سایر منابع:
سایر خبرها
چهار نکته مهم در آداب پیاده روی اربعین
هم وقتی خبر پیاده روی اربعین را بشوند، پیگیری خواهند کرد که این همه جمعیت برای چه در کربلا جمع می شوند؟ به آنها گفته می شود که پدر امام زمان شان هزار سال قبل به اینها فرموده است که اربعین در کربلا جمع شوید. حالا اگر خود امام زمان شان بیاید، چه کار خواهند کرد؟! ب) برخی آداب پیاده روی اربعین برای بی اثر کردن نقشه های دشمن در مقابل اربعین، کافی است آداب پیاده روی اربعین را رعایت کنیم
(طنز) اسب بالدار دادیم، موز خالدار گرفتیم!/از اهدافی که به آن نمی رسیم تا دولت هایی با نمرات تقلبی
: قانون هدفمندی یارانه ها به دولت اجازه داده است که قیمت گذاری واقعی کند اما دولت این کار را انجام نمی دهد زیرا می ترسد که محبوبیت خود را نزد افکار عمومی از دست دهد. وی در پاسخ به این سوال که آیا همین محافظه کاری سبب شده است در موارد دیگری مانند قاچاق - در همه دولت ها- نیز شاهد همین نتیجه ندادن ها باشیم، گفت: بله، همین طور است. محافظه کاری ناشی از میل به ماندن در قدرت باعث می شود که مسئولان
9 سخنگوی وزارت خارجه ایران + عکس / قتل عام دسته جمعی 200 کودک توسط داعش / فرار دختر جوان از خانه پس از ...
همکاری نکند به شکل های گوناگون و وحشیانه ای اعدام و فیلم های آن را برای ایجاد رعب و وحشت منتشر می کند. فرار دختر جوان از خانه پس از باردار شدن! فکر نمی کردم یک آشنایی خیابانی ساده چنین روزگارم را سیاه کند که همه هستی خود را از دست بدهم و برای جلوگیری از آبروریزی، از شدت شرم مجبور به فرار از منزل شوم. البته این کار هم اشتباه بزرگ تری بود که به دنبال اشتباهات مکرر در زندگی ام
اقدامات امام سجاد(ع)برای احیای نهضت عاشورا
جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری و تب شدید از آن حادثه جان به سلامت برد، زیرا جهاد از بیمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت به او اجازه جنگ کردن نداد. مصلحت الهی این بود که آن رشته گسیخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ، یعنی امامت و ولایت شود. این بیماری موقت چند روزی بیش ادامه نیافت و پس از آن حضرت زین العابدین 35سال عمر کرد که
افشاگری های مرحوم نمازی از روستای رمال ها
شرعی نبوده است. برای نمونه قرآن را شخصی تفسیر می کرده است و اصلا سواد حوزوی هم نداشته است. بعضی را شاید به جان هم نیز انداخته باشد. حالا هرچه نگاه می کند باز منفی می بیند. قبلا که همه چیز را مثبت نگاه می کرده است اما حالا می گوید همه چیز منفی است و اشتباه کرده است. این برای کسی که تحصیلات عالیه دارد و دستی در این مسائل دارد خیلی بد است. کم از این نمونه هاندیدم. هنوز هستند کسانی که تحصیل کرده اند و
لیلا برخورداری به سوال کم کاری اش پاسخ داد
غیر متخصص و نابلد که همه چیز را با پول میخرند یا معاوضه میکنند! و در واقع بیشتر مشغول بیزینس هستند تا خلق یک اثر هنری !بیش از پیش فراهم کرده، با حضور این افراد که عمدتا تجربه و توان لازم را هم ندارند و حاضرند با پرداخت مبالغ گزاف، سرمایه گذاری کرده و نقش بخرند! آیا جایی برای من و امثال من میماند؟! یا از سوی دیگر کسانی هستند که بدون دریافت دستمزد و صرفا برای ورود و حضور در این حوزه حاضرند هر نقشی
اقتدار جمهوری اسلامی اجازه موفقیت به حرکت های مخملی نمی دهد(پاورقی)
انقلاب مشروطیت خودمان روش آن را بلد بودیم، آن وقت ما انقلاب نمدی داشتیم در مشروطیت هر که کلاه نمدی سرش بود می گفتند مشروطه خواه است. عکس ها را نگاه بکنید، مردم از کوچه و دهات و روستاها آمدند تهران حکومت را مشروطه کردند و برگشتند رفتند سر زندگی و خانه هایشان، حالا می خواهند در کشوری که مردم آن همه چیز بلد هستند [انقلاب مخملی کنند]. مردم اگر امروز جواب نمی دهند به این نوع حرکت ها دلیل دارد، چون می
کمالوندی:یک سری نظارت ها را پذیرفتیم
که می رسد در موضوع حقوق بشر سکوت می کند. یا در بحث آزادی و رقابت اقتصادی، که با هم تعارض دارند. یعنی از یک طرف می خواهد یک رقابتی ایجاد کند و از طرف دیگر آنها را آزاد بگذارد. انواع و اقسام تعارض است. معاون سازمان انرژی اتمی گفت: مفاد این نامه می گوید که کار بزرگی را انجام دادید و حالا خوشبختانه دیگر می توانیم اشاره کنیم به این فرمایش مقام معظم رهبری که لطف و عنایتی نسبت به تیم مذاکره
چهره ها در شبکه های اجتماعی (179)
را شبیه لب های یک شتر نابالغ کنند تا همه چی تکمیل شود! سلفی یکتا ناصر و خواهرش نیکتا، با پیام نه چندان اخلاقیِ در مصرف روسری صرفه جویی کنید! . در ضمن جایش است که یاد و خاطره لاله و لادن بیژنی را گرامی بداریم. واقعاً عجیب است که سحر جوزانی عکس ترکیبی و گل منگولی نگذاشته است! احتمالاً اپلیکیشن ترکیب عکس ها در گوشی سحر نیاز به آپدیت دارد و رمز اپل آیدی اش را فراموش
گفتگو با حامد زمانی، خواننده ای که حمایت از او دردسر دارد!
این موسیقی انجام می شد، الان باید همه مخاطبان کشورهای اطراف را با مفاهیم این موسیقی جذب می کردیم. موسیقی ما حرف دارد و قوی است و با این که هنوز به گونه ای درست حمایت نشده، مخاطبان بسیاری در کشورهای اطراف را نیز جذب کرده است حتی با این که آنان نمی فهمند ما چه می گوییم. اجراهای 30 هزار نفری من در داخل کشور هم شاهد استقبال مردم خودمان از موسیقی ارزشی است. اما پرسش اینجاست که حمایت های لازم
فراخوان ادبی میلاد در منا
تصویر کشیدن مظلومیت زائران حرم امن الهی، در چهار شاخه زیر به خلق و آفرینش آثار ادبی درباره این واقعه بپردازند: 1 - داستان و داستانک 2 – شعر ( در همه قالب ها ) 3 – قطعه ادبی 4 – خاطره مستند علاقه مندان به شرکت در این مسابقه تا 16 آذر ماه 1394 فرصت دارند آثارشان را در قالب فایل DOC یا DOCX به نشانی الکترونیکی anjomanghalam1393@gmail.com یا نشانی
فرهنگ و هنر کشور با سند چشم انداز فاصله دارد
الشرایط را نداریم. - جریان اطلاع رسانی رسانه ای درباره ادبیات داستانی در کشورمان را چگونه می بینید؟ - اطلاع رسانی در حوزه ادبیات داستانی در ایران همانند جریان نقد، حول و حوش گروه های مرجع فامیلی و محفلی می گردد. من اگر در محفل و یا حلقه ای جزو وابستگان، دوستان و یا اقوام آن جریان باشم در متن تبلیغات فرهنگی و ادبی آن قرار می گیرم، اما اگر خارج از این حلقه ها بخواهم قلم بزنم به نوعی نادیده گرفته می شوم. حالا برای اثبات خود باید جان کند وپیکار کرد تا پویایی خود را به اثبات رساند. ...
ناگفته های شهادت سردار همدانی از زبان اسماعیل کوثری
موضوع جلوگیری کنند؛ همه این مسائل این موضوع را تداعی می کند که اصلاً حرف منطق در آن ها اثر نمی کند؛ که در نهایت مقام معظم رهبری وارد می شوند و هشدار می دهند اگر چنین مواضعی ادامه یابد قطعاً صبر و حوصله دایمی را به خرج نخواهیم داد، و در زمان لازم واکنش خاص نشان خواهیم داد. مواضع الجبیر بدون پشتوانه و توخالی است رئیس کمیته دفاعی مجلس شورای اسلامی، درخصوص اظهار نظر وزیر امورخارجه
قرار بود دانشمند شوم/ نوشتن برای بچه ها حس رضایت بیشتری با خودش دارد
بچه های آفرینش های ادبی برگزار می شود. اگر تو هم داستان می نوشتی، می توانستی بمانی. خوب معلوم است که خیلی خوش می گذشت و من واقعا دلم می خواست بمانم و نوشتن داستان هم آن قدرها سخت به نظر نمی رسید. گفتم خوب می نویسم. راستش خیال نمی کردم جدی بگیرند و راستی راستی مسابقه بگذارند و بخواهند که در همان سه روز داستان بنویسیم. موضوع هم دادند. پرنده، گل، سنگ! من که تا آن وقت فقط درباره تابستان خود
اربعین از یک مستحب گذشته و امروز یک وظیفه است
الْحُسَیْن(ع) کجا دارند می روند؟! اینها که هنوز امام شان پشت پردۀ غیبت است، اینها که در غیاب امامشان چنین قدرتی دارند، در حضور امامشان چه کار خواهند کرد؟! مردم جهان هم وقتی خبر پیاده روی اربعین را بشوند، پیگیری خواهند کرد که این همه جمعیت برای چه در کربلا جمع می شوند؟ به آنها گفته می شود که پدر امام زمان شان هزار سال قبل به اینها فرموده است که اربعین در کربلا جمع شوید. حالا اگر خود امام زمان
آرمان امامت و مهدویت از نگاه صحیفه سجادیه
آگاهانه، خالصانه و خاشعانه با پروردگار است. دعا قبل از آن که ابزار زندگی باشد، ابزار بندگی است و بیش از آن که خواهش تن را ادا کند، حاجت دل را روا می کند و برتر از آن که سفره نان را فراخی بخشد، گوهر جان را فربه می کند . در بوستان نیایش و دعا، صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) جذبه خاص خود را دارد، این کتاب از طرف دانش مندان برجسته ما "أخت القرآن"[1] "انجیل اهل بیت(ع)" و "زبور آل محمد(ص) "[2] لقب گرفته
دنیا را این گونه شیفته خود کردیم+تصاویر
دانند که به دستور شاه اسماعیل اول، کار روی آن آغاز شد. این کتاب توسط برجسته ترین هنرمندان، نقاشان و خوشنویسان عصر صفوی خلق شده است. این اثر که به خط نستعلیق نوشته شده، شامل 258 صفحه مینیاتور است که داستان های مختلفی از شاهنامه فردوسی را به زبان تصویر روایت می کند. شایسته ترین هنرمندان مختلف عصر صفوی 20 سال برای تکمیل این کتاب کار کردند. به دلیل تکمیل شدن آن در زمان سلطنت شاه طهماسب
وصیت نامه شهید صدرزاده فرمانده گردان عمار لشکر فاطمیون+عکس
دوستان با معرفت، هم رزمای بسیجی ام! می دونم وقتی این نامه رو براتون می خونن از بنده دلخور می شید و به بنده تک خور و یا ... میگید. به گزارش گفتمان نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، شهید سید مصطفی صدرزاده که نام جهادی اش سید ابراهیم بود در روز تاسوعا با جهاد و خلق حماسه با جان نثاری در راه اسلام و هدیه کردن خون پاکش در این مسیر به دیدار مولایش شتافت. این شهید عملیات محرم چند روز
گفتگوی مفصل با - علی رهبری - درباره نامه به - رئیس جمهور -
می شود 9هزار یورو که مجموع 6 ماه آن حقوقم به اندازه دستمزد یک شب من در اروپا یعنی 10 هزار یورو نیست.این مبلغ دروغ نیست و حقیقت است اما یک فرق دارد. در این مدت من برای اینکه می خواستم اینجا درست شود به جای 5 نفر کار کرده ام چون نه دفتر دارم نه منشی نه معاون و نه... هیچ یک و همه کارها را خودم انجام داده ام. و کارها را با جان و دل انجام داده ام و مخصوصا این مبلغ را انتخاب کرده ام. چرا که
فرهنگ اسلام و ایران جداشدنی نیست
انسانی، علمی و فرهنگی دارند. این مهمترین وجه ممیزه مردم با تاریخ و مردم بدون تاریخ است. تفاوت ملت ها در عرصه فرهنگ و تاریخ ولایتی ادامه داد: به خاطر دارم در شهر بالتیمور و در بیمارستان جان هاپکینز زمانی که برای تحصیل حضور داشتم مابین محل اقامت و محل درس ما ستونی فولادی بنا کرده بودند و بر روی آن تابلویی نصب شده بود با این مضمون که در فلان سال جرج واشنگتن از آنجا عبور کرده است حالا در
می خواهند ترکیب خبرگان راتغییر دهند
رهبر معظم انقلاب در اولین سخنرانی خود پس از کش و قوس های توافق هسته ای، زاویه ای جدید از راهبرد دشمن و هشداری جدی را درخصوص مساله برجام با عنوان نفوذ مطرح کردند و فرمودند: امریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در امریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی
دست پاچگی اصلاح طلبان از دستگیری چند روزنامه نگار نفوذی/ راز حمله اصلاح طلبان به کلمه نفوذ چیست؟
/> - نه! +نفوذ هم نمی کرد ؟ - نه. فقط اخاذ بود ه! + پس چرا ... - بگیر بخواب، خسته ای! + آره. راست میگی. تو هم بخواب. خسته ای. - منم خسته ام. همه خسته ایم. + شب بخیر. - خسته نباشید در همین راستا روزنامه دولتی ایران نیز در سرمقاله امروز خود تلاش می کند تا با فراری رو به جلو و رویکردی تکراری برای معرفی دولت سابق به عنوان مقصر تمامی مشکلات از
محمد علی جمال زاده که بود؟
تفاوت نبوده و در جای جای نوشته هایش درباره آنان اظهار نظر کرده است. در "صحرای محشر" درباره جنس زن می نویسد: افسوس وقتی که پای جنس زن به میان می آید، چشمها کور و گوشها کر و عقل بیچاره ابتر می گردد. زن مانند همه چیزهای خوب و نازنین این دنیا گلی است که خارهای گزنده دارد و شرابی است که خمارش دود از نهاد برمی آورد. در مقاله ای با عنوان داستان سمک عیار و حیلت زنان در نشریه رستاخیز، با انتقاد
بررسی سونی اکسپریا Z5: زشت و زیبا!
قبلی یعنی اکسپریا Z1 ، Z2 ، Z3 و Z3 پلاس دچار افت شدی، آن هم در صورتی که ضخامت و وزن دستگاه افزایش هم یافته، واقعا چرا؟ مطمئن باشید که همه چیز مربوط به رقم نیست و حالا اگر من حجم 2900 میلی آمپری دارم، دلیل نمی شود تا نسبت به مثلا 3200 در گوشی Z1 یا 3100 در Z3 ضعیف تر باشم. اتفاقا در تست های انجام گرفته، قابلیت های فراوانی دارم. مثلا می توانید بیشتر از 17 ساعت با من مکالمه کنید یا با
نیرومند: آثار هنری فاجعه منا وارد عرصه بین المللی شود/ شجاعی طباطبایی: کاریکاتوریست ها پشت صحنه حادثه ...
: هنر کاریکاتور یک هنر اعتراضی است و از قالب هایی است که در کوتاه ترین زمان می تواند نسبت به موضوعات مختلف واکنش نشان بدهد. تلخند اندیشه های یک هنرمند در این هنر به تصویر درآمده و از ذهن هنرمند پیامی به مخاطب منتقل می شود که با کشف معما و ارتباطاتی که در اثر وجود دارد، به عمق واقعه پی ببرد. مرادی یادآور شد: موضوع طنزی که در فاجعه منا نهفته بوده، نشان می دهد چطور سعودی ها کاری انجام
گزینه های اصلی جشنواره فجر کدامند؟
حضورش در فیلم مسجل شده. نام کیمیایی، خیلی وقت است که در سینمای ایران تبدیل به نامی بی رونق شده است و فیلم های جدید او با انتقادات وحشتناکی روبرو شده است. یتیم خانه ایران باز هم "ابوالقاسم طالبی" و یک اثر حساسیت زای دیگر.کارگردان دوست داشتنی که این سالها دست بر روی سوژه های حساسی گذاشته، حالا بعد از "قلاده های طلا"، به سراغ "یتیم خانه ایران" رفته است.فیلمی که روند
از تلاش کرباسچی برای آلوده کردن وزیر اطلاعات تا پرده برداری از مقاومت بدون بشار اسد
نداشته است که علیه یکی از شخصیت های روحانی همسو چنین نقد تند و پر از کنایه ای نوشته شود. اما مشخصا هر زمان که ناطق نوری در این سال ها در مذمت و نقد تندروی و افراطی گری سخنی بر زبان آورده است پشت بند آن با واکنش تندی از سوی رسانه های نزدیک به این جریان روبه رو شده است. حالا حر ف های اخیر ناطق نوری که گفته است: تندروی برخی جوانان هیأتی به کشور صدمه زده است هم به شدت از سوی نزدیکان مصباح پاسخ داده
سالروز جمله تاریخی امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند
هایشان نوشته اند که حبس های سیاسی در زمان محمدرضا بوده است، لکن حالا همان طور است یا بیشتر، حبسی سیاسی. اینها فکر این را نکردند که آخر حبسی سیاسی که الآن شما اسمش را می گذارید، حبسی های سیاسی بوده است که در زمان محمدرضا خان آن کارها را می کرده است؟ دزدها را شما؛ حبسی سیاسی حساب می کنید؟ آنهایی که بر ضد این مملکت و بر ضد این ملت قیام کرده بودند و آن همه خیانت کرده بودند، آنها را جزء رجال سیاسی شما حساب
این روزها نه سرم، نه پایم، قلمم درد می کند!
از کجا شروع کنم؟ خاک و آفتاب ادبیات و تئاتر و فیلم کوتاه یا کاغذ پاره های طرح و ایده و فیلمنامه که در هر گوشه و کنار اتاقم تلنبار شده است؟ "پنج" طرحی چندین ساله بود که بر رویش حساب ویژه ای باز کرده بودم. تا آن که شروع کردم به نوشتنش و باز نوشتنش و باز... تا این که به پنج بار بازنویسی کشیده شد. اولین اثر سینمایی و دومین فیلم بلندم به این شکل، نقشه ی راهش تهیه شد. با چند تن از دوستان و همکاران به صحبت و مشورت می نشینم. وعده های همکاری و همراهی هست که برخی به بار می نشیند و برخی نه. در گیر و دار بررسی و برنامه ریزی تولید فیلم، تیری هم در تاریکی می اندازم. از طریق دوستی که مدیریت تولید فیلم را به عهده گرفته، ادارات دولتی استان یزد را هم در جریان سوژه ی فیلم قرار می دهیم. برای نخستین بار متوجه سال خوشامدگویی به یزد در سال 95 می شوم. اعتراف می کنم هنوز هم برایم کمی گنگ است که این خوشامدگویی یعنی چه؟ اصلا از طرف یونسکو این مناسبت تعیین شده یا یک سازمان داخلی چنین نامگذاری را صورت داده است؟ هر چه که هست تا این ساعت فهمیده ام حتی مسئولان شهر و استان هم تصویر روشنی از این پیشامد در ذهن ندارند چه برسد به مردم که خبر هم ندارند! به من می گویند: "این فیلمی که شما قصد تولیدش را دارید مناسب این مناسبت است. بودجه هایی نیز برای نوسازی و آماده سازی شهر به همین منظور اختصاص داده شده." میزان بودجه و متصدی اش را هنوز هم نمی دانم. با آن که کمتر از پنج ماه به رسیدنش مانده هیچ برنامه ای در زمینه ی فرهنگی و هنری اعلام شده یا ریخته شده باشد را نه در جریان هستم و نه شنیده ام. با این حال به پیشنهادشان مبنی بر پررنگ ساختن جاذبه های گردشگری یزد و معرفی صنایع دستی آن ترتیب اثر می دهم. آسیبی به اصل فیلم نمی زند و این احساس را در من ایجاد می کند که دینم را به شهرم ادا کرده ام. هدفم از تولید فیلم را می پرسند. پاسخ می دهم: در درجه ی اول خلق یک اثر هنری که مدت هاست ذهن و روانم را به خودش مشغول داشته و بعد حضور در جشنواره های داخل و خارج از کشور. می پرسند چه فکری برای بازگشت سرمایه ات کرده ای؟ می گویم: فیلم را به صورت ویدیویی ضبط خواهم کرد و هزینه ی تولیدم را به روش هایی که در این چند سال تجربه کرده و تاوانش را داده ام پایین خواهم آورد. بعد هم تمام تلاشم را می کنم که فیلمم قابلیت حضور در جشنواره های بین المللی و فروش در بازار فیلم آن ها را داشته باشد تا علاوه بر سینماها شبکه های مختلف تلویزیونی حق پخش آن را از من بخرند. با تعجب می گویند که این عمل ریسک بالایی دارد و شاید سرمایه ات از دست برود. پاسخم این است که اتفاق عجیبی نیست تمام هنرمندان این مملکت به جز نور چشمی ها با سرمایه های بر باد رفته کارشان و هدفشان را دنبال می کنند. می گویند حالا که چوب حراج بر زندگی و آینده ات زده ای بیا و سطح فیلمت را بالا ببر. کمکت می کنیم. و این گونه "پنج" از یک فیلم ویدیویی مستقل به یک اثر سینمایی با استانداردهای لازم تبدیل می شود تا ویترینی باشد ماندگار و پربیننده برای معرفی زیبایی های معماری، فرهنگی و مذهبی شهر یزد، اولین یا به روایتی دومین شهر خشتی جهان. در هنگام فیلمبرداری داشتم سرسام می گرفتم. تمام گروه، از فیلمبردار و صدا بردار و دستیارانشان گرفته تا بازیگران و گروه تدارکات و حمل و نقل و... پاسخ سوالاتشان را از من می خواستند. سوالاتی که به دکوپاژ فیلم بر می گشت یا خراب بودن آبگرمکن استراحتگاه. مردم کوچه و گذر هم می خواستند بدانند این فیلم قرار است فردا یا پس فردا شبش از کدام شبکه پخش شود. شرمندگی هم که تا بخواهید به راه بود. وعده های محقق نشده را یا باید مهلت برای انجامش می گرفتم یا به هر طریقی شده جبران کنم. چه مالی و چه امکاناتی. خلاصه که شبیه وزنه برداری شده بودم که هنگام بالا بردن وزنه ی دویست کیلویی، بخواهد داستان بیژن و منیژه هم از خودش افاضه بفرماید. نقطه ی دیگری از بدنم که مدام درد داشت، پایم بود. خیلی می خواهم بدانم کارگردانی در حالت نشسته چه حسی دارد. تا آن جا که من در فیلم سازی مستقل ایران تجربه کرده ام کارگردان در زمان ضبط، وضعیتش به یک دونده ی ماراتن شبیه است به ویژه که خودش هم تهیه کننده باشد. هی باید به سمت بازیگرت، دستیارت، فیلمبردارت، طراح صحنه ات و... بدوی و بازگردی. نه این که صندلی کارگردانی برایت نگذاشته اند، فرصت نشستن نداری. این روزها اما که چند روزی از آن شرایط دشوار و نفس گیر می گذرد درد سر و پایم فروکش کرده و قلم درد گرفته ام. منی که روزگاری فعالیت هنری را با شعر و داستان آغاز کرده ام و برخی واژه ها را بیشتر از عینیتشان دوست دارم از پریشانی این روزهایم به هم ریخته ام. روزهای دشواری که مجبور به زبان دوختنم ساخته. حرف هایی که باید بزنم را نزده ام و صحبت هایی کرده ام که یا در موردشان تردید دارم یا مثل تیر از کمان جسته در پی بازپس گرفتنشان افتاده ام. نمی دانم قلمم بگوید از بزرگواری مردمان بافت تاریخی یزد –فهادان، وقت الساعت، باغ گندم، میدان خان و...-چه ها دیده یا نه؟ مهندس محمدرضا خجسته که بعد از آن همه بی احترامی ها و آزارهای یک گروه سریال ساز، با بزرگواری محل کسب یعنی کارگاه دارایی بافی اش را در اختیارمان می گذارد. استاد حسین نیکخواه، با مرام و مردانگی اش فشارهای کاری مان را تحمل کرده و علاوه بر هنر دارایی بافی، هنر بازیگری اش را نیز به رخ عوامل حرفه ای سینما می کشاند. سرکار خانم تسلیم، مدیر هتل ترمه که تا می فهمد در باره ی یزد قرار است فیلمی ساخته شود بی هیچ قرار و مداری بهترین اتاق هتلش را به ما می بخشد. خانه ی تاریخی فاضلی و ارغوان بافی صالحی که کوتاهی مضحک یک اداره را جبران کرده و صنایع گرانبهای دستی شان را به حساب مشارکت فرهنگی به ما قرض می دهند. بچه ها و کسبه ی محله ی بازار نو و دست اندرکاران خانه ی امام حسینی همه جوره همراه می شوند تا گره از کار خلقی که نمی شناسند باز شود. نانوایی، لحاف دوزی و مسجدی های ابوالمعالی دوستانه و با محبت همکارمان می شوند و هیئتی های محله فهادان اجازه می دهند تا بالا رفتن پوش حسینیه را هر جور بخواهیم در تصویرمان بیاوریم. یکی مثل مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جناب آقای غیاثی بی هیچ مقدمه ای می آید و در حد وسع اداره اش همراهی می کند و دیگری چون رییس سازمان صدا و سیما آقای دکتر پهلوانیان با همه ی معاونان در صحنه حاضر شده و علاوه بر کمکی که در حد اختیاراتش هست پای درد دلمان هم می نشیند. یاران همدل و همراه تولید فیلم از گروه کارگردانی، فیلمبرداری و صحنه گرفته تا تولید و تدارکات و خبر رسانی که با تمام سختی های پروژه و فشار کاری اش کنار آمده اند و از کاستی ها خم به ابرو نمی آورند. همسرم که یک ماه تمام از راه دور صدایش را شنیده ام و سعی دارد غم تنهایی در غربتش را به رویم نیاورد تا تمرکزم به هم نریزد. همه ی این ها به کنار، مردمی که گذر از کوچه و معبرشان را مختل ساخته ایم یا با فریادهای "سکوت لطفا!" آرامششان را به هم زده ایم نیز هستند. بسیاری که در هیچ جا اسمی از آن ها قرار نیست برده شود و کسی سپاسگزار لطف و محبتشان نخواهد بود. در عوض تا بخواهید تشکر و قدردانی از کسانی شده که تا این ساعت قدم از قدم برنداشته اند که هیچ، وقت و سرمایه مان را هم هدر داده اند. نشسته اند تا اگر نتیجه ای به دست آمد بگویند بودیم در کنارشان و اگر نه که همین اندازه برایشان بس است و خودشان را کنار بکشند. حرف های گفته و نگفته ی زیادی هست که قلمم را به درد آورده. مدیری که وقتی به او می گویم هنر دارایی بافی یزد مانند هنر احرامی بافی و ترمه بافی رو به نابودی است هیچ نشانه ای از تاسف و چاره اندیشی در او نمی بینم و مقاماتی که هیچ یک از علت خواهر خواندگی شهر یزد با ونیز ایتالیا اطلاعی ندارند. که اگر داشتند به شکل نمادین هم شده چند کوچه و معبر قدیمی را بی تیر برق سیمانی و آسفالت سیاه و لوله های بدقواره ی گاز، به شکل خاکی باقی می گذاشتند. شهری که نسبت خواهر خواندگی اش با ونیز به سبب همین خاکی بودن کوچه هایش است تا به جای آب، شن و خاک در کوچه هایش جاری باشد. در تولید این فیلم بود که تازه فهمیدم مهم ترین مشکل یزد آب نیست بلکه خاک است. مسئول دیگری وقتی از ماهیت بیلبورد تبلیغاتی شدن این فیلم در سایر کشورهای جهان حرف می زنم پای مشکل جمع آوری زباله در سطح شهر را به میان می کشد و در محدوده ی مدیریتی مدیری دیگر که به خارج از کشور سفر کرده و انتظارات و نیازهای یک گردشگر را قطعا می داند چیست، با چشم خودم یک توریست متشخص اروپایی را می بینم که به ناچار بر دیواره های کاهگلی و کهن شهر ادرار می کند. نمی دانم با گفتن این حرف ها قلم دردم آرام می شود یا نه ولی اگر روزی آمد -که امیدوارم نیاید- و ساکنین شهر یزد تمام دارایی هاشان هم مثل ترمه هاشان ماشینی شد و پشت همه ی دیواره های کاهگلی شان به جای خشت خام، آجر صنعتی و میلگرد و سیمان قرار گرفت، فیلم "پنج" بتواند چون کتابی مصور به کمک پدران و مادران یزدی بیاید تا خاطره ی نه چندان دور این روزها را به فرزندانشان یادآور شوند. در فیلمی که سراسر سکوت است و کمتر دیالوگی بین کاراکترهایش رد و بدل می شود کاش دردهای آدم هایش هم با سکوت، حل و فصل می شد. کاش وضعیت به گونه ای بود که نیازی به درد دل قلم نداشتم. کاش دردهایم هنوز درد سر و پا بود. کاش... کاش... کاش... ...
پخش برنامه فیتیله متوقف شد
نظارت برنامه هاست نیز توبیخ و از مسئولیت برکنار می شود. 4 - بدیهی است که سازمان صداوسیما پس از بررسی دقیق این موضوع و رسیدن به نتایج نهایی، موارد را به اطلاع مخاطبان خواهد رساند. به فارسا هر چی توهین بشه اشکال نداره ولی وای از روزی که به ترکا توهین بشه اونم سهوی......واخ واخ واخ تو هم دم از فارس و ترک می زنی ، همه جای ایران سرای من است چه تهران و چه تبریز ولی