سایر منابع:
سایر خبرها
بستگان زنی که 11 سال پیش توسط شوهرش کشته شده در دادگاه حاضر نمی شوند
افتاده بود. وقتی کامران دستگیر شد به قتل اعتراف کرد و گفت: من و همسرم سال ها با هم مشکل داشتیم. من به او گفتم بیا توافقی از هم جدا شویم، اما قبول نمی کرد و من هم ناراحت بودم چون مخالفت او با جدایی باعث می شد وضع ام بدتر شود. روز حادثه وقتی بچه ها به مدرسه رفتند، دوباره موضوع طلاق را مطرح کردم و با هم بحث کردیم. زنم بی توجه به حرف های من به حمام رفت و من هم که خیلی ناراحت شده بودم، با چاقو
از پرسپولیس رفتم به استقلال تا گرسنه نمانم
قشنگ از آب دربیاید؟ - همه چیز این دربی خوب بود. من همیشه می گفتم دربی بازی تاکتیک نیست اما حالا نظرم عوض شد چون این دربی هم تاکتیک داشت و هم تکنیک، موقعیت گل و بازی تماشاگرپسند، به اعتقاد من یک دربی کامل بود. با اینکه کسی دل خوشی از مساوی ندارد اما فکر کنم این بازی از همه مساوی ها و بازی های قبل قشنگ تر بود. * دوست داشتی در چنین دربی بازی می کردی؟ - نه بابا...
لم د اد ه با کیبورد
چشات سه سوت می گذره. وقت ملاقات تمام شد . اما انگار زن حرف هایش را قورت د اد ه بود . مرد خند ید . زن نیز. مرد به بند برگشت. و زن رفت که رفت اما...... همین روزها حکم طلاق غیابی و خبر ازد واجش با رضا باغی به مرد خواهد رسید . صاد ق یوسفی حاجی از د وستان پد ر بود . پسر حاجی به همه خبط و خطاهای موجود به تمامی ابرام ورزید ه بود و به همین خاطر سال ها بود که حاجی به کل موضع حاشا
گفتگوی جالب یک زن و شوهر در مورد مشکلات زناشویی
طلایی کرده بود از من معذرت خواهی نکنه دیگر هرگز پامو تو خون ? مامانت نمی گذارم. این هم یک راهشه! جانبداری من و همسرم سالها بود که با یک زن و شوهر که از دوستانمان هستند رفت و آمد داشتیم. حالا آنها از هم جدا شده اند. من دوست دارم رابطه ام را با اون خانم حفظ کنم اما شوهرم می گوید باید با هر دوی آنها قطع رابطه کنیم. او از دست من عصبانی است. زن می گوید: تو حق نداری
زندگی به سبک یک مجاهد
مادرش گفت هادی خانه نیست. فردا دوباره تماس گرفتم و با او صحبت کردم و گفتم من واسطه کار شما شدم و به آنها قول دادم شما رفتید و خبری نشد. هادی گفت راستش می خواستم بیایم ولی خوزستان درگیر جنگ است و باید بروم جبهه. گفتم: شما با آن وضعیت؟ گفت فعلا می روم بخش فرهنگی سپاه تا بهتر بشوم. *** - تا سال 61 با سپاه به صورت افتخاری همکاری فرهنگی داشت. اردیبهشت 61 برای ورود به سپاه درخواست
آیا به استادم جواب مثبت بدهم؟
هرصورت با داشتن یک فرزند بعد از 5 سال زندگی پر از غم وغصه جدا شدم که پیش پدرش هست. خیلی طول کشید تا آرامش خودم را پیدا کردم. ادامه تحصیل دادم. مشکلی که الان دارم آن است که حدود 2 سال است استاد راهنمایم که متاهل است و یک دختر ازدواج کرده دارد دائم به من اظهار علاقه می کند. و می گوید همسر دومم بشو. او هم به ظاهر که مومن است. هر کاری بگویید کرده ام که فراموشم کند. حتی در او احساس گناه به وجود آوردم
اسدا.. یکتا:نمی دانم با این همه پول که ارشاد به من می دهد چه کنم؟!!
هرکسی که فکر کنید رفتم. همان زمان که سیگار می فروختم از وزارت ارشاد با من تماس گرفتند که شما شأن خود را حفظ کنید و به عنوان یک بازیگر باسابقه نباید در کنار خیابان سیگار بفروشید. اگر امکان دارد این کار را دیگر انجام ندهید. من هم گفتم از خدا می خواهم که دستفروشی نکنم اما چگونه زندگی ام را بگذرانم؟ خرج زن و بچه هایم را از کجا بیاورم؟! آنها هم گفتند یک کاری می کنیم. الان چهار سال است که قرار شده یک
گشتی میان فرشتگان/من بیمار نیستم!
در کشور ما توجه زیادی به این موضوع نشده است. در مراکز روزانه بیمارانی که دوره حادی از بیماری روانی را پشت سر گذاشته اند، برای مدتی از انواع خدماتی که در طول روز به آنها ارائه می شود استفاده می کنند تا احتمال عود یا تشدید بیماری آنها کمترشود و بتوانند زندگی عادی تری داشته باشند. او توضیح می دهد که همکارانش در طول یک سال گذشته برنامه ریزی های لازم برای راه اندازی یک مرکز روزانه با برنامه
وقتی اروپایی ها فضولاتشان را از پنجره بیرون می انداختند ایرانی ها در علم سرآمد بودند
انگلیسی ها اینگونه می نویسند! نه برای من و شما ... اینگونه نبود که آنها تا غارها را ترک کنند و لباس بپوشند، بشوند انسان های متمدن! در کتب خود این غربی ها که وقایعی از سال 1812 میلادی را نقل می کند، درست 203 سال قبل آمده است: عده ای به شمال اسپانیا سفر کردند و آنجا را به سبب پرتاب کردن فضولات انسانی از پنجره به بیرون از خانه، شبیه شهر مارسی فرانسه دیدند! قرن 19 عصر بهداشت مغرب زمین!
عروسی در محرم و صفر!
جوانانی که واالدین آن ها چند ده سال قبل، جوانیشان پژمرده شده است و اکنون که فرزندشان از ازدواج می گوید و در تب مجردی می سوزد، اما آن ها درد و فشار روحی جوانشان را درک نمی کنند! چه بسیارند دختر و پسرانی که همدیگر را انتخاب می کنند، ولی پدر و مادر ها، (گاه بدون دلیلی خردپسند) سرسختانه مخالفت می کنند! عزیزم! عرف گاهی برخلاف شرع شکل گرفته است. مثلا خرید جهیزیه وظیفه
اختلاف مادر و دختری، به اسیدپاشی انجامید!
به گزارش صبحانه ، مادر یک زن که مخالف ازدواج دوم وی بود دست به اسیدپاشی هولناک زد.این مادر به بهانه مهمانی شب به خانه دخترش رفت و درحالی که نوه اش را از سمیه دور کرده بود روی این زن اسید پاشید. حادثه اسیدپاشی به این زن 30 ساله در رفسنجان بامداد چهارشنبه رخ داد و سمیه که خود پرستار بیمارستان اصلی شهر رفسنجان است در آنجا بستری شد و خیلی زود به بیمارستان شفای کرمان انتقال یافت.معاینات
سید مجید بنی فاطمه چگونه مداح شد؟
خودم است با 5 (میلیون) تومان و 10 (میلیون) تومان کار یک هیاتی که یازده شب محرم برنامه دارد راه نمی افتد. یکی دوتا هیات هم نیست. - همین هیات های شاخص را می گویم. باید به راهنمایی و رانندگی 50 بار بگویی تا بیاید این راه را ببندد، بعد سربازی که آمده این کار را کرده.... بالاخره امنیت کسانی که در هیات هستند هم خیلی مهم است. دانه دانه جمع می شوند ولی یکباره پنج شش هزار نفر جمعیت
روضه حضرت زهرا (س) برای فرماندهان گردان یا زهرا(س)
اما امثال مسلم ها عهد و پیمانی عاشورایی با شهدایی دارند که شاید خیلی از آنها را به چشم ندیده باشند. می خواهم بگویم جنس مسلم خیزاب مثل همان بچه رزمنده هایی بود که حماسه ای به نام دفاع مقدس را خلق کردند. نمونه اش شهید محمد رضا تورجی زاده است که در دوران دفاع مقدس فرمانده گردان یازهرا(س) از لشکر 14 امام حسین(ع) بود و چندین سال بعد از شهادت او، دست تقدیر مسلم را فرمانده این گرادن کرد تا بار دیگر نفس
کیانوش عیاری: اهل معامله نیستم
. قرار است فیلم را برای کانون پرورش بسازی؟ قرارمان این بود. گفتم اگر تا قبل از عید سال گذشته، موانع بر طرف شد، می توانم در فروردین فیلم را بسازم. چون بعدش اهواز که لوکیشن اصلی فیلم است، تبدیل به جهنم می شود و نمی شود کار کرد. من که بچه اهوازم و به آن گرما عادت دارم ولی برای سایر عوامل غیرقابل تحمل است. فیلم مربوط به کودکان است؟ بیشتر نوجوانانه است. اسمش
سونامی ازدواج درسن بالا ایران را در می نوردد
داشته اند، گروهی از آنها به ازدواج مجدد مبادرت می کنند و گروهی دیگر برای همیشه مجرد می مانند. معمولا معیارهای فرهنگی و عرفی در جامعه ما باعث می شوند زنانی که همسرشان را از دست می دهند، کمتر تمایل به ازدواج مجدد داشته باشند، در حالی که برای مردان این شرایط برعکس است و برخی از آنها در فاصله کوتاهی بعد از فوت همسرشان دوباره ازدواج می کنند. محمد 56 ساله حدود پنج سال قبل همسرش را از دست داده و یک سال
اسدا.. یکتا: فردین پیغام داد که بیا کمکت کنم اما پیغام دادم از شما به ما رسیده است
در کنار خیابان سیگار بفروشید. اگر امکان دارد این کار را دیگر انجام ندهید. من هم گفتم از خدا می خواهم که دستفروشی نکنم اما چگونه زندگی ام را بگذرانم؟ خرج زن و بچه هایم را از کجا بیاورم؟! آنها هم گفتند یک کاری می کنیم. الان چهار سال است که قرار شده یک کاری بکنند. سیگار فروشی حداقل این حسن را داشت که آب باریکه ای در زندگی ام بود که به خاطر شرایط جسمی آن کار را دیگر نمی توانم انجام دهم. البته ارشاد
می خواهم از بخش کنترل گذرنامه رد شوم
شوهرش را مجاب کند تا همراه او به اداره گذرنامه برود و ممنوعیت را بردارد. به همین علت عجله داشت تا هر چه سریع تر از وکالت در طلاقش استفاده کند. بار قبل که از همسرش توافقی جدا شده بودند در مدت عده رجوع کرده بود و جهت اطمینان به توصیه اطرافیان همسرش را راضی کرده بود تا به او وکالت در طلاق بدهد. مریم کمتر از یک ماه مانده به پایان سال به دفترم مراجعه کرد. زنی جا افتاده به نظر می رسید. نخستین
شهید حاجیه عروسی که شوهر شهیدش را از گمنامی در آورد
این همه سال هنوز باور نمی کنم رفته ای . باور نمی کنم خواهر قشنگم عروس خاک شده. زن شیشه ی گلاب را روی سنگ قبر خالی کرد. با دست، سنگ را از بالا تا پایین باگلاب شست. آن قدرنرم و با احتیاط انگار که کسی را نوازش می کند. بعد ازدسته گلی که بالای قبربود، گل رز قرمزی جدا کرد.گلبرگ هایش را دانه، دانه جدا و روی سینه ی قبررهاکرد. دوباره یک گل دیگر. زیرلب زمزمه کرد: آبجی این روزها ، حال
روایت شهربانو از حضور 36 ماهه اش در جنگ
با اجازه خانواده، با او راهی دزفول شدم تا آخرین روزهای تعطیلات را در این شهر گذرانده و سپس به تهران بازگردیم. . . این جانباز زن گیلانی با بیان اینکه یک هفته قبل از آغاز جنگ به دزفول رسیدیم تصریح کرد: همان شب اول اقامت در دزفول صدای شلیک ها و شلوغی و همهمه شهر توجهم را به خود جلب کرد و پچ پچ های گاه و بیگاه خانواده زهرا در گوشه کنار خانه نیز بر نگرانی من افزود. وقتی
زندگی با طعم تلاش و غیرت
می روم، فالوده فروشی است که همان حوالی بساط دارد و حدس می زنم شاید چون او هم خوراکی می فروشد، رقابتی در میان باشد؛ رقیب من کسانی هستند که چیزهای خنک می فروشند. تازه اگر این خانم رقیب من هم باشد، اشکالی ندارد. روزی را خدا می دهد. اینطور که پیداست رقابتی وجود ندارد و مرد فالوده فروش هم مثل سایر کسبه این محل از اینکه یک زن زحمت می کشد و خرج زندگی اش را می دهد، حمایت می کند. اینجا با هر کسی که حرف می زنی در ستایش این زن صحبت می کند؛ مغازه داران و رهگذرانی که می گویند او باید قهرمان زندگی اجتماعی سالم و سختکوش جامعه ما لقب بگیرد. ...
محمود پاک نیت، طرفدار سبک زندگی شیرازی ها
شاخه های بید بازی کنم. بعد از مطالعه فیلمنامه از آن خوشم آمد و بازی در آن را پذیرفتم. به همین خاطر دو ماه مرخصی گرفتم و چون بازی ام در این اثر به درازا کشید، مجبور شدم یک ماه مرخصی بدون حقوق بگیرم. وقتی بازی ام در این اثر به پایان رسید، دوباره به شیراز و سر کارم بازگشتم تا اینکه مدتی بعد پیشنهاد بازی در سریال روزی روزگاری مطرح شد. این بار هم مرخصی گرفتید؟ نه؛ این بار طی صحبت هایی که
موفقیت های رامبد جوان از "خانه سبز" تا "خندوانه"
ازدواج آنها زیاد به اطرافیان نمی رسد. در هر حال تنها چند سال بعد این ازدواج به بن بست رسیده و این دو از هم جدا می شوند. چند سال بعد و در 36 سالگی دوباره به فکر ازدواج می افتد. رامبد جوان در 27 اسفند 1387 با سحر دولتشاهی ازدواج کرد و در 1393 از وی جدا شد. سوابق سینمایی رامبد 1392 آزادی مشروط 1392 آذر، شهدخت، پرویز و دیگران 1391 نیکان و بچه غول 1391 گناهکاران
زنان خراسان جنوبی و دردسرهای ازدواج با اتباع بیگانه
اتاق 12 متری زندگی می کنند؛ خانه ای که می گوید: دردش در آن یکی، دو تا نیست: بچه هایم شناسنامه ندارند، پاسپورت دارند. خیلی دوندگی کردیم تا برایشان شناسنامه ایرانی بگیریم ولی قبول نکردند، گفتند بروید بعد از 18ساله شدنشان بیایید، شاید بشود کاری کرد . ** همسرم به خاطر خلاف از ایران اخراج شد طیبه س یکی دیگر از زنانی است که در روستاهای اطراف بیرجند با یک مرد افغان ازدواج کرد او که 35 ساله
رابطه جنسی نامشروع داماد با خواهر زن و بار دار شدن دختر 13 ساله
/> اعصابم به هم ریخت و اومدم بیرون . سرم گیج میرفت . داماده پسر عمه اونها هم میشد و چند سال خواهر مهری رو میخواست و بعد چندسال باهاش ازدواج کرد . خواهر مهری 19 ساله بود و یه پسر 3 ساله داشت . داماد 25 ساله سه بار در مدت سه ماه با مهری رابطه داشته و تو همین مدت مهری بدون اینکه هیچ اطلاعی از روشهای بارداری و روشهای جلوگیری از اون بدونه ، باردار میشه و تو این مدتی که منس نشده
بازسازی صحنه وحشیانه قتل مرد طلافروش
رفتیم. راستش ابتدا پشیمان شدیم و حتی یکبار بیرون آمدیم اما بعد دوباره وارد شده و با تهدید تفنگ از طلافروش خواستیم طلاها را به ما بدهد. چرا قتل کردید؟ جوان طلافروش مقاومت می کرد و حتی چند بار با فریاد از مردم کمک خواست که من با چاقو به او حمله کردم و با چند ضربه به سینه اش او را کشتم. بعد از آن بود که طلاها و 40 سکه پارسیان را برداشته و متواری شدیم. به خانه رفتید؟ نه، به سمت
بیوگرافی رضا شفیعی جم
تلویزیون را آغاز کرد. شفیعی جم با بازی در مجموعه ساعت خوش ساخته مهران مدیریبه شهرت رسید و پس از آن در بیشتر مجموعه های طنز ظاهر شد. مشهورترین و به یادماندنی ترین نقش او بامشاد در مجموعه نقطه چین به کارگردانی مهران مدیری است. شروع فعالیت سینمایی او با فیلم دو همسفر (اصغر هاشمی) به عنوان بازیگر در سال 1371 بود. شفیعی جم یک بار ازدواج ناموفق داشته است. سینما سال نام فیلم سمت کارگردان
منطقه مرزی اروپا
مهاجرت انسان ها که محصولی است از فجایعی بنیادی همچون تروریسم فراگیر (ازجمله تروریسم دولتی) و جهانی شدن مهارگسیخته در مناطق پیرامون مدیترانه. به این سان، ما نیاز داریم که از داده های ساختاری آغاز کنیم، نیاز داریم تغییرات صورت گرفته را بسنجیم و دیگربار بپرسیم که سیاست در این زمینه چه نقشی می تواند ایفا کند. هزاران نفر از مهاجران - اعم از مرد و زن و کودک- همچون سیل سرازیر شده اند به سمت سیستم های
در جست وجوی هویت/یک میلیون بی شناسنامه در ایران
صاحب فرزند شده است. یکی از فرزندانش رحمان است. در ایران متولد شده و با گذشت بیش از 40 سال از عمرش حتی یک بار هم به افغانستان نرفته، اما هنوز هیچ مدرک هویتی ندارد. در این خانه دو خانواده زندگی می کنند. خانواده رحمان و برادر همسرش. چون شناسنامه ندارد، اجاره کردن خانه ای مستقل که مناسب خانواده او باشد کمی سخت است. معمولا در جای دیگری از شهر به بی شناسنامه ها خانه اجاره نمی دهند.
پرونده شماره 21 ؛ هنر تعزیه در ایران
محرم را برای تماشای تعزیه به محل کار پدرم در مامونیه زرند بیایند. خانه نسبتا بزرگ ما که در گلوگاه ورودی روستا قرار داشت، هفت، هشت سالی از میانه های دهه 30 تا یکی دو سال آغاز دهه 40 خورشیدی به مناسبت ماه محرم، به قول معروف جای سوزن انداختن نبود، زن و مرد، بزرگ و کوچک برای تماشای تعزیه، خانه ما را پر می کردند. در بخشی از محل برگزاری تعزیه، در میدان بزرگ روستا، یک سکوی سنگی بزرگ بود که به
مجید بنی فاطمه: بچه های انقلابی، افراطی نیستند
؛ چون اصلا دین ما می گوید یک زن وسط این همه مرد چه می کند؟ این مهمتر است یا چوب بکشی به خاطر خدا؟ به خاطر خدا تو باید در خانه ات بمانی. این کسی که قمه می گیرد ریشه اش برمی گردد به همان کسی که امروز با یک سری مسائل مخالفت دارد و به همان ریشه انگلیسی برمی گردد. شاید هم ریشه اش کم اطلاعی باشد. - کم اطلاعی است ولی من خیلی راحت می گویم، الان کسانی را داریم که تبلیغ این کارها مثل