اورا: در خیابان های پاریس گدایی می کردم
سایر منابع:
سایر خبرها
اورا: بعد از توهین نژادپرستانه سوارس، زندانی ها مرا تهدید به مرگ کردند
مدافع فرانسوی سابق منچستریونایتد می گوید بعد از آنکه علیه مهاجم اروگوئه ای لیورپول به خاطر توهین نژادپرستانه به او هجمه بزرگی به راه افتاد، پیام هایی تهدید آمیز دریافت کرد. به گزارش وانانیوز، پاتریس اورا فاش کرد بعد از درگیری اش با لوئیس سوارس در سال 2011 به خاطر توهین نژادپرستانه مهاجم وقت لیورپول به او، مجبور شده برای خودش محافظ شخصی استخدام کند. آن سال سوارس به خاطر
آگوئرو: شیفته بازی اوون بودم/جام جهانی را در خانه همسایه مان دیدم
مهاجم آرژانتینی تیم فوتبال منچسترسیتی تحت تاثیر علاقه زیادی که به بازی مایکل اوون داشت، به فوتبال باشگاهی انگلیس پیوست. سرخیو آگوئرو در مصاحبه ای که در روزنامه منچسترایوینینگ نیوز منتشر شد، فاش کرد به خاطر علاقه به بازی اوون، فوروارد اسبق لیورپول و منچستریونایتد ترغیب به بازی در لیگ برتر شد. این فوروارد 31 ساله از سال 2011 در خدمت تیم دوم شهر منچستر است. او نزد سیتیزن ها
می خواستند رابطه من و قاسم را شکرآب کنند
قرار گرفت و بی اعتماد شد. از نظر فنی نمی گویم بی ایراد بودیم اما آن گونه هم نبودیم که بخواهد چنین مشکلاتی برایمان به وجود بیاید و همین حواشی داخلی و بیرونی به تیم لطمه زد و خود من نیز در این جریان ضربه دیدم. خیلی چیزها بود که به ما ضربه زد ولی چون عضو آن مجموعه بودم درست نیست بازگوی اش کنم. کاپیتان سابق ذوب آهن در خصوص خط خوردنش از جام جهانی 2006 به دست برانکو، خاطرنشان کرد: در آن مقطع
برومند: برخی نان ندارند ولی مدیران ما با بیزینس کلاس سفر می روند
دروازه بان اسبق تیم فوتبال استقلال گفت: نفراتی در آکادمی استقلال حضور دارند که حتی نمی توانند هزینه رفت و آمدشان به محل تمرین را تأمین کنند و شاید باور نکنید حتی نان ندارند بخورند. به گزارش وانانیوز، پرویز برومند در خصوص نشستی که روز گذشته با تعدادی از پیشکسوتان با احمد سعادتمند برگزار کرد، اظهار داشت: من روز گذشته فقط 30 دقیقه در جلسه حضور داشتم و صحبت هایی در خصوص آکادمی و کمیته
مرگ دیگر در نمی زند
، راستش ما آن روزها مرگ را فقط بر پرده بزرگ سینما قصر طلایی و بیشتر با آلن دلون و تماشای فیلم اسلحه ی بزرگ می شناختیم. آن وقت ها گذشته از سینما و ساندویچ و بیخ دیواری، پول تو جیبی اگر گاهی گیر می آمد یا پول های کارگری تابستان ها را فقط صرف خرید کتاب می کردم و با خواندن کتاب کیف و حال می کردم. الان که به آن دوران فکر می کنم نمی توانم برای خودم حلاجی کنم که چرا بدبختی های آن روزگار اصلاً یادم نمی
جهادگر کرونایی از قاچاق مشروب تا نجات جان بیماران +عکس
از نو روزی از نو. این خلاصه همه خاطرات تلخی بود که شرم می کنم از بیان جزییاتشان و اذیت می شوم. به اینجا که می رسد بین همه حرف هایش یک پرانتز باز می کند و تاکید می کند؛ من ابایی ندارم از اینکه بگویم چاقوکش و عربده کش بودم اما مال هیچ کسی را نخوردم، هیچ وقت چشم به ناموس کسی نداشتم و اتفاقا بیشتر دعواهای من ناموسی بود. مغازه من اولین مغازه در بازار ماهی فروش ها بود و ورودی بازار یک راهروی
گرامی پور: حدادی یک ژنرال واقعی است/ دوست داشتم مقابل یائومینگ بازی می کردم
خبرگزاری میزان - آرون گرامی پور تاکنون در آسیا کاپ برای تیم ملی ایران بازی نکرده است، اما این بازیکن آینده دار در گفت وگو با پیج رسمی آسیاکاپ از بازی در جام جهانی و حضور کنار هم تیمی های افسانه ای اش گفت. مصاحبه آرون با این صفحه اینستاگرامی را می خوانید. *اکنون دقیقا کجا هستید آرون؟ من فعلا در خانه ام در کالیفرنیا هستم. ما فقط تلاش می کنیم نقش خود را که ماندن در
بیرانوند: اتفاقات استراماچونی برای برانکو هم افتاد
چنین اتفاقی برایم رقم خورد و حالا مشخص می شود که من علیرضا بیرانوند چقدر زحمت کشیدم. از صالحی امیری هم تشکر می کنم که چنین اقدامی انجام داده و من هم تلاش می کنم تا جایی که بتوانم مردم را خوشحال تر کنم و به رویایی که دوست دارم، برسم. ساخت تندیس من در موزه کمیته ملی المپیک آنقدر بزرگ است که وقتی با استاندار لرستان جلسه ای داشتم به او گفتم که هیچ وقت دوست ندارم مجسمه من را در این استان بسازید
زورگیری که برای همیشه ویلچرنشین شد
نوعی متفاوت تر از دیگران باشم، به همین دلیل هم به همکلاسی هایم گفتم درس و مدرسه مال شما بچه درس خوان ها باشد، من به دنبال درآمد و پول می روم. اما نه هنری داشتم و نه کاری می توانستم انجام بدهم، از سوی دیگر از کارهایی مانند کارگری هم عار داشتم تا نگویند فلانی کارگر ساختمانی است، به همین دلیل بیشتر اوقات را سر کوچه می نشستیم و با حرف های بیهوده وقت می گذراندیم. در میان دوستان مان برخی ما را تشویق به شرب
اوساگونا: یک تیم 200 هزار دلار بیشتر به من می داد
است. قضیه گرفتن طلبت از باشگاه پرسپولیس به کجا رسید؟ هیچ فرقی با قبل نکرده و من هنوز مبلغ زیادی طلبکارم. متأسفانه مدیران به قول های شان عمل نکردند و پولی به من ندادند. آن ها قرار بود دو هفته قبل به من پول بدهند ولی این کار را نکردند. من از این موضوع خیلی ناراحتم و مدیران باشگاه رفتار درستی با من نکردند. آن ها فقط وعده می دهند و نمی دانند من خرج 11 نفر را می دهم. زندگی و درآمد من از
علت واقعی جدایی استراماچونی فاش شد
امیدوار بودم ولی همه ما فرار کردیم به خاطر اینکه همه به فکر پول و منافع خودشان بودند در حالی که وقتی راه تو درست باشد پول را هم با خود می آورد. رونخواه در مورد رای بازی سپاهان- پرسپولیس هم گفت: نمی خواهم کار باشگاه سپاهان را تایید کنم ولی فکر نمی کنید مسائل عجیبی رخ داد؟ مگر می شود یک باشگاه نخواهد بازی کند؟ واقعا لیگ در شرایط حساسی بود و اتفاق های عجیبی در بیرون از ورزشگاه رخ داده بود. آن
کتاب ما یک عمر قلعه نشین بوده ایم – نوشته شرلی جکسون
افکاری در سرم احساس تأسف نمی کردم؛ فقط آرزو داشتم که کاش این اتفاق در واقعیت می افتاد. کنستانس می گفت درست نیست ازشون متنفر باشی. این کار فقط ضعیفت می کنه . اما من به هر حال ازشان بیزار بودم و همه ش از خودم می پرسیدم که چرا باید چنین موجوداتی اصلا خلق شوند. آقای البرت خریدهایم را روی پیشخوان گذاشت و در حالی که به نقطه ای نامعلوم پشت سرم خیره شده بود منتظر ماند. بهش گفتم امروز فقط همینا
مصلح: به خاطر توفیقی به پرسپولیس رفتم!
10 میلیارد هم بدهی دیگر قرارداد نمی بندم و با رقمی بسیار پایین تر به پرسپولیس پیوستم. وی با متفاوت خواندن شرایط فوتبال امروز با گذشته ابراز داشت: در گذشته بدون پول بازی می کردند، اما مثلا اگر آقای علی پروین یا ناصر حجازی به قصابی یا مرغ فروشی می رفتند صاحب مغازه به عشق تیم محبوبش از آن ها پول نمی گرفت، اما شرایط امروز متفاوت است و عمر فوتبالیست حرفه ای در نهایت 10 سال است.
علیپور: تمدید قرارداد در اولویتم است، اما چند پیشنهاد خارجی هم دارم / برخی نمی خواهند در پرسپولیس بمانم
ایستادم. حالا فکر می کنم زمان آن رسیده که بیشتر به فکر زندگی شخصی و خانواده ام باشم. من مخلص هواداران پرسپولیس هستم و همیشه تعصبی که داشتم را به طرفداران تیم نشان دادم. در این سال ها، با کمترین قرارداد و کمترین دریافتی، بدون هیچ حاشیه و سر و صدایی بازی کردم و فقط امیدوار بودم به موفقیت های تیم کمک کنم، اما اتفاقاتی رخ داده که برایم قابل هضم نیست. مهاجم شماره 70 پرسپولیس اضافه کرد: در زندگی
خاطره خبرنگاران لرستانی از معلمان دوران تحصیل خود (خاطره عبدالرضا قاسمی)
کلامی با آقای احمدپور نیز وجود داشت. من نیز به مانند بسیاری از بچه های آن دوران مجبور به تأمین هزینه های شخصی بودم، ناچار صبح ها درس می خواندم و عصرها در مغازه آبمیوه فروشی در سبزه میدان کار می کردم. پاتوق آقای احمدپور و دوستانش نیز همین مغازه آبمیوه فروشی بود و من به شکل مستقیم و یا از طریق مباحثه با دوستانش دانایی بیشتری کسب می کردم... یکی از مسائل مهمی که همیشه در
لذت بخش ترین لحظاتم زمانی است که با خنده های آنها می خندم
دلیل مجبورم در کارهایم تنوع داشته باشم. سوال: خانم بخشی از حس و حالتان نسبت به بچه ها مطلع شدم. بهترین لحظات تان در کنار آنها چه مواقعی است؟ - چون خودم دوست داشتم با این بچه ها کار کنم حس خوبی نسبت به آنها دارم و همیشه در کنار آنها لحظاتم به خوبی می گذرد. با شادی های آنها شادم و با گریه های شان گریه می کنم. تا آنجا که در توانم بوده و هست سعی می کنم کمک حالشان باشم و در این امر
کشتی گیر تیم ملی ازبکستان: محمدیان کشتی گیر مورد علاقه ام است/ کرونا را باور نداشتم
که از دیگران ضعیف تر بودم چراکه تازه وارد مسابقات شده بودم و حالم نیز خوب نبود. اما این موضوع از لحاظ فکری مرا آزاد کرد و در شرایطی قرار گرفتم که شکست نیز برایم فاجعه نبود. به خودم گفتم باید بجنگم و بدون هیچ احساس و هیجان بیش از حد و داشتن بار مسئولیت کشتی گرفتم و کارم خوب پیش رفت. وی در مورد این که از کشتی گرفتن خسته نشده است گفت : با وجود اینکه 34 سال سن دارم اما به نظرم از لحاظ
هنرپیشه ای که نقش اول را از چنگ 15 هزار رقیب درآورد +عکس
که احساس خستگی می کردم، اما دوست داشتم، و با خودم گفتم باشه، بیا این کار را انجام دهیم، فقط به این دلیل که من صادقانه می خواستم با بهترین دوستم باشم. راماکریشنان به یاد می آورد که یک ساعت با دوربین ور رفتیم که چطور باید با آن کار کنیم. وی با خنده ادامه داد: ما به مرکز اجتماعات کتابخانه رفتیم و یک اتاق رزرو کردیم؛ و کار از آنجا آغاز شد. هنوز برای من خیلی سورئال است. البته فکر
خلیل زاده: به تعهدات عمل شود، می مانم
تیم حاضر نشد در زمین بازی حاضر شود. من باور دارم که اگر این اتفاق برعکس می شد و ما در تهران به زمین نمی رفتیم هم خودمان و هم هواداران مان می پذیرفتیم که بازی باید به نفع تیم حریف اعلام شود و این اصلا معادله پیچیده ای نبود. حالا که 10 امتیاز، اختلاف امتیاز قطعی شده است، باید قهرمانی چهارم پرسپولیس را مسجل بدانیم؟ نباید کار را تمام شده بدانیم. این دقیقا همان چیزی است که رقیبان
کامران 30 ساله 3 میلیارد تومان کثیف داشت / در تهران فاش شد
جرم موفق شدند مخفیگاه کامران را در محدوده شمال شهر تهران شناسایی کنند که با هماهنگی بازپرس پرونده در مورخه سیزدهم اردیبهشت ماه طی یک عملیات پلیسی کامران دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد. اعترف متهم معاون مبارزه با جرایم جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی تهران بزرگ افزود: کامران ضمن اعتراف به جرم خود اظهار داشت: با اعتماد سازی که کرده بودم و رابطه خوبی که با تجار خارجی داشتم و از
از پرسپولیس پیشنهاد داشتم اما عشقم را نفروختم
استقلال آمدیم، من در استقلال اهوازبودم و از خیلی از بازیکنان لیگ برتر معروف تر بودم. پول خوبی هم می گرفتم و قبل از اینکه به استقلال بیایم بازیکن ملی پوش و دو سال هم ملی پوش بودم. همه این راه ها را رفته بودم و برای عشقم به استقلال آمده بودم. نیم فصلی که در حال جدایی از استقلال بودم، یک پیشنهاد شاید بگویم عجیب و غریب از پرسپولیس داشتم. همان سالی که آقای رویانیان مدیرعامل باشگاه بودند مبلغی که
امیرحسین صادقی:آقایان پیشکسوت جان مادرتان درباره بازیکنان حرف نزنید
کردند دارند سیاستی را دنبال می کنند که او را به تیم ملی بیاورند. هوادار هم تا بخواهد حرفی بزند نمی گذارند و اسمش را اغتشاشگر می گذارند. چرا چنین اتفاقاتی می افتد؟ من سال ها در این تیم توپ زدم و از این باشگاه به جام جهانی رفتم. افتخارات زیادی با این پیراهن به دست آوردم و دلیلش چیزی نبوده غیر از این پیراهن. این پیراهن دست به دست شده و من افتخار این را داشتم که 7 سال پیراهن جواد زرینچه
اولتیماتوم به فعالیت چراغ خاموش مشاغل پرریسک
که آرایشگرم بود تماس گرفتم و گفت حدود 10 روز است که مغازه را باز کرده و فقط اگر میخواهم برای اصلاح بروم باید قبلش وقت قبلی بگیرم که مغازه شلوغ نشود. آرایشگر ازمن خواست که اگر علائم سرماخوردگی هم دارم به مغازه اش نروم. مریم از پیامک سالن زیبایی که قبل از کرونا برای ترمیم ناخن از آن وقت گرفته بود گفت؛: برای شب عید از آرایشگاه وقت ناخن گرفته بودم. کرونا که آمد زنگ زدم و کنسل کردم و دیگر
برخورد پلیس با قلیانسراها، آرایشگاه ها و مشاغل پر ریسک کرونایی
کرده و فقط اگر میخواهم برای اصلاح بروم باید قبلش وقت قبلی بگیرم که مغازه شلوغ نشود. آرایشگر ازمن خواست که اگر علائم سرماخوردگی هم دارم به مغازه اش نروم. مریم از پیامک سالن زیبایی که قبل از کرونا برای ترمیم ناخن از آن وقت گرفته بود گفت؛ برای شب عید از آرایشگاه وقت ناخن گرفته بودم. کرونا که آمد زنگ زدم و کنسل کردم و دیگر پیگیر نشدم تا اینکه چند روز پیش پیامکی در واتس آپ برایم ارسال شد که سالن
ملی پوش وزنه برداری: رویاپرداز نیستم
رفتم و عنوان قهرمانی آسیا را کسب کردم. همچنین مدال نقره رده سنی جوانان را در کارنامه دارم. اکنون نیز عضو تیم ملی وزنه برداری ایران هستم. پیش از این نیز مدال طلای قهرمانی باشگاه های آسیا را کسب کرده بودم. او که جز مثلث کرمانشاهی های تیم ملی به شمار می رود در این زمینه گفت: من، کیانوش رستمی و حافظ قشقایی از استان کرمانشاه به تیم ملی معرفی شدیم. در این استان استعدادهای زیادی برای وزنه
ماجرای خودروخوابی یک مرد! / پلیس مشهد فاش کرد
را گرفته بودم. با خودم می گفتم با ازدواج با مهتاب در این شهر صاحب خانواده خواهم شد. بنابراین خانواده ام به مشهد آمدند و بعد از انجام مراسم خواستگاری، صیغه عقد بین من و مهتاب جاری شد اما متاسفانه از همان ابتدا تفاوت های مالی، فرهنگی و اجتماعی بین دو خانواده باعث بروز اختلافاتی بین ما شد چون ما در دوران عقد به سر می بردیم، من کمتر به منزل مادر مهتاب رفت و آمد می کردم، اما نامزدم مدام از این مسئله
قلیچ: خودتان را خسته نکنید من جواب فحش ها را نمی دهم
علی کریمی دچار چالش شد هرچند قلیچ در آخرین ویدئویی که پست کرده از کریمی هم ابراز دلخوری می کند. او در یکی از طولانی ترین ویدئو های این چند وقت اخیرش مثل همیشه با این جملات شروع می کند:" سلام به همه اونایی که عاشقانه دوستشون دارم و خداوکیلی دارم، جز شما ها من کسی را ندارم. نه پول دارم، نه مغازه دارم، نه حساب بانکی و نه خانه... فقط شما ها را دارم و اگر با شما صحبت نکنم می ترکم. " او گفت
یک راهنمای نجات بخش برای رشد ابروها
طول عمرم بود. در سالهای پس از آن، ابروهایم را با موم بر می داشتم، تا زمانیکه اتفاق بدی را تجربه نکرده بودم خوب بود. آرایشگری که همیشه زیر ابروهایم موم می گذاشت،آنها را بسیار نازک کرد و کمان یکی از ابروهایم نیز کج شد. اگر آن ابرو را بلند می کردم، لبه اش مانند گیره ی کاغذ، مربعی شکل می شد. وحشتناک بود! شش ماه طول کشید تا آنها طوری رشد کنند که عجیب و غریب بنظر نرسند. در چند سال