سایر منابع:
سایر خبرها
خوش باورترین آدم روی زمین ام!
/> یعنی همه کارهایی که انجام می دهیم به خاطر خودمان است؟ بله در خیلی مواقع هست. اما مشکل اصلی این است که ما قسمت کردن را بلد نیستیم. اگر در بچگی نتوانستیم ساندویچ مان را با دوستمان قسمت کنیم پس در بزرگی هم نمی توانیم احساسات مان را قسمت کنیم و در نهایت افسرده و تنها می شویم. این درد الان جامعه مان است. ما به سمت فردگرایی می رویم و فقط می گوییم این من هستم که مهم هستم.
فلاحیان درباره ی سرنوشت سعید امامی: با او دشمنی شد
مدتی به ایشان کمک بدهم که رفتیم و وزارت اطلاعات تشکیل شد . در این مقطع در وزارت اطلاعات چه می کردید ؟ بنده مقطعی معاون امنیت بودم و بعد از آن قائم مقام وزارت شدم. البته بعد از اینکه تشکیلات وزارت اطلاعات راه افتاد من دوباره تصمیم گرفتم به قم برگردم و به تحصیلاتم ادامه دهم که امام(ره) از من خواستند که دادستان ویژه روحانیت بشوم. ولی باز گفتم اگر کسی دیگری باشد بهتر است ولی چون
زندگی خرم پیرمرد و پیرزن خرم دره
فریدونشهر حدود 4ساعت راه است و تا اصفهان به گمانم 7ساعتی راه است. از پیرمرد درباره نحوه گذران زندگی اش می پرسیم، می گوید: اینجا ما همه چیزمان را خودمان درست می کنیم، البته پیش ترها که فاطمه خانم اینقدر مریض نشده بود نان هم می پخت اما الان کمتر می پزد و بیشتر نان را می خریم. 2 تا گاو داریم، از شیرش ماست و کره و پنیر درست می کنیم، چند تا مرغ و خروس هم داریم تا تخم مرغ و گوشتمان را تأمین کنیم
سخنان فرمانده کل سپاه درباره جنگ با داعش/ آمریکایی ها باید بپذیرند که کدخدای جهان نیستند
اطلاعاتی در تاریخ 16و 22بهمن با همکاری و اقدام مشترک قرارگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی و نیز با همکاری مردم منطقه چند مقر یک گروهک تروریستی را منهدم و شماری از تروریست ها را دستگیر کردند.وی افزود: افراد بازداشت شده در جنایات متعددی به ویژه در شهادت چند نفر از معلمان مظلوم منطقه بلوچستان ، ترور نیروهای نظامی و انتظامی منطقه و بمب گذاری های کنار جاده ای نقش داشتند. سخنان
زندگی نامه شهیدزکریاآزادی ازشهدای خدابنده+تصاویر
آمدیم قیدار و پس از خداحافظی از ایشان بنده رفتم روستای خودمان و چند روز بعد پدرم را بردم ودر بیمارستان شفیعیه زنجان بستری کردم . تقریباً 20 روزی می شد که از همدیگر جدا شده بودیم و من خبری از ایشان نداشتم ... دقیقاً در خاطرم نیست چه روزی بود ولی یک شب خواب دیدم یک صفی تشکیل شده که شیخ ذکریا نیز در داخل صف به نوبت ایستاده و همه آنهایی که در اول صف قرار دارند با تأیید شخصی که کنار صف قرار دارد رد می
روحانی گزینه اول وزارت اطلاعات هاشمی بود
کمک بدهم که رفتیم و وزارت اطلاعات تشکیل شد . در این مقطع در وزارت اطلاعات چه می کردید ؟ بنده مقطعی معاون امنیت بودم و بعد از آن قائم مقام وزارت شدم. البته بعد از اینکه تشکیلات وزارت اطلاعات راه افتاد من دوباره تصمیم گرفتم به قم برگردم و به تحصیلاتم ادامه دهم که امام(ره) از من خواستند که دادستان ویژه روحانیت بشوم. ولی باز گفتم اگر کسی دیگری باشد بهتر است ولی چون امام (ره) اصرار
اسرار ویلای گل سرخ
نیستی ، حتی سی و چند ساله هم نیستی . فکر نمی کنی دیگه بزرگ شدی ؟ - از نظر تو اشکالی نداره صبح زود راه بیفتم - چیه ، می ترسی باز اتفاقی بیفته و جاده بسته بشه - از تو چه پنهون یه خورده چشمم ترسیده - باشه ، اما فکر نمی کنم بتونی صبح زود از خواب بیدار بشی . چون بعد از مدت ها اولین باریه که روی تختخواب می خوابی - گوشیم رو می زنم به شارژ و برای بیدار
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (26 بهمن)
به خوبی پرداخته باشد نیز وجود داشت، توضیح داد: خوشبختانه در این دوره از جشنواره فیلم های اجتماعی با موضوعات مختلف را می دیدم که به همه مسایل از جمله ازدواج، طلاق، جوانان، بچه دار شدن و بررسی و تاثیر مصرف مواد مخدر در جامعه پرداخته بود، فیلم هایی که هر کدام می تواند موضوع های جذابی برای علاقه مندان به سینما باشد. تهیه کننده فیلم شهر موشها 2 با اشاره به اینکه سینمای ایران در سال آینده از
چطور عزت گول نمی خورد
ماه عریان توی سلول انفرادی بماند. هیچ کس زیر بار آن همه زخم و جراحت زنده نمی ماند. هیچکس ذکاوت و شجاعت و تیزهوشی او را ندارد. من خاطرات مردها و زن های زیادی را خوانده ام، اما در بین همه آنها، عزت معرکه است؛ مرد است، از آن واقعی ها. لوطی و جوانمرد است. کارد به استخوانش که می رسد. از فرط شکنجه ها نه، از ترس اینکه مبادا زبانش زیر شکنجه باز شود سه بار خودکشی می کند! کی؟ عزت. همان
یک داغ دل بس است تمام قبیله را
جمعیت را نشانم داد و گفت: اوناهاش! حسین آمد. با دستانی باز برای در آغوش کشیدن ما. طی همان برخورد اول رفتارش به دلم نشست. حسین برای دیدن ما این همه راه از سامرا آمده و اینک پیش ما بود. و چه زیارتی شد آن شب با آن جمع تکمیل! بخش دوم: اولین بار بود در زیارت اربعین حضور داشتم. گیج و بی اراده بین جمعیت راه می رفتم. بچه ها یک روز از ما جلوتر بودند. همراه با سیدصادق حسینی بودم. حس عجیبی داشتم. در آن
مشروح جلسه علنی مجلس برای بررسی کلیات بودجه 94/تصویب کلیات بودجه
حذف شود که در این زمینه به همه پیشنهادات توجه شد. ندیمی گفت: در رابطه با موضوع حمل و نقل و همچنین شهرداری ما اوراق مشارکت و صکوک داریم و 10 هزار میلیارد تومان اوراق گذاشتیم که مطالبات اشخاص را از راه هایی که می شود تامین کنیم. قاضی پور در مخالفت با کلیات لایحه بودجه 94: بودجه دفاعی کم است، اقشار کارگر همواره در بودجه مورد ظلم قرار می گیرند نادر قاضی پور
قضیه امیرجعفری با مارلون براندو چیه؟
ال بعد اکران می شود. آن هم در زمانی بد، ساعت چرخشی، سینمای خاص... این چیزها اذیتم می کند... نمی دانم پشت پرده چه خبر است؟ تهیه کننده باید کاری بکند، با بازیگر حال نمی کنند، با نویسنده یا کارگردان... من واقعا بعد از این همه مدت نفهیمده ام قاعده بازی سینما چیست؟ خیلی از فیلمنامه ها را می خوانم می گویم نه دوست نداشتم؛ بازی نمی کنم. همان فیلم جوری توی بوق و کرنا می شوند که می گویی خدایا من
قتل خانم معلم توسط دو متجاوز
همشهری: صدای فریاد کمک خواهی خانم معلم بی گناه را هیچ کس نشنید. مردان شرور وقتی او را در جاده روستایی تنها دیدند، به وی حمله کردند و بعد از اجرای نقشه شیطانی خود، برای اینکه ردی از خودشان بر جا نگذارند، او را به قتل رساندند اما این پایان ماجرا نبود، چرا که طولی نکشید پلیس وارد عمل شد و هر دو مرد جنایتکار را دستگیر کرد. این حادثه هولناک دوم آذرماه امسال و در استان سیستان و بلوچستان رقم خورد. آن
چرا به مهدی لقب شیر سامرا دادند؟
دوستان شهید مهدی نوروزی است. مادر شهید غالباً در زندگی هر شهیدی پیش زمینه ای از تربیت خانوادگی و رزق حلال وجود دارد، برای شروع از زندگی تان بگویید. ابتدای ازدواج مان وضعیت مالی مناسبی نداشتیم اما همه تلاش پدر بچه ها این بود رزقی که به خانه می آورد حلال باشد زیرا اعتقاد داشت رزق حلال روی عاقبت بچه ها تأثیر می گذارد. می گفت: تربیت بچه ها باید اهل بیتی باشد. من مادر پنج
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (25 بهمن)
گرفته شده بود، اما همین که در این جشنواره شاهد فیلم هایی از هم نسلان خود بودیم، اتفاق ارزشمندی است. بچه های نسل ما که در فاصله سنی 25 تا 40 سال هستیم، هم صدا و هم ایده حضور داشتیم. فیلم های خوبی ساختیم و فیلم های خوبی بازی کردیم. فکر می کنم همین که ما جوان ها کار می کنیم، حس خوبی است و احتمالا بزرگ تر های ما در سینما هم از بودن مان حس خوشایندی داشته باشند. بازیگر فیلم های چ و ریسمان باز
اخلاق حرفه ای تدریس
تو بلکه بگوییم شما و یا در مواردی بگوییم ما اشتباهاتمان زیاد است و نگوییم شما خیلی اشتباه می کنید! همه ما باید تلاش کنیم اشتباهاتمان را کم کنیم و یا از بین ببریم نه تنها شما باید خطاهای خود را کم کنید و ... . این همان تبدیل تقابل به تعامل است. اینکه بگوییم ما در واقع مخاطب را با خودمان یکی کرده ایم؛ یک رنگ می شویم و در یک جبهه قرار می گیریم، ولی اگر همه اش بگوییم شما و شما دو جبهه ایجاد کرده ایم آن
ناگفته های پرویز پرستویی از بلال و باقالی فروختنش!
در یک اتاق سخت نبود؟ نه! در حال حاضر بچه های ما هر کدامشان دنبال اتاق خودش می گردد ولی آن زمان همه بدون مشکل درون یک اتاق زندگی می کردند. البته خانواده های پرجمعیت تر از ما هم بودند که در اتاق هایی شبیه ما زندگی می کردند و مشکلی نداشتند. بعد از اینکه پدرتان به تهران مهاجرت کردند، مشغول چه کاری شدند؟ خیلی از همدانی ها بلورفروش هستند و در حال حاضر هم در میدان شوش خیلی از
نابودی فرهنگ ایران با شام و شراب و غیبت و کینه/40 میلیون دلار برای بفرمایید شام !
کیهان:هیچ کس تنها نیست...اشتباه نکنید ما برای همراه اولی که در پایتخت هم نقاط کور دارد و آنتن نمی دهد اما به جایش هرماه آبونمان و مالیات و ...می گیرد، تبلیغ نمی کنیم؛ داستان امروز ما قصه دنباله داری است که آرام و بی صدا همه را گرفتار کرده و کسی هم زیاد به فکر نیست. قصه امواجی سمج و سرسخت که خوب بلدند راه خود را پیدا کنند و نیازی به شاهراه ندارند؛ مثل آبی که در جریان است و هیچ گاه متوقف
نوجوانی که نحوه شهادتش انقلاب را جلو برد
شد همه آنها را با خود به مسجد و جلسات قرآن می برد و از آنها افراد دیگری می ساخت. قرائت قرآن در مجلس عروسی علیرضا مزینی داماد خانواده طاهری خاطره جالبی از قرائت قرآن توسط شهید طاهری تعریف می کند و بیان می دارد: عید غدیر بود. برای مجلس عروسی مان کاری به دیگران نداشتیم که چه کار می کنند و تصمیم داشتیم برنامه های خودمان را انجام دهیم. پس از صحبت با خانمم گفتیم که دنبال آینه
جانبازی که زنده می ماند تا بخش پیوند کبد تبریز را راه اندازی کند
این جور مسائل نبود. همه تمام وجود خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم میهن اسلامی کرده بودند. وی ادامه می دهد: آن زمان همه با خدا معامله کرده بودیم و نمی خواستیم ثواب مجاهدت خودمان را صرف دنیا کنیم، هنوز که هنوز است تعداد بسیاری از جانبازان شیمیایی که کم کم عوارض مسمومیتشان عود می کند در هیچ جایی پرونده ای ندارند. بچه ها می گفتند ما که نمی خواهیم به خانه هایمان بازگردیم، نهایتا در این راه
طنز؛ هتل های لوکس حیوانات در ایران
کنم. آخر راست هم می گفت. خلاصه که ما را با عزت و احترام بردند توی هتل. نه توی راه تیری زدند. نه توی سرمان زدند. نا هیچی. هتل هم که پنج ستاره بود دیگر. آن اول هایش هنوز توی بهت بودم. باورم نمی شد اینجا هتل است فقط برای نگهداری ما. برای همه چیزمان هم برنامه داشتند. برای حمام و گلاب به روتون مان هم برنامه ویژه داشتند. آن اوایل به جز من و چند نفر دیگه بقیه همه بچه سوسول بودند. بچه سوسول
شهادت ومفقودالاثر شدن فرزندان یک مادر
همه تا الان خوابیدیم چه شد؟ جز غفلت اطرافیان مان از خدا و اسلام، از خواب چه گیرمان آمده؟! وقت ازدواج شان رسیده بود، اما زیر بار نمی رفتند. فائزه دختر بزرگم بود. دوست حسین او را یکی، دو بار دیده بود و از حسین خواستگاری اش کرده بود. حسین می گفت دوستش پسر خیلی خوب و مؤمنی است و مطمئن است که می تواند فائزه را خوشبخت کند، اما فائزه قبول نمی کرد. فکر می کرد با ازدواج، از عبادت و کارهای مذهبی
گفتگویی خواندنی با یک ایرانی / زندانی آزاد شده از گوانتانامو
/> چگونه دستگیر شدید؟ در بازگشت با استقبال مردم روبه رو شدیم. در همه جا استقبال از حاجی رسم است اما در افغانستان بیشتر به این اهمیت می دهند و شمار بسیاری مقید به استقبال از حاجی هستند. ده ها ماشین به استقبال ما آمدند. در مسیر راه به نیروهای کمپاین آمریکایی که در همان نزدیکی قرارگاه دارند، برخوردیم. در افغانستان رسم است که وقتی ماشین های آمریکایی از جایی عبور می کنند، همه ماشین ها کنار پارک می
یک پذیرایی تکان دهنده در هتل کارتن
شده. از ماشین ها که پیاده می شویم، سرما سیلی سوزناکی بر صورت های مان می نوازد. کارتن خواب ها بلند سلام می کنند، انگار منتظرمان هستند. یکی از دخترها با شور داد می زند: بیدار شین مگه شام نمی خورین؟ کارتن خواب ها کم کم از دیوارهای فرو رفته و پناهگاه شبانه خود بیرون می آیند. ظاهر همه شان ژولیده و نامرتب است و معلوم است که حداقل چند ماهی است که رنگ حمام را به خود ندیده اند. با این حال بچه های طلوع با
وقتی تصاویر از حماسه بزرگ عملیات والفجر8 می گوید
در پاتک دشمن صدمات فراوانی به نیروهای گارد ریاست جمهوری دشمن وارد کرد و در ادامه از گروهان های والفجر و فتح نیز استفاده شد و دشمن با انهدام تانک ها و نفراتش از سه راهی کارخانه نمک عقب نشینی کرد. دشمن صبح روز دوم اسفند ماه بار دیگر پاتک خود را برای باز پس گیری مواضع از دست رفته شروع کرد که بچه های تخریب لشکر10 سیدالشهدا(ع) با انفجار جاده دسترسی دشمن عملا مسیر حرکت دشمن را از روی خشکی سد