فیلم برداری 4K یا FHD ؟ نگاهی به فیلم برداری اکسپریا زد 5 در شب (اختصاصی ...
سایر منابع:
سایر خبرها
جای خوش هانیه در آغوش پدربزرگ / خاطره ای از آخرین دیدار با پدر
میبد خبر؛ دیدار قرار است بعد از اذان مغرب باشد، چیزی حول و حوش هفت و هشت شب. درست روبروی منزل شهید همدانی مسجد بزرگی است که شلوغی اش در این شبهای محرم می تواند کار را برای دیدار سخت کند. کافی است چند نفر از بچه های زبل هیئت مسجد بو ببرند که آقا قرار است بیایند اینجا تا کار بکلی از روند خودش خارج شود. به همین خاطر بچه های دفتر سعی میکنند خیلی دور و بر خانه و مسجد روبروی آن آفتابی نشوند. بعضی ها حتی نماز مغرب را هم می روند چند محله آن طرف تر می خوانند. با همه اینها چند جوان و نوجوان که انگار بوهایی برده اند یکجور خاصی به رفت و آمدها نگاه می کنند و چیزهایی درِ گوش هم پچ پچ می کنند! اما وقتی وارد خانه می شویم تازه می فهمیم که مسأله فقط آن چند نوجوان زبل و کنجکاو بیرون نبوده است! با یک حساب سرانگشتی نزدیک پنجاه شصت نفر در خانه هستند! معلوم است که در این فاصله هر کس توانسته به یکی از اقوام خبر داده و او هم خود را رسانده است. یکی از مجریان شبکه خبر هم بین این افراد است. اصرار دارد که خبر نداشته و آمده به فامیلشان سر بزند. نسبتش را که می پرسم میگوید خانمش، دختر خاله ی همسر شهید است! جمعیت آنقدر هستند که توی پذیرایی جا نشده اند. رفته اند داخل اتاقها و سرک می کشند تا از فضای باز درها داخل پذیرایی را ببینند. خلاصه جمعیت کمی سامان می گیرند و آقا وارد می شوند. آقا می نشینند. خانه شلوغ است. سر و صدای بچه های کوچک بلند است. آقا از جمعیت میخواهند که صلوات و فاتحه ای بخوانند. خود آقا مفصل این کار را انجام میدهند و بعدش به جمعیت می گویند که جلو بیایند تا افرادی که داخل اتاقها هستند هم در پذیرایی جا بشوند! ما رو باش... نگران زیادی جمعیت بودیم! جمعیت جابجا میشوند و دوباره همهمه میشود. آقا از جمعیت صلوات می گیرند. خدا درجات شهید همدانی را عالی کند، با پیغمبر(ص) با سید الشهداء(ع) محشورشان کند، با رفقای شهیدش که قبل از او رفتند محشورش کند... آقا با دعا برای شهید همدانی شروع می کنند و بعد از التماس دعاهای امثال شهید همدانی برای اینکه شهادت نصیبشان شود می گویند و یکدفعه چیزی می گویند که انتظارش را نداریم: البته من دعا نمی کنم! و بعد اضافه می کنند: به این معنی که؛ می گویم ان شاء الله بعد از بیست سال، سی سال دیگر شهید شوید، می گویم ما با شما هنوز خیلی کار داریم. اما خب میروند در میدانهای خطر و به آرزویشان میرسند که بزرگترین سعادت است برای اینها. آقا گریزی میزنند به روزهای قبول قطعنامه 598: آن روزی که در سال 67 قطعنامه را اعلام کردیم – بنده خودم به عنوان رئیس جمهور اعلام کردم - خب گرم بودیم! امام دستور داده بود و اعلامیه داده بود و ما جلسه گرفته بودیم، آدم وقتی گرم است درست متوجه نمی شود، یک روزی که گذشت من یکدفعه ملتفت شدم که قضیه چیست؟ احساسی که من آن روز داشتم دقیقاً همین احساس بود که یک جاده وسیعی بود؛ یک درِ بزرگی به روی همه باز بود که افراد با میل خود می رفتند و از این در وارد می شدند؛ این در بسته شد، بقیه ماندند پشت این در... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد... البته خیلی طول نکشید چون عراق مجدداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچه ها عملیات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت؛ [بعد از آن] تصور نمیشد که این در [شهادت]مفتوح بماند برای بندگان... اما عده ای از بندگان خالص خدا در این مدت به شهادت رسیدند؛ واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیاد... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند... ان شاء الله همه کسانی که آرزوی این وضعیت را دارند خدا به آنها این قابلیت را بدهد که به این فوز برسند... آقا همسر شهید را خطاب قرار می دهند و از صبر و شکرگزاری او تجلیل می کنند و از سهیم بودن همسر در اجر مجاهدتهای شهید می گویند و اینکه البته باید این اجر را حفظ کرد؛ از اینکه این یک موهبت الهی است و انسان خودش باید موهبت الهی را حفظ کند. همسر شهید تأیید می کند و آقا می گویند: اگر شکر بازماندگان نمی بود این عنوان شهادت اینقدر در جامعه ما رونق و جلا نداشت. این صبرهاست که به شهادت درخشندگی می دهد و آن را به صورت یک آرزو در جامعه در میاورد . پسر بزرگ شهید که وهب نام دارد، شروع می کند به معرفی خانواده. شهید دو پسر دارد و دو دختر. نوه ها معرفی میشوند و کوچکترینشان را - که دختر چهارماهه ای به نام هانیه است و دختر مهدی، پسر کوچکتر شهید است - می آورند تا آقا در گوشش اذان و اقامه بگویند. موقع اذان و اقامه گفتنِ آقا، گویی هانیه در آغوش پدربزرگ جا خوش کرده! با محاسن آقا بازی می کند و حتی آنها را می کشد، دست روی لبهای آقا می کشد؛ آقا هم با لبخند مشغول اذان و اقامه خواندن هستند؛ تمام که می شود با خنده می گویند: هر کار دلت خواست با ما کردی! جمعیت می خندند. مهدی – پدر هانیه - می گوید: بابا خیلی این بچه را دوست داشت . آقا می گویند: خدا ان شاء الله چند برابرشان کند . آقا از سن شهید همدانی می پرسند. 65 ساله بوده است. همسر شهید به دیدار چند روز قبل از شهادت سردار همدانی با آقا اشاره می کند، می گوید: حقش همین بود. من به بچه ها گفتم. خدا رو شکر میکنیم که به آرزویش رسید. آقا می گویند: اخلاص ایشان کار خودش را کرد. خدا اینجوریست، جواب اخلاص را زود میدهد. این تشییعی که اینجا شد، تشییعی که در همدان شد، این جواب اخلاص بود؛ خدا جواب اخلاص را در همین دنیا می دهد، این تازه در این دنیا بود. هیچ اطلاعیه و سفارشی نمیتواند این جمعیت را جمع کند. این مغناطیس که دلها را می کشد ناشی از اخلاص این مرد بود، اینها اسوه اند برای همه؛ نمونه اند؛ خب مردم هم قدرشناسی کردند، الحمدلله... آقا از احوال دخترهای شهید هم جویا می شوند. بعد استکان چای را بر میدارند و مشغول می شوند. در همین حین از شغل پسرها می پرسند. یکی کارمند بانک است و یکی پاسدار. آقا از برادرها و خواهرهای شهید می پرسند. برادر شهید که سه سال از او کوچکتر است در مجلس حضور دارد. شهید دو خواهر دارد که یکی از آنها بخاطر بیماری در مجلس نیست. پسر او از آقا چفیه شان را تبرکی می خواهد برای مادرش. آقا می گویند: چه پسر عاقل زرنگی ! دوباره جمعیت می خندند. پسر شهید خاطره ای از آخرین دیدار با پدر تعریف می کند. از اینکه قبل از رفتن، مادر تماس می گیرد با همه بچه ها که پدر می گوید بیایید ببینمتان - پدر تازه چند روز بوده که آمده بوده و دوباره قصد رفتن داشته - دیروقت بوده و راه هم کمی دور. اما مادر دوباره زنگ می زند که پدر اصرار دارد حتما بیایید. بعد هم گفته بود که اگر شهید شدم حتما در همدان دفنم کنید. آقا می گویند: هر جای دیگر هم دفن می شد همینطور بود اما این نعمت و فرصتی بود که خدا به مردم همدان داد تا احساسات شهادت طلبانه و انقلابی شان را بروز دهند. پسر دیگر شهید خاطره ای تعریف می کند از محل دفن شهید. از اینکه پدر همیشه می گفت این بخش از گلزار شهدای همدان را خیلی دوست دارد. جایی کنار شهید حسن ترک؛ یک جای ساده و بدون تشریفات؛ مخلصانه. آقا می گویند: اینها الطاف خاص الهی است که شامل حال بعضی ها میشود؛ بعضی هم نه. بعضی هایشان هم رفتند جنگ، چند سال هم در جنگ بودند، بعضی ها حتی مجروح هم شدند و خب این نعمت بزرگی بود که خدا به اینها داد، اما نتوانستند نگه دارند و در برخورد با حوادث گوناگون زندگی از دست دادند. یکی از پسرها به وصیتنامه شهید اشاره میکند که نوشته است خودتان را بدهکار انقلاب بدانید. آقا تایید می کنند و می گویند: انقلاب ماها را زنده کرد؛ بروید خاطرات جوانهای اواخر انقلاب را بخوانید؛ امثال فریدون هویدا؛ سفیر بود در پاریس؛ یا فرد دیگری که قوم و خویش فلان کس بود رفته بود لندن سفیر شده بود؛ جاهای مهم دست اینها بود؛ خاطرات اینها را بخوانید؛ اینها چند صباح بعد می آمدند ایران و می شدند وزیر و نخست وزیر و حاکم بر سرنوشت مردم می شدند؛ اینها نه اینکه فقط بی دین بودند؛ خب گذشتگان اینها هم خیلیها بی دین بودند، اما بالاخره به یک سری چیزها اعتقاد داشتند؛ به سنتهای ایرانی، به خط فارسی و اینجور چیزها، به برخی امور ظاهری مذهبی مثل عزاداری؛ بالاخره قبول داشتند؛ اما اینها به هیچ چیز معتقد نبودند. یکسری آدم هرهری مذهب محض! ایران با این عظمت و ملت به این بزرگی، می افتاد دست اینها. اگر انقلاب نشده بود، اینگونه می شد؛ خدا اینها را تبدیل کرد به کسی مثل امام خمینی. حالا این انقلاب منت ندارد سر ما؟ اگر همه ملت ایران تا آخر عمرشان خدا را شکر کنند که گرفتار آنها نشدند و وضع عوض شد جا دارد؛ هر چه درباره اش فداکاری کنند جا دارد. پسر دوباره به وصیتنامه پدر اشاره می کند که خدا را شکر کرده که در عصر خمینی زیسته است. آقا هم ادامه کلامش را با تأیید می گیرند و می گویند: واقعاً همین است. ماها اگر شرح حال امام خمینی را در تاریخ میخواندیم، نصفش را باور نمیکردیم؛ از بس عظمت در زندگی و رفتار امام هست، اگر خودمان ندیده بودیم و بنا بود در تاریخ بخوانیم نصفش را باور نمیکردیم. من همین را یک وقتی به امام گفتم؛ گفتم "آقا اگر ما در تاریخ شرح حال کسی مثل شما را می خواندیم همینطور حسرت می خوردیم که چرا ما آدمهای اینجوری را ندیدیم؛ حالا خدا به ما این نعمت را داده داریم شما را از نزدیک می بینیمتان." این واقعاً نعمت بزرگی ست برای ما. آدمهای بزرگی که در تاریخ بودند آدم دلش می خواست اینها را می دید مثلا علامه حلی، شیخ بهایی... امام از همه اینها بالاتر بود با آن کارهایی که کرده بود؛ اگر امام 200 سال قبل بود و آدم فقط شرح حالش را می خواند، پیش خود می گفت ای کاش این آدم را می دیدم. گفتم "حالا خداوند این نعمت را به ما داده، داریم شما را از نزدیک می بینیم، دستتان را می بوسیم، از شما می شنویم، با شما حرف می زنیم." واقعاً نعمت بزرگی ست که خدای متعال به مردم ایران داد. آقا به رسم همه دیدارهایی که با خانواده شهدا دارند، در صفحه اول قرآنی یادگاری می نویسند و به همسر شهید می دهند. پسر شهید، قرآن دیگری می آورد و به آقا می دهد تا در آن هم چیزی بنویسند. این قرآن را سید حسن نصرالله 3 سال قبل به دختر کوچک شهید هدیه داده بوده و حالا آقا هم زیر متن سید حسن می نویسند: رحمت و فضل الهی بر شما و بر سید عزیز نصر الله و بر شهید همدانی . یک قاب عکس از شهید همدانی را هم می آورند تا آقا روی آن برای دختر بزرگ شهید یادگاری بنویسند. عکس را در حسینیه ای و هنگام عزاداری گرفته اند. آقا با ماژیک سفید روی پس زمینه مشکی عکس می نویسند: رحمت و رضوان الهی بر شهید عزیز . آقا می خواهند بروند. پسر کوچکتر شهید از آقا می خواهند که تحفه ای به او بدهد. آقا انگشتری می دهند. پسر شهید خواهش میکند که خود آقا انگشتر را درون انگشش بیاندازد. مادر خانواده حتی اینجا هم حواسش هست که حق مادری را ادا کند. سریع می گوید: پس آقا به پسر بزرگ و دامادمان هم لطف کنید . آقا با تبسم می گویند: بله دیگر، وقتی میگوید پسر کوچک، پسر بزرگ هم توش هست! همهمه شده است. یکی از آقا می خواهد که برای جمعیت دعا کنند و آقا هم دعا می کنند. آقا می گویند یا مولای و از جا بلند می شوند. طی کردن فاصله ...
جنتی به هیچ وجه شایستگی وزارت ارشاد را ندارد
ماهنامه رمز عبور در شماره جدید خود مصاحبه ای مفصل با عبدالحسن برزیده، کارگردان فیلم مزارشریف انجام داده است که در آن از دل بحث در مورد اشکالات و نقائص مزارشریف به نقد مدیریت فرهنگی دولت هم پرداخته شده است. متن کامل این مصاحبه را می خوانید: چرا این قدر از سینما دور بودید و کار نکردید. از سال 83 تا ... رفقای شما بودند که نگذاشتند کار کنیم. البته متأسفانه رفقای قدیمی خود من هم
برجام را مردم پیشاپیش امضا کرده بودند
هاشمی، سیره امام و اباعبدلله را که مبارزه فقط خونریزی نیست.اصل مبارزه، آگاهی است. آگاهی که باشد دنیایی از ظلم هم به حقانیت شما گوش می دهد. حرف بعدی آقای هاشمی حرف صلابت و پایداری است، البته نه از این پایدارهای جدید الاسلام ها . پایداری که هاشمی از آن می گوید، پایداری امثال اشرفی اصفهانی ها،یثربی ها،مدنی ها و طالقانی هاست . همان روحانیتی که چراغ مبارزه را در دوران انقلاب روشن نگه داشتند . نه آن
صدمۀ نرمی بی جا را ملت می خورند/ تبیین ابعاد نفوذ در صدر اسلام/ خاطره استاد بازنشسته سازمان ملل درباره ...
تاکنون عمری برای خودشان رئیس داشته اند و زندگی می کردند. تازه آنها که هنوز، همه شان مسلمان نشده اند! حالا شما تشریف بیاورید، فعلاً یک مدت کار فرهنگی انجام دهید و کار اخلاقی کنید! شما دارید از همین اول کار، رئیس تعیین می کنید؛ و موضوع هم این قدر جدی است که جبرئیل امین، اسم این رؤسا را می آورد(اخْتَارَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ أُمَّتِهِ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً أَشَارَ إِلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ وَ أَمَرَهُ
اولین زن شهیده کربلا که بود؟
. ولی امام حسین علیه السلام مانع او شد و فرمود: زنان موظف به جهاد نیستند . اما پس از شهادت شوهرش به بالین او رفت و صورت او را پاک کرد و می گفت: بهشت بر تو مبارک باد! از خدا درخواست می کنم که مرا همراه تو قرار دهد که شمر، غلامش رستم را سراغ او فرستاد. آن غلام با عمود سر او را شکافت و به شهادت رسانید. ام وهب اولین زن شهید در روز عاشورا بود. در برخی منابع ماجرایی مشابه این، ولی با تفاوت
مسؤول زلزله تهران کیست؟ شهردار یا رئیس جمهور!
تهران محتمل می دانیم، گفت: حتی یک لرزه کوچک نیز نظم این ابرشهر را برهم خواهد زد. شما می بینید پس یک شایعه و یک خبر امنیت روانی شهروندان را برهم می زند. بنابراین زلزله و ویرانی چه بر سر این شهر خواهد آورد. مطمئناً کشته های چندصد هزار نفری و بی خانمانی های گسترده در پی خواهد داشت. فاجعه بین المللی زلزله تهران مشکلات امنیتی به همراه دارد. اگر خدای ناکرده زلزله ای در
تشکیل هسته اولیه لشکر فاطمیون با 25 نفر +تصاویر
لشکر تبدیل شده و تیپ های لشکر در شهرهای مختلف مستقر شده اند؛ روز به روز نیز در حال گسترش هستند و موج جمعیت به آن ها می پیوندد. فرزند شهید بادپا، شهید مصطفی صدرزاده و فرزند شهید جمالی به خاطر بلد نبودن زبان نزدیک بود جانمان را از دست بدهیم اوایل که به سوریه آمده بودیم ارتباط گیری بسیار سخت بود. بعضی مواقع به دلیل بلد نبودن زبان نزدیک بود جان مان را از دست بدهیم. یک شب
تحریم های جدید در کمین ایران
برخورد دولت با فعالان اقتصادی و صادرکنندگان اصلا صحیح و اصولی نیست. مشوقهای صادراتی برای صادرکنندگان باید به چه صورت باشد؟ تا زمانی که ایران به عضویت WTO در نیامده است می تواند به صادرکنندگان خود جوایز پرداخت کرده یا به عبارتی بهتر دامپینگ کند زیرا دامپینگ در قوانین سازمان تجارت جهانی تخلف محسوب می شود اما در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که حمایت های دولت از صادرات و صادرکنندگان باید
بودجه بهینه سازی مصرف سوخت در باک یک ستاد انتخاباتی(پاورقی)
شد، من به هیچ وجه خودم را مصداق آن اتهامات نمی دانم چون من واقعا در سایت مسئولیت مستقیمی نداشتم. سایت مدیر مسئول داشت، سردبیر داشت و همین طور در زمینه آن انتشار شب نامه علیه رئیس جمهور متاسفانه تعدادی از کارمندان مجموعه سایت این کار را کردند در حالی که من اصل این کار را کاری جوانمردانه نمی دانستم و مخالف آن بودم و نه در تهیه و نه در توزیع آن و نه در پخش آن شرکتی نداشتم. در پایان از رهبر
سربازهایی که کشته می شوند، ژنرال هایی که مدال افتخار می گیرند!(پاورقی)
تاریکی خیره شد و به خود گفت: البته اگر زنده بمانم! و بعد چند فحش رکیک و آبدار نثار هواشناسی و رئیس جمهور و شانس بدش کرد و به شب زل زد. بالگردها دیر کرده بودند. سرهنگ به آسمان نگاه کرد، هیچ صدایی به گوش نمی رسید. پیتر والتر در حالی که با لهجه تودماغی ویرجینیای غربی صحبت می کرد. رو به چارلی گفت: خب رئیس! فکر می کنم این یکی برای ما آخری باشد. ما هر دو داریم پیر می شویم. این یکی را
پیامهای مربوط به "هفته پیشگیری از مسمومیت ها ( 3 تا 9 آبانماه 1394)"
بیمارستان ببرید. 23- در مسمومیت های تعمدی با دارو، بهتر است در صورت هوشیاری فرد مسموم، نام دارو یا داروهای مصرفی و تعداد هر یک از آنها را از وی بپرسید و به کادر درمانی اطلاع دهید. 24- در اغلب مسمومیت های اتفاقی و یا تعمدی با داروها، برای اطلاع از نحوه انجام اقدامات اولیه، هرچه سریع تر با شماره تلفن مرکز اطلاع رسانی داروها و سموم 1490 و یا اورژانس 115 تماس بگیرید. 25
مأموری که از کودتای 28 مرداد بار خود را بست !
و شبه روشنفکر (مانند شهروند امروز و تجربه و ...)، همین روش تحقیر کننده را پیش گرفته بود و البته به روال معمول هم گفت و گوکنندگان، خم به ابروی مبارک نیاورده و لقایش را به عطایش بخشیدند!! سوال اینجاست که به راستی چه راز و رمزی در ابراهیم گلستان وجود دارد که علی رغم همه بد و بیراه های متداولش به رفقا و همکاران دیروز و امروز و ایضا به جوانان جویای نام!! (تداعی نوعی رابطه ارباب و رعیتی را می کند
از اوج غربتِ دوران دفاع مقدس، به اوج قدرت در منطقه رسیده ایم
حق را نزد. چگونه حرف می زد؟ یک جوری حرف می زد که گویا آن ها همه علاقمندان و مریدان حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستند، درحالی که آن ها همه جزو کسانی بودند که آمدند درِ خانه را آتش زدند؛ مظلومیت روی مظلومیت. مظلومیت های دوران اقتدار سخت تر است. ما اگر مظلومیت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) را داشتیم، راحت تحمل می کردیم. ولی من قبول ندارم که من و شما می توانستیم مظلومیت های علی ابن ابی طالب(علیه
حاشیه های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی
؟ احساسی که من آن روز داشتم دقیقاً همین احساس بود که یک جاده ی وسیعی بود، یک درِ بزرگی به روی همه باز بود که افراد با میل خود می رفتند و از این در وارد می شدند؛ این در بسته شد؛ بقیه ماندند پشت این در... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد... البته خیلی طول نکشید چون عراق مجدداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا به تدریج
کارهای سفارشی را سرسختانه رد کردم
، عطر یاس ، مثل یک رویا و گزیده ادبیات معاصر اشاره کرد. در ادامه گفتگوی ما را با این نویسنده می خوانید: *خانم علی اکبری سامانی، به عنوان سوال اول؛ نویسندگی را از چه تاریخی شروع کردید؟ و اولین کتاب شما چه کتابی بود؟ از کودکی به نوشتن علاقه زیادی داشتم. اولین مشوق من معلم کلاس دوم ابتدایی ام بود که پیش از همه به خرده استعداد نویسند گی ام پی برد و در این راه مشوق خوبی
مطالبات 9 گانه رهبری درباره برجام را پیگیری کنیم!
علی(ع) به آن نرسیدند. حجت الاسلام ماندگاری بیان داشت: از جمله افراد اقلیت دوم، سمره ابن جندب است که در 18 سالگی در جنگ احد در کنار پیامبر(ص) شمشیر می زد، شیث ابن ربعی از یاران صفین حضرت علی(ع)وشمر ابن ذی الجوشن از جانبازان صفین هم جزء این گروه هستند، اما بقیه لشکر که اکثریت بودند و حدود 100 هزار نفر جمعیت آن ها بود، مردم عادی کوچه و بازار و بقال و تاجر و کشاورز و صنعتگر بودند.
دربی نه، به ملوان فکر می کنیم | علی آقا سفارش کرد هانی را استادیوم نبریم، اذیت می شود | روی حرف سلطان که ...
استادیوم نبرید چون اذیت می شود و... بله، علی آقا یکسری دلایل آوردند که منطقی بود. جواب شما چه بود؟ روی حرف سلطان که نمی شود حرف زد. ما گفتیم اگر دست ما باشد حتماً به توصیه شما عمل می کنیم اما باید دید نظر خانواده اش و مسئولان باشگاه چیست. کریم باقری هم مشابه چنین توصیه ای کرده بود. به هر حال همه این صحبت ها از سر دلسوزی است. همه ما هادی خدا بیامرز را دوست
آیا سیاه پوشیدن در محرم و صفر فضیلت دارد؟
که قابل توجه می باشد اینکه عده ای از فقها قائلند که پوشیدن لباس سیاه در عزاداری امام حسین(ع) از این حکم کراهت مستثنی است و پوشیدن آن در عزاداری امام حسین(ع) کراهت ندارد، علت کراهت را این گونه بیان کرده اند که پوشیدن لباس سیاه در ایام وفات ائمه(ع)خصوصاً در ایام محرم و صفر، در حقیقت اظهار مودت و محبت به ساحت مقدس اهل بیت(ع) است. شیعیان و محبان آن بزرگواران با به تن کردن جامه سیاه، حزن و اندوه خود را
فرهنگ در رسانه
میرباقری چطور بود؟ همیشه مشتاق دوباره کار کردن با ایشان هستم به نظرم آقای میرباقری جزو آن دسته از کارگردان هایی هستند که شما فقط در زمان همکاری با او فقط بازیگر هستی و خیالتان از همه چیز راحت است فقط به دنبال خلق نقش هستی و به چیز دیگری فکر نمی کنی. به تعزیه و مقتل خوانی علاقه دارید؟ کار کردید؟ بله، ولی قسمت نشده بازی کنم، تعزیه هنر سختی است تسلط به آواز و دستگاه
وودی آلن: همیشه بدبین بوده ام!
این مشکلاتلاینحل و ترسناک فکر کنم. بنابراین هنر سرگرمی بزرگی است. درگیر این می شوم که چگونه می توانم این نقش را بیشتر قابل باور کنم یا کمتر دوست داشتنی، یا بیشتر صاق یا چگونه می توانم این جوک را خنده دارتر کنم. وقتی دارم کار می کنم، کار می کنم اما وقتی کاری نیست، ساعت سه نصفه شب است و ... شانس و بخت نقش مهمی در فیلم های شما بازی می کنند و این در مرد غیرمنطقی هم صادق است؛ چرا؟
فراموش شدن رضایت بیمار و کارکنان در نظام مدیریت بیمارستانی؛اعتبار بخشی بیمارستانی اسیر کاغذبازی اداری شد
معصومه چاوشی : برای یک زخم ساده با شکافی کوچک یا تصادفی مهیب یا برای عیادت یک دوست که به بیمارستانی رفته باشید، فضایی دردآلود و بویناک و اندوهگین شما را احاطه می کند؛ فضایی که گاه از شانس خوب تان با خوشرویی و گاه از بخت بد با ترشرویی یا اندوه مجبور به ترک آن می شوید. این خصلت بیمارستان های ماست که هرگز در آن اثری از خاطراتی که بتواند بار دیگر شما را به همان محیط بکشاند نیست. فضایی که همه را فراری
عاشورا محور صف بندی های عظیم تاریخی/ قیام امام زمان(ع) از دل عاشورا بیرون می آید
نمی توانیم نسبت به این خدا بی تفاوت باشیم؛ آیا انسان می تواند نخواهد؟! هر جلوه ای که از جلوه های خدا بیاید، ما آن را می خواهیم؛ جز اینکه خدای متعال بخواهد انسان را عذاب کند؛ در این صورت آدم گرفتار، نسبت به خود و همه چیز بدبین می شود؛ تا جایی که رگ حیات خود را هم قطع می کند؛ هر چند بعد از آن باز هم پشیمان می شود که دیگر فایده ای ندارد. تفاوت صاحب اسماء حسنی با دیگران نکته لطیف تر در
مهمترین اقدامی که انسان باید انجام دهد تا به هدف برسد چیست؟
آدم حساب نمی کند! طبق روایات، بهتر است که انسان گناه کند ولی دچار عُجب نشود. (امام صادق(ع): إِنَّ اللَّهَ عَلِمَ أَنَّ الذَّنْبَ خَیْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ مَا ابْتُلِیَ مُؤْمِنٌ بِذَنْبٍ أَبَداً؛ کافی/2/313) در روایت داریم که اگر کسی گناه کند بهتر از این است که عمل خوب انجام دهد ولی دچار عجب شود. (امام صادق(ع): إِنَّ الرَّجُلَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَنْدَمُ عَلَیْهِ
هنوز خبری از کیوا و جایگزین سکه و اسکناس آلوده نیست / کیف پول الکترونیکی در بلاتکلیفی بسر می برد
برخی پمپ بنزین ها با استفاده از نوعی باجه های الکترونیکی و با استفاده از همان کارت های مگنت پرداخت الکترونیکی بنزین انجام می شود. کیف پول الکترونیکی چه به صورت کارت پلاستیکی چه به کمک تلفن همراه جزو متداول ترین روش های پرداخت خرد در دنیا محسوب می شوند و چند سالی هست که در ایران هم جایی در پرداخت های روزانه باز کرده است. این روش تنها در سیستم حمل ونقل عمومی موفق بوده و راه زیادی تا فراگیر
مهدکودک 14 بابا دارد!
عمدتاً وزارت آموزش و پرورش و نهادهای تابعه است. حتی در کانادا مقررات چنان سخت گیرانه است که برای نگهداری خانگی بیش از 5 کودک زیر ده سال، مجوز لازم است. به عبارت دیگر، افرادی که علاقه مندند خدمات نگهداری را در منزل ارائه نمایند، در صورت رسیدن تعداد کودکان به استاندارد تعریف شده، باید از مؤسسات خصوصی ویژه پروانه فعالیت دریافت نمایند. قابل ذکر اینکه خود این مؤسسات تحت مجوز آموزش و پرورش اقدام می
Android N با چه ویژگی های جدیدی خواهد آمد؟
آماده به کار کردن دستگاه با دو ضربه (Double tap-to-wake) Double tap-to-wake یکی از قابلیت هایی است که علی رغم نبود پیش فرض آن در نسخه های مختلف اندروید، شرکت های تولید کننده گوشی های مبتنی بر این پلتفرم خود آن را تعبیه کرده اند. قابلیت آماده به کار کردن دستگاه با دو ضربه بر روی صفحه نمایش، از دیگر ویژگی های گنجانده شده در نسخه پیش نمایش اندروید مارشملو بود که در نسخه نهایی َردّی از آن دیده نشد! پرش از ترک های صوتی با استفاده از دکمه های تنظیم صدا این ویژگی بسیار کاربردی مدت هاست بر روی رام های سفارشی اندروید در قابل دسترس است و روشی بسیار کاربر پسند برای پرش از قطعات موسیقی به شمار می آید. با این قابلیت دیگر نیاز نیست برای رَد کردن ترک موسیقی در حال پخش، گوشی خود را از جیب درآورید. منبع: فارنت 0 ...
فوتبالی ها کجا عزاداری می کنند؟
تنها در دو جا قابل رویت است.اگر خودش نذر داشته باشد مراسمش را در حسینیه خانه اش که در زیرزمین بنا کرده، برگزار می کند. در چنین مواقعی به جرات می توانید مهم ترین و سرشناس ترین افراد ورزشی ایران را در هیات سلطان ببینید. او همیشه سعی می کند در این مورد زیاد مصاحبه نکند اما عاشق مداحی حاج منصور ارضی است و در اکثر مواقع اگر مداحی در حسینیه اش نباشد این صدای حاج منصور است که از دستگاه پخش می شود اما هیات
گفت و گوی تفصیلی با پژوهشگر جمعیت شورای عالی انقلاب فرهنگی
سالها به نام مطالب علمی منتشر می شد گفتگوی تفصیلی داشتیم با یکی از پژوهشگران حوزه جمعیت. حسین مروتی از فعالان فرهنگی است که پیرامون بحران جمعیت کارهای پژوهشی متعددی انجام داده است می کند. با او قراری برای مصاحبه گذاشتیم تا تحلیل وی را در مورد تاریخچه مسائل جمعیتی و اساس بحران جمعیت بشنویم. حاصل کار، متن چالشی شده است بخش اول این گفتگو پیش روی شما است. بخش دوم این گفتگو در آینده نزدیک منتشر می شود
حاشیه های حضور امام خامنه ای در منزل سردار شهید همدانی
درست متوجه نمی شود، یک روزی که گذشت من یکدفعه ملتفت شدم که قضیه چیست؟ احساسی که من آن روز داشتم دقیقاً همین احساس بود که یک جاده وسیعی بود؛ یک درِ بزرگی به روی همه باز بود که افراد با میل خود می رفتند و از این در وارد می شدند؛ این در بسته شد، بقیه ماندند پشت این در... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد... البته خیلی طول نکشید چون عراق مجدداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه
دبیرکل انصارالله: تکفیری ها از هیچ اقدامی برای خدمت به آمریکا و اسرائیل دریغ نمی کنند
در یمن انجام دادند، با یاری خداوند توانسته اید بیش از شش ماه مقاومت و ایستادگی کنید. شما با توکل به خدا و آگاهی و آزادی و عزت نه تنها می توانید مقاومت و ایستادگی کنید بلکه قادرید متجاوزان را شکست دهید و آن ها را بیرون برانید و همه سرزمین خود را که اشغال کرده اند آزاد کنید. این مقاومت و ایستادگی بی فایده نبوده بلکه مفید و موثر بوده است و امید دشمنان را تا حد زیادی ناامید کرده و تلفات زیادی به آنها