سایر خبرها
نامه رهبر انقلاب درباره برجام موضع ملت ایران است/ مسئولان حق تخطی از شروط رهبری را ندارند
: در مقدمه ایشان از بررسی های انجام شده درباره برجام در کمیسیون ویژه برجام و دیگر کمیسیون های مجلس تقدیر کرده و عنوان دقیق و مسئولانه را برای آن بکار برده اند؛ متاسفانه برخی مسئولان دولتی و رسانه های مختلف تاکید می کردند که بررسی های مجلس درباره برجام جناحی و سیاسی است که تعابیری دور از انصاف بود. **مبادا با عدم رعایت این نکات منافع ملت از بین برود نماینده مردم تهران در مجلس
چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟
کربلا به شهادت می رسد، ولی خودش نمی رود و به حضرت می گوید که جنگ با یزید عواقب سوئی دارد و به نتیجه نمی رسد و ضربه می خوریم. بهتر است با تعامل و ادبیات نرم با این ها برخورد کنیم. به امام حسین علیه السلام می گوید: از مکه خارج نشو. من از کاری که تو آهنگ انجام آن را کرده ای، نگران هستم، ترس دارم خود و خاندانت را به هلاکت بسپاری. این جملات نشان دهنده ی این است که ایشان احساس می کند یک فهم مستقلی در
حال و هوای عاشورایی بازیگران+تصاویر
می کنم که محرم تفت باشم. تفتی تصریح کرد: ایده آل من بیشتر تکیه یا محلی است که بتواند کل عزاداران تهران را جا دهد و همه با یک نوحه پیش بروند و اجماع شوند، وگرنه این نوع عزاداری و مسیری که می رویم نتیجه اش عکس و حاصلش تفرقه خواهد بود. بازیگر ساختمان 85 نگاهی هم به برنامه های تلویزیونی و رسانه داشت و عنوان کرد: هر کس مسئول کارهایی که انجام می دهد، من برای همه همکارانم احترام
رهبری فرد: پروین بعدقهرمانی دررختکن گفت خاک توی سرتان،برید خونه تون!/هاشمی نسب 30هزارتومان بیشتر نداشت ...
آزادی به صورت سالنی برگزار می شد. فرشاد پیوس به من گفت که بیا استادیوم دوازده هزار نفری و با آقای عابدینی صحبت کن. به ورزشگاه رفتم و دیدم حمید درخشان، ناصر محمدخانی و خیلی از بزرگان دیگر در رختکن هستند. افرادی که آرزو داشتم از نزدیک با آنها ملاقات کنم. سراغ آقای عابدینی رفتم و گفت رهبری فرد تویی؟! فردا برو هیأت فوتبال و قرارداد ببند. گفتم به این سرعت؟! گفت بله، فرشاد کاپیتان تیمه و هرکس را تایید کنه
چیزی که بدم می آمد را بازی کردم/یا حسین گفتم و شروع کردم/ در خانه مدتی تحریم بودم چیزی به من نمی دادند
اتفاقی در زمینه بازیگری رخ نداد تا زمانی که سربازی رفتم. سربازی چه اتفاقی افتاد؟ در زمان سربازی با یکسری از بچه های هنرمند آشنا شدم. آنها در واقع کار موسیقی تئاتر می کردند منم که عضو تیم ژیمناستیک استان فارس بودم کارهای عجیب و غریب می کردم و با میله ها کارهای نمایشی انجام می دادم. به پیشنهاد دوستان قرار شد بعد از سربازی کار موسیقی و نمایشی انجام دهم. شروع کار شما چگونه
افشاگری رهبری فر علیه جوادخیابانی!
، شما هم از استقلال پیشنهاد داشتید. شنیده ام به شما بیست میلیون تومان هم بیشتر از مهدی می دادند. چرا همراه دوست صمیمی تان به استقلال نرفتید؟ شرایط مهدی را دیدم. من با آن شرایط نمی توانستم کنار بیایم. از در خانه که خارج می شد فحش می خورد تا به تمرین می رسید. هنوز هم بعضی مواقع فحش می خورد! یک بار به خانه شان رفتم و داشتیم حرف می زدیم که یک دفعه شیشه خانه پایین آمد. حسابی ترسیدم و گفتم خانه تان
اردوگاه های تجاوز!
مردان مسلح اسیر شد. روزهای زیادی را مجبور شد پیاده راه برود، پیوسته تحت نظر بود و بارها دست و پایش را بستند. شبها، به طور میانگین ده سرباز صف می کشیدند تا به نوبت به او تجاوز کنند. پاسخ آنها به عجز و لابه هایش، زدن او با چوب بود. در عرض شش روزی که در پایگاه محافظت شده ای که برای آوارگان جنگ ایجاد شده حضور داشتم، دهها مصاحبه انجام دادم. این مصاحبه ها برایم آشکار کرد که الگوی
بازیگری که دوست دارد نقش"آقا محمدخان قاجار" را بازی کند
ها با هم می آمدیم سر تمرین ها. او در ادامه افزود: چیزی که من از آن بزرگوار یاد گرفتم در آن زمان و خیلی روی من تاثیر گذاشت این بود که از زمانی که ایشان به میمه آمدند تا روز پایان کار لوکیشن را ترک نکرد در حالی که هر ماه 5 روز گروه تعطیلی داشت و می توانست برود تهران و به زندگی خانوادگی اش برسد ولی آن بزرگوار می گفت که اگر من بروم در فضای شهر از این حال و هوا بیرون می آیم و روی من تأثیر می
دهم محرم، جان گدازترین تراژدی تاریخ
دهم محرم در تاریخ بشر، روزی است که شاید بتوان آن را تقابل حقیقی خیر و شر، فارغ از هر اسطوره و افسانه ای دانست. به گزارش ایسنا، آن روز روزی است که یک سوی میدان، مردی از پاکان عالم به همراه یاران خود قرار می گیرد و در سوی دیگر سپاهی که به خاطر چیزی جز کینه و هواهای دنیوی و نفسانی به جنگ با وی نیامده اند. این در حالی است که فرمانده خیر در پی محو بنیان باطل است و تلاش می کند که
روضه امام حسین(ع) را جهانی می کنیم
جا را یک فرصت استثنایی و جهانی ببینیم برای این که از ایران خارج شویم. ما الآن یکسری اقدامات داریم که نمی خواهیم محدود به دانشگاه هنر، هنرمندان در تهران، هنرمندان در ایران و ... شود. می خواهیم بیرون بزنیم. اگر استعداد و این هنر وجود دارد کار جهانی کنیم تا استفاده جهانی از آن شود. اربعین از حضرت زینب(ع) اذن می گیریم تا کار تبلیغاتی برای امام حسین(ع) انجام دهیم آن کسی که رهبری
نگاهی به زندگی نامه و وصیت نامه شهید امیدعلی میخوش
خواهید بود، چون زمانی که در راه من زحمت کشیدید و مرا بزرگ کردید از من انتظار داشتید. ای پدر گرامی آن انتظار شما از من امروز انتظار حسین از من شد و انتظار اسلام از من شد که حسین و اسلام منتظرم بودند تا که به کمک آنها بشتابیم و در راه آنها جهاد کنیم. پدر گرامی من به صدای هل من ناصر ینصرنی حسین لبیک گفتم و رفتم تا به حسین کمک کنم هر چه این خون ناقابلم در این راه ریخته شود پدر گرامی از آن که من
مردم حاضر در واقعه عاشورا چکیده مثلث ترس، طمع و جهل بودند
که در اصطلاح گفته شد پدیده ای روانشناختی است و کاری هم نمی توان برای آن انجام داد. با ویژگی هایی که تاریخ نگاری اسلامی ما دارد که تاریخ به سفارش حکما نوشته شده است و نه به خاطر مردم و مردم نقشی در تاریخ نوشته شده ندارند، باید حتماً در تحلیل تاریخ با مدد عقل، جمع بندی هایی داشت. در عین حال این نکته را نیز باید در نظر گرفت که در تاریخ باید از جغرافیا نیز مدد گرفت و در غیر این صورت پژوهش و برداشتی
سفر 31 روزه دور ایران برای سلفی گرفتن
بین آن ها 7 یا 8 ساعت باشد. مثلا از تهران به قم نرفتم و به جای آن به شیراز رفتم تا این تناسب حفظ شود. این زمان مسافرت هم اغلب در شب بود که بتوانم استراحت کنم و به خاطر همین هم حتی یک شب هم در هتل نخوابیدم یا بهتر بگویم وقت آن را نداشتم! *دوربینم را برای این سفر فروختم آقای اکبری تمام هزینه های این سفر را از جیب خودش داده است؛ گرچه از نظر خودش سفر او خرج چندانی نداشته است: من
اروپا در حال ساختن تاریخ است/ بلد نیستیم با خودمان شوخی کنیم
ناشی شود ! نه. همه مردم چک میزانی از خاکی بودن را دارند اما خاکی بودن هاول بیش از حد مردمش بود. به یاد دارم وقتی که می خواستم در کار رفتن را ترجمه کنم، پیش او رفتم تا اجازه بگیرم. استقبال زیادی کرد و گفت برای این کار به دوستی که کارهای انتشارات آثارم را انجام می دهد بروید. من هم گفتم ببخشید ما در کشورمان کپی رایت نداریم. نگاهی به من کرد و گفت: خب اگر ترجمه را تمام کردی، بیا تا با هم
گفتگو با هوشنگ مرادی کرمانی درباره خوشبختی
. هوشنگ دوم هم دائما همراه تان است؟ بله، همه جا. حتی مثلا وقتی می روم نانوایی. یک بار رفتم نان بخرم نانوایی شلوغ بود. خب فکر کردم یک دانه بخرم. وقتی نوبت به من رسید شلوغ شد و نانوا گفت چند تا؟ من گفتم سه تا. وقتی خواستم بروم خانمی گفت بفرما، این هم از نویسنده ای که به بچه ها می گوید نظم و حق دیگران، خودش رفت جلو و سه تا گرفت. هوشنگ اول نمی خواست حق دیگران ضایع شود و
نسبت نامیرا با حوادث 88/ رمان مرزبندی ها را ترسیم کرده است
پایانی از این گفتگو از نگاه شما می گذرد: * این برداشت وججود دارد که موقع نوشتن نامیرا حس می کردید که نوعی از سوالات و ابهامات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جامعه پیرامون ما وجود دارد که می شود در قالب یک قصه در بستر حادثه عاشورا آن را بیان کرد. درست می گویم؟ هم بله هم نه. بله به خاطر اینکه وقتی من جامعه و آسیب هاش را می بینم، سوژه ای که به من تلنگر می زند، در جهت همان آسیب هاست و
پسران بد در فوتبال ایران
داخل زمین رفتند و باعث نیمه تمام ماندن آن شدند. نتیجه دربی 38 ام نیز مانند 3 شهرآورد گذشته 3 بر صفر به سود استقلال اعلام شد. اما نکته قابل توجه در مورد بی انضباطی های فوتبال کشورمان آن است که این پدیده ناپسند در همه جا رواج دارد و تنها مخصوص به پرسپولیس و هواداران آن نیست. ** استقلال تهران: حاشیه های بی انضباطی این تیم در فصل گذشته همراه با آقای حاشیه
زندگی خصوصی مهدی رحمتی، بانو و پسران
مهدی رحمتی ؟ مادر سنگ صبور است. همسر از نگاه مهدی رحمتی ؟ همسر کوه پشت سر است. علی و عطا از نگاه مهدی رحمتی ؟ علی و عطا امیدهای من به آینده هستند. به جز فوتبال چه ورزش هایی را دوست دارید؟ من والیبال را دوست دارم و بازی می کنم. شنا هم بلدم ولی علاقه خاصی به آن ندارم. به جز فوتبال، شغل دیگری دارید؟ خیر، چون وقتش را ندارم و به خاطر شرایط بدنی ام باید به خودم برسم و تمرین جداگانه و اختصاصی انجام بدهم، بنابراین وقت نمی کنم کار دیگری انجام بدهم. ...
رهبری فرد: گزارشگر معروف فوتبال می خواست مرا به استقلال ببرد!
می زدیم که یک دفعه شیشه خانه پایین آمد. حسابی ترسیدم و گفتم خانه تان جن دارد؟ گفت جن کجا بود، مردم با آجر هر روز شیشه خونه رو می شکونن! مهدی خیلی اذیت شد. *یعنی فقط به خاطر اذیت ها نرفتید؟! عرق به پیراهن وجود نداشت! چرا، عرق به پیراهن و تعصب بود. با رفتن مهدی به استقلال طرفداران خیلی اذیت شدند. به همین دلیل اصلا دلم نمی آمد که بخواهم طرفداران را با رفتنم از پرسپولیس بیشتر
تلمیحات قرآنی و تاریخی در قصیده ای بلند
، مجبور نشدند که با خشم، سوگندی یاد کنند. 8. در کربلا چنان به جهاد روی آوردند، و چنان به آتش جنگ مانوس بودند که شهاب های ایجادشده از شمشیرهایشان شهاب های آسمان را تحت الشعاع قرار می داد. 9. به سوی جهاد شتافتند درحالی که شمشیرهای درخشان خود را به دست گرفته و جز یاری خداوند آرزویی نداشتند. 10. با شمشیرهایشان سر شیران بیشه جنگ را، چنان از تن جدا کرده و بر زمین می
مکن ای صبح طلوع...
که اگر غافل می شد کل امتش از دست می رفت. لذا فرمود إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّهً قَانِتاً (نحل/120). با این ذکر، باب توجه خداوند بسوی امتش باز و بساط بت ها جمع شد. به دلیل ذکر خدا و نفس آرامش بود که وقتی حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ (انبیاء/68) آتشی برپا کردند و او را وسط آن انداختند، هم نترسید و تکلیف را به خوبی انجام داد و هم لحظه ای غفلت در او ایجاد نشد.
محمود رحمانی از سرنوشت عجیب و غریب مُلفِ گند می گوید / وقتی سوژه فیلم را کارگردانی کرد
پیشمان نشود. سریع رفتم و قرارداد را نخوانده امضا کردم. پرسید نمی خواهی قرارداد را بخوانی؟ توی دلم گفتم تو اگر صد در صد این فیلم را هم بخواهی من آن را به تو می دهم. یک چیزی هم رویش می گذارم چون فقط می خواهم فیلمم دیده شود. در واقع احساس می کردم سر خانم شهابی کلاه گذاشته ام. آن موقع خیلی از دیده شدن فیلم ناامید شده بودم. خانم شهابی فیلم را که دیده بود، شیفته آن شده بود. قرارداد را هم که بستیم، پخش خارج
کاستا: تا مورینیو نخواهد سبکم را عوض نمی کنم
همیشه با دوستانم در خیابان بودیم و تمام درگیری های خیابانی را به یاد دارم. هیچ وقت، هیچ شخصی با من اصولی فوتبال بازی نکرد. مهاجم اسپانیایی چلسی در ادامه گفت: هیچ وقت با داورها مشکلی نداشتم و محرومیتی هم نداشتم که به خاطر داورها بوده باشد. همیشه به داورها احترام می گذارم. بعضی وقت ها داوران به من کارت زرد می دهند که اصلا درست نبوده است ولی من کاری انجام نمی دهم. امیدوارم داورها با
فرهاد آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم
. بعد از پنجم ابتدایی طنزی در وجودم احساس کردم و بچه ها را می خنداندم. بچه ها را دور خودم جمع می کردم و برای آن ها نمایش اجرا می کردم، حتی سناریو تک نفره نوشتم و تئاتر اجرا کردم. طهماسبی: دوران ابتدایی هیجان انگیز بود، چرا که من از 6 سالگی مدرسه غیرانتفاعی رفتم، چون مدرسه دولتی قبولم نمی کرد و همچنین برای سوم ابتدایی 3 ماه را در تهران درس خواندم. من از بچگی به نقل و
واکنش پیروانی به شلاق خوردن عربشاهی
می دانم می دانید من بی خبرم و بی تقصیر. این نوشته فقط و فقط برای شفافیت اذهان است و حقیقت گم شده در فضای مجازی. آفتاب هیچ وقت در پشت ابر نمی ماند. گفتنی است ضیا عربشاهی پیشکسوت پرسپولیس دو روز قبل اعلام کرد با شکایت افشین پیروانی در دادگاه محکوم و 50 ضربه شلاق خورده است. به گفته وی در زمانی که حمید درخشان و پیروانی در اوج دعواهای رسانه ای بودند، عربشانی به حمایت از درخشان پرداخت و جملاتی را علیه پیروانی به کار برد که در دادگاه محکوم به خوردن شلاق یا پرداخت جریمه نقدی شده است. ...
عربشاهی: پیروانی مغلطه می کند
پیشکسوت باشگاه پرسپولیس گفت: پیروانی مغلطه می کند چرا که شماره پرونده شاکی که من به خاطر آن شلاق خوردم به نام افشین پیروانی بود. ضیاء عربشاهی در گفت وگو با فارس، در خصوص متنی که افشین پیروانی در اینستاگرام خود منتشر کرده و عنوان داشته که وی نقشی در شلاق خوردن عربشاهی نداشته است، گفت: افشین پیروانی مغلطه می کند چرا که من به خاطر شکایت او شلاق خوردم و او برای اینکه اذهان عمومی را نسبت به
گانگستر بازی برای فرار از دست 6 آدم ربا
میلیون تومان ارزش داشت را به آنها بدهم. نمی دانستم باید چکار کنم، برای همین به آنها گفتم که باید خانه را بگردم تا سوئیچ را پیدا کنم. من به این بهانه سمت در رفتم و در یک لحظه در را باز کردم و داخل راه پله شدم. من با فریاد از همسایه هایمان کمک خواستم، ولی این مردان دست بردار نبودند. آنها تا راه پله هم آمدند و باز مرا گرفتند. آنها به همسایه ها گفتند که مامور اداره آگاهی هستند و اگر کسی دخالت
رفتم خرید کردم(1نظر)
. رسید را بردم مغازه. دو مشتری توی مغازه بودند. صبر کردم بروند. بعد با ملایمت موضوع را به خانم فروشنده گفتم. ایشان هم متوجّه اشتباهش شد. گفت فردا تشریف بیاورید، پولتان را بگیرید. فرصتی نشد که فردا بروم. چند روز بعد باز رفتم مغازه. این دفعه خانم جور دیگری برخورد کرد که باید با همسرم ( آقای فروشنده که اتّفاقاً شب خرید هم در مغازه تشریف داشتند) صحبت کنید. اصلاً شما باید همان موقع می گفتید! دیدم نمی
آرشیوخبر:انقلاب فناوری در بزرگترین بازار خودروی جهان
می گردید. در راستای تسهیل این امر و به علت حجم فوق العاده زیاد این خودروها، تصمیم گرفته شد که بخشی از آنها در داخل ایران مونتاژ شده و به جبهه های نبرد در روسیه ارسال شود؛ به همین خاطر نیروهای آمریکایی یک کارخانه کوچک را در شهرستان اندیمشک واقع در استان خوزستان بنا نهادند که نامش لیتل دیترویت بود و در آن خودروهای نظامی سبک و نیز کامیون و هواپیما مونتاژ می شد، شرح مفصل تر ماجرا در کتاب جناب معتضد به
اتفاق تلخ در فوتبال ایران/ضیاء عربشاهی می گوید با شکایت پیروانی شلاق خورده و افشین تکذیب می کند
از آنکه با عربشاهی و همسرش حرف زدم، مشکل حل شد و رضایت دادم. این چیزی است که می دانم. ولی در کمال تعجب حکم شلاق برای عربشاهی اجرا شد و گویا پیروانی اصلا از این اتفاق خبر نداشته است. پیشکوست پرسپولیس می گوید: دوست نداشتم چیزی در این باره بگویم و پیش خودم بمانم ولی با توجه به اینکه پیروانی گفته رضایت داده، ولی باید بگویم به دادگاه رفتم و شلاقم را خوردم. به من گفتند یا پول بده یا حکمت را بپذیر که گفتم حکم را می پذیرم و دوشنبه 50 ضربه شلاق خوردم. تودی لینک