سایر منابع:
سایر خبرها
خاطره مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی از جوانی امام(ره)
اباعبداللَّه الحسین علیه السلام، رفتم تا از پدرش عیادت کنم. پیرمرد به صورت مشتی استخوان در گوشه ای قرار داشت، ولی می گفت: من فکر کردم که باید کاری برای انقلاب بکنم و سهمی در جنگ داشته باشم. لذا شب ها که خوابم نمی برد، شبی چند ساعت رادیو عراق را خوب گوش می دهم و وقتی مصاحبه اسرای ایرانی را پخش می کنند، مشخّصات آن ها را یادداشت می کنم و روز بعد به خانواده شان در هر شهری که باشند تلفن می کنم و آن ها را از
گفت و گوی خواندنی با مجری چالشی صداوسیما
با ناشران دنبال انتشار آن در حال مذاکره هستم. خاطره ای هم دارد از بعد اتمام ماموریتش در بلژیک. یک بار ساعت 12 شب وارد یک رستوران درجاده چالوس شدم. صاحب مغازه به همکارش گفت: اکبرآقا بیا. این همان آقای نجفی است که از هلند اخراجش کرده اند. من هم گفتم اولا او نجفی نیست؛ نجف زاده است. ثانیا او هلند نبود، فرانسه بود. در ضمن من دلاوری هستم که بلژیک بودم. کار خبر در کشور ما حرفه ای نیست
روایت غواصان شهیدی که از خان ها گذشته و با جزر اروندرود راهی خلیج فارس شدند
برای سه نقطه انتخاب کرد. من مسئول یک تیم پنج نفره شده بودم، سر ساعت پنج صبح یعنی درست یک ساعت بعد از نماز، گروه در منطقه حاضر شد، تا ساعت 11:30 تقریباً 90 درصد میدان مورد نظر پاک سازی و مین های مفقودی پیدا شده بود. آخرهای کار بچه ها دست های شان ورم کرد و به من گفتند تمام کنیم، من گفتم سرنیزه ها را پایین بگذارید، کمی استراحت کنید و آب بنوشید، این دو سه متر را هم تمام کنیم و برویم
اخبار ویژه روزنامه های چهارشنبه 13 آبان
/> در میان هیاهوهای سیاسی و تبلیغاتی مدعیان اصلاح طلبی و اعتدال، قیمت دلار طی چند روز اخیر بدون سر و صدا از مرز 3500 تومان گذشته است. پیش از این طی یکی دو سال اخیر ادعا شده بود حصول توافق هسته ای باعث رونق اقتصادی و افزایش ارزش پول ملی می شود اما دلار در همین چند ماه به طور تدریجی افزایش قیمت از 2900 تومان را تجربه کرده و در روزهای اخیر به قیمت 3515 تومان رسید. به گزارش نامه
اگر کس دیگری جای هاشمی بهانه دست نتانیاهو داده بود - کدام مقام آمریکایی در مذاکرات گریه کرد؟ - اول
که 22 ساله بودم، به جنگ رفتم. اما سپس بغض کرد، همانطور که من چند دقیقه پیش بغض کرده بودم. معاون وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد: کری نمی توانست کلمات را ادا کند اما در نهایت بغض خود را فرو خورد و گفت: من به جنگ رفتم و برایم روشن شد که دیگر هیچ وقت نمی خواهم به آنجا بروم. وی افزود: کل توافق به همین معناست، حل مسائل از طریق ابزار مسالمت آمیز. پس از سخنان کری، همه در آن اتاق کوچک اشک درچشمان شان حلقه زده
سرم را شکستند اما مشکلاتم کم شد/ اگر دادکان بود، مهدوی کیا این طور نمی رفت
باشد. امیدوارم این اتفاقات به طور کامل ریشه کن شود.به هر حال وقتی قرار است یک تیم داوری وظیفه قضاوت یک دیدار را پیدا کند، باید با دقت این کار صورت بگیرد. وقتی مسابقه ما با ذوب آهن با آن شرایط که محرز شد داور و کمک داور اشتباه کردند و ما سه امتیاز را از دست دادیم انتظار نداشتیم به سرعت همان داور را برای قضاوت دیدار ما با داماش بگذارند و دوباره با مرتکب شدن اشتباهاتی نتیجه بازی را از دست بدهیم. اگر
ریدلی اسکات: بیگانه من حیرت آور است!
/> مجموع فروش جهانی فیلم در کمتر از دو هفته از آغاز کران عمومی، از مرز 230میلیون دلار عبور کرده و استقبال تماشاگران از تازه ترین ساخته اسکات همچنان ادامه دارد. مت دیمن، جسیکا چستین، کریستن ویگ، جف دنیلز، کیت مارا، شان بین و چیوتل اجیوفور بازیگران اصلی این فیلم 141دقیقه ای هستند. کارگردان 77ساله که تاکنون فیلم های علمی- تخیلی تاثیرگذاری نظیر بیگانه ، بلیدرانر و پرومتئوس را جلوی دوربین
نریمان جهان:نباید جام حذفی را از دست بدهیم/فکر نمی کردم در جدول این رتبه را داشته باشیم!
آذرقلم: هافبک گلزن تراکتورسازان بعد مدتی مصدومیت بالاخره به مرز آمادگی کامل رسیده و می تواند تیمش را در جام حذفی با سایپا همراهی کند. به گزارش آذرقلم، سامان نریمان جهان که یکی از مهره های موثر تراکتورسازی محسوب میشود، چند بازی را در اختیار این تیم نبود اما او از امروز می تواند مجددا استارت کارش را بزند او در گفتگویی به ورزش سه گفته: نباید جام حذفی را از دست بدهیم نباید جام
27 سال عاشقانه های یک مادر با فرزند نوجوانش +عکس
اینکه خبر شهادتش را بدهند کم کم داشتم آماده می کردم. روزی که حسین را به معراج شهدا آورده بودند، شب قبلش خواب دیدم که خبر شهادتش را دادند. در خواب دیدم به معراج شهدا رفته ام و قریب به 30 شهید دیگر هم را به ردیف گذاشته بودند. دیدم که خیلی شلوغ است و همه خانواده ها و بستگان آمده اند، با خودم گفتم که الآن بروم خوب نمی توانم بچه ام را ببینم؛ قرار شد به عنوان نفرات آخر من بروم. بالاخره بعد از
گفت وگو با علی رفیعی: ما آدم های تئاتر، آدم های رؤیایی هستیم
یرما در سال 1356 در ابتدای راه بازیگری شان بودند و امروز ما براساس شناختی که بعد از سی وچند سال تجربه بازیگری آنها داریم، قضاوتشان می کنیم. حتی من فکر می کنم در آن اجرا، شما بیشتر از الان ریسک کرده و بازیگرانتان را از چهره های جوان انتخاب کردید. درحالی که در سال 1394 خاطرات و کابوس ها... را با ترکیبی از بازیگران شناخته شده تئاتر و بازیگران جوان روی صحنه می برید. گرایش و عشقی که برای کارکردن با
نظر صریح رفیق دوست درباره احمدی نژاد و ...
از جنگ افروزها بودم (خنده). به من گفت برو در وزارتخانه ات بنشین. بعد ستاد را با دولت میرحسین موسوی تشکیل داد. موسوی شد رئیس ستاد جنگ و بهزاد نبوی جایگزین من در لجستیک شد. خب آنها هم فضا را به سمتی بردند که جنگ تمام شد. با همه این حرف ها معتقدم که در زمان خوبی آتش بس صورت گرفت. * این طور نبود که بگوییم امام موافق ورود به خاک عراق نبودند. وقتی ایشان اجازه ادامه جنگ را دادند ما لب مرز بودیم
احمدی نژاد پایبند ولایت فقیه نبود/من هم جای ظریف بودم، با اوباما دست می دادم
تصمیم خودتان بود که امام دستور به بازگشت دادند؟ یا اینکه ایشان در جریان نبودند؟ نه شورای عالی دفاع تصمیم گرفته بود، امام هم راضی بودند. ولی بعد با مطالعه تصمیم گرفتند که ترتیب را عوض کنند. و اینطور فرمودند که راه قدس از کربلا می گذرد. البته آن لشگرکشی که دوسه ماه طول کشید در همان چند ماه کارایی خودش را داشت و اثر خودش را گذاشت و بعد تغییر ماهیت دادیم. آقای رفیقدوست این روزها
بزرگترین فیلمی که هیچ گاه ساخته نشد! +تصاویر
هم موفق نشده بودیم. این موضوع را به او گفتم، البته موضوع جدیدی نبود؛ چون که ما قبلا چند باری برای پروژه های دیگر او تلاشی کرده بودیم تا برای او سرمایه گذار پیدا کنیم. اغلب سرمایه گذاران احتمالی بیشتر تمایل داشتند که با اورسن ناهار بخورند تا اینکه بخواهند پای قرارداد را امضا کنند. زندگی شغلی اورسن ولز پس از ساخت فیلم همشهری کین چندان جالب نیست. غیر از چند شاهکار سینمایی مانند
مردی که پشت همه خودپردازهاست
خودت را دیده ای؟ گفتم کدام کلیپ و او ادامه داد که منظورش همان کلیپی است که من در آن دیالوگ های دستگاه های خودپرداز را می گویم. دوستم می گفت که این کلیپ به سرعت در حال منتشر شدن است و مردم در هر جای ایران و حتی خارج از کشور این کلیپ را می بینند. من که زیاد اهل حضور در فضای مجازی و صفحه های اجتماعی نیستم، از او خواستم کلیپ را برای خودم هم بفرستد. دوستم همین کار را کرد و متوجه شدم همان کلیپی که دوستم
موسوی حاضر نشد بعد از انتخابات به تلویزیون بیاید / هیچ فیلمی از آرشیو صداو سیما به سرقت نرفته است
چه مستندها و اطلاعاتی بود؟ مثلاً راهپیمایی های مربوط به چپی ها در دانشگاه تهران که ما از آن تصویری داشتیم که هیچ گاه پخش نمی شد، چپی ها در این تظاهرات شعار می دادند کارگر، برزگر، ما باهم متحد می شویم و بعد دست های خود را به یکدیگر می دهند و می گویند درود- درود بر خمینی و این جمله را که می گفتند خمینی ما تو را به رهبری قبول داریم، ترجیع بند آن ها بود. من به دوستان می گفتم ما
با خواندن این داستان بازهم قلیان می کشید؟
ریه نعمت یک دانه ای است و زود زود پیدا نمی شود، دستگیرم شد که خیلی زنده نخواهم ماند و به همین خاطر خیلی امیدم را از دست دادم. به همین دلیل بعد از تولدتان اسم شما را امید و نفس گذاشتم، یعنی همان دو چیزی که با اشتباهات خودم از دست داده بودم و حالا خدا دوباره آنها را به من هدیه کرده بود. این اسمها را برای شما دوقلوهای شیرینم انتخاب کردم تا هر بار که کسی صدایتان می زند به یاد پدرتان بیفتید و درس عبرت
هرآنچه در برنامه نود گذشت
از چشم داور دور ماند. در نیمه دوم برخورد توپ به دست حنیف عمران زاده پنالتی نبود چون توپ به دست عقب او خورد که حالت طبیعی داشت. رضا نورمحمدی به دلیل زدن لگد به مهدی رحمتی باید کارت زرد می گرفت. مرادی درباره گل پرسپولیس و خطای بنگستون روی رحمتی گفت: برخورد زمانی انجام شد که توپ در حال ورود به دروازه بود و ادامه بازی صحیح بود. قبول دارم برخورد انجام شد اما برخورد او با پای
ماجرای جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
پیش که در اخبار دیدم آوارگان و مهاجران سوری از طریق ترکیه به اروپا می روند تصمیم گرفتم که خودم را به منطقه ادرنه - شهرمرزی نزدیک به یونان- برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. 3هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از
رضایت قلبی اولیای دم را می خواهم
به این مبلغ فاصله دارند. پدر این محکوم به قصاص پیش از این به خبرنگار ما گفته بود: خانه و هرچه را در این سال ها جمع کرده بودم، فروختم و امروز با خانواده چهارنفره ام در یک خانه گلی در روستا زندگی می کنیم. از سوی دیگر، زمینی به وسعت هفت هزار متر داشتم که آن را هم فروختم، ولی در جریان فروش، سرم کلاه گذاشتند. زمینم را 140 میلیون تومان خریدند و بعد متوجه شدم پولی که من بابت هفت هزار متر زمین
ناگفته هایی از زندگی شهید حسین فهمیده
می کند؟ و ایشان گفت : شهید بختیاری خیلی سراغ شما بودند تا شما را بیابد و من از وی خواستم این شهید گناه دارد و اینگونه نباید شود اما شهید گفت من به محمد حسین قول داده ام. شب قبل از شهادت اصرار کرد روی دست من بخوابد، چفیه اش را روی دست من چهن کرد و سرش را روی دستم گذاشت و گریه کرد، به او گفتم حسین تو که مرد هستی چرا گریه می کنی؟ اما حسین گفت: دلم برای مادرم خیلی تنگ شده و دوست دارم
ضرغامی: رهبر انقلاب مانیفست مقابله با استکبار را به بهانه برجام صادر کردند/ اصغرزاده از طرف خودش ...
راهپیمایی های مربوط به چپی ها در دانشگاه تهران که ما از آن تصویری داشتیم که هیچ گاه پخش نمی شد، چپی ها در این تظاهرات شعار می دادند کارگر، برزگر، ما باهم متحد می شویم و بعد دست های خود را به یکدیگر می دهند و می گویند درود- درود بر خمینی و این جمله را که می گفتند خمینی ما تو را به رهبری قبول داریم، ترجیع بند آن ها بود. من به دوستان می گفتم ما الآن چقدر باید به لحاظ رسانه ای کار کنیم تا نشان
آنچه در نود گذشت/ سورپرایز فردوسی پور و افشای یک راز+تصاویر
فینال را به پایان برد و ما قهرمان شدیم. برایتنر با بیان اینکه راست پا است نه چپ پا، گفت: من در واقع بازیکن خط میانی بودم اما یک بازی بود که تمام مدافعان مصدوم بودند و مربی از من خواهش کرد برای یک بازی به پست دفاع چپ بروم و از آن لحظه به بعد مدافع چپ شدم. از آن روزهای اول یک مدافع چپ در من متولد شد و سهمی در این پُست ایفا کردم. وی که در برنامه نود حضور یافته بود، در ادامه درباره
گفت و گو با کلیم الله توحدی موسیقیدان و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ کردهای خراسان/ فیض الله پیری
) سردار کرد زعفرانلو در این زمینه هم خیلی تلاش کرد، اما شکست خورد. چون کردهای خراسان کمونیست نمی شدند. از برنامه پژوهشی و آثار جدیدتان ما را در جریان بگذارید. در حال حاضر چه آثار مشخصی در حوزه فرهنگی کردها در دست انتشار دارید؟ - جلد اول کتاب هزار و یک شب را تازه منتشر کردم که شامل فلسفه شعر و موسیقی کردهای خراسان می شود و می خواهم آن را ادامه بدهم الان کتاب ابن غریبشاعر کرد زبان
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و سوریه ای بود. چند
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و سوریه ای بود. چند
بابک زنجانی: نه دلال نفتی ام، نه رانتخوار / ناگفته هایی از تامین اجتماعی و بابک زنجانی
شرکت هایی که الان داریم را خودم درست کرده ام و حتی یکی از این شرکت ها نیز از دولت به ما نرسیده است. تنها مجموعه ای که از خصوصی سازی به ما رسیده، همان باشگاه راه آهن است که مالک قبلی آن به زندان افتاده بود و ما باشگاه را با پرداخت 20 میلیارد تومان بدهی از جمله بدهی بازیکنان نجات داد. هر کسی فکر می کند باشگاه راه آهن رانتی به ما رسیده بیاید هزینه سالیانه آن را از این تاریخ به بعد بدهد ما مجانا این رانت
نماز جماعت مختلط با امام جماعت زن+عکس / نحوه پرداخت وام 25 میلیون تومانی خودرو / سرگذشت جوان ایرانی که ...
گفتم نه، آذربایجانی، آذربایجانی! با شنیدن صدای مرد عرب 20 - 30 مرد عرب زبان که قیافه شان خوفناک بود دورم جمع شدند. آنها را در طول مسیر بارها دیده بودم، زن و بچه ای همراهشان نبود. به ترکی گفتم که می خواهم به اروپا بروم. یکی از آنها که ترکیه ای بلد بود از من پاسپورتم را خواست و من به دروغ گفتم، ندارم. بعد ادامه داد که اگر پاسپورتی از داخل کوله ام پیدا کند مرا برهنه خواهد کرد و سرم را خواهد
سرنوشت میلیاردها یورو چه شد؟
زنجانی دیوانه بوده، دلار را یِن می کرده و بعد یورو می خریده است که همه این عملیات برای بالا بردن کشدسک بوده است. ماجرای دستگیری بابک زنجانی در ادامه گفت: وقتی اروپا و آمریکا بانک من را تحریم کردند، نامه ای برای من ارسال شد که روی آن نوشته بود کمک کردن به وزارت نفت ایران، کمک کردن به بانک مرکزی ایران و داشتن نقش کلیدی در جابه جایی پول ها که به این سه دلیل من تحریم شدم. اگر من وکیل
در تشییع غواصان شهید، برات شهادتش را گرفت
افتاد، از حال رفتم. دیدم که اشک هایش روی سرم ریخت و بعد رو به آسمان کرد و گفت: خدایا پیمانه صبرش را بالا ببر. چند بار دیگر هم این دعا را کرد. قبل از کردستان تصادفی کرد و پاسخم باز بی قراری بود. همان جا هم از خدا صبر برایم خواست. انگار قدم به قدم آماده ام می کرد. چند ماه پیش که به عمره رفتیم، روبه روی گنبد حرم حضرت رسول (ص) بحث رفتن به سوریه را مطرح کرد و جواب مرا خواست؛ قبل از اینکه حرفی بزنم، گفت
از عشق به تصویر تا فرار از استانبول/ کعبه زیر سایه معماری مدرن
نسبت به این بدقولی چی بود؟ دو سال بعد از دبیرستان نظر پدرم برگشت و از من پرسید که مایلی در کجا ادامه تحصیل دهی؟ گفتم پاریس. متاسفانه باز پدرم زیر قول خودش زد و کوچک بودن سنم و بزرگ بودن پاریس را بهانه کرد و پیشنهاد داد که بعد از دوره کارشناسی و برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا به پاریس یا هرجای جهان بروم. آن زمان پاریس بهترین شهر برای عاشقان تصویر و فیلم بود. این