سایر خبرها
ماجرای اولین دیدار امام و عسگراولادی
اخوی شش ماه زودتر از من رفت. معلم مکتب، اسمش ام هانی بود و اخوی از او قرآن یاد می گرفت و در خانه به من یاد می داد و همیشه سفارش می کرد سوره هایی را که حفظ کرده ام مدام تکرار کنم یادم نرود. من دوازده سال داشتم و ایشان سیزده سال داشت که در سال 1325 همراه پدر و مادر و دو خواهر کوچکم به تهران آمدیم. آن موقع برادر بزرگ ترمان صادق، در تهران بود. بعد هم من و برادرم در بازار نزد دایی مان مرحوم
تعلیم دوست یابی صحیح به کودک
خواهد بود. برای مثال، اگر فرزند شما به نقاشی علاقه مند است و شما می دانید کودک دیگر در ساختمان شما نیز همین ویژگی را دارد، از این کودک دعوت کنید تا به خانه شما بیاید و ساعاتی را با فرزندتان بگذراند. الگوی خوبی باشید اصولا یکی از موثرترین روش های تربیتی فرزندان، اعمال و رفتار مورد نظر از جانب خود والدین است. بزرگترین الگوهای هر کودکی پدر و مادر او هستند. اگر خود شما فردی منزوی
گفت وگوی خواندنی با مجری چالشی صداوسیما
رساله آقای گلپایگانی را ورق می زدم و چنان عطشی به کلمات داشتم که تا شعری با آواز از تلویزیون پخش می شد تند تند می نوشتمش با هزار غلط ، حضرت مادر که نگران کودک بی عقلش بود می پرسید چرا اینها را می نویسی؟ می گفتم مادر! می نویسم که حفظ شوند ، از بین نروند . تصور کنید وقتی که در ماه های آخر دبستان کمی از خانه دور شدم و روی بساط کتاب فروش محله کتاب ها را ورق زدم، سرم گیج رفت. همه همان شعرها که من می
دوست ندارم دخترم بزرگ شد سریال های ماهواره ای ببیند
فروش فیلم نقش بسزایی داشته باشی. حرف غیر عادی نمی زنم،9 سال برند مطرح استخری در تلویزیون را دارم در نظرم می گیرم. به نظر من، زمان این بهره برداری، همان 6-5 سال پیش، بعد از دلنوازان و فاصله ها بود. ****وقتی خمیره بازیگری، شکل می گیرد و چهارتا طرفدار پیدا می کند، آنقدر از او کار می کشند و آنقدر از او پول در می آورند که بازیگر مورد نظر ممکن است خودش خسته شود * تو با
حواشی جشن منتقدان سینما
صحبت کردند. داودنژاد درباره سیروس الوند اظهار کرد: صحبت کردن از او یعنی صحبت کردن از سینمای حرفه ای و حرفه ای سینما. او هنوز هم مثل همیشه سرحال و با قریحه کار می کند. آن زمان که نسل ما در اوایل دهه 50 کار خود را آغاز کرد، در شرایط سخت رقابت با فیلم های خارجی و فضای بسته سیاسی و تورم، او سرشار از ایده های تازه بود و توانست فیلم هایی بسازد که به سینما رونق بدهد. سیروس الوند در طول سالیان
حامد زمانی: حمایت از من دردسر دارد
، درک می کنند. این صحبت ها از اول کار با من بود. خیلی ها به من می گفتند که سوژه هایی که تو در نظر داری اصلا مخاطب ندارد و باید از صدایی که خدا به تو داده بهتر استفاده کنی و سوژه هایی انتخاب کنی که همه مردم دوست دارند. ولی از همان اول برای من کاملا واضح بود که همین سوژه ها حساسند و ریسک پذیر؛ چرا که فقط خواندن نیست، بلکه زندگی شما باید در راستای این خواندن قرار بگیرد و دیگر همه زندگیت درگیر
سریال هایی با چاشنی خارجی
/> گاف های جعفری جوزانی در قسمت هایی که داستان سریال در دهه شصت روایت می شد، از مهمترین حاشیه های سریال بود. این گاف ها به قدری تابلو و زیاد بود که همشهری جوان جلد یکی از شماره های خود را به آن اختصاص داد. * میزان محبوبیت: اصلا سریال محبوبی نشد، یعنی کلا سریالی نبود که کسی درباره اش حرف بزند، خیلی بی سروصدا تمام شد و رفت و بایگانی شد. مختارنامه داود میرباقری
در سینما و تئاتر چه خبر است؟
نقدهای او ساختار، روایت و اسلوب داستان پردازی فیلم ها را به چالش می کشد. خسرو دهقان متولد شهر شیراز و دانش آموخته ی رشته حسابداری صنعتی در مقطع کارشناسی ارشد است. وی در خصوص نگارش، ترجمه، نقد و تدریس سینما از سابقه دیرینه ای برخوردار است. از جمله فعالیت های دهقان می توان به این موارد اشاره کرد: عضو شورای مرکزی کانون فیلمنامه نویسان خانه سینما، عضو انجمن منتقدین خانه سینما، نویسنده نشریات
افزایش خانواده تک نفره در ایران
التحصیلان بی کار است که امکان کار در رشته ای که در آن تحصیل کرده اند، ندارند. معضل مشکلات اجتماعی ما در حال حاضر اقتصادی است که چنان عرصه را برای زن و مرد تنگ کرده که ادامه زندگی با یکدیگر را تاب نمی آورند و بچه در این میان باید انتخاب کند؛ پدر یا مادر! وقتی شش میلیون فارغ التحصیل بی کار وجود دارد، تعداد زیادی از کارمندان قراردادی اخراج شده اند، نتیجه این فرایند به داخل خانه و خانواده و
پیشنهادات فرهنگی آخر هفته
ترجمه ی آبتین گلکار کتاب کم حجم و جالبی است، کتاب در نشر گمان منتشر شده است و آمیخته با فرهنگ عمدتا غربی اعتراف است. روایت سرگشتگی ذهنی که معنایی در زندگی نمی یابد. برشی از کتاب را با هم می خوانیم: پرسش من،همان پرسشی است که مرا در پنجاه سالگی به خودکشی سوق می داد، پرسش بسیار ساده ای بود که در وجود هر انسانی نهفته است. از بچه های بی فکر گرفته تا پیران حکیم؛ پرسشی که زندگی بدون آن ممکن
کمک به رزمندگان اسلام، کمک به لشکر امام زمان است + فیلم
مگر امام خمینی شما را رهنمود ندادند که چرا قیام نمی کنید چرا ساکتید؟ مسئولیت شما در مقابل اسلام و مستضعفان بالاتر از این حرف هاست. پدر و مادر عزیزم می دانم که برای من سختی های زیادی دیده اید و بی خوابی ها کشیده اید. من شما را خیلی دوست داشته و دارم ولی بدانید که من خدا و اسلامم را از شما بیشتر دوست دارم. خواهش می کنم که در مصیبت من گریه نکنید و اجر خودتان را ضایع نکنید و فقط طول عمر امام عزیز را از خدا بخواهید و در عزای من جشن وصال خدا را برپا کنید. و جشن شادی برپا کنید. در ادامه به نوحه سوزناک بسیجی نوجوان علیرضا محمودی گوش فرا دهید. انتهای پیام/ ...
30 فیلم برای 2 روز در تلویزیون/ از مت دیمون در منطقه سبز تا همنشینی در کافه ترانزیت
. سامانتا قضیه مرگ پسر را برای دوستش توری تعریف می کند ولی او به خاطر ترسی که از گوردون و دوستانش دارد سامانتا را از رفتن پیش پلیس و گفتن حقیقت منع می کند. توری به سامانتا توضیح می دهد که چون پدر گوردون رئیس پلیس آن بخش است، به طور قطع این موضوع را نمی پذیرد. گوردون که متوجه باخبر بودن سامانتا از جریان شده او را تحت فشار می گذارد تا به پلیس چیزی نگوید و ...
جوشکاری که فرمانده سپاه شد/ شهید اثری نژاد افتخار مرودشت است
! - بچه های جبهه دیگه! با ناراحتی گفتم: ما کلی مهمان داریم، باید ولیمه بدیم، حداقل یک گونی را می گذاشتی برای خودمان. مثل همیشه خندید و گفت: بچه ها واجب تر از ما هستند. ***از طرف فرمانده سپاه مبلغ ده هزار تومان پاداش به محمد هدیه داده شد بود. آن روز ها پول زیادی بود، تقریباً چهار برابر حقوق محمد. مثل تمام زن ها طلا و زیور آلات را دوست داشتم، از محمد خواستم
پیشنهادهای ابوسفیان به پیامبر(ص) پس از مسلمانی / احوال معاویه در شجره ملعونه اش
اختیاریم و مابقی آن را به خدا می سپاریم. در زندگی فردی اینکه مراقب باشم، همسرم را، فرزندم را، تعلیم بدهم و در مجالس خوب ببرم و تذکار بدهم، عاقبت بدی ها را تبیین کنم، اثرات مجالس بد را برای او بگویم یا بهتر، این است که انسان، خودش مستقیم، نگوید، زیرا حرف پدر و مادر خیلی اثر ندارد آن ها را در مجالس خوب، ببرد که بشنوند و برایشان، یادآوری بشود. ببرد در مجالس مواعظ، امیرالمؤمنین می فرماید: بل
مریم وطن پور، خاله قاصدک بچه ها
های تلویزیون به خوبی آن را برای خودش حفظ کرده. دوست داشتم ذوق بچه ها وقتی با او همراه هستند را ببینم که نشد اما در قاب تلویزیون به راحتی می شود این همه هیجان خالص را دید. شانزدهم مهرماه و روز جهانی کودک بهترین زمان برای گفتگو با کسی است که جانش به جان بچه ها وصل است. خودش مادر است و کودکی دارد به قول خودش قند عسل. راستی، بچه ها چرا این قدر تو را دوست دارند مریم وطن پور ؟ چرا خاله
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
را بیخ تا بیخ می بُرند. در همان چند لحظه به گذشته ام، به آینده ای که پیش خودم همیشه تصور می کردم، به پدر و مادر و خانواده ام که مرا دیگر نخواهند دید فکر می کردم که مرد سوری پرسید می دانی ما سَلَفی هستیم؟ با شنیدن سَلَفی، برق از سرم پرید و مطمئن شدم که کارم تمام تمام است. گفتم نه به خدا. من چهار شبانه روز می شود که با شما می آیم تا به یونان و از آنجا پیش دایی ام به آلمان بروم. گفت دروغ می
داستان سال
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: هانس کریستین آندرسون برگردان: کامبیز هادی پور در روزگاران گذشته و در فصل زمستان برف شدیدی می بارید و همراه برف باد شدیدی هم می وزید و برف را بر صورت رهگذران می پاشید و صورت آنها می خواست از سرما یخ بزند. حتی شیشه ی پنجره ی خانه ها هم از سرما تار شده بود و بیرون به زور دیده می شد و از بس که روی پشت بام خانه ها برف
37 سال از فرار مرد شماره 2 ساواک گذاشت
وگو با ویژه نامه نوروزی سه سال پیش روزنامه بهار گفته بود: ثابتی بنا به طبیعت شغلی اش دروغ می گوید، دروغ پشت دروغ، به نحوی که اگر قرار باشد به همه موارد بپردازیم باید به تمامی تاریخ خاندان پهلوی بپردازیم . محمدمهدی جعفری هم در همان ویژه نامه در مطلبی با عنوان دلالی تبرئه ساواک یا تاریخ شفاهی! درباره خاطرات ثابتی نوشته بود: مطالب سرهم بندی شده این کتاب را حتی جوانان هم باور نمی کنند. تنها چیزی که از
داستان یک مادر
می شه و من به اجل نمی رسم. بعداً حتماً همه رو برات می خونم. اما شب هیچ توجهی به حرف های او نکرد و ساکت شد. پس مادر که دیگر هیچ چاره ای نداشت تمام لالایی ها را با گریه برای شب خواند. بعد از این که او تمام لالایی ها را خواند شب به او گفت: اجل با بچه ت به سمت جنگل صنوبر رفت. زود برو تا بهشون برسی. مادر با سرعت به طرف جنگل دوید اما وقتی که به آنجا رسید یک دو راهی جلوی خودش دید که نمی دانست از
چه افرادی عشق ناسالم را تجربه می کنند؟
بزرگسالی و به خصوص در روابط عاطفی اش یک نوار کاست ضبط شده از رفتارها و صحبت های پدر و مادرش را عینا اجرا می کند. - خیلی از پدرها و مادرها در دوران کودکی دایما بچه ها را در نقش بزرگسالی وارد کرده اند؛ یعنی از همان دوران به کودک گفته اند تو آدم بزرگی هستی و اجازه کودکی کردن را به فرزندشان نداده اند. سپردن مسوولیت های بزرگسالانه به یک کودک صحیح نیست. گاهی در خانواده هایی که پدر یا مادر فوت می
کمبود مشتری مسکن و وام های جدید
. سال 97 به بعد بازار رونق میگیره. چند روز پیش دکتر نیلی اعلام کرد با تا سال 97 رکود وجود داره. دولت نمیتونه نرخ سپرده را پایین بیاره چون احتمال خروج سرمایه ها از بانک مساوی هست با ورشکسته شدن بانک ها. قول میدم دولت شزایط را طوری کنترل میکنه که با کمترین تورم از رکود خارج شد. این روش زمان براست کدام کارمند توانایی پرداخت اقساط رو داره? وضعیت معیشت مردن واقعا خرابه. دیگه کسب به مسکن لب
به مناسبت چهلمین روز درگذشت سرپرست گروه تواشیح باقرالعلوم
مادر، تو گفته بودی پدر به دیدار خانه خدا می رود و باز می گردد؟! نگفتی خودش نیز محو جلوه خدا می شود... می دانی که دختر پدری است... حال و روز جامانده گروه تواشیح را از این سفر معنوی نگو، ششمین نفر با خود مرور می کند که کاش شما را در این سفر تنها نمیگذاشت... شنیده ام قبل از اعزام به حج با پنج نفری که عازم بودید تصمیم گرفته بودید که نفر ششم را با هزینه شخصیتان به عمره مفرده بفرستید که مبادا
قربانیان اسیدپاشی چگونه زندگی می کنند؟ + تصاویر
؛ خانه ای که دو اتاق کوچک دارد و زیور با پدر و مادر سالخورده اش و دو پسر خود در آن جا زندگی می کند. *نمی خواستم با مرد دیگری ازدواج کنم زیور سربندی تا پیشانی اش کشیده و روی آن روسری محکمی را بسته و عینک آفتابی روی چشمانش گذاشته است؛ تا شاید در وهله اول از چشم تخلیه شده اش جا نخوریم. مادر زیور با غمی آشکار در چهره اش با بغضی به میان می آید و می گوید: این حادثه
روایت دیدار یک خبرنگار با پدرشهیدی که دیروز به فرزندان شهیدش پیوست
با اشتیاق می شنویم می گوید: زهرا موحدی هستم. همسر پدر شهیدان خوش قلب طوسی، خانه دار و اگر خدا بخواهد دوست داریم بنده خوب خدا باشیم. چهره آشنایی دارد روشن و نورانی، آرام و خنده رو! می گوید: خداوند 6 فرزند به من داد 5 پسر و یک دختر که دو تای آنها را برای خود انتخاب کرد، فرزند سوم و چهارم به شهادت رسیدند. می گویم: شنیده ام نوشته هایی از شهیدان به یادگار مانده است، کمی در باره
بنیاد در آینه مطبوعات
خستگی اش را در خانه رفع کند تا برای یکروز کاری دیگر، توان داشته باشد، با این حال، سعی می کرد فرزندانش از محبت مادرانه محروم نشوند. خواهر بزرگترش به نام فاطمه وقتی این وضعیت را دید، شد مادر دوم بچه ها و اسحاق دوساله و موسای چهارماهه شدند همبازی دختر سه ماهه اش. اسحاق کم کم بزرگ شد و سنش به ایام جبهه و جنگ رسید. سال اول متوسطه چندماهی در رشته اقتصاد، در دبیرستان خوش نیت، درس خواند ولی دلش هوای جبهه داشت
اشتباهات والدین در حرف زدن با کودکان
خود را کودکانه کنید یا با کلمات خیلی بچه گانه با او حرف بزنید تا به حرف هایتان گوش کنند. کودکان مکالمات مردم با یکدیگر را می شنوند و کودکانه حرف زدن را نوعی اهانت به خود می دانند. 4. مشغول بودن کودکان دوست دارند برای آنها ارزش قایل شوید. به همین دلیل بسیار مهم است واقعا برای آنها ارزش قایل شوید. هنگام صحبت با فرزند خود، گوشی موبایل را کنار بگذارید و با همه حواس به حرف های او گوش
فیلم ساختن با بچه، درباره بچه و برای بچه بسیار کار مشکلی است
پلان های پیچیده و نورپردازی های عجیب و غریب در فیلم دیده نمی شود. باید بگویم قبلا در فیلم هایم ثابت کردم توانایی انجام تکنیک های پیچیده را دارم اما این داستان و این قصه اینقدر نجیب و ساده بود که دوست نداشتم این روایت ساده را با تکنیک های تعویض و لنز و نور و... آلوده کنم. وی در خصوص رفتار پدر، مادر و اطرافیان بچه در فیلم خاطرنشان کرد: همیشه این درک متقابل که مشکلات برای تمام شخصیت هایی
از دوران بلوغ دختران چه میدانید؟
حرف زد؟! خودمان فهمیدیم و خودمان با آن کنار آمدیم. هستند والدینی هم که شورش را درمی آورند. روی همه چیز حساس می شوند، همه چیز را به بلوغ نسبت می دهند و خلاصه از هر 10 جمله ای که با فرزندشان حرف می زنند، هشت مورد به علائم بلوغ و رفتارهای نوجوان در این دوران و مانند آن مربوط می شود. البته، بلوغ برای نوجوان اول از همه و بعد اطرافیان او، دوران حساسی است؛ بخصوص دختران که چون زودتر از پسران
داستانی از یوهنای سالخورده
اما آنها هرگز به هم نمی گفتند که عاشق هم هستند. رسموس پسر غمگینی بود، چون به پدرش رفته بود اما آن زمان هایی که با الیزه بود شاد بود و می خندید. او خیلی دوست داشت که به الیزه بگوید عاشقش است اما سعی می کرد که جلوی خودش را بگیرد و هیچ وقت این حرف را به او نزند چون می دانست که پدر و مادرش او را به یک پسر فقیر نمی دهند، چون رسموس از یک خانواده ی فقیر بود. الیزه دوست داشت که رسموس
تشریفات ایرانی می فروشیم
وسیع است. سفارش برون مرزی هم داریم. اول در افغانستان کار کردم، الان طراحی یک زائرسرا در نجف و یک بیمارستان در کربلا را مشغول به کار هستیم. جمع مستان وقتی از مجموعه تحت نظرش صحبت می کند، به وجد می آید؛ تیمش را به شدت دوست دارد و با علاقه خاصی درباره آنها صحبت می کند: ما در این شرکت مانند یک خانواده ایم؛ خانواده ای که همه افراد خود را در موفقیت آن سهیم می دانند. اعضای این شرکت