دین بوده، و او سعی می کند این مسأله را پاسخ بدهد. ایجاد توافق علم با دین، و بالاتر، این که علم جدید، تنها در سایه فهم علمی نوع دینی آن بی نقص است، و از این هم بالاتر، این که علم همان چیزی را می گوید که علم در هزار سال پیش گفته [اینجا جزء لایتجزا که نظریه ای یونانی است] جالب توجه است. در میان اینها، آن نکته اول که آنچه علم از دین محو می کند، نه حقیقت دین، بلکه موهوماتی است که به دین افزوده شده، از