سایر منابع:
سایر خبرها
روشنک عجمیان: نه طلاق می گیریم، نه مهاجرت می کنیم
که ما را خیلی نگران کرد. در آن یک هفته که بین خانه و بیمارستان در رفت و آمد بودیم، والدینم خیلی هوای ما را داشتند. من برادری داشتم که وقتی 29 ساله بود از دستش دادیم. یادم هست در آن ایام یک شب مادرم تماس گرفت که برویم خانه شان. در راه بودیم که تلفنی صحبت می کردیم و من آنجا به مادرم گفتم که تازه می فهمم چه درد بزرگی است از دست دادن بچه؛ آن هم بچه ای که برایش 29 سال زحمت کشیده ای. حس می
ماجرای اتهام شفیعی کدکنی به نیما یوشیج
شعرهایی به نام های قصه رنگ پریده، منظومه نیما، خانواده سرباز، ای شب، افسانه، مانلی، افسانه و رباعیات، ماخ اولا، شعر من، شهر شب و شهر صبح، ناقوس قلم انداز، فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ، آب در خوابگه مورچگان، مانلی و خانه سریویلی و شعرهای طبری با نام روجا به جای مانده است. آثار دیگری که از نیما یوشیج در زمینه هنر، شعر و شاعری انتشار یافته شامل ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان، تعریف و تبصره
علاقه دختر به مار های کبری !! عکس
بازی کردن با مار های کبری کاجول خان که هشت سال دارد و در روستای گاتامپور در هند زندگی می کند با وجود اینکه سه بار توسط مار های کبری گزیده شده است، اما هنوز با این خزندگان خطرناک زندگی می کند، به طوری که این حیوانات جای دوستان را برایش پر کرده اند. پدر 55 ساله این کودک در این باره یادآور شد: من به مدت 45 سال است که در کار گرفتن مار ها از خانه و محل کار مردم روستا هستم. به
جنایت آمریکا در فلوجه عراق گسترده تر از هیروشیما
برای فرار کشته شده بود، در ساحل رودخانه دفن کردم... من تا دو ساعت در امتداد رودخانه پیاده روی کردم و هنوز هم آمریکایی هایی را می دیدم که آماده شلیک به هر فردی بودند که ممکن بود در رودخانه در حال شنا باشد؛ اما من بسیار خوش شانس بودم که از شر تک تیراندازان نجات پیدا کردم. مقایسه بمباران فلوجه با بمباران اتمی هیروشیما شهر فلوجه عراق هم چنان از مصیبت های وارده پس از اشغال اواخر سال
قصه های شرلوک هلمز را دنبال کنید/ رستگاری در شائوشنگ
. روزی در مدرسه به یوشیو خبر می دهند که پدرش تصادف کرده است. وقتی به خانه می رسد مادرش خبر فوت پدر را به او می دهد. در واقع پدر یوشیو مردی رفیق باز بوده و در راه بازگشت از منزل یکی از دوستان خود تصادف می کند و... وطنم آفریقا فیلم سینمایی وطنم آفریقا به کارگردانی ارهارد ریدس پِرگر ، پنجشنبه 21 آبان ماه ماه ساعت 23:00 از شبکه دو سیما پخش می شود. در خلاصه داستان با بازی
مهدی کرد: مرتضی پاشایی از انتشار رسمی آلبوم گل بیتا وحشت داشت+عکس
مرتضی شب های زیادی بود که ما تنها می خوابیدیم. شب تا صبح دست او در دستم بود تا خدایی نکرده فشارش تغییر نکند. ساعت به ساعت نبضش را چک می کردم و مرتضی یک بار به من گفت تا زمانی که تو هستی خیالم راحت است. *رسیدیم به پاییز 92 که متوجه شدید او با این بیماری وحشتناک دست به گریبان است. چرا پس از قطعیت بیماری مرتضی در یک دوره دو سه ماهه سکوت کردید؟ اگر به خاطر داشته باشید من و مرتضی هیچگاه
نفرین امام سجاد(ع) در حق حرمله
خانه ام رسیدیم، من در اینجا تعارف کردم و گفتم: ای امیر، اگر لطف کنید سرافرازم فرمایید و برای رفع خستگی چند لحظه ای به منزل من تشریف بیاورید و تغییر ذائقه ای بدهید و چیزی میل بفرمایید. مختار نگاهی کرد و گفت: منهال! تو چهار دعای امام سجاد را برایم گفتی و خداوند دعای حضرتش را به دست من به اجابت رساند، آنگاه مرا به غذا دعوت می کنی؟ خیر، امروز وقت روزه شکر است و به این توفیقی که خدا نصیبم کرد نیت روزه کردم. منبع:فارس برای آگاهی از آخرین اخبار و پیوستن به کانال تلگرام باشگاه خبرنگاران جوان اینجا را کلیک کنید. انتهای پیام/ ...
خاطرات اولین امیرالحاج از مصائب زائران ایرانی در مکه
سعودی مراسم استقبال به عمل آمد و چون سفارت شاهنشاهی در جده دائر نبود و عمارتی برای توقف ایشان نبود، میهمان خانه عمومی هم برای توقف اشخاص در جده وجود نداشت برای پذیرایی ایشان دو اطاق در میهمان خانه دولتی جده معین گردیده بود و در مدت توقفشان در جده و مکه میهمان دولت بودند. در همان روز آیت الله میرزا سید محمد بهبهانی با پانزده نفر که همراه ایشان به حج آمده بودند وارد جده شدند و از طرف
روایت زندگی دختری با 43200 تجاوز (+تصاویر)
من گفت. چهار سالِ جهنمی آن روزها، آغاز چهار سال جهنمی بود. اولین تجربه ی روسپیگری او در شهر گوادالاخارا، یکی از بزرگ ترین شهرهای مکزیک، اتفاق شد. کارلا می گوید: من از ساعت 10 صبح تا نیمه های شب مشغول این کار بودم. یک هفته آنجا بودیم. خودتان حساب کنید: 20 بار در روز، برای یک هفته. بعضی از مردها به من می خندیدند، چرا که من گریه می کردم. من باید چشمانم را می بستم تا نبینم چه اتفاقی
شباهت های شهادت حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع) در منابع شیعه و اهل سنت
فرموده، مذکور است. (محدث قمی، منتهی الآمال، ج 2، ص 1019). محدث قمی پس از این حدیث فَإِنَّهُ (الحسین)، سَیِّدُ الشُّهَداءِ، وسَیِّدُ شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ، وشَبیهُ یَحیَی بنِ زَکَرِیّا. (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 486، حمیری، قرب الإسناد، ص 99)، هشت وجه را برای این مشابهت احصاء و شمارش، کرده است. و با روایات متعدد از امام سجاد(ع) نقل است که پدر بزرگوارش در مسیر کربلا در هر منزلی از یحیی بن زکریا یاد
پشیمانی - گوش بر - در آخرین دفاع
قاتل معروف به گوش بر که سه نفر را در جریان سه پرونده جداگانه به قتل رسانده بود، در آخرین دفاعش مدعی شد از کاری که کرده پشیمان است. به گزارش جوان، متهم که مجید نام دارد صبح دیروز از زندان به شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی پایتخت منتقل شد و مقابل قاضی بستان زاده بار دیگر به سه فقره قتل اقرار کرد و گفت هر چند می دانم جرم های من قابل بخشش نیست اما امیدوارم اولیای دم مرا ببخشند. وی گفت: من
خودکشی مرد ساختمان ساز پس از قتل پسر
فهمیدم پول را برای خرید مواد می خواهد با او درگیر شدم که با چاقو به سمتم حمله کرد و من نیز با پتکی که کنارم بود چند ضربه به سرش زدم و او را به قتل رساندم. بعد هم جسد را زیر راه پله طبقه اول دفن کردم و از ساختمان خارج شدم. وقتی همسرم این حرف ها را می زد من باور نمی کردم و فکر می کردم شوخی می کند. هنوز در شوک حرف های رضا بودم که او از خانه خارج شد و دقایقی بعد با صدای مهیبی سراسیمه به
ماجرای مرگ جلال آل احمد به روایت همسر
نوشیدن نوشابه را مطلقا ممنوع کرد . پدرش حضرت آیت الله سید احمد طالقانی ،جلال را به شاه آباد پیش آقای عباس آل احمد برد که متخصص عکسبرداری از ریه بود و او هم تشخیص عمویم را تایید کرد. حاج آقا (پدر جلال) با تعدادی جوجه که خریده بودند از شاه آباد بر گشتند. تصور می فرمودند بیماری جلال از بی قوتی است از نوشابه و سیگار اطلاع نداشتند. هرچه به جلال التماس کردم که سیگار را
مرد هزار چهره پایتخت دستگیر شد - کلاهبرداری میلیاردی از ثروتمندان تهران + عکس
مأمورین اعلام کرد : "جهت دریافت وام به بانک رفته بودم که به بنده اعلام شد که سند خانه ام در رهن بانک ... شعبه سعادت آباد است !! بلافاصله به شعبه مذکور در سعادت آباد مراجعه و در بررسی مدارک ارائه شده به بانک متوجه شدم که سند خانه ام بدون اطلاع بنده به شخص دیگری منتقل شده است " . با توجه به اظهارات شاکیه ، مأمورین تیم تجسس ویژه کلانتری 137 نصر با مراجعه به بانک و در ادامه "اداره ثبت" اطلاع پیدا
پدر جنایتکار خودکشی کرد
به گزارش جام نیوز ، پدری که پسر خود را کشته بود، به دلیل عذاب وجدان خود را از طبقه پنجم ساختمان به پایین پرت کرد و جان باخت. روز 17 آبان ماه امسال پسر جوانی به نام آرش 24 ساله با پدرش مسعود در محل کار وی در منطقه عبدل آباد قرار ملاقات گذاشت. آرش پس از رسیدن به محل ساختمان نیمه کاره پدرش، از وی درخواست پول می کند، پدر آرش می دانست که فرزندش پول را برای چه کاری می خواهد و از
اشکان خطیبی و سه فوت دیگر تا 40 سالگی
را در زندگی تجربه کردم که شاید زود بود. با روی سخت و خشن زندگی خیلی زود آشنا شدم. دوست داری تعریف کنی؟ چرا نه. من زمانی که وارد دانشگاه شدم بنا به دلایل و مشکلات مالی، خانواده ام از هم پاشید. من مانده بودم و یک خانواده و هزینه های تحصیل و زندگی و مادری که با بیماری دست و پنجه نرم می کرد. همه اینها را بگذار روی کول یک جوان 18 ساله ببین چه شرایطی برایش به وجود می آید.
پدر جد داعش
در این گزارش که در شماره پنجشنبه 21 آبان 1394 خورشیدی به قلم مهدی سینا انتشار یافته، آمده است: آخرین پرده از کشتاری که جلوی چشمان وهابیون انجام شد در منا بود. کشتاری که با توجه به سابقه برگزاری حج، طراحی مسیر سالانه حرکت حجاج، امکانات فراهم شده در آن مکان مقدس و نیروهای به کار گرفته شده در اجرای مراسم حج، بسیار عجیب و غیر قابل باور می نمود. کسانی که از صفحه تلویزیون خانه شان تصاویر
زنگ هشدار مهاجرت از خوزستان
، بروم. اما اگر اینجا بمانم از بیکاری و غصه می پوسم. خانه ام یاسین خانه ام یاسین هر روز از صبح تا شب به خاطر بازیگوشی نوه هایش پر از سروصدا بود، اما امروز با همیشه فرق می کرد. سکوت فضا را سنگین کرده است. او در حالی که اشک هایش را پاک می کند، می گوید: فوتبال من را از نوه هایم جدا کرد. پسرم مربی فوتبال است و چند سال برای این کار زحمت کشید، اما پیشرفتی نکرد
ماجرای دختر فراری پشیمان
گریزی هم ندارم... دختر جوان در حالی که حلقه های اشک چشمانش را پوشانده بود و از نگاه کردن به چهره مضطرب مادرش شرم داشت نگاهی به دستبندهای آهنین گره خورده بر دستانش انداخت و در تشریح چگونگی ماجرای دستگیری اش به کارشناس اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: 2 خواهر و برادر کوچک تر از خودم دارم و فرزند بزرگ خانواده هستم. پدر و مادرم با یکدیگر تفاهم اخلاقی نداشتند و همواره بحث و جدل در خانه ما وجود
کارگر ساده ای که شهید مدافع حرم شد
بود. وقتی من با ناصر آشنا شدم، ایشان یک نیروی داوطلب بسیجی بود. هر دو 21 سال داشتیم و با ازدواج با هم، زندگی سختی را آغاز کردیم. 13 بهمن ماه 1381 بود که اولین های خانه و خانواده را به تنهایی آماده کردیم و همه چیز از صفر شروع شد. مدتی بعد از ازدواج ناصر بیکار شد و من هم اولین فرزند مان علیرضا را باردار بودم. می دانستم زندگی با او برایم سخت خواهد بود اما همه مسائل را از همان ابتدا قبول کردم. صحبت های
چهره ها در شبکه های اجتماعی(189)
در مرکز تصویر. عکس جالبی شده است. گلاره عباسی و نرگس آبیار در حال اصفهان گردی. بهزاد خان فرهانی و همسر محترم در مراسم اکران خصوصی فیلم شیفت شب. علیک سلام! سلفی لیلا اوتادی در صبح بارونی - ابری همراه با تراکم ابر و رگبار پراکنده در ساعات اولیه صبح و ورود توده هوای سرد موسمی. امیر تتلو، دورانی که به استعداد های کثیر خود هنوز پی نبرده بود!
دل زدست غم مَفر ندارد
صدای ایران؛ محمدرضا صمدی مقدم - صبح روز دوازدهم اردیبهشت سال گذشته به ناگاه خبر درگذشت قلندر موسیقی ایران در نواها پیچید و جامعه موسیقی را در بهت فرو برد. محمدرضا لطفی نه تنها نوازنده ای چیره دست، موسیقی دان، ردیف دان و آهنگساز بود، بلکه هنرمندی آگاه، جریان ساز، مدیری برجسته و معلمی دلسوز بود که نبودش برای موسیقی ایران زمین جبران ناپذیر است. در روز تشییع، جمعیت گسترده ای از اقشار مختلف
مصاحبه خواندنی با ملیکا شریفی نیا در روز تولدش
فارس: ملیکا شریفی نیا بازیگری که در خانواده هنری بزرگ شده است، از 3 سالگی کار خود را شروع کرده. بازی او در فیلم سینمایی مهمان مامان و سریال شمس العماره در ذهن مردم مانده است. بیشتر به نقاشی علاقه مند است و یکی از هدف هایش این است که گالری در این زمینه برپا کند. به بهانه سالروز تولدش باشگاه خبرنگاران جوان گفتگویی با او داشته که در ادامه می خوانید: خاطره ای از کودکی تون برامون بگین؟
پدر موشکی ایران را بهتر بشناسیم +تصاویر
باشگاه خبرنگاران: سردار سرلشکر پاسدار شهید حسن تهرانی مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود این شهید گرانقدر تقریبا 25 سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت.
پسر کشی پدر سنگدل با ضربات پتک
را از دست داده بودیم و هم برادرمان را. جزییات روز حادثه به گفته یکی از اعضای خانواده، پدر در مورد قتل پسرش گفته بود: من در ساختمان تنها بودم و فکر نمی کردم حامد به دنبال من به ساختمان بیاید، چند بار زنگ زده بود و گفته بود که پول لازم است و هزینه پرداخت موادش را ندارد، دیر وقت بود که رسید و من در حال رسیدن به حیاط بودم. وقتی که حامد آمد، گفتم من پولی ندارم و حتی
به عشق یتیمان بچه دار نشدم
. - آنچه که این روزها همه محمد محمودی را معروف کرده، بیش از آنکه به دوران ورزشی مربوط باشد، به مسئله هیئت داری و امور خیری که شما انجام می دهید اختصاص می یابد. به همین دلیل در ابتدای گفتگو بفرمایید که چگونه و از کجا جرقه تشکیل یک هیئت برای ورزشکاران در ذهن شما زده شد؟ این هیئت با حضور پدر من با چند تن از دوستانش در حیاط یک خانه کوچک با نام انصارالحجه کار خود را آغاز کرد و بعدها
تولید ادبیات جدید در ادبیات انقلابی یک ضرورت است/ ادبیات مظلومانه جای خودش را به ادبیات مقتدرانه نداده ...
بودیم تقریبا یک هفته ای در سفارت آنجا اقامت داشتیم وقتی که رسیدیم آثار گلوله ها در روی یخچال و پنجره ها نمایان بود به طوری که حتی شب ها جرات نمی کردیم لامپ ها را روشن کنیم روزی سردار همدانی را در مدت اقامت مان در سوریه دیدم و از اینکه ایشان عین کوه استوار بود تعجب کرده بودم ما ترسیده بودیم اما سردار گفت ما پیروزیم بی شک معتقدم که ایشان حبیب سپاه انقلاب اسلامی بود و در مسیر مجاهدتش در مقابل کج سلیقگی
نیما،شاعری که طرحی نو در انداخت و برای همیشه ماندگار شد
، خانواده سرباز ، ای شب ، افسانه ، مانلی ، افسانه و رباعیات ، ماخ اولاً ، شعر من ، شهر شب و شهر صبح ، ناقوس قلم انداز ، فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ ، آب در خوابگه مورچگان ، مانلی و خانه سریویلی . داستان ها: مرقد آقا ، کندوهای شکسته ، آهو و پرنده ها (شعر و قصه برای کودکان) توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان) بخش دیگر آثار تحقیقی، نامه ها و یادداشت ها نیما است
نیما یوشیج، ستاره آسمان شعر نو ایران
؛ معالجات تأثیری نداشت و در 13 دی 1338 درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال 1372 خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ 8 خرداد 1386) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است. نمونه شعر : می تراود مهتاب می درخشد شب تاب نیست یک دم شکند خواب به چشم
گفت و گو با عروس و پسر داریوش ارجمند
/> تاثیرات مثبت همکار بودن در زندگی یاسمینا: گاهی اوقات برخی از دوستانم می گویند خوش به حالت که شوهرت هنرمند است، ما هم دوست داریم که با فردی ازدواج کنیم که هنرمند باشد ولی همیشه به آنها می گویم که زندگی با یک هنرمند خیلی سخت است، این که شوهرتان یک آدم معروف باشد و همه شما را بشناسند، جذاب است ولی شاید کسی نتواند تنهایی هایی که من تحمل می کنم را تحمل کند. گاهی امیریل از صبح تا شب سر