سایر منابع:
سایر خبرها
دختر جوان در دام خواستگار شیطان صفت
سکوت کند وگرنه فیلم را پخش خواهد کرد سپس او را رها می کنند و سارا با چهره ای رنگ پریده و گریان به خانه برمی گردد. مادر سارا که خود بیمار است وقتی او را می بیند متوجه می شود که سارا به دردسر افتاده است اما سارا در اتاقش را می بندد و به هیچ کس نمی گوید که چه اتفاق وحشتناکی برایش افتاده است. چند روز بعد سارا بدون اطلاع خانواده اش جست وجو می کند و می تواند مغازه محمد را که محل فروش داروهای
ربودن خواهرزاده برای اخاذی 25 میلیونی
مرد معتاد برای تأمین هزینه مواد خواهرزاده اش را به گروگان گرفت. به گزارش جوان، ظهر روز دوشنبه هفته گذشته مأموران پلیس آگاهی شهرستان تربت حیدریه از ربوده شدن پسربچه هشت ساله باخبر شدند. بررسی ها نشان داد که بعد از تعطیلی مدرسه دو مرد نقابدار سوار بر موتور پسر هشت ساله را ربوده و از محل گریخته اند. در حالی که تحقیقات در این باره ادامه داشت، خانواده دانش آموز به پلیس خبر دادند
نقدی بر سیاه نمایی های منِ این نسل
نسلِ سومی بیان شود. این کتاب در اصل روایت مکالمه ای است بین یک جوان ِنسلِ سومی و یک نسل اولی که بعد از سال ها دوری در بازداشتگاه و در حین بازجویی همدیگر را ملاقات کرده اند و جوانِ نسلِ سومی تمام طول شب را صرف اعتراض، نقد(نفی) و توصیه به دوست قدیمی خود که از نسل اول انقلاب است کرده است. با وجود اشاره نویسنده در مقدمه به اینکه این کتاب "یک نقد اجتماعی با زبان نثر ادبی است و از
قتل هولناک، پدر زن دامادش را با ضربات چاقو به قتل رساند!
پلیس تماس بگیرد. تماس او هم بی نتیجه بود تا اینکه شب پسرم گفت می خواهد به دستشویی برود آنقدر ترسیده بودم که دو چاقو برداشتم و همراه پسرم به سمت دستشویی که در حیاط بود رفتیم. یکدفعه برق ها قطع شد و دونفر از روی دیوار وارد خانه ام شدند.چندنفر هم داشتند در حیاط را می شکستند تا وارد شوند آنها چوب و چماق داشتند من چاقو را در هوا چرخاندم بعد چندنفر دیگر از در وارد شدند، آنها هم چوب داشتند. درگیری شدید
بدنام ترین هکرهای تاریخ
پلیس دستگیر شد، اما به خاطر لو دادن اطلاعات 19 عضو سایت Shadowcrew توانست از مجازات زندان فرار کند. گنزالز بعد از این ماجرا با همکاری 10 هکر دیگر، شرکت TJX را هک کرد و توانست طی یک عملیات 18 ماهه، اطلاعات 45 میلیون حساب بانکی را به دست آورد. او در سال 2008 دستگیر شد و به حبسی 17 ساله محکوم گشت. 7. کوین میتنیک به ترتیب از راست: کوین پولسن، کوین میتنیک و آدرین لامو
وزیر بهداشت از چه چیز نگران است؟
به یکی از دغدغه های وزیر بهداشت و درمان هم تبدیل شده است. او در نشستی اعلام کرده که جامعه به سمت خشونت می رود و این باعث نگرانی است. اما نگرانی هایی که هاشمی از آن صحبت می کند، چه چیزهایی هستند؟ چه عواملی باعث میشوند تا چنین خشونت هایی به وقوع بپیوندد؟ در گزارش پیش رو؛ ابتدا به هفت شکل رایج خشونت که در سال های اخیر در جامعه به وقوع پیوسته اشاره می کنیم و در ادامه همراه با دکتر پرویز
دختر شهید عماد مغنیه: پدرم آرزوی آزادی فلسطین را در سر داشت
بود که به واسطه کسانی که با ایشان در جریان فعالیت جهادی همراه بودند، به این موضوع پی بردم و جالب اینکه افراد زیادی با پدرم دیدار و ملاقات داشتند و سالها با او در تماس بودند بدون اینکه هویت واقعی او را بشناسند. بی تردید با توجه به صحبت های دوستان و آشنایان پدرم، متوجه شدم که ایشان در دو حالت یعنی در جایگاه پدر و یا یک فرمانده، یک ویژگی مشترک داشتند و آن اینکه هیچ گاه اهل تعارف نبودند
جام جم در یک نگاه
نجات پدر خانواده درخواست کمک کردند. ماموران با راهنمایی های لازم به این خانواده از آنها خواستند در صورت تماس آدم ربایان در محل ملاقات با آنها حاضر شوند تا پلیس پس از محاصره محل موفق به دستگیری آدم ربایان و نجات گروگان شود. در ادامه جستجوی های پلیس، هویت مرد مسافر شناسایی شد و ماموران دریافتند او یک مرد افغان به نام نصیر است. بنابراین تحقیقات روی او متمرکز شد و ماموران پس از یک هفته نصیر را در یکی
اسرار ویلای گل سرخ
ام . صدای کاووس سکوت را شکست : - بهتره بریم بالا ، این معبر برای همیشه بسته شد . دیگه حوصله اینجا رو ندارم در حالی که آوار نبودن رادا و این که اصلا او را دوباره می دیدم یانه ، بر سرم خراب شده بود . بی آن که حرفی بزنم ، به همراه کاووس خودمان را به سالن اصلی رساندیم . کاووس گفت : - ببین اینجا چه ریختی شده ، همه جا رو خاک گرفته . فعلا منتظر تماس ساتی می مونیم . باید
مروری بر 4 حادثه جنایی داغ در سالی که گذشت
قهرمان در آخرین روزهای تیر ماه خبری کوتاه اعلام شده که همه را شوکه کرد. روح الله داداشی قویترین مرد ایران در جریان یک درگیری به قتل رسید. ساعت 12 شنبه شب - 25 تیر - مأموران پلیس 110 در پی تماس مردی از نزاع خیابانی در خیابان 45 متری گلشهر کرج باخبر شده و بلافاصله راهی محل حادثه شدند. در تحقیقات مقدماتی مشخص شد سه سرنشین خودروی پراید با روح الله داداشی درگیر شده و با ضربه های کارد
بولتن هنر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ هنرهای تجسمی (26بهمن)
قرار گرفته است، در گفتگویی درباره این موضوع گفت: داستان مادران شهدا، واقعیت جنگی را که 30 سال پیش به پایان رسیده است، به تصویر می کشد. داستانی واقعی که هنوز زخم های آن در دل خانواده های قربانی جنگ باقی مانده است. وی افزود: این داستان به خاطر قدرتمندی که داشت توانست مورد تقدیر قرار بگیرد و جوایزی را به خود اختصاص دهد. بهبودی با بیان این که قصد شرکت در مسابقه وردپرس فوتو را
خواننده پاپ و خواستگاری شیطانی
در تهران به کمینگاه بکشانند. مأموران در ادامه تحقیقات میدانی پی بردند که این خواستگار دروغین قاسم نام دارد و با مشخصات جعلی و همچنین با شماره تلفن همراه طعمه هایش با دیگر دختران تماس برقرار می کرد. این مرد فریبکار در شعبه اول بازپرسی دادسرای شهرری به خاطر فریب،کلاهبرداری و اغفال سیاه طعمه هایش تحت بازجویی قرار گرفت. سکینه 16 ساله یکی از فریب خوردگان است، وقتی در برابر بازپرس پرونده ایستاد، گفت: 13
بولتن موسیقی ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فجر/2
موسیقی من در قلب مردم جای گرفته، به خاطر پدر و مادرم است؛ به همین جهت از شما خواهش می کنم به افتخار همه مادران و پدران این سرزمین دست بزنید. پخش کلیپی با عنوان پیامبر مهربانی به آهنگسازی پیروز ارجمند، شعر حامد حسین خانی و خوانندگی علیرضا وکیلی منش، مجتبی قدبیگی و امیر دهقان به همراه اجرای چند قطعه موسیقایی توسط گروه موسیقی رستاک از بخش های دیگر برنامه ویژه سی امین جشنواره بین المللی موسیقی
مخالفان و موافقان کلیات لایحه بودجه 94 در مجلس چه گفتند؟
هزار میلیارد تومان بودجه جاری در نظر گرفته شده در حالیکه درآمدهای مالیاتی 86 هزار میلیارد تومان پیش بینی شده است. وی گفت: اگر امکان تأمین بودجه جاری کشور از محل درآمدهای مالیاتی وجود داشت پس چرا در لایحه پیشنهادی هزینه های جاری بیش از درآمدهای مالیاتی اعلام شده است؛ این حرف به معنای آن نیست که مالیات دهندگان بیش از گذشته مالیات بپردازند بلکه افراد و بنگاه هایی که فرار مالیاتی داشته اند
بخاطر امام، موقعیتم را رها کردم
هم ریخته بود و کسی نمی دانست چه کار باید بکند. فردا رفتم سراغش که جواب بگیرم. تا مرا دید با تعجب سر تا پای مرا برانداز کرد و گفت: چطور تو این جایی؟! من با ایران تماس گرفته ام، گفته اند شما در همدانی. من بیشتر از او جا خوردم که: یعنی چی؟! من رفته ام آمریکا، دوره ام را دیده ام و حالا می خواهم بر گردم! ایشان دوباره اصرار کرد که: نه! من با تیمسار بهرام رئیس عملیات تماس گرفته ام و ایشان گفته که شما در
اندیشه امام درآغاز غریب بود
حجت الاسلام والمسلمین سید صادق موسوی شیرازی در خانواده ای روحانی و پرسابقه و دارای گرایشات سیاسی چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم آیت الله العظمی سید محمدباقر شیرازی و پدر بزرگش، مجاهد بزرگ مرحوم آیت الله العظمی سید عبدالله شیرازی بوده است. با این همه او از آغاز نوجوانی، دل در گرو اندیشه و نهضت حضرت امام خمینی نهاد و با تمام قدرت در نجف، لبنان و پاریس برای تبلیغ آن کوشید. آنچه در این گفت و شنود پیش
سنگری، غواص دریای علوم اسلامی
هم با سخنرانی های کم نظیری که از صبح تا شب از این سنگر به آن سنگر و از این خط به آن خط ادامه داشت. خودت می گویی پشت سر رزمنده ای که بعدها شهید شد سوار بر ترک موتور تریل می نشستم و هر جا بچه های لشکر 7 ولی عصر (عج) و دیگر رزمندگان بودند می رفتم و سخنرانی می کردم. در سال 64 همراه با حضور در جبهه در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید چمران اهواز ادامه تحصیل دادی و در سال 69 در
زندان های فرانسه دانشگاه تروریسم
امدی کولیبالی (عامل گروگان گیری در پاریس) نیز بیعتش با ابوبکر البغدادی و وابستگی اش با داعش را اعلام کرد، اما سعید کواشی و شریف کواشی (که با حمله به شارلی ابدو 12 نفر را به قتل رساندند) و کولیبالی که با حمله به مونروة و بورت دوونسان موجب مرگ پنج نفر شد، هر سه فرانسوی هایی بودند که در خاک فرانسه به دنیا آمده و بزرگ شده بودند. این سه تروریست در کودکی وارد مدارس جمهوری فرانسه شدند ولی
بلیزر اهدایی چگونه ضدگلوله شد؟/ نانچیکو ؛ اولین سلاح برای حفاظت از مدرسه رفاه
/> جولایی: هیچ تماسی وجود نداشت و همه نگران بودیم. آخر شب نزدیک های ساعت 11 بود که آقای دانش منفرد که مسئول انتظامات هم بودند به من گفتند که برویم بخوابیم. گفتم نگرانیم پس امام چه شد؟ امام می آید؟. ایشان فرمودند که امکان ندارد امام این وقت شب به مدرسه بیایند. از من اصرار و از وی انکار و بالاخره تصمیم بر این شد که برویم بخوابیم. پتو را برداشتم و با بی رغبتی روی زمین می کشیدم تا به اتاق محل استراحت برسم
گفت وگو با جوانی که قذافی را کشت
خواندم ، بعد از آن به خاطر کهولت سن پدرم و فقیری خانواده مجبور به کار شدم و مدرسه را ترک کردم.فارس: از چه زمانی به حرکت انقلابی مردم لیبی پیوستی و انگیزه ات از آن چه بود؟العریبی: من در شهر بن غازی زندگی میکنم و خودتان می دانید اولین جرقه انقلاب از این شهر زده شد. به همین دلیل من هم به خاطر نفرت بیش از حدی که از قذافی و خاندانش داشتم در همان روزهای اول به عنوان یک جوان انقلابی اسلحه بر دوش گرفته و با
فرار شبانه گروگان از چاه
نگهداری می کرده هم آنجا را ترک کرده است. بنابراین باغ را زیر نظر گرفته و ساعاتی بعد مردی را که قصد داشت وارد آنجا شود، دستگیر کردند. آدم ربایی به دست باجناق این متهم با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و ماجرای آدم ربایی را تائید کرد و به افسر پرونده گفت: باجناق مرد گروگان از دوستانم است. روز حادثه در باغم بودم که او همراه دو نفر از دوستانش، مرد جوان را به آنجا آوردند. آنها او را
انقلاب، در اقبال و ادبار فقهای عصر اخیر / سروش محلاتی
/> اقدام دیگر، سخنرانی در مساجد و اجتماعات بود که به مناسبت ایام محرم برگزار می شد، غالبا در مسجد بقیة الله نارمک که پدرم در آنجا فعالیت داشت، سخنرانی داشتم، و به دلیل همان سخنرانی های تند تحت تعقیب قرار گرفتم و یک شب که ماموران به مسجد آمده بودند از پشت مسجد که یک درب کوچک در یک کوچه باریک داشت فرار کردم. در ماههای آخر، احساس می شد که باید جوانان آمادگی نظامی داشته باشند تا در صورت
الاسد بخشی از راه حل در سوریه، ادامه تعطیلی سفارتخانه ها در یمن، ناکامی داعش در عراق و تشییع جنازه ...
بخشی از راه حل می باشد / رویکرد جدید اروپا در قبال بحران منطقه بسته شدن سفارتخانه های آلمان و عربستان در یمن و ادامه رایزنی های فرستاده ویژه سازمان ملل http://static.annahar.com/storage/pdfs/2015/617_file1.pdf روزنامه لبنانی الدیار: در مناطق "باب التبانه" و "بریتال" لبنان، مهمترین افراد تحت پیگرد از طرح امنیتی فرار کردند! دی میستورا: الاسد
رمزگشایی از قتل سه عضو خانواده در محله گلابدره!!
مادربزرگش منتظر او ماندم و زمانی که به خانه آمد، او را هم با ضربه های چاقو کشتم. هیچ راهی برای بازگشت به خانه مینا و از بین بردن آثار جرم نداشتم. به همین خاطر، تصمیم به انفجار هر دو آپارتمان گرفتم و شیر گاز را باز گذاشتم. مهدی افزود: بعد از جنایت از محل قتل فرار کردم و به میدان تجریش رفتم. در آنجا متوجه لکه های خون روی لباسم شده و لباس نو خریدم. دوباره به صحنه قتل بازگشتم و در تماس با پدر خانواده مدعی شدم در حال گذر از آنجا بودم که متوجه انفجار خانه اش شدم. ماموران مرا در همان صحنه دستگیر کردند و مجبور شدم اعتراف کنم. تحقیقات از متهم در پلیس آگاهی ادامه دارد. ...
چرا به مهدی لقب شیر سامرا دادند؟
بودم. خودم به خودم دلداری می دادم. خواب دیدم و صبح که بیدار شدم تماس هایی با خانه گرفته شد که بیشتر من را نگران کرد. من از لحن حرف زدن دوستانش فهمیدم که مهدی شهید شده. اصلاً احتمال مجروحیت هم ندادم چون می دانستم مهدی را کسی نمی تواند مجروح کند. آنها کوچک تر از این بودند که شیر سامرا را زخمی کرده یا اسیر کنند. تنها چیزی که به ذهنم رسید شهادت مهدی بود. بعد زنگ زدم دیدم رد تماس
بوکوحرام با دختران چه می کند؟
/> کمی بعد یکی از جنگجوهای بوکوحرام، به آیدن گفته است باید با او ازدواج کند. آیدن بلافاصله پاسخ داده است من با تو ازدواج نخواهم کرد و جنگجو با قنداق اسلحه اش او را به شدت کتک زده است . آیدن می گوید آنها به ما هشدار دادند که هر دختری بخواهد از چنگ بوکوحرام فرار کند پاهایش را می شکنند. و با این همه او 6 دختر دیگر فرار کرده اند.او در حالی که از محدوده محاصره شده به دست تروریست ها فرار می
پسر جوان جان والدینش را گرفت تا مشکل خانواده را حل کند
از ساختمان خارج شوم ناگهان از خواب بیدار شدم و فهمیدم که دست به چه کاری زده ام. با رضا تماس گرفتم و در پارک با او قرار گذاشتیم. وقتی به پارک رسیدم اسلحه را در سطل زباله انداختم اما کاری نکردم که رضا متوجه ماجرا شود. تا صبح آنجا بودم و زمانی که به خانه برگشتم پلیس در محل حاضر شده بود. پسر جوان اما در تحقیقات بعدی حرف هایش را تغییر داد و درباره انگیزه اش گفت: مدت ها بود که پدر و مادرم به
درخواست 200 هزار دلار برای آزادی گروگان
سینا به ماموران گفت: از چند وقت پیش نقشه ربودن سینا را طراحی کرده بودم و قصد داشتم با این کار از خانواده آنها پول بگیرم به همین دلیل با دو نفر از دوستانم موضوع را در میان گذاشتم و روز حادثه همراه آنها، سینا را که در خیابان با دوستانش بود دزدیده و از محل فرار کردیم. بعد از آن با خانواده او تماس گرفتیم و درخواست پول کردیم اما چند روز بعد از سوی ماموران غافلگیر و دستگیر شدیم. با توجه به
جنایت نتیجه اعتماد در فیسبوک
در خانواده ای بزرگ شدم که رفاه بچه ها در پول دیده می شد. هر وقت پول می خواستم پدرم بدون این که بپرسد برای چه می خواهم، مبلغ درخواستی را به حسابم واریز می کرد، اما در برابرش خانه مان هیچ گرمایی نداشت و قهر و دعواهای پدر و مادرم، سکانس تکراری زندگی ما بود. سه ماه قبل حوصله ام سر رفته بود. تصمیم گرفتم گشتی در فیسبوک بزنم. یک درخواست دوستی داشتم. پسری بیست و سه ساله، مهندس عمران و مدیرعامل یک شرکت
تورقی بر زندگی یک مرد الهی؛ حاج آقا مقدس خیابانی
نزد پدر و از او تقاضای استخاره کرد و خوب آمد. ابوالقاسم جوان که مدیر داروخانه بسیار به پاکی وجود شاگرد اعتماد داشت از رفتارهای غیر دینی و اخلاقی محل کارش رها شد و عازم قم شد. مخالفت ها با رفتن به حوزه شیخ مقدس خیابانی با مخالفت های بسیاری روبر شد و برخی از اینکه او دانشسرا و کار پردرآمد داروخانه را رها کرد ناراحت بودند و مدام او را از رفتن به مدرسه علمیه برحذر میداشتند اما