سایر خبرها
بازگشت قلعه نویی به سپاهان
اصفهان می گوید. شرایط مالی سپاهان برای عقد قرارداد از مهمترین دلایلی است که شانس گزینه های ایرانی را بالا می برد. به جز قلعه نویی منصور ابراهیم زاده نیز شانس نشستن روی نیمکت سپاهان را دارد. باقریان می گوید: پس از بررسی های مختلفی که داشتیم پنج گزینه را برای هدایت سپاهان انتخاب کردیم و به احتمال زیاد ظرف سه روز آینده شایسته ترین گزینه را به هواداران معرفی خواهیم کرد و مسئولیت فنی تیم فوتبال سپاهان را برعهده او می گذاریم. باقریان ادامه داد: در میان 5 گزینه مورد نظر مربیان ایرانی و خارجی حضور دارند و برنامه ارائه شده از طرف آنها را با دقت بررسی خواهیم کرد. ...
ایده خوبی دارد؟ پس تعلل نکنید!
ارزشمند بود. هم زمان طی 10 سال گذشته به تدریس دوره های تخصصی برنامه نویسی مشغول بودم. در یکی از همین کلاس های آموزشی با دوستی آشنا شدم که نتیجه این همکاری راه اندازی مجدد شرکت قبلی ام بود. درنهایت وقتی ایده بایکس به ذهنم رسید، از او خواستم که شرکت را تعطیل کنیم و بایکس را راه اندازی کنیم که البته در ابتدا مخالف بود و بعد که من را خیلی جدی دید، همراه شد و بایکس متولد شد. تفاوت مشتری اینترنتی
فکر کردم دستور رئیس جمهور شایعه است
یکبار برگزار خواهد شد. وی صحبت هایش را اینگونه ادامه داد: برای همین اگر به گواتمالا نرویم، برای سال بعد به مشکل خواهیم خورد چون تجربه جهانی زیادی نداریم. به هر حال خوشحالیم که در صورت فراهم بودن شرایط به گواتمالا می رویم. امیدوارم این نگاه به ورزش بانوان ادامه داشته باشد و بتوانیم دست پر از گواتمالا برگردیم تا قدرشناس زحمات همه باشیم. کریمی درباره اینکه چه زمانی متوجه دستور
"آوای تار یحیی"؛ ترکیب هنر قدسی با ایستادگی در برابر ظلم
مشروطه بعد از شیخ فضل الله خیلی کم شد. * هدفم از آوردن مشروطه در این کتاب برای من ایستادگی در مقابل ظلم است امجدیان: آن چیزی که می خواستم به آن بپردازم؛ ایستادگی مردم مقابل ظلم بود؛ شاید قبل از مشروطه، چنان اتفاقی را نداشتیم که مردم در مقابل ظلم بایستند؛ شاید منحرف شد و مشروعیت خودش را از دست داد اما همین که مردم جلوی ظلم ایستادند؛ و یحیی هم گرایش به همین کار پیدا کرده بود.
با همه می خندم ولی پشت سرم حرف می زدند!
ارتباط با ظاهرش نبود. فریدون آن روزها اصلاً علاقه ای به مصاحبه نداشت و رفتارش هم مثل چهره اش تغییر کرده بود: من خیلی تغییر نکردم. ولی دوست ندارم مثل قبل باشم. خیلی راحت بودم. مدام می خندیدم. این خیلی خوب نبود. الان بین من و همه یک دیوار هست. این را می فهمی. (دستش را مقابل صورتش می گیرد تا منظور ش را بفهماند) من قبلاً خیلی خندیدم. با همه دوست شدم اما دیدم که پشت سر من حرف زدند. این خوب نبود. او
انتقاد دایی به لیست بازیکنان کی روش
داوران حمایت درست نمی شود. بله، اگر از این قشر حمایت درست انجام شود و داوران قوی باشند خیال منِ مربی هم راحت است و می دانم داوری قوی در زمین حضور دارد. یادتان هست که بعد از اتفاقات بازی معروف پرسپولیس و سپاهان چقدر علیه من هجمه به راه افتاد و چقدر دوست داشتند که دایی را بکوبند. من معتقد هستم که داوری فوتبال ما باید در سطح جهانی باشد. اما با تمام این اوصاف اشتباهات داوری در
به عقب برگردم، بازهم آلکمار را انتخاب می کنم/ جهانبخش: دود حواشی به چشم تیم ملی می رود
نظر می رسد برنامه باشگاه آلکمار هم برای این فصل نیست و آنها برای فصل های بعدی برنامه ریزی کرده اند، چون با وجود نتایج نامناسب قرارداد سرمربی تان تمدید شده است. دقیقاً همین طور است. زمانی که من به آلکمار آمدم هم مربی و هم مدیر باشگاه گفتند که تو سن بالاترین بازیکن ما هستی، در حالی که من خیلی جوان هستم و تازه شروع فوتبال م است. در ادامه متوجه شدم که همه بازیکنانی که جذب شدند 18، 19 ساله
کدام امام شبیه امیرالمؤمنین(ع) است/ چرا امام سجاد(ع) حج را به جهاد ترجیح داد
راجح است. معنایش این است که باطن و مغزِ کار من، از ظاهر و شکل کار من، بیشتر باشد. ببینید امام سجاد(ع) از خدا چه خواسته است! من می خواهم برای شما مردم مؤمن، برای ملت بزرگ ایران، برای دل هایی که به نور ایمان روشن شد و با سخن و عمل خود دنیایی را روشن کرد، این نکته را تکرار کنم: لبّاً راجحاً. ما، دو نوع آدم داریم: یک نوع، آدمی است که هر چه هست، در ظاهر اوست. ظاهرش جذاب و چشمگیر و احیاناً
چگونه ایده بزرگ خود را به محصول تبدیل کنیم؟
داشتم. برای سلامت جسمانی ورزش می کردم یا غذای سالم می خوردم، برای سلامت روان کتاب می خواندم یا تلاش می کردم چیزی یاد بگیرم، برای سلامت احساسی با دوستان و خانواده ام معاشرت می کردم و برای سلامت معنوی دعا می خواندم و شکرگزاری می کردم. در برنامه ریزی های روزانه ام این چهار جنبه را می گنجاندم تا به مرور نتیجه زندگی سالم بر من نمایان شد. اگر شما نیز این چهار مرحله را پشت سر بگذارید، احتمال این
حسرت آخ را بر دل دشمن گذاشتم/ ارزش ها را باارزش باید حفظ کرد
ها از کابل به اسلام آباد رفتیم و ازآنجا با هواپیما به سوریه رفتیم، خود را به سازمان 21 الفتح را معرفی کردیم، من در بخش قوات خاصه گرفتم و 17 بار، وارد اراضی اشغالی شدم، در نبردهای بحر المیت و بحر الیتانی حضور داشتم، دو بار از طریق بحرالمیت که معروف به دریای مرده است وارد اراضی اشغالی شدم، بحرالمیت طوری است که اگر انسان وارد آن شود و راه برود، تبدیل به نمک می شود که با طناب از آن می گذشتم و وارد
وصیت نامه فرمانده گروهان علی اکبر(ع) فاطمیون: خواهران خوبم؛ حجاب، حجاب، حجاب
توفیقات و افتخارات خیلی خیلی زیادی عنایت کردی نمونه اش حب شهزاده علی اکبر(ع) است. الهی انت رب الجلیل و أنا عبدک الذلیل خدایا توبه من را بپذیر. بر همگان واضح و مبرهن است که وقتی شما مادر، پدر و خواهران عزیزم این دست نوشته را می خوانید من دیگر در بین شما نیستم می خواهم کمی راحت تر و خودمانی تر بدون استرس و رودربایستی با شما صحبت کنم. اول از همه شما پدر مهربانم؛ انصافاً به حالت
آنهایی که منافعشان در فوتبال قطع شده ، غوغا می کنند
برخوردارند که قبلا سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان بوده و تقریبا تمام هواداران از برانکو راضی هستند. پس معتقدید این 2 باشگاه از نظر فنی نیز در مسیر پیشرفت قرار دارند؟ فقط در این میان برخی افراد که منافعی داشتند و از این تیم ها کنار گذاشته شدند و دستشان دیگر در این تیم ها بند نیست، غوغا می کنند. این افراد فضا را ملتهب می کنند که به نفع استقلال و پرسپولیس نیست. اگر واقعا این آقایان هدفشان
تیم ملی یک تیم محلی نیست که شب قبل از بازی دور هم جمع شویم
زمان قدیم هم در پرسپولیس بود اما من یک مسئله را کلی می گویم و آن اینکه بعد از دین ملیت و پرچم باید افتخار هر شخصی باشد و مجبور هستیم که همه به آن احترام بگذاریم چنین موضوعی مطرح نیست که تیم ملی اگر از باشگاه ها بازیکن بگیرد باید افتخار کند. فکر می کنم مطرح کردن چنین صحبت هایی به خاطر مشکلات و حواشی است که دور و بر این باشگاه وجود دارد به هر حال باید آرامش را به یکدیگر تزریق کنیم چرا که در این
امام سجاد(ع) از کربلا تا شهادت
بیعت خود را از شما بر می دارم تا از سیاهی شب برای پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده کنید و هر یک از شما دست یک تن از اهل بیت مرا بگیرید و در شهرها پراکنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد. این مردم تنها مرا می خواهند و چون بر من دست یابند با شما کاری ندارند .[10] امام علی بن الحسین علیهما السلام در آن شب که بیمار نیز بود، شب غریبی را سپری می کرد. و با چشمان خویش عظمت روح حسین بن علی
گفتگوی مفصل با علی رهبری درباره نامه به رئیس جمهور
هیچ چشمداشتی به ایران پای گذارده و ارکستری احیا کرده است که در مدت اندک در دنیا صدا کرد، هچنانچه دعوت جهانی از آن شده است. که بدون شک اعتبار علی رهبری ایران را کانون توجه موزیسین های طراز اول ساخته است. اما بعد از شش ماه حرکت صعودی این روزها علی رهبری مجبور به نوشتن نامه به ریس جمهور می شود چرا که 4 برنامه او در ایران کنسل شده است و حاشیه های مالی و حذف بودجه ارکستر و دخالتهای مدیران ناوارد به
بازیکن سابق شاهین در مهاباد به میدان می رود! +عکس
بازی کنم اما بنا به هر دلیلی این فرصت نصیبم نشد و مجبور شدم برای گرفتن حقم به شهر زیبای مهاباد که به عروس آذربایجان غربی شهرت یافته، بیایم. وی ادامه داد: آقای مهرپویا سرمربی تیم من را تایید کرد و با توکل به خدا در دو هفته ابتدایی لیگ سه، دو پیروزی خوب را به دست آوردیم. دوشنبه هم در خانه میزبان تیم همدانی هستیم امیدوارم در پایان فصل یکی از تیمهای صعود کننده به لیگ دو باشیم، این مهم با حمایت مردم مهاباد ممکن خواهد بود.
زبان فارسی می تواند درآمد زا باشد
مدیریت امین صدیقی و به دستور رئیس سازمان شکل گرفته که جای امیدواری است. گرچه این شورا هنوز طرح ها و برنامه های خود را ارائه نکرده ولی موجودیت آن می تواند حائز اهمیت باشد. وی تصریح کرد: آسیب دوم ادبیات در سالی که گذشته این بوده که ما در فضاهای مجازی با پوست انداختن زبان رایج فارسی مواجهیم و از دلایل آن می توان به این اشاره کرد که گروهی از واژه های ناپسند و دور از بنیاد های علمی وارد فضای
انتقاد حاج رضایی از کی روش: ما به نگاه و ادبیات شما اعتراض داریم
در آن زندگی می کنیم متعهد و مسئول باشیم. زمانی که من مربی بودم یک داور به نام خوش خوان به ضرر تیم ما یک پنالتی گرفت. بسیار عصبانی شدم طوری که انگار روی سینه ام آب داغ ریختند اما بعد از بازی دم حمام های امجدیه ایستادم تا یک وقت با او روبه رو نشوم زیرا می ترسیدم نکند حرفی بزند و مشکل ساز شوم و رفتاری کنم که در شان خودم نیست. من یادم می آید با پدرم به زورخانه می رفتم مرشد ضرب می گرفت و اسم خدا را می گفت و برای عاقبت مردم دعای خیر می کرد و می گفت از بی ادبی کسی به جایی نرسید/ حقا که ادب وظیفه مردان است. فکر می کنم باید این شعر امروز هم در جامعه ورزش تکرار شود. ...
افشاگری های مرحوم نمازی از روستای رمال ها تا مهدی موعودی که پزشک بود
که می دانید مدعیاتی مبنی بر ارتباط با اجنه یا معصومین(ع) و ... درباره برخی افراد وجود دارد و برخی در این مسیر حرف های عجیب و غریبی می زنند. برای خود هواداریانی جمع می کنند و برخی اوقات از این طریق مردم را هم مورد سوء استفاده قرار داده و از آن های مبالغی هم دریافت می کنند و یک فعالیت اقتصادی را پیش می برند. شیوه های این افراد چگونه است و به چه شکلی است؟ آ یا همه افراد می توانند ارتباط با اجنه داشته
سرخابی ها چون توان رقابت با اصفهانی ها را ندارند حاشیه سازی می کنند
ضرر آن ها باشد، ناراحتی طرفداران آن ها بیشتر خواهد شد و این موضوع کاملاً قابل توجیه است که هواداران این تیم، از نتایج تیم خود ناراضی باشند. به نظر شما اینکه مسائلی نظیر یک اشتباه داوری را به سازمان لیگ مرتبط کنند نیز قابل توجیه است؟ به نظر من این موضوع اصلاً مناسب و صحیح نیست. متأسفانه نمی دانیم چرا رفتار برخی در قبال تیم های اصفهانی اینگونه است. وقتی این تیم ها به خاطر برنامه
این روزها نه سرم، نه پایم، قلمم درد می کند!
از کجا شروع کنم؟ خاک و آفتاب ادبیات و تئاتر و فیلم کوتاه یا کاغذ پاره های طرح و ایده و فیلمنامه که در هر گوشه و کنار اتاقم تلنبار شده است؟ "پنج" طرحی چندین ساله بود که بر رویش حساب ویژه ای باز کرده بودم. تا آن که شروع کردم به نوشتنش و باز نوشتنش و باز... تا این که به پنج بار بازنویسی کشیده شد. اولین اثر سینمایی و دومین فیلم بلندم به این شکل، نقشه ی راهش تهیه شد. با چند تن از دوستان و همکاران به صحبت و مشورت می نشینم. وعده های همکاری و همراهی هست که برخی به بار می نشیند و برخی نه. در گیر و دار بررسی و برنامه ریزی تولید فیلم، تیری هم در تاریکی می اندازم. از طریق دوستی که مدیریت تولید فیلم را به عهده گرفته، ادارات دولتی استان یزد را هم در جریان سوژه ی فیلم قرار می دهیم. برای نخستین بار متوجه سال خوشامدگویی به یزد در سال 95 می شوم. اعتراف می کنم هنوز هم برایم کمی گنگ است که این خوشامدگویی یعنی چه؟ اصلا از طرف یونسکو این مناسبت تعیین شده یا یک سازمان داخلی چنین نامگذاری را صورت داده است؟ هر چه که هست تا این ساعت فهمیده ام حتی مسئولان شهر و استان هم تصویر روشنی از این پیشامد در ذهن ندارند چه برسد به مردم که خبر هم ندارند! به من می گویند: "این فیلمی که شما قصد تولیدش را دارید مناسب این مناسبت است. بودجه هایی نیز برای نوسازی و آماده سازی شهر به همین منظور اختصاص داده شده." میزان بودجه و متصدی اش را هنوز هم نمی دانم. با آن که کمتر از پنج ماه به رسیدنش مانده هیچ برنامه ای در زمینه ی فرهنگی و هنری اعلام شده یا ریخته شده باشد را نه در جریان هستم و نه شنیده ام. با این حال به پیشنهادشان مبنی بر پررنگ ساختن جاذبه های گردشگری یزد و معرفی صنایع دستی آن ترتیب اثر می دهم. آسیبی به اصل فیلم نمی زند و این احساس را در من ایجاد می کند که دینم را به شهرم ادا کرده ام. هدفم از تولید فیلم را می پرسند. پاسخ می دهم: در درجه ی اول خلق یک اثر هنری که مدت هاست ذهن و روانم را به خودش مشغول داشته و بعد حضور در جشنواره های داخل و خارج از کشور. می پرسند چه فکری برای بازگشت سرمایه ات کرده ای؟ می گویم: فیلم را به صورت ویدیویی ضبط خواهم کرد و هزینه ی تولیدم را به روش هایی که در این چند سال تجربه کرده و تاوانش را داده ام پایین خواهم آورد. بعد هم تمام تلاشم را می کنم که فیلمم قابلیت حضور در جشنواره های بین المللی و فروش در بازار فیلم آن ها را داشته باشد تا علاوه بر سینماها شبکه های مختلف تلویزیونی حق پخش آن را از من بخرند. با تعجب می گویند که این عمل ریسک بالایی دارد و شاید سرمایه ات از دست برود. پاسخم این است که اتفاق عجیبی نیست تمام هنرمندان این مملکت به جز نور چشمی ها با سرمایه های بر باد رفته کارشان و هدفشان را دنبال می کنند. می گویند حالا که چوب حراج بر زندگی و آینده ات زده ای بیا و سطح فیلمت را بالا ببر. کمکت می کنیم. و این گونه "پنج" از یک فیلم ویدیویی مستقل به یک اثر سینمایی با استانداردهای لازم تبدیل می شود تا ویترینی باشد ماندگار و پربیننده برای معرفی زیبایی های معماری، فرهنگی و مذهبی شهر یزد، اولین یا به روایتی دومین شهر خشتی جهان. در هنگام فیلمبرداری داشتم سرسام می گرفتم. تمام گروه، از فیلمبردار و صدا بردار و دستیارانشان گرفته تا بازیگران و گروه تدارکات و حمل و نقل و... پاسخ سوالاتشان را از من می خواستند. سوالاتی که به دکوپاژ فیلم بر می گشت یا خراب بودن آبگرمکن استراحتگاه. مردم کوچه و گذر هم می خواستند بدانند این فیلم قرار است فردا یا پس فردا شبش از کدام شبکه پخش شود. شرمندگی هم که تا بخواهید به راه بود. وعده های محقق نشده را یا باید مهلت برای انجامش می گرفتم یا به هر طریقی شده جبران کنم. چه مالی و چه امکاناتی. خلاصه که شبیه وزنه برداری شده بودم که هنگام بالا بردن وزنه ی دویست کیلویی، بخواهد داستان بیژن و منیژه هم از خودش افاضه بفرماید. نقطه ی دیگری از بدنم که مدام درد داشت، پایم بود. خیلی می خواهم بدانم کارگردانی در حالت نشسته چه حسی دارد. تا آن جا که من در فیلم سازی مستقل ایران تجربه کرده ام کارگردان در زمان ضبط، وضعیتش به یک دونده ی ماراتن شبیه است به ویژه که خودش هم تهیه کننده باشد. هی باید به سمت بازیگرت، دستیارت، فیلمبردارت، طراح صحنه ات و... بدوی و بازگردی. نه این که صندلی کارگردانی برایت نگذاشته اند، فرصت نشستن نداری. این روزها اما که چند روزی از آن شرایط دشوار و نفس گیر می گذرد درد سر و پایم فروکش کرده و قلم درد گرفته ام. منی که روزگاری فعالیت هنری را با شعر و داستان آغاز کرده ام و برخی واژه ها را بیشتر از عینیتشان دوست دارم از پریشانی این روزهایم به هم ریخته ام. روزهای دشواری که مجبور به زبان دوختنم ساخته. حرف هایی که باید بزنم را نزده ام و صحبت هایی کرده ام که یا در موردشان تردید دارم یا مثل تیر از کمان جسته در پی بازپس گرفتنشان افتاده ام. نمی دانم قلمم بگوید از بزرگواری مردمان بافت تاریخی یزد –فهادان، وقت الساعت، باغ گندم، میدان خان و...-چه ها دیده یا نه؟ مهندس محمدرضا خجسته که بعد از آن همه بی احترامی ها و آزارهای یک گروه سریال ساز، با بزرگواری محل کسب یعنی کارگاه دارایی بافی اش را در اختیارمان می گذارد. استاد حسین نیکخواه، با مرام و مردانگی اش فشارهای کاری مان را تحمل کرده و علاوه بر هنر دارایی بافی، هنر بازیگری اش را نیز به رخ عوامل حرفه ای سینما می کشاند. سرکار خانم تسلیم، مدیر هتل ترمه که تا می فهمد در باره ی یزد قرار است فیلمی ساخته شود بی هیچ قرار و مداری بهترین اتاق هتلش را به ما می بخشد. خانه ی تاریخی فاضلی و ارغوان بافی صالحی که کوتاهی مضحک یک اداره را جبران کرده و صنایع گرانبهای دستی شان را به حساب مشارکت فرهنگی به ما قرض می دهند. بچه ها و کسبه ی محله ی بازار نو و دست اندرکاران خانه ی امام حسینی همه جوره همراه می شوند تا گره از کار خلقی که نمی شناسند باز شود. نانوایی، لحاف دوزی و مسجدی های ابوالمعالی دوستانه و با محبت همکارمان می شوند و هیئتی های محله فهادان اجازه می دهند تا بالا رفتن پوش حسینیه را هر جور بخواهیم در تصویرمان بیاوریم. یکی مثل مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جناب آقای غیاثی بی هیچ مقدمه ای می آید و در حد وسع اداره اش همراهی می کند و دیگری چون رییس سازمان صدا و سیما آقای دکتر پهلوانیان با همه ی معاونان در صحنه حاضر شده و علاوه بر کمکی که در حد اختیاراتش هست پای درد دلمان هم می نشیند. یاران همدل و همراه تولید فیلم از گروه کارگردانی، فیلمبرداری و صحنه گرفته تا تولید و تدارکات و خبر رسانی که با تمام سختی های پروژه و فشار کاری اش کنار آمده اند و از کاستی ها خم به ابرو نمی آورند. همسرم که یک ماه تمام از راه دور صدایش را شنیده ام و سعی دارد غم تنهایی در غربتش را به رویم نیاورد تا تمرکزم به هم نریزد. همه ی این ها به کنار، مردمی که گذر از کوچه و معبرشان را مختل ساخته ایم یا با فریادهای "سکوت لطفا!" آرامششان را به هم زده ایم نیز هستند. بسیاری که در هیچ جا اسمی از آن ها قرار نیست برده شود و کسی سپاسگزار لطف و محبتشان نخواهد بود. در عوض تا بخواهید تشکر و قدردانی از کسانی شده که تا این ساعت قدم از قدم برنداشته اند که هیچ، وقت و سرمایه مان را هم هدر داده اند. نشسته اند تا اگر نتیجه ای به دست آمد بگویند بودیم در کنارشان و اگر نه که همین اندازه برایشان بس است و خودشان را کنار بکشند. حرف های گفته و نگفته ی زیادی هست که قلمم را به درد آورده. مدیری که وقتی به او می گویم هنر دارایی بافی یزد مانند هنر احرامی بافی و ترمه بافی رو به نابودی است هیچ نشانه ای از تاسف و چاره اندیشی در او نمی بینم و مقاماتی که هیچ یک از علت خواهر خواندگی شهر یزد با ونیز ایتالیا اطلاعی ندارند. که اگر داشتند به شکل نمادین هم شده چند کوچه و معبر قدیمی را بی تیر برق سیمانی و آسفالت سیاه و لوله های بدقواره ی گاز، به شکل خاکی باقی می گذاشتند. شهری که نسبت خواهر خواندگی اش با ونیز به سبب همین خاکی بودن کوچه هایش است تا به جای آب، شن و خاک در کوچه هایش جاری باشد. در تولید این فیلم بود که تازه فهمیدم مهم ترین مشکل یزد آب نیست بلکه خاک است. مسئول دیگری وقتی از ماهیت بیلبورد تبلیغاتی شدن این فیلم در سایر کشورهای جهان حرف می زنم پای مشکل جمع آوری زباله در سطح شهر را به میان می کشد و در محدوده ی مدیریتی مدیری دیگر که به خارج از کشور سفر کرده و انتظارات و نیازهای یک گردشگر را قطعا می داند چیست، با چشم خودم یک توریست متشخص اروپایی را می بینم که به ناچار بر دیواره های کاهگلی و کهن شهر ادرار می کند. نمی دانم با گفتن این حرف ها قلم دردم آرام می شود یا نه ولی اگر روزی آمد -که امیدوارم نیاید- و ساکنین شهر یزد تمام دارایی هاشان هم مثل ترمه هاشان ماشینی شد و پشت همه ی دیواره های کاهگلی شان به جای خشت خام، آجر صنعتی و میلگرد و سیمان قرار گرفت، فیلم "پنج" بتواند چون کتابی مصور به کمک پدران و مادران یزدی بیاید تا خاطره ی نه چندان دور این روزها را به فرزندانشان یادآور شوند. در فیلمی که سراسر سکوت است و کمتر دیالوگی بین کاراکترهایش رد و بدل می شود کاش دردهای آدم هایش هم با سکوت، حل و فصل می شد. کاش وضعیت به گونه ای بود که نیازی به درد دل قلم نداشتم. کاش دردهایم هنوز درد سر و پا بود. کاش... کاش... کاش... ...
واکنش مجلسی ها به کاهش نرخ سود بانکی
را مصادره کرده و به سبرده کذار سود می دهد که رباست کسبه سرمایه خود را در برابر سود و زیان به کار انداخته که امکان زیان هم وجود دارد که سود سالانه انها حلال می شود ولی بانکها فقط قرارداد سود بسته و شما فقط با اضافه کردن کلمه علی الحساب، انرا حلال و غیر ربا می دانید در جایی که قران به جای علی الحساب ، کلمه زیان را می اورد جا دارد که به این تفاوت رسیدکی شده و فتوای روشنی داده شود و بد نیست بدانید در کشورهای بیشرفته و غیر مسلمان سبرده های بانکی قرض الحسنه است متشکرم
انقلاب سمبلیک؛ به مثابه انقلاب سیاسی؟
ایده ها نیست انگار نبرد نمادها هست. پیش از اینکه من با افراد درباره افکارشان صحبت کنم آنها یک نشانه شناسی دارند، یعنی از سمبل هایی استفاده می کنند تا افکار، دیدگاه ها و تعلقات شان را به شما بشناسانند. در ایران برای برخی نمادها تذکر داده می شود و توصیه می شود؛ یک جنگ استاتیک در تمام حوزه ها وجود دارد. یکی از مخزن های جدی دیگر سمبل ها، زبان است؛ از چه کلماتی استفاده می کنید و چه تاکیداتی
سوژه روز | گزینه های سرمربیگری سپاهان چه کسانی هستند؟
به گزارش متافوتبال و به نقل از نسیم، هرچند محرم نویدکیا، کاپیتان سپاهان در اولین تجربه سرمربیگری خود موفق شد تیمش را در بازی برابر راه آهن از مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی بالا بیاورد اما همچنان مدیران سپاهان برنامه ای برای سرمربیگری او در این باشگاه ندارند. حسین فرکی بعد از بازی با استقلال اهواز در هفته یازدهم لیگ برتر دیگر نتوانست در برابر فشار هواداران تحمل کند و تصمیم گرفت از سمت خود استغفا
فرکی خودش اجازه نداد پیامک های توهین آمیز را بررسی کنیم
/> تسنیم: به هر حال ممکن است با حضور سرمربی جدید در تیم، مسئله استعفای سرپرست تیم نیز منتفی شود، درست است؟ باقریان: به هر حال این موضوع نیز به بررسی نیاز دارد و باید به مشکل او رسیدگی شود اما این اتفاق، بعد از انتخاب سرمربی تیم صورت می گیرد. تسنیم: اجازه دهید به صحبت های روز جمعه حسین فرکی درباره باشگاه و هواداران سپاهان در برنامه ورزش و مردم اشاره کنیم. نظر شما در این زمینه
چرا سگ در اسلام نجس است؟
، و اگر از فقر می ترسید زود باشد که خدا اگر بخواهد از کرم خویش شما را توانگر کند که خدا دانا و شایسته کار است. ج – اما درباره نجس بودن خوک و سگ روایات مستند و صحیح بسیاری که منبع فقه می باشند وجود دارد که به عنوان نمونه به ذکر چند روایت بسنده می گردد: ج/1: أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الْکَلْبِ فَقَالَ رِجْسٌ نِجْسٌ لَا یُتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ وَ اصْبُبْ ذَلِکَ
جهانبازی : کجای کار من ایراد دارد؟ خودم هم گیج شدم
به گزارش " بوشهرنیوز " جهانبازی که از جمله داوران کم حرف فوتبال ایران محسوب می شود اما به واسطه هجمه هایی که طی روزهای اخیر علیه اش ایجاد شده، تاب و توانش را از دست داده است. جهانبازی سعی می کند از حیثیت داوری اش دفاع کند. بعد از آن تصمیم جنجالی که در بازی ذوب آهن و پرسپولیس گرفتید و در نهایت پرسپولیس باخت خیلی ها شما را عامل حذف سرخ ها از جام حذفی می نامند. بنده برای تمام
منصوریان: من برای حسن آقا استقلالی شدم
عشق فوتبالی بچگی های من؟ شما جلوتر بروید. حسن روشن هم بلافاصله گفت: منصورجون تو ما رو رد کردی. خیلی جلوتری. جلوتر برو که مردم ببینند تو رو... منصوریان بعد رو کرد به جمع و گفت: من برای حسن آقا استقلالی شدم. این رو به همه گفتم. عشق من هم شماره 10 ایشون بود... گپ و گفت فوتبالی ها ادامه داشت و به سمت غرفه مؤسسه خبر می رفتیم. در راه خیلی ها از این افراد سرشناس درخواست می کردند به غرفه آنها
سرمربی استقلال: داور نباید دروازه بان پرسپولیس را اخراج می کرد
حالی که مشغول قدم زدن بود هواداران تیمش را می دید که مدام سؤال می پرسیدند. یکی از آنها می گفت: آقا چرا دربی اون جوری شد؟ مظلومی لبخند زد و جواب داد: چه جوری؟! هوادار دوباره گفت: در ثانیه پایانی گل خوردیم. پیروزی در مشت استقلال بود. مظلومی این بار گفت: متأسفانه پیش آمد. در این چند روز بارها درباره دربی حرف زدیم. وقت اضافی را آقای داور این قدر کش داد تا گل خوردیم! هوادار دیگری از حضور احتمالی
حملات رسانه های تندرو به ناطق نوری اوج گرفت
نخوندید؟جوان هیأتی تندرو: نمیدونم... اگر توی مقاتل باشه، از سال بعد می خونیم. ناطق نوری: چرا توی دسته عزاداری کفشاتون رو درآوردید و پابرهنه شدید؟ می خواستید بگید بعد از برجام ان قدر اوضاع خرابه که مردم کفش هم ندارند بپوشند؟! جوان هیأتی تندرو: حاج آقا این حرف ها چیه. شما آخه روحانی هستید... ناطق نوری: من ناطق نوری هستم، آقای روحانی یکی دیگه است. انتقاد از ناطق در دفاع از برجام