سایر خبرها
بازیگر شیرازی که مکبر شهید دستغیب بود/ روایت خواندنی کاظم بلوچی از سیر و سلوک سومین شهید محراب
، به شدت مخالف بودند که بچه ها به سینما بروند. البته من آنقدر عاشق سینما بودم که هرطور بود، روزهای جمعه سینما می رفتم و فیلم می دیدم. بعد که آمدم دانشگاه و در رشته تئاتر، کارگردانی و بازیگری،دانشکده هنرهای دراماتیک قبول شدم. وقتی وارد دانشگاه شدم و در این زمینه، شعور و اندیشه بیشتری پیدا کردم،متوجه شدم چقدر ظلم می شد به ما واقعا! *قهرمان در خور و اندازه همان دوران کودکی و نوجوانی خودتان
فینالیست استند آپ کمدی:خدا بغلم کرده
مادربزرگم می آمد که مرا ببخشند. بهتر است از اینجا شروع کنم، مهرماه که مدرسه ها شروع شد، نهم آبان مادرم فوت کرد، آن هم در سن 37 سالگی. در عرض 5 روز؛ پنجشنبه در بیمارستان بستری شد و دوشنبه فوت کرد. وقتی مادرم مرا باردار بود، پدرم فوت کرده بود. به همین خاطر برای زندگی به خانه مادربزرگم رفتم، 14 سالم بود. تمام داشته ام مادرم بود که آن هم فوت کرد. در آن دوران در شوک بدی به سر می بردم. اصلا
کلاهبرداری به بهانه اشتغال
مثبت دادند. در ساعت 12 برای رفتن به محضرخانه و بستن قرارداد کاری از منزل خارج شدیم که در بین راه، آن مرد مرا مقابل یک مغازه عکاسی از موتور پیاده کرد تا من عکس بیندازم؛ سپس خودش به منزلم مراجعه کرد و از همسرم طلاهایش را به بهانه ضمانت شغلی گرفت و فرار کرد . مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید این خبر اعلام کرد: در ادامه رسیدگی به این پرونده، با توجه به شناسایی تصویر متهم از
پس از شهادتش طلای ازدواجش را به جبهه دادیم
در گفت و گو با طاهره کره ای خواهر شهید مطرح شد؛ مادرم قبل از مراسم خاکسپاری به ما توصیه کرد که از شیون و زاری بپرهیزیم. مادرم عیسی را درون قبر گذاشت و یک سخنرانی کوبنده هم انجام داد که خیلی ها را متحول کرد. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، زندگی این دنیای "عیسی کره ای" از آنجایی شروع شد که خداوند متعال، پس از 20 سال انتظار، او را به پدر 46 ساله اش آن هم با ازدواج مجدد عنایت
بی گناهی پزشک جراح در قتل پسر کوچکش
این در حالی بود که مادر پارسا کوچولو اصرار داشت این مرد پسرشان را به قتل رسانده است. یازدهم آذرماه سال 92 ماجرای سقوط پارسا 3 ساله از طبقه چهارم خانه شان به پلیس مخابره شد. با اعلام این خبر بلافاصله مأموران پلیس همراه تیم جنایی خود را به محل حادثه در خیابان ستارخان رساندند. همزمان با این حادثه امدادگران اورژانس با حضور در محل و معاینه پسر سه ساله مرگ وی را تأیید کردند. بدین ترتیب کارآگاهان
روایت سه گانه از زنان خیابانی در تهران
. پرتم کرد بیرون چون مادرش بهم تهمت زده بود که با مردها ارتباط دارم. اصلاً اینجور نبود. دوست های عوضی اش همه نظرناپاک بودن اما من... چشم های نازی یک باره حالت غمگینی به خود می گیرد. تا آن وقت تلاش می کرد خودش را به اصطلاح شاد و شنگول نشان دهد. یک باره اما پرت می شود به گذشته: بعد از طلاق دو بار صیغه شدم. جفتشان زن و بچه داشتند. خانه پدرم نانخور اضافی نمی خواستند. گفتند یا برگرد خانه شوهر
مرور 35 سال در 60 دقیقه با دروازه بان سرخابی ها
بروم که پیشرفت کنم. در آن زمان مسابقه ها به صورت لیگ یک و لیگ دو بود. در لیگ دو به تیم پیام رفتم و زیر نظر آقای بیداریان کار کردم. یک سال در آنجا بودم و سال بعد تیم استقلال به من پیشنهاد داد. همچنین تهرانجوان. باز هم با خودم فکر کردم اگر به تیم بزرگی بروم امکان دارد کمتر به من بازی برسد. از یک پییشکسوت مشورت گرفتم و او به من گفت امکان دارد در استقلال هم کمتر به بازی گرفته شوی. به تهرانجوان برو و
سارق انگشتر پیرزن ها دستگیر شد + عکس
اخبار معاصر: روز چهاردهم خرداد ماه خانمی با مراجعه به کلانتری 108 نواب به مأموران اعلام داشت که سرنشین یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ، به بهانه خرید طلا برای همسرش اقدام به گرفتن انگشتر طلا از وی و کلاهبرداری از او کرده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع کلاهبرداری و به دستور دادیار شعبه دوم دادسرای ناحیه 34 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار
آیت الله خزعلی یک ریال هم از امام (ره) نگرفتند تا دفاعش از انقلاب شائبه مادی نداشته باشد
چشمشان باز می شود... *پدرم پیش از رحلت خواب حضرت امیر (ع) را دید که به ایشان تفقد کردند چون قبل از آن بحث ما این بود که آیت الله سیستانی گفته بودند اگر پیکر حاج آقا را به نجف بیاورید از تشییع و تدفین تا مراسم ختم را انجام می دهیم چرا که ایشان دوست نزدیک پدر و در یک حجره بودند. وقتی به نجف رفته بودیم حاج آقا می خواستند دست آیت الله سیستانی را ببوسند و ایشان همین طور، خیلی به
گفت وگو بادختر آیت الله خاتمی درسالگرد درگذشتش
بیش از گذشته از خصوصیات اخلاقی و رفتاری پدر بگوید. آخرین خاطره و تصویری که از مرحوم آیت الله خاتمی دارید، ذکر می کنید؟ شبی که فردای آن، پدرم فوت کردند، در کنار ایشان بودم. آخرین تصویری که من از ایشان به یاد دارم نماز بی نظیری بود که ایشان خواندند و من با حسرت نگاه می کردم. آقا یک هفته قبل از فوت به بیمارستان شهدای تهران منتقل شدند. با ضعف بدنی شدیدی مواجه بودند و زمانی که برای رفتن
اشرار دست به سلاح بردند شلیک کردیم
سبزوار از قتل مرد 60 ساله ای در یکی از دامداری های اطراف سبزوار باخبر شدند. وقتی مأموران به محل حادثه رسیدند، دریافتند مقتول با شلیک گلوله ای به قتل رسیده است. پسر مقتول در تحقیقات اعلام کرد، پدرش را شاهین با اسلحه به قتل رسانده است. او گفت پدرم از مدت ها قبل با شاهین اختلاف داشته و شاهین چندین بار او را تهدید به قتل کرده است تا اینکه امروز شاهین به اینجا آمد و با پدرم درگیر شد و با شلیک گلوله به قتل
اولین زن شهیده کربلا که بود؟
عقیق : زنان حاضر درواقعه کربلا که کمتر نامشان برده می شود را بشناسید. زنان غیر هاشمی حاضر در واقعه کربلا 1. کَبْشه، مولاة امام حسین علیه السلام : کنیه اش ام سلیمان است. کنیز امام حسین علیه السلام که آن حضرت وی را هزار درهم خرید و در خانه ام اسحق (مادر فاطمه صغری) همسر امام، خدمت می کرد. سپس با ابو رزین ازدواج کرد و سلیمان از او به دنیا آمد. سلیمان غلام امام حسین
کلاهبرداری به بهانه اشتغال
فردی 24 فروردین با مراجعه به کلانتری تهران نو به مأموران اعلام کرد: فردی ناشناس، با وعده استخدام در یک شرکت خصوصی و به بهانه درخواست ضمانت برای اشتغال، طلاهای همسرم را گرفته و متواری شده است . کارآگاهان پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع کلاهبرداری به دستور بازپرس شعبه شانزدهم دادسرای ناحیه چهار، رسیدگی به موضوع را آغاز کردند. شاکی پس از حضور در پایگاه
آمادگی برای روانه شدن به پیشگاه خداوند سعادت است+فایل صوتی
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، متن زیر سخنرانی علامه محمدتقی جعفری با موضوع ابهام زدایی های عاشورا است که در شب نهم محرم سال 1374 ایراد شده است: دریافت یکی از مطالب بسیار قابل توجه و قابل دقت، آن جمله ای است که فرزند عزیز حسین(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) عرض کرد. موقعی که مسیر نینوا را در پیش گرفته بودند، حضرت سیدالشھداء در پشت اسب خود، به خواب سبکی
اعتراف مرد شیشه ای به قتل خواهر
اعتراف پسر شیشه ای، مشخص شد او خواهرش را با 20 ضربه چاقو به قتل رسانده است. روز گذشته با انتقال متهم 26 ساله به دادسرای امور جنایی، تحقیقات از او آغاز شد. مرتضی با قبول اتهام قتل خواهر 28 ساله اش گفت: از هفت سال قبل به ماده مخدر شیشه اعتیاد پیدا کردم. چند ماه قبل با اجبار خانواده به کمپ ترک اعتیادی در چیتگر رفتم؛ اما از آنجا خسته شده و فرار کردم. بعد از فرار به خانه آمدم و سه گرم شیشه مصرف
از اعدام شیطان صفتی که به زنی شوهر دار تجاوز کرد تا قتل معشوقه و همسر و متلاشی شدن باند شرارت
علاقه خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده است، در انتظار برگزاری جلسه محاکمه به سر می برد. کارآگاهان جنایی استان فارس چندی قبل از کشف جسد دختری جوان در منطقه ای خلوت مطلع شدند و وقتی به آنجا رفتند، مشاهده کردند این دختر با شلیک گلوله از پا درآمده است. در ابتدا سرنخی درباره انگیزه جنایت وجود نداشت و فقط هویت مقتول به نام نرگس فاش شد. مأموران بعد از انتقال جسد قربانی به پزشکی قانونی به تحقیقات
دیدار یک مادر و دختر پس از 24 سال/عکس
بود، گفت: سرنوشت نوزادی که رها کردی به سرگذشت من و همسرم گره خورد. من در بخش خدماتی بیمارستان کار می کردم و آن روز همه بیمارستان صحبت از نوزاد دختری می کردند که خانواده اش او را در بیمارستان گذاشته و رفته بودند. همان روز زن و مردی پیدا شدند تا این نوزاد را به فرزندی بپذیرند و یکی از پرستاران او را به آغوشم داد تا به اتاق رئیس بیمارستان ببرم تا تحویل خانواده جدیدش بدهند. اما این زن و مرد به دلیل
دختر گمشده پس از 24 سال به آغوش مادرش برگشت
نمی شدم. کم کم نگاه های سنگین فامیل را حس می کردم. آن شب وقتی به خانه رفتم موضوع سرپرستی نیلوفر را با همسرم مطرح کردم. همسرم قبول کرد اما چون می دانست خانواده هایمان مخالفت می کنند نگرانی اش را مطرح کرد. چون می دانستم همسرم با اصل قضیه مشکلی ندارد سرپرستی نوزاد دختر را برعهده گرفتم و آن را به خانه آوردم. بعد هم بدون اطلاع به کسی به بهانه اعزام به ماموریت، خانه ام را به کرج منتقل کردم و
یک گفت وگوی کمتر دیده شده از مردی که دنیا را بهت زده کرد
در دانشگاه علوم سیاسی درس می داد و اختلاف نظرهای بسیاری با خانواده مادرم داشت. پدربزرگم آرتور شیبل دل خوشی از پدرم نداشت و همین موضوع سبب شد تا پدربزرگم جوآن را وادار به دوری از پدر کند. این طور شد که آنها دچار بحران شدند و به دلیل مشغله کاری سرپرستی مرا به خانواده دیگری دادند. به این ترتیب من با نام خانوادگی جابز یک خانواده برای خودم پیدا کردم. در این مدت آیا سراغی از پدر و مادر واقعی
کلاهبردار 390000 یورویی به اتفاق خاواده اش غیب شد
است تبرئه شد و دادیار دستور داد مرد شیاد تحت تعقیب قرار گیرد. فرار خانوادگی پسر جوان در این مرحله به دادیار صفریان گفت: پس از اینکه محسن گوشی تلفن همراه خود را خاموش کرد به در خانه شان مراجعه کردیم و در کمال ناباوری متوجه شدیم همه اعضای خانواده اش متواری شده اند و ما به هیچ کسی دسترسی نداریم و با یک اعتماد بی خود بخش اعظم دارایی های خودمان را به باد دادیم. بنا بر این گزارش دادیار صفریان پرونده را برای بررسی بیشتر و دستگیری کلاهبردار فراری به دادگاه ارجاع داد. ایران ...
آبروی شیخ را مومنان برد ند
که به من اعتماد کامل د اشت با تعجب گفت خیلی خوب فراد ا می خوانیم . این ماجرا بین متد ینین پیچید . من و د وستانم برای رضای خد ا، همه را از وضو ند اشتن شیخ هاد ی آگاه کرد یم و مرد م کم کم از د ور شیخ متفرّق شد ند تا جایی که بعد از چند روز خانواد ه او هم فهمید ند . زن شیخ قهر کرد و به خانه پد رش رفت، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی، پد ر را ترک کرد ند . د یگر همه جا صحبت از مشکوک بود ن
اسیدپاش: خواستم زیبایی زنم از بین برود!
رسید. آنها بلافاصله برای بررسی موضوع راهی محل حادثه شدند و تجسس های خود را در این باره آغاز کردند. با حضور ماموران در محل، آنها با صورت سوخته زنی روبه رو شدند که از سوی شوهرش مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود. این زن که اهل افغانستان بود، برای مداوا به بیمارستان منتقل شد. همچنن شوهر وی نیز که پس از این حادثه از خانه شان فرار کرده بود، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. شنبه شب گذشته زمانی که برای
زنی که هپروت را به 4 فرزندش ترجیح داد
برای رفع مشکلتان قدمی بر نداشته است؟ همه خود را کنار کشیده اند. انگار نه انگار مقصر هستند؛ پدرم مرا به خانه شوهر فرستاد تا جلوی چشم او و زن بابایم نباشم، ولی نمی داند که چه بدبختی برایم درست کرده است! چگونه دستگیر شدی؟ به خانه یکی از مواد فروشان رفته بودم.می خواستم برای شوهرم شیشه بخرم، در راه خانه، مأموران به من شک کردند اگر برای مصرف شوهرم نبود، نمی رفتم؛ چون
دوست دارم زندگی ام امضای خودش را داشته باشد
علا هم در بازیگر بازی می کردند. من و رضا عطاران نقش زن و مرد کلاهبرداری را داشتیم که کلاس بازیگری زده ایم! از آن سریال من در ذهن آقای عطاران مانده بودم و برای نقش ژینوس سریال خانه به دوش به من زنگ زدند. انتخاب بازیگرهای آقای عطاران بسیار بامزه است. آدم هایی را انتخاب می کنند که به درستی انگ کاراکتر و نقش هستند. در سریال بیست و شش قسمتی، من ده روز پراکنده کار کردم. قرار بود که ژینوس خانه به دوش دختر
فراتر از یک گزارش، فراتر از تن فروشی
خانواده بسازند، یک بار هم که شده چشم هایشان را باز کنند و ببینند که این بار، سریال خود ما هستیم نه امواج ماهواره ها. درد خود ما هستیم نه دختران بزک کرده ترکیه ای یا کلمبیایی. این بار در سرزمین تمدن کهن و مهد اسلام عظیم، اعتیاد چنان ریشه ای دوانده که پدر برای تهیه خرج مواد مخدر به دختر جگرگوشه اش یا مرد برای فرار از خماری به فروش همسرش روی می آورد. می فروشد! آری می فروشد. این امر پیش از آنکه
استراتژی داعش در مورد زنان
به مفتی های خود دستور داد تا فتوایی صادر کنند که به موجب آن زنان متاهل داعش بدون اجازه و رضایت همسر نیز می توانند دست به عملیات انتحاری بزنند اما موضوع استفاده از مجاهدان نکاح برای عملیات های انتحاری اعتراض این زنان و فرار آنها از موصل را بدنبال داشت. بسیاری از این زنان وقتی متوجه شدند که قرار است از آنها به عنوان انتحاری در عملیات های داعش استفاده شود از مناطق تحت اشغال داعش فرار
مهدی رحمتی:تمام دنیای من پدر بودن است
تاثیر زیادی داشته و به نوعی باید بگویم او بیشترین نقش را داشته، چون از زمانی که فوتبال حرفه ای را آغاز کردم، او بود که کنارم حضور داشت و شرایط را درک کرد. من هم شخصا تمام سعی ام را می کنم که همسر خوب و ایده آلی باشم، ولی در یک سری زمینه ها نمی توانم. این هم به دلیل حرفه ام است و مسلما کمبودهایی وجود دارد. مدیر خانه، دور از اقتصاد مدیریت خانه بیشتر با همسرم است، به خاطر اینکه
هنگام مرگ وقتی آقا آمد، پدرم دستم را فشرد
بنشینی و دست هایت را روی پاهایت قرار بدهی، خلاصه در هیئت ها بزرگ شدم و از اول نام حسین(ع) در گوشم و عشق حسین(ع) در دلم بود و و قبل از فوت پدرم به دستور او، نوکری ائمه(ع) را شروع کردم. وی در مورد دلیل بهجت آفرین بودن فرهنگ عاشورا افزود: به دربار امام حسین(ع)، بد و خوب را راه می دهند، امام حسین(ع) به همه می فرمایند شما بیایید و بخشیدنش با من باشد؛ امام حسین(ع) بدون انگشت نگاری همه را قبول
برترین موعظه ها، عبرت از تاریخ است
: می توانید با ما، هم آغوش باشید، امّا اگر فرار کنید، از ما جدا هستید، یعنی؛ آنها را تحریک می کردند. از یک طرف می گفتند: ما بالا هستیم و از طرف دیگر هم، شهوت آ نها را تحریک می کردند. این یکی از اشعاری بود که هنده جگر خواره بیان کرده بود، حالا چنین مادری، مادر معاویه هست! برادر معاویه، یزید اول، حاکم شد و بعد هم کشته شد که دلایلش را گفتیم و عرض کردیم: مسلم در صحیح خود می گوید: معاویه اعلان
آیا گرسنگی و تجاوز حق دوجنسه هاست؟
صدایم می کند، خانم بیا اینجا برمی گردم؛ صدا متعلق به مرد میانسالی است از روی تخت بلند شده، می گوید: می خوای از درد ما بپرسی من می خوام حرف بزنم تو این همه سال هیچ کس از درد ما نپرسیده، هیچ کس حرف ما رو نشنیده 62 ساله است 4 سال است که در مددسرای خاوران زندگی می کند، می گوید: نمی دانم در کدام دادگاه این زندگی را به من تحمیل کرده اند. همسرم فوت کرده و پسرم آواره خانه مردم شده است. من را به