سایر منابع:
سایر خبرها
5 نفر از عوامل مرتبط با پروژه نفوذ دشمن در مطبوعات بازداشت شدند + عکس
خانواده هاشمی در دادگاه فاطمه هاشمی خبرگزاری مجلس شورای اسلامی(خانه ملت) در گفت گو با یک منبع آگاه نوشت که" احسان مازندرانی دبیر اجرایی روزنامه اصلاح طلب اعتماد به اتهام ارتباط با شبکه رسانه ای بنگاه دروغ پراکنی بی بی سی و سایت های خبری ضد انقلاب بازداشت شد.وی که دبیر اجرایی یکی از روزنامه های اصلاح طلب است، مدتی در مالزی زندگی می کرده و در همان جا نیز با رسانه های فارسی زبان ضد انقلاب
حضرت زینب علیها سلام ، سرمشق زندگی
عصبانی شد که دستور قتل حضرت زینب را داد، امّا مشیّت الهی اقتضا نکرد و نیّت شوم او عملی نشد. در مجلس یزید هم حضرت زینب سلام الله علی ها با شجاعت تمام، خطبۀ بسیار کوبنده ای خواند. آن جلسه به عنوان جشن پیروزی ترتیب داده شده بود، امّا سخنان قاطع حضرت زینب سلام الله علی ها و امام سجّاد سلام الله علیه یزید را رسوا کرد و پیروزی ظاهری او را به شکستی مفتضحانه مبدّل ساخت. حضرت زینب
فایل صوتی پسرم را تأیید نمی کنم، سخنگوی تشکیلات خود هستم / ماجرای آزادی رئیس سابق شورای شهر کلاچای که ...
مرتضی علی عسگری مرتکب این حادثه شده است. بر اساس اعلام سرهنگ پایمرد، مشخص شد که علی عسگری در اعترافاتش به مأموران گفته که خودش مرگ خانواده اش را رقم زده است. اما شامگاه شنبه یعنی 9 آبان، مرتضی علی عسکری در حالی شش ماه پس از ارتکاب سه فقره قتل ار زندان آزاد شده که والدین همسر او اعلام کرده اند که از او شکایتی ندارند. به گزارش تابناک گیلان، در حالی که پرونده این جنایت در
تسخیر لانه جاسوسی نقطه شفاف رویارویی جمهوری اسلامی ایران با نظام سلطه است
به گزارش خبرنگار مجلس گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان ، حجت الاسلام "محمدحسن ابوترابی فرد" نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، در نطق پیش از دستور امروز صحن علنی مجلس شورای اسلامی، با اشاره به سالروز 13 آبان گفت: در آستانه سالروز 13 آبان ماه روزی که یادآور تبعید بنیانگذار عظیم الشان انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) توسط رژیم مزدور شاهنشاهی مورد حمایت استکبار و آمریکا و روز کشتار دانش آموزان و
اعدام،حکم مرد قاتلی که همسرش را به ارتباط نامشروع وادار می کرد
– مقتول – را در خانه شان کشتند و جسدش را در جاده ورامین به آتش کشیدند. در بازجویی های پلیس، عباس به قتل اعتراف و علت آن را تلاش مقتول برای برقراری ارتباط نامشروع با همسرش اعلام کرد اما وقتی پرونده برای صدور حکم به شعبه 71 وقت دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد، پرده از واقعیت ماجرا فرو افتاد. با آغاز جلسه دادگاه، قاضی عزیزمحمدی، مهتاب را به جایگاه احضار کرد. او از اتهام زنا شروع کرد و گفت
ناگفته هایی از زندگی شهید حسین فهمیده
اینکه حسین بخواهد به جبهه برود به دوستش گفته بود 20 عدد نان برای مادرم میخری و دوچرخه ام را به خانه ما ببر و به مادرم بگو مرا حلال کند که من میروم لب مرز! آن موقع نمی گفتند جبهه بلکه می گفتند لب مرز. حسین اتاقکی برای ما داخل حیاط درست کرده بود پتو گذاشته و چراغ زده بود و به ما گفته بود اگر آژیر قرمز کشیدند از هیچ چیزی نترسید چراغ ها را خاموش کنید و تا زمانی که آژیر سفید دادند رادیو را همیشه در دست
قتل پر ابهام 2 زن در 50 روز پایتخت
44ساله وارد اتاق شد و خواست همسر صیغه ای اش را بیدار کند، متوجه شد او را به قتل رسانده اند. ساعت 45: 09 شب بود که ماموران کلانتری مجیدیه از طریق تماسی درجریان پیدا شدن جسد زن جوانی در یک خانه در مجیدیه شمالی قرار گرفتند. دقایقی بعد ماموران پلیس در محل حضور یافتند و با پیکر بی جان این زن ناشناس که با یک پارچه دور گردنش دچار خفگی شده بود، روبه رو شدند. وقتی بازپرس حسین پور بازپرس شعبه
السیسی در سفر اخیر منطقه ای خود به دنبال چه بود؟
سرویس سیاسی جوان ایرانی بخش بین الملل: یک منبع در ریاست جمهوری مصر در گفتگو با روزنامه الاخبار، اهداف سفر اخیر منطقه ای السیسی را برشمرد. به گزارش جوان ایرانی به نقل از مشرق به نقل از روزنامه الأخبار لبنان، عبدالفتاح السیسی در حاشیه حضورش در نشست مشترک سران هند و آفریقا، سفری فشرده نیز برخی از کشورهای عربی خلیج فارس داشت. این سفر منطقه ای السیسی پیش از برگزاری
اشک شوق زن اعدامی برای آزادی دخترانش
داد او مدتی است با طاهره در ارتباط است و در قتل حسین نیز دخالت دارد. در چنین شرایطی چهار متهم پرونده در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. قصاص برای مادر و 2 دختر در حالی که اعترا ف های صریح متهمان و اظهارات پسر پنج ساله خانواده که شب حادثه در خانه بود جای تردیدی در مجرم بودنشان باقی نمی گذاشت، قضات دادگاه طاهره و دو دخترش را به قصاص و حامد را به تحمل 99 ضربه شلاق محکوم
با لباس های مادرم در کیمیا بازی کردم
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، سوگل طهماسبی بازیگر نقش نرگس در سریال کیمیا درباره حضورش در این سریال گفت: زمانی که این سریال و نقش نرگس به من پیشنهاد شد با جان و دل پذیرفتم، چراکه هم با گروه و هم جواد افشار تجربه همکاری داشتم و مطمئن بودم که کار خوبی خواهد شد. وی ادامه داد: به عقیده من نرگس مثبت ترین شخصیت داستان بعد از کیمیا است و از این جهت که عاقل و منطقی است من همیشه
حسین فهمیده به بهانه خرید نان به جبهه رفت
برد و برادر کوچکش را به منزل خواهرش می رساند و بعد به سمت جبهه به راه می افتد. او که از خانه به بهانه گرفتن نان مبلغ 50 تومان گرفته بود، پول را به دوستش داده و از او می خواهد که نان را بخرد و به منزل آنها ببرد. تصمیم خود را برای رفتن به خوزستان به او می گوید و از او می خواهد که تا سه روز به خانواده اش خبر ندهد تا آنکه مانع رفتن او نشوند. دوستش دو روز بعد خبر را چنین می دهد
هرآنچه در برنامه نود گذشت /کی روش،اسدی، برایتنر و رهبری فرد
پشت ضربه پنالتی دورخیز کردم و برگشتم نمی خواستم بزنم اما بعد دیدم هزاران نفر در ورزشگاه هستند که سال های سال من را تشویق کردند چطور می توانم این ها را ناراحت کنم؟ از طرفی گفتم بازیکن پاس هستم و حقوق گرفتم تا برای این تیم بازی کنم. ضربهرا خیلی آرام زدم به طوری که ایلیچ بتواند بگیرد. خدایی به هوای گل شدن نزدم چون دروازه ای بود که سال ها از آن دفاع کرده بودم و گلر نمی دانم چرا برعکس رفت و حتی اگر بلند
روایت ضرغامی از تسخیر لانه جاسوسی تا رفتارهای میر حسین موسوی
آمریکاست . فارس: چپی ها چه ... ضرغامی: چپی ها کاملاً انحرافی بحث آمریکا را مطرح می کردند. آنها بحث امپریالیسم و آموزش های مارکسیستی و بعد هم جریان چپ و مارکسیست را جا می انداختند. همیشه در واقع متوجه این موضوع بودیم و لزومی نداشت هر وقت مرگ بر آمریکا می گفتیم 10 مطلب هم راجع به شوروی بگویم. هر جا که مناسب بود این کار را می کردیم. منتها امام چنان مواضع صریحی راجع به آمریکا گرفتند
تعریف و تمجیداسطوره فوتبال آلمان از تکنیک علی کریمی
سوت پایان بازی فینال جام جهانی بود که ما را قهرمان کرد. نسبت به پنالتی ای که من زدم تفسیر زیاد بود. خیلی ها چون من جوان بودم پیش بینی نمی کردند پنالتی را بزنم. اما من فقط به قهرمان جهان شدن فکر می کردم و هنگام زدن ضربه پنالتی کل تمرکزم را روی آن گذاشتم و بهترین ضربه ممکن را زدم. شما بالاخره راست پا هستید یا چپ پا؟! من راست پا هستم. ولی بیشتر چپ بازی می کردم. چون شرایط اینگونه
آدم برفی
کوچکشون رو گاز گرفتم. می دونی چرا؟ چون من داشتم استخوان می خوردم که اون بچه سر به سرم گذاشت و چند بار استخوان را از جلوی دهنم برداشت. من هم عصبانی شدم و یکدفعه پاش رو گاز گرفتم. ارباب و همسرش کار زشت بچه ی خودشان رو ندیده گرفتند و همه ی تقصیرها گردن من افتاد. این شد که یک قلاده دور گردنم انداختند و پرتم کردند بیرون و گفتند: برو! برو گم شو! برو گم شو بیرون! بیرون! بعد هم من را بستند توی این سگدانی که
شاید جناب تامینی هم خواب نما شده باشد !
آقای دکتر ” الان چیزی در مورد اصلاحات مد نظرم نیست ” به قول مهران مدیری در سریال شب های برره یعنی چه !!! آیا این جواب کمی عجیب به نظر نمی رسد آن هم از طرف شخصی که هم نماینده است ! هم پزشک است ! هم رییس مرکز بزرگ تحت عنوان خانه ی گیلان ! وهم عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و هم سمت های دیگری که مخصوص از ما بهتران است و من نمی دانم ! آیا واقعا معنی لغوی اش را هم نمی دانستید تا یک سطر راجع به آن صحبت کنید حتا به اندازه ی تعداد کلماتی که راجع به جناب احمدی نژاد گفتید !؟
ماجرای سیاه و شوم یک دختر فراری 13 ساله در تهران
مدرسه را به دوش بیندازم و شادی کنان به کلاس درس بروم مادرم دست مرا گرفت و از پله های دادگستری بالا رفت. آن روزها معنی طلاق را نمی فهمیدم اما هر روز به جای مدرسه در مسیر دادگاه قرار می گرفتم. بالاخره مادرم طلاق گرفت ولی دادگاه مرا به پدرم سپرد تا با او زندگی کنم. چند روز بعد پدرم زنی که به خانه ما آمده بود را به من معرفی کرد و گفت: او از امروز مادر تو است. بعدها فهمیدم که همه اختلافات پدر و
تعرض وحشیانه2مرد به دخترجوان
ناطقان :دو مرد عربستانی که به دختر جوان تعرض کرده بودند، توسط پلیس دستگیر شدند.یکی از این مردان که راننده اتوبوس بود به همراه دوستش این دختر دانشجو را ربودند ور عین اینکه به او تعرض می کردند، با تلفن همراهشان نیز از صحنه های تعرض، فیلمبرداری کردند. بر اساس گزارش پلیس؛ این دختر در حال بازگشت از دانشگاه به خانه بود، که به یکباره راننده ی اتوبوس تغییرمسیرمی دهد و او را به مکان دورافتاده
برجام ظرفیت هایی برای ساماندهی روابط اقتصادی ایجاد کرد
به گزارش خبرگزاری صداو سیما به نقل از خبرگزاری خانه ملت، آقای علی لاریجانی عصر دیروز در همایش سفرا و رؤسای دفاتر و نمایندگی های ایران در خارج از کشور که در مرکز مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه برگزار شد، ضمن تشکر از وزیر امور خارجه و تیم مذاکره کننده هسته ای به خاطر مذاکرات سخت و نفس گیر در دو سال اخیر افزود: در طول مدت دو سال گذشته از نزدیک شاهد زحمات تیم مذاکره کننده بوده ام و این
ضرغامی: رهبر انقلاب مانیفست مقابله با استکبار را به بهانه برجام صادر کردند/ اصغرزاده از طرف خودش ...
کردند و ما نیز آن تجمع را با آب وتاب گزارش می کردیم کدام عقل سلیم می پذیرفت گزارش و خبر از این راهپیمایی رفتیم البته بعد از این راهپیمایی اتفاقاتی افتاد که حدود 30 نفر در آن شب کشته و شهید شدند، در واقع این ها یک اقدامات کاملاً تحریک کننده بود و زمانی که این اتفاقات افتاد نگاه ما دیگر به این راهپیمایی عوض شد و حرکتی صورت گرفته بود که در ادامه آن منجر به این همه خسارت شده بود؛ حق باید
حقوق پایمال شده در مراکز ترک اعتیاد
لازم برای ترک را ندارم مطمئن باش بزودی مواد را کنار می گذارم فقط کمی مهلت بده و... اما مادر که در دل به حرف های پسرش می خندید گفت: تو تا صد سال دیگه هم تصمیم به ترک نمی گیری پس خودم باید اقدام کنم. بدین ترتیب پس از کشمکش های فراوان، سرانجام با کمک آشنای قدیمی با مرکز ترک اعتیاد تماس گرفت و بعد هم قرار شد چند نفر برای بردن سیاوش به خانه آنها بروند. ساعت از 10 شب گذشته بود که زنگ خانه به
نتیجه ی اعتماد روشن فکران
کنون شناخته نشده است. آخرین شعری که از او ثبت شده، شعری در زندان است که بعد از شنیدن خبر ازدواج ولیعهد با فوزیه ی مصری و قانون مجلس در ایرانیکردن فوزیه به دستور رضاشاه سرود. وی در این اشعار، این اقدام را نشانه ای از نزدیک شدن حکومت پهلوی به آخر کار معرفی می کند. رضاشاه پس از شنیدن این ابیات، به شدت عصبانی شده و دستور قتل او راصادر کرد.[4] چند بیت از این اشعار چنین است: دلم
روایتی تلخ از زندگی مادرها و پدرها در کهریزک/دلم برای زندگی تنگ شده...
کرد، فقط یک ساعت طول کشید. بعد از آن یک ساعت، ناهید دیگر صاحب خانه خیابان شیخ بهایی شمالی نبود؛ خانه ای که ناهید، پول خریدش را یک ریال یک ریال روی هم گذاشت تا با دیدن هر واژه مندرج در 15 صفحه سند آن خانه، فراموش کند تصویر تلخ تک به تک روزهای شش سال زندگی با یک معتاد فقیر را که وقتی مرد، حتی بابت کفن و دفنش مقروض شده بود... 13 شهریور 1387 ناهید تمام زندگی اش را از دست داد و امروز، یکی
اگر این مرد به ولی فقیه تهمت می زد شهیدنمی شد+تصاویر
ها کشید و دعایشان کرد. بعد گفت: من تا حالا از این ها (ساواک)، چیزی نخواسته ام؛ اما برای دفاع از جان این دو نفر، می فرستم عقبشان بیایند و از آن ها می خواهم که این ها را نکشند . این ها (خانواده طیب و حاج اسماعیل رضایی) خوشحال شدند و از خانه بیرون آمدند. به فاصله یک ربع بیست دقیقه، آقا پیغام داد: به پاکروان (رئیس ساواک) بگویید بیاید؛ من کارش دارم . پاکروان [که علت
نابغه ریاضی روانه آسایشگاه روانی شد
، بلافاصله موضوع را به پلیس خبر دادم. پس از این مأموران پلیس آمدند اما او در را باز نکرد و مأموران رفتند تا اینکه دوباره با تلفن من به اینجا آمدند و سیامک در خانه را باز کرد و گفت که مادرش را کشته است. به گزارش جوان، در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت متهم به دستور قاضی پرونده برای مشخص شدن سلامت روحی و روانی در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت تا اینکه صبح دیروز پزشکی قانونی اعلام
خودروهای موجود در انبار خودروسازان تا کی صفرمحسوب می شوند؟
خانواده ایرانی - در سالهای اخیر، بر استفاده از تولیدات داخلی مورد تاکید همه مسئولین نظام قرار گرفت که با استقبال خوب اکثر آحاد جامعه ایرانی روبرو شد و همگان از این طرز تفکر خوشحال و خوشبین بودیم و البته هستیم. اما آنچه در خصوص خرید تولیدات داخلی خودرو و بعدها موضوع کمپین تحریم خرید خودرو های نو و بی کیفیت داخلی ابعاد تازه تری از این مفهوم را روشن نمود که به طور گذرا به برخی از این موارد اشاره می
در برنامه نود چه گذشت؟/ تصاویر
بود. بهروز رهبری فرد به مناسبت پخش بازی نوستالژیک پرسپولیس - پاس مهمان تقویم بود و گفتگو با او در باره پنالتی جنجالی برابر تیم سابقش انجام شد. رهبری درباره این ضربه گفت: قبل از بازی مجید جلالی به من گفته تمام پنالتی ها را باید بزنی و پنالتی بازی پرسپولیس هم از این قاعده مستثنی نبود. وقتی رفتم پشت ضربه پنالتی دورخیز کردم و برگشتم نمی خواستم بزنم اما بعد دیدم هزاران نفر در ورزشگاه هستند که سال
تلاش نیوشا ضیغمی برای نجات یک اعدامی+ عکس
سری برای زنده ماندن به کمک ما نیاز داد... بیایید با هم ناجی جان یک انسان باشیم.. او سالها قبل ناخواسته مرتکب قتل دوستش شده و در حال حاضر خانواده مقتول در خواست مبلغ 200 میلیون تومان را دارند .. فقط تا 13 آبان وقت داریم ... برای اطلاعات به وبسایت مراجعه کرده و یا با شماره جمعیت امام علی تماس حاصل فرمایید.
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
خودم را به منطقه ادرنه - شهرمرزی نزدیک به یونان - برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان
درغیاب نمایش ایرانی
، این خیلی مهم است که آثار خوب دیده شوند. واکنش ها خوب بود البته انتظار داشتم دوستان رسانه ای روزنامه نگاران و خبرنگاران نه فقط به خاطر مضحکه شبیه قتل بلکه به خاطر عنوان فرعی که برای آن انتخاب کرده ام یعنی کمدی ایرانی به این کار توجه بیشتری می کردند. شاید این پرداختن زمینه ای باشد برای اینکه نگارش و اجرای بهتر کمدی های ایرانی اتفاق بیفتد. شاید نیمچه تعهدی باشد که دوستانی که در رسانه ها قلم می