سایر منابع:
سایر خبرها
سفر مرگبار پناهندگان سوری: از مصر تا اروپا
نفر را برای اسکان مجدد ارجاع داد، که فقط 1 درصد از سوری هایی را شامل می شد که از مصر برای بررسی آژانس ثبت نام کرده بودند. امسال، بحران مهاجران سوری وسیع تر از هر هنگام دیگر بود، با این حال، تامین بودجه ها هم به شکل فزاینده ای مشکل شده بود. آژانس پناهندگان سازمان ملل و سازمان های بشردوست شریک آن، به شکل چشمگیری، پشتیبانی مالی خود برای پناهندگان را کاهش داده بودند. عایشه که مادر پنج
افکارتان قدیمی است!
، عنوان می کند: با این که به نظرم اختلاف سنی زیادی با فرزندم ندارم اما هیچ گاه نمی توانیم خواسته های همدیگر را به خوبی درک کنیم و همیشه با هم در حال بحث و جدل هستیم. او که خود را موسوی معرفی می کند، ادامه می دهد: بیشتر بحث های ما بر سر نوع لباس پوشیدن، طرز آرایش موها و شیوه صحبت کردن دخترم است اما هر بار که به او معترض می شوم تا رفتار و پوشش مناسبی داشته باشد، او مرا به نفهمیدن و درک نکردن نسل جوان
روایت احمدی نژاد از نحوه درگذشت مادرش
بیت علیهم السلام هست آن موارد را قویتر حس می کنند. وی یادآور شد: پدر که می رود خیلی سخت است، هیچ چیز جای پدر را پر نمی کند. اما آن حس اصلی یتیمی موقعی است که مادر فوت می کند. این شرایط سخت است و شما آمدید تسلی دادید، من از همه شما ممنونم. از رهبر عزیزمان هم باید تشکر کنیم که من جداگانه تشکر خواهم کرد، با پیامی که فرستادند تسلی دادند؛ از همه کسانی که حضور پیدا کردند در مراسم تشییع، قبل
ازدواج ترس ندارد+تصاویر
در چهارده سالگی برای اولین بار در برنامه کبوتر دات کام که به نوعی ادامه دهنده برنامه نیمرخ بود جلوی دوربین رفتم. این برنامه اولین تجربه اجرای تلویزیونی ام بود. مادرم مشوقم برای بازیگری بود فریبا کوثری: هیچ وقت یادم نمی رود وقتی برای اولین بار بحث بازیگری را در خانه مطرح کردم. مادرم با وجود اینکه زن سختگیری بود اما از این تصمیم من حمایت کرد. او به من گفت: طوری تو را تربیت کردم که شک ندارم در هیچ شرایطی دست از پا خطا نمی کنی. دلگرمی و حمایت های او باعث پیشرفتم در این وادی شد. /شفاف ...
قتل مرد میانسال بر سر دختر مورد علاقه
بهرام دوست شد اما دوستی او خیلی زود تمام شد و دوباره با من دوست شد. سحر چند روزی بود که به خانه ما آمده بود که ناگهان بهرام و دوستانش آمدند و او را با خودشان بردند. پدر و مادرم دخالت نکردند و اجازه دادند تا آن ها سحر را با خودشان ببرند. بعد من با بهرام تماس گرفتم و به خاطر کاری که کرده بود مشاجره کردم. ساعتی بعد بود که بهرام آمد و جلوی خانه ما درگیری شد. پدرم برای این که آبروریزی نشود
بیماری که موجب معلولیت ذهنی کودک می شود
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پارس ، مریم یوشی زاده در صفحه اجتماعی خود نوشت: گفتگوی خوبی بود با پدر و مادر یک دختر مبتلا به این بیماری عجیب و خطرناک که اگر دیر تشخیص داده شود می تواند فرد را به یک معلول کامل ذهنی تبدیل کند. عکس مطلب تزیینی است اما به هر حال از یک بیمار مبتلا به فنیل کتونوری است. امیدوارم لذت ببرید. معصومه شاهمیری راد و محمد ایوبی 2 مبارز هستند؛ 2مبارز که بیماری عجیب
خواننده پاپ و خواستگاری شیطانی
مزاحمت ندارد و نیتش خیر است!وی ادامه داد: این مرد شیاد که به خوبی با کلمات بازی می کرد خیلی زود توانست اعتماد مرا نسبت به خود جلب کند. از آن روز به بعد هر از گاهی تلفنی حرف می زدیم تا این که با اصرارش سر قرار رفتم. پویا با ابراز علاقه زیادی گفت می خواهد به خواستگاری ام بیاید. من ساده لوح هم غافل از نقشه شوم وی پذیرفتم و خواستم که مهلت بدهد تا موضوع را با پدر و مادرم در میان بگذارم. هنوز سه ماه از
رقابت عشقی با جنایت پایان یافت
ازدواج کرد اما طلاق گرفت و دوباره به سمت ما آمد. روز حادثه مادر کیانا با من تماس گرفت و گفت کیانا چند روز است به خانه نمی آید؛ خیلی ناراحت بود گفتم او را پیدا می کنم. اول فکر می کردم با یکی از بچه ها دوست شده و به دماوند رفته، اما بعد فهمیدم در خانه علی است؛ به آنجا رفتم و کیانا را گرفتم تا تحویل مادرش بدهم بعد از اینکه از آنجا رفتیم علی زنگ زد و به من فحش داد. دوباره به خانه او برگشتم که این اتفاق افتاد. من اصلا نمی خواستم پدر علی را بکشم او مرد خوبی بود و با من هم درگیری نداشت. هیات قضات بعد از پایان جلسه رسیدگی، برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند. ...
ناگفته های مادر از شهید عمادمغنیه
عنوان زبان، محافظ تو است، اگر حفظش کنی از تو محافظت می کند و اگر به آن خیانت کنی، به تو خیانت می کند برای مجله الخلیج نوشت و در نوشتن برخی کتاب های اسلامی نیز مشارکت داشت. مادر شهید مغنیه معرفی فرزندش را اینگونه ادامه داد: او رویکردهای کاملا اسلامی داشت و آرزوی من بود که فرزندانم به چنین مرحله ای برسند، چرا که این وظیفه الهی ما است که در مسیر جهاد و مقاومت گام بگذاریم از همین رو نباید
شهیدی که تاریخ شهادتش را در وصیت نامه نوشته بود
محمدحسین. وقتی که تصمیم به حضور در جبهه گرفت شما و پدرش چه برخوردی نشان دادید؟ محمد حسین 13 سال بیشتر نداشت که به جبهه رفت و آنجا هم رزمنده ای فعال بود. خیلی اجازه و رضایت پدر و مادر برایش مهم بود. قبل از رفتن به جبهه هم از من و پدرش برای اعزام به جبهه اجازه گرفت. زمانی که پدرش اجازه داد پیش من آمد تا از مادرش اجازه بگیرد. به من گفت: مادر! به من برای رفتن برای جبهه اجازه ای می دهی؟ من
"صله رحم" اجر شهید دارد
شانزدهم بحار الانوار، ج 1، ص: 43) * صله رحم و افزایش عمر حنان بن سدیر می گوید، ما در حضور امام ششم (ع) بودیم و میسر (یکی از اصحاب) در میان ما بود و سخن از صله خویشان شد ،آن حضرت فرمود: ای میسر، مرگت چند بار فرا رسید بود و هر بار برای صله رحم تو عقب افتاد، اگر می خواهی عمرت افزایش یابد به دو پیر خود احسان کن (یعنی پدر و مادر). (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج 1، ص
سارا بهرامی و سخت ترین نقش زندگی اش
پیشنهاد نشد که فکرم را مشغول کند و برایم جذاب باشد. اتفاقا همکارانم به من هشدار می دادند که اگر این رویه ادامه پیدا کند فراموش خواهم شد ولی واقعیت این است که این مسائل چندان برایم مهم نیست و آن چیزی که برایم مهم است کار خوب و باکیفیت است. چطور شد به گروه بازیگران سریال پرده نشین ملحق شدید؟ زمان انتخاب بازیگران با من تماس گرفتند ودر مورد نقش و مضمون سریال با گروه کارگردانی
حد و مرز در روابط مادر و دختری
ممکن است ندانند در این دوران به راهنمایی یک زن کامل و باتجربه نیاز دارند. سال ها بعد، بسیاری از زنان جوان افسوس می خورند که چرا طی دوران نوجوانی، چنین نعمتی را از دست داده اند و از این تعجب می کنند که چرا فکر می کردند مادرشان می خواهد آن ها را وادار کند تا بعضی از کار ها را انجام دهند. آن ها می پرسند مادرم چطور توانست مرا تحمل کند؟ من با او خیلی بد برخورد کردم! چه مدت زمانی باید منتظر بمانم تا
دختری پس از 40 سال مادرش را پیدا کرد!
ایسنا: با مراجعه زن جوانی به شعبه دادیاری دادسرای امور جنایی تهران پرونده ای پیش روی دادیار شعبه ششم باز شد. این زن گفت که از زمان کودکی به علت متارکه پدر و مادرم، نزد پدرش بزرگ شده و تاکنون تصور می کرده که مادرش مرده است تا اینکه اخیرا اطلاع پیدا کردم او هنوز در قید حیات است، با تشکیل پرونده و به دستور دادیار سلیمانی فرد، پرونده برای انجام تحقیقات تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره
توجیه آگهی 9 میلیونی تبریک تولد نوه حدادعادل
. چنین اتفاقی خوشبختانه روی داد و پدر و مادر دختر که نامهای روح الله و بنت الهدی خود را از انقلاب اسلامی گرفته بودند، خودشان، مستقل از تمایل پدربزرگ ها و مادربزرگها، این نام را قبل از تولد برای دختر خود انتخاب کرده بودند. آنها تصمیم داشتند اگر فرزند پسری پیدا کنند نامش را چمران بگذارند! آنچه گفتم، البته همۀ داستان نبود، بخش دیگری از این داستان به آقای شهاب مرادی مربوط می شود. تیر ماه نود و
چهره ها در شبکه های اجتماعی
میلاد محافظت می شدند (به سبک فراعنه!!) که میترا حجار حاضر به این کار نشد و چتر را از دست دوست عزیز گرفت و خودش بالا برد. زوج هنرمند در حال دست تکان دادن برای دوربین ها. محدودیت های مربوط به کراوات، عزیزان را مجبور به ابتکار و خلاقیت هایی اینچنینی با شال گردن کرده است! سلفی برزو ارجمند با برادران جلیلوند و سایر دوستان روی فرش قرمز. سلفی حمید و رامبد در حاشیه جشن.
قهر ممنوع/ بنای اسلام بر اساس مهر و محبت است
؟ امام(ع) فرمود: اگر با او ارتباط داشته باشی و او از تو ببرد، خدای عزوجل شما را با هم می پیوندد و اگر تو از او ببُری، خدا از هر دوی شما ببُرد . صله رحم در سیره پیامبر اکرم(ص) پیوند با فامیل، که از آن به صله رحم یاد شده است، یکی دیگر از نمونه هایی است که اخلاق اجتماعی پیامبر(ص) در آن، نمود یافته است.در اصطلاح اسلامی ارحام به نزدیکانی گفته می شود که از ناحیه پدر و مادر به فرد
اعترافات آدم ربایانی که کودک 8 ساله را ربودند!
استخوان های شکسته کودک کج جوش خورده است و دوباره باید تحت عمل جراحی قرار گیرد. مهران 8 ساله در حالی که از دیدن پدر و مادرش در پوست خود نمی گنجید نقاشی را به آن ها نشان داد که وی را در حال آزادی نشان می داد. او گفت: این ها پدر و مادرم هستند و این هم من هستم که از چنگ آدم بدها آزاد شده ام و به منزلمان می رویم. کودک مذکور نقاشی را زمانی که در چنگ آدم ربایان قرار داشت کشیده بود. م.ر افغانی 25
مادر و دختر داماد را کشتند
شوهرش زده است. پریوش در تحقیقات گفت: وقتی مجید خواب بود مادرم به سمتش حمله کرد و ضربه محکمی به سرش کوبید.با این اعترافات ماموران مادر پریوش را دستگیر کردند و برای مادر و دختر قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر شد.در حالی پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که فرزندان مقتول به عنوان اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند.پنجم تیر ماه امسال جلسه دادگاه از جنبه عمومی جرم در شعبه 113 دادگاه
لطف خداوند متعال بود که هفت هدیه آسمانی به ما عطا کرد
/> لطفا خودتان را معرفی کنید ؟ امید علی شمس الدینی پدر خانواده هستم فرزند هدیه ایست از جانب خداوند و من خوشحالم خداوند متعال تعداد هفت فرزند به ما دادند و امیدوارم برای آینده مملکتمان بتوانند کاری انجام دهند و موفق شوند ثریا زمزم در سال 69 ازدواج کردند اولین فرزندم را در سال 70 که هیجده سال داشتم خداوند به ما عطا فرمود دخترم فاطمه کلاس هشتم ،هانیه کلاس هفتم و فائزه کلاس پنجم و
جدایی به خاطر دیدار مادر و ناپدری
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش زوج جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق دادند. مرد جوان در خصوص علت درخواست خود به قاضی گفت: آقای قاضی یک سال پیش با همسرم آشنا شدم. او به خاطر اختلافاتی که با ناپدری اش داشت بیشتر وقت ها به خانه خاله یا مادربزرگش می رفت. پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و مادرش دو سال بود که با مرد دیگری ازدواج کرده بود. وقتی شرایط زندگیش را
یادداشت نیکی کریمی به مناسبت ولنتاین+ تصویر
خانم بودن و محبت ... معنی عشق ...کسی که تمام نقاط مهر و خوبی جهان متصل به اوست و پایگاه امنیت و مهربانی ست . می تواند در کسر ثانیه تمام غم های مرا به شادی تبدیل کند . بانوی صمیمیت و صداقت و فرشته زندگی من ... یادم داد که بدی را با بدی جواب ندهم و مرا با انرژی ها جهان اشنا کرد .به من یاد داد که انچه می ماند نور است و امید و خوبی ... اگر می گویم هر چه دارم از پدر و مادر است بی
محاکمه مادر و دختر به اتهام قتل پدر
دختر نوجوان که با همدستی مادرش نقشه قتل پدر خود را طراحی و اجرا کرده بود، صبح دیروز در جلسه محاکمه به تشریح جنایت پرداخت. رسیدگی به پرونده این جنایت از بامداد شنبه 28 خرداد سال گذشته از زمانی کلید خورد که اعضای خانواده ای هنگام بازگشت از مسافرت موقع ورود به خانه شان در یکی از محله های شرق تهران ناگهان با جسد خونین مردی روبه رو شدند.به گزارش مهر مرد همسایه در نخستین تحقیقات به ماموران گفت: حسن
مرد عربستانی زنش را یکسال شکنجه و زندانی کرد
خوب شده بود، با زن قبلی اش دوباره ازدواج کرد و هنگامی که ارثیه پدرم را مطالبه کردم، با تفنگ مرا تهدید به قتل می کرد و سرانجام من و 4 دخترم را از خانه بیرون انداخت و در محلی خارج از شهر مکه حبس کرد و یک نفر را نیز به عنوان نگهبان ما تعیین کرد که این نگهبان قسمتی از آب و غذای خود را به ما می داد و التماس های ما از وی برای آزاد شدن بی فایده بود زیرا نگهبان از قطع حقوقش می ترسید.عبیر افزود: مادر و
بیمارستان یکی از چهار قلو هایم را گرو نگه داشت!
بیمارستان گفت: ما فقط مییتوانیم همانند دو نوزاد دیگر فقط 25 درصد از کل هزینه های بچه را کسر کنیم. با این حال 8 میلیون تومان دیگر به حساب بیمارستان واریز کردم و از آنها خواستم بابت باقیمانده بدهی چک دریافت کنند. اما آنها قبول نکرده و گفتند فقط در صورت تسویه حساب نهایی می توانم فرزندم را ترخیص کنم. پدر بچه ها ادامه داد: در این مدت از برخی مقام های مسئول در وزارت بهداشت و مجلس نیز نامه و قول مساعدت گرفتم
سرقت از مغازه خواستگار به خاطر انتقام
خواستگاری من بیاید اما سیاوش بهانه می گرفت و موضوع خواستگاری را به عقب می انداخت تا اینکه فهمیدم با دختر دیگری به نام پروانه دوست شده است. وقتی به دوستی او با پروانه اعتراض کردم، مرا از مغازه اش بیرون و تهدید کرد دیگر به مغازه اش نروم و او را فراموش کنم. وی ادامه داد: با گریه و التماس به او گفتم که با من ازدواج کند اما قبول نکرد. به او گفتم که موضوع را به پدر و مادرم گفته ام اما باز هم قبول نکرد. بعد
چرا به مهدی لقب شیر سامرا دادند؟
فرزند دو دختر و سه پسر هستم. همسرم سر سال خمسی مان که می شد به من می گفت حساب کتاب کن چه در خانه داریم تا خمسش را بدهیم. رد مظالم می داد و به این امور اعتقاد زیادی داشت. کارگری و رانندگی و در آخر هم کاسبی کرد تا بچه ها به عاقبت به خیری برسند. پدر بچه ها از مبارزین انقلابی بود و ما هم همواره در تظاهرات و فعالیت های مذهبی مساعدت می کردیم. پدرش زمان انقلاب دست از کار کشید هر چه هم در می آورد خرج
حتی سیداحمدآقا هم روی امام تاثیر نداشت
کسانی که هم شاگرد آیت الله بروجردی بودند و هم شاگرد امام، مثل پدر بنده که درس هر دو بزرگوار را می رفتند اما درباره امام نظر دیگری داشتند. مادر ما می گفت اگر پدرتان گفت که به درس آقا می روم بدانید به درس آیت الله بروجردی می روند اما اگر گفتند به درس حاج آقا می روم بدانید به درس آقای خمینی می روند. این طایفه و گروهی از حوزویان که هم درس آیت الله بروجردی و هم درس امام را می رفتند، می
پسر جوان جان والدینش را گرفت تا مشکل خانواده را حل کند
به گزارش عرش نیوز : به نقل از جوان، صبح روز 26 آذرماه سال گذشته مرد جوانی به مأموران کلانتری 107 فلسطین خبر داد که پدر و مادرش به طور مرموزی در خانه شان کشته شده اند. وقتی مأموران پلیس و بازپرس در محل حاضر شدند، مرد جوان گفت: لحظاتی قبل بود که با صدای گریه خواهرم از خواب بیدار شدم. خواهرم گفت که برای پدر و مادرمان اتفاق بدی افتاده است. وقتی خودم را بر بالین آنها رساندم، بوی گاز اتاقشان را پر کرده
جسد همسرم را به جنگلهای شمال بردم چون عاشقش بود
بیابند باز هم شکنجه، باز هم دعوا، آخر مادر زیر مشت و لگد پدر جان می دهد اما دیگر طاقت دوری مادر را نداشت و همین موضوع باعث شد دختر 23 ساله با عکسی از مادر پای در پلیس آگاهی بگذارد. دختر گریان در حالی که عکسی از مادر در دست داشت به پلیس گفت: پدر و مادرم اختلاف شدیدی داشتند. از وقتی به یاد دارم پدرم، مادرم را کتک می زد تا اینکه چهار ماه پیش مادرم از خانه رفت و دیگر بازنگشت، ما در سفر بودیم