سایر منابع:
سایر خبرها
هشدارهای انتخاباتی آیت الله موحدی کرمانی/نارضایتی رئیس کمیته امداد از وضعیت مددجویان/ماجرای مصرف مواد ...
افراد تحت پوشش کمیته امداد به علت درگیری با معضل اعتیاد به این نهاد پناه آورده اند. وی تصریح کرد: در چنین خانواده هایی اعتیاد آنقدر رسوخ می کند که توان اقتصادی خانواده را گرفته و آنها را به جایی می رساند که خانواده مرد را از خانه بیرون کرده و زن سرپرست خانوار همراه با کودکان خود تحت پوشش کمیته امداد قرار می گیرد. رئیس کمیته امداد امام خمینی در ادامه طلاق را در سالهای اخیر یکی از علل
روزهای اسارت در دست منافقین/جمهوری اسلامی تمام شد!
آن را منهدم کرده اند. احتمالاً آنها از وحشت بی خبری از تعداد نیروهای ما در پشت خاکریز، زمینگیر شدند. بعد از آن نیروهای ما رسیدند، لشکر 57 سقز، نیروهای مردمی کرمانشاه، از لرستان؛ کوهدشت، نورآباد، زن و مرد با اسلحه و تک لول، قناسه، نان و غذا همه هجوم آوردند. *بمباران روستای حسن آباد وقتی دیدم که آنها در پشت تنگه مانده اند، خیالم راحت شد. نشستم تا نفسی تازه کنم. ارتفاع بیش از
سرقت های سریالی دزد شیک پوش با جعبه شیرینی
نقشه های زیرکانه یک دزد، برای سرقت از طلافروشان، لو رفت. این مرد با ظاهری آراسته و تنها با یک جعبه شیرینی، طلافروشی ها را هدف سرقت های خود قرار می داد. این پرونده روز 13 خرداد امسال با شکایت نخستین شاکی پیش روی افسران کلانتری 120 سیدخندان قرار گرفت. در آن روز مردی به کلانتری رفت و به مأموران گفت: مردی تحت عنوان خریدار به مغازه طلافروشی من در خیابان شریعتی مراجعه کرد. او درحالی که کیف دستی و
معمای قتل دردناک در خانه ی ویلایی تجریش
شدند از دوستان سرایدار افغانی هستند. این پسر جوان در ادامه اظهاراتش به مأموران گفت: بعد از خرید شام به محض ورود به خانه ویلایی صدای داد و فریاد توجهم را به خودش جلب کرد، من نیز که هول شده بودم، سریع داخل خانه شدم و دیدم که 6 مرد افغانی از درب پشتی ویلا در حال فرار از خانه هستند، دست و پای دوستانم درحالیکه غرق در خون بودند، بسته شده است، و چند میلیون تومان وجه نقد آنها به سرقت رفته است.
حقایقی درباره فرامرز قریبیان به بهانه آغاز اکران فیلم "چهارشنبه خون به پا می شود"
دارد، قطعا کمکی برای سینما است اما اعتقادی به فیلم های خنثی ندارم.. یا او در مصاجبه دیگری می گوید : مثلا در یک سال چند فیلمنامه به دستم رسید که از هیچ کدام خوشم نیامد و در آن سال یک فیلم هم کار نکردم. درسال بعد فیلمنامه ای از یک کارگردان شناخته شده به دستم رسید که دیدم اگر همین را هم کار نکنم، امسال هم کاری ندارم. یک هنرپیشه سینما باید همه اینها را در نظر داشته باشد و فقط نمی تواند فیلم خوب
روز شمار قصه پر غصه محله هرندی
خانه های اهالی محل توسط معتادین مورد سرقت قرار گرفته است. پای صحبت های فردی معتاد به نام موسی نشستیم که وی در مورد حمله افراد ناشناس به معتادان در روز 18 آبان گفت: در پارک بودیم که در یک لحظه حدود 100 صد نفر به ما حمله کردند و بعد از کتک کاری، چادرهایمان را آتش زدند. وی افزود: واسه چی ما رو زدن، اونم با چوب و چماق، مگه ما مجرمیم. ما مریضیم آقا جون... یه معتاد بیماره ، من خلاف نکردم که
سفر حج زنان ایرانی در 140 سال پیش
مشرف شده، زیاد ذوق کردم که بحمدالله باز به این فیض عظیم زیارت رسیدم. بعد به زیارت قبر شاه شهید نورالله مضجعه مشرف شدم. گریه زیادی کردم. گفتم قربانت بروم. از دولت آستان مبارکت به شرف زیارت خانه خدا مشرف شدم. همه جا نایب الزیاره بودم. خدا می داند که چقدر طلب مغفرت و زیارت برای شما کردم. آیا از من راضی هستی؟ آیا نان و نمک شما به من حلال است؟ زیاد گریه کرد .از آنجایی که او در سفر
روایت 3 دانش آموز معتاد از علت اعتیادشان
تفریحی سیگار می کشم اما کم کم از یکی دو نخ کار به جایی رسید که بسته ای سیگار می کشیدم. یک روز قرار بود برای بازی کامپیوتری به خانه یکی از بچه های مدرسه برویم. وقتی که همه دور هم جمع شده بودیم یکی از دوستانم یک تکه کاغذ آورد که داخلش موادی بود . گفت این بنگ است. روش مصرفش را هم همان جا یاد گرفتم و کم کم به آن معتاد شدم .اوایل تفریحی بود حس خیلی خوبی به من دست می داد اما کم کم معتادش شدم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم
که شرایط را دید قبول کرد من نباشم. روزها گذشتند و تقریبا همه چیز فراموش شده بود دیگر به کار فکر نمی کردم و همه چیز را پای تقدیر و سر نوشت گذاشته بودم تا اینکه یک روز در خانه تنها بودم و پشت پیانو نشسته بودم و قطعات قدیمی خودم را می زدم. یک آن ملودی قطعه آلبوم " هشت " از ذهنم گذشت .آرام آرام جان گرفت و من نسبت به آن بیشتر مسلط می شدم. تلفنم زنگ خورد ،چند بار پشت سر هم،غرق در ملودی بودم و جواب ندادم
شکایت شهاب حسینی از سینما
. اینها عشق بازی من با این حرفه است. شما همین جوان ها را ببینید، این شور و شوق و دلشوره می تواند همه را تحت تاثیر قرار بدهد. سینمای ما نشئت گرفته از فضای جامعه مان است. همه به فکر امنیت اقتصادی و سود هستند. بله، بدون پول زندگی واقعا سخت است. اما باز هم می گویم باید آب از سرچشمه زلال شود. الان همه می خواهند تحت تاثیر جریان روز کاری هم بکنند. مثلا الان موضوع داعش مهم است، خب همه می روند
هتلدار قلابی دختران را در لاین شکار می کرد
شمال غرب تهران به نام من سند بزند و سه میلیارد تومان به عنوان مهریه به حسابم واریز کند. با این حرف ها مطمئن شدم او فرد پولدار و سخاوتمندی است. چند روز بعد قولنامه ای را به من نشان داد و مدعی شد خانه را به نام من خریده و به زودی مرا برای انتقال سند به دفترخانه ای می برد و حتی شماره حساب بانکی ام را گرفت و ساعتی بعد مدعی شد که سه میلیارد تومان پول به حسابم واریز کرده و به زودی می توانم آن را برداشت کنم
قدرشناسی زاده عشق است نه وظیفه!
کاملا سنتی بود. پس این عشقی که الان بین شماست بعد به وجود آمده؟ یا شاید عادت این همه سال زندگی مشترک است؟ عادت؟! اگر دوستش نداشتم راحت می توانستم رهایش کنم؛ اما حالا حتی تصورش سخت و تلخ است. من با عشق و عاشقی ازدواج نکردم اما عاشق شدم و تمام این سال ها عاشقانه زندگی کردم. وابستگی همسرتان به اعضای خانواده از نظر روحی چقدر است؟ همیشه مرا صدا می کند و دنبال
یثربی: ریزبینی موشکافانه مولف در بررسی قلم زنانه مرا شوکه کرد
به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایبنا؛ کتاب زبان زنان، بررسی زبان زنانه در نمایشنامه های نغمه ثمینی و چیستا یثربی با سخنرانی ثریا مکنون (موسس رشته مطالعات زنان)، چیستا یثربی (نمایشنامه نویس) و دکتر محمد نجاری (مولف اثر) پنجشنبه 28 آبان ماه در سرای کتاب موسسه خانه کتاب در قالب برنامه های بیست وسومین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. ریزبینی موشکافانه مولف در بررسی قلم زنانه
از ایجاد قصابی و قبرستان برای مسلمانان در برزیل تا اولین سمپوزیم آیات شیطانی
. گفتم شما می خواهید با من به بهشت بیایید؟! همه گفتند بله. گفتم پس بروید از برگ این درختان برای سجده استفاده کنید. منظور اینکه همان روز اول که خبری از تشیع نبود پذیرفتند. * اینجا هم با خانواده رفتید؟ نه. سفر اول به صورت مجردی رفتم تا جا پای خودم را محکم کرده و سرپناهی پیدا کنم. بعد آمدم و خانواده را بردم. برای خانه نگهبان هم گرفتم. چون برای اشخاص خارجی خطرناک است و شب دزد ها می
روزنامه های پنجشنبه
در تشریح تیتر یک به نقل از آیت ا... سید یوسف طباطبایی نژاد، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان می نویسد: بعضی کارها است که مختص زنان است و انجام دادن آن از سوی مردان اشکال شرعی دارد، مشاغلی نظیر مامایی، پرستاری، دندان پزشکی و همه اقسام پزشکی نیازمند حضور بانوان است اما برخی کارهایی که بین زن و مرد مشترک است نظیر کار در شرکت ها و مغازه ها اولویت باید با مردان باشد. این روزنامه
حادثه خونین در خانه ویلایی
هم که در کما به سر می برد، وخیم است. پس از ثبت ادعای این مرد بود که مأموران پلیس راهی خانه ویلایی شدند. اولین بررسی ها نشان داد مردی افغان از مدتی قبل سرایدار این خانه است که بعد از حادثه ناپدید شده است. مأموران پلیس احتمال دادند که متهم با همدستی دوستانش با طرح سرقت پول خریداران خودرو، آنها را به خانه کشانده اند. کارآگاهان در بررسی بیشتر محل چاقو و چوب های خونین را کشف کردند. در پایان جسد مقتول برای انجام آزمایش های لازم به دستور قاضی بستان زاده به پزشکی قانونی منتقل شد.
سهم سازندگی پس از جنگ به آهن و آجر رسید
. روز اول جنگ دقیقاً خاطرم است که عراقی ها تا پشت کرخه آمده بودند و با توپ شهر را می زدند. چون اندیمشک در گودی بود تعدادی بیشماری توپ به سمت شهر می زدند و اگر گرایش را درست می گرفتند و همه توپ ها به شهر می خورد من الان با شما صحبت نمی کردم. انقدر نزدیک شده بودند که به راحتی شهر را می زدند. به دلیل شرایط استراتژیک شهر که کنار دزفول هم واقع شده بود عراق بعد از اینکه از کرخه عقب رانده شد این دو شهر را
جزییات جدید از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
... آمد خانه پدرم گفت سکوت، اکبر گفت سکوت. اذیتت می کنند و ... *روزهای شهلا بعد از تختی چطور می گذشت؟ زن جوان بیوه آن هم بیوه یک آدم خیلی مشهور؟ شهلا خیلی شجاع بود. تنها می رفت. تنها می آمد. از هیچ کسی و هیچ چیزی نمی ترسید. درسش را عالی می خواند. تمام روز را کتاب می خواند. عاشق کتاب بود. از جیب خود کتاب می خرید و به بچه ها هدیه می داد. خانه اش را نگاه کنید، پر کتاب است. این چند وقت
سرقت طلا با یک جعبه شیرینی + عکس
به گزارش کرج رسا ، این مرد که مهدی نام دارد پس از سرقت 30میلیون تومان طلا از یک طلافروشی تحت تعقیب پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. شاکی در تشریح نحوه سرقت گفت: مهدی طی چند روز، چندبار پشت سر هم به مغازه ام آمد و گفت که می خواهد یک سرویس طلا برای همسرش بخرد. او سرانجام یک سرویس انتخاب کرد و مدعی شد به زودی همراه همسرش برای خرید می آید. سرویسی که او انتخاب کرده بود 30میلیون تومان ارزش داشت و
زنگ خطر طلاق در خراسان جنوبی بلندتر شد/قبح طلاق در جامعه شکست و مسئولان فرهنگی همچنان در آرامش خاطر به ...
بود برای ازدواج راهی خانه شوهرش شود، به او می گفتند با لباس سفید به خانه شوهر برو و با کفن برگرد...یعنی حق قهرکردن، حق اینکه بخواهی ناز کنی و برای هر مسئله ای با همسرت دعوا کنی بعد به خانه پدرت بیایی را نداری. و به داماد می گفتند باید تمام تلاشت را بکنی تا همسرت را خوشبخت کنی و از او به خوبی محافظت کنی در این موقع بود که زن و مرد همدیگر را بهتر درک می کردند و نسبت به یکدیگر احترام و
گفتگوی خاص و منتشر نشده از مرتضی احمدی
بستند و با اتهام های سیاسی سعی در خانه نشین کردن هنرمندان داشتند. به خصوص اینکه آمریکا و انگلستان در کشور، همه کاره شده بودند. من هم که در آن زمان تازه ازدواج کرده بودم، وارد راه آهن شدم و به اهواز رفتم. البته دو ماه بعد از آن، به دعوت رادیو اهواز در آنجا مشغول به کار شدم، هر چند که حقوق نمی گرفتم. در واقع 38 سال عمر من در رادیو گذشت، آن هم با حقوق اندک. در رادیو تهران هزار و 602 تومان حقوق می
همزمان با انتشار آلبوم جدیدش، وارد زندگی گذشته و امروز ادل شوید و از جزئیات ترانه های آلبوم بخوانید/ ...
نوجوانی و اوایل دهه سوم زندگی ام شروع شده." به گزارش سرویس موسیقی جهان کافه سینما و به نقل از رولینگ استون، ادل هنوز تصمیم نگرفته که آیا بعد از عرضه آلبوم 25 اش توری جهانی و کامل برگزار کند یا نه- در حال حاضر همه تمرین هایش برای اجراهای تلویزیونی است. گروه او چند عضو جدید دارد و او به طور خاص به دلیل اینکه برای اولین بار یک نوازنده پرکاشن دارد هیجان زده شده است همچنان که از قهرمانان
زندانیان ایرانی مبتلا به آسم، هپاتیت و بیماری های قلبی شده اند
خودمان رو نیاوریم، برویم به آمریکا رو بیندازیم؟ خانم تقوی همسر جواد امینی زندانی ایرانی در ترکمنستان می گوید: شوهر من الآن تقریباً 60 سالش است. مگر چند سال دیگر می خواهد زندگی کند؟ من در 57 سالگی سکته کردم. همه این هایی که من را می شناسند می دانند، چند ماه است زبانم دوباره باز شده است. بچه هایم همه زندگی خودشان را دارند. من یک زن تنها در خانه، شب ها از ناراحتی و وحشت گریه می کنم. من و
چگونه با پدرت آشنا شدم؟!/ داماد شب کار
تا امروز فقط بلد بودند گاز اشک را بیندازند وسط اتاق و خب اگر همه اینها را فراموش کنی می توانی در نامه بعد بالاخره منتظر خواندن ماجرای عروسی ام باشی... . تا بعد- مادرت روزنامه شهروند/ مجموعه نامه های مونا زارع را در این جا ببینید. در سرویس طنز سایت پویش، هر روز جدید ترین مطالب طنز و کاریکاتور را ببینید.
فرهنگ در رسانه
سینما خواهد توانست تماشاگران را به سالن سینما بکشاند، گفت: سعی می کنیم سینما را گرم کنیم. این فیلم روایت زنی به نام ناهید است که در خیابان های تهران به دنبال شوهرش می گردد تا راز زندگی شان را کشف کند. اثر آخر نیکی کریمی چهارمین ساخته او پس از یک شب ، چند روز بعد و سوت پایان است که در بخش مسابقه اصلی جشنواره فیلم فجر اکران شد و توانست دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن برای لیلا زارع و جایزه ویژه هیات
مردم کتاب نخوان سر ذوق آمدند/ چیستا یثربی، نویسنده پاورقیِ پستچی کیست؟
همیشه آرزو داشتم خانه باغچه ای داشتم، با علی ازدواج می کردم و بچه های زیادی هم داشتیم. *درست است، اما چرا در تمام این سال ها تغییری اتفاق نمی افتد؟ بلوغ این عاشقانه کجاست؟ چرا از 14 تا 20 و چند سالگی هر قدر هم بزرگ تر می شوید، عشق تان تغییری نمی کند؟ آرزوهای من بزرگ شد، علی هم به همان نسبت بزرگ شد. او پسربچه پستچی بود و من وقتی عاشقش شدم، نمی دانستم عمران می خواند. علی تیزهوش
جزییات جدید از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
می نویسند درست نیست. اینها همه اراجیف است. *جشن عروسی چند وقت بعد از مراسم عقدکنان برگزار شد؟ خیلی زود. یک ماه هم نمی شد. مراسم عقد در خانه ما برگزار شد و عروسی در باشگاه دانشگاه. *فاصله بین آشنایی تختی با شهلا و جشن عروسی چه مقدار بود؟ دقیقا نمی دانم. ولی فکر نمی کنم یک ماه بیشتر طول کشیده باشد. چون مراسم عقد کمی بعد از آشنایی این دو برگزار شد. عروسی در
کرامات امام رضا (ع)
تا زیارتنامه بخوانم ، کسی به من مراجعه نکرد. ماءیوس شدم ، یک وقت به یاد داستان سامرا که قبلاً گذشت افتادم ، آمدم کنار صحن امام رضا علیه السلام عرض کردم : یا امام رضا! من مهمان شما و محتاج ، به شما پناه آورده ام ، شما اهل کرامت و بخشش هستید؛ (( عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم )) بعد از چند دقیقه یکی از سادات که از دوستانم بود از راه رسید و گفت
سرانجام ازدواج دوم نامداری چه می شود؟
/> حدود دو سال پیش گرچه چند ماهی بود که شایعه ازدواج دو مجری جوان تلویزیون زبان به زبان می چرخید اما فرزاد حسنی، با خواندن شعری عاشقانه در یکی از برنامه های تلویزیونی به بی خبران، خبر این ازدواج را رساند. فرزاد حسنی در یک برنامه تلویزیونی شعری را به همسرش تقدیم کرد و به همین وسیله اعلام کرد که با عشق پای سفره عقد نشسته است. حدود یک سال و نیم پیش تصویر آزاده نامداری
بازی "کلش آف کلنز" جنگ قبایل یا جنگ اعتقادات
نیست. شبهه هائی که در ذهن جوان شما، دانشجوی شما، حتّی دانش آموز شما القاء می کنند، شبهه هائی از جنس روز است. در مقابل این کی می خواهد بایستد؟ غیر از علمای دین، غیر از مرزداران عقیده چه کسی باید در مقابل این تیرهای مسموم و زهرآگین بایستد و قرار بگیرد؟ این، مطلب دوم. جنگ قبایل یا جنگ اعتقادات... Clash of Clans Or War beliefs مقدمه: کامپیوترها که امروزه در