سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی
از او رفتند محشورش کند... آقا با دعا برای شهید همدانی شروع می کنند و بعد، از التماس دعاهای امثال شهید همدانی برای اینکه شهادت نصیبشان شود می گویند و یک دفعه چیزی می گویند که انتظارش را نداریم: البته من دعا نمی کنم! و بعد اضافه می کنند: به این معنی که می گویم ان شاءالله بعد از بیست سال، سی سال دیگر شهید شوید، می گویم ما با شما هنوز خیلی کار داریم. اما خب
مرجانه گلچین: نقشم جدیدم هم جذاب است هم نگران کننده
سال ها اشاره و عنوان کرد: بعد از مطالعه فیلمنامه متوجه شدم کار بسیار جدی است و محور اصلی سریال نقش ملیحه است که من آن را بازی کردم. بنابراین به آقای عسگرپور کارگردان سریال گفتم چگونه به سراغ من آمده اند در حالیکه در این چند سال همیشه ایفاگر نقش های طنز بودم، عسگرپور نیز همان سخن من را بیان کرد و گفت شاید الان وقتش باشد که رجعتی به دهه 60 و نقش های جدی آن زمان داشته باشم. نقشی که هم
بازیگر نقش احمد متوسلیان: حتی مادرم هم مرا نشناخت!
: فیلم قبلی آقای مهدویان آخرین روزهای زمستان را بسیار دوست داشتم. چندی پیش به طور اتفاقی دوباره این فیلم را می دیدم که حدود یک ماه بعد، از طرف پروژه جدید ایشان با من تماس گرفتند و گفتند می خواهند نقش اول فیلم را به من بدهند که خنده ام گرفت. حجازی فر افزود: این پیشنهاد برایم خیلی غیر منتظره بود چون فکر می کردم هیچ شباهتی با آقای متوسلیان ندارم و خیلی تردید داشتم. اما گفتند به دلیل نگاه ها و
حاشیه های حضور رهبر انقلاب در منزل سردارهمدانی + تصاویر
همدانی برای اینکه شهادت نصیبشان شود می گویند و یک دفعه چیزی می گویند که انتظارش را نداریم: البته من دعا نمی کنم! و بعد اضافه می کنند: به این معنی که می گویم ان شاءالله بعد از بیست سال، سی سال دیگر شهید شوید، می گویم ما با شما هنوز خیلی کار داریم. اما خب می روند در میدان های خطر و به آرزویشان می رسند که بزرگ ترین سعادت است برای اینها. آقا گریزی می زنند به
صدمۀ نرمی بی جا را ملت می خورند
- هزاران سال قبل از حضرت آدم، خداوند دشمن حضرت آدم را خلق کرده بود. دشمن در زندگی ما ابناء بشر این قدر جدی است، این را می شود ده بار نوشت ولی هیچ توضیحی نمی خواهد داده شود. برای اینکه داستان نفوذ خوب برای ما جا بیفتند، اول باید مسألۀ دشمن برای ما جا بیفتد. آیا ما دشمن داریم؟ خداوند در قرآن کریم، حدود 88 مرتبه از شیطان سخن می گوید. خداوند در قرآن کریم 25 مرتبه-به تعابیر مختلف- می فرماید
سجادی: حجاریان و متحدانش نارفیقانه اصلاحات را مصادره کردند
سیاسی کجای جدول مختصات جناح بندی های سیاسی ایران قرار دارد؟ این را از آن جهت می پرسم که شما خود را اصلاح طلب اطلاق می کنید اما در عموم اظهارات یا مقالات خود با اصلاح طلبان مرزبندی و مواضع تند و منتقدانه ای دارید. بله؛ کاملاً با شما موافقم و بنده در عموم اظهارات و مقالاتم، بعضاً انتقادات تندی به اصلاح طلبان و اصلاحات موجود داشته و دارم و اصلاً بگذارید خیال تان را در همین ابتدا راحت کنم که
کربلا تجلی گاه جمال خدا...
می بیند و اعتقاد دارد که در جهان اتفاقی رخ نمی دهد که خارج از اراده خداوند باشد و نیز خداوند را خیر محض و حکیم مطلق می داند، در نگاه او هر اتفاق به ظاهر ناخوشایندی که در جهان رخ می دهد در ورای خود مبتنی بر حکمت خداوند و مورد رضایت اوست؛ در این صورت اگر چیزی مورد پسند معشوقه حقیقی قرار گرفته است چگونه می تواند مخالف طبع و میل عاشق باشد؟ مروی اضافه کرد: این نوع نگاه به هستی و حیات، هم
"پنج" فیلم نیست، به تصویر کشیدن زندگیست(1نظر)
سید مجتبی حسینی در دومین تجربه ساخت فیلم بلندش، به زادگاهش برگشته و داستانی مستند گونه را در دل بافت تاریخی این شهر میان تار و پود چشم نواز دارایی، روایت می کند. حسینی از اواسط مهرماه ساخت فیلم "پنج" را در یزد آغاز کرد. فیلمی که بازیگر چهره ندارد اما ویژگی های خاصش باعث شده، عوامل به موفقیت های آینده اش امیدوار باشند. آنچه می خوانید گفتگو با مجتبی حسینی در خصوص چگونگی ساخت این فیلم و شاخصه های آن است. ایده این فیلم از کجا به ذهن شما رسید؟ مدت ها پیش داستان کوتاهی از مارک تواین خواندم به نام "ساعت من". این داستان در ذهن من مانده بود ابتدا طرح یک فیلم کوتاه در ذهنم بود آن زمان چندان هم با هنر دارایی بافی آشنا نبودم اما بعدها که با دارایی بافی آشنا شدم حس کردم ریتم این هنر با ضربان داستان هماهنگی دارد. در کوچه پسکوچه های یزد این ریتم بافت پارچه از پنجره های خانه ها بیرون می زند، این ریتم منحصر به فرد است متعلق به همین جا است. به هر حال این ایده سال ها در ذهن من بود و منتظر فرصت مناسبی برای تبدیل آن به یک اثر تصویری بودم. چون فضای کار را خیلی دوست داشتم منتظر شرایط ایده آل بودم اما احساس کردم این شرایط ایده آل شاید هرگز به وجود نیاید بر حسب اتفاق به سال خوش آمدگویی به یزد هم برخوردیم و تعدادی از نهادها و ارگان ها هم قول همکاری دادند و کار شروع شد. فیلم "پنج" ویژگی های خاصی دارد سیاه و سفید است، دیالوگ و بازیگر چهره ندارد در این خصوص توضیحاتی بفرمایید، تصور نمی کنید همین بودن در بافت تاریخی با رنگ جذاب تر می شد؟ البته باید بگویم همه فیلم سیاه و سفید نیست بخش هایی از آن که البته بخش عمده ای را شامل می شود، سیاه و سفید است. ویژگی "پنج" این است که دیالوگ ندارد. از همان اول که به این فیلم فکر می کند می خواستم که داستان را بصری روایت کنم یعنی وابسته به دیالوگ و کلام نباشم. ویژگی های منحصر به فرد بافت معماری یزد هم این اجازه را به فیلمساز می دهد که آن نگاه بصری که ایده آل همه فیلمسازها است، را به کار ببرد. ما با داستان و فضایی روبرو هستیم که در عین حال که دراماتیک است وابسته به زبان نیست. این ویژگی بصری باعث شده من نگاه فرمالیستی به فیلم بندازم و به جای اینکه به دنبال قاب بندی زیبا یا بازیگر چهره باشم به دنبال گرافیک تصویر هستم چون کمبود دیالوگ باید از طریقی جبران شود. تماشاگر باید به طریقی جذب داستان شود به همین علت بار تصویر برداری و صدا گذاری این بسیار سخت و پیجیده شده است. علاوه بر این هنر نساجی در کنار ریتمی که دارد هنر ساکنی است، همین باعث شد که در نوع دکوپاژ و تولید یک جاهایی بدون حرکت نگاه کنم. زندگی آدم های این داستان، زندگی ساکنی است. در خصوص رنگ به نظرم یزد، شهر بی رنگی است اگر شما گنبد و گلدسته ها را از شهر حذف کنید، بافت سنتی بی رنگ خواهد بود. رنگ در دل هنرهای این شهر نشسته است. من داستان کسی را روایت می کنم که زندگی اش بی رنگ است اما آنچه را خلق می کند ناب و دارای رنگ است. فکر کردم این فیلم از یک طرف باید به بافت نزدیک و بی رنگ باشد از طرفی به هنر آن نزدیک و دارای رنگ باشد. این فیلم بازیگر چهره ندارد چطور به این فکر رسیدید که از نابازیگر استفاده کنید؟ مثل هر فیلمساز دیگری من هم به برگشت سرمایه ام فکر می کنم. مهم ترین عامل برگشت سرمایه هم بازیگر است. ابتدا به دنبال بازیگر چهره بودم با چند نفر از بازیگران مطرح هم صحبت کردم و یکی دو نفر هم نقش را دوست داشتند، اما به طور اتفاقی وقتی برای انتخاب لوکیشن به کارگاه ترمه و دارایی بافی خجسته آمدم با استاد حسین نیکخواه آشنا شدم و بعد از یک تست تصویری متوجه شدم هیچ بازیگری نمی تواند کاری که ایشان انجام می دهند را حتی طی 5 سال یاد بگیرد. همین باعث شد فرم فیلم را تغییر داده و مستند گونه کنم. اگر بازیگر چهره داشتم "پنج" فیلم می شد اما حالا زندگی شده است! به گونه ای که وقتی دو روز از کار گذشت تمام گروه متوجه شد ما در حال فیلم ساختن نیستم ما داریم یک زندگی را به تصویر می کشیم. استاد نیکخواه با وجود کهولت سن ما را به تعجب واداشت زیرا بسیار باهوش هستند و تنها در عرض چند روز کاملا با اصول کار آشنا شده و مانند یک بازیگر حرفه ای به کار ادامه دادند. این فیلم تا چه اندازه گامی است در راستای معرفی بافت تاریخی است؟ به جرات می توانم بگویم بافت تاریخی یزد چنان ابعاد وسیعی دارد که بسیاری از جنبه های آن برای خود مردم یزد هم ناشناخته مانده است چه برسد به گردشگران داخلی و خارجی. من به عنوان فیلمساز حتی اگر به جلوه های بصری آن هم بخواهم بسنده کنم باز با یک عنصر بینهایت طرف هستم. شما ببینید با تمام عکس ها و نماهای متفاوتی که فقط از مسجد جامع یزد توسط عکاسان و فیلمسازان حرفه ای و آماتور گرفته شده باز هم می توان عکسی از آن به تصویر کشید که برایمان تازگی داشته باشد. این یعنی ناشناختگی حتی برای خودمان که سال هاست در دل بافت تاریخی گذر داشته ایم. مهم تر از این جنبه ی ارزش گذاریست. دیدن کافی نیست. فیلم پنج در تلاش است ارزش های این میراث کهن را هم در معرض نمایش بگذارد . به نظر شما این بافت تاریخی و سنتی یزد تا چه اندازه پتانسیل این را دارد که در قاب سینماگران جای بگیرد و این شهر با استفاده از آثار هنری، جاودانه شود؟ در مقابل تا چه اندازه نهادهای مسئول در این زمینه تلاش و همکاری کرده اند؟ کاملا کوتاهی در این زمینه کاملا مشاهده می شود. به محض اینکه شما وارد بافت تاریخی می شوید این کوتاهی و جفا در حق بافت کاملا مشخص است. بافت تاریخی یزد یک گنجینه است اما متاسفانه نگاه ها به سمت بافت جدید است. قطعا انتظار من فیلمساز هم از این دستگاه ها خیلی زیاد نیست. دستگاه هایی که به جای احیای بافت تاریخی در فکر توسعه بافت جدید شهری هستند. آن چیزی که برای من مهم و باعث دلگرمی است این است که در همین میدان وقت الساعت که مشغول به کار هستیم همه ساکنان آن با ما همکاری می کنند. کارگاه دارایی بافی خجسته، هتل ترمه، خانه تاریخی فاضلی بدون چشمداشتی همراه ما بودند و همه آن ها هم یک انگیزه شخصی و دلی دارند. مسئله اینجاست که من فیلمساز یک یا دو فیلم را می توان دلی بسازم از یک جایی به بعد کم می آورم و نمی توانم پیش بروم. هنرهای بافت تاریخی این شهر، نساجی، کاشیکاری و ... همه ناب هستند و مخاطب خاصی هم دارد این فیلم نیز باید به همین گونه باشد یعنی ساختار آن به گونه ای است که مخاطبان خاص خود را دارد. پس با این وجود قرار است "پنج" در جشنواره های خارجی دیده شود؟ من کاملا با رویکرد جشنواره های خارجی آشنا هستم و می دانم به دنبال چه موضوعاتی هستند اما سراغ چنین موضوعاتی نرفتم. بر خلاف آنچه که گفته می شود با خرابی را نشان بدهی تا فیلم در جشنواره های خارجی پذیرفته شود، اما من کاملا رویکرد متفاوتی را در پیش گرفتم. تلاش کردم ساختار فیلم به اندازه ای خوب باشد که در عین حال که متناسب با رویکرد فکری جشنواره های خارجی نیست اما بتواند در جشنواره ها پذیرقته شود ضمن اینکه باید سعی کنیم نگاه آن ها را نیز تغییر دهیم. بهترین اتفاقی که می تواند برای "پنج" بیفتد چیست؟ بهترین اتفاق این است که فیلم ماندگاری شود یعنی تاریخ مصرف نداشته باشد و دیگر اینکه قابلیت این را داشته باشد که مخاطب عام را هم جذب کند. ...
خاطره بازی با نیوکمپ و یوهان کرایف / تماشای ال کلاسیکو از درون زمین
داشت. برای من عاشق فوتبال که در حد خودم از آن سررشته دارم تماشای از نزدیک این بازی به لحاظ فنی درس هایی داشت که هنوز هم که هنوز است در فوتبالمان آنها را ندیده ام . مثلا نقش پررنگ یک کاپیتان-باکرو در بارسلونا و میشل در رئال- این که این دو چقدر در پیاده کردن نقشه های تاکتیکی در زمین آن هم به دستور مربی موثر هستند. در نظر بگیرید بعد از بیست و دوسال اکنون اوضاع چگونه است. ولوله بازیکنانی چون
فرهنگ در رسانه
اند، اینکه این تصویر چقدر می تواند به بازی من نزدیک باشد و خدایی نکرده لطمه ای به آن نزنم برایم ترسناک بود و این ترس با من بود تا زمان پخش سریال که به لطف خدا و با بازخورد از سوی مردم نقش موثر واقع شد. نگرانی شما پس از انتخاب نقش چگونه بود؟ خیلی ترسیدم به دلیل اینکه آیا آن نقشی که من ایفا می کنم با ذهنیت مردم سنخیت دارد یا خیر چرا که بقیه نقش ها را می توان قابل قبول کرد ولی
ناگفته های شهرام محمودی از حاشیه های بازی در ارومیه
اما نیامدند که مستقیم حرف بزنند. هر چه در سالن این شهر اتفاق می افتد در آخر به اسم مردم ارومیه است. من آنها را دوست دارم و از این اتفاق هایی که به نام آن ها رخ داد بسیار دلگیر شدم. خوب می دانم حتی کسانی که علیه من شعار دادند قلب پاکی دارند اما نباید اسیر حرف حاشیه سازها بشوند. من از پایان فصل گذشته تاکنون حرفی نزدم. همیشه با جان و دل بازی کردم. همیشه هم گفته ام که بعد از نایب قهرمانی قلبا ناراحت
از وقتی فوتبالیست شدم دیگر نتوانستم زیاد به هیأت بروم | همیشه در هیأت پدرم چای می دادم
عزاداری حاضر می شوند. دوست نداشتی در ایران باشی؟ چرا، قطعاً دوست داشتم در ایران باشم ولی در خارج از ایران هستم. به طور کلی از زمانی که وارد فوتبال حرفه ای شدم، زیاد نتوانستم به هیأت بروم. پدر من هیأت دارد و من در گذشته همیشه از اول تا آخر محرم در هیأت بودم. واقعاً؟ برایمان بیشتر تعریف می کنی؟ پدر من مسئول یک هیأت است. همان طور که می دانید خانواده من الان در قزوین زندگی می کنند
رقابت صدرنشینی میلیمتری است | استقلال دوباره جان می گیرد | بعد از بازی درد شدیدی در تمام بدنم داشتم
، افت برای هر تیمی وجود دارد و صد البته اینکه در شرایط این جوری شکست نخوردیم خوب است، الان باید به بازی های آینده فکر کنیم، بازی با سپاهان که در پیش است، حتماً به مراتب بهتر از قبل خواهیم بود، مطمئن باشید استقلال جان می گیرد و همه از تماشای بازی های تیم مان لذت می برند. و زمان زیادی تا دربی باقی نمانده است. بازی با سپاهان تمام شود، بعد به دربی فکر می کنیم، این مسابقه برگزار شود تا
طارمی: بعد از بازی با ملوان به دربی فکر می کنم/ وقتی روی من خطا می شود باید چه کار کنم؟
. به نظرم دیدار زیبایی را شاهد باشیم و انشاالله سه امتیازش به ما برسد. *دربی را چگونه می بینی؟ الان در مورد دربی حرفی ندارم. بعد از بازی با ملوان به دربی فکر می کنم. *برادرت محمد هم در ایرانجوان خوب چیپ می زند. محمد بازیکن خوبی است و به حقش نرسیده . ایرانجوان هر ساله بازیکنان خوب زیادی را به فوتبال ما معرفی می کند و خوشحالم که بعد از چندسال ، جمعی از
وودی آلن: همیشه بدبین بوده ام!
وقتی برگردی و از دور به آن نگاه کنی، همین است که اگزیستانسیالیست ها حس می کردند زندگی پوچ است. آنقدر ترسناک و دردآور و بی معنی بوده که آنها می گفتند: این دیگر چیست؟ این احمقان است. می توانی به آن بخندی. جوک است. و من در مورد فیلم اینگونه فکر می کردم، می توانی با خودت بگویی، این قرار است یارو را بکشد، و این است که ناگهان تغییری ایجاد می کند. پاسخ شما مشکلی را که من با شخصیت اصلی فیلم
احمد توکلی: اگر می توانستم جریان جدیدی به راه می انداختم
دولت باشد؟ آقای موسوی گفت: حالا چه کسی این کارخانه ها را از ما می خرد؟ گفتم: هیچ کس! ایشان گفت: پس چرا این حرف را می زنید؟ گفتم: شما الان اعلام کنید می فروشید، این حرف اثر خودش را در بازار می گذارد. شما اعلام کنید کارخانه را می فروشید، این اطمینان را به بازار و جامعه منتقل می کند، درعین حال به این استقراض رأی می دهیم و احتمالا سال بعد مجبور به استقراض نخواهیم بود. خب حالا من این حرف ها را برچه اساسی
کاری کنیم مردم برای دیدن مستند به سینما بیایند/ با ما تعارف دارند
کشید و بین ناهار خوردن و گرسنه نماندن تا شب و دیدن فیلم مستند یکی را انتخاب می کرد، یعنی دو اتفاق خوب و بد در نتیجه یک تصمیم همزمان رخ داد. ضمن اینکه هر سال در مورد نوع حضور سینمای مستند در فستیوال فجر یک تصمیم عجیب و غریب جدید گرفته می شود و من فکر می کنم این روند در سال های آینده هم ادامه خواهد داشت. این اتفاق بد با رویه ای کم رنگ تر در اکران هنر و تجربه هم ادامه پیدا کرد به عنوان
مرجانه گلچین در سریال تلویزیونی نفس گرم
بعد از اتمام پخش سریال آمین به زودی روی آنتن خواهد رفت. به گزارش کلیدملی به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، او همین تفاوت را دلیل انتخاب نقش ملیحه می داند و با اشاره به سابقه بازی هایش در دهه شصت به خبرآنلاین، می گوید: بخشی از پذیرش نقش به متفاوت بودن آن بازمی گردد. برای هر بازیگری جذاب است که در نقش های متنوع و متفاوت بازی کند. در ده سال گذشته، اکثر پیشنهادهایی که برای بازی به من می شد، طنز
برزیده: آقای ایوبی وقتی نمی تواند درباره بسیاری از مسائل حرف بزند، چرا مانده است؟
فیلمسازی مثل رانندگی و دوچرخه سواری است و اگر 10 سال هم کار نکنی، فیلمسازی یادت نمی رود البته هیچ فیلمسازی دوست ندارد برای مدت طولانی فیلم نسازد و در شرایطی قرار گرفتم که فیلم نساختن اشتباه خودم بود ولی طولانی شدن زمان باعث می شود انسان تأمل بیشتر و یک خرده خودش را بازسازی و حتی فرصت کند چهار تا کتاب بخواند و چهار تا فیلم ببیند. از این جهت به نظر من اتفاقاً خوب هم هست. همانطور که عرض کردم ما خودمان
بیانیه بسیج دانشجویی درباره پشت پرده سفر انگلیسی ها به ایران
شدن به مقام سابق، به واگویی واقعیات می پردازد. بسیاری از مقامات امریکایی و اروپایی پس از بازنشسته شدن نیز، به خدمت برای منافع کشورشان ادامه می دهند و همچون استراو، با بازی کردن نقش انسانی منطقی و دوست کشورها، به تلطیف چهره سیاسی اروپا در تعامل با دیگران می پردازند و از آنجایی که مقام رسمی نیستند، اظهارات آنها هیچ مسئولیتی برای دولت هایشان بوجود نمی آورد، اما فضای رسانه ها و افکار عمومی را
هفت سبک مدیریتی ضد توسعه در ایران
همه چیز از منظر مسأله و موضوع پژوهشی نگاه می کنند. سازمان را با کلاس درس اشتباه گرفته اند. نمی دانند که منابع، زمان و انرژی در حدی نیست که به پای افکار و آرمان های انتزاعی آنها تلف شود. این مدیران نمی دانند در کنار ارزشمندی نگاه پژوهشی به مسایل، سرعت عمل هم مهم است. این مدیران به اسم کار علمی، خواسته یا ناخواسته فرصت های طلایی توسعه را می سوزانند. 5- مدیران ترسو و مطیع
آمریکایی ها در عراق به دنبال دستگیری امام زمان(ع) بودند/ امریکایی ها ما را نمی بینند با روح و روانشان حس ...
بسته بود نگاه می کرد که این خط و جبهه امام زمان سلام الله علیه و تکلیفم جنگیدن در این جبهه است. می ایستاد و در راهی که برای همه بن بست بود راهی می گشود. آنچه می گویم صرفاً از منظر اعتقادی نیست، شروعش اعتقادی بود، ولی بعد برای ما که در جنگ بودیم تجربه شد و دیدیم چطور راه بسته باز می شد. این قضیه را در عملیاتهای مختلف به اشکال متفاوت دیدم. این همان پایه اصلی بود که دشمن در عین حال که خوب محاسبه
ناگفته های بازیگر نقش سقای کربلا
فیلمبرداری بسته شده بود در صورتی که یکسال قبل با من صحبت کرده بودند. من برای رساندن خودم به آن کیفیت بالا که لازمه نقش بود یکسال تمرین کردم. از نظرمطالعه و تمرین بدنی و بیانی و چون برای ایفای نقش داشتن جثه قوی تر لازم بود باید خود را به وزن مورد نظر می رساندم. در آن مدت متوجه شدم که عده ای دیگر همزمان خودشان را برای ایفای این نقش آماده می کنند. گفتگوی تاسوعایی باشگاه خبرنگاران جوان با بازیگر
سریال های بی کیفیت ترکی به ضرر فرهنگ ایرانی است/بازیگران تلویزیونی به درد بازی نمی خورند
راه حلی هم ارایه کرد؟ تفتی: یکی این است که دریچه های بی در و پیکر را ببندند و بازیگران مثل گذشته سطح بندی شوند تا هرکس در حد و جایگاه خودش قرار بگیرد. من بعد از بیست و چهار سال بازیگری، آرزویم این است که روزی در صحنه اصلی تئاتر شهر بازی کنم، اما ببینید چه طور ستاره های سینما و بازیکن فوتبال به راحتی روی صحنه می روند. ابراهیمی: مگر برای ماشین سواری به گواهینامه احتیاج نیست
چه کسی نگذاشت فردین به سینما برگردد؟!
. ایشان هیچ وقت نظرش را تحمیل نمی کرد و می گفت نظر خودت مهم است اما زمانی که سناریوی آقای سید ضیاءالدین دری را پیش فردین بردم، گفت نویسنده چه کپی است؟ گفتم آقای دری، گفت مرد بسیار درست و با اخلاقی است و برای اولین بار نظرش را ابراز کرد و گفت من به ایشان خیلی اعتماد و اعتقاد دارم و اگر خودت دوست داری کار کن. من هم با دلگرمی بیشتری این کار را قبول کردم و کار کردم. بعد از این سریال شش سال
گفت وگوی منتشرنشده با داماد امام خمینی(ره)
می گفتند.از این حالات زیاد داشت. *نحوه درس خواندن و مراتب علمی ایشان چگونه بود؟ حاج آقا مصطفی تا کلاس ششم ابتدایی در مدرسه باقریه که در جوار مدرسه فیضیه بود درس خواند و بعد طلبه شد. جدم می گفتند: خیلی خوب درس می خواند. ساها بعد که در سال 45 به نجف رفتم و در میان صحبت هایم با امام، از ایشان در باره وضعیت درسی حاج آقا مصطفی سئوال کردم، امام فرمودند: از آن وقت من در این سن، بهتر است
می گفتند حرمله اولین و آخرین نقشت می شود/ بعد از بازی در مختارنامه زیاد به هیات ها دعوت می شوم
؟ جیم: من خیلی از نقش ها را دوست داشتم بازی کنم الحمدالله همه سر جای خود بازی کردند یک نقشی مثل ابن زیاد با بازی آقای فرهاد اصلانی خیلی خوب بود و یادگاری گذاشتند و بعد از او هر کس بخواهد نقش ابن زیاد را بازی کند، خیلی سخت است. سین: شما کربلا رفتید؟ جیم: متأسفانه خیر سعادت نداشتیم در زمان پخش سریال مسئولین خیلی قول کربلا و مکه دادند ولی عملی نشد. سین: از حال
نظر هنرپیشه آلمانی درباره حجاب چیست؟
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین، خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) به نقل از روزنامه Bild نوشت، آوا چلیک ، هنرپیشه آلمانی که گاهی در سمت دستیار کارگردان نیز فعالیت می کند، گفت: هنگامی که روسری ام را سر کردم و فقط چهره خودم را دیدم، در ابتدا احساس بسیار عجیبی داشتم. چلیک، هنرپیشه 25 ساله آلمانی در حال بازی در نقش یک دختر مسلمان دبیرستانی به نام سودا است. این فیلم در شهر برلین از سوی شبکه
رفقای خوب بعد از صفر اکران می شود
انجام داده است و به امید خدا بعد از ماه صفر فیلم را اکران عمومی می کنیم. جمشید مشایخی، داریوش اسدزاده، محمد کاسبی، عنایت بخشی، احمدرضا اسعدی، رضا رویگری، نوید لایقی مقدم، نعیمه نظام دوست، رامین ناصرنصیر، بیتا خردمند، غلامرضا صادقی و با معرفی صحرا مشایخی، محمد هاشمی، ازالیا صادقی در رفقای خوب به ایفای نقش می پردازند. وی در ادامه خبر خود آورده است: این فیلم برای اکران عمومی به رفقای خوب
سلطان همیشگی قلب همسر خود باشید
دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می دهند، بانویی قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که مقتدر و مدیر است و می تواند دوشادوش آنها ساختن یک زندگی خوب، انرژی بگذارد. اگر می خواهید سلطان قلب همسرتان شوید، او را ستایش کنید دوست داشته شدن و مورد توجه بودن، نیاز هر زن و مردی است و از همه مهم تر آن که حس خوبی به آدم منتقل می کند. بدانید همسر شما هم از این قاعده مستثنا نیست. مردان ترجیح می