی، میرزا احمد کور، میرزا سلیم مکری، ملا حاجی محزون، مولوی مهابادی، مصباح الدیوان ادب، میرزا لطیف قاضی، سید محمد رشید سیف القضات، ملا عصام الدین شافعی، علی بیگ حیدری، عبدالرحمن هه ژار و حواشی و توضیحات کافی پیرامون چگونگی سرایش این اشعار در زمان حیات حضرت شیخ و پس از رحلت او را
گزارشی از آغاز فعالیت رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان
توجه به برنامه عملیاتی ارسالی اداره کل، به تدوین محتوای دروس آزاد پایه های هفتم و هشتم با هماهنگی تمام همکاران محترم گروه اقدام کرد. گفتنی است بنا به تصمیم همکاران محترم گروه ادبیات فارسی متوسطه اول، نمره درس آزاد به صورت کمکی و با لحاظ کردن [حضور] دانش آموزان غیربومی لحاظ می شود . حجت الاسلام و المسلمین علی یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت های مذهبی و دینی، اواخر خرداد
سنج و دمام زنی صداپیشه جناب خان در شب تاسوعا + فیلم و عکس
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، محمد بحرانی، صدا پیشه شخصیت عروسکی جناب خان برنامه خنداوانه است که در مراسم شب عزاداری تاسوعای مسجد امام رضا(ع) صلح آباد بوشهر سنج و دمام می زند. در کنار بحرانی، محسن شریفیان نیز حضور دارد. تصاویر و فیلم حضور این هنرمند در شبکه های اجتماعی منتشر شده است که در ادامه مشاهده می کنید: بحرانی از جمله هنرمندان فعالی است که در عرصه های مختلف ملی نیز
عکس/ صداپیشه جناب خان در عزاداری بوشهر
به گزارش تراز ،بحرانی بارها در خندوانه و در کارکتر "خان" از بوشهر گفته بود و در برنامه پایانی قبل از ماه محرم هم ساز نی انبان را با همراهی گروه لیان نواخت، دیشب با حضور در مراسم عزاداری مسجد صلح آباد، دقایقی سنج و دمام زد.
فصل الخطاب رهبری برای برجام دفاع از عزت نظام بود
به گزارش افکارخبر ، حجت الاسلام والمسلمین سید احمد سالک کاشانی در سخنان پیش از خطبه های نماز جمعه این هفته که با حضور هزاران نفر از عزاداران حسینی در مسجد امام اصفهان برگزار شد اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب براساس درس ها و عبرت های عاشورا مذاکره با آمریکا یعنی شیطان بزرگ را ممنوع اعلام می کنند. وی با بیان اینکه صراحت و قدرت رهبر معظم انقلاب در اعلام ممنوعیت مذاکره با آمریکا برگرفته از
از عاشورا بیشتر بیاموزیم
العالم لذا حضور در این منصب بالاخص سکانداری آن بسیار حساس و مخاطره آمیز است. در آغاز سخن دین پروران و عالمان زمان خود را به احبار و رهبان در اقوام دینی گذشته همانند می سازد که قدرت و نفوذ از دین بر آمده آنان، در خدمت منافع و مطامع سنمگران در آمده و دو عامل تعیین کننده ترس و طمع آنان را به توجیه گران ستم تبدیل ساخته و مردم را در گرداب افول و سراشیبی سقوط. ای مردم از آنچه خداوند
دو غول خارجی جدید در راه لیگ برتر
ملی پوش و عرفان از سایر نقل و انتقالات ملی پوشان هم باید یادآوری کرد که اوشین ساهاکیان، فرید اصلانی و سجاد مشایخی به شیمیدر تهران رفتند و محمد حسن زاده و محمد جمشیدی با آرن داوودی راهی نفت آبادان شدند. جدا از این ها عرفان نساج پور هم به تیم طرح مسکن ثامن پیوسته است. * شایعه قرارداد پترو با حدادی اما حامد حدادی دوباره با یک تیم چینی قرارداد بسته و اگر بخواهد پس از پایان این لیگ
فرهنگ عاشورایی اسلام را در برابر توطئه های دشمنان زنده کرد
داشت: حضرت امام حسین (ع) با عمل خود به انسان های مؤمن آموختند هنگامی که اساس مکتب با خطر مواجه می شود، باید در راه حفظ آن از هیچ گونه فداکاری دریغ نورزند. وی به اهمیت و موقعیت شهر کوفه و دلایل انتخاب این شهر از طرف حضرت امام حسین(ع) اشاره کرد و گفت: در زمان خلیفه دوم که دستور ساخت و ساز کوفه داده شد مسجد کوفه را سعدابن ابی بقاس با گنجایش 40 هزار نفر نیروی نظامی ساخت. امام جمعه
تعیین تکلیف رکن آبادی به آزمایش DNA بستگی دارد
قائم مقام وزیر امور خارجه روایت های مبنی بر زنده بودن رکن آبادی در حادثه منا را متفاوت دانست و گفت: کسانی که آنجا بوده اند، روایت هایی دارند ولی سرنوشت سفیر پیشین کشورمان در لبنان به آزمایش DNA بستگی دارد. مرتضی سرمدی روز چهارشنبه در حاشیه مراسم ترحیم احمد فهیما که در فاجعه منا جان باخته، درباره اظهاراتی پیرامون سرنوشت رکن آبادی این موضوع را مطرح کرد. وی ادامه داد: برخی از
کتابشناسی حضرت ابوالفضل (ع)
نسخه، 140000 ریال. • سقای آب و ادب سیدمهدی شجاعی، کتاب نیستان، 264 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 12 سال 1394، 5000 نسخه، 165000 ریال. • ظهیر الولایه: العباس ابن امیرالمومنین علی بن ابیطالب دراسه تاریخیه تحلیلیه سیدعلی محمد موسوی، اسماعیلیان، 256 صفحه، وزیری (سلفون)، چاپ 1 سال 1394، 1000 نسخه. • دو دست چون دو بال ابراهیم حسن بیگی ؛ تصویرگر:منوچهر درفشه
تنها مسیر توسعه کشور برونگرایی اقتصادی است
/> وی گفت: امروز هم که در آستانه اجرایی شدن برجام قرار داریم به جد معتقدم که دیپلماسی اقتصادی و در راس آن الحاق به WTO باید در راس برنامه های پساتحریم قرار گیرد. افخمی راد با اشاره به اظهارت وزیر امور خارجه ایران مبنی بر اینکه برجام تنها موانع توسعه اقتصادی را از پیش روی ما بر می دارد و این مسئولیت سنگین بر دوش همه ماست که از این فرصت بوجود آمده نهایت استفاده را بکنیم، گفت: ایشان به درستی تاکید
اذعان غرب به نقش قیام حسینی در مهدویت
تکمیل دیدگاه مهدویت نزد شیعه اشاره می کند. بخشی از کلام او که متضمن این کارکرد است، در زیر بیان می شود: آخرین پیامبر -محمد- و امامان پس از او، آمدن مهدی و صبر و انتظار در جامعه را در روایات گوشزد کردند. بدون شک در نظر ما، هم امامان و هم پیروان آن ها انتظار آینده ای پیروز برای امامی را می کشیدند که در حرکتی که حسین در آن شکست خورده بود، موفق می شود و قدرت را برای خود و جامعه اش به دست می
زینب (س) در اندیشه امام موسی صدر/ نیازمند زنانی هستیم که اراده ها را قوی کنند و محکم بایستند
السلام را جشن گرفته بودند و خیابان ها را در استقبال از کاروان اسیران اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وآله آذین بسته بودند، سخت پشیمان می شدند و گریه و توبه می کردند و در محلی که سر حسین بن علی علیهما السلام گذاشته شده بود، مسجد می ساختند. امام موسی صدر ادامه می دهد: ابن شهرآشوب از زنجیره این مسجد ها مسیر کاروان اسرا را دریافته است؛ همان مسیری که خدمت شما عرض کردم: کوفه و موصل و نسیبین
شووی خوانی، آیین کهن عزاداری در سیستان
به نسل منتقل کرده اند و پویایی و زنده بودن آن هر بیننده ای را به خود جذب می کند. یکی از آیین های بدیع این منطقه نوع تعزیه خوانی خاص در آن است که در اصطلاح محلی از آن به شووی خوانی یاد می شود. در شووی خوانی هر یک از روزهای محرم مراسم مخصوص به خود را داشت و تعزیه خوانان صحنه کربلا را بار دیگر به تصویر می کشند و مردم عزادار در غم مصیبت وارده به خاندان رسول الله (ص) بر سر و سینه می زنند. در این آیین
آداب و سنن محرم نزد اهل سنت
علامه احمد نورانی و مرحوم علامه سعید کاظمی و... به طور کلی کار علما فرهنگ سازی است. برای ملموس شدن بحث علامه قادری را به عنوان مثال عرض می کنم. در حال حاضر ایشان در اروپا هستند اما سازمان ایشان در پاکستان فعال است و از اول محرم تا عاشورا علمای این سازمان در مساجد و مراکز فرهنگی و محلات مراسم دارند و برای احیای فرهنگ حسینی و شهدای کربلا در این ایام سخنرانی می کنند و مراسم می گیرند تا از این
برانکو به بازیکنان: به ملوان فکر کنید نه دربی
تیمی، نکات لازم را به بازیکنان منتقل می کرد. تنه به تنه شدن بازیکنان و عبور از موانع زیر نظر کادر فنی انجام شد. * مهدی طارمی با هماهنگی کادر فنی برای حضور در مراسم سوگواری در شهر خود و رامین رضائیان، غایبان تمرین امروز بودند. * مایکل اومانیا به همراه میثم علیپور، پزشک تیم تمرینات ویژه ای را انجام داد. * محمود خوردبین سرپرست سرخپوشان در کنار زمین، همه امور تیم و
رجال سیاسی بزرگ دنیا در برابر دیده بانی رهبری حیران هستند/ نامه رهبر انقلاب راه سوء استفاده استکبار و ...
/> وی با تقدیر از اقدام به موقع رئیس جمهور و پاسخگویی به نامه مقام معظم رهبری گفت: در این نامه الزامات رعایت مصوبات اجرای کامل و با حسن نیت برجام از سوی رئیس جمهور نیز مورد تاکید قرار گرفته است. خطیب جمعه زنجان در بخش دیگری از سخنان خود با تقدیر از حضور هزاران نفری مردم زنجان در مراسم عزاداری حسینیه اعظم زنجان خاطرنشان کرد: مردم زنجان بار دیگر حماسه آفریدند. وی با اشاره به اول